در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | اخبار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 17:11:47
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نگاهی به نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» به کارگردانی مهلا احمدی | عکس احتضار عاشقانه و عاملیت زنانهنگاهی به نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» به کارگردانی مهلا احمدی
محمدحسن خدایی گفت؛این اجرا در چشم‌اندازش از «ایوانف» چخوف با جهان ملال‌زده روسیه قرن نوزدهم مرزبندی می‌کند و به سوی تاب‌آوری‌های مردمانِ طبقه متوسط شهری می‌آید. چشم‌اندازی که مهلا احمدی از نمایشنامه «ایوانف» چخوف ترسیم می‌کند ناگزیر به تقلیل‌گرایی تن داده و جغرافیای جدال را کوچک می‌کند.از همان ابتدا که «نیکلای آلکس یویچ ایوانف» در مرکز صحنه نشسته و به مدیتیشن پناه برده و گوش دل به صدای زنانه‌ای می‌سپارد که در این وانفسای زندگی، راه علاج را سکوت و تامل در نفس می‌داند، می‌توان حدس ...
دیدن ادامه ››

محمدحسن خدایی گفت؛
این اجرا در چشم‌اندازش از «ایوانف» چخوف با جهان ملال‌زده روسیه قرن نوزدهم مرزبندی می‌کند و به سوی تاب‌آوری‌های مردمانِ طبقه متوسط شهری می‌آید.

چشم‌اندازی که مهلا احمدی از نمایشنامه «ایوانف» چخوف ترسیم می‌کند ناگزیر به تقلیل‌گرایی تن داده و جغرافیای جدال را کوچک می‌کند.
از همان ابتدا که «نیکلای آلکس یویچ ایوانف» در مرکز صحنه نشسته و به مدیتیشن پناه برده و گوش دل به صدای زنانه‌ای می‌سپارد که در این وانفسای زندگی، راه علاج را سکوت و تامل در نفس می‌داند، می‌توان حدس زد که این اجرا چگونه با جهان ملال‌زده روسیه قرن نوزدهم مرزبندی می‌کند و در پی معاصر شدن با حال و هوای عمومی مردمان طبقه متوسط شهری است که برای تاب‌آوری زندگی، به چه مرام‌ها و مناسکی دست می‌زنند. به هر حال حکمت زیستن در شرق جهان، گاهی با کناره گرفتن از هیاهوی جهان سرمایه‌داری ممکن شده و نمایش «ایوانف» مهلا احمدی، از همان ابتدا، با نوعی از تسلیم و رضا، ژست‌هایی را به نمایش می‌گذارد که همین معناها را در ذهن مستفاد کند. پس امر اجتماعی تا حد ممکن کنار گذاشته می‌شود و خبری از تاریخ‌مندی نمایشنامه چخوف نیست. هر چقدر که شخصیت ایوانف به واسطه وضعیت اقتصادی، گرفتار آشفتگی است و در آستانه ورشکستگی و حذف شدن از عرصه نمادین، در خوانش مهلا احمدی، این عواطف انسانی است که تعین‌بخش زندگی بوده و ترسیم‌کننده تمامی آن غلیان‌های حسی عاشقانه و نمایش تمام‌ عیار تهدیدات ویرانگر انسانی. بنابراین حضور کم‌تعداد شخصیت‌ها بر صحنه و فشردگی زمان، بر همین استراتژی استوار بوده و در راستای مواجهه با آن ساحتی از روابط انسانی که مبتنی است بر عشق و نفرت دوران زناشویی. پس جای تعجب نخواهد بود که کمدی چهار پرده‌ای چخوف، به یک کلیت یکپارچه‌ بدل شده و فراز و فرودهایش، در همین الگوریتم زمانی پیوسته که توضیح  داده شد  معنا یابد. 

از یاد نبریم که وقتی اقتصاد سیاسی یک دوره تاریخی کنار گذاشته شده و امر تاریخی به محاق می‌رود، فضا برای پدیدار شدن عواطف زندگی گشوده می‌شود. از این منظر، حتی عنوان نمایش هم علیه زبان روزمره چخوفی عمل کرده و نوعی از شاعرانگی در زبان را مدنظر دارد. تمهیدی هوشمندانه برای عزیمت به سوی نوشتاری زنانه که از طریق سوبژکتیویته «آنا پترونا» پی گرفته شده و حسی از رهایی زنانه را انتقال می‌دهد. آنا زنی است که هویتی تحمل‌ناپذیر برای مردان زندگی‌اش دارد و جالب آنکه در همان حضور کوتاه بر صحنه، مرز باریک خواب و بیداری را چنان مخدوش می‌کند که هراس‌آور به نظر‌آید. از دل این هیستری زنانه است که آنا پترونا، تفنگ شکاری ایوانف را به دست گرفته و علیه فضای مردسالارانه حاکم بر این ساختار به‌کار می‌بندد. این سلاح شکاری که به شکل استعاری یادآور تفنگ چخوفی است وقتی در دستان آنای خواب‌زده قرار می‌گیرد و ایوانف و دکتر را نشانه می‌رود، حضور آن دو نفر را بدل به امری مضحک می‌کند که به واقع تماشایی‌ و رقت‌بار شود. بدن این دو مرد، در مقابل هدف‌گیری‌های ناشیانه و بازیگوشانه آنا، به تدریج ژست‌هایشان را از کف داده و همچون عروسک خیمه‌شب‌بازی به کار خنده و مضحکه تماشاگران می‌آید. با آنکه تیری به دست آنا شلیک می‌شود تا توصیه اجرایی  چخوف در رابطه با ضرورت استفاده کردن از تفنگ در صحنه، اجابت ‌شود، اما ماحصل کار، نه در راستای دستورات چخوف که برای از ریخت انداختن بدن‌های مردانه‌ای استفاده می‌شود که قرار بوده بازتابی از اقتدار مردانه  باشند.

مهلا احمدی جهان کوچکی را می‌سازد که تلاش دارد از زیر بار سنگینی چخوف تاریخی بیرون ‌آید. آیا موفق می‌شود؟ پاسخ چندان روشن نیست چراکه واقعه هنوز تازه است. پیش از این امیررضا کوهستانی سرگشتگی طبقه متوسط شهری از گشایش سیاسی، اجرایی از ایوانف چخوف در سالن ایرانشهر بر  صحنه آورد. اما باید توجه داشت که سیاست اجرایی مهلا احمدی در مسیر دیگری طی طریق می‌کند و رویکردی پدیدارشناختی به بدن‌ها و رخدادها دارد. همچنان‌که توضیح داده شد، در این اجرا از متن چخوف تاریخ‌زدایی شده و خبر چندانی از امر اجتماعی مشاهده نمی‌شود. اولویت با منطق لحظه است و هر چه بیشتر اجرایی‌کردن مناسبات شخصیت‌ها. در این راستا، بدن اهمیت بیشتری نسبت به زبان می‌یابد و کلام به شاعرانگی و فاصله‌مندی از مکالمات ملال‌آور زندگی روزمره تن می‌دهد. بیش از آنکه بازنمایی رویدادها اهمیت داشته باشد، چگونگی حضور بازیگران در دستور کار قرار می‌گیرد و در نتیجه شاهد هستیم که چگونه بدن‌ها از چارچوب‌های تثبیت‌شده اجتماعی و نقش‌های کلیشه‌ای، تخطی کرده و تا حدودی پیش‌بینی‌ناپذیر جلوه می‌کنند. اوج این مساله در همان دقایقی اتفاق می‌افتد که آنا پترونا تجربه خواب و بیداری را توامان به نمایش گذاشته و بی‌وقفه این خطر را به جان می‌خرد که ناگهان به هنگام ایستادن، سقوط کرده و پخش زمین شود. پس گفتار شاعرانه شخصیت‌ها، در خدمت بدن‌هایی است که با حضور شورشی آنا پترونا، ثبات خویش را از دست داده و مجبورند در نسبت با نابهنگامی زنانه  او واکنش نشان دهند.

آنا پترونای مهلا احمدی، به نسبت متن چخوف، تلاش دارد عاملیت بیشتری را به نمایش بگذارد. در پایان، وقتی بازیگری چون نیایش سلگی که نقش آنا را بازی می‌کند از جایگاه «آنا پترونا» بودن خارج شده و فی‌المثل این پرسش را مطرح می‌کند که این زن چه نسبتی با خود چخوف دارد و چه سرنوشت مشترکی با «آنا کارنینا»ی تولستوی می‌توانسته داشته باشد این میل به نمایش عاملیت زنانه نمود بیشتری می‌یابد. از همان دقایقی که اجرا از فرم روایی‌اش بیرون می‌زند و با «ازجادرفتگی» به خود و جهان چخوفی می‌اندیشد. همان نکته‌ای که آلن بدیو از یک تئاتر پیشرو انتظار دارد که از هستی‌شناسی‌اش غفلت نکند. به دیگر سخن، اجرا از طریق فرمی که انتخاب کرده و گاهی از آن تخطی می‌کند، به خود تئاتر و جهان چخوفی و نسبتش با اینجا و اکنون ما می‌اندیشد. این تأملات را می‌توان در راستای همان سوژ‌گی زنانه‌ای دانست که این اجرا تلاش دارد به نمایش گذارد و از آنای چخوف فراتر رود.

حضور بازیگرانی چون پویا عربگری، امین سیمیار و نیایش سلگی، در خدمت سیاست‌های اجرایی کارگردان بوده و به نظر می‌آید توانسته فضای مد نظر گروه اجرایی را به خوبی بسازد. پویا عربگری که نقش ایوانف را بر عهده دارد ترکیب جالبی است از نمایش استیصال مردانه، شورمندی و بهت‌ورزی یک همسر بینوا. مردی که در بسیاری از ملاقات‌هایش با آنا دچار سرگردانی و عدم قطعیت‌های بی‌پایان است و راهی به رهایی نمی‌یابد. همچنان که امین سیمیار با آن ژست‌های روشنفکرانه و شوخ‌طبعانه‌اش، سویه دیگری از حضور مردانه را به نمایش می‌گذارد که رگه‌هایی از زنانگی را هم بازتاب می‌دهد. اما بی‌شک حضور نیایش سلگی به عنوان آنا پترونا، با توجه به محوریتی که اجرا به این شخصیت داده، از بقیه دشوارتر بوده و به واقع که به یاد ماندنی است. 

در نهایت می‌توان گفت اولین پروژه کارگردانی مهلا احمدی، قدم گذاشتن در مسیری است دشوار با نتایجی کمابیش نامعلوم که باید به انتظار نشست و ارزش افزوده‌ای را که تولید می‌کند بعد از این سنجید؛ اما با نگاهی به عوامل اجرا و مشاورانی که به این کارگردان جوان، یاری رسانده‌اند می‌توان حال و هوای کلی اثر را در همان مسیری صورتبندی کرد که گروهی از هنرمندان عرصه تئاتر مدتی است پی گرفته و اولویت را بیش از متن نمایشنامه به امر اجرایی داده‌اند.

در این سال‌ها این رویکرد اجرایی به تئاتر ساختن، نتایجی داشته که همچنان موافقان و مخالفان زیادی دارد. از دل این رویکرد به امر اجرایی، شاهد بودیم که نمایشنامه‌نویسی چندان که باید نتوانست رشد کند و این «امر اجرایی» بود که بیش از پیش اهمیت یافته و در رابطه‌اش تئوری‌پردازی شد. مهلا احمدی را هم می‌توان نزدیک به این اتمسفر فرض گرفت و خوانشی که او از متن ایوانف به انجام رسانده را بر همین اسلوب نظری فهم کرد. امید که این کارگردان جوان، یکی از همان زنانی باشد که هژمونی گفتار مردانه را به چالش کشیده و فضایی تازه را نوید بدهد که نامنتظره و جسورانه باشد. 

 

 
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش مده‌آ i
یادداشت استاد جمشید ملک‌پور برای نمایش «مده‌آ» به کارگردانی حمیدرضا ‌نعیمی | عکس یادداشت استاد جمشید ملک‌پور برای نمایش «مده‌آ» به کارگردانی حمیدرضا ‌نعیمی
اگر باور داشته باشیم که تئاتر، جست‌وجوی همیشگی رؤیاها بر صحنه است، حمیدرضا نعیمی در مده آ توانسته یکی از این رؤیاهای تئاتری را به شکلی خلاقانه و جسورانه پیش روی تماشاگر قرار دهد؛ اجرایی که در آن بدن و صدا از مرز بازیگری عبور می‌کنند و به عناصر زنده و مؤثر در شکل‌گیری جهان نمایش بدل می‌شوند. جسارت نعیمی، به‌ویژه پس از تجربه‌های سنگین و موفقی چون «سقراط»، در شکستن قالب‌های پیشین و به چالش کشیدن خود، ستودنی است. او در مده آ خود را تکرار نمی‌کند؛ بلکه خویشتن را می‌شکند، ریز می‌کند و دوباره از میان درهم‌تنیدگی درام، پرفورمنس، ...
دیدن ادامه ››

اگر باور داشته باشیم که تئاتر، جست‌وجوی همیشگی رؤیاها بر صحنه است، حمیدرضا نعیمی در مده آ توانسته یکی از این رؤیاهای تئاتری را به شکلی خلاقانه و جسورانه پیش روی تماشاگر قرار دهد؛ اجرایی که در آن بدن و صدا از مرز بازیگری عبور می‌کنند و به عناصر زنده و مؤثر در شکل‌گیری جهان نمایش بدل می‌شوند.

جسارت نعیمی، به‌ویژه پس از تجربه‌های سنگین و موفقی چون «سقراط»، در شکستن قالب‌های پیشین و به چالش کشیدن خود، ستودنی است. او در مده آ خود را تکرار نمی‌کند؛ بلکه خویشتن را می‌شکند، ریز می‌کند و دوباره از میان درهم‌تنیدگی درام، پرفورمنس، بدن، صدا و موسیقی بازمی‌سازد. همین خطرپذیری است که به اجرا انرژی و هویت می‌بخشد.مده آ اجرایی است که باید آن را دید؛ نه لزوماً برای آنکه همه با آن موافق باشند، بلکه دقیقاً برای آنکه تئاتر بتواند محل مواجهه، پرسش و اختلاف سلیقه باشد. هنر امری سوبژکتیو، نسبی و تا حد زیادی وابسته به دریافت و جهان ذهنی مخاطب است؛ بنابراین طبیعی است که یک اجرا برای گروهی جذاب و برای گروهی دیگر نامأنوس باشد.

