در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال نمایش‌نامه‌خوانی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 10:31:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۸ ساعت پیش
تبریک به علی جان شادمان عزیز
فوق العاده هستی و همیشه میدرخشی.
معین علوی (moein)
هنرساز
درباره نمایشنامه‌خوانی اپیدمی i
۲۱ ساعت پیش
خسته نباشید و خداقوت میگم به تک تک اعضای این تیم جوان و درخشان . با این که معمولا به شخصه نمایش نامه خوانی را نمی‌پسندم ولیکن نوع اجرای این کار همراه با داستانی گیرا و قابل تأمل بر دل و جان نشست و از تماشای کار خسته نشدم.
مجددا خسته نباشید عرض میکنم به تمامی عوامل و به امید کار های بیشتر از این تیم جوان 🙏🏻🌱
۲ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۱۳:۲۳
واقعا عالی بود یه تجربه خیلی قشنگ برام بود مرسی از همه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۱۲:۳۹
درمورد اون لهستانی شنیدی که ...
۲ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۱۰:۴۹
هنرمندان جوان اجرای خیلی خوبی داشتن...
دیدن این نمایش‌نامه خوانی خیلی لذت‌بخش بود....
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۲۳:۳۸
خیلی خوشحالم اولین تجربه نمایشنامه خوانی رو با شما تجربه کردم.
مانا باشید.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Omid Hosseini (u.s51j01)
هنردوست
درباره نمایشنامه‌خوانی باغ آلبالو i
۳ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۲۳:۰۲
تجربه ایی زیبا و دوست داشتنی با اجرای خوب
یکی از بهترین نکاتش هماهنگی درست نمایش نامه خوان ها با کارکتر های داستان بود به امید اجرا های بیشتر 💐❤️
Omid Hosseini و امیر مسعود این را خواندند
بنفشه ناجی پور و اردلان ادوای این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۱۷:۱۷
اولین تجربه از نمایشنامه خوانی خیلی جذاب و دلنشین بود؛ به امید اجراهای بیشتر
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
اردلان ادوای و بنفشه ناجی پور این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۱۶:۲۷
سلام به گروه باغ البالو. بسیار از کارتون لذت بردم. امیدوارم در کارهای بعدی هم موفق باشین.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
اردلان ادوای این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۱۱:۵۱
قطعه شعری از منصوره اتابکی(زهره):
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۲۳:۰۲
عالی بود
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زینب حقوقی (u.5re8jv)
هنردوست
درباره نمایشنامه‌خوانی کورها i
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۶:۱۴
اجرا رو واقعا دوست داشتم و خسته نباشید میگم به تمامی عوامل این کار جذاب
بازی ها و طراحی صحنه از نکات قوت این کار بود به خصوص بازی آقای آرمان ماهرخ در نقش پیرمرد که بار کمدی کار روی دوش ایشون بود و با هر بار دیالوگ گفتن تماشاچی ها لذت می بردند و می خندیدند.
همچنین بازی آقایی که در مرکز صحنه نشسته بودن برام جذاب بود.
امیرمسعود فدائی، رِزا، آرمان ماهرخ و رضا طهماسبی این را خواندند
سارا حمزه این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۶:۱۳
خوب بود👏🏻🌸
امیرمسعود فدائی و رِزا این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۳:۴۲
نمایشنامه خوانی متفاوتی رو تجربه کردم. برای من نمایشنامه خوانی فرم جدیدی پیدا کرده و لذت بخش تر شده. از نمایش لذت بردیم،
خوآن و راوی قوی با اختلاف اجرا کردن. تلفیق موسیقی اشنا مرتبط با تم نمایشنامه اون رو جذاب تر کرده بود. داستان نمایش برام جالب نبود اما اجرای قوی شاهد بودم.
امیرمسعود فدائی و رِزا این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵ روز پیش، یکشنبه ساعت ۲۳:۲۵
داستان خیلی قشنگی داشت و بازیگرا هم خیلی قوی اجرا کردن
۵ روز پیش، یکشنبه ساعت ۱۸:۵۱
ممنونم از همه تماشگران عزیز که به دیدن نمایش ما اومدن
امیرمسعود فدائی، صبا کیانی و رِزا این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵ روز پیش، یکشنبه ساعت ۱۵:۲۳
اجرای نسل جوان و آینده دار عرصه نمایش رو دیدم و لذت بردم. امیدوارم هر یک از جوانان این نمایشنامه خوانی رو خیلی زود در سن نمایش های بزرگ ببینم. همگی موفق باشید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵ روز پیش، یکشنبه ساعت ۱۵:۴۸
نقش ها برای هر شخص درست انتخاب شده بود بسیار لذت بردم
سپاس از حسن توجه شما 🙏🏼🍒❤️
۵ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵ روز پیش، یکشنبه ساعت ۱۲:۵۲
مرسی از همه تماشاگران عزیز که وقتشون رو کنار ما گذروندن
امیدوارم فرصتی باشه که شما عزیزان رو دوباره ببینیم
مرسی از کارگردان کار که تمامی زحمت ها با ایشون بود 🌸
مهرناز خلیلی، امیرمسعود فدائی و رِزا این را خواندند
فرزاد مولودی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی خروس می‌خواند i
۵ روز پیش، یکشنبه ساعت ۱۲:۰۰
نمایشنامه‌خوانی «خروس می‌خواند» در عمارت نوفل‌لوشاتو اجرا خواهد شد | عکس نمایشنامه‌خوانی «خروس می‌خواند» در عمارت نوفل‌لوشاتو اجرا خواهد شد
نمایشنامه‌خوانی «خروس می‌خواند» به نویسندگی شهرام کرمی و کارگردانی محسن سبزعلی، روز جمعه سوم مهرماه در عمارت نوفل‌لوشاتو اجرا خواهد شد.‌این اثر به تهیه‌کنندگی داود نامور، در ساعت ۱۶:۰۰ به مدت یک ساعت برای علاقه‌مندان به هنرهای نمایشی اجرا می‌شود. در خلاصه داستان این نمایشنامه آمده است: «از دور صدای آواز خروس می‌آید. بچه‌ها پس از سال‌ها برای حل مشکلات، در خانه پدر جمع شده‌اند که با مخالفت او و بازگشت رازآلود برادری گمشده مواجه می‌شوند.» در این نمایشنامه‌خوانی هنرمندانی چون علی یعقوب‌زاده، زهره ...
دیدن ادامه ››

نمایشنامه‌خوانی «خروس می‌خواند» به نویسندگی شهرام کرمی و کارگردانی محسن سبزعلی، روز جمعه سوم مهرماه در عمارت نوفل‌لوشاتو اجرا خواهد شد.‌
این اثر به تهیه‌کنندگی داود نامور، در ساعت ۱۶:۰۰ به مدت یک ساعت برای علاقه‌مندان به هنرهای نمایشی اجرا می‌شود.
در خلاصه داستان این نمایشنامه آمده است: «از دور صدای آواز خروس می‌آید. بچه‌ها پس از سال‌ها برای حل مشکلات، در خانه پدر جمع شده‌اند که با مخالفت او و بازگشت رازآلود برادری گمشده مواجه می‌شوند.» در این نمایشنامه‌خوانی هنرمندانی چون علی یعقوب‌زاده، زهره صادقیان، ابوذر (کیانمهر) غفاری، یاشار خمسه، مهدی اسکندری، مژده رنجبری و محسن سبزعلی به ایفای نقش می‌پردازند.

عوامل این اثر عبارتند از: مشاور کارگردان: دکتر علی یعقوب‌زاده، دبیر رپرتوار: مرتضی صباحی، صحنه‌خوان: مهسا جمالی، مدیربرنامه‌ریزی: علیرضا سبزعلی، دستیار کارگردان: معصومه خوش‌اندام، منشی صحنه: فروزان باقری، مجری گریم: پریسا ملکی، موسیقی: بنیامین فضلی، طراح صحنه: مهسا جمالی، طراح پوستر: مسعود غلامیان، اتاق فرمان: معصومه خوش‌اندام، تدارکات: محمد طالب لو، عکاس و تیزر: وحید دهرویه، فیلم‌بردار و مشاور رسانه: پیام احمدی کاشانی، مدیر هماهنگی و تبلیغات: حمید ناصر و آرش نوری، با همکاری گروه هنری سبز نگار و گروه هنری قلمرو.
علاقه‌مندان جهت تهیه بلیت می‌توانند به سایت «تیوال» مراجعه کنند.

امیرمسعود فدائی و عرفان ضرغامی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵ روز پیش، یکشنبه ساعت ۱۱:۲۹
نمایشنامه خوانی کورها از موریس مترلینگ ما را وارد جهانی میکند که در آن مسئله فقط ندیدن نیست
مسئله این است که انسان اساسا تا چه اندازه میتواند بفهمد کجاست به چه کسی اعتماد کرده و چه چیزی در انتظار اوست

البته چیزی که روی صحنه دیدیم اجرای کامل کورها نبود و تنها بخشهایی از نمایشنامه خوانده و اجرا شده بود
این انتخاب باعث شده بود بخشی از پیوستگی و جهان نمادین متن اصلی از دست برود
مهمتر از همه کودک بینا به طور کامل از اجرا حذف شده بود
شخصیتی که به نظرم حذفش یکی از مهمترین خلاهای این نمایشنامه خوانی بود

در متن مترلینگ گروهی نابینا در دل جنگلی تاریک منتظر کشیشی هستند که آنها را از آسایشگاه بیرون آورده و قرار بوده دوباره بازگرداند
اما ... دیدن ادامه ›› چیزی که آنها نمیدانند و تماشاگر میداند این است که راهنمایشان تمام این مدت در همان نزدیکی مرده است
از همین جا کوری از یک وضعیت جسمانی فراتر میرود و به نمادی از وضعیت انسان تبدیل میشود
انسانی که زندگی میکند تصمیم میگیرد و انتظار میکشد بی آنکه مطمئن باشد واقعا چه اتفاقی در اطرافش در حال رخ دادن است

کشیش در این جهان فقط یک شخصیت نیست
او نماد راهنماست
میتوان او را دین سنت مرجع فلسفه یا هر نظام فکری دانست که انسان امیدوار است پاسخ را بداند
اما راهنما پیش از آنکه ماجرا واقعا آغاز شود مرده است و دیگر پاسخی از او نمی آید
انسانها همچنان منتظر کسی هستند که قرار نیست برگردد

از این زاویه کورها نمایش تنهایی انسان پس از فروپاشی قطعیتهاست
لحظه ای که دیگر کسی نیست بگوید کدام مسیر درست است
پرسش اصلی آرام آرام از کشیش کجاست به پرسشی بزرگتر تبدیل میشود
وقتی کسی راه را نمیداند چطور باید زندگی کرد

جنگل نیز صرفا محل وقوع داستان نیست
فضایی ناشناخته تاریک و بی انتهاست
شبیه خود هستی
صدای دریا باد برگها و قدمهایی که منشا آنها مشخص نیست جهانی میسازند که انسان دائما در آن نشانه میجوید اما هیچ نشانه ای پاسخ قطعی نمیدهد
حتی وقتی ساعت دوازده بار به صدا درمی آید معلوم نیست ظهر است یا نیمه شب
زمان وجود دارد اما انسان نمیداند خودش در کجای آن ایستاده است

یکی از جذابترین بازیهای مترلینگ با مخاطب این است که ابتدا به ما احساس برتری میدهد
ما کشیش مرده را میبینیم و شخصیتها نمیبینند
بنابراین تصور میکنیم تفاوت ما با آنها این است که ما بیناییم
اما در پایان وقتی چیزی ناشناس به آنها نزدیک میشود دیگر ما هم نمیدانیم چیست
نمایش آرام آرام تماشاگر را نیز کور میکند

اینجاست که حذف کودک بینا از این اجرا بیشتر خودش را نشان میدهد
در متن اصلی کودک تنها کسی است که واقعا میتواند ببیند اما نمیتواند آنچه دیده را برای دیگران توضیح دهد
کسانی که زبان دارند نمیبینند و کسی که میبیند زبان لازم برای توضیح حقیقت را ندارد
این تضاد میان دیدن دانستن و توانایی بیان کردن یکی از زیباترین ایده های نمایشنامه است و نبودنش باعث میشد پایان اجرا بخشی از قدرت فلسفی متن اصلی را نداشته باشد

مرگ نیز در کورها شبیه یک هیولا وارد نمیشود
از همان ابتدا آنجاست
آرام ساکت و در چند قدمی آدمهایی که از حضورش خبر ندارند
انگار مترلینگ میگوید مرگ اتفاقی نیست که ناگهان در انتهای زندگی وارد شود
از ابتدا کنار زندگی نشسته است فقط ما حضورش را نمیبینیم

اما شاید تلخترین بخش نمایش نه مرگ بلکه رابطه آدمها با یکدیگر باشد
آنها مدت‌ها کنار هم زندگی کرده اند اما تازه در تاریکی متوجه میشوند چقدر کم یکدیگر را میشناسند
حتی رنج و بیماری کشیش را تا زمان مرگش ندیده اند
اینجا کوری معنای دیگری پیدا میکند
ممکن است سالها کنار یک نفر باشیم صدایش را بشنویم و حضورش را حس کنیم اما واقعا او را نبینیم

بعد از مرگ راهنما اتفاق جالبی رخ میدهد
آدمها به جای اینکه جواب جهان را پیدا کنند به یکدیگر نزدیکتر میشوند
دست یکدیگر را پیدا میکنند و میخواهند کنار هم بمانند
شاید مترلینگ پاسخی برای معنای زندگی نداشته باشد اما در جهانی که هیچکس راه را نمیداند یک امکان کوچک باقی میگذارد
اگر قرار است در تاریکی باشیم دست کم میتوانیم دست دیگری را رها نکنیم

در مورد خود اجرا در میان بازیگران آن بازیگر آقا و خانمی که در بخش پایانی در مرکز صحنه دیالوگ میگفتند برای من بهترینهای اجرا بودند
هم در بیان و هم در انتقال حس سردرگمی و اضطرابی که متن مترلینگ به آن احتیاج دارد حضور قانع کننده تری داشتند

در مقابل ناهماهنگی دخترهایی که در قسمت جلوی صحنه دعا میخواندند آزاردهنده بود
در متنی که ریتم تکرار مکث صدا و سکوت اینقدر اهمیت دارند چنین ناهماهنگی ای خیلی زود به گوش میرسد و بخشی از تمرکز و فضای رازآلود صحنه را از بین میبرد

در پایان نمایشنامه صدای قدمهایی نزدیک میشود
آیا مرگ است
نجات دهنده است
خداست
آینده است
یا فقط موجودی ناشناس
مترلینگ عمدا جواب نمیدهد چون شاید ترس اصلی انسان نه خود مرگ بلکه مواجهه با چیزی باشد که نمیتواند آن را بشناسد یا نامگذاری کند

و شاید مهمترین پرسشی که کورها بعد از خودش باقی میگذارد همین باشد

تفاوت ما با آدمهای آن جنگل چیست

ما هم دقیقا نمیدانیم کجای مسیر ایستاده ایم
چقدر زمان باقی مانده
آنچه به سمت ما می آید چیست
و اغلب امیدواریم کسی پیدا شود که بیشتر از ما بداند و راه را نشانمان دهد

شاید کوری مورد نظر مترلینگ نداشتن چشم نباشد

شاید کوری همان اطمینانی باشد که داریم به اینکه میبینیم