سفری به عمق سکوت و تردید«راز دیوارهای فروریخته» در تالار محراب به روی صحنه میرودنمایش جدید شکیبا علیزاده با بازی علی مربی، هیوا پورشفقی و جمعی از هنرمندان، روایتی معمایی از یک عمارت متروکه را روایت میکند
نمایش «راز دیوارهای فروریخته» به نویسندگی و کارگردانی شکیبا علیزاده و تهیهکنندگی موسسه «شکیبا مهر هنر»، از ۲۱ تیرماه در سالن استاد جمیله شیخیِ تالار محراب به روی صحنه میرود.
این اثر نمایشی که در ژانر وحشت- معمایی تولید شده است، هر شب ساعت ۱۹:۰۰ به مدت ۵۵ دقیقه میزبان علاقهمندان به هنرهای نمایشی خواهد بود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «دو معمار برای مرمت آسایشگاهی متروکه قدم به ساختمانی میگذارند که گذشتهاش هنوز در سکوت دیوارها جریان دارد، جایی که هر قدم، مرز میان واقعیت و حقیقت را مبهمتر میکند.»
در این نمایش هنرمندانی همچون علی مربی، هیوا پورشفقی، حنا جعفری، صابر خرمبخت، آرمین حسنزاده و شیوا کوشکانی به ایفای نقش میپردازند. همچنین عوامل این نمایش عبارتند از: مشاور کارگردان علی مربی، گروه کارگردانی عسل داوودی، عطاالله رادپور ، مدیر تولید حمیدرضا محمدحسینی، طراح لباس، طراح صحنه و سازنده تیزر ماهک سلیمانی، گریم شکیبا علیزاده، مدیر رسانه پیام احمدی کاشانی، عکاس پیام احمدی کاشانی، روابط عمومی طیبه محرمی و...
علاقهمندان برای تهیه بلیط میتوانند به سایت تیوال مراجعه فرمایند.
روایتی از تنشهای خانوادگی و روابط اجتماعی «چشمهای بسته از خواب» به تالار محراب میآیند مجید یاراحمدی نمایشنامه محمد چرمشیر را با بازی فاطمه زمانی، سهیلا قیدی و علی پیلهور روی صحنه میبرد.
نمایش «چشمهای بسته از خواب» به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی و تهیهکنندگی مجید یاراحمدی، از تاریخ ۲۱ تیرماه تا ۸ مردادماه، در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب روی صحنه میرود. این نمایش که هر شب از ساعت ۲۰:۳۰ اجرا میشود، در مدت ۵۰ دقیقه به موضوع استفاده ابزاری فرزندان توسط مادر برای مقابله با پدر و پنهان کردن واقعیتهای روابط اجتماعی میپردازد.
در این اثر نمایشی، فاطمه زمانی، سهیلا قیدی و علی پیلهور به ایفای نقش میپردازند. عوامل این نمایش عبارتند از: مشاور کارگردان غلامحسین شاهعلی، مدیر برنامهریزی مرضیه دهقانپور، دستیاران کارگردان طاها سعیدی و سمیه باباوند، نریشن سحر امیری، طراح صحنه اکرم بایه، طراح لباس آیدا فاضلی، طراح گریم ندا میرزایی، مجری گریم الیا موسوی، طراح پوستر و بروشور مینا قانع، طراح نور مجید احمدآبادی، مجری طرح آرمینا عباسزاده، روابط عمومی طیبه محرمی، مدیر رسانه پیام احمدی کاشانی، مدیر صحنه امیررضا آبی، عکاسان سیروس رستمپور، پیام احمدی کاشانی و حسن رستمپور، ساخت تیزر عرشیا مرادی، دستیار صحنه فاطمه (دریا) اسدی و انتخاب موسیقی پارمیدا یاراحمدی.
علاقهمندان میتوانند جهت تهیه بلیط به سایت تیوال مراجعه نمایند.
یکم و دوم مردادماه در مرکز تئاتر توانش نمایشنامهی «کچل کفترباز» اجراخوانی میشوداجراخوانی «کچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده در مرکز تئاتر توانشنمایشنامهی «کچل کفترباز» روز پنجشنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، در مرکز تئاتر «توانش» اجراخوانی میشود.
به گزارش روابطعمومی گروه، نمایشنامهی «کچل کفترباز» با اقتباسی آزاد از داستان «صمد بهرنگی» و به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز پنجشنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، ساعت ۱۹:۴۵ در مرکز تئاتر توانش برای کودکان، نوجوانان و خانوادهها اجراخوانی خواهد شد.
این نمایشنامه، اقتباس آزاد از داستانی به همین نام، نوشتهی «صمد بهرنگی»، نویسندهی فقید ایران است.
در اجراخوانی «کچل کفترباز»، نقشخوانیِ شخصیتها را (به ترتیب ورود)، هانیه تفکری، عطیه پژم، آناهیتا رضایی، نرگس اصغری، عرشیا صادقینیا، امیرسجاد دبیریان، امیرمهدی طایفهنفر، کیمیا حیدری، آناهیتا زحمتکش، سارینا ابراهیمزاده و مهدیار حبیبتبار بر عهده دارند.
سایر عوامل گروه عبارتند از: نگار دولتآبادی (دستیار کارگردان)، ساغر معینفرد (نوازندهی تنبک)، احمدرضا حجارزاده (انتخاب موسیقی)، سهیلا انصاری (ساخت عروسک کاغذی)، ریحانه زارع (طراح پوستر)، احسان رأفتی (عکاس)، امیر پارساییانمهر (امور رسانه و اطلاعرسانی).
در خلاصهداستان این نمایش آمده:«کچلِ کفترباز با مادرش در خانهای کوچک اما باصفا، زندگی آرامی دارند. پادشاه زورگو،که مدام قصر خود را بزرگتر میکند، حالا به همسایگیِ کچل و مادرش رسیده است. دختر پادشاه، هر روز از تراس قصر به زندگیِ سادهی کچل و مادرش نگاه میکند و حسرت خوشبختی آنها را میخورد. وقتی ندیمه به پادشاه خبر میدهد که دخترش به افسردگی مبتلا شده، پادشاه به فکر انتقام از کچل و کفترهایش میافتد».
حجارزاده پیش از این، تجربهی کارگردانی چند نمایشنامهخوانی و فیلم کوتاه را داشته است. او همچنین در شهریورماه سال گذشته، نمایش «جوادیه» را به نویسندگی کهبد تاراج روی صحنه برد که با استقبال خوب تماشاگران روبهرو شد.
گفتنیست نمایشنامهی «کچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز پنجشنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، ساعت ۱۹:۴۵ در مرکز تئاتر «توانش» برای گروه سنی بالای ۵ سال و کودکان، نوجوانان و خانوادهها اجراخوانی خواهد شد.
علاقهمندان به تماشای این اجرا، برای رزرو و تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
نمایشنامهخوانی «+حقوق» به کارگردانی امین کشاورز در بوتیک هنر ایران، روی صحنه میرود.«+حقوق» در بوتیک هنر ایران به گزارش مشاور رسانهای پروژه، نمایشنامهخوانی «+حقوق» به تهیهکنندگی و کارگردانی امین کشاورز، در تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه و ۱ و ۲ مردادماه ۱۴۰۵، در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.
«+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پستمدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدتزمان ۵۰ دقیقه است.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، میخواهد نزد رئیس خود برود.»
نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقشخوانان این اثر به ترتیب خوانش، هستند.
عوامل نمایشنامهخوانی «+حقوق» عبارتند از: بازنویسی، تهیهکننده و کارگردان: امین کشاورز، نویسنده: ژرژ پرک، مترجم انگلیسی: دیوید بلوس، کاری از گروه تئاتر رویای سفید، مشاور کارگردان و مترجم: ویدا کشاورز، گروه کارگردانی: بیتا شاهرضایی، صدرا سلطانیان، طراح نور: امین کشاورز و مشاور رسانهای: علی کشاورز.
ادای احترام به کودکان شهید میناب با برگزاری یک جلسه نمایشنامه خوانیدومین بخش از پروژه سه گانه «قتلی از کلاغ ها» در قالب جلسه نمایشنامه خوانی «گنبد کبود» با ادای احترام به ۱۶۸ کودک شهید مدرسه شجره طیبه میناب در عمارت نوفل لوشاتو پیش روی مخاطبان قرار می گیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه نمایشنامهخوانی «گنبد کبود» به عنوان دومین بخش از سهگانه نمایشی «قتلی از کلاغها» با نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی مهدی امیری، ساعت ۱۷ روز سهشنبه ۱۶ تیر در عمارت نوفللوشاتو برگزار میشود.
در این اجرا به یاد ۱۶۸ کودک شهید مدرسه میناب، از ۱۶۸ کودک کار نیز میزبانی خواهد شد.
نخستین بخش این سهگانه با عنوان «قتلی از کلاغها» قرار بود ۹ اسفند سال گذشته اجرا شود، اما همزمانی آغاز اجرا با جنگ تحمیلی رمضان مانع از اجرای آن شد.
از اینرو «گنبد کبود» بهعنوان ادامه این روایت، نخستین اثری است که مخاطبان از جهان نمایشی این سهگانه تماشا خواهند کرد.
«گنبد کبود» روایت گر نویسندهای نامدار است که باور دارد اندیشههایش دیگر کارایی گذشته را ندارند. هراس از کشته شدن به دست گروههایی که روزگاری آنان را نقد کرده است، او را در موقعیتی قرار میدهد که مرز میان زندگی و مرگ هر لحظه باریکتر میشود. این اثر با فضایی گروتسک، انتزاعی و روایتی غیرخطی، گرههای دراماتیک خود را شکل میدهد.
کرامت رودساز، روزبه اختری، میترا مقدمی و علی برجی بازیگران این نمایشنامهخوانی هستند و مدیسا رژهم نیز بهعنوان راوی حضور دارد. همچنین عرفان سعیدی بهعنوان دستیار کارگردان و برنامهریز، ترلان شیرعلی طراح پوستر و محمد دانشور مدیر و مشاور رسانهای این اثر هستند.
مهدی امیری، تهیهکننده اثر، اعلام کرده است که به یاد ۱۶۸ کودک شهید مدرسه میناب، در این اجرا از ۱۶۸ کودک کار میزبانی و به آنان کمکهزینه تحصیلی اهدا خواهد شد.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت این نمایشنامهخوانی به سامانه تیوال مراجعه کنند.
مصاحبهای که در ادامه میخوانید، برگرفته از گفتوگوی ایو انسلر با ایمی گودمن در برنامه دموکراسینو! است که در مه ۲۰۱۹ و همزمان با انتشار کتاب «عذرخواهی» (The Apology) انجام شده استگفتوگوی ایو انسلر با ایمی گودمن در برنامه دموکراسینودر این کتاب، انسلر بهعنوان نویسندهی نمایشنامهی مشهور «مونولوگهای زنانه» (The Monologues) و بنیانگذار کمپین «روز وی» (V-Day)، روایتگر تلاشی بینظیر برای عبور از یک زخم کهنهست: نوشتن عذرخواهیای از زبان پدرش که او را در کودکی به شدت آزار داده بود.
ایمی گودمن: ایو انسلر، نویسندهی برندهی جوایز تئاتر و نویسندهی «مونولوگهای زنانه» و بنیانگذار «روز وی» به برنامه خوش آمدید. کتاب جدید شما به سادگی «عذرخواهی» نام دارد. میتوانید از مقدمهی کتاب برایمان بخوانید؟
ایو انسلر: از انتظار خسته شدهام. پدرم سالهاست که مرده است. او هرگز کلماتی را که من نیاز دارم، به من نخواهد گفت. او عذرخواهی نخواهد کرد. پس این عذرخواهی باید تصور شود. چرا که در تخیل است که ما از مرزها عبور میکنیم، روایت را عمیقتر میکنیم و نتایجی جایگزین طراحی میکنیم. این نامه، یک فراخوان است. سعی کردهام به پدرم اجازه دهم آنطور که خودش حرف میزد، با من حرف بزند. هرچند من کلماتی را که نیاز داشتم پدرم به من بگوید، نوشتهام، اما مجبور بودم فضا بدهم تا او از درون من عبور کند.
ایمی گودمن: شما در این کتاب از زبان پدرتان مینویسید؛ عذرخواهیای به خودتان از طرف مردی که شما را سالها، از سن ۵ سالگی، آزار داده و مورد تجاوز قرار داده است. دربارهی مسئلهی «همدستی» یا «چشمپوشی» در خانواده بگویید. چگونه ممکن است چنین اتفاقی سالها پنهان بماند؟
ایو انسلر: منظورم این است که چطور زندگی میکنیم و آنچه را میبینیم، نمیبینیم؟ ما مدام در حال ندیدن چیزهایی هستیم که میبینیم. در خانوادهها، اتفاقی میافتد که همه وانمود میکنند اتفاقی نمیافتد. مثل آن فیل توی اتاق است. ما آن را نمیبینیم. به این کشور (آمریکا) نگاه کنید که چقدر چیزها را تازه داریم یاد میگیریم نبینیم. به تغییرات اقلیمی نگاه کنید. من فکر میکنم انکار واقعاً قدرتمند است.
ایمی گودمن: خب، صحبت را طور دیگری مطرح میکنم. به اعضای خانوادهات چه میگویی؟ چون اغلب، فرد آزارگر یک نفر را در خانواده هدف قرار میدهد...
ایو انسلر: دقیقاً. فکر میکنم وقتی مادرم با این موضوع روبرو شد، به من گفت نشانههای زیادی وجود داشته که من مورد آزار بودم. من عفونتهای مزمن مثانه داشتم، شبهراسیهای شدید و هر شب جیغ میزدم، شخصیتم به شدت تغییر کرده بود. من فکر میکنم والدین و اعضای خانواده باید به هم توجه کنند. اگر تغییر ناگهانی در رفتار برادر یا خواهرتان دیدید، با آنها صحبت کنید. به عنوان یک مادر، به دخترتان بگویید: «این حقوق جنسی توست. این حقوق بدن توست. هیچکس حق ندارد بدون رضایت تو به بدنت دست بزند.» با بچهها مستقیم باشید. از حرف زدن دربارهی بدنشان نترسید. اگر در مدرسه هستند به آنها بگویید اگر کسی تو را به اتاقی برد و گفت به کسی نگو، تو به خانه بیا و به من بگو. ما در جامعهای هنوز بسیار پاکدامنمسلک زندگی میکنیم که همه از حرف زدن دربارهی سکس میترسند. حقیقت این است که در ۵ سالگی، ممکن است مورد تجاوز قرار بگیری. در ۵ سالگی، بدنت از نظر جنسی بیدار است. باید کسی باشد که به تو بگوید سکس چیست و چیست نیست. این تو را خراب نمیکند؛ به تو آگاهی میدهد و از تو محافظت میکند.
ایمی گودمن: دربارهی خشونت عاطفیای که پدرت به تو وارد کرد، مینویسی که او به نامزدت گفته تو بچهی وحشتناکی بودهای و آیندهی عشق تو را نفرین کرده است. دربارهاش توضیح بده.
ایو انسلر: به نظر من وقتی کسی در اوایل کودکی به بدنت تجاوز میکند، چنان گیج میشوی که انگار مغزت خاموش میشود. این شخص، کسی است که در دنیا بیشتر از همه دوستش داری. پس یک حس لذت عجیب هم در کار است، اما در عین حال میدانی کاملاً اشتباه است. احساس میکنی داری به مادرت خیانت میکنی. احساس میکنی مورد تعرض قرار گرفتهای. از طرفی تو انتخاب شدهای و این تو را خاص میکند و از این بابت هیجانزدهای. همهی این احساسات متناقض، توانایی تو را برای صمیمیت با هر کس دیگری نابود میکند. آرزوی عشق را در تو میکشد، چون آرزوی دختر برای پدر، بخشی از رشد جنسی ماست. اگر کسی از این آرزوی طبیعی سوءاستفاده کند، اشتیاق را از تو میگیرد. انگار در ۵ سالگی به اوج رسیدهای و در عین حال نابود شدهای. و وقتی او مرا پس زد، من برای همیشه «هیچکس» شدم. بعداً چطور میتوانستم با کسی رابطهای داشته باشم؟
ایمی گودمن: چطور توانستی از این بحران عبور کنی؟
ایو انسلر: سالها طول کشید. قدم به قدم. رواندرمانی، کار روی بدن، برنامههای دوازدهقدمی، حضور در یک جامعه، کنشگری و نوشتن. من خودم را با نوشتن از این مهلکه نجات دادم. نوشتم، نوشتم و نوشتم تا از آن بیرون آمدم.
ایمی گودمن: از روند نوشتن این کتاب بگو. تو برای پدرت که ۳۰ سال پیش مرده، از زبان خودش عذرخواهی مینویسی.
ایو انسلر: این یک روند شگفتانگیز و دیوانهوار بود. من برای چهار ماه کامل، تقریباً در یک حالت خلسهوار فرو رفتم. در خانهای در حومهی شهر، هر روز، هر ظهر و هر شب فقط مشغول این کار بودم. خیلی جالب بود چون کشف کردم که مردهها واقعاً نیاز دارند با ما در گفتوگو باشند. آنها به ما نیاز دارند تا با آنها ارتباط برقرار کنیم تا خودشان آزاد شوند.
ایمی گودمن: در کتاب مینویسی که در این عذرخواهیِ خیالی، پدرت نه فقط به خاطر آزار جنسی، بلکه به خاطر ندادنِ حقِ «خشم» به تو عذرخواهی میکند. این یعنی چه؟
ایو انسلر: یکی از مخربترین کارهایی که پدرم کرد، این بود که اجازه نداد از دستش عصبانی باشم. چون اگر عصبانی میشدم، باید او را متهم میکردم. و اگر او را متهم میکردم، باید حقیقت را فاش میکردم. و اگر حقیقت فاش میشد، خانواده از هم میپاشید. پس من خشم خودم را به درون ریختم و تبدیل به افسردگی، خودتخریبی و انزوا شد. او در این عذرخواهی میگوید: «حق خشم تو را از تو گرفتم. تو حق داشتی فریاد بزنی، حق داشتی مرا متهم کنی، حق داشتی مرا ترک کنی. من آن حق را دزدیدم.»
ایمی گودمن: اما این عذرخواهی را تو نوشتی، نه او. چطور توانستی از پسِ نوشتنِ کلماتی بربیایی که قرار است از طرفِ مردی باشد که بیشترین آسیب را به تو زده؟
ایو انسلر: (خندهای تلخ) جالب اینجاست که وقتی شروع کردم، فکر کردم دارم به او اجازه میدهم که بالاخره حرفش را بزند. اما خیلی زود فهمیدم که دارم از خودم عبور میکنم. من برای سالها سعی کرده بودم روایتِ قربانی را کنار بگذارم و فقط «بازمانده» باشم. اما در این پروژه، مجبور شدم دوباره وارد آن فضای تاریک شوم، این بار نه برای شکایت، بلکه برای بازپسگیریِ صدا. نوشتن از زبانِ متجاوز، سختترین کارِ خلاقانهای بود که تا به حال کردم. چون باید بدونِ دفاع کردن از او، به او اجازه میدادم که حقیقت را بگوید. و حقیقتِ یک آزارگر این است: «میدانستم چه میکنم. انتخاب کردم که این کار را بکنم. و حالا پشیمانم.»
ایمی گودمن: منتقدانی میگویند که تو با این کار، بارِ مسئولیت را از دوشِ متجاوز برداشتهای و خودت را جای او گذاشتهای. پاسخات به آنها چیست؟
ایو انسلر: من اصلاً نمیگویم که قربانی باید عذرخواهیِ متجاوز را تصور کند. این کارِ من بود، یک انتخابِ شخصی و درمانی. من این کار را نکردم تا او را تبرئه کنم. من این کار را کردم تا از قفسِ او بیرون بیایم. تا وقتی او دیگر زنده نیست و هرگز عذرخواهی نکرد، من دیگر منتظرِ یک کلمه از طرفِ او نباشم. من عذرخواهی را از او قرض گرفتم تا خودم را آزاد کنم. این کتاب یک نسخهی رواندرمانی برای همه نیست؛ روایتِ شخصیِ من است.
ایمی گودمن: تو با کمپین «روز وی» و «مونولوگهای زنانه» صدای میلیونها زن را به صحنه آوردی. این کتاب را چقدر در ادامهی همان مسیر میبینی؟
ایو انسلر: دقیقاً ادامهی همان مسیر است. «مونولوگهای زنانه» دربارهی بازپسگیریِ زبانِ بدن بود. «عذرخواهی» دربارهی بازپسگیریِ زبانِ خشم و بخشش است. من باورم این است که تغییرِ فردی و تغییرِ اجتماعی از هم جدا نیستند. اگر من نتوانم با پدرِ مردهام روبهرو شوم، چطور میتوانم با یک سیستمِ مردسالارِ زنده روبهرو شوم؟ اگر نتوانم عذرخواهی را برای خودم تصور کنم، چطور میتوانم برای همهی زنانی که هرگز عذرخواهی نمیشنوند، عدالت بخواهم؟
ایمی گودمن: در بخشهایی از کتاب، پدرت دربارهی پشیمانیاش از سکوتِ مادرت هم حرف میزند. میگوید: «مادرت را هم بخشیدم که ندید.» آیا تو مادرت را بخشیدهای؟
ایو انسلر: (مکث) این سختترین سؤال است. مادرم هم قربانی بود، هم ناظرِ خاموش. من سالها از او عصبانی بودم. اما در این کتاب، پدرم میگوید که او هم در دامِ همان نظام گیر کرده بود؛ نظامی که به زنها یاد میدهد چشمهایشان را ببندند تا خانواده از هم نپاشد. من مادرم را نه به خاطرِ نادیدهگرفتنِ من، بلکه به خاطرِ نادیدهگرفتنِ خودش بخشیدم. او هم یک زنِ ترسیده بود. این بخشش، التیامبخش نبود، اما رهاکننده بود.
ایمی گودمن: و حالا، بعد از نوشتن این کتاب، چه احساسی داری؟ آیا پدرت را بخشیدهای؟
ایو انسلر: (آه میکشد) بخشیدنِ او، هدفِ این کتاب نبود. هدف، بازپسگیریِ داستانم بود. اما به طرز عجیبی، وقتی آن عذرخواهی را از زبانش نوشتم، برای اولینبار احساس کردم که او را میبینم. نه به عنوانِ یک هیولا، بلکه به عنوانِ یک مردِ شکسته که شکستاش را روی من پیاده کرد. بخشش؟ شاید نه به معنایِ سنتیاش. اما رهایی؟ بله. من از آرزویِ یک عذرخواهی که هرگز نمیآید، رها شدم. و این، بزرگترین هدیهای بود که به خودم دادم.
ایمی گودمن: ایو انسلر، از تو سپاسگزارم که این روایتِ صمیمی و شجاعانه را با ما درمیان گذاشتی.
ایو انسلر: از تو ممنونم، ایمی. و از همهی کسانی که این مصاحبه را میخوانند، میخواهم: اگر زخمی کهنه دارید، به خودتان اجازه دهید که خشمتان را بنویسید. حتی اگر طرفِ مقابل هرگز آن را نخواند. نوشتن، خودش یک دادگاهِ منصفانه است.
ترجمه از دکتر بهنام ترابی
سه سانس نخست نمایش «برای فروش» سولد اوت شدآغاز فروش بلیت اجراهای جدیدتمامی بلیتهای سه سانس نخست نمایش «برای فروش» به کارگردانی علی تصدیقی با استقبال چشمگیر مخاطبان به فروش رسید و شب گذشته اجرای افتتاحیه این نمایش نیز با استقبال مخاطبان مواجه شد.
همزمان با تکمیل ظرفیت سه اجرای نخست، بلیت اجراهای جدید این نمایش برای چهارشنبه و جمعه هفته آینده (۱۷ و ۱۹ تیر) در سایت تیوال در دسترس علاقهمندان قرار گرفته و مخاطبان میتوانند با مراجعه به این سامانه نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.
نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از روز گذشته (چهارشنبه ۱۰ تیرماه) در بلکباکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته است.
مهرانه مهینترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعتپیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند.
«بوتیک هنر ایران» در تیرماه ۱۴۰۵ میزبان نمایشهای متعددی خواهد بود.نمایشهای تیرماه ۱۴۰۵ «بوتیک هنر ایران» اعلام شدبه گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی سالن، «بوتیک هنر ایران» با محوریت هنر، تجربه و زندگی با فضاهای چندمنظوره برای اجرای تئاتر، کنسرت، گالری، برای برگزاری رویدادها و فعالیتهای فرهنگی در تیرماه ۱۴۰۵ میزبان نمایشهای متعددی خواهد بود.
نمایشهای این مجموعه در تیرماه ۱۴۰۵ عبارتاند از: «بدن بینقص» به نویسندگی ایو انسلر و کارگردانی بهنام ترابی، «مرز» به نویسندگی حمیدرضا اسدزاده و کارگردانی امید اولیایی، «کاش چشمم نمیدید» به نویسندگی مهدی صفارینژاد و کارگردانی مهدی ملکی، «گلومی ساندی» به نویسندگی و کارگردانی علی حاجیلو و «فقط رئیسجمهور متوجه نشود» به نویسندگی امیرعلی نوری و کارگردانی آرمان محمدی.
«بدن بینقص» بر اساس متنی از ایو انسلر و به کارگردانی بهنام ترابی شکل گرفته است. این اثر در قالب مونولوگی تأملبرانگیز، به مسئله «بدن» بهمثابه یکی از مناقشهبرانگیزترین عرصههای تجربه انسانی میپردازد. ساختار اجرایی اثر با بهرهگیری از الگوهای اجرایی تجربی، صحنه را به فضایی میان آیین و اعتراف بدل میکند. دور دوم اجرای این اثر از پنجشنبه، یازدهم تیرماه، ساعت ۱۹:۱۵ در سالن شماره ۷ بوتیک هنر ایران میزبان مخاطبان تئاتر خواهد بود.
این نمایش به نویسندگی حمیدرضا اسدزاده و کارگردانی و بازیگری امید اولیایی، که در سیوششمین جشنواره تئاتر استان تهران موفق به کسب جوایز متعددی همچون بازیگری و نویسندگی شده است، دور جدید اجراهای خود را از ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵ در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران به روی صحنه خواهد برد. در خلاصه این نمایش آمده است: «سربازی لب مرز، عاشق دختر کولبری میشود...»
نمایش «کاش چشمم نمیدید» به نویسندگی مهدی صفارینژاد و کارگردانی مهدی ملکی، برای نخستینبار در سال ۱۴۰۰ در بخش اصلی جشنواره نمایشهای آیینی و سنتی روی صحنه رفت. این نمایش به شیوهای ترکیبی از گونههای نمایش ایرانی از جمله نقالی، سیاهبازی و تعزیه بهره میبرد. در خلاصه این اثر آمده است: «از دربار دستور رسیده است که حمامیهای شاهد قتل امیرکبیر، در سالمرگش نمایشی اجرا کنند که فعالیتهای او را خیانت جلوه داده و قتلش را خودکشی اعلام کنند.»
«گلومی ساندی» به نویسندگی، کارگردانی و بازیگری علی حاجیلو، مونولوگی در سبک رئال است که دور دوم اجراهای خود را به دلیل استقبال مخاطبان آغاز میکند. این نمایش روایتی از یک دستفروش است که در یک پاساژ متروکه زندگی میکند؛ او در گذشته خود گیر افتاده و میخواهد از آن بیرون بیاید، اما با چیزی که گذشته از او ساخته است، روبهرو میشود.
همچنین بوتیک هنر ایران در تیرماه ۱۴۰۵ با نمایشنامهخوانیهای «صداها» به نویسندگی سوزان گریفین و کارگردانی آریو راقبکیانی، «بازی استریندبرگ» به نویسندگی فردریش دورنمات و کارگردانی باران قاسمینژاد، «+حقوق» به نویسندگی ژرژ پرک و کارگردانی امین کشاورز و «اهالی کولینچیکوف» به نویسندگی نیل سایمون و کارگردانی احد شکری میزبان مخاطبان خواهد بود. علاقهمندان میتوانند بلیت نمایشها را از سایت تیوال یا سینماتیکت تهیه کنند.
همزمان با رونمایی از پوستربلیتفروشی نمایش «خوی حیوانی» آغاز شدنمایش «خوی حیوانی» به کارگردانی و تهیهکنندگی هلیا خادم، همزمان با رونمایی از پوستر رسمی این اثر، وارد مرحله فروش بلیت شد و از اول مردادماه در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه میرود. به گزارش روابط عمومی نمایش «خوی حیوانی»، صفحه فروش بلیت این اثر همزمان با رونمایی از پوستر رسمی نمایش در سامانه تیوال در دسترس علاقهمندان قرار گرفت. نمایشنامه «خوی حیوانی» را بهنام ترابی با اقتباسی از نمایشنامه «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک نوشته است. این نمایش با نگاهی فلسفی و تاریخی، مفاهیمی چون قدرت، ایمان، ایدئولوژی، آزادی و مناسبات انسانی را در قالب یک روایت نمایشی به چالش میکشد.
هلیا خادم، کارگردان و تهیهکننده این اثر، درباره روند تولید نمایش «خوی حیوانی» میگوید:«تولید نمایش خوی حیوانی نزدیک به یک سال به طول انجامید. در این مسیر، گروه با تغییرات و چالشهای متعددی روبهرو شد اما تلاش کردم این دشواریها را نه به عنوان مانع، بلکه بهعنوان بخشی از فرآیند خلق اثر بپذیرم. آنچه امروز با عنوان «خوی حیوانی» روی صحنه میرود، حاصل نزدیک به یک سال ایستادگی، همدلی، اعتماد متقابل و ادامهدادن یک گروه در تمام فراز و نشیبهای این مسیر است.
در خوی حیوانی کوشیدهایم جهانی را ترسیم کنیم که در آن خانه صرفاً یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه، ساختار قدرت و روابط انسانی است؛ فضایی که مرز میان ایمان، ایدئولوژی، آزادی و سلطه را به پرسش میکشد».
در خلاصه داستان این نمایش آمده:«نمایش «خوی حیوانی» روایت مردی است که برای حفظ نظم و باورهای خود، خانوادهاش را در خانهای زندانی میکند. خانه در این نمایش، تنها یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه و ساختار قدرت است، جایی که مناسبات انسانی، ایمان، ایدئولوژی و میل به سلطه، سرنوشت شخصیتها را رقم میزند.» امیرعباس حیدری، هنگامه معلم، تانیا بیات، صادق فخاری، عماد تدوینی و ملیکا حیدری بازیگران نمایش «خوی حیوانی» هستند. دیگر عوامل این اثر عبارتند از: اسدالله عسگری خادم (مدیر پروژه)، محمد لهاک (مجری طرح و طراح پوستر)، ایمان مهرعلی و عماد تدوینی (گروه کارگردانی)، ایمان مهرعلی (برنامهریز)، علی اعتمادی (ساخت دکور)، ترانه راوشی (طراح موسیقی و نوازنده ویولن)، مهرزاد عسکری (نریشن)، پوریا سالخورده (اتاق فرمان)، نسیم حسینی (عکاس)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
نمایش «خوی حیوانی» از اول مردادماه در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه خواهد رفت.
علاقهمندان میتوانند برای رزرو و تهیه بلیت نمایش «خوی حیوانی» به برگه اختصاصی این اثر در سامانه تیوال مراجعه کنند.
دور دوم اجرای نمایش «بدن بینقص» به نویسندگی ایو انسلر و کارگردانی دکتر ترابی در سالن شماره هفت بوتیک ایران آغاز شد.آغاز دور دوم اجرای «بدن بینقص» در سالن شماره هفت بوتیک ایراننمایش «بدن بینقص» مونولوگی تأملبرانگیز درباره بدن است؛ بدنی که در طول تاریخ، همواره در معرض قضاوت، کنترل، شرم و در عین حال مقاومت قرار داشته است. این اثر با عبور از خاطرهها، هراسها و تجربههای زیسته راوی، به رابطه پیچیده انسان با بدن خود میپردازد و میکوشد بدن را نه بهعنوان ابژهای منفعل، بلکه بهمثابه میدانی برای بازتعریف هویت و بازپسگیری صدا روی صحنه احضار کند.
در این اجرا، دکتر ترابی با نگاهی نظری و اجرایی، متن ایو انسلر را در پیوند با اندیشههای جودیت باتلر و ژولیا کریستوا بازخوانی کرده است؛ رویکردی که بدن را همچون متنی سیال میان زبان، جنسیت و قدرت تعریف میکند. بر همین اساس، نمایش از سطح یک روایت شخصی فراتر میرود و به تجربهای مفهومی و انتقادی در باب نسبت بدن، هویت و ساختارهای اجتماعی بدل میشود.
بدن بینقص» از یک سو نخستین اجرای این اثر از ایو انسلر در ایران بهشمار میآید و از سوی دیگر، نخستین بخش از سهگانه زنانه و فمینیستی دکتر ترابی است؛ سهگانهای که بر سه مفهوم بنیادین بدن، شرم و آزادی متمرکز شده و میکوشد از خلال زبان اجرا، نسبت زن، حافظه، اجتماع و رهایی را مورد واکاوی قرار دهد.
دکتر ترابی که در کارنامه هنری و پژوهشی خود همواره به پیوند میان اندیشه، اجرا و تجربههای نو در تئاتر توجه داشته، در این اثر نیز رویکرد آوانگارد و تحلیلی خود را دنبال کرده است؛ رویکردی که بهویژه در مواجهه با مسائل هویتی، جنسیتی و بدنمند، واجد امضای شخصی او در مقام کارگردان و پژوهشگر تئاتر است.
دور دوم اجرای «بدن بینقص» اکنون در سالن شماره هفت بوتیک ایران آغاز شده و علاقهمندان میتوانند برای تماشای این اثر به وب سایت تیوال مراجعه کنند.
«شعلههای سرکش تاریکی» و «یخبستگی؛ درختهای خیابون ولیعصر» روی صحنه میروند
همزمان با آغاز فصل تازه اجراهای تماشاخانه ایرانشهر، دو نمایش «شعلههای سرکش تاریکی» به کارگردانی هوشمند هنرکار و «یخبستگی؛ درختهای خیابون ولیعصر» به نویسندگی و کارگردانی احمد سلگی در سالنهای استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان روی صحنه خواهند رفت.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانهی ایرانشهر، نمایش «شعلههای سرکش تاریکی» نوشته آنتونیو بوئرو با ترجمه مهین اسکویی و طراحی و کارگردانی هوشمند هنرکار، از ۷ تیر، هر شب ساعت ۲۱ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا میشود.
در این نمایش ناهید مسلمی، کاظم هژیرآزاد، سیاوش خادم حسینی، امید معاوی، امیرحسین کفائی، سارینا شیاسی، پریسا شریفی، سارینا سلطانلو، باران عبیری، هومهر بیاتیان، مهیار میرزائی، هومن لواسانیکیا، بهار مهدوی و مهرگان طهرانی به ایفای نقش میپردازند.
این اثر با مدت زمان یک ساعت و ۴۰ دقیقه، داستان دانشآموزان یک آموزشگاه شبانهروزی نابینایان را روایت میکند که زندگی شاد و آرامشان با ورود «ایگناسیو» دستخوش تغییر و نظم آموزشگاه برهم میخورد.
همچنین نمایش «یخبستگی؛ درختهای خیابون ولیعصر» به نویسندگی و کارگردانی احمد سلگی، از ۱۶ تیر، هر شب ساعت ۱۹ در سالن استاد سمندریان میزبان مخاطبان خواهد بود.
سارا بهرامی و مجتبی پیرزاده بازیگران این نمایش هستند که با مدت زمان یک ساعت و ۲۰ دقیقه اجرا میشود.
در خلاصه این نمایش آمده است: «به همدیگه قول داده بودیم که فصل آخرش رو با هم میسازیم؛ پس اگه اینجا فصل آخره، در رو باز کن و بیا تو...»
علاقهمندان برای تهیه بلیت و کسب اطلاعات بیشتر میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
«مرگ اشرف غنی» روی صحنه تئاترابراهیم پشتکوهی نویسنده و کارگردان تئاتر، بهزودی نمایش «مرگ اشرف غنی» را که روایتی اقتباسی از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» به قلم زندهیاد بهرام بیضایی است در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میبرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مدیر رسانه اثر، ابراهیم پشتکوهی نویسنده و کارگردان تئاتر، بهزودی نمایش «مرگ اشرف غنی» را که اقتباسی مدرن و متفاوت از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» به قلم زندهیاد بهرام بیضایی است، روی صحنه تماشاخانه هیلاج میبرد.
پشتکوهی که پیش از این اقتباسی از رمانهای «مثل آب برای شکلات» و «آخرین انار دنیا» را در فضای آمریکای لاتین و کردستان اجرا کرده بود، این بار قصه خود را در حاشیه کابل و به زبان فارسی دری به صحنه میآورد.
در خلاصه داستان «مرگ اشرف غنی» آمده است: «در شب چله، کابل سقوط میکند و طالبان برای یافتن اشرف غنی به خانهای در حاشیه کابل هجوم میبرند.»
این نمایش که تهیهکنندگی آن را مهدی طوفانی برعهده دارد، پیش از این در چهلوچهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین نمایشنامه اقتباسی شده و در بخشهای بهترین موسیقی و بهترین بازیگری زن نیز نامزد دریافت جایزه بوده است.
جزئیات تازهترین اثر ابراهیم پشتکوهی بهزودی اعلام میشود.
«فقط خدا… onlyGod»؛ در جستوجوی معنا در عصر تنهایی انسان معاصرنمایش «فقط خدا» به نویسندگی آرمان مهرابی، شاهین بامداد و محمود رشیدی و کارگردانی محمود رشیدی، با تکیه بر فضایی مینیمال و رویکردی فلسفی ـ روانشناختی، مخاطب را به سفری درونی برای مواجهه با تنهایی، بحران هویت و جستوجوی امر مطلق دعوت میکند؛ سفری که در نهایت به این پرسش بنیادین میرسد که پس از فرو ریختن همه تکیهگاهها، چه چیزی باقی میماند؟
نمایش «فقط خدا… onlyGod» روایت نوع بشر است در رینگ مبارزه زندگی؛ انسانی که گاه غالب است و گاه مغلوب، گاه زخمی و گاه ایستاده، گاه شادمان و گاه مغموم. شخصیتی که محمود رشیدی در هیأت بوکسور، پیک موتوری و دیگر صورتهای انسانی پیش چشم مخاطب قرار میدهد، نه صرفاً یک فرد، بلکه تصویری از انسان در مسیر پر فراز و نشیب زیستن است؛ انسانی که از تولد تا مرگ، با صورتهای مختلف رنج، امید، شکست، ترس و ایمان روبهرو میشود تا سرانجام نسبت خود را با حقیقتی بزرگتر بازشناسد.
نمایش را میتوان روایتی از همین مسیر دانست؛ مسیری که از تردید آغاز میشود، از رنج و تنهایی عبور میکند و در نهایت به مواجههای بیواسطه با حقیقت وجودی انسان میرسد. در این جهان نمایشی، انسان نه قهرمانی بینقص است و نه قربانی مطلق؛ او موجودی است در حال کشف، در حال فرو ریختن و دوباره برخاستن.
این اثر که برای سومین بار روی صحنه میرود، در امتداد تجربههای پیشین خود در بوتیک تئاتر ایران و تالار محراب، همچنان بر حذف پیرایههای روایی و تمرکز بر یک مسئله بنیادین تأکید دارد؛ مسئلهای که نه در قالب داستانی کلاسیک، بلکه در هیأت یک پرسش وجودی پیش روی مخاطب قرار میگیرد.
در جهان «فقط خدا»، انسان معاصر با همه اضطرابها، شکستها، امیدها و ترسهایش به تصویر کشیده میشود. شخصیت محوری نمایش در ظاهر تنهاست، اما در واقع نماینده انسان امروز است؛ انسانی که در میان هیاهوی جهان مدرن، بیش از هر زمان دیگری با خلأ معنا و نیاز به تکیهگاهی پایدار مواجه شده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای اجرای سوم نمایش، انتخاب سالن دوسویه خانه نمایش مهرگان است؛ انتخابی که فراتر از یک تصمیم صحنهای، کارکردی معنایی پیدا میکند. حذف دیوار چهارم و قرار گرفتن تماشاگر در موقعیتی همسطح با بازیگر، مخاطب را از جایگاه ناظر صرف خارج کرده و او را به بخشی از تجربه نمایشی تبدیل میکند.
نمایش با زبانی مینیمال و اجرایی مبتنی بر اقتصاد عناصر صحنه، تلاش میکند مسیر تأویل را برای مخاطب باز بگذارد. در اینجا خبری از پاسخهای قطعی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، مواجهه هر فرد با لایههای پنهان ذهن، خاطرات، ترسها و امیدهای خویش است.
«فقط خدا» همچنین کوششی برای بازتعریف نسبت انسان معاصر با مفهوم خداست. خدا در این اثر، صرفاً مفهومی متافیزیکی نیست، بلکه حضوری وجودی است که انسان در مواجهه با آن یا به فروپاشی میرسد یا به خودشناسی. از این منظر، نمایش بیش از آنکه تنها درباره خدا باشد، درباره انسان و نسبت او با امر مطلق است.
محمود رشیدی در مقام نویسنده، کارگردان و بازیگر، جهانی خلق کرده که مرز میان واقعیت بیرونی و جهان ذهنی را در هم میشکند. نتیجه این رویکرد، اثری است که مخاطب را نه فقط به تماشای یک روایت، بلکه به مشارکت در یک تجربه درونی دعوت میکند.
در نهایت، مهمترین دستاورد «فقط خدا… onlyGod» زنده نگه داشتن پرسشی است که تا پایان اجرا همچنان در ذهن مخاطب باقی میماند: وقتی همه چیز فرو میریزد، چه چیزی باقی میماند؟ پاسخی که نمایش پیش روی مخاطب میگذارد، همان اندازه ساده است که عمیق؛ فقط خدا.
منبع: خبرگزاری پانا
«اَمپاس» به کارگردانی حسین اناری از ۲۱ تیرماه در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه میرودنمایش «اَمپاس» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری، از ۲۱ تیرماه در سالن شماره ۳ مجموعه تئاتر لبخند میزبان مخاطبان خواهد بود.حسین اناری درباره شکلگیری این اثر میگوید: «ابتدا یک مکان در ذهن داشتم و متن را بر اساس آن نوشتم.» او در روند تولید اثر، «ندانستن» را بخشی از فرآیند کشف میداند و معتقد است اگر کارگردان از ابتدا بداند قرار است در پایان به چه چیزی برسد، ویژگی زنده و بکر تمرین از بین میرود.
به گفته اناری، «اَمپاس» در بازیها به واقعگرایی نزدیک است، اما در فرم اجرایی و مداخله عناصر صحنه، به ساختاری پستدراماتیک میرسد. این کارگردان نسبت اصلی اثر با دغدغههای شخصی خود را «ادبیات» و به طور مشخص «شعر» عنوان میکند و سه واژه «شک»، «اعتماد» و «خویش» را نزدیکترین کلمات به جهان نمایش میداند.
او درباره تجربه مخاطب پس از تماشای نمایش، پاسخی قطعی ندارد و معتقد است تجربه زیستهای که هر تماشاگر با خود از سالن خارج میکند، امری شخصی و کشفناشدنی است. اناری همچنین در پاسخ به جملهای که پیش از ورود به سالن به مخاطبان میگوید، تنها یک عبارت را برمیگزیند: «شک خود حقیقت است.»
علی تاریمی، محمد عبدالوند و عارف کبیری بازیگران این نمایش هستند.
دیگر عوامل «اَمپاس» عبارتاند از: دستیار کارگردان عارف کبیری، طراح نور علیرضا میرانجمی، طراح صحنه و لباس حسین اناری، طراح گریم شیرین منصوری، طراح گرافیک محمد حمامی، عکاس امید حیدری، تمریننگار و مجری نور کیمیا شیخ، ساخت دکور احمد اناری، گرافیک صحنه محمدحسن خبیری، مدیر صحنه ادیب پورموسوی، برنامهریز اجرا علی فتحی، مدیر تبلیغات و روابط عمومی آیدا سرمست، ویدئو آرتیست عمران هاشمی، موشن آرتیست مجتبی روحامیان و ایآی آرتیست Damien.
نمایش «اَمپاس» از ۲۱ تیرماه، هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در سالن شماره ۳ مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه خواهد رفت.
نمایش «تلخاب» برای دو شب تمدید شدبه گزارش روابطعمومی اثر، نمایش «تلخاب» به نویسندگی رها پوررحمتی، تهیهکنندگی مشترک سعید آقاخانی و محسن عباسی با کارگردانی عباس اقسامی که دور دوم اجراهای خود را از ۱۷ خرداد در سالن اصلی مرکز تیاترمولوی آغاز کرده بود تا تاریخ ۳۱ خرداد اجرای خود را به مدت دو شب تمدید کرد.
دور دوم «روایت معلق بعد بازگشت» در بوتیک هنر ایراندور دوم اجرای «روایت معلق بعد بازگشت» به کارگردانی محمد علیدادی در بوتیک هنر ایران به صحنه میرود.
به گزارش خبرگزاری مهر، دور دوم اجرای نمایش «روایت معلق بعد بازگشت» به نویسندگی احسان جواهری و کارگردانی محمد علیدادی از یکشنبه ۱۷ خرداد ساعت ۲۰:۳۰ در سالن ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «یه یادگاری، یه خاطره، یه گذشته، یه چیزی شبیه به اینکه بخوای روایت معلق بعد از بازگشت یا روایتی معلق از رفتن یا نبودن بهت این خبر رو بده.»
احسان جواهری، کتایون شجاعی، میترا سلیمانی، رضوان بخشی، محمد وفائیان، ونوس اسدی، محمد امین بندرزاده، کیمیا شول و امیرعلی انتخابی نیکو بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش میپردازند.
نگار امیری به عنوان مجری طرح و سونیا اسماعیلی به عنوان مشاور کارگردان و بازیگردان در این نمایش حضور دارند.
از دیگر عوامل این نمایش میتوان به روابط عمومی: علی یونسی، مدیر تبلیغات: مریم رازقی، طراح پوستر: ایمان جواهری، مدیر اجرایی: ویدا دستورانی و منشی صحنه: نیایش دستورانی اشاره کرد.
علاقهمندان میتوانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال یا گیشه بوتیک هنر ایران تهیه کنند.
نشست بررسی نمایش «تلخاب» برگزار میشودنشست تحلیل و بررسی نمایش «تلخاب» با حضور کارشناسان این حوزه در موسسه روان تحلیلی همراه برگزار میشود.به گزارش تئاترآنلاین، نشست تحلیل و بررسی نمایش «تلخاب» نوشته رها پوررحمتی به کارگردانی عباس اقسامی با تهیهکنندگی سعید آقاخانی و محسن عباسی روز جمعه بیستونهم خرداد ساعت ۱۱ تا ۱۳ در موسسه روان تحلیلی همراه برگزار میشود.
در این نشست تحلیلی، میثم پورغلامی (روانپزشک و رواندرمانگر روانکاوانه)، امین خیراللهی (روانپزشک و رواندرمانگر روانکاوانه) و رها پوررحمتی (روانشناس و نویسنده نمایش تلخاب) به نقد و بررسی این اثر که در تالار مولوی روی صحنه است، خواهند پرداخت.
این نمایش روایتی از زندگی زنی در دربار قاجار است که مفاهیمی همچون اسارت در میل دیگری، شرم و ترس از نداشتهها را به تصویر میکشد.
علاقهمندان میتوانند برای حضور در این نشست به موسسه روان تحلیلی همراه به آدرس خیابان شریعتی، پایین تر از حسینه ارشاد، خیابان کوشا، پلاک ۵ مراجعه کنند.
گفتوگو با محمد علیدادی، کارگردان «روایت معلق بعد از بازگشت»نمایشی از زندگی زیر سایه جنگمحمد علیدادی، نویسنده و کارگردان نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» براین باور است که این اثر روایتی از جنگ است که به یک زمان و یک جغرافیا محدود نمیشود و به زندگیهایی میپردازد که در سایه این اتفاق شوم، مسیر طبیعی خود را از دست میدهند.
نگار امیری: تئاتر در بسیاری از بزنگاههای تاریخی تلاش کرده روایتگر تجربههای انسانی در مواجهه با بحران باشد؛ تجربههایی که گاه در دل جنگها شکل گرفته و به بخشی از حافظه جمعی یک جامعه تبدیل شدهاند. نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» به نویسندگی و کارگردانی محمد علیدادی که این شبها در بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود نیز با چنین رویکردی شکل گرفته است.
این اثر با بهرهگیری از فضایی مینیمال و استفاده از تصاویر و ویدئوهای آرشیوی، تلاش میکند مخاطب را با تجربهای احساسی و تأملبرانگیز از پیامدهای جنگ مواجه کند؛ تجربهای که اگرچه ریشه در یک مقطع تاریخی دارد اما از مرز زمان و جغرافیا عبور میکند.
به بهانه اجرای این نمایش، با محمد علیدادی درباره شکلگیری ایده اثر و دلایل اجرای این نمایش در شرایط امروز جامعه گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید:
نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت»، اگرچه از دل یک موقعیت تاریخی مشخص شکل گرفته است، اما در واقع محدود به همان مقطع نیست. دلایل پرداختن به این نمایش را چگونه برمیشمارید؟
نمایش ما درباره انسانهایی است که جنگ آنها را از ما گرفت؛ درباره ناگفتههایی که هرگز فرصت بیان پیدا نکردند و زندگیهایی که ناخواسته ناتمام ماندند. به نوعی میتوان گفت این نمایش روایت تمام آن سرنوشتهایی است که در سایه جنگ، مسیر طبیعی خود را از دست دادند. برای من، جنگ تنها یک پسزمینه تاریخی نیست، بلکه بستری است برای روایت تجربه انسانی از فقدان، انتظار و ناتمامی.
به نظر میرسد ساختار اثر به گونهای است که حتی با حذف عناصر مستقیم مرتبط با جنگ نیز میتواند در دورههای مختلف قابل اجرا باشد. چرا جنگ را محور اصلی کار قرار دادید؟
بله، کاملاً. موضوعی که در این نمایش مطرح میشود، موضوعی انسانی است و به یک زمان یا جغرافیای خاص محدود نمیشود. جنگ در اینجا بیشتر به عنوان یک وضعیت انسانی مطرح است تا صرفاً یک واقعه تاریخی.
به همین دلیل ما در نمایش، شخصیتی افغان را نیز اضافه کردهایم. حضور این شخصیت در واقع اشارهای است به جهانی که همچنان درگیر جنگ است. این انتخاب به مخاطب یادآوری میکند که مسئله جنگ، مسئلهای جهانی است و تجربه فقدان و ویرانی در نقاط مختلف جهان تکرار میشود.
با توجه به این ظرفیت، چرا به سمت بازنویسی نمایش و اشاره مستقیمتر به بحرانهای روز جامعه نرفتید؟
به باور من، یکی از ویژگیهای مهم تئاتر لایهمند بودن آن است. تئاتر قرار نیست همه چیز را به شکل مستقیم و شعاری بیان کند. ما در نمایش از جنگ صحبت میکنیم، اما هر مخاطب میتواند با توجه به تجربه زیسته خود، برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. برای مثال، در همین جنگ دوازدهروزه اخیر متوجه شدم که نگاه و برداشت بسیاری از اطرافیانم نسبت به مفهوم جنگ تغییر کرده است. این تغییر ناشی از همان ترس و اضطرابی است که در ذات جنگ وجود دارد. بنابراین تلاش کردیم فضایی ایجاد کنیم که مخاطب بتواند با تجربه شخصی خود به اثر نزدیک شود و معنای آن را در ذهن خود کامل کند.
طراحی صحنه در این نمایش بسیار مینیمال است و در کنار آن از ویدئو نیز استفاده شده است. این تصاویر آرشیوی هستند یا برای اجرا تولید شدهاند؟ استفاده از ویدئو چه نقشی در روایت دارد؟
در این اثر از تصاویر و فیلمهای آرشیوی استفاده کردهایم. هدف ما این بود که بتوانیم حس و فضای مورد نظر را به شکل مؤثرتری به مخاطب منتقل کنیم. این تصاویر کمک میکنند حافظه جمعی تماشاگر فعال شود و او بتواند ارتباط عاطفی عمیقتری با موضوع برقرار کند. در کنار آن، طراحی مینیمال صحنه نیز انتخابی آگاهانه بود. ما نمیخواستیم صحنه پر از عناصر بصری باشد که تمرکز مخاطب را از روایت اصلی دور کند. به همین دلیل سادگی صحنه و استفاده از تصاویر آرشیوی در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا فضای ذهنی و احساسی اثر تقویت شود.
نمایش شما در سالن مهرگان اجرا میشود؛ سالنی که نسبت به برخی سالنهای دیگر کمتر شناخته شده است. چرا این سالن را برای اجرا انتخاب کردید؟
انتخاب سالن مهرگان چند دلیل داشت. نخست اینکه شرایط مالی و توافقی که میان سالن و گروه تهیه و تولید شکل گرفت، امکان اجرای نمایش را برای ما فراهم کرد. از سوی دیگر، زمان اجرا برای ما اهمیت زیادی داشت. ما معتقد بودیم پیام این نمایش باید در همین مقطع زمانی مطرح شود. به همین دلیل ترجیح دادیم اجرای نمایش را به تعویق نیندازیم و در همان زمانی که امکانش فراهم شد روی صحنه ببریم.
با توجه به شرایط بحرانی جامعه، برخی گروههای نمایشی ترجیح میدهند اجرای آثار خود را به زمان دیگری موکول کنند. چرا شما چنین تصمیمی نگرفتید؟
از نگاه ما، تئاتر هنری است که در تمام دورههای بحران حرفی برای گفتن داشته است. در بسیاری از مقاطع تاریخی، تئاتر یکی از مهمترین فضاها برای بیان دغدغههای اجتماعی بوده است. «روایت معلق بعد از بازگشت» نیز از همین منظر شکل گرفته است. البته حضور تماشاگر برای هر گروه نمایشی بسیار مهم و دلگرمکننده است، اما در کنار آن ما نوعی تعهد اجتماعی نیز احساس میکنیم.
به باور من، در شرایط بحرانی گفتن و روایت کردن اهمیت بیشتری پیدا میکند. تئاتر میتواند فضایی برای تأمل، همدلی و گفتوگو ایجاد کند و همین مسئله دلیل اصلی ما برای اجرای این نمایش در شرایط فعلی بود.
به کارگردانی «حسین کشفی اصل» در تماشاخانه هیلاج «سلسله دروغ» نمایشنامهخوانی میشودحسین کشفی اصل، نمایشنامهخوانی «سلسله دروغ» را در تماشاخانه هیلاج برگزار میکند.به گزارش روابطعمومی گروه، نمایشنامهخوانی «سلسله دروغ» به نویسندگی و کارگردانی حسین کشفی اصل، روز پنجشنبه ۲۸ خردادماه در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میرود.
کشفی اصل،که این متن را با اقتباسی از نمایشنامه «در پوست شیر» اثر «شون اوکیسی» شاعر و نمایشنامهنویس ایرلندی، نوشته و کارگردانی کرده، در این رابطه میگوید: «نمایشنامه در پوست شیر» را حدود ۲۸ سال پیش خواندم و آن را در غالب اجرایی متشکل از همدورهایهای خودم در ۲۵ سال پیش کارگردانی کردم که آن نمایش، یک اجرا بیشتر نداشت. شرایط و شکل و ساختار تئاتر آن سالها نسبت به امروز متفاوت بود. در تمام این سالها، نمایشنامه «در پوست شیر»، گوشهای از ذهن من بوده است. اکنون تلاش کردم با توجه به شرایط اجتماعی کشورم، اقتباسی وفادارانه از آن متن انجام بدهم.
در خلاصهداستان این نمایشنامه آمده: «ما در سلسلهی دروغها زندگی میکنیم. جایی که هر لبخند، یک نقاب و هر کلمه، یک تله است».
مصطفی خسروجردی، امیرعباس حیدری، محمدرضا علیمحمدی، کوثر باصری، حامی حاتمی، صبا سبحانی، بهادر خسروجردی، مانا دارابی، محمد امین و میکائیل ضیائیفرد، بازیگران این اجرا به ترتیب خوانش نقش هستند.
سایر عواملی که در این اجرا، حسین کشفی اصل را همراهی میکنند، عبارتند از: پرویز گوهریراد (عکاس)، محمد لهاک (طراح پوستر)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
گفتنی است نمایشنامهخوانی «سلسله دروغ»، پنجشنبه ۲۸ خردادماه ساعت ۱۹:۳۰، در تماشاخانه هیلاج به نشانی خیابان کریمخان، خیابان ایرانشهر،کوچه سمندریان (مهاجر)، پلاک ۲۲، روی صحنه میرود.
علاقهمندان به تماشای این اجرا، برای رزرو و تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
«روایت معلق بعد بازگشت» حرفهای زیادی برای گفتن از روزهای سخت دارد نمایش «روایت معلق بعد بازگشت» دور دوم اجراهای خود را در بوتیک هنر ایران آغاز کرده و این روزها روی صحنه میزبان مخاطبان است.احسان جواهری، نویسنده و بازیگر این اثر در گفتوگو با سینما رسانه، درباره شکلگیری نمایش میگوید: «ایده اولیه کار از سوی کارگردان نمایش، آقای علیدادی، مطرح شد و من از همان ابتدا از آن استقبال کردم، چون احساس میکردم این ایده حرفهای زیادی برای گفتن دارد و میتواند بخشی از روزهای سخت را به تصویر بکشد؛ روزهایی که در آن انسانهای مظلوم و بیگناه بسیاری جان خود را از دست دادند. آنچه مرا به نوشتن این اثر ترغیب کرد، یاد بچهها، نوجوانها و جوانهایی بود که گاهی بینام و نشان از میان ما رفتند؛ کسانی که شاید امروز ما بخشی از زندگیمان را مدیون آنها باشیم.»
او با اشاره به فضای اثر ادامه میدهد: «بخشی از جهان نمایش به گذشته و خاطرهها مربوط میشود؛ به یادگاریهای کوچکی که از برخی انسانها باقی مانده است. این یادگاریها میتواند یک عکس، یک پلاک، یک لباس یا هر نشانهای باشد که رد حضور یک انسان را در زندگی دیگران حفظ میکند.»
جواهری درباره فضای تعلیق و ابهام در روایت نمایش توضیح میدهد: «بخشی از این ابهامها ریشه در واقعیت دارد و بخشی هم در فرآیند نوشتن شکل گرفته است. داستانهای زیادی وجود دارد از آدمهایی که سرنوشتشان در هالهای از ابهام باقی مانده و خبری از آنها در دست نیست. همین واقعیتها کمک کرد تا تعلیق در نمایش به شکل طبیعی و باورپذیر شکل بگیرد.»
او درباره ساختار زمانی اثر نیز میگوید: «این نمایش زمان و مکان مشخصی ندارد و روایت مدام میان گذشته، آینده و گاهی حال در حرکت است. اتفاقات در چارچوب زمانی معینی محدود نمیشود و به همین دلیل انتخاب ژانر سورئالدرام برای این اثر انتخابی مناسب بود.»
این نویسنده و بازیگر درباره نسبت نمایش با مخاطب تأکید میکند: «در این اثر، مخاطب هم به نوعی جزئی از داستان محسوب میشود. ممکن است بسیاری از اتفاقاتی که در قصه رخ میدهد برای خود او یا اطرافیانش نیز تجربه شده باشد و تماشاگر هنگام خروج از سالن با خود بگوید این داستان چقدر به زندگی من شباهت دارد.»
جواهری همچنین درباره نقش خود در این نمایش میگوید: «رضا آهو پسری است که همراه دوستش وارد کار قاچاق میشود و در ادامه دلباخته خواهر همان دوست میشود. او تلاش میکند از مسیر خلاف فاصله بگیرد تا به عشقش برسد، اما در نهایت ناکام میماند و حسرت این عشق تا همیشه در دلش باقی میماند. شرایط به جایی میرسد که ناچار میشود دوستش را لو بدهد و در پایان نیز میبیند که معشوقش با فرد دیگری ازدواج کرده است.»
او درباره روند آماده شدن برای این نقش نیز توضیح میدهد: «برای نزدیک شدن به این شخصیت چندین ماه تلاش کردم و به مکانهای مختلفی از جمله قهوهخانههای اطراف بازار مولوی رفتم تا فضای زندگی چنین آدمهایی را از نزدیک لمس کنم. با افرادی که تجربههایی مشابه شخصیت رضا داشتند صحبت کردم و از گزارشهای حوادث نیز الهام گرفتم. البته رضا ترکیبی از چند روایت و تجربه است و بر اساس یک فرد مشخص شکل نگرفته است.»