اما آنچه مده آ را از بسیاری از اجراهایی که این روزها با عنوان «کنسرت‌نمایش» روی صحنه می‌روند متمایز می‌کند، احترام به شعور و ادراک تماشاگر است. اینجا قرار نیست مخاطب صرفاً با مجموعه‌ای از جلوه‌های بیرونی سرگرم شود یا با موسیقی و نمایش‌های سطحی، جای خالی اندیشه پر شود. مده آ از تماشاگر می‌خواهد ببیند، فکر کند، احساس کند و موضع بگیرد.
و شاید مهم‌ترین ارزش این اجرا همین باشد: تئاتر، پیش از آنکه پاسخ باشد، پرسش است؛ و پیش از آنکه نمایشِ یک رؤیا باشد، جست‌وجوی رؤیاهایی است که هنوز امکان به صحنه آمدن دارند.

امیرمسعود فدائی، شادی ناجی، سمیه طاهباز، عرفان ضرغامی و امیر مسعود این را خواندند
رِزا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش سریع‌تر شخم بزن i
روایتی پرتنش از پشت پرده صنعت سینما | عکس «سریع‌تر شخم بزن» به صحنه می‌رودروایتی پرتنش از پشت پرده صنعت سینما
نمایش «سریع‌تر شخم بزن» به تهیه‌کنندگی، طراحی و کارگردانی طاها خانجانی از اول مهرماه در سالن لبخند روی صحنه می‌رود. این نمایش که نوشته دیوید ممت، نمایشنامه‌نویس شناخته‌شده آمریکایی، است و با ترجمه پویان مکری اجرا می‌شود، روایتی تند، پرتنش و بی‌پرده از مناسبات پشت پرده صنعت سینما را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد؛ جهانی که در آن مرز میان رویا، قدرت و معامله گاه به‌سادگی از میان می‌رود.در این نمایش علی مهرنیا، سحر خطیبی و طاها خانجانی به ایفای نقش می‌پردازند و مخاطب با فضایی مواجه می‌شود که در آن جاه‌طلبی، قدرت، مناسبات ...
دیدن ادامه ››

نمایش «سریع‌تر شخم بزن» به تهیه‌کنندگی، طراحی و کارگردانی طاها خانجانی از اول مهرماه در سالن لبخند روی صحنه می‌رود. این نمایش که نوشته دیوید ممت، نمایشنامه‌نویس شناخته‌شده آمریکایی، است و با ترجمه پویان مکری اجرا می‌شود، روایتی تند، پرتنش و بی‌پرده از مناسبات پشت پرده صنعت سینما را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد؛ جهانی که در آن مرز میان رویا، قدرت و معامله گاه به‌سادگی از میان می‌رود.

در این نمایش علی مهرنیا، سحر خطیبی و طاها خانجانی به ایفای نقش می‌پردازند و مخاطب با فضایی مواجه می‌شود که در آن جاه‌طلبی، قدرت، مناسبات انسانی و رویاهای سینمایی در موقعیت‌هایی پرتنش به یکدیگر گره می‌خورند.

عوامل نمایش عبارت‌اند از: تهیه‌کننده، طراح و کارگردان: طاها خانجانی؛ نویسنده: دیوید ممت؛ مترجم: پویان مکری؛ بازیگران: علی مهرنیا، سحر خطیبی و طاها خانجانی؛ مجری طرح: علی یوسفی؛ مشاور پروژه: بابک سعیدی؛ دستیار کارگردان: نشاط شعبانی؛ مدیر روابط عمومی، مشاور رسانه‌ای و تبلیغات: سارا حدادی؛ طراح صحنه و لباس: طاها خانجانی؛ متریال تبلیغاتی: استودیو تزار؛ طراح گرافیک: علی مطلق؛ موشن گرافیک و تیزر: بهروز داوری.

نمایش «سریع‌تر شخم بزن» از اول مهرماه در سالن لبخند روی صحنه خواهد رفت و علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال مراجعه کنند.

خبر
درباره نمایش امان | دور سوم i
بهاره رهنما برای ایفای نقش در دور سوم اجرای نمایش «امان» به کارگردانی مجتبی جدی، به تمرینات این اثر نمایشی پیوست. | عکس بهاره رهنما به نمایش «امان» پیوستبهاره رهنما برای ایفای نقش در دور سوم اجرای نمایش «امان» به کارگردانی مجتبی جدی، به تمرینات این اثر نمایشی پیوست.
به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط‌ عمومی گروه، بهاره رهنما بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون برای ایفای نقش در دور سوم اجرای نمایش «امان» به کارگردانی مجتبی جدی، به تمرینات این اثر نمایشی ملحق شد. این نمایش که جهان روایی خود را بر پایه تجربیات زیسته زنانه بنا کرده است، از اوایل مهرماه سال جاری در تماشاخانه استاد جوانمرد خانه تئاتر روی صحنه می‌رود. بهاره رهنما پیش از این در سینما و تئاتر تجربه همکاری با کارگردانانی نظیر عباس کیارستمی، بهروز افخمی، مهران مدیری، پریسا بخت‌آور، رامبد جوان، فرهاد آئیش، جلال تهرانی و مسعود دلخواه را در کارنامه داشته و این بار قرار ...
دیدن ادامه ››

به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط‌ عمومی گروه، بهاره رهنما بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون برای ایفای نقش در دور سوم اجرای نمایش «امان» به کارگردانی مجتبی جدی، به تمرینات این اثر نمایشی ملحق شد.

این نمایش که جهان روایی خود را بر پایه تجربیات زیسته زنانه بنا کرده است، از اوایل مهرماه سال جاری در تماشاخانه استاد جوانمرد خانه تئاتر روی صحنه می‌رود.

بهاره رهنما پیش از این در سینما و تئاتر تجربه همکاری با کارگردانانی نظیر عباس کیارستمی، بهروز افخمی، مهران مدیری، پریسا بخت‌آور، رامبد جوان، فرهاد آئیش، جلال تهرانی و مسعود دلخواه را در کارنامه داشته و این بار قرار است در فضایی متفاوت از تجربه‌های پیشین خود به ایفای نقش بپردازد.

نمایش «امان» بر اساس متنی از عباس جمالی، به کارگردانی مجتبی جدی و تهیه‌کنندگی فربد مقدم تولید می‌شود. علاوه بر بهاره رهنما، یاسمن نصیری، زینب ایزدپناه، سمیرا زائری و نازنین حشم‌دار نیز در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

این اثر نمایشی پیش از این در نوزدهمین جشنواره تئاتر «تجربه» دانشگاه تهران تندیس بهترین بازیگر زن را کسب کرده و در نخستین دوره جشنواره تئاتر «هامون» نیز علاوه بر نامزدی در بخش بهترین کارگردانی، موفق به دریافت تندیس بهترین بازیگر زن شده است. همچنین اجرای عمومی پیشین این نمایش در تماشاخانه هامون روی صحنه رفت که با استقبال منتقدان و مخاطبان همراه شد.

سایر عوامل و دست‌اندرکاران نمایش «امان» به زودی معرفی خواهند شد.

خبر
درباره نمایش ٰپیانیست | دور چهارم i
«پیانیست» در چهارمین ایستگاه به مجموعه تئاتر لبخند می‌رسد | عکس «پیانیست» در چهارمین ایستگاه به مجموعه تئاتر لبخند می‌رسد
نمایش «پیانیست» به نویسندگی و کارگردانی محمدحسین خادمی، پس از پشت سر گذاشتن سه دوره اجرا و استقبال مخاطبان، برای چهارمین بار روی صحنه می‌رود و این بار میزبان تماشاگران در مجموعه تئاتر لبخند خواهد بود.«پیانیست» نخستین دوره اجرای خود را در تماشاخانه دا، دومین دوره را در پردیس تئاتر شهرزاد و سومین دوره را در تماشاخانه هما پشت سر گذاشته است و اکنون در چهارمین دوره اجرا، در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه خواهد رفت.این نمایش با رویکردی متفاوت به کمدی، بار دیگر به صحنه بازمی‌گردد. محمدحسین خادمی، نویسنده و کارگردان «پیانیست»، این اثر را با حضور محمد ...
دیدن ادامه ››

نمایش «پیانیست» به نویسندگی و کارگردانی محمدحسین خادمی، پس از پشت سر گذاشتن سه دوره اجرا و استقبال مخاطبان، برای چهارمین بار روی صحنه می‌رود و این بار میزبان تماشاگران در مجموعه تئاتر لبخند خواهد بود.
«پیانیست» نخستین دوره اجرای خود را در تماشاخانه دا، دومین دوره را در پردیس تئاتر شهرزاد و سومین دوره را در تماشاخانه هما پشت سر گذاشته است و اکنون در چهارمین دوره اجرا، در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه خواهد رفت.
این نمایش با رویکردی متفاوت به کمدی، بار دیگر به صحنه بازمی‌گردد. محمدحسین خادمی، نویسنده و کارگردان «پیانیست»، این اثر را با حضور محمد اثنا، ایمان آرتا، محمدحسین خادمی، نیما شکیبایی و کوشان همتی و همچنین بازیگران مهمان روی صحنه می‌برد.
از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به فرهاد فزونی، طراح گرافیک؛ مجتبی رجبی‌معمار، طراح صحنه؛ شیرین طیبی، طراح لباس؛ فرهود فرهمند، طراح موسیقی؛ میلاد الهی، طراح نور؛ مهیار جوادی، سازنده تیزر و آیدا سرمست، مدیر تبلیغات اشاره کرد. جزئیات مربوط به تاریخ آغاز اجرا، ساعت نمایش و نحوه تهیه بلیت «پیانیست» متعاقباً اعلام خواهد شد.  

 

 
سینا دهقان و آرزو احمدیان این را خواندند
سلام و خداقوت به عوامل پیانیست 🌸🙏

"تو تاکسیکی میخوای منو گوستم کنی " این را گرفتم و مفهوم اجتماعی اش زیر دندان هایم است ،
لب و دندان ها بایست مشخص و معلوم دیده بشوند
مفهوم دیگری هست که مخاطبی از جایی به من انتقال‌ داد .
مگر می‌شود لب و دندان ها نداشت ؟؟؟
چطور پس ما زندگی کنیم ......
اصلآ ... دیدن ادامه ›› شخصی گوست بشه که اثر لب و دندانش نمی ماند ،
😁🫣😂🌹🌹🌹
خیلی برایم جالب هست دور چهارم موفقیت اجرای خود را متغیر و متفاوت از هر جای گذشته دارید ،
اولی دا ، دومی پردیس شهرزاد ؛ سومی هما و چهارمی تئاتر لبخند .
هرچند که از مفهوم نمایش چیز بیشتری از خط نوشته خلاصه نمیدانم
ولی سیر پیشروی و محل اجرایش بنظرم از نظر لغوی نام مراکز چشمگیر است 👍🤩💫
در آخر ' منم گوستم میخوام از تاکسیکها خلاص بشم '
😊🔥⚡️🪄👣
۲ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگاهی به اجرای «جیره‌بندی پر خروس برای سوگواری» | عکس یک راز خانوادگی روی صحنهنگاهی به اجرای «جیره‌بندی پر خروس برای سوگواری»
سال‌هاست که در تئاتر، تجربه‌های فرمال و فاصله گرفتن از روایت‌های رئال و دیالوگ‌محور، به انتخابی رایج تبدیل شده است؛ تجربه‌هایی که گاهی بیش از قصه، بر تصویر و ایده‌های انتزاعی تکیه می‌کنند. در چنین فضایی، «جیره‌بندی پر خروس برای سوگواری» مسیر دیگری را انتخاب کرده؛ نمایشی که بی‌آن‌که بخواهد از پیچیدگی‌های بی‌دلیل کمک بگیرد، مخاطب را با یک داستان ظاهراً ساده اما پر از راز و اضطراب همراه می‌کند. از همان لحظه ورود به سالن فضا خبر از اتفاقی آرام و معمولی نمی‌دهد.نور، موسیقی و طراحی صحنه، پیش از آن‌که قصه ...
دیدن ادامه ››

سال‌هاست که در تئاتر، تجربه‌های فرمال و فاصله گرفتن از روایت‌های رئال و دیالوگ‌محور، به انتخابی رایج تبدیل شده است؛ تجربه‌هایی که گاهی بیش از قصه، بر تصویر و ایده‌های انتزاعی تکیه می‌کنند. در چنین فضایی، «جیره‌بندی پر خروس برای سوگواری» مسیر دیگری را انتخاب کرده؛ نمایشی که بی‌آن‌که بخواهد از پیچیدگی‌های بی‌دلیل کمک بگیرد، مخاطب را با یک داستان ظاهراً ساده اما پر از راز و اضطراب همراه می‌کند. از همان لحظه ورود به سالن فضا خبر از اتفاقی آرام و معمولی نمی‌دهد.
نور، موسیقی و طراحی صحنه، پیش از آن‌که قصه به زبان بیاید، حس ناامنی و دلهره را به تماشاگر منتقل می‌کنند؛ حسی که رفته‌رفته در طول اجرا پررنگ‌تر می‌شود. نمایش با تکیه بر دیالوگ‌هایی حساب‌شده و روایتی مرحله‌به‌مرحله، مخاطب را تا لحظات پایانی در تعلیق نگه می‌دارد: سرنوشت پسر داستان چه می‌شود؟ آیا او زنده می‌ماند یا قرار است به مرگ سپرده شود؟ و مهم‌تر از همه، مادر چه راز سنگینی را در سینه پنهان کرده که پذیرش چنین سرنوشتی برای فرزندش ممکن به نظر می‌رسد؟ نقطه قوت نمایش، در کنار متن عمیق و هوشمندانه‌اش، بازی‌هایی است که اغراق نمی‌کنند و همین، موقعیت‌های تلخ قصه را باورپذیرتر کرده است. 

روایت قدسی شریعتی از ایفای یک نقش متفاوت روی صحنه

بازیگر همیشه در انتظار پیشنهاد بعدی است
صحنه تئاتر برای بازیگر، میدانی است میان کشف و خلق؛ جایی که کلمات از روی کاغذ جان می‌گیرند و در کالبد بازیگر حلول می‌کنند. در تئاتر این روزها، حضور در نمایشی با عنوان «جیره‌بندی پر خروس برای سوگواری»، تجربه‌ای منحصر‌به‌فرد برای قدسی شریعتی رقم زده است. بازیگری که معتقد است اولین قلاب ارتباطی او با یک اثر، جادوی کلمات و قدرت متن است. حالا او پس از ماه‌ها تمرین و اجرا روبه‌روی ما نشسته است تا از مسیر زیستن با نقشی بگوید که فرسنگ‌ها با تجربه زیسته واقعی‌اش فاصله داشت.
 
جادوی نام و وسوسه یک متن خوب
قصه ورود قدسی شریعتی به این نمایش، از یک مواجهه جذاب آغاز شد. او درباره اولین گام‌های پیوستن به این اثر می‌گوید: «وقتی با آقای احمدی صحبت کردم، اولین چیزی که من را جذب کرد، اسم کار و عنوان متن بود. بعد از خواندن متن و جلساتی که داشتیم، شیفته نقش شدم و همکاری شکل گرفت. مسلما پارتنر و کارگردان مهم هستند، اما برای من مواجهه نخست با کار، همیشه از دریچه متن اتفاق می‌افتد.»  شریعتی موفقیت در بازیگری را برآیندی از تکنیک، تجربه و عنصری حیاتی به نام «تخیل» می‌داند: «بازیگر باید با خیال‌پردازی به نقش نزدیک شود. ما برای این نمایش حدود دو سال تمرین مقطعی داشتیم؛ پیش از هر دور اجرا، دست‌کم دو تا سه ماه تمرین فشرده می‌کردیم تا ابعاد نقش صیقل بخورد.»
 

عبور از سد بزرگ؛ زایش حس مادرانگی
بزرگترین چالش شریعتی در این نمایش، فاصله عمیق میان زندگی شخصی و نقشش بود: «من در دنیای واقعی مادر نیستم و درآوردن حس مادرانگی بزرگترین چالش من بود. در طول تمرین‌ها تلاش کردم یک تعامل دوطرفه بسازم؛ جاهایی من خودم را به روحیه این مادر نزدیک کردم و در بخش‌هایی هم نقش را به شخصیت واقعی خودم نزدیک ساختم تا باورپذیر شود.» او درباره ساختار نمایش و ضرورت قصه‌گویی در تئاتر معتقد است: «این روزها خیلی‌ها معتقدند تئاتر باید صرفا پست‌مدرن و بدون قصه باشد، اما این اثر در عین بهره‌گیری از ادبیات و فرم مدرن، بر پایه قصه و رئالیته استوار است و تماشاگر را با داستان همراه می‌کند.»

اضطراب ناتمام؛ فردای بعد از آخرین تعظیم
بخش تامل‌برانگیز حرف‌های شریعتی، پرداختن به امنیت روانی بازیگران و دغدغه‌های شغلی آن‌هاست: «علاوه بر چالش‌های اقتصادی که دغدغه همه است، بزرگترین نگرانی من همیشه این است که بعد از تمام شدن این کار، پروژه بعدی چه زمانی شروع می‌شود؟ وقتی بازیگری، همیشه در انتظار پیشنهادی؛ نگرانی از بابت فاصله افتادن، دیده‌نشدن یا فراموش شدن، همواره در دل بازیگر زنده است.» او در پایان، با نگاهی به اتمسفر نمایش می‌گوید: «ما تلاش کردیم در اوج رئالیسم، فضایی رازآلود و سرشار از ناگفته‌ها بسازیم؛ قضاوت نهایی با مخاطب است، اما امید دارم تماشاگر با دنیای مرموز این صحنه ارتباط برقرار کند.»

روایت نازیلا سلطانی از صحنه تئاتر

زیستن در مرز وهم و باورپذیری
دنیای صحنه برای نسل جوان تئاتر، فضایی پر از جسارت، کشف و به چالش کشیدن مرزهای تجربه است. نازیلا سلطانی یکی از همان چهره‌های مستعد و تازه‌نفس است که به جمع بازیگران نمایش «جیره‌بندی پر خروس برای سوگواری» اضافه شد؛ نمایشی با متنی پیچیده و غریب که در دور دوم اجرای خود به دنبال هویتی تازه در اجرا بود. او حالا از روزهای فشرده تمرین، چالش‌های باورپذیر کردن فانتزی‌های ذهنی کاراکتر و البته نقدهایش به ساختار دانشگاه‌های هنری صحبت می‌کند. 

بزرگ‌ترین چالش؛ عادی‌سازی وقایع عجیب 
قصه حضور سلطانی در این نمایش از یک پیشنهاد برای اجرای دور دوم آغاز شد. او درباره نحوه پیوستنش به این گروه می‌گوید: «این نمایش قبلا یک دور اجرا رفته بود و برای دور دوم، آقای احمدی دنبال بازیگر می‌گشتند. با من تماس گرفتند و وقتی متن را خواندم، دیدم چقدر تکست متفاوتی است. قبلا هم نام این کار و پیچیدگی‌هایش را از دوستانم شنیده بودم و همین موضوع باعث شد خیلی زود با تیم همراه شوم.»
ایفای نقشی که جهان ذهنی متفاوتی دارد، بزرگ‌ترین آزمون برای بازیگر است. سلطانی درباره سختی‌های جان بخشیدن به این کاراکتر توضیح می‌دهد: «با کاراکتری روبه‌رو بودم که مدام در زندگی روزمره‌اش اتفاقات عجیب و غریب می‌بیند و برای خودش این تصاویر کاملا عادی است. چالشم این بود که آن موقعیت‌ها و دیالوگ‌ها را طوری روان ادا کنم که برای تماشاگر هم باورپذیر شود؛ حتی وقتی از افتادن شست پای یک زن در اتوبوس حرف می‌زند! نزدیک به دو یا سه ماه فشرده تمرین کردیم تا کار به این فرم باورپذیر برسد.»

انتقاد به آموزش دانشگاهی؛ هنر را تجربی یاد گرفتم
سلطانی که از سال ۱۴۰۲ فعالیت حرفه‌ای‌اش را آغاز کرده، انتقادهای تندی نسبت به فضای آموزش آکادمیک دارد: «ورودم به دانشگاه در سال ۱۴۰۱ بود، اما دانشگاه چیزی به من اضافه نکرد و همه‌چیز تجربی به دست آمد. ما یک اکیپ شدیم، با هم کار کردیم و در دل تمرین‌ها و اجراها هنر بازیگری را یاد گرفتیم. تجربه عملی در صحنه، تنها چیزی بود که به من کمک کرد.»
او بازخورد تماشاگران و دوستانش را بسیار مثبت ارزیابی می‌کند و در دعوت از مخاطبان برای تماشای این اثر می‌گوید: «امروز متنی که بتواند مخاطب را کامل جذب کند و باورپذیر باشد، غنیمت است. تئاتری که بتواند یک ساعت تماشاگر را میخکوب نگه دارد تا حوصله‌اش سر نرود یا سراغ گوشی‌اش نرود، کار سختی انجام داده است. این نمایش کاملا قابل دفاع است و حیف است که دیده نشود.»

چالش‌های تولید تئاتر تجربی در گفت‌وگو با یک مسعود احمدی

زورمان به تبلیغات میلیاردی  و نمایش‌های  سلبریتی‌محور  نمی‌رسد
تئاتر در سال‌های اخیر برای نسل جوان و مستقل، مسیری پر از دست‌انداز و آزمون و خطا بوده است. دورانی که در آن رقابت با کارهای تجاری پر ستاره و بلیت‌های نجومی، بقا را برای گروه‌های مستقل دشوار کرده است. در این میان، مسعود احمدی، بازیگر و کارگردان نمایش «جیره‌بندی پر خروس برای سوگواری»، نمونه‌ای از همین نسل دغدغه‌مند است.
جوانی که در آستانه رفتن به خدمت سربازی و تغییر مسیر زندگی‌اش، متنی دیالوگ‌محور و پر از لایه‌های پنهان جادویی او را مجذوب کرد تا تمام معادلاتش را بر هم بزند و به صحنه پناه ببرد. حالا او پس از پشت سر گذاشتن تلاطم‌های دور اول اجرا و توقف ناخواسته در دی‌ماه، در شب‌های آغازین دور دوم روی صحنه ایستاده است. آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی ما با مسعود احمدی است؛ هنرمندی که از ترس‌ها، رفاقت‌های پشت صحنه، نبرد با ناامیدی اقتصادی و البته قدردانی‌اش از چهره‌هایی می‌گوید که دست نسل او را گرفتند.

متنی که مسیر زندگی‌ام را تغییر داد
قصه اجرای «جیره‌بندی پر خروس برای سوگواری» از جایی آغاز شد که مسعود احمدی تصمیم گرفته بود از جریان مرسوم فاصله بگیرد و به سربازی برود و سپس مهاجرت کند. او درباره چرخش ناگهانی مسیرش می‌گوید: «راستش برنامه‌ام کاملا چیز دیگری بود و آماده رفتن به سربازی بودم. اما وقتی این نمایشنامه را خواندم، با اینکه در حالت عادی خیلی تمایلی به کارهای دیالوگ‌محور ندارم، شیفته‌اش شدم. این متن پر از لایه‌های پنهان، پیچیدگی و فضایی شبیه جادو است.
داستان خاص آن مرا گرفت و با وجود تمام اما و اگرها احساس کردم این کار باید روی صحنه جان بگیرد.» او درباره روند پرچالش اجرا از نقطه صفر تا امروز توضیح می‌دهد: «نسخه اول کار ما در قالب یک جشنواره بسته شد؛ بی‌نهایت مینیمال، بدون نور خاص، بدون دکور و حتی بدون گریم. بازخوردهای متفاوتی گرفتیم؛ عده‌ای عاشق کار شدند و عده‌ای آن را پس زدند. اما درست زمانی که در دور اول اجرا افتادیم، اتفاقات دی ماه رخ داد و ناچار شدیم کار را متوقف کنیم. در واقع در دور اول فرصت نشد بفهمیم چه کرده‌ایم، اما امروز در دور دوم و شب سوم اجرا، نمایش هر شب پخته‌تر می‌شود و جان می‌گیرد.»

وسواسی که ما را زنده نگه می‌دارد
یکی از ویژگی‌های مهم بازیگری و کارگردانی، خودانتقادی و میل به کمال است. احمدی معتقد است این عدم رضایت دائمی، موتور محرک گروه اوست: «ما همیشه از آن‌طرف بوم می‌افتیم و نوعی شک و وسواس کشنده به کیفیت کارمان داریم! هر شب بعد از پایان اجرا دور هم جمع می‌شویم و می‌گوییم آیا واقعا خوب بودیم؟ آیا تماشاگر با کار ارتباط برقرار کرد؟
بعضی‌ها به شوخی می‌گویند با این کارها چرا خودت را پایین می‌آوری و خودزنی می‌کنی، اما این واقعیت ماست. دنزل واشنگتن وقتی اسکار می‌گیرد می‌گوید من هنوز در حال یادگیری‌ام؛ وقتی غول‌های بازیگری چنین دیدگاهی دارند، ما دیگر چه ادعایی می‌توانیم داشته باشیم؟» او به چالش‌های نگه‌داشتن مخاطب در یک نمایش اتمسفریک اشاره می‌کند: «متن ما ساختار سختی دارد و عملا گره‌گشایی اصلی تا دقیقه ۵۲ و مونولوگ نهایی شخصیت مادر به تاخیر می‌افتد. نگه داشتن تماشاگر و حفظ این تعلیق و اتمسفر کار ساده‌ای نیست. این وسواس و کامنت دادن‌های هر شب باعث شده که هیچ‌وقت فکر نکنیم کار تمام شده و اجرایمان همیشه زنده بماند.»

تئاتر؛ معجزه یک کار تیمی
احمدی روی صحنه تنها نیست؛ او موفقیت اجرایش را مدیون تیمی منسجم می‌داند که فراتر از شرح وظایف اداری در کنارش ایستاده‌اند: «اگر بابک سلیمی نبود، این اجرا شکل نمی‌گرفت. او مثل کارگردان دوم من است، چون خودم روی صحنه‌ام و بابک با نگاه فنی و بدون دخالت دادن سلیقه شخصی کار را روتوش می‌کند. او مفهوم واقعی دستیار کارگردان در تئاتر است، نه اینکه فقط وظیفه‌اش آوردن چای باشد! در کنارش حضور محمد ذوالفقاری تهیه کننده کار، موسیقی فوق‌العاده بنیامین وزیری که مکمل من روی صحنه است، نورپردازی دقیق حمید یداللهی، طراحی صحنه مینیمال و کاربردی امیر خراسانی به اندازه و مفهومی مارال سجادی همه‌چیز را کامل کرد. ما یک تیم‌ورک واقعی هستیم.»

سایه سنگین سلبریتی‌ها و دغدغه نان شب
بخش تامل‌برانگیز صحبت‌های احمدی به مسائل اقتصادی تئاتر و تفاوت فاحش کارهای تجاری با گروه‌های مستقل برمی‌گردد: «امروز کار کردن تئاتر واقعا سخت است. وقتی افزایش سرسام‌آور هزینه‌ها را می‌بینیم، آدم به همکارش نگاه می‌کند و می‌گوید ما اصلا برای چه داریم تئاتر کار می‌کنیم؟ در شرایطی که خیلی از مردم دغدغه نان شب دارند، آیا بود و نبود تئاتر ما فرقی می‌کند؟ قیمت بلیت تئاتر همواره استهلاک و خرج گروه را پوشش نمی‌دهد و ما گروه‌های تجربی و جوان واقعا زیر فشار مالی هستیم.»
او با صراحت از فضای تجاری و ستاره‌محور تئاتر گله می‌کند: «امروز چهره‌ها و بازیگران سینما به تئاتر برگشته‌اند و سالن‌ها را پر می‌کنند. مخاطب عام ترجیح می‌دهد برود کاری را ببیند که بازیگر شناخته‌شده دارد؛ نمی‌گوید مسعود احمدی و جیره‌بندی پر خروس کیست. ما زیر سایه کارهای تجاری و پر زرق‌وبرق می‌رویم و زورمان به تبلیغات میلیاردی نمی‌رسد. عمده مخاطبان ما دانشجویان، هنرجویان و هم‌نسلان خودمان هستند که دلسوزانه تئاتر را دنبال می‌کنند و این حمایت آن‌ها برای ما بسیار باارزش است.»

امیر مسعود، امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش کمدی آغاز i
نمایش «کمدی آغاز» با نواختن زنگ توسط مجید جعفری و تورج مهرزادیان آغاز شد | عکس نمایش «کمدی آغاز» با نواختن زنگ توسط مجید جعفری و تورج مهرزادیان آغاز شد
نمایش «کمدی آغاز» به کارگردانی زری اماد با حضور هنرمندان در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت.به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی زری اماد از ساعت ۱۹:۰۰ روز چهارشنبه، چهار شهریور ماه ۱۴۰۵  با حضور هنرمندانی همچون؛ مجید جعفری، تورج مهرزادیان، اکرم محمدی، محمود موسوی، فرهاد شریفی، مسعود مهرابی، یزدان جیریایی، آرش نوری و دیگر هنرمندان تئاتر، سینما و تلویزیون در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفت.در «کمدی آغاز» که جدیدترین تجربه این کارگردان محسوب می‌شود، بازیگرانی همچون؛ مسعود ‌بهارلو، ...
دیدن ادامه ››

نمایش «کمدی آغاز» به کارگردانی زری اماد با حضور هنرمندان در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت.

به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی زری اماد از ساعت ۱۹:۰۰ روز چهارشنبه، چهار شهریور ماه ۱۴۰۵  با حضور هنرمندانی همچون؛ مجید جعفری، تورج مهرزادیان، اکرم محمدی، محمود موسوی، فرهاد شریفی، مسعود مهرابی، یزدان جیریایی، آرش نوری و دیگر هنرمندان تئاتر، سینما و تلویزیون در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفت.

در «کمدی آغاز» که جدیدترین تجربه این کارگردان محسوب می‌شود، بازیگرانی همچون؛ مسعود ‌بهارلو، فریبرز قاسمی، محمدرضا ‌فصیحی ‌نیا، علی آتشانی، نیلوفر ‌شکری، زری ‌اماد ایفای نقش می‌کنند.
همچنین از عوامل این اجرا می‌توان به تهیه‌کنندگان: سامان ‌خلیلیان، حسین صفریان بحری، آهنگساز و طراح صدا: حمیدرضا ‌حسینی، مدیر پروژه: حسین ‌مسافر ‌آستانه، مشاور پروژه: غلامحسین ‌شاه ‌علی، مدیر تولید: کسری ‌فولادی، طراح گریم: حمیدرضا ‌قاسمی، طراح لباس: کوروش ‌مراد ‌طهرانی، طراح نور: میثم ‌صفری، طراح صحنه:  علی گل کاران، طراح پوستر و موشن گرافیک: جاوید علیپور، سرپرست گروه کارگردانی: نیلوفر شکری، دستیاران کارگردان: بهزاد ‌محسنی، فرزاد احمدی، مهرناز ‌زارعی، منشی صحنه: نیایش شکری، مدیر صحنه: علی گل کاران، مجریان گریم: کامبیز معماری، امیر قادری، علی گودینی، آیلار ابیضی، لیلا سُرنی، دستیاران صحنه:  مریم اماد، شایان ‌خدامی، دوخت لباس: میلو زمانزاده، دستیاران لباس: بهار ‌حبیبی، میلو زمانزاده، ساناز فصیحی نیا، دستیار دکور: حمیدرضا یوسف زاده، مدیر روابط عمومی، رسانه و ارتباطات: امیر ‌پارسائیان ‌مهر،عکاس: امیر خدامی، صالح آقاجانی، تصویربردار پشت صحنه: فاطمه پرویزی، ساخت ویدیو پروژکشن:  یاسمن خوشنویس، گوینده تیزر: علیرضا اوحدی، ساخت متریال تبلیغاتی: علی حجت پناهی، مونا شادبخت، ارغوان تسلیمی، علی محسنی، مجری طرح: موسسه جهان نمای تئاتر سکوت اشاره کرد.

شایان ذکر است مخاطبان نمایش «کمدی آغاز» می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال مراجعه کنند.

امیر مسعود و عرفان ضرغامی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش کمدی آغاز i
زری اماد پس از ۱۱ سال با نمایش «کمدی آغاز» به تئاتر شهر می‌آید | عکس زری اماد پس از ۱۱ سال با نمایش «کمدی آغاز» به تئاتر شهر می‌آید
نمایش «کمدی آغاز» به کارگردانی زری اماد از چهارم شهریورماه در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی زری اماد از ساعت ۱۹:۰۰ روز چهارشنبه، چهار شهریور ماه ۱۴۰۵ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه می‌رود.زری اماد، بازیگر، کارگردان و نویسنده تئاتر، فعالیت حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۷۷ آغاز کرده و در بیش از صد نمایش به عنوان بازیگر حضور داشته است. او از سال ۱۳۸۵ نیز فعالیت خود را در عرصه کارگردانی آغاز کرده و آثاری همچون «امشب دیگر مهره‌های پشتم نی‌لبک ...
دیدن ادامه ››

نمایش «کمدی آغاز» به کارگردانی زری اماد از چهارم شهریورماه در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.

به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی زری اماد از ساعت ۱۹:۰۰ روز چهارشنبه، چهار شهریور ماه ۱۴۰۵ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه می‌رود.

زری اماد، بازیگر، کارگردان و نویسنده تئاتر، فعالیت حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۷۷ آغاز کرده و در بیش از صد نمایش به عنوان بازیگر حضور داشته است.
او از سال ۱۳۸۵ نیز فعالیت خود را در عرصه کارگردانی آغاز کرده و آثاری همچون «امشب دیگر مهره‌های پشتم نی‌لبک می‌زنند»، «تکرار»، «دهانی پر از کلاغ»، «پوکه‌های برنجی»، «وصیت‌نامه خانم سارا»، «حیرت بازار»، «بابا لنگ‌دراز»، «فولاد هرگز زنگ نمی‌زند»، «آدمکش»، «پیک‌نیک در میدان جنگ»، « ۲۴۲۴»،  «فصل زرد» و... را کارگردانی کرده است.
در «کمدی آغاز» که جدیدترین تجربه این کارگردان محسوب می‌شود، بازیگرانی همچون؛ مسعود ‌بهارلو، فریبرز قاسمی، محمدرضا ‌فصیحی ‌نیا، علی آتشانی، نیلوفر ‌شکری، زری ‌اماد ایفای نقش می‌کنند.
همچنین از عوامل این اجرا می‌توان به تهیه‌کنندگان: سامان ‌خلیلیان، حسین صفریان بحری، آهنگساز و طراح صدا: حمیدرضا ‌حسینی، مدیر پروژه: حسین ‌مسافر ‌آستانه، مشاور پروژه: غلامحسین ‌شاه ‌علی، مدیر تولید: کسری ‌فولادی، طراح گریم: حمیدرضا ‌قاسمی، طراح لباس: کوروش ‌مراد ‌طهرانی، طراح نور: میثم ‌صفری، طراح صحنه:  علی گل کاران، طراح پوستر و موشن گرافیک: جاوید علیپور، سرپرست گروه کارگردانی: نیلوفر شکری، دستیاران کارگردان: بهزاد ‌محسنی، فرزاد احمدی، مهرناز ‌زارعی، منشی صحنه: نیایش شکری، مدیر صحنه: علی گل کاران، مجریان گریم: کامبیز معماری، امیر قادری، علی گودینی، آیلار ابیضی، لیلا سُرنی، دستیاران صحنه:  مریم اماد، شایان ‌خدامی، دوخت لباس: میلو زمانزاده، دستیاران لباس: بهار ‌حبیبی، میلو زمانزاده، ساناز فصیحی نیا، دستیار دکور: حمیدرضا یوسف زاده، مدیر روابط عمومی، رسانه و ارتباطات: امیر ‌پارسائیان ‌مهر،عکاس: امیر خدامی، صالح آقاجانی، تصویربردار پشت صحنه: فاطمه پرویزی، ساخت ویدیو پروژکشن:  یاسمن خوشنویس، گوینده تیزر: علیرضا اوحدی، ساخت متریال تبلیغاتی: علی حجت پناهی، مونا شادبخت، ارغوان تسلیمی، علی محسنی، مجری طرح: موسسه جهان نمای تئاتر سکوت اشاره کرد.

شایان ذکر است مخاطبان نمایش «کمدی آغاز» می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال و یا حضورا به گیشه تئاتر شهر مراجعه کنند.

امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی سلسله دروغ i
اجرای مجدد نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله‌ی دروغ» در تماشاخانه هیلاج | عکس اجرای مجدد نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله‌ی دروغ» در تماشاخانه هیلاج
نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله‌ی دروغ» به کارگردانی حسین کشفی اصل، که پیش از این در تاریخ ۲۸ خردادماه سال جاری در تماشاخانه‌ی هیلاج اجرا شده بود، دوباره روی صحنه می‌رود. به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله‌ی دروغ» به نویسندگی و کارگردانی حسین کشفی اصل، برای دومین‌ بار، روز شنبه ۷ شهریور در تماشاخانه‌ی هیلاج روی صحنه می‌رود. سروش ‌سلطانی، تهیه‌کنندگی این اجرا را بر عهده دارد. در خلاصه‌ داستان این نمایش‌نامه آمده: ما در سلسله‌ی دروغ‌ها زندگی می‌کنیم. جایی که هر ...
دیدن ادامه ››

نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله‌ی دروغ» به کارگردانی حسین کشفی اصل، که پیش از این در تاریخ ۲۸ خردادماه سال جاری در تماشاخانه‌ی هیلاج اجرا شده بود، دوباره روی صحنه می‌رود.

به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش‌نامه‌خوانی «سلسله‌ی دروغ» به نویسندگی و کارگردانی حسین کشفی اصل، برای دومین‌ بار، روز شنبه ۷ شهریور در تماشاخانه‌ی هیلاج روی صحنه می‌رود. سروش ‌سلطانی، تهیه‌کنندگی این اجرا را بر عهده دارد.

در خلاصه‌ داستان این نمایش‌نامه آمده: ما در سلسله‌ی دروغ‌ها زندگی می‌کنیم. جایی که هر لبخند، یک نقاب و هر کلمه، یک تله است.

کشفی‌اصل این متن را با اقتباسی از نمایش‌نامه «در پوست شیر» اثر «شون اوکیسی» شاعر و نمایش‌نامه‌نویس ایرلندی، نوشته و کارگردانی کرده است.

مصطفی ‌خسروجردی، امیرعباس ‌حیدری، محمدرضا ‌علی‌محمدی، کوثر ‌باصری، حامی ‌حاتمی، صبا ‌سبحانی، بهادر ‌خسروجردی، مانا ‌دارابی و محمد ‌امین، بازیگران این نمایش‌نامه‌خوانی به ترتیب خوانش نقش‌ها هستند.

سایر عواملی که حسین کشفی‌اصل را در این اجرا همراهی می‌کنند، عبارتند از: محمد لهاک (مجری طرح و طراح پوستر)، حسین ‌کشفی‌اصل (طراح صحنه)، میکائیل ‌ضیائی‌فرد (صحنه‌خوان)، امیرشهاب ‌رضویان (مدیرمسئول)، پرویز گوهری‌راد (عکاس)، پوریا ‌سالخورده ( تبلیغات مجازی)، امیرحسین ‌سلیمان‌اختیاری (دستیار فنی)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاع‌رسانی).

 مدت‌ زمان این اجرا، مدت ۷۰ دقیقه است.

علاقه‌مندان به تماشای این نمایش‌نامه‌خوانی، برای رزرو و تهیه بلیت می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

مجید یارندی پور، امیر مسعود و عرفان ضرغامی این را خواندند
حسام؟ این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش نُه i
نمایش «نُه» در بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود | عکس نمایش «نُه» به نویسندگی، کارگردانی و بازی عباس آذرخوش در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود.نمایش «نُه» در بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود
به گزارش ایران‌تئاتر به نقل از روابط عمومی، نمایش «نُه» به نویسندگی، کارگردانی و بازی عباس آذرخوش، از اول شهریورماه ۱۴۰۵ در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود. این اثر روایتگر زندگی پسری جوان و خجالتی است که در مسیر مواجهه با چالش‌های شخصی و زندگی فردی خود قرار می‌گیرد. نُه روز، نُه ساعت، نُه ماه و شاید هم نُه سال؛ یک عدد و یک کلمه می‌تواند زندگی پسری را که می‌خواهد در جامعه زندگی درستی داشته باشد، تحت تأثیر قرار دهد. فرشاد نصیری مجری طرح و طراح نور این نمایش است. دیگر عوامل نمایش «نُه» عبارت‌اند از ماتیسا مروتی و ...
دیدن ادامه ››

به گزارش ایران‌تئاتر به نقل از روابط عمومی، نمایش «نُه» به نویسندگی، کارگردانی و بازی عباس آذرخوش، از اول شهریورماه ۱۴۰۵ در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود.

این اثر روایتگر زندگی پسری جوان و خجالتی است که در مسیر مواجهه با چالش‌های شخصی و زندگی فردی خود قرار می‌گیرد. نُه روز، نُه ساعت، نُه ماه و شاید هم نُه سال؛ یک عدد و یک کلمه می‌تواند زندگی پسری را که می‌خواهد در جامعه زندگی درستی داشته باشد، تحت تأثیر قرار دهد.

فرشاد نصیری مجری طرح و طراح نور این نمایش است.

دیگر عوامل نمایش «نُه» عبارت‌اند از ماتیسا مروتی و زهرا طاهرالدینی (گروه کارگردانی)، صادق حسینی (طراح پوستر و گرافیست)، کوروش خدیوی (آهنگساز و طراح صدا)، بهناز شهسوار (صداپیشه و مسئول روابط عمومی و تبلیغات)، نیلوفر وثوقی (منشی صحنه)، ماتیسا مروتی (برنامه‌ریز) و رضا جاویدی (عکاس).

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این نمایش می‌توانند به سایت‌های تیوال مراجعه کنند.

مجید یارندی پور این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» به کارگردانی مهلا احمدی در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه می‌رود. | عکس بازخوانیِ «ایوانف» در مجموعه تئاتر لبخندنمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» به کارگردانی مهلا احمدی در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه می‌رود.
«شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» به کارگردانی مهلا احمدی بازخوانی تازه‌ای از «ایوانف» نوشته آنتون چخوف است، با نگاهی به سوی دیگر ماجرا؛ مواجهه‌ آنا با مردانِ جهانِ نمایشنامه! در این اجرا (به ترتیب ورود به صحنه): پویا عربگری، امین سیمیار و نیایش سُلگی ایفای نقش می‌کنند.«شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» از آثار برگزیده‌ «دومین رپرتوار تئاتر تازه» است که دریافت چهار جایزه‌ «تندیس کار برگزیده»، «تندیس بهترین بازیگر»، «لوح تقدیر کارگردانی» و «لوح تقدیر بازیگری» را ...
دیدن ادامه ››

«شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» به کارگردانی مهلا احمدی بازخوانی تازه‌ای از «ایوانف» نوشته آنتون چخوف است، با نگاهی به سوی دیگر ماجرا؛ مواجهه‌ آنا با مردانِ جهانِ نمایشنامه!

در این اجرا (به ترتیب ورود به صحنه): پویا عربگری، امین سیمیار و نیایش سُلگی ایفای نقش می‌کنند.
«شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» از آثار برگزیده‌ «دومین رپرتوار تئاتر تازه» است که دریافت چهار جایزه‌ «تندیس کار برگزیده»، «تندیس بهترین بازیگر»، «لوح تقدیر کارگردانی» و «لوح تقدیر بازیگری» را در کارنامه دارد.

اطلاعات تکمیلی نمایش به زودی منتشر می‌شود.
علاقه‌مندان می‌توانند بلیت‌های این اجرا را از روز یکشنبه ۱ شهریور در سایت تیوال تهیه کنند.
عکس‌از: مصطفی قاهری

 

خبر
درباره نمایش مترونوم خون i
«مترونوم خون»: تله، خیانت و زمانِ فرسایش | عکس نقد دکتر فریال آذری«مترونوم خون»: تله، خیانت و زمانِ فرسایش
خوانشی نظری بر پایه‌ی آرتو، برشت، سارتر و الهیات عهد عتیقنمایش «مترونوم خون» از سطحِ یک بازنماییِ صرفِ زندگینامه‌ای فراتر می‌رود و به تأملی صحنه‌ای درباره‌ی عشق، خیانت، مرگ و تنهایی بدل می‌شود. اثر، با اتکا به نشانه‌های بصریِ فشرده، بدن‌مندیِ پرتنش و ضرب‌آهنگِ تکرارشونده‌ی زمان، جهانی می‌سازد که در آن رابطه انسانی به تله، زمان به فرسایش و عشق به سازوکارِ تخریب تبدیل می‌شود. این مقاله با تکیه بر نظریه‌ی تئاتر قساوتِ آنتونن آرتو، فاصله‌گذاریِ برتولت برشت، اگزیستانسیالیسمِ ژان‌پل سارتر و خوانش بینامتنیِ ...
دیدن ادامه ››

خوانشی نظری بر پایه‌ی آرتو، برشت، سارتر و الهیات عهد عتیق
نمایش «مترونوم خون» از سطحِ یک بازنماییِ صرفِ زندگینامه‌ای فراتر می‌رود و به تأملی صحنه‌ای درباره‌ی عشق، خیانت، مرگ و تنهایی بدل می‌شود. اثر، با اتکا به نشانه‌های بصریِ فشرده، بدن‌مندیِ پرتنش و ضرب‌آهنگِ تکرارشونده‌ی زمان، جهانی می‌سازد که در آن رابطه انسانی به تله، زمان به فرسایش و عشق به سازوکارِ تخریب تبدیل می‌شود. این مقاله با تکیه بر نظریه‌ی تئاتر قساوتِ آنتونن آرتو، فاصله‌گذاریِ برتولت برشت، اگزیستانسیالیسمِ ژان‌پل سارتر و خوانش بینامتنیِ ده فرمان و هفت گناه کبیره، نشان می‌دهد که چگونه «مترونوم خون» خیانت را از یک واقعه‌ی فردی به یک منطقِ ساختاریِ گناه و سقوط ارتقا می‌دهد.
«مترونوم خون» را می‌توان در امتداد نمایش‌هایی دانست که به‌جای روایت‌گریِ ساده، وضعیت می‌سازند. این اثر، رابطه‌ی سیلویا پلات و تد هیوز را نه به‌منزله‌ی یک قصه‌ی عاشقانه یا تراژدیِ شخصی، بلکه به‌عنوان صورت‌بندیِ فشرده‌ای از رنجِ انسانی عرضه می‌کند. در اینجا عشق از همان آغاز با فقدان، خشونت و امکانِ فروپاشی همراه است. نمایش، با حذفِ فاصله‌ی امن میان صحنه و تماشاگر، مخاطب را درونِ جهانی قرار می‌دهد که در آن بدن، زمان و اخلاق به‌طور هم‌زمان متلاشی می‌شوند.
برای فهم این ساختار، سه افق نظری به‌ویژه راهگشاست: آرتو برای توضیح خشونتِ حسی و کیفیتِ آیینیِ صحنه؛ برشت برای تحلیلِ نحوه‌ی فاصله‌گذاری و تبدیل خیانت به مسئله‌ای اجتماعی-اخلاقی؛ و سارتر برای خوانشِ تنهاییِ دو نفره و بن‌بستِ آزادی. افزون بر این، ارجاع به ده فرمان و هفت گناه کبیره، به‌ویژه فرمان هفتم، لایه‌ای از گناه و قانون را بر متن تحمیل می‌کند و خیانت را از سطحِ عاطفه‌ی فردی به سطحِ نظمِ ممنوعه و کیهانی ارتقا می‌دهد.
صحنه به‌مثابه تله: آرتو و قساوتِ مکان
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بصریِ نمایش، دایره‌ی مرکزیِ تیره است؛ فرمی که می‌توان آن را استعاره‌ای از «تله‌ی خرس» و منطقِ شکار دانست. در اینجا صحنه صرفاً محلِ وقوعِ کنش نیست، بلکه خودِ کنش است: فضایی که پیشاپیش آلوده، بسته و تهدیدکننده طراحی شده است. حرکت شخصیت‌ها در نسبت با این دایره، یادآور گرفتارشدن تدریجی در سازوکاری است که از آن گریزی وجود ندارد.
این منطق با اندیشه‌ی آنتونن آرتو درباره‌ی «تئاتر قساوت» هم‌خوان است. آرتو در تئاتر و همزادش تأکید می‌کند که تئاتر نباید در سطح بازنمایی روان‌شناختی و کلامی باقی بماند، بلکه باید همچون طاعون یا زلزله، بدن و ادراک تماشاگر را تکان دهد (Artaud, ۱۹۵۸). در «مترونوم خون»، قساوت دقیقاً به معنای سادیسم نیست، بلکه به معنای حضور بی‌واسطه‌ی رنج و امکانِ انهدام است. نورهای کم‌جان، سایه‌های سنگین، و فیگورهای سیاه‌پوشِ پیرامونی، صحنه را به قلمرویی آیینی و تهدیدآمیز تبدیل می‌کنند؛ قلمرویی که در آن تماشاگر نه ناظرِ منفعل، بلکه شاهدی در برابر خشونتِ وجودی است.
فرمان هفتم: خیانت به‌مثابه قانونِ نقض‌شده
یکی از کانونی‌ترین عناصر متنی در «مترونوم خون»، اشاره‌ی صریح به «فرمان هفتم» است. در ده فرمانِ عهد عتیق، فرمان هفتم در سنت رایج چنین است: «زنا مکن» یا در صورت‌بندی اخلاقی‌تر، «به پیمان زناشویی خیانت مکن» (Exodus ۲۰; Deuteronomy ۵). این فرمان، در کنار دیگر فرامین، مرزهای بنیادین نظم اخلاقی را تعیین می‌کند.
نمایش با برجسته‌کردن این فرمان، خیانت را از سطحِ یک لغزش شخصی فراتر می‌برد و آن را به یک قانونِ ساختاریِ نقض‌شده بدل می‌سازد. به عبارت دیگر، مسئله فقط آن نیست که فردی به دیگری وفادار نمانده است؛ بلکه جهانی که این رابطه در آن شکل گرفته، جهانی است که در آن امکانِ وفاداری از آغاز شکننده و ناپایدار بوده است. در این سطح، خیانت یک رخدادِ اخلاقی صرف نیست، بلکه نشانه‌ی فروپاشیِ نظمِ معنایی است.
اینجا می‌توان از برشت کمک گرفت. برشت در تئاتر اپیک، می‌کوشد تماشاگر را از هم‌ذات‌پنداریِ صرف بیرون بکشد تا سازوکارهای پنهانِ موقعیت را ببیند (Brecht, ۱۹۶۴). در «مترونوم خون»، تأکید بر فرمان هفتم همین کار را می‌کند: تماشاگر به جای غرق شدن در عاطفه، ناچار می‌شود ساختارِ خیانت، قانون و مسئولیت را ببیند. خیانت به یک «مسئله» تبدیل می‌شود؛ مسئله‌ای که هم فردی است و هم نمادین، هم اخلاقی است و هم اسطوره‌ای.
برشت و فاصله‌گذاری: از احساس تا آگاهی
در چنین اثری، فاصله‌گذاری برشتی تنها در سطحِ شیوه‌ی اجرا نیست، بلکه در سطحِ معنا نیز عمل می‌کند. ارجاع‌های آگاهانه به وضعیتِ نمایشی، برجسته‌کردنِ نشانه‌ها، و تبدیل احساسات شخصی به قانون‌های ساختاری، همه موجب می‌شوند که تماشاگر در توهمِ واقع‌گراییِ روان‌شناختی فرو نرود. برشت بر این باور بود که تئاتر باید امکانِ اندیشیدن را فراهم کند، نه صرفاً همدردی را (Brecht, ۱۹۶۴).
در «مترونوم خون»، خیانت نه به‌عنوان یک حادثه‌ی خصوصی، بلکه به‌مثابه‌ی سازوکارِ اجتماعیِ رابطه نشان داده می‌شود. این نگاه، اثر را از ملودرام دور می‌کند و به آن بُعدی انتقادی می‌بخشد. اگر آرتو تماشاگر را به شوکِ حسی می‌کشاند، برشت او را به تأمل و داوری سوق می‌دهد. این دو لایه در نمایش در کنار هم قرار می‌گیرند: صحنه از یک سو تنِ زخمی را به رخ می‌کشد و از سوی دیگر، از تماشاگر می‌خواهد درباره‌ی منشأ این زخم بیندیشد.
سارتر: جهنمِ دیگری و تنهاییِ دونفره
خوانش سارتر از نمایش، در سطحِ رابطه‌ی میان دو شخصیت به‌ویژه روشنگر است. در فلسفه‌ی اگزیستانسیالیستیِ سارتر، انسان محکوم به آزادی است و مسئولیتِ انتخاب‌های خود را نمی‌تواند به دیگری یا سرنوشت واگذار کند (Sartre, ۱۹۴۳; ۱۹۴۷). در عین حال، نگاهِ دیگری می‌تواند به جهنمی بدل شود که در آن سوژه به ابژه تقلیل می‌یابد. جمله‌ی مشهورِ «دوزخ یعنی دیگران» از همین منطق می‌آید.
در «مترونوم خون»، رابطه‌ی پلات و هیوز دقیقاً در چنین فضایی شکل می‌گیرد: آن‌ها به هم وابسته‌اند، اما این وابستگی نه به رهایی، بلکه به فرسایش می‌انجامد. دو نفر در کنار هم‌اند، اما هر کدام در سطحی عمیق در تنهاییِ خود گرفتار است. این را می‌توان «تنهاییِ دونفره» نامید؛ وضعیتی که در آن نزدیکیِ جسمانی به معنای نزدیکیِ وجودی نیست. هر نگاه، هر انتخاب و هر سکوت، دیگری را بیشتر به ابژه‌ای در معرضِ تملک یا طرد تبدیل می‌کند.
از منظر سارتر، هیچ نیروی بیرونیِ مطلقی مسئولِ این فروپاشی نیست. انسان‌ها خود با انتخاب‌هایشان جهان را می‌سازند. بنابراین تراژدیِ نمایش، صرفاً نتیجه‌ی تقدیر نیست؛ حاصلِ تصمیم‌هایی است که از درونِ آزادی برمی‌خیزند. همین نکته، اثر را از سطحِ سرزنشِ اخلاقیِ ساده فراتر می‌برد و آن را به تأملی درباره‌ی مسئولیتِ رنج تبدیل می‌کند.
کاتیوشا: عشقِ عاشقانه و منطقِ ویرانگر
در میان لایه‌های عاطفی و شنیداری اثر، ارجاع به «کاتیوشا» اهمیت ویژه دارد. این ترانه، در منشأ خود، سرودی عاشقانه است: نغمه‌ای درباره‌ی دختری که معشوقِ سربازش را با امید و دلتنگی بدرقه می‌کند. تصویر ابتدایی آن سرشار از لطافت، طبیعت و انتظار است؛ شکوفه‌های سیب و گلابی، مهِ بر فراز رود و صدای محبوبی که از دور می‌آید. اما همین ترانه در حافظه‌ی تاریخیِ جنگ، به نامی برای یکی از مرگبارترین سلاح‌های شوروی بدل شد.
این دگردیسی معنا، از حیث دراماتورژیک بسیار مهم است. «کاتیوشا» نشان می‌دهد چگونه عشق می‌تواند به خشونت، و نغمه‌ی عاشقانه به صدای ویرانی تبدیل شود. در «مترونوم خون»، این تضاد، با مضمونِ اصلی نمایش هم‌نوا می‌شود: عشق نه پناهگاه، بلکه میدانِ انفجار است. بنابراین ارجاع به کاتیوشا تنها یک تزئین صوتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای است از اینکه زیبایی و تخریب در این جهان از یکدیگر جدا نیستند.
ده فرمان و هفت گناه کبیره: صورت‌بندی اخلاقیِ سقوط
افزون بر فرمان هفتم، حضور ضمنیِ ده فرمان و هفت گناه کبیره، لایه‌ی الهیاتیِ مهمی به اثر می‌دهد. ده فرمان در سنت یهودی-مسیحی، نظمِ اخلاقی و اجتماعی را می‌سازند؛ در حالی که هفت گناه کبیره، نظامی از انحراف‌های درونی را صورت‌بندی می‌کنند: غرور، طمع، شهوت، حسادت، شکم‌پرستی، خشم و تن‌پروری. در متن نمایش، این دو نظام با هم تلاقی می‌کنند تا خیانت و فروپاشی را نه امری صرفاً شخصی، بلکه نتیجه‌ی لغزش از قانونِ الهی و اخلاقی نشان دهند.
این بینامتنیت، به اثر بُعدی اسطوره‌ای می‌بخشد. شخصیت‌ها فقط عاشقانی شکست‌خورده نیستند؛ آنان در موقعیتِ گناه‌مندیِ بنیادین قرار گرفته‌اند. چنین خوانشی، به‌ویژه در چارچوبِ برشتی، به آگاهی اخلاقی منجر می‌شود: تماشاگر درمی‌یابد که رابطه‌ها چگونه تحت فشارِ میل، قدرت و قانون فرو می‌پاشند.
«مترونوم خون» نمایشِ عشق نیست؛ نمایشِ عشق در وضعیتِ تله است. صحنه‌ی مرکزیِ تیره، منطقِ شکار و به‌دام‌افتادگی را القا می‌کند؛ فرمان هفتم، خیانت را به صورتِ قانونِ نقض‌شده در سطحی اسطوره‌ای و اخلاقی می‌نشاند؛ و کاتیوشا، با بارِ عاشقانه و ویرانگرِ خود، نشان می‌دهد که چگونه تغزل می‌تواند به انفجار بدل شود. آرتو در اینجا خشونتِ حسی و قساوتِ مکان را توضیح می‌دهد، برشت ما را به دیدنِ سازوکارهای پنهان وادار می‌کند، و سارتر رابطه را به افقِ آزادی، مسئولیت و جهنمِ دیگری می‌برد.
از این منظر، نمایش نه فقط یک روایت ادبی-تاریخی، بلکه تأملی بر وضعیتِ انسان معاصر است: انسانی که در جست‌وجوی عشق، ناخواسته در تله‌ی میل، قانون و زمان گرفتار می‌شود. ضرب‌آهنگِ مترونوم، در نهایت، ضرب‌آهنگِ همین فرسایش است؛ فرسایشی که تا پایانِ اجرا و حتی پس از آن در ذهن تماشاگر ادامه می‌یابد.

منابع مختصر

● Artaud, A. (۱۹۵۸). The Theatre and Its Double.

● Brecht, B. (۱۹۶۴). Brecht on Theatre.

● Sartre, J.-P. (۱۹۴۳). Being and Nothingness.

● Sartre, J.-P. (۱۹۴۷). No Exit and Three Other Plays.

● The Holy Bible, Exodus ۲۰; Deuteronomy ۵

 

مجید یارندی پور و سمیه طاهباز این را خواندند
حسام؟ این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش دوستان کُمدی i
کمدی خرید دوست به صحنه آمد | عکس رونمایی از پوستر هم‌زمان با آغاز پیش‌فروشکمدی خرید دوست به صحنه آمد
هم‌زمان با رونمایی از پوستر نمایش «دوستان کُمُدی»، بلیت‌فروشی این اثر نمایشی به کارگردانی محمد لهاک در تماشاخانه هیلاج آغاز شد؛ نمایشی که با اقتباس از اثری از گابور راسوو، پرسش طنزآمیز «دوست را می‌شود خرید؟» را به چالش کشیده و از ۳۱ مرداد روی صحنه می‌رود. به گزارش فرهنگیان پرس، نمایش «دوستان کُمُدی» به نویسندگی علی نیک‌افروز و کارگردانی محمد لهاک، از روز شنبه ۳۱ مردادماه ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌رود. هم‌زمان با رونمایی از پوستر این اثر، امکان رزرو و تهیه بلیت نیز از طریق سامانه تیوال برای عموم علاقه‌مندان ...
دیدن ادامه ››

هم‌زمان با رونمایی از پوستر نمایش «دوستان کُمُدی»، بلیت‌فروشی این اثر نمایشی به کارگردانی محمد لهاک در تماشاخانه هیلاج آغاز شد؛ نمایشی که با اقتباس از اثری از گابور راسوو، پرسش طنزآمیز «دوست را می‌شود خرید؟» را به چالش کشیده و از ۳۱ مرداد روی صحنه می‌رود.

به گزارش فرهنگیان پرس، نمایش «دوستان کُمُدی» به نویسندگی علی نیک‌افروز و کارگردانی محمد لهاک، از روز شنبه ۳۱ مردادماه ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌رود. هم‌زمان با رونمایی از پوستر این اثر، امکان رزرو و تهیه بلیت نیز از طریق سامانه تیوال برای عموم علاقه‌مندان فراهم شده است.

تهیه‌کنندگی این نمایش را دکتر نینا صادقی بر عهده دارد که با سابقه فعالیت‌های فرهنگی و هنری، این بار در مقام تهیه‌کننده پای به عرصه تئاتر گذاشته است. «دوستان کُمُدی» اقتباسی از اثری نوشته گابور راسوو، نمایشنامه‌نویس مجارستانی است و در خلاصه داستان آن آمده: «دوست را می‌شود خرید؟!»؛ پرسشی که محور اصلی این کمدی قرار گرفته و با نگاهی طنزآمیز به روابط انسانی و مفهوم رفاقت در دنیای مدرن می‌پردازد.

بازیگران این اثر شامل محمدامین، کیمیا نوری، حامی حاتمی و مهسا جوادی هستند و علی توانگری نریشن (گوینده متن) این نمایش را اجرا می‌کند. همچنین هلیا خادم به عنوان مجری طرح، نینا صادقی به عنوان مشاور کارگردان، مهتاب بیات و ثمینه ذوالقدری‌ها به عنوان دستیاران کارگردان، ترانه راوشی به عنوان برنامه‌ریز، مانی دهقان به عنوان طراح نور، سمیرا قاسمی به عنوان مدیر اجرایی، علی لطیفی به عنوان سازنده تیزر و طراح پوستر، امیرحسین سلیمان‌اختیاری به عنوان دستیار فنی، پوریا سالخورده در بخش تبلیغات مجازی، امیرعباس حیدری به عنوان مدیر روابط عمومی و احمدرضا حجارزاده در امور رسانه و اطلاع‌رسانی این پروژه همکاری دارند.

تماشاخانه هیلاج به عنوان محل اجرای این نمایش، این روزها میزبان چندین اثر نمایشی دیگر نیز بوده و با استقبال نسبی مخاطبان روبه‌رو شده است. «دوستان کُمُدی» با فضای کمدی و موضوعی روزمره و قابل‌لمس، تلاش دارد تا مخاطب را هم به خنده وادارد و هم به تأمل در مورد ماهیت روابط انسانی. انتخاب این اثر در شرایطی که جامعه با دغدغه‌های متعدد اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند، می‌تواند فرصتی برای گریز کوتاه از تنش‌های روزمره و بازاندیشی در ارزش‌های فراموش‌شده ایفا کند.

فروش بلیت از طریق سامانه تیوال که یکی از معتبرترین پلتفرم‌های خرید بلیت تئاتر و کنسرت در ایران محسوب می‌شود، امکان دسترسی آسان برای علاقه‌مندان را فراهم کرده است. با توجه به ظرفیت محدود تماشاخانه هیلاج، پیش‌بینی می‌شود استقبال از این نمایش به ویژه در روزهای ابتدایی اجرا بالا باشد و علاقه‌مندان بهتر است هرچه سریع‌تر نسبت به تهیه بلیت اقدام کنند.

خبر
درباره نمایش دوستان کُمدی i
آغاز بلیت‌فروشی نمایش «دوستان کُمُدی» هم‌زمان با رونمایی از پوستر | عکس هم‌زمان با رونمایی از پوستر نمایش «دوستان کُمُدی»، بلیت‌فروشی این نمایش به کارگردانی محمد لهاک آغاز شد و علاقه‌مندان می‌توانند بلیت اجرای آن را از طریق سامانه تیوال تهیه کنند.آغاز بلیت‌فروشی نمایش «دوستان کُمُدی» هم‌زمان با رونمایی از پوستر
نمایش «دوستان کُمُدی» به نویسندگی علی نیک‌افروز و کارگردانی محمد لهاک، از روز شنبه ۳۱ مردادماه در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌رود. هم‌زمان با رونمایی از پوستر، امکان رزرو و تهیه بلیت این نمایش نیز در سامانه تیوال فراهم شده است. تهیه‌کنندگی «دوستان کُمُدی» را دکتر نینا صادقی بر عهده دارد. «دوستان کُمُدی»؛ وقتی پای خریدن دوست به میان می‌آید، «دوستان کُمُدی» اقتباسی از اثری نوشته گابور راسوو است.در خلاصه‌ داستان این نمایش آمده: «دوست را می‌شود خرید؟!». این پرسش، محور معرفی نمایش «دوستان ...
دیدن ادامه ››

نمایش «دوستان کُمُدی» به نویسندگی علی نیک‌افروز و کارگردانی محمد لهاک، از روز شنبه ۳۱ مردادماه در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌رود. هم‌زمان با رونمایی از پوستر، امکان رزرو و تهیه بلیت این نمایش نیز در سامانه تیوال فراهم شده است.

تهیه‌کنندگی «دوستان کُمُدی» را دکتر نینا صادقی بر عهده دارد.

«دوستان کُمُدی»؛ وقتی پای خریدن دوست به میان می‌آید، «دوستان کُمُدی» اقتباسی از اثری نوشته گابور راسوو است.
در خلاصه‌ داستان این نمایش آمده: «دوست را می‌شود خرید؟!».

این پرسش، محور معرفی نمایش «دوستان کُمُدی» است؛ نمایشی که با طرح مساله خرید و فروش دوستی، موقعیتی کمدی را پیش روی تماشاگر قرار می‌دهد.

- بازیگران و عوامل نمایش «دوستان کُمُدی»

محمدامین، کیمیا نوری، حامی حاتمی و مهسا جوادی بازیگران نمایش «دوستان کُمُدی» هستند و علی توانگری نریشن این اثر را اجرا می‌کند.

هلیا خادم به‌ عنوان مجری طرح، نینا صادقی به‌عنوان مشاور کارگردان، مهتاب بیات و ثمینه ذوالقدری‌ها به‌ عنوان دستیاران کارگردان، ترانه راوشی به‌عنوان برنامه‌ریز، مانی دهقان به‌عنوان طراح نور، سمیرا قاسمی به‌عنوان مدیر اجرایی، علی لطیفی به‌عنوان سازنده تیزر و طراح پوستر، امیرحسین سلیمان‌اختیاری به‌عنوان دستیار فنی، پوریا سالخورده در بخش تبلیغات مجازی، امیرعباس حیدری به‌عنوان مدیر روابط عمومی و احمدرضا حجارزاده در امور رسانه و اطلاع‌رسانی این پروژه همکاری دارند.

- زمان و محل اجرای «دوستان کُمُدی»

نمایش «دوستان کُمُدی» به کارگردانی محمد لهاک، از روز شنبه ۳۱ مردادماه، ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌رود.

علاقه‌مندان برای رزرو و تهیه بلیت نمایش «دوستان کُمُدی» می‌توانند به صفحه اختصاصی این نمایش در سامانه تیوال مراجعه کنند.

خبر
درباره نمایش مهمانی شب رفتن i
«مهمانیِ شبِ رفتن» در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه می‌رود | عکس نمایش «مهمانیِ شبِ رفتن» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی پرهام پاسیار در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه می‌رود.«مهمانیِ شبِ رفتن» در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه می‌رود
نمایش «مهمانیِ شبِ رفتن» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی پرهام پاسیار، ۳۰‌ام مردادماه ساعت ۲۱ در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه می‌رود. تهیه کنندگی این اثر را علیرضا صدیف و پرهام پاسیار بر عهده دارند. در این نمایش که سومین تجربه کارگردانی تئاتر پرهام پاسیار است، پانیذ ‌حامدی، دانیال ‌سلطانی، درسا ‌رضایی، نفس ‌پراکوه، پرهام ‌پاسیار، عرشیا ‌احمدی، مهنوش ‌سلیمانی، محمد ‌متین ‌اسدی، مهدی ‌سعیدی، نسیم ‌نیکو، هما اسدی و علیرضا محمودزاده به عنوان بازیگر به ایفای نقش می‌پردازند. در خلاصه این اثر نمایشی آمده: دانیال دوستان ...
دیدن ادامه ››

نمایش «مهمانیِ شبِ رفتن» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی پرهام پاسیار، ۳۰‌ام مردادماه ساعت ۲۱ در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه می‌رود. تهیه کنندگی این اثر را علیرضا صدیف و پرهام پاسیار بر عهده دارند.

در این نمایش که سومین تجربه کارگردانی تئاتر پرهام پاسیار است، پانیذ ‌حامدی، دانیال ‌سلطانی، درسا ‌رضایی، نفس ‌پراکوه، پرهام ‌پاسیار، عرشیا ‌احمدی، مهنوش ‌سلیمانی، محمد ‌متین ‌اسدی، مهدی ‌سعیدی، نسیم ‌نیکو، هما اسدی و علیرضا محمودزاده به عنوان بازیگر به ایفای نقش می‌پردازند.

در خلاصه این اثر نمایشی آمده: دانیال دوستان قدیمی‌اش را برای مهمونیِ شب رفتنش دور هم جمع می‌کند؛ شبی که هر لحظه، بخشی از گذشته را به میان می‌آورد و آدم‌ها را با چیزهایی روبه‌رو می‌کند که سال‌ها از آن‌ها گذشته‌اند.

از دیگر عوامل این اجرای ۱۰۰ دقیقه‌ای می‌توان به مشاور کارگردان: پانیذ حامدی، طراح صحنه: پانیذ ‌حامدی، پرهام ‌پاسیار، طراح لباس، الناز خسروی، طراح گرافیک: سارا ‌عباسی، طراح موسیقی: پرهام ‌پاسیار، گروه هنری: بازی به وقت شب به سرپرستی پرهام ‌پاسیار، عوامل پشت صحنه: هستی اسدی، ملیناعظیمی و عکاس: لئو بلاغی اشاره ‌کرد.

پیش‌فروش «مهمانیِ شبِ رفتن» در سایت تیوال آغاز شده و علاقمندان این نمایش می‌توانند جهت تهیه بلیت اقدام کنند.

خبر
درباره نمایش مترونوم خون i
نقدی بر نمایش مترونوم خون از صالح آبسواران | عکس نورِ شمع، کورسوی امیدِ آننقدی بر نمایش مترونوم خون از صالح آبسواران
تاریکی درباره‌ی عشق است، نه فقدان آن. نورِ شمع، کورسوی امیدِ آن.سیلویا با تمام ناامیدی‌ها و آشفتگی‌هایش منکر عشق نیست. عشق بن‌مایه‌ی تمام اشعار و آثار اوست و خودکشی‌اش آخرین شعر: تاب نیاوردم زندگیِ بدون عشق را، امیدِ به عشق را.مترونوم خون، نه صرفا یک نمایش تجربی _ رادیکال، بلکه یک هشدار است. هشداری برای زمانه‌ی خودش. قبل از شروع نمایش، هنگامی که سیلویا را زانو زده در تله دیدم، پرده‌ی آخر نمایش را پیش‌بینی کردم. خودکشیِ سیلویا، همان‌گونه که اتفاق افتاده بود. پیش‌بینی‌ام اشتباه بود. آن‌ها دوباره از نو آغاز کردند. شمعی هم خاموش ...
دیدن ادامه ››

تاریکی درباره‌ی عشق است، نه فقدان آن.
نورِ شمع، کورسوی امیدِ آن.
سیلویا با تمام ناامیدی‌ها و آشفتگی‌هایش منکر عشق نیست. عشق بن‌مایه‌ی تمام اشعار و آثار اوست و خودکشی‌اش آخرین شعر: تاب نیاوردم زندگیِ بدون عشق را، امیدِ به عشق را.
مترونوم خون، نه صرفا یک نمایش تجربی _ رادیکال، بلکه یک هشدار است. هشداری برای زمانه‌ی خودش. قبل از شروع نمایش، هنگامی که سیلویا را زانو زده در تله دیدم، پرده‌ی آخر نمایش را پیش‌بینی کردم. خودکشیِ سیلویا، همان‌گونه که اتفاق افتاده بود. پیش‌بینی‌ام اشتباه بود. آن‌ها دوباره از نو آغاز کردند. شمعی هم خاموش نشد. آن کورسوهای امید، امیدِ به عشق روشن ماندند. تد و سیلویا پروانه‌های این ضیافت بودند. رابطه‌ی سادو_مازوخیستی شان هم نتوانست بر رومنسِ نمایش سایه افکند.
همانطور که در توضیحات ابتدای نمایش گفته شد، هدف نمایش نه داستان‌پردازی بلکه فضاسازی بود. تاریکی و نور شمع اتمسفر خلسه‌ آوری ایجاد کرده بودند که هم به ظهور هیستری و خشونت، و البته احساس‌گرایی کمک می‌کرد. بازیگران بازیِ بی‌تکلفی ارائه دادند. دو پروانه، جست‌و‌خیز کنان میان شمع‌ها. شروع نمایش با انتخاب هوشمندانه شعری بسیار زیبا از تد هیوز، به نور شمع‌ افزود. مترونوم خون تلاش می‌کند در بستر روایت رابطه‌ای مسئله‌دار و ناکام، رابطه‌ای که دچار بیماریِ خیانت است، عشق را زنده نگه دارد و ارج نهد. هنگامی که نور عشق تد و سیلویا به سبب گناهِ هفتمین، به خاموشی می‌گراید، هویت شخصیت‌ها به یکباره تغییر می‌کند. عشق، زخم خورده و خون‌چکان، اما نمی‌میرد و از نو متولد می‌شود. پرفورمرها چونان الهه‌‌های مرگ، می‌رقصند و در انتظار به خاک سپردن عشق، به انتظار می‌نشینند. اتمسفر نمایش گیراست. چینش ردیف‌های صندلی، درهای ورود‐خروج و حرکات بازیگران و پرفورمرها در طول و عرض صحنه، به مخاطب مجال چشم چرخاندن و قاب‌بندی از اجرا می‌دهد. می‌شود به هر گوشه‌ی صحنه نگاه انداخت بدون آنکه ریتم و عاطفه‌ی سیال اجرا از دست رود. طراحی صحنه و اکت بازیگران با وجود (و توجه) به محدودیت‌های سالن و (در لفافه) محدودیت‌های اجرا، از عهده انتقال عواطف برآمدند. طراحی لباس متناسب و کارآمد است. متن نمایش در منعکس کردن وضعیت روانیِ شخصیت‌ها، خواسته‌ها و محدودیت‌هایشان موفق عمل کرده بود. [سیلویا یه دلیل بهم بده تا زودتر دخل خودمو بیارم.] تمنای خود ویرانگریِ تد با رد اخلاقیات به بهانه‌ی جوششی برای نوشتن، و تمنای عریانِ سیلویا برای تجربه‌ی یک عشق متعارف و خالص، از مستندات یک رابطه‌ی مسئله‌دار بود که با ظرافت در متن گنجانده شده بود. چرخش و جابه‌جاییِ شخصیت‌ها از نکات مهم این نمایش است.
نویسنده با منشی شاعرانه تباهیِ عشق را انکار می‌کند. گرچه سیلویا پلات خودکشی کرده است، اما مرگ سیلویا با امتداد و تولد عشق، نمود تازه‌ای پیدا می‌کند. 
دیگر شاعر اهمیتی ندارد. شعر اوست که می‌ماند و در قلب هنرمندان جوانه می‌زند.
مترونوم خون، تماما پاسداشتِ شاعرانگی‌ست؛ هر چند خون‌آلود.
منبع: سایت نقد هنری

اثر خوب فرزند زمانه خویش است، تلاقی تئاتر و نقاشی در برابر بی‌حسی جمعی | عکس کارگردان و نقاش نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» گفت؛اثر خوب فرزند زمانه خویش است، تلاقی تئاتر و نقاشی در برابر بی‌حسی جمعی
مرجان آقانوری کارگردان تئاتر و ابراهیم برفرازی نقاش از تجربه‌ای میان تئاتر، نقاشی و مخاطب گفتند؛ اتفاقی که در آن اجرای «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» با خلق زنده یک اثر نقاشی همراه می‌شود تا هنر را از یک محصول نهایی به فرآیندی زنده و در حال شکل‌گیری تبدیل کند. نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، تجربه‌ای تازه از اثری است که پیش‌تر با عنوان «مده‌آ اجرا نمی‌شود» روی صحنه رفته بود؛ اما بازتولید این اثر، صرفاً تکرار تجربه پیشین نیست و کارگردان ...
دیدن ادامه ››

مرجان آقانوری کارگردان تئاتر و ابراهیم برفرازی نقاش از تجربه‌ای میان تئاتر، نقاشی و مخاطب گفتند؛ اتفاقی که در آن اجرای «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» با خلق زنده یک اثر نقاشی همراه می‌شود تا هنر را از یک محصول نهایی به فرآیندی زنده و در حال شکل‌گیری تبدیل کند.

نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، تجربه‌ای تازه از اثری است که پیش‌تر با عنوان «مده‌آ اجرا نمی‌شود» روی صحنه رفته بود؛ اما بازتولید این اثر، صرفاً تکرار تجربه پیشین نیست و کارگردان این‌بار با تغییر در نسبت میان اثر، فضا و تماشاگر، شکل تازه‌ای از مواجهه با نمایش را پیش روی مخاطب قرار داده است. 

نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» از ۲۵ مردادماه در بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود و هم‌زمان با اجرای آن، ابراهیم برفرازی نیز با خلق زنده اثر «مده‌آ اجرا نمی‌شود» بخشی از این تجربه میان‌رشته‌ای را پیش چشم مخاطبان شکل خواهد داد.

مرجان آقانوری کارگردان نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» و ابراهیم برفرازی نقاش این اثز نمایشی درباره جزییات اثر و اجرا، با ایلنا گفتگو کردند. 

ابراهیم برفرازی، قرار است هم‌زمان با ورود تماشاگران به سالن، خلق یک اثر نقاشی را آغاز کند؛ اثری که برخلاف یک تابلوی از پیش آماده، پایان مشخصی ندارد و در مواجهه با فضای اجرا و مخاطبان شکل نهایی خود را پیدا خواهد کرد. 

توضیحات کارگردان نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود» درباره اثرش

در ابتدا مرجان آقانوری درباره این تغییر و تفاوت بازتولید تازه اثر با اجرای پیشین، به ایلنا توضیحاتی داد.

او گفت: این اثر باز تولید اثر «مده‌آ اجرا نمی‌شود» است که قریب به یک سال و نیم پیش اجرا رفت. من در این اثر نقطه نگاهم را به ارائه و جایگزین تماشاگر در صحنه تغییر دادم. این بار اثر دو سویه اجرا می‌شود؛ در یک مکان فضامند که در ارائه اثر ما تأثیر دارد. 

آقانوری افزود: من معتقدم هر اثر خوب بهتر است فرزند زمانه خود باشد. این روزها بی‌حسی جمعی یک پدیده محسوس و قابل درک است. رویدادها اهمیت پیشین خود را از دست داده‌اند و انسان امروز نسبت خودش با پدیده‌ها را در یک بی‌حسی تعریف می‌کند؛ چراکه اگر قرار باشد حس کند، از ظرفیت تحملش بیشتر می‌شود.

وی در ادامه، عنوان تازه نمایش را نیز بخشی از همین نسبت با مخاطب و وضعیت امروز دانست و گفت: ««خب چیکار کنم» که «مده‌آ اجرا نمی‌شود» این پاسخ مخاطب به گزاره ابتدایی نمایش ماست. شاید این روزها کمترین دغدغه مخاطب ما اجرا رفتن یا نرفتن یک نمایش باشد. در این میان، اضافه شدن یک کنش زنده تجسمی به فرآیند اجرای نمایش، وجه دیگری از این تجربه میان‌رشته‌ای را شکل می‌دهد.

آقانوری درباره شکل‌گیری این همکاری و ایده خلق نقاشی زنده نیز اظهار کرد: خلق نقاشی تعدادی از مؤلفه‌های یک پرفورمنس را دارد؛ بی‌واسطگی، تنالیته و فضامندی. فرق در تولید محصول است که در نقاشی، محصول تولید می‌شود؛ محصولی ایستا و قابل دیدن در هر زمان. اما تئاتر در لحظه تولید می‌شود و در لحظه از بین می‌رود، دیگر وجود ندارد. محصولش در بدن بازیگر، شیء و وسایل صحنه باقی می‌ماند.

این کارگردان ادامه داد: همیشه دوست داشتم در کنار تئاتر اثری خلق شود که قابل دیدن در روزهای آتی باشد. چندی پیش آخرین نمایشگاه ابراهیم برفرازی را دیدم، شگفت‌زده شدم از جسارت و توانایی بی‌حد او در خلق آثار به صورت زنده. با او صحبت کردم و استقبال کرد. قرار شد با مفهوم سانسور که مفهوم اصلی نمایش ماست، همزمان با ورود مخاطب اثری خلق شود، با نام «مده‌آ اجرا نمی‌شود!». 

آقانوری این تجربه را بخشی از ویژگی ذاتی تئاتر و امکان باز تعریف مداوم اثر دانست و گفت: اتفاقی که در تولید نمایش برای من رخ می‌دهد که این هم از جادوی تئاتر است، اینکه من هر بار خودم را در نسبت با نمایش باز تعریف می‌کنم. در نتیجه در هربار باز تولید این اثر تفاوت زیادی با تولیدات قبلی ایجاد می‌کنم.

اعمال تغییرات در اجرای تازه

این کارگردان درباره تغییرات اعمال‌ شده در نسخه تازه نمایش توضیح داد: در این دوره تعداد بازیگرها را به شش بازیگر افزایش دادم، صحنه را دو سویه در نظر گرفتم و با شش دختر مده‌آ را روایت می‌کنم که این روایت توسط نیروهای خارجی پاره‌ پاره می‌شود.

این کارگردان همچنین درباره تفاوت فضای این اثر با نمایش «هتل» که پیش‌تر با همکاری فواد امیری روی صحنه برده بود، اظهار کرد: این جهان با جهان «هتل» متفاوت است؛ چه از لحاظ فرمی، چه از لحاظ ساختار و شیوه روایت.

او افزود: در «هتل» قصه‌ها در هم پیچیده شده بود و تفکیک روایت برای مخاطب سخت اتفاق می‌افتاد، اما اینجا اتفاقات برای مخاطب قابل لمس است؛ البته به شرط آشنایی با کهن‌الگوی مده‌آ و داستان‌های پیرامونش. 

آقانوری درباره اینکه این تجربه در نهایت چه پرسشی را برای مخاطب باقی خواهد گذاشت، گفت: نمی‌دانم مخاطب چه پرسشی در ذهنش باقی می‌ماند، خیلی به این مسئله فکر نمی‌کنم. من ایده‌ای دارم و تجربه‌ای را مطرح می‌کنم؛ یا کار می‌کند یا کار نمی‌کند.

صحبت‌های ابراهیم برفرازی نقاش پروژه

در سوی دیگر تجربه اجرای «مده‌آ اجرا نمی‌شود»، ابراهیم برفرازی نیز به نقش مخاطب در تکمیل معنای اثر باور دارد. او درباره رویکرد خود در خلق آثارش گفت: من در آثار خودم سؤال را ایجاد می‌کنم و پاسخ با مخاطب.

«مده‌آ اجرا نمی‌شود» یک تجربه چندسویه است 

او افزود: در چنین مواجهه‌ای، «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» تنها یک اجرای نمایشی نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که در آن تماشاگر، فضا، بازیگر، نقاش و اثر هنری همزمان در فرآیند شکل‌گیری معنا حضور دارند. تئاتر در لحظه اتفاق می‌افتد و نقاشی در برابر چشم مخاطب متولد می‌شود؛ یکی در پایان اجرا از میان می‌رود و دیگری می‌تواند به‌عنوان اثری ماندگار باقی بماند. آنچه میان این دو شکل می‌گیرد، تجربه‌ای مشترک است که پایانش از پیش نوشته نشده و بخشی از آن به مواجهه مخاطب سپرده شده است.

تاثیر مخاطب بر روند خلق نقاشی چیست؟ 

برفرازی درباره تأثیر حضور مخاطب بر فرآیند خلق این اثر، گفت: از آنجا که شکل‌گیری نقاشی نقبی به تاریخ و داستان دارد و از طرفی مواجهه با دنیای معاصر ماست، حضور مخاطب تأثیر بر روند ایجاد این نقاشی خواهد داشت.

این نقاش با اشاره به تفاوت میان تمرین و طراحی اولیه با نتیجه نهایی در یک اثر زنده، ادامه داد: همان‌طور که برای اجرای تئاتر ماه‌ها تمرین انجام شده و من هم یک اتود کلی برای نقاشی دارم، ولی پایان نقاشی هنوز مشخص نیست و این پایان باز در واقع براساس اتفاق‌هایی که در اجرا و مواجهه با مخاطب می‌افتد، واقع می‌شود.به این ترتیب، نقاشی «مده‌آ اجرا نمی‌شود» قرار نیست صرفاً تصویری باشد که در حاشیه یک نمایش قرار گرفته است؛ بلکه خود بخشی از فرآیند اجراست.

یک پرفورمنس در راستای اجرای تئاتر

برفرازی در پایان، در توضیح  نسبت میان نقاشی و تئاتر نیز عنوان کرد: وقتی اجرای نقاشی در معرض مخاطب قرار می‌گیرد، ما صرفاً با یک تصویر روبرو نیستیم، بلکه با یک پرفورمنس مواجهیم و این مواجهه در راستای اجرای تئاتر است. 

چهار نمایش تازه در تماشاخانه ایران‌شهر به صحنه می‌رود | عکس چهار نمایش تازه در تماشاخانه ایران‌شهر به صحنه می‌رود
چهار نمایش «دو سر و یک‌ کلاه»، «مده‌آ»، «سنترال پارک غربی» و «رومولوس» در سالن‌های استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان تماشاخانه ایران‌شهر روی صحنه می‌روند. نمایش‌های «دو سر و یک کلاه» به کارگردانی محمدرضا خاکی، «مده‌آ» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، «سنترال پارک غربی» به کارگردانی ژاله صامتی و «رومولوس» به کارگردانی قیس یساقی، در نوبت اجرایی مرداد و شهریور این مجموعه به صحنه خواهند رفت.نمایش «دو سر و یک‌ کلاه» نوشته ژان‌ـ‌ماری ...
دیدن ادامه ››

چهار نمایش «دو سر و یک‌ کلاه»، «مده‌آ»، «سنترال پارک غربی» و «رومولوس» در سالن‌های استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان تماشاخانه ایران‌شهر روی صحنه می‌روند.

 نمایش‌های «دو سر و یک کلاه» به کارگردانی محمدرضا خاکی، «مده‌آ» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، «سنترال پارک غربی» به کارگردانی ژاله صامتی و «رومولوس» به کارگردانی قیس یساقی، در نوبت اجرایی مرداد و شهریور این مجموعه به صحنه خواهند رفت.

نمایش «دو سر و یک‌ کلاه» نوشته ژان‌ـ‌ماری پی‌یم، با ترجمه و کارگردانی محمدرضا خاکی و بازی ناصر علی‌پاشا و حمید‌ رشید، از یکشنبه‌ ۲۵ مرداد، ساعت ۱۸:۴۵ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا می‌شود.

نمایش «مده‌آ» به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا نعیمی و تهیه‌کنندگی شیدا منوچهری نائینی، با بازی ریحانه رضی و بهار نوحیان، از چهارشنبه ۴ شهریور، ساعت ۱۹ در سالن استاد سمندریان به صحنه می‌رود.

نمایش «سنترال پارک غربی» نوشته وودی آلن، با ترجمه ایرج سنجری، کارگردانی و تهیه‌کنندگی ژاله صامتی، با بازی لیلا بلوکات، ژاله صامتی، نادر فلاح، ایرج سنجری و نیاز سنجری، از جمعه ۳۰ مرداد، ساعت ۲۱:۱۵ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا خواهد شد.

همچنین نمایش «رومولوس» نوشته فواد زیدانلویی، به طراحی و کارگردانی قیس یساقی و با بازی اسماعیل گرجی، فرشاد قاسمی، امیرحسین بلندی، مهسا صبوری و محمد لقمانیان، از چهارشنبه ۴ شهریور، ساعت ۲۱ در سالن استاد سمندریان روی صحنه می‌رود.

خبر
درباره نمایش هملت Z i
نقدی از بهنام ترابی؛ بر نمایش «هملت زد» به کارگردانی بابک محمودزاده | عکس کالبدشکافی یک فروپاشی؛ از ماشین هملت تا انسان مسخ‌شدهنقدی از بهنام ترابی؛ بر نمایش «هملت زد» به کارگردانی بابک محمودزاده
«هملت زد» به کارگردانی بابک محمودزاده، بازخوانی معاصر و رادیکالی از «ماشین هملت» هاینر مولر است؛ اجرایی که با تکیه بر ساختار پست‌دراماتیک و بهره‌گیری از مؤلفه‌های جنبش ضدتئاتر، تلاش می‌کند فرم‌های آشنای نمایش را از درون متلاشی کند و تصویری تازه از انسان در وضعیت فروپاشی ارائه دهد.در این اجرا، داستان و شخصیت‌پردازی کلاسیک جای خود را به بدن، صدا، تکرار، سکوت، انباشت و وضعیت می‌دهند. «هملت زد» بیش از آن‌که روایتگر یک داستان مشخص باشد، مخاطب را درون یک موقعیت بحرانی قرار می‌دهد؛ موقعیتی که در آن مرز میان انسان ...
دیدن ادامه ››

«هملت زد» به کارگردانی بابک محمودزاده، بازخوانی معاصر و رادیکالی از «ماشین هملت» هاینر مولر است؛ اجرایی که با تکیه بر ساختار پست‌دراماتیک و بهره‌گیری از مؤلفه‌های جنبش ضدتئاتر، تلاش می‌کند فرم‌های آشنای نمایش را از درون متلاشی کند و تصویری تازه از انسان در وضعیت فروپاشی ارائه دهد.
در این اجرا، داستان و شخصیت‌پردازی کلاسیک جای خود را به بدن، صدا، تکرار، سکوت، انباشت و وضعیت می‌دهند. «هملت زد» بیش از آن‌که روایتگر یک داستان مشخص باشد، مخاطب را درون یک موقعیت بحرانی قرار می‌دهد؛ موقعیتی که در آن مرز میان انسان و شیء، اراده و اجبار، عقل و جنون، و فردیت و ماشین قدرت دائماً در حال فروریختن است.
یکی از مهم‌ترین وجوه اجرایی اثر، استفاده از بازیگر در معنای اوناگاتا و خلق بدن‌هایی فاقد جنسیت مشخص است. این بدن‌ها نه به‌عنوان مرد یا زن، بلکه به‌عنوان پیکره‌هایی سیال و جهان‌شمول روی صحنه ظاهر می‌شوند؛ بدن‌هایی که می‌توانند هم‌زمان حامل رنج، خشونت، میل، ترس و خاطره باشند.
بی‌جنسیتی در «هملت زد» تنها یک انتخاب زیبایی‌شناختی نیست، بلکه بخشی از منطق مفهومی اثر است. وقتی قدرت فاشیستی می‌کوشد همه‌چیز را یکدست، قابل کنترل و قابل جایگزین کند، بدن نیز از هویت فردی تهی می‌شود و به ماده‌ای خام برای اعمال قدرت تبدیل می‌گردد. بازیگر در این وضعیت، دیگر صرفاً یک شخصیت را بازنمایی نمی‌کند؛ او به نشانه‌ای از انسانی بدل می‌شود که هویت، تاریخ و اختیارش در معرض نابودی قرار گرفته است.
در همین بستر، بازی طاها احمدی و ایمان میر هاشمی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. هر دو بازیگر با حضوری فیزیکی، دقیق و متکی بر جزئیات روانی، مرز میان نقش و فروپاشی روانی را محو می‌کنند. آن‌ها در صحنه فقط بازی نمی‌کنند، بلکه نوعی وضعیت روانی و جسمانی را زندگی می‌کنند؛ وضعیتی آکنده از اضطراب، سرکوب، خشونت و میل به گریز.
بازی طاها احمدی بر پایه کنترل بدن، مکث‌ها و انفجارهای ناگهانی شکل می‌گیرد. بدن او گاه به یک ماشین فرمان‌بردار و گاه به موجودی زخمی و سرکش تبدیل می‌شود. ایمان هاشمی نیز با انتقال اضطراب و آشفتگی درونی، وجهی تروماتیک به اجرا می‌بخشد. حضور این دو بازیگر، فضای نمایش را به میدان برخورد نیروهای متضاد تبدیل می‌کند؛ جایی که هر حرکت می‌تواند نشانه‌ای از تسلیم یا آغاز شورش باشد.
«هملت زد» همچنین رگه‌هایی روشن از سایکودرام را در ساختار خود به کار می‌گیرد. اما این سایکودرام نه در قالب بازسازی روان‌شناختی یک شخصیت، بلکه به شکل برون‌ریزی یک بحران جمعی ظاهر می‌شود. آن‌چه روی صحنه رخ می‌دهد، فقط بحران روانی یک فرد نیست؛ انعکاس روانی جامعه‌ای است که در معرض خشونت سازمان‌یافته، سرکوب مستمر و حذف تدریجی فردیت قرار گرفته است.
یکی از عناصر برجسته اجرا، صحنه‌ای است که درگیر فرآیند «انباشت مداوم» می‌شود. اشیا، نشانه‌ها، بدن‌ها و پسماندها به‌تدریج روی یکدیگر انباشته می‌شوند و فضای صحنه را به محیطی سنگین، خفه‌کننده و بی‌راه گریز تبدیل می‌کنند. این انباشت را می‌توان استعاره‌ای از تاریخ، ایدئولوژی و خشونتی دانست که بر بدن انسان رسوب کرده است.
در این‌جا صحنه تنها محل وقوع رویداد نیست؛ خود به یک بدن تبدیل می‌شود. بدنی که زیر بار خاطره، خشونت و اشیای بی‌مصرف دفن شده و هرچه بیشتر انباشته می‌شود، امکان تنفس و حرکت در آن کاهش می‌یابد. تماشاگر با فضایی روبه‌روست که در آن انسان نه در مرکز جهان، بلکه در میان آوار نشانه‌ها و بقایای یک نظم ویرانگر گرفتار شده است.
هسته مرکزی «هملت زد» فرآیند استحاله انسان است؛ تبدیل شدن انسانِ اسیر فاشیسم به موجودی غیرانسانی. قدرت در این نمایش تنها بدن را سرکوب نمی‌کند، بلکه به‌تدریج زبان، حافظه، میل و توانایی تصمیم‌گیری را نیز از آن می‌گیرد. انسان به گوشت، ابزار و بخشی از یک ماشین عظیم و بی‌چهره تبدیل می‌شود؛ ماشینی که برای ادامه کار خود نیازی به فردیت، اخلاق یا همدلی ندارد.
با این حال، «هملت زد» در تاریکی مطلق باقی نمی‌ماند. در دل همین استحاله، میل به مبارزه و رهایی همچنان زنده است. حتی زمانی که بدن تحت سلطه قدرت قرار گرفته و صحنه زیر بار انباشت خشونت فرو می‌رود، میل به ایستادن، مقاومت کردن و شکستن نظم موجود از بین نمی‌رود.
محمودزاده در این اجرا نشان می‌دهد که مبارزه همیشه با یک کنش بزرگ و قهرمانانه آغاز نمی‌شود. گاهی یک مکث، یک نگاه، یک حرکت کوچک، یک امتناع یا حتی تلاش برای نفس کشیدن، می‌تواند به کنشی سیاسی تبدیل شود. در جهان «هملت زد»، همین تلاش برای بازپس‌گیری بدن و اراده، آخرین امکان انسان برای حفظ انسانیت خویش است.
«هملت زد» تئاتری درباره فروپاشی است، اما خود در فرم و ساختار فرو نمی‌پاشد؛ بلکه فروپاشی را به زبان اجرایی تبدیل می‌کند.
اثر با کنار گذاشتن روایت خطی و شخصیت‌پردازی کلاسیک، مخاطب را وادار می‌کند بحران را نه فقط بفهمد، بلکه آن را در بدن و ادراک خود تجربه کند.
این نمایش، با بازی‌های درخشان طاها احمدی و ایمان هاشمی، با بدن‌های سیال و فاقد جنسیت، با فضای انباشته و خفه‌کننده و با پیوند میان سایکودرام و تئاتر پست‌دراماتیک، تصویری تکان‌دهنده از انسانی ارائه می‌دهد که در مرز میان شیء شدن و رهایی ایستاده است.
«هملت زد» در نهایت پرسشی بنیادین را پیش روی تماشاگر قرار می‌دهد: وقتی انسان از همه‌چیز تهی می‌شود، چه چیزی از او باقی می‌ماند؟ پاسخ نمایش شاید در همان لحظه‌های شکننده‌ای نهفته باشد که بدن، با وجود تمام فشارها، هنوز می‌کوشد حرکت کند؛ صدایی که با وجود سرکوب هنوز شنیده می‌شود؛ و میلی که حتی در دل ماشین خشونت، رویای رهایی را فراموش نمی‌کند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش مرگ اشرف غنی i
همزمان با تمدید نمایش «مرگ اشرف غنی» به کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی ساعت اجرای این اثر تغییر کرد. | عکس همزمان با تمدید نمایش «مرگ اشرف غنی» به کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی ساعت اجرای این اثر تغییر کرد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی اثر، همزمان با تمدید نمایش «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی با تهیه‌کنندگی مهدی طوفانی در تماشاخانه هیلاج، ساعت اجرای این اثر نمایشی تغییر کرد و از روز یکشنبه هجدهم مرداد ساعت ۱۸ میزبان علاقه‌مندان خواهد بود. آرزو غلامی، عیسی حسینی، نادر محمودی، فرشته محمدی، بشیر احمد نیکزاد، فریماه پروانی و مبینا صافی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند. در خلاصه داستان نمایش «مرگ اشرف غنی» می‌خوانیم: «در شب چله، کابل سقوط می‌کند و طالبان برای یافتن ...
دیدن ادامه ››

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی اثر، همزمان با تمدید نمایش «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی با تهیه‌کنندگی مهدی طوفانی در تماشاخانه هیلاج، ساعت اجرای این اثر نمایشی تغییر کرد و از روز یکشنبه هجدهم مرداد ساعت ۱۸ میزبان علاقه‌مندان خواهد بود.

آرزو غلامی، عیسی حسینی، نادر محمودی، فرشته محمدی، بشیر احمد نیکزاد، فریماه پروانی و مبینا صافی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

در خلاصه داستان نمایش «مرگ اشرف غنی» می‌خوانیم: «در شب چله، کابل سقوط می‌کند و طالبان برای یافتن اشرف غنی به خانه‌ای در حاشیه کابل هجوم می‌برند.»

این اثر پیش‌ از این در چهل‌ و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین نمایشنامه اقتباسی شده و همچنین نامزد دریافت جایزه برای بهترین موسیقی و بهترین بازیگر زن بوده است.

از دیگر عوامل «مرگ اشرف غنی» عبارتند از مجری طرح: پژمان برزگر، خوانندگان: عرفان مبینی، مجتبی خاوری و مبینا صافی، نوازندگان: پیمان اکبری و متین سعیدی، دستیاران کارگردان: هدی حاجی‌زاده و یاشار نادری، طراحان صحنه: ابراهیم پشت‌کوهی و حسین طاهربخش، طراحان لباس: ابراهیم پشت‌کوهی و مرجان خرمی، طراح گریم: شبنم روزبهانه، طراح گرافیک، موشن‌گرافیک و ساخت تیزر: محمدحسن آزادگان، طراح نور: پژمان برزگر، طراح حرکت: هدیه شیخان، مدیر اجرایی: محمد لهاک، مدیر صحنه: سام جانملکی، منشی صحنه: فرانک ورکیانی، عکاسان: پرتو جغتایی و امیر ناصری، مدیر روابط عمومی: امیرعباس حیدری، مدیر رسانه: نگار امیری، جلوه‌های ویژه: آرش آقابیک، نماینده اجرایی: هلیا خادم و تبلیغات مجازی: مهتاب بیات.

 

علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال مراجعه کنند.