چند روز پیش از جنت آباد می آمدم در مترو ،
چهار هفته پیش زانویم محکم به ستون بی آر تی کوبیده شد
بخاطر حق نشستن ام که مرا نگهداشتن تا همقطار شان بیاید
.......
افکار پس و پیش گشته خود را کناری بزنم یادتان می آید در مترو بودم؟
مردی آرتیست چهره و ظاهر روبرو دیدم
چیزی روی لباسش بود بزرگ ولی تمرکز نمیشد کرد، چیست؟
از روی آرتیست بودنش توجه مرا به خود جلب کرد با یک کوله پشتی عالی که روی صندلی مترو
... دیدن ادامه ››
گذاشتند و داخلش یک لنز دوربین سیاه حرفه ای زیرکانه نگاه و توجه مرا به خود کشااند
... اععههه ، ایشون عکاسه؟ دوربین عکاسی حرفه ایی
نگاه کردم عکس روی تیشرت هنرمند یک دوربین عکاسی بزرگ بود!!
چه دوربین عکاسی خوووشگلی !!
کنارشان آمدم و سر صحبت بازکردم،
شما عکاس هستید ؟
بله.
من خیلی به هنر و عکاسی و طراحی چهره و... علاقمندم
ولی وقتی کارم شغلم تدریس نگذاشته اند داشته باشم و
دستمزد خودم باشهه.....
چطور میتوانم هنر یاد بگیرم ؟؟؟
.... هنرمند خندیدند خنده ی تلخی
گفتند : بله. متأسفانه هنر درآمدزا نیست
برای دل مون باید کار کنیم.
اضافه کردم: اگررر من پیر شددم و دیدید تازه هنرمند شددم به این خاطرست!
خودشان را معرفی کردند
عکاس حرفه ای و استاد دانشگاه
آقای کوروش برزی
عرض احترام و درود
تبریک و خجسته این عید بر شما،
آرزو احمدیان