در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 01:01:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
کمدی ارزنده‌ای به دور از ابتذال بود ؛محور داستان بسیار تلخ اما در قاب کمدی کاملا جا افتاده بود و در کل دلپذیر بود .
نمایش همچنین دین اجتماعی و سیاسی خودش رو به وضعیت فعلی ایران ادا کرد .
با تشکر از تمام عوامل به خصوص آقای شریعتی و زرآبادی .
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اَژدَهاک نه با جنایت، بلکه با زخم آغاز می‌شود؛

نمایش پیش از آنکه داستان یک هیولا باشد، داستان زاده شدن آن است. اَژدَهاک بارها می‌گوید: "من که نخواسته بودم دیو باشم" و همین جمله برای من قلب اثر بود. جمله‌ای که یادآوری می‌کند که هیولاها از آسمان نمی‌افتند، بلکه ساخته می‌شوند. دقیق‌تر آن است که ما هیولا‌ها را به وجود می‌آوریم؛ ما دیکتاتور‌ها را می‌پرورانیم. در جایی از اجرا، اَژدَهاک از جهانی سخن می‌گوید که در آن درختان ریشه‌های خود را فراموش کرده‌اند، پیمان دوست با دوست شکسته شده است و گریه شیرخواره ناشنیده می‌ماند. برای من این بخش‌ها فقط توصیف یک سرزمین ویران نبود؛ شرحی بود از جامعه‌ای که آرام آرام زمینه روییدن مارها را فراهم می‌کند. جامعه‌ای که در آن زخم‌ها دیده نمی‌شوند، بی‌عدالتی عادی است و خشونت، خشونت دیگری را می‌زاید.
پایان نمایش برای من تأمل برانگیز بود. اَژدَهاک خواهان مرگ است و آن را راه رهایی می‌بیند اما مرگ او را نمی‌پذیرد. در بند کشیده می‌شود و با این حال می‌گوید: اینک می‌بینم که این شب با همه سنگینی‌اش پا بر شانه‌های من نهاده و من هنوز زنده‌ام!
برای من اَژدَهاک پیش از آنکه داستان سقوط یک ستمگر باشد، مطرح کردن این سوال بود که آیا ما فقط هیولاها را محکوم می‌کنیم یا گاهی در ساختن آنها نیز سهمی داریم!؟

نمایش درخشانی بود و درود به همه عزیزانی که در شکل‌گیری و اجرای این اثر نقش داشتند.
نوید عسکری فراهانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش خوبی بود در مجموع و دوس داشتم،نور پردازی هم عالی بوود،
(اتاق کثیف) پایان تمیزی داشت بنظرم...
خسته نباشید میگم به کل تیم🌱🤍
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازیگرها با انرژی و تعهد قابل‌توجهی روی صحنه حاضر بودن و به‌نظرم نمایش ارزش یک بار دیدن رو داره‌.

۱. در چند صحنه بازیگرا نتونستن خنده‌اشون ... دیدن ادامه ›› رو کنترل کنن که باعث شکستن فضای نمایشی می‌شد؛ مسئله‌ای که هنوز جای کار داره.

۲. نمایش در برخی لحظات بیش از حد روی گریه و برانگیختن احساسات تکیه می‌کرد. اشک ریختن لزوما به معنای تاثیرگذاری عاطفی نیست. علاوه بر این، در بعضی صحنه‌ها دیالوگ‌ها به‌جای اینکه به‌صورت ارگانیک از دل موقعیت و روابط شخصیت‌ها بیرون بیاد، بیشتر کارکرد انتقال پیام داشت. مثلا در صحنه‌ای حضور ناگهانی سیاوش در کنار سهراب بیشتر بهانه‌ای برای بیان جمله‌ی «ظالمان حق مظلوما رو میخورن» به نظر می‌رسید تا نتیجه‌ی طبیعی منطق روایت.

۳. بازیگر نقش شخصیت ترک، بخش مهمی از بار طنز نمایش را به دوش می‌کشید و کیفیت لحظات کمدی رو به شکل محسوسی ارتقا می‌داد. احتمالا اگر نبودش، امتیاز پایین‌تری به نمایش می‌دادم.

