مدهآ: تجلی نگاه مردانه بر پیکره زنانگی اساطیری.
اسطوره مدهآ داستان جنون زنی زخم خورده از خیانت است. زنی که در تلاقی قدرت و سلطه خواهی مردانه، عاشق و در تب عشق نقره داغ میشود؛ عشق به نفرت و خشم می انجامد و در تقابل استیصال زن در انتقام و کامجویی به همان نحو که مرد پیش تر او را آزرده بود، شاهد تراژدی تمام عیاری از انتقام به شیوه ای زنانه هستیم.
با مفروضات پیش رو، جدال مده آ با خشم، ترحم، زنانگی، مادرانگی و نفس انتقام و نیز تعمق برای درک آنچه بر ذهن و دوش مده آ و شاید بسیاری دیگر از زنان عالم سنگینی میکند و منجر به جنونی زنانه، شاعرانه و حماسی در زندگی زن میشود؛ شاید همه آن چیزیست که اوریپید در تلاش برای نقش بستن آن بر ذهنیت خواننده/مخاطب است.
اینطور به نظر میرسید که نقطه ضعف این اقتباس، نه پای نهادن بر مقصود اوریپید که به حاشیه راندن آن با به دام نگاه گل درشت و مردانه افتادن است. نمایش در پرده های مرتبط به مدهآی یونانی بسیار وفادارانه نمایشنامه اوریپید را به تصویر میکشد و در کنار فرم سازی صحیح، بهره گیری هوشمندانه از نور و صدا و نیز میزانسن بندی مینیمال اما با کفایت، بر قدر و ارزش آن می افزاید. اینجا انتظار میرود که با سیر شدن نگاه مخاطب از این ابعاد مدهآی اساطیری در پرده های مرتبط با مدهآی مدرن رویکرد تازه تری را دنبال کنیم؛ حرف تازه تری بزنیم یا دستکم به ابعاد دیگری که متن اوریپید از تجلی آن باز مانده یا به تفکر مخاطب
... دیدن ادامه ››
و بهره برداران از نمایشنامهاش وانهاده بپردازیم. لیکن در این نسخه از مدهآ هم ما مجددا تجلی همان سناریو را این بار در جهان مدرن شاهدیم، بدون هیچ حرف پس و پیش.
هر آنچه که بازی توانمند ریحانه رضی به روی صحنه می آورد در میان دیالوگهای گل درشت و جملات تکراری قرن 21ای گم میشود، این نه به آن معناست که متن از بیان مفاهیم بنیادین مد نظر نمایشنامه بازمانده بلکه با تکرار چندباره از ارج آن میکاهد و در میان مانیفست های تکرار شونده و جملات قصاری که به گوش مخاطب آنچنان هم تازگی ندارد غرق میشود، مسیر فکری اثر از مفاهیم عمیقتر انحراف یافته و مدهآ به زنی که صرفا زخم خورده و مغروق غم و یاس گذشته است تحلیل می یابد و مخاطب را به هیچ کنش یا واکنشی سوق نمیدهد.
در نهایت میتوان گفت دغدغه مندی این اثر در میان نگاه تقلیل آمیز صاحب اثر و شناخت محدود وی نسبت به مقوله زن و زنانگی ناپدید میشود و در همان کلیشه قدیمی "همیشه پای یک زن در میان است." مدفون شده و به انتها میرسد.
از میان بازی ها به نظر میرسد بازی خانم رضی بیشتر بر جسارت کاراکتر مده آ نشسته بود و خانم نوحیان با همه توانمندی نتوانستند آنطور که باید شور آتشین مدهآ و خشم توام با یاس و فریب خوردگی وی را به نمایش بگذارند. تصویری که از این مدهآ ارائه شد زنی ضعیف و ناتوان در اعاده حیثیت بر باد رفته بود که حداقل از دیدگاه من با آنچه که اوریپید سعی در بیان آن داشته فاصله دارد.
طراحی لباس بسیار زیبا و چشم نواز بود و در عین تناسب با هر کاراکتر، اصالت در طراحی و استفاده از متریال با کیفیت، امکان راحتی در اجرای فرم را نیز برای بازیگر فراهم کرده بود. از این منظر باید به خانم منوچهری بابت این توجه ریز بینانه به جزئیات تبریک گفت.
یکی دیگر از نقاط قوت این اجرا بهرهگیری از موسیقی سیال و زنده در کنار صدای گوشنواز وکالیست متبحر این گروه بود. حظ مبسوطی بردیم و تجلی دیدگاه افتخارآمیز اوریپید به یاغیگری زنانه رو در صدا و اجرای شما شاهد بودیم.
گروه نورپردازی هم خلاقیت هایی داشتند که شایان تقدیره و بطور کلی در انتها از همه دست اندرکاران اجرایی این پروژه بابت هماهنگی بینظیرشون تشکر میکنم.
به امید موفقیتهای روزافزون