در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 06:31:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
اگر تک به تک ایرادهای کار را با جزئیات قرار باشد توضیح دهم، احتمالا مجبور باشم یک وبلاگ مجزا برای ابراز نظر واقعیم بسازم.
پس به همین بسنده میکنم که اگر مخاطب حرفه‌ای تئاتر هستید، تماشای این اجرا، حتی آخرین گزینه شما هم نیست. اما اگر قصد دارید اولین حضورتان را به عنوان تماشاگر تجربه کنید، احتمالا این کار مورد پسندتان واقع شود. بعد از تجربه چند اجرا خودتان تفاوت کار خوب و بد را تشخیص میدهید.
همه ی ثانیه های این تئاتر رو زندگی کردم
با شوخی ها و غم هاش،با تردیدها و افسوس هاش،
بی نظیره!
گروه عالی
بازی ها بدون ادعا و فوق العاده
خلاقیت در تعویض صحنه ها موج میزنه
کارگردانی درجه یک
متن سرو ته دار
اتفاقاً اسم نمایش سوال نمیپرسه زندگی رو روایت میکنه
واقعاً همینه زندگی
ولی...

سیگار کشیدن نیما
گریه ی کیمیا

ممنون از کارگردان آدم حسابی کار که امروز به ما خیلی لطف داشت.
شماها قطعاً میدرخشید.
و در آخر

