در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال عمومی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:31:15
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایشگاه آثار افشین پیرهاشمی در گالری بوم، که به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت او برگزار شد، واجد اهمیتی فراتر از یک رویداد یادبود بود و می‌شد آن را به‌مثابه یک مطالعه‌ی آکادمیک در باب نسبت هنر، زمان‌مندی و تاریخ‌مندی هنرمند خوانش کرد. گالری بوم با نمایش مجموعه‌ی «مطلق» ــ مجموعه‌ای که به‌طور کامل در مالکیت خود گالری بود و نه حاصل یک گردآوری موقت ــ امکان مواجهه‌ای منسجم با بخشی تعیین‌کننده از سیر فکری و بصری افشین پیرهاشمی را فراهم آورده بود. تمرکز بر آثاری که در سال‌های ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ خلق شده بودند، این نمایشگاه را به نوعی آرشیو زنده بدل کرده بود؛ آرشیوی که در آن، اثر هنری همچون سندی تاریخی و زمان‌مند عمل می‌کرد.
در این مجموعه، هیستوری‌سیتیِ هنرمند ــ به‌معنای قرارگرفتن سوژه در بستر نیروهای تاریخی، اجتماعی و گفتمانی زمانه‌ی خویش ــ به‌روشنی قابل ردیابی بود. زبان بصری افشین، چه در انتخاب سوژه و چه در مواجهه‌ی فرمال با بوم، متأثر از زیست‌جهانی بود که در آن شکل گرفته بود. نقاشی‌خط‌هایی که حامل آیات قرآن بودند، سویه‌ای تئولوژیک و تأمل‌برانگیز از کار او را برجسته می‌کردند؛ نه در مقام تزئین یا بازتولید امر قدسی، بلکه به‌مثابه تلاشی برای اندیشیدن به امر قدسی در دل امر معاصر و تاریخی. این آثار، شکافی مفهومی میان ایمان، تصویر و زمان ایجاد کرده بودند و از همین رو، واجد ظرفیت خوانش‌های فلسفی بودند.
در کنار پرتره‌های شناخته‌شده‌ای چون مهناز افشار و مهتاب کرامتی که در حافظه‌ی بصری مخاطب تثبیت شده بودند، آثاری دیده می‌شدند که از منطق بازار فاصله گرفته بودند و بیش از هر چیز بر کنش نقاشانه و بیان شخصی تأکید داشتند. در این آثار، شور و شیدایی درونی، فوران احساس و تعهد عاطفی هنرمند به عمل نقاشی، در حرکت قلم‌مو، شدت ژست‌ها و شیوه‌ی لایه‌گذاری رنگ به‌وضوح قابل مشاهده بود؛ گویی نقاشی در اینجا نه محصول سفارش یا محاسبه، بلکه ضرورتی وجودی و پاسخی صادقانه به تجربه‌ی زیسته‌ی هنرمند بود.
بخش مهمی از آثار این دوره به وقایع سال ۱۳۸۸ و اعتراضات جنبش سبز ارجاع داشتند؛ آثاری که به‌دلیل سانسور، امکان ... دیدن ادامه ›› حضور در نمایشگاه را نیافته بودند. با این‌حال، همین غیبت، خود به شکلی پارادوکسیکال بر حضور تاریخ در این مجموعه تأکید می‌گذاشت و نشان می‌داد که هنر چگونه می‌تواند به حافظه‌ای حذف‌شده و سرکوب‌شده بدل شود. این آثار، چه در حضور و چه در غیاب، بر این نکته صحه می‌گذاشتند که هنرمند موجودی ذاتاً زمان‌مند است و زمان، مکان و وضعیت تاریخی، آگاهانه یا ناخودآگاه، در ساختار اثر هنری رسوب می‌کند.
در عین حال، فضای نمایشگاه آکنده از غم و اندوه فقدان افشین پیرهاشمی بود؛ حسی از جای خالی هنرمندی که دیگر در میان ما نبود، اما نگاه و جهان‌بینی‌اش همچنان از خلال آثارش با مخاطب سخن می‌گفت. این فقدان، مواجهه با آثار را به تجربه‌ای دوگانه بدل کرده بود: از یک‌سو خوانشی تحلیلی و پژوهشی، و از سوی دیگر، سوگواری خاموش برای هنرمندی که نبودنش به‌اندازه‌ی حضورش معنادار شده بود.
از این منظر، اقدام گالری بوم حرکتی آگاهانه در جهت تولید دانش و حافظه‌ی هنری به‌شمار می‌آمد، نه صرفاً نمایش اثر. این رویکرد نشان داده بود که چنین نمایشگاه‌هایی می‌توانند به بستری مهم برای تحقیق و پژوهش هنرمندان و هنرپژوهان جوان بدل شوند؛ بستری که در آن، اثر هنری نه به‌عنوان شیئی منفصل، بلکه به‌مثابه گره‌گاهی میان تاریخ، فلسفه، زیست‌جهان و فقدان هنرمند مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