۴. اگر اشتباه نکنم از strobe lighting استفاده شده بود. ایجاد حس حرکت استاپ‌موشن در میزانسن و حرکات بازیگران از طریق نور، برای من تجربه‌ای تازه و جذاب بود.

۵. صحنه‌ی پاره شدن تسبیح و پخش شدن مهره‌ها روی زمین، از نظر بصری و دراماتیک یکی از تاثیرگذارترین لحظه‌های نمایش برای من بود.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Sahar S (u.8jmt53)
درباره نمایش زار i
واقعا خوب بود. خیلی لذت بردم . اجرا و تیم و موسیقی عالی و سالن و صندلی و تهویه خوب بود
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شما همتون یک نقطه مشترک دارید، اینکه همتون میترسید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بهفرنیا (behfar82)
درباره نمایش سلول i
«سلول» بیش از آن‌که یک کمدی اجتماعی منسجم باشد، به هجو و شوخی‌های پراکنده تکیه دارد. ایده اولیه جذاب است، اما متن و ریتم اجرا در بسیاری از لحظه‌ها ضعف دارد و باعث می‌شود نمایش از انسجام لازم دور بماند. بازی‌ها در بعضی صحنه‌ها انرژی دارند، اما این انرژی به یک جمع‌بندی تاثیرگذار نمی‌رسد. در مجموع، اجرایی بود که برای من بیشتر شبیه هجو گذرا بود تا یک نمایش کامل و ماندگار.
در سال 1991 دختران افغانستانی که در مرز ها ربوده میشدند ، در بازار به ازای هر کیلوگرم از وزن بدنشان ، 600 ریال فروخته میشدند . جامعه شناسی روسپیگری . سعید مدنی
بعد از مدتها تئاتر دیدم و خیلی لذت بردم.پایان بندی نمایش برام خیلی جالب بود.خسته نباشید.
اجرایی بسیار دقیق و هم خوان با شرایط روحی جامعه. طراحی های خوب و بازی بسیار قابل توجه
مهدی علی‌نژاد این را خواند
مهرداد رضایی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش "مرز" از تیر ماه ۱۴۰۵ مجدد به روی صحنه باز میگردد

ادامه خبر در

https://ana.ir/fa/news/1063299/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B3
امیرمسعود فدائی این را خواند
امید اولیایی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«از دعوت و میزبانی ارزشمند شما برای تماشای تئاتر دیشب صمیمانه سپاسگزارم. اجرای بسیار زیبا و فضای دلنشین آن، شبی خاطره‌انگیز و لذت‌بخش را برای من رقم زد. برای شما و تمامی دست‌اندرکاران، آرزوی موفقیت و درخشش روزافزون دارم.»
مهدی علی‌نژاد این را خواند
محمدجواد اصغری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
((دیکته طور))، پایان زیبایی داشت!
خوشم که عمر گرانمایه را تباه نکردم
به جز شراب نخوردم، به جز گناه نکردم

به غیر تاک نشانان نشان کس نگرفتم
به غیر ساقی مجلس به کس نگاه نکردم

بجز ضیافت مستی بجز پیاله پرستی
خدا گواه نرفتم خدا گواه نکردم

اگر چه توبه نمودم ولی چو خواجه نبودم
که صبر تا شب عید و هلال ماه نکردم

به جرم دامن پاکم اگر به بند ... دیدن ادامه ›› فتادم
برادرانه کسی را فرو به چاه نکردم!

هزار بار اگر مست آب رز شدم اما
برای مرتبه ای آب زیر کاه نکردم

سیاه مست شدم لیک دل سیاه نبودم
به زهد روز کسی را شب سیاه نکردم

اگر نماز شکستم به پای جام نشستم
قسم به عالم مستی که اشتباه نکردم

مهدی ملکی
نوید عسکری فراهانی و سپهر این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من مدتهاست که شماها رو زندگی نکردم
من ویالونی بودم که هیچ وقت جرات نواختنمو‌ن‌ نداشتی
با اختلاف بدترینننننن نمایشی بود که میدیدم، اجرا خیلی ضعیف بود، صحنه خیلی بد طراحی شده بود و در کل نمایش بسیار حوصله سربر با مونولوگ های نه چندان جالب. اصلا توصیه نمی کنم که وقت و هزینه صرف این اجرا کنید.
مهدی علی‌نژاد این را خواند
سلام و ارادت
نمایش افلیا رو تماشا کردید؟
بعید می‌دونم چون مونولوگ‌ها نبود فقط مونولوگ بود
۳ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعاً از دیدن این نمایش لذت بردیم، خنده و داستان خوب کنار هم قرار گرفته بود. بازی‌ها خیلی روان و طبیعی بود، مخصوصاً هماهنگی گروه بازیگران عالی بود. یکی از معدود کمدی‌هایی که فقط به شوخی متکی نیست و قصه هم دارد. خسته نباشید به کل گروه؛ اجرای حرفه‌ای و لذت‌بخشی بود.
محمدرضا بهشتیان این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سانس ویژه اش قضیه اش چیه؟🙏🏻
نمایش آشفته، ناهمگون، پر از عدم سنخیت، ناشیانه، ناپخته، پر از نقص و حتی مسخره ای بود! بزرگترین نقطه مثبتش که اصلا به خاطر همونم رفتم دیدمش، لذت بردن از دیدن رها پوررحمتی توی نمایش بود که حتی اونم در کمال تعجب کاملا به دلم نشست چون نوع رو مخی از صدا و بیان کلمات داشت که تو بیشتر صحنه ها تو ذوقم میزد! "تئاتر" کلا یه سری چیزا داره که خیلی پیش میاد که اصلا دوسش نداشته باشم و این تئاتر پر از اونها بود! چیزایی که فقط روی صحنه فرمیک لعنتی تئاتر ایرانی میتونم ببینم و جلوی دوربین فیلمبرداری اصلا و ابدا موجودیت نداره. صحنه هایی هم داشت که خندوندتم و اونا رو دوس داشتم. درسته که نمایش ضعیفی بود واسم ولی از وقت و هزینه ای که واسش گذاشتم و تجربه دیدنش تا حدی راضی ام!
نمره من به این نمایش: ۲ از ۵
این ۱۲مین تئاتری بود که امسال دیدم!
دوس دارم جلسه تحلیل روانشناختیش رو هم برم!
نمایش اندکی با چالش شروع شد و خود تبدیل به بخشی از اجرا شد
بسیار سخت است اجرایی در حد جهانی با نامی آشنا حتی برای مردمانی با دیدی سطحی و غیر تیاتری با این اسم و شمایل آشنا نباشد
در سالنی که به سختی میشود حتی نمایشی برای تمرین گروهی هنرجو روی صحنه برد ،خود راوی ماجرایی سخت شد که روحی مبارزه طلب مالیخولیایی میطبلد و با هر ضربه و درنگ به دنبال زخمی ترشدن التیامی است که رنج مدام میطلبد
نمایی از روبرو شدن ازدحامی از سختی در دنیای افلیا و حلقه گسترده‌ای از هملت که مرگش جامانده از زمانه است
مدام به خود می‌گویم کجای این موقعیت نمایش و برگرفته از متن است و کجا روح بازیگر را درگیر یک کشمکش تحمیلی یا رنج ناخودآگاه مخاطب میکند ،حتی با وجود بد بودن سالن به ساعت نگاه نمیکنم و شیفته بازی یگانه محمدی میشوم که حتی با وجود قطعی نمایش در اوایل کار تمرکز خود را از دست نمی‌دهد و حتی در بخشی از پایان بی سرانجام کار تماشاگر را غافلگیر میکند
از بابت طراحی آکسسوار صحنه و پوستر نمایش هم بسیار خلاقانه بود و در وصف نمایش ... دیدن ادامه ›› رخنه کرده بود
برای مسعود طیبی عزیز و یگانه محمدی و جهانی که از افلیا به تصویر کشیدن حتی با همه کمبودها متشکرم و قطعا اثری که آرشیو جهانی شکسپیر را پشت سر گذاشته ارزش دیدن و صحبت و یا سکوت به اندازه فهمیدن کار نیاز دارد و میطلبد مخاطب به خصوص خودش را داشته باشد تا همه رنج‌ها را بخاطر زیبای هنر به جان بخرد تا توان جدیدی از این کار را جویا شود
مهدی علی‌نژاد این را خواند
مسعود طیبی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید