« مدهآ» رنجی که به بیداری بدل میشود❗
امشب به همراه همسرم در تالار استاد سمندریان، به تماشای «مدهآ»ی حمیدرضا نعیمی نشستیم؛ ومیتوانم بگویم ۷۵ دقیقه فارغ از دغدغه های خارج از سالن مسخ ومبهوت تماشای این اثر خلاقانه و بی بدیل شدیم!
مدهآی نعیمی، بیش از آنکه بازگویی تراژدی اوریپید باشد، مواجههای معاصر با رنج انسان است؛ انسانی که در مرز عشق، خیانت، خشم و انتقام، آرامآرام با تاریکترین بخش وجود خودش روبهرو میشود.
فرم مینیمال اجرا، بازیهای درخشان بهار نوحیان و ریحانه رضی، موسیقی زنده و آواز حرفهای با صدای سحرآمیز سحر لطفی و بهخصوص رقصها و حرکتهای مدرن و شکل فرمالیستی اجرای بازیگران ، برای من چنان در هم تنیده بودند که گویی کلام، موسیقی و بدن، سه زبان یک روح واحد شدهاند.
و شاید بتوان مدهآ را با این جمله منسوب به کارل گوستاو یونگ خواند:
«رنجت را تحمل نکن؛ رنجت را درک کن! این فرصتی است برای بیداری وقتی آگاه شوی، بیچارگیات
... دیدن ادامه ››
تمام میشود.»
مدهآ رنج میکشد، اما مسئله دقیقاً از جایی آغاز میشود که رنج، به جای آنکه فهمیده شود، به خشم و ویرانگری تبدیل میشود!
خالق این اثر، با یک روایت کهن، پرسشی بسیار امروزی پیش روی ما میگذارد:
اگر انسان نتواند رنج خودش را بفهمد، آیا ناگزیر خواهد بود آن را به جهان اطرافش تحمیل کند؟
«مدهآ» را باید دید!! برای مواجهه دوباره با بخش تاریک و پیچیدهای از انسان.
و چه خوب که هنوز تئاتر میتواند بعد از پایان اجرا، ما را با خودمان تنها بگذارد.
استاد عزیزم، حمیدرضا نعیمی بزرگوار
«مدهآ» برای من فقط تماشای یک نمایش نبود؛ تماشای انسانی بود که در آینه رنج خودش، به تاریکی وجودش نگاه میکند...
و من امشب، واقعاً مسخ این آینه شدم.
سایه اتان برتاتر این مرزو بوم مستدام ، سرتان سلامت ، راهتان همواره پرنور وموفقیت✌🏻💚🌱✨