افشین جان، نبودنت هنوز درد می‌کند و حضورت در آثارت نفس می‌کشد.
یادت گرامی🖤
نشانی دقیق موفقیت وشکست :

آدرس موفقیت:

بزرگراه توکل، بلوار آرامش، خیابان صبوری، میدان عمل، مجتمع انگیزه، واحد پشتکار، پلاک اول، منزل صداقت

آدرس شکست:

بزرگراه بدبینی، بلوار حقارت، خیابان توهم، میدان شعار، بن‌بست چه کنم؟، مجتمع یأس، طبقه زیرزمین، منزل فلاکت

البته این نوعی کلمه پیرایی وامیدبخشی روانشناختی است وگفته من نیست.ابراز گفته آزاد است و اجباری در پذیرفتن خواننده نیست .لطفا شما جدی نگیرید !
روانشناسی زرد؟! دکتر انوشه؟!
۲ روز پیش، سه‌شنبه
ویگن اوانسیان
من متوجه کلیت نشدم.
یعنی به خداوندگار خاورمیانه توکل کنید، آرام باشید، صبور باشید فقط ۵۰ سال اولش سخته، خوب کار کنید و حقوق ۳۰، ۴۰ تومنی بگیرید، انگیزه داشته باشید که سال دیگه حقوق آتون بشه ۴۵ تومن، پشتکار داشته باشید بعد کار اول،با اسنپ مسافرکشی کنید، ایشالا یه خونه ۴۰ متری بعد ۷۰ سال میخرید.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هنر پناهی‌ست کوتاه؛
گریزی از فکرهای پوچ،
از شرایطِ ناپایدار.

برای لحظه‌ای
ذهن را رها می‌کنم
تا از این آشفتگی
دور شود.

اما این فرار
تا کجا دوام خواهد آورد؟

و وقتی پرده بیفتد،
من می‌مانم
و تمام آن فکرهایی
که برای لحظه‌ای
فراموششان کرده بودم…
حسام؟ این را خواند
سالار ناجی، ویگن اوانسیان و شادی ناجی این را دوست دارند
و گاه
پرده که می‌افتد،
من می‌مانم
و آدم‌هایی
که دیگر روی صحنه نیستند،
اما سرنوشتشان
همچنان در ذهنم ادامه دارد
انگار پایانِ نمایش
برای آن‌ها پایان نیست