نمیدونم ، شاید
امضای کار
فوق العاده
دمتون گرم
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظرم همون بسه برای زندگی ...
«حوالی» با یک ادعا شروع می‌شود: که تآتر نیست. این ادعا در خودِ نام کار هست، در نحوه‌ی چیدمان فضا هست، و در اولین تصویری که تماشاگر می‌بیند: آرشیوی از ویتو آکُنچی. مشکل اینجاست که «حوالی» در طول چهل و پنج دقیقه هیچ‌وقت ثابت نمی‌کند که می‌داند ادعایش چه معنایی دارد.
ناتآتر — اگر بخواهیم این مفهوم را جدی بگیریم — زمانی کار می‌کند که مرزی را که دارد نقض می‌کند، احساس کنی. یعنی تماشاگر باید ابتدا آن مرز را حس کند تا شکستنش معنا داشته باشد. «حوالی» از همان ابتدا اعلام می‌کند که تآتر نیست؛ پس چیزی نمی‌شکند. فقط چیزی نیست.
چهل دقیقه‌ی اول کار از سه عنصر تشکیل شده: تصویر آرشیوی، صدایی که خودش را هوش مصنوعی معرفی می‌کند، و متن‌هایی که روی پرده ظاهر می‌شوند؛ «نور می‌رود»، «نور می‌آید». این متن‌ها برشتی نیستند؛ فاصله‌گذاری وقتی کار می‌کند که چیزی را بشکند یا آشکار کند، نه آنکه توضیح دهد آنچه را که داری می‌بینی. اینجا متن فقط زیرنویس تصویر است.
هوش مصنوعی به عنوان شخصیت که می‌توانست کانون اصلی کار باشد، شخصیت نمی‌شود. صدا دستور می‌خواند. مزاحمت ایجاد نمی‌کند، ناراحتی تولید نمی‌کند، رابطه‌ای با تماشاگر نمی‌سازد. آکُنچی در همان ویدیوی آرشیوی که ابتدای کار نشان داده می‌شود، با نگاه کردن به دوربین یک ناراحتی واقعی تولید می‌کند. «حوالی» فرم آکُنچی را می‌گیرد بدون آن ناراحتی.
بزرگ‌ترین غیاب در «حوالی»، غیاب بازیگر نیست؛ غیابِ غیاب است. وقتی چهل دقیقه تصویر روی پرده داری، فضا پُر است. غیاب باید سنگین باشد، باید ... دیدن ادامه ›› جای خالی فیزیکی‌اش حس شود. اینجا هیچ جای خالی‌ای نیست که کسی از آن رفته باشد.
پنج دقیقه‌ی آخر که چهار داوطلب از میان تماشاگران به خیابان می‌روند، تنها لحظه‌ای است که کار می‌توانست اتفاق بیفتد. خیابان بالقوه غیرقابل کنترل است. اما دوربین هست، کارگردان هست، و همه می‌دانند که این بخشی از اجراست. آن خطر بلافاصله خنثی می‌شود. تا این لحظه هم بدن تماشاگر خسته شده و هم ذهنش جای دیگری است.
«حوالی» درباره‌ی هیچ است. این ادعای خودش است. اما هیچ هم چیزی است که باید نشان داده شود؛ و این کار حتا بلد نیست هیچ را نشان دهد.
من سه بار به دیدنِ این نمایش زیبا رفتم و کاملا راضی بودم.
دمتون گرم❤️
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود و مهر.
یکی از بهترین نمایشهای کمدی مفهومیِ، زیبایی بود که در تمامی این چندین ماه گذشته دیدم.
دمتون گرم، خیلی کارِ زیبا و قوی ای بود، با عوامل بسیار کار درست.
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود و مهر.
یه خدا قوت به تمامی بازیگرها و عوامل این کارِ بسیار زیبا و دلنشین.
من درجایگاه نظر نیستم، از دیدِ من کارِ خیلی خوب و درستی بود، اصلا دوست نداشتی این تئاتر تموم بشه، چون هر یک از تماشاگرها میتونستند کاملا همزاد پنداری کنند، حداقل با یکی از شخصیتها.
تقریبا شخصیتها به گونه ای بود که ما کاملا در زندگی روزمره با اونها برخورد داریم، یا اینکه خودِ ما یکی از همین شخصیتهای داستان هستیم.
کار خیلی رئال و دوست داشتنی، و درست جلو میرفت، و این صدای اول و آخر نمایش، خیلی از مسائل رو مطرح میکرد، و گذر زمان رو به درستی نشون داد.
دستمریزاد، و دم همتون گرم که شبمون رو ساختید، مخصوصا رفقای جانم؛ احمدرضا ی نازنین، شالیزه ی عزیز، کیمیای مهربان، علی جانِ حشمتی ، بنفشه ی دوست داشتنیِ عزیز و تمامی عواملِ کار درستِ این نمایشِ زیبا.
مهزاد (mahzadhrs)
درباره انیمیشن روح i
واقعا لذت میبرم که از امکانات انیمیشن به این شکل برای طرح موضوعات پیچیده ی زندگی استفاده میشه🤩
تو کتاب "وقتی نیچه گریست" یالوم یه عبارت خیلی قشنگی هست که به نظرم دقیقا چکیده ی انیمیشن روحه: "زندگی جرقه ایست میان دو خلا، تاریکی پیش از تولد و تاریکی پس از مرگ."
خطر اسپویل: خیلی جالب بود برام که دقیقا از لغت spark استفاده شده بود به عنوان جرقه ای که روح های متولد نشده لازم داشتن تا وارد زندگی بشن و اون جرقه برخلاف تصور، یه هدف والا یا یه رسالت خاص یا همچین چیزی نیست. صرفا شوق زیستنه!
به این مفهوم به اشکال دیگه ای تو کتاب "دختر پرتقالی" گوردر و تو فیلم "nine days" اودا یا حتی فیلم "perfect days" شاهکار وندرس پرداخته شده ولی روایت soul خیلی صمیمی تر و عامی بود🤩
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمیتونم بگم بی نظیر بود
نمیتونم بگم بد بود
خوب بود ...
مخصوصا راوی پشت صحنه .....
و
امان از سیستم......
گل شید خاموشی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حسین بهراد (acthossein)
درباره نمایش خون بس i
دوستان تخمینتون اینه ک چند وقت روی صحنه میره این نمایش؟
قطعا بازی ها فوق العاده بودن ولی متن نمایش منسجم نبود. به عنوان مخاطب عام جاهایی بود که حس میکردم رها شدم و جاهایی از نمایش هم بود که میگفتم چرا باید این صحنه باشه؟
جملات کلیشه ای هم زیاد بود مخصوصا اونی که تکرار میشد زیاد چشم هات مثل موشکی بود..
نقش دکتر رو حقیقتا من متوجه نشدم. وقتی بازی بازیگران اینقدر بی نقصه کاش نمایش معنا و مفهوم بیشتری رو توی خودش جای بده.
پتانسیل بیشتر رو داشت. در کل ممنونم از خانوم معین و آقای سپهری
امیر مسعود این را خواند
کارخونه تئاتر این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با مهر و درود 🎭

نمایش «این بود زندگی» بیش از آنکه درباره‌ی دو خوابگاه دانشجویی باشد، درباره‌ی یک نسل است؛ نسلی که خوابگاه برایش فقط محل خواب نیست، بلکه نسخه‌ی کوچک‌شده‌ای از جامعه است. هر اتاق، هر تخت و هر هم‌اتاقی نماینده‌ی بخشی از ایران امروز است؛ جوانانی که از شهرهای مختلف با رؤیای موفقیت، استقلال و ساختن آینده به پایتخت آمده‌اند، اما به تدریج درمی‌یابند که مسیر پیش رویشان آن‌قدرها هموار نیست.

خوابگاه در این نمایش به یک استعاره تبدیل می‌شود؛ فضایی موقت که آدم‌ها در آن زندگی می‌کنند بی‌آنکه احساس تعلق واقعی داشته باشند. همان‌گونه که بسیاری از جوانان امروز در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که نمی‌دانند قرار است در آن بمانند، مهاجرت کنند یا به نقطه‌ی آغاز ... دیدن ادامه ›› بازگردند.

تلخ‌ترین بخش نمایش شاید این باشد که شکست شخصیت‌ها حاصل تنبلی یا بی‌استعدادی آنان نیست. برعکس، بسیاری از آن‌ها با امید، انگیزه و توانایی وارد دانشگاه شده‌اند، اما ساختارهای اقتصادی و اجتماعی چنان تنگ شده‌اند که حتی تلاش فردی نیز تضمینی برای موفقیت نیست. در نتیجه، تهران که قرار بود مقصد آرزوها باشد، به ایستگاهی موقت برای سرخوردگی تبدیل می‌شود.

نمایش همچنین به شکاف میان وعده و واقعیت اشاره می‌کند. از کودکی به این جوانان گفته شده است که درس بخوانید تا آینده‌ای بهتر داشته باشید، اما اکنون در آستانه‌ی فارغ‌التحصیلی با بیکاری، مهاجرت اجباری یا بازگشت به شهرهای خود روبه‌رو هستند. گویی قرارداد نانوشته‌ای که جامعه با آنان بسته بود، یک‌طرفه نقض شده است.

شاید مهم‌ترین دستاورد نمایش این باشد که به جای روایت قهرمانان بزرگ، سراغ آدم‌های معمولی می‌رود؛ کسانی که نه قرار است جهان را تغییر دهند و نه نامشان در تاریخ ثبت شود. اما اتفاقاً سرنوشت جامعه را همین آدم‌های معمولی رقم می‌زنند. وقتی رؤیاهای آنان فرسوده شود، جامعه نیز بخشی از توان و امید خود را از دست می‌دهد.

«این بود زندگی» در نهایت جمله‌ای تلخ را پیش روی مخاطب می‌گذارد: مسئله فقط یک خوابگاه یا چند دانشجو نیست؛ مسئله نسلی است که با چمدانی پر از امید وارد صحنه شد، اما حالا میان بازگشت، ماندن و رفتن سرگردان است. عنوان نمایش نیز از همین منظر معنایی دردناک پیدا می‌کند؛ گویی شخصیت‌ها در پایان با حسرت به گذشته نگاه می‌کنند و می‌گویند: پس این بود زندگی؟…
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
بنفشه ریاضی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به موضوع بسیار زیبایی پرداختید لذت بردیم
خداقوت به تمامی عوامل ✨️
آرزوی سلامتی برای همه سربازان 🙌🏻
امیر مسعود این را خواند
علی پیمان این را دوست دارد
ممنونم علی جان.
مرسی از حضور و محبتت😍❤
۴ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگین ضیایی با نمایش «خَطرَنج» به تئاتر شهر می‌آید

به گزارش روابط عمومی پروژه، نمایش «خطرنج» به نویسندگی و کارگردانی نگین ضیایی و تهیه‌کنندگی امین موحدی‌پور، از ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه خواهد رفت.

این اثر که بازخوانی رمان «تصرف عدوانی» نوشته لنا آندرشون به شمار می‌آید، تازه‌ترین اثر گروه تئاتر «واسومانی» است.

نگین ضیایی که اکنون دانشجوی دکترای مطالعات تئاتر است، پیش از این کارگردانی آثار متعددی از جمله نمایش‌های «سه خواهر»، «مِرفی»، «آپارتاید»، «واسومانی»، «بازیافتگی»، «کبوتری ناگهان»، «هفت خواب» و... را در کارنامه هنری خود ثبت کرده است و اکنون با «خطرنج» میزبان مخاطبان تئاتر خواهد بود.

او ... دیدن ادامه ›› پیش از این برای نگارش نمایشنامه «خطرنج»، موفق به دریافت تندیس جشنواره و دیپلم افتخار از هفتمین دوره جشنواره تئاتر «شهر» شده است.

این نمایشنامه در ۱۸ گام به نگارش درآمده و در خلاصه آن آمده است: «نبودِ من دلتنگت نکرد؟ دلت نخواست آهنگ‌هایی که گوش کردی رو برام بفرستی؟ دوست نداشتی چیزهایی که می‌بینی رو نشونم‌ بدی؟ هیچ اتفاقی نیفتاد که دلت بخواد درباره اون با من حرف بزنی؟ اصلاً نگران حالم نشدی؟»

بازیگران و سایر عوامل اجرایی نمایش «خطرنج» به‌زودی معرفی خواهند شد.

عکس: مریم قهرمانی‌زاده
خدا قوت و خسته نباشید میگم به تیم اجرایی
اجرای خوبی بود و قابلیت خوبی در درگیر کردن مخاطب داشت.
به نظرم شاید ایده و متن نمایش جای پرداخت بیشتری داشت.
ریتم خوب و نورپردازی عالی
بازی بازیگران به ویژه خانم معین و آقای سپهری بسیار خوب بود. مخصوصا جابجایی نقش خانم معین خوب در اومده بود و از هنرشون لذت بردم.
پاینده باشید
امیر مسعود این را خواند
mahya mostafa و کارخونه تئاتر این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با تشکر از همه عوامل تئاتر کشتارگاه که با تمام مصائب و مشکلات، توانستند به بهترین شکل هر شب اجرا رو پیش ببرند.
خدا قوت به همه دوستان به خصوص خانم مهجور عزیز که با وجود غم سنگینی که روی دوششون بود، به تعهدشون پایبند بودند.🙏🏻🖤
و تشکر بابت قاب‌های بی‌نظیری که به نمایش گذاشتید🙏🏻
امیر مسعود این را خواند
نسیم خیری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب این شانس رو داشتم که این کار کمدی رو در کنار آقای غلامی عزیز کارگردان این کار ببینم. کمدی خاص و بی نظیری بود و به جرات می شه گفت در نوع خود کاملا جدید بود و مشابه این سبک کمدی را بنده تاکنون در ایران ندیده بودم ... فقط به همین اکتفا کنم که بعضا سالن از خنده های تماشاگران به درجه انفجار می رسید... همه بازی ها عالی و درخشان بودند علی الخصوص بازی آقای صمیمی و خانم ها نظری و بصیری فر را خیلی پسندیدم ... کارگردانی آقای غلامی کاملا درست و در حد اعلا بود مضاف بر اینکه متن نمایش و داستان هم بسیار منسجم و قابل توجه نوشته شده بود. برای همه علاقمندان نمایش به ویژه نمایش های ژانر کمدی خاص پیشنهاد می کنم بدون فوت وقت در اولین فرصت به تماشای این نمایش بنشینند و لذت ببرند.
امیر مسعود این را خواند
پریسا صادق این را دوست دارد
ممنون از لطف شما
خدارو شاکریم که دوست داشتید 🙏🏽🙏🏽🙏🏽
۴ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ببخشید بایط ما برای ۱۷ تیر هست ایا برگزار می شود؟
با مهر و درود 🎭

«قتل آقای هاورشام» در دورانی روی صحنه می‌آید که بخش قابل توجهی از کمدی‌ها برای خنداندن تماشاگر به شوخی‌های کلامی، جنسی یا ارجاعات روزمره متکی هستند؛ اما این نمایش مسیر دیگری را انتخاب می‌کند. خنده در این اثر نه از آنچه شخصیت‌ها می‌گویند، بلکه از آنچه بر سرشان می‌آید شکل می‌گیرد. شکست‌های پیاپی، فروپاشی نظم صحنه و تلاش ناامیدانه بازیگران برای ادامه دادن نمایش، منبع اصلی طنز هستند.

نکته قابل توجه این است که اثر هرگز داستان را فدای خنده نمی‌کند. با وجود حجم بالای موقعیت‌های کمیک، روایت قتل همچنان پیش می‌رود و تماشاگر علاوه بر خندیدن، درگیر سرنوشت ماجرا نیز باقی می‌ماند. این ویژگی نشان می‌دهد که سازندگان نمایش به جای چیدن مجموعه‌ای از شوخی‌های پراکنده، ساختاری منسجم را طراحی کرده‌اند.

از سوی دیگر، نمایش به سنت کمدی فیزیکی بازمی‌گردد؛ سنتی که در آن بدن بازیگر، ریتم اجرا و اتفاقات صحنه مهم‌تر از دیالوگ‌های بامزه هستند. ... دیدن ادامه ›› به همین دلیل خنده‌ای که تولید می‌کند وابسته به زبان، فرهنگ یا شوخی‌های زودگذر نیست و می‌تواند با طیف گسترده‌ای از مخاطبان ارتباط برقرار کند.

اما شاید ارزشمندترین وجه این اجرا، فراتر از تکنیک‌ها و شگردهای نمایشی آن باشد. در روزگاری که فشارهای اقتصادی، اجتماعی و دغدغه‌های روزمره، فرصت شادی را از بسیاری از مردم گرفته است، ساختن یک ساعت و چهل دقیقه خنده و آسودگی کار کوچکی نیست. هنرمندان این نمایش نه‌تنها یک کمدی موفق خلق کرده‌اند، بلکه برای مدتی کوتاه امکان فاصله گرفتن از اضطراب‌ها و دشواری‌های زندگی را نیز فراهم می‌کنند. به همین دلیل باید از گروه اجرایی قدردانی کرد؛ زیرا در میان انبوه خبرهای تلخ و نگرانی‌های روزمره، لحظاتی خوش، صمیمی و انسانی برای تماشاگران می‌آفرینند و یادآوری می‌کنند که خندیدن هنوز یکی از راه‌های مقاومت است.

مانا باشید. 🌷🍃🌱🌷
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
خیلی مچکر از انرژی خوبتون و ممنون که برای ما نوشتید نظرتونو🙏🏽🙏🏽🙏🏽
۴ ساعت پیش
پریسا صادق
خیلی مچکر از انرژی خوبتون و ممنون که برای ما نوشتید نظرتونو🙏🏽🙏🏽🙏🏽
خواهش می‌کنم. وظیفه ما به عنوان تماشاگر این است که از کارهای خوب حمایت کنیم. برای شما و تمام گروه آرزوی موفقیت دارم. 🌷
۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب اول تیر ۱۴۰۵ این نمایش فوق العاده رو دیدم و واقعا لذت بردم از این همه ظرافت طنازی و زیبایی اجرای این عزیزان زحمتکش که نشون داد هنوزم میشه بدون شوخی های زشت جنسی و جوک های مسخره و تکراری فضای مجازی این همه از فضای کمدی به همراه خانواده بدون استرس لذت برد
ممنون از تک تک بازیگرانش و عوامل زحمتکش
به امید اجراهای بیشتر و نمایش های بیشتر
امیر مسعود این را خواند
قدردانِ لطف خدا و شما به گروه اجرایی هستیم 🙏🏽
۴ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید