در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | امین سعدی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:14:49
 

فعال هنری

 ۰۸ خرداد ۱۳۶۴
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دیروز ساعت ۰۰:۰۸
درخشش جنون و رهایی در مرز دو جهان
نمایش موون‌ واک با محوریت کاراکتر «عطا»، نمونه‌ای درخشان و تامل‌برانگیز از یک درام مدرن است که بار اصلی آن بر دوش متنی هوشمندانه و چندلایه استوار است. متن با ظرافتی ستودنی، بستر روایی خود را به میدان جنگی میان تقابل سنت و مدرنیته تبدیل می‌کند؛ تعارضی عمیق که در ذهن و زیست عطا ریشه دوانده و او را میان اصالت مألوف گذشته و هجمه ناگزیر حال حاضر معلق نگه داشته است. زیرلایه‌های فلسفی و اجتماعی متن، فراتر از یک شعار سطحی، در تک‌تک دیالوگ‌ها و سکوت‌های اثر جاری است. اما آنچه این متن عالی را روی صحنه زنده می‌کند، بازی فوق‌العاده و بی‌نقص بازیگر نقش عطا است. او با درکی عمیق از روان‌شناسی شخصیت، مرز میان جنون و آگاهی را به شکلی حیرت‌انگیز به تصویر می‌کشد. ویژگی منحصربه‌فرد این اجرا، رهایی بسیار زیاد عطا در صحنه است؛ رهایی نابی که به او اجازه می‌دهد کل فضای بازی را تحت سیطره خود درآورد. حرکات سیال، استفاده خلاقانه از بدن و میمیک و لحن متغیر او، کلاستروفوبیای تنهایی کاراکتر را در هم می‌شکند و مخاطب را با خود همراه می‌کند. عطا روی صحنه نفس می‌کشد، رها از قید و بندهای کلاسیک تئاتر حرکت می‌کند و همین رهایی، حس واقع‌گرایی و در عین حال سورئال تقابل دو نسل و دو تفکر را دوچندان کرده است. در نهایت، این اثر با ترکیب متنی استخوان‌دار و بازیگری که صحنه را به تسخیر خود درآورده، به تجربه‌ای ناب و فراموش‌نشدنی از تئاتر تک‌نفره تبدیل می‌شود، و امان از صحنه ی پایانی…تبریک به سجاد داغستانی و محمد شعبانپور عزیزم، چه کردید امشب، روح اصیل تئاتر بر صحنه جاری شد و من چقدر آموختم از شما…
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۲۱
زبان تصویری و فرم ذهن‌گرای اثر آگاهانه انتخاب شده است. نمایش‌نامه بیش از آنکه خطی یا قصه‌محور باشد، ساختاری تداعی‌گر دارد. برای من، مهم نیست مخاطب دقیقاً چه چیزی می‌فهمد، بلکه مهم است که «احساس» کند، دچار آشفتگی یا همدلی شود. آن غلیانی که در خود تجربه کرده، همان جایی‌ست که اثر کار خود را کرده است.
۲۷ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۰۲:۳۶
جعبه سیاه
احتمالا همه برای یکبار هم که شده، نام این دستگاه مهم، یعنی جعبه سیاه را شنیده‌اند. درصورتی‌که حادثه ناگواری برای هواپیما رخ دهد، محققان می‌توانند با بررسی جعبه سیاه هواپیما، علت را شناسایی کرده تا از بروز حادثه تکراری جلوگیری کنند، در رمان نوشته ی اگلوف یک هواپیما که از قضا در پایان رمان سقوط می کند، نقش اساسی در روزمرگی یک جوان و مادربزرگ بدخلقش ایفا می کند، حالا تصورش را بکنید در فضای پست مدرن یک چمدان کوچک همراه همیشگی جوانک داستان می تواند آنقدر بزرگ شود که خودش راوی زندگی او‌در جغرافیایی شود که او آنرا به تصویر می کشد، یا همان جعبه سیاه زندگی او، جایی که درآن رویا، کشتارگاه یا همان محل کارش، محل تفریحش با عشق دنیایی اش، محل زندگی اش با مادربزرگ بدخلقش و حتی جاهای دیگر باشد… شاید بتوان بعد از این روایت از حوادث ناگوار بعدی جلوگیری کرد، رفتن و یا نرفتن چیزی را حل نمی کند، صرفا تجربه ی یک منگی است، ترجمه تحت الفظی اسم رمان(گه گیجه) است، و یا منگی ای که در لحظاتی پیش از مرگ، هر جانداری تجربه می کند…
پست مدرن همه چیز را خراب می کند تا بسازد.
۱۲ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۲۴
پیشنهاد من:
ردیفهای بالاتر رو برای دیدن انتخاب کنید.
محمد امین جان شما خودت طراح کاری، اما تجربه مشاهده من در ردیف یک هم عالی بود.
۱۲ آذر ۱۴۰۳
ردیف یک هم جزییاتِ نابِ خودش رو داره
۱۲ آذر ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۱۵:۰۸
سلام جناب سعدی،
من احسان ام. چند شب پیش بعد از اجرای فاخر منگی مکالمه گرمی داشتیم و من تماشای یک فیلم رو به شما پیشنهاد کردم.