و من
تماشاگرِ ادامه‌ی قصه‌شان می‌شوم
در کنار تمام آن فکرهایی
که برای لحظه‌ای
فراموششان کرده بودم…
۲ روز پیش، سه‌شنبه
سالار ناجی
و گاه پرده که می‌افتد، من می‌مانم و آدم‌هایی که دیگر روی صحنه نیستند، اما سرنوشتشان همچنان در ذهنم ادامه دارد انگار پایانِ نمایش برای آن‌ها پایان نیست و من تماشاگرِ ادامه‌ی قصه‌شان ...
چه زیبا✨❤️
۲ روز پیش، سه‌شنبه
ماهان گلگلی
چه زیبا✨❤️
مخلصیم🌻
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه سوال داشتم. من اسم ها هیچ وقت تو خاطرم نمیمونه. یادمه یه نمایش مدت ها تو سنگلج اجرا میرفت حدود سال های۹۳-۹۴ راجع به واپسین روزهای زندگی لطفعلی خان زند🥺 با وجود چنین درام تاریخی تلخی کلی هم کنایه طنز داشت. مدت هاست دنبال اسم نمایش و نویسنده هستم.
جالبه منم با سنگلج شروع کردم با سیاه بازی ها و کلی نمایش دیگه که الآن تو سایت برام یادآوری شد🥺 یادمه هزار شلاق رو که البته اسمش یادم نبود ولی اکثر دیالوگ هاش رو چرا، خیلی دوست داشتم و همه دوستانم رو به زور برده بودم ببینن🙂
۲ روز پیش، سه‌شنبه
سالار ناجی
هزار شلاق (ناصر حبیبیان)
جناب ناجی کاردرست
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم چشمک

فیلم خوبی بود.کارگردانی و لباس خوب بود.
آخر فیلم زیاد خاص نبود.

ای کاش افسانه بایگان در کهنسالی دیگر بازی نکند چون چهره جذاب خود را همانند هدیه تهرانی پس از دفرمه شدن در ذهن تماشاگران خراب میکند.
حسام؟ و سارا داوودی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی فهمیدم جستجویم برای یافتن نمایشنامه یا یک اقتباس شایسته ایرانی از رمان (سفر به انتهای شب) لوئی فردینان سلین ترجمه فرهاد غبرایی نتیجه ای نداده وکارگردان کارکشته ای این حجم از جملات درخور را در متنی تصویری نیاورده است ناچار برخی از آن جملات را این جا نوشتم.شرمنده ام اگر وقت شما را بیهوده گرفته باشم :
نکته قابل توجه دیگری در نوشتار سلین بسیار بدان اشاره شده است و آن سه نقطه هایی است که وی بین جملات و کلمات بکار می برد بگونه ای که معنایی بسیار بیشتر از فاصله، مکث، سکوت یا هر چیز دیگر که در سه نقطه میتوان متصور شد، در لابلای سه نقطه های او قرار می گیرند.از ادبیات گاهی تند وبی ادبانه سلین هم همین جا از شما پوزش می طلبم.

کتاب پر است از جملاتی که تا مدتها در ذهن می ماند و پس از چندسال مخاطب (همچون من) را برای مرور بخش هایی از داستان ترغیب می کند:

شکست بزرگ، در هر موردی، فراموشی است، مخصوصا فراموشی چیزی که آدم را از بین برده و فرصت نداده که بداند آدمیزاد تا چه حد پست است. ص21

کافی ... دیدن ادامه ›› بود که راهی برای رفتن و خوابیدن در کار نباشد تا به خودی خود میل به زنده ماندن هم از بین برود. ص23

کسی که از آینده حرف بزند، مخش معیوب است. حال است که به حساب می آید. زنده کردن گذشته ها جفنگی است که به درد کرم ها می خورد. ص 33

فکر کردن به هر چیزی در نظرم دشوار بود جز به سرنوشتی که از نظر همه بسیار طبیعی است، یعنی به مرگ تدریجی. ص52

عشق عین الکل است، هر قدر ناتوان تر و مست تر بشوی، گمان می کنی که قوی تر و ناتو تری و از حقوق خودت مطمئن تر می شوی. ص80

یکی از بزرگ ترین لذتهای زندگی اش فکر کردن بود و گذشته از این، در صورت امکان، دستمالی پر و پاچه های خوشگل. ص108