اسم این فیلم هست The Turin Horse
2011

پاینده و پر کار باشید
ارادتمندم
سپهر، امیر مسعود و شاهین ه این را خواندند
مهرنوش نوری و امین سعدی این را دوست دارند
داداش تو رو امام حسین کار یاد این آدم نده!! ایشون خودشون نزده می‌رقصن!! همین‌جوری هیچی از تئاتراش سر در نمیاریم ما😅😅🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️
۰۴ آذر ۱۴۰۳
امین سعدی
فکر کنم من آخر به خاطر شمام که شده امیر مسعود عزیزم، سبک کاریمو عوض کنم❤️.
آقا من شوخی می‌کنم. خودت می‌دونی چقدر برام عزیزی و چقدر دوستت دارم♥️♥️🌹🌹
یه جای دیگه هم با رفقا گفتگو کردیم و به این نتیجه رسیدیم که امین سعدی توی این سبک انقدر درست و کامل و موفقه و شاید اگه جور دیگری تئاتر بسازه اصلاً از آب در نیاد. شما کار خودت رو بکن. کارهای شما ویژه هستن و مخاطب خاص خودشون رو دارن. امیدوارم همیشه موفق باشی🙏🏻🙏🏻🌸🌸
۰۴ دی ۱۴۰۳
امین سعدی
ممنونم دوست عزیزم، این فیلم جزو لیست ۳۰ فیلم مورد علاقه ی منه و بارها نگاهش کردم.
ارادت امین جان❤️
۰۵ دی ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۳ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۱۵:۳۱
داستان ها سراسر تحریف واقعیت هستند… باید درشرایطی قرار گیریم تا استیصال بین خنده و گریه را حس و تجربه کنیم.

-: گودو کیه؟…
بکت: اگر من خودم می دونستم که در نمایشم می گفتم…
۲۵ بهمن ۱۴۰۲ ساعت ۱۲:۰۰
بسیار جذاب، متفاوت ،خلاق و هوشمندانه در ایده و اجرا بود، امیدوارم به سراغ بقیه متون و کارهای کلاسیک هم برید و از دیدنتون همینقدر لذت ببریم، بسیار دیدنتون دلچسب بود، موفق باشید گروه دوست داشتنی.
۲۹ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۱۰:۳۹
سرباز
خسته و زخمی از راه رسید
زن از خانه رفته بود
زخمی که اورا
در قطار و جنگل و جاده
نکشته بود
در خانه کشت…
رسول یونان
۲۵ مرداد ۱۴۰۲ ساعت ۱۵:۳۸
آن‌چه داستان مالون می‌میرد را جذاب و خواندنی می‌کند نه طرح داستانی آن (که اساسا فاقد آن است)، بلکه نگرش متفاوت و دگرگون نویسنده به جهان پیرامون خویش و طرح دیدگاه‌های بعضا فلسفی است. طرح مسائلی از قبیل مفهوم بازی در زندگی، پدیده‌ی مرگ و تاثیر شگرف آن بر زندگی و توهم انسان از مرگ یا زندگی و آمیختگی این‌دو، نگرش متفاوت به زیبایی و زیبایی‌شناسی، یک‌نواختی زندگی در جهان مدرن و ... هم‌چنین پرداختن به مفاهیمی چون آزادی، اختیار، عقل و انتخاب، دارایی و مالکیت، حافظه و گذشته، تردید و ...
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

mohammadamin_sadi