هیچ مردی نیست که پیش از هر چیز لافزن نباشد. نقش پادری چاپلوس تقریبا تنها نقشی است که از طریق آن انسان ها وجود همدیگر را با لذت تحمل می کنند. ص128

همچنان که پیر میشوی نمی دانی مرده ها را در ذهنت زنده کنی یا زنده ها را. ص178

هرگز فرصت را از دست نمی داد که به من حالی کند دنیا جای قشنگی است و او کار خوبی کرده که مرا دنیا آورده. این موهبت موهوم کلک رهایی بخش همه مادرها در مقابل بی توجهی شان است. ص182

واقعیت احتضاری است که تمامی ندارد. واقعیت این دنیا مرگ است. باید بین مرگ و دروغ یکی را انتخاب کرد. من هرگز نتوانسته ام خودکشی کنم. ص210

هر جا که باشی بندرت اتفاق می افتد که زندگی به سراغت بیاید و کاسه ای زیر نیم کاسه کثافتش نباشد.

ما طبیعتا آنقدر پوچیم که فقط تفریح می تواند مانع مردن ما بشود. در مورد من، ریسمانی که با شدت مذبوحانه به آن چنگ می زدم، ریسمان سینما بود. ص214

فلسفه بافی فقط یک روی دیگر ترس است و به جایی نمی رسد مگر به موهومات ناشی از بی همتی. ص 216

آدم ها به خاطر کثافت خودشان و به همه فلاکت شان می چسبند و نمی شود بیرون شان کشید. روحشان با همه اینها سرگرم می شود. با گه مالی آینده در اعماق خودشان از بی عدالتی حال انتقام می گیرند. ته وجودشان درستکار و بی جربزه اند. طبیعت شان این است. ص311

زندگی کلاسی است که مبصرش ملال است، تمام مدت آنجا ایستاده که تو را زیر نظر داشته باشد، باید وانمود کنی که سرت به کاری گرم است، به هر قیمتی که هست، به کاری به شدت مورد علاقه، و گرنه سر می رسد و مخت را یک لقمه چپش می کند. ص373
امیرمسعود فدائی و سعید رهنما این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://www.zoomit.ir/storage/465356-first-compact-disc-anniversary-history/

۴۴ سال از عرضه نخستین سی‌دی جهان گذشت
نخستین سی‌دی جهان در چنین روزی در سال ۱۹۸۲ توسط فیلیپس و سونی تولید شد و با فروش میلیاردها نسخه، عصر ذخیره‌سازی مدرن را شکل داد.
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده
کیوان شاهبداغی 🍃
شادی ناجی
دقیقاً سال ۸۹ 😢🥺سالی که دانشجو بودم و خاطرم نمیره. اینکه از سهراب نبوده و چرا من نوشتم سهراب رو یادم نمیاد اما اینکه امروز متوجه اشتباه خودم شدم از شما ممنونم. من اصلاح میکنم. اما پیج فیسبوک ...
خواهش می‌کنم

اون لینک کانال تلگرام جعلیات که تو کامنت اول فرستادم برای چک کردن این جور اشعار خیلی خوب و کاربردیه
۳ روز پیش، دوشنبه
سپهر
خواهش می‌کنم اون لینک کانال تلگرام جعلیات که تو کامنت اول فرستادم برای چک کردن این جور اشعار خیلی خوب و کاربردیه
مدت زمان زیادی هیچ اپلیکشنی ندارم،نصب کردم حتماً از لینک استفاده می‌کنم 🙏
۳ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://www.aparat.com/v/xvzzh3r?refererRef=channel_page

کوروش بزرگ

در میان صفحات تاریخ، نام کوروش بزرگ با مفهومی ماندگار گره خورده است؛ آزادی.

در روزگاری که سرزمین‌ها با شمشیر فتح می‌شدند و مردمان بسیاری به اسارت گرفته می‌شدند، کوروش پس از فتح بابل، رویکردی متفاوت در پیش گرفت.

در منشور منسوب به او، از بازگرداندن مردمان تبعیدشده، احترام به آیین‌ها
و بازسازی نیایشگاه‌ها سخن گفته می‌شود؛ مفاهیمی که تصویری از ... دیدن ادامه ›› مدارا و احترام به فرهنگ‌های گوناگون را نشان می‌دهند.

برای بسیاری، کوروش نمادی از این اندیشه است که قدرت، تنها در فتح سرزمین‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در تواناییِ ساختن
جامعه‌ای است که انسان‌ها در آن بتوانند هویت و باورهای خود را حفظ کنند.

هزاران سال گذشته است؛ اما مفهوم آزادی همچنان زنده است.

و شاید میراث ماندگار کوروش، همین پرسش باشد:

آیا بزرگ‌ترین پیروزی، آزادی انسان‌ها نیست؟

امیر سعید دهقان و امیرمسعود فدائی این را خواندند
حسام? این را دوست دارد
درود به شرف شما بابت پرداختن به این ریشه های فرهنگی مهم و سازنده که باعث غرور و همواره تأمل آدمی میشه 🌹
۴ روز پیش، یکشنبه
حسام?
درود به شرف شما بابت پرداختن به این ریشه های فرهنگی مهم و سازنده که باعث غرور و همواره تأمل آدمی میشه 🌹
بزرگوارید آقا حسام عزیز
ممنونم
۴ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم شانس زندگی

بازیگران،لباس،فیلمنامه ،گریم خوب بود.
آهنگ و کارگردانی ضعیف بود.
حسام? این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام همین الان تو سالنم و بدون تعارف عرض می‌کنم خدمتتون به خدا بدون اینکه بخوام طرفداری کنم یا ضد و نقیض حرف بزنم حتی ارزش رفتن به این ساختمون هم نداره،چه برسه به اینکه بخواد اینجا اجرا ببینید یا وارد کلاس‌های سینمایی بشید البته با احترام به آقای اصغری که خیلی هم معذرت خواهی کردن اینجا اول مهمان دعوت می‌کنن بعداً به فکر جا هستن
خداییش سوال داشتم یعنی حتی در نظر نگرفتن که منی که بلیط تیوال دارم و خریدار بلیطی بودم که خودشونم فکرشو نمی‌کردن کسی اصلا بخواد بلیط این کارو بخره،به اون مهمان ارجحیت نداشتم واقعا !؟!
دمشون گرم این کارا خوبه که میایم می‌بینیم که حداقل قضاوت اشتباه نکرده باشیم
فقط می‌تونم بگم اولین و آخرین بار بود که حتی از بغل این محله و موسسه رد شدم
اول فکر جا و مکان و موقعیت رو بکنید بعد برید موسسه بزنید لطفاً
ویگن اوانسیان
هنوز لوگو هم نداره...
لوگو نداره یه طرف قضیه، حالیش این جاست اینکه اصلاً تازه ساخت که به حساب نمیاد و اولین اجراهای این ساختمان مثلاً موسسه طور که دارای پلاتو و سالن نمایش هست به ظاهر ،سال 94 اجرا رفته روی صحنه،اما چه فایده حتی به اندازه یه تهویه و موقعیت مکانی از نظر مساحت و استاندارد سازه بیشتر شبیه خونه قدیمی های میدان خراسان
۲ روز پیش، سه‌شنبه
مهرداد رضایی
لوگو نداره یه طرف قضیه، حالیش این جاست اینکه اصلاً تازه ساخت که به حساب نمیاد و اولین اجراهای این ساختمان مثلاً موسسه طور که دارای پلاتو و سالن نمایش هست به ظاهر ،سال 94 اجرا رفته روی صحنه،اما ...
وقتی کسی دلسوز نباشه و حس مسئولیت نداشته باشه، همچین اوضاعی پیش میاد. امیدوارم با نظر شما یه تکونی به ذهن و بدنشون بدهند.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید