در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تئاتر
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 09:23:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خبر
درباره نمایش هملت قاتل i
ما دیگر تئاتر نداریم، شبه‌تئاتر داریم | عکس ما دیگر تئاتر نداریم، شبه‌تئاتر داریم
مسعود طیبی، نویسنده و کارگردان «هملت قاتل»، در گفت‌وگو با صبا، با انتقاد از وضعیت امروز تئاتر ایران گفت: «ما از دهه ۸۰ به این طرف عملاً دیگر تئاتر نداریم» و در شرایطی که مناسبات اقتصادی بر تولید آثار نمایشی غلبه کرده، هنرمندان ناچار شده‌اند میان حفظ نگاه هنری خود و تأمین معاش یکی را انتخاب کنند. نمایش «هملت قاتل» به نویسندگی یگانه محمدی و مسعود طیبی و کارگردانی مسعود طیبی، پس از اجرای نخست خود با بازی کارگردان در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر، این بار با بازی علی یعقوبی در تماشاخانه مهرگان روی صحنه رفته است. این اثر با نگاهی متفاوت به شخصیت ...
دیدن ادامه ››

مسعود طیبی، نویسنده و کارگردان «هملت قاتل»، در گفت‌وگو با صبا، با انتقاد از وضعیت امروز تئاتر ایران گفت: «ما از دهه ۸۰ به این طرف عملاً دیگر تئاتر نداریم» و در شرایطی که مناسبات اقتصادی بر تولید آثار نمایشی غلبه کرده، هنرمندان ناچار شده‌اند میان حفظ نگاه هنری خود و تأمین معاش یکی را انتخاب کنند.

نمایش «هملت قاتل» به نویسندگی یگانه محمدی و مسعود طیبی و کارگردانی مسعود طیبی، پس از اجرای نخست خود با بازی کارگردان در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر، این بار با بازی علی یعقوبی در تماشاخانه مهرگان روی صحنه رفته است. این اثر با نگاهی متفاوت به شخصیت هملت، خشونت، جنون، انتقام و مسئولیت فردی و اجتماعی را در فضایی متفاوت بازخوانی می‌کند.
طیبی در گفت‌وگو با صبا، درباره بازگشت «هملت قاتل» به صحنه، نگاه خود به آثار شکسپیر و تفاوت اجرای دوم با اجرای نخست سخن گفت و در ادامه با انتقاد از شرایط اقتصادی، آموزشی و مدیریتی تئاتر ایران، از کاهش نقش اندیشه در تولید آثار نمایشی و غلبه مناسبات اقتصادی بر فضای تئاتر انتقاد کرد. او همچنین درباره شرایط معیشتی خود به عنوان کارگردان، بازیگر و مدرس دانشگاه گفت که بخش مهمی از درآمدش از مربیگری تنیس تأمین می‌شود و اگر این شغل را نداشته باشد، ممکن است برای گذران زندگی به کارهایی مانند رانندگی در اسنپ روی بیاورد.

«هملت» برای من تمام نشده بود
طیبی درباره بازگشت «هملت قاتل» به صحنه پس از اجرای نخست در کارگاه نمایش تئاتر شهر توضیح داد: «داستان من و کار کردن با آثار شکسپیر تقریباً نزدیک به دو دهه است که ادامه دارد. اینکه چرا کارها پشت سر هم اجرا شدند و چطور به «هملت قاتل» رسیدیم، بحث مفصلی است، اما «هملت قاتل» در واقع ادامه همان اقتباس و نگاهی بود که بر اساس دیدگاه یان کات نسبت به آثار شکسپیر شکل گرفته است.»
او ادامه داد: «در آثار شکسپیر، بدن، خشونت، قدرت‌طلبی، تکرار خشونت و از هم‌گسیختگی ساختار قدرت اجتماعی و سیاسی، پایه‌هایی هستند که در هر دوره‌ای وجود دارند. شکسپیر شبیه یک اسفنج است که در هر دوره زمانی ویژگی‌های ساختاری همان جامعه را به خودش جذب می‌کند؛ یک دوره خشونت اجتماعی، یک دوره خشونت خانوادگی، یک دوره ساختار سیاسی و یک دوره وضعیت اقتصادی.»
این کارگردان با اشاره به نگاه یان کات به شکسپیر گفت: «یک جمله معروف وجود دارد که اگر کسی در دنیای امروز شکسپیر را همان‌طور که بوده اجرا کند، یا ابله است یا چیزی از تئاتر نمی‌داند. من هم به شکلی ذهنی و بدون اینکه هدف مشخصی داشته باشم، انگار به سمت شخصیت‌های آثار شکسپیر کشیده شدم.»

هملت؛ هم قاتل، هم دادگاه و هم زندانی خودش
طیبی درباره برداشت خود از شخصیت هملت در این نمایش نیز گفت: «آیا هملت در کشتن پدر و مادرش تردید دارد؟ نه، اصلاً. من در نگاه یان کات و حتی در شکسپیر، تردیدی برای این اتفاق نمی‌بینم.»
او افزود: «شاید مهم‌ترین سؤالی که این نمایش مطرح می‌کند این باشد که قربانی و عامل، هر دو محصول یک ماشین جنایت سیاسی و اجتماعی هستند. این ماشین در «هملت» به انسانی منتقل می‌شود که هم قاتل است، هم دادگاه و هم زندانی خودش.»
کارگردان «هملت قاتل» ادامه داد: «ما روی همین قضیه تمرکز کردیم. این بار هملت خشونت را به خودش و خانواده‌اش منتقل می‌کند؛ پدر و مادرش را می‌کشد، با سرهای آنها گفت‌وگو می‌کند و در راستای همین گفت‌وگو خودش را مجازات می‌کند.»
او درباره حضور خشونت در آثارش اظهار کرد: «خودم هم نمی‌دانم چرا به سمت این خشونت کشیده شدم. در زندگی شخصی آدم خشنی نیستم، فیلم‌های خیلی خشن هم نمی‌بینم و علاقه خاصی به دنیای خشونت ندارم، اما نمی‌دانم چرا در خلق آثار شکسپیر ناخودآگاه به این سمت کشیده می‌شوم.»
طیبی افزود: «انگار یک ذاتیتی در آثار شکسپیر وجود دارد؛ همان چیزی که شاید بتوانیم آن را ژن هملت بدانیم. آن حس عدالت‌طلبی که آلوده شده، وضعیتی میان مرگ و زندگی که آدم‌ها در آن معلق هستند. این تعلیق میان مرگ و زندگی ناخودآگاه خشونت را با خودش می‌آورد.»

«هملت» هنوز با جامعه امروز ما حرف می‌زند
این کارگردان درباره نسبت «هملت» با شرایط امروز جامعه نیز گفت: «وقتی به بودن یا نبودن هملت می‌رسی، با یک سؤال فلسفی مواجه می‌شوی که دقیقاً با وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی امروز ما همخوانی دارد؛ یک اتفاق میان بودن و نبودن، یک بحران مسئولیت فردی و در یک نگاه کلان‌تر، بحران مسئولیت اجتماعی.»
طیبی تأکید کرد: «به نظر من بله، این موضوع با جامعه امروز ما همخوانی دارد، اما بستگی دارد ما چقدر بتوانیم آن را با جامعه خودمان تطبیق بدهیم. من تلاش کردم این کار را انجام بدهم؛ اینکه چقدر موفق بوده‌ام را مخاطب باید بگوید.

«ما از دهه ۸۰ به این طرف عملاً دیگر تئاتر نداریم»
طیبی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با انتقاد صریح از وضعیت تئاتر ایران گفت: «یک ساختمانی وجود دارد، چند نفر در آن ساختمان می‌روند و یک عملی را انجام می‌دهند و چند نفر دیگر آن را می‌بینند و می‌گویند اوکی. من فکر می‌کنم ما از دهه ۸۰ به این طرف عملاً دیگر تئاتر نداریم.»
او ادامه داد: «جشنواره تئاتر دانشگاهی خیلی هوشمندانه از بین رفت. قرارداد تیپ مرکز هنرهای نمایشی باز شد. سالن‌های خصوصی آمدند و آهسته‌آهسته هنرمندان به گوشه‌ای خزیدند و جای آنها کاسب‌های اقتصادی، بنگاه‌دارها، زمین‌دارها و کارخانه‌دارها آمدند؛ کسانی که می‌خواهند از این فضا پول دربیاورند و تهیه‌کنندگی کنند.»
این کارگردان افزود: «در چنین شرایطی یا باید خودکشی کنم، یا از ایران بروم، یا تن به این سیستم بدهم. یعنی تهیه‌کننده به من می‌گوید این کار را انجام بده؛ چون این کار پول درنمی‌آورد. می‌گوید فلان بازیگر در آن نیست، پس باید فلان بازیگر را بیاوری. در نهایت تو مجبور می‌شوی کاری را انجام بدهی که تهیه‌کننده راضی باشد.»
به گفته طیبی، در چنین شرایطی «نگاه هنری تو دیگر مهم نیست؛ خوراکی که می‌خواهی به جامعه بدهی هم مهم نیست. بنابراین آهسته‌آهسته همه چیز تهی می‌شود.»

«ما به معنای واقعی کلمه تئاتر داریم؟»
او درباره شرایط آموزش تئاتر نیز گفت: «دانشگاه هم وضعیت خوبی ندارد. بخش بزرگی از افراد وارد دانشگاه می‌شوند و بعد وارد فضای تئاتر می‌شوند، در حالی که سواد و تجربه کافی ندارند.»
طیبی ادامه داد: «شما به اساتید دانشگاه نگاه کنید. بخش زیادی از آنها خودشان تجربه کار حرفه‌ای ندارند. ما هم سواد اندک داریم، هم تجربه کاری کم شده و هم اخلاق حرفه‌ای آسیب دیده است. بنابراین در یک وضعیت بسیار عجیب و غریب گیر افتاده‌ایم.»
او با طرح این پرسش که «آیا ما به معنای واقعی کلمه تئاتر داریم؟» گفت: «گاهی احساس می‌کنم یک نفر به کافه می‌رود، یک نفر به جای او می‌آید تئاتر می‌بیند؛ اما چیزی که می‌بینیم بیشتر شبه‌تئاتر است. این دیگر تئاتر نیست؛ بیشتر یک جشن است.»
طیبی درباره تغییر فرهنگ تماشای تئاتر نیز اظهار کرد: «شما در کشورهای مختلف نگاه کنید؛ چنین حجم عجیبی از آدم‌ها و چنین تیپ‌هایی را در سالن تئاتر نمی‌بینید. گاهی حتی پوشش و رفتار آدم‌ها بیشتر شبیه یک مهمانی شبانه است.»
او تأکید کرد: «زندگی شخصی آدم‌ها به خودشان مربوط است. من کاری ندارم کسی سیگار بکشد یا مشروب بخورد یا هر کار دیگری انجام دهد. اما وقتی این اتفاق به فضای تئاتر و تصویر عمومی جامعه از هنرمندان تبدیل می‌شود، مسئله فرق می‌کند.»
این کارگردان افزود: «خانواده‌هایی که از خیابان عبور می‌کنند، آدم‌های عادی که ما را می‌بینند، چه تصویری از جامعه تئاتری دارند؟ ماشین‌های عبوری را نگاه کنید؛ گاهی مسخره می‌کنند یا فحش می‌دهند. هیچ‌کس ما را به عنوان متفکران و ایده‌پردازان جامعه نمی‌شناسد؛ متأسفانه گاهی ما را به عنوان علاف‌ها و اراذل جامعه می‌شناسند. این درد بسیار بزرگی است.»

«هیچ رفرنسی برای کیفیت اجراها نداریم»
طیبی در ادامه با انتقاد از معیارهای فعلی ارزیابی موفقیت یک نمایش گفت: «معیار موفقیت تبدیل شده به اینکه فلان آدم پنج میلیاردی شده است. یعنی نمایش تبدیل شده به بنگاه ماشین یا بنگاه ملکی. مهم نیست آن آدم در کارش چه می‌گوید؛ مهم این است که چقدر می‌فروشد.»
او افزود: «ما هیچ رفرنس مشخصی برای قضاوت کیفیت اجراها نداریم. ممکن است من یک کار را ببینم و بگویم خوب است یا بد است، اما این قضاوت تا حد زیادی به سلیقه اجرایی من برمی‌گردد. ممکن است من تئاتر رئالیستی دوست نداشته باشم، اما این به این معنا نیست که آن نمایش بد است.»

«مگر ما مدیریت تئاتر داریم؟»
طیبی در واکنش به انتقادهای مطرح‌شده درباره مدیریت تئاتر نیز گفت: «سؤال من متفاوت است؛ مگر ما مدیریت داریم که درباره آن صحبت کنیم؟»
او درباره مدیران تئاتری توضیح داد: «اتابک نادری انسان شریفی است و هر کاری از دستش بربیاید انجام می‌دهد. نفر دیگری هم می‌آید و او هم هر کاری بتواند می‌کند. اما نهایت تأثیر این مدیران مقطعی است؛ چون پول ندارند و اجازه سیاست‌گذاری ندارند.»
این کارگردان ادامه داد: «ما زمانی اداره برنامه‌ریزی و تولید تئاتر حرفه‌ای کشور داشتیم. کارگاه لباس داشتیم، لباس را می‌دوختند، کمک‌هزینه وجود داشت و ساختار مشخصی برای تولید وجود داشت. امروز چنین چیزی نداریم که کسی بتواند مدیریت کند.»
طیبی تأکید کرد: «مدیریت یعنی پول و قدرت تصمیم‌گیری. وقتی این دو وجود ندارد، مدیر عملاً نمی‌تواند کاری انجام دهد.»
طیبی: «روی صحنه بودن مهم نیست؛ کیفیت روی صحنه بودن مهم است»
او در پایان درباره تصویری که از آینده تئاتر ایران دارد، گفت: «دوست دارم تئاتر دوباره به آدم‌های متفکری مثل اکبر رادی، بهرام بیضایی و علی رفیعی و کارگردان‌هایی مثل طاهری برگردد؛ آدم‌هایی که اندیشه داشتند، درباره مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه فکر می‌کردند و صرفاً برای روی صحنه بودن کار نمی‌کردند.»
طیبی در پایان تأکید کرد: «روی صحنه بودن مهم نیست؛ کیفیت روی صحنه بودن مهم است.»
او همچنین با اشاره به شرایط اقتصادی خود برای تولید و اجرای «هملت قاتل» گفت: «من می‌خواستم اجرای جدیدی را شروع کنم اما می‌دانستم تولید آن شاید یک و نیم تا دو میلیارد تومان هزینه داشته باشد.تصمیم گرفتم «هملت قاتل» را دوباره اجرا کنم،»
این کارگردان درباره بازی نکردن خودش در اجرای دوم نیز توضیح داد: «درآمد و زندگی من از مربیگری تنیس و ورزش می‌گذرد. خیلی وقت‌ها نمی‌توانم سر اجرا بروم، چون باید کار کنم و درآمد داشته باشم. برای اینکه زندگی روزمره‌ام جلو برود و اقتصاد زندگی‌ام آسیب نبیند، خودم در دور جدید اجرا بازی نکردم و علی یعقوبی را انتخاب کردم.»
طیبی در پایان گفت: «من کارگردان، بازیگر و مدرس دانشگاه با ۲۹ سال سابقه کار در تئاتر هستم، اما به جایی رسیده‌ام که اگر مربی تنیس نباشم، شاید مجبور شوم بروم اسنپ کار کنم. این وضعیت واقعاً دردناک است.»

مینا یوسفی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش ناریا i
دور دوم نمایش «ناریا» در تماشاخانه استاد جوانمرد | عکس دور دوم نمایش «ناریا» در تماشاخانه استاد جوانمرد
نمایش «ناریا» به نویسندگی کیاوش زارع‌طلب و کارگردانی حسین فردوسی، از ۲۲ مردادماه در خانه تئاتر «تماشاخانه استاد جوانمرد» روی صحنه می‌رود.این اثر نمایشی پیش از این نخستین دوره اجرای خود را در تماشاخانه ملک پشت سر گذاشته است. «ناریا» با دراماتورژی کوروش رجایی و تهیه‌کنندگی حسین ظریف‌کار، هر شب ساعت ۲۰:۰۰ به مدت یک ساعت و ۱۵ دقیقه اجرا می‌شود.در خلاصه نمایش آمده است مامان، بهشون بگو بیدار بشن! بدونِ اینا… من دق میکنم.عوامل این اثر نمایشی عبارتند از:نویسنده: کیاوش زارع طلب، دراماتورژ: کوروش رجایی، کارگردان: حسین فردوسی، تهیه‌کننده: ...
دیدن ادامه ››

نمایش «ناریا» به نویسندگی کیاوش زارع‌طلب و کارگردانی حسین فردوسی، از ۲۲ مردادماه در خانه تئاتر «تماشاخانه استاد جوانمرد» روی صحنه می‌رود.

این اثر نمایشی پیش از این نخستین دوره اجرای خود را در تماشاخانه ملک پشت سر گذاشته است. «ناریا» با دراماتورژی کوروش رجایی و تهیه‌کنندگی حسین ظریف‌کار، هر شب ساعت ۲۰:۰۰ به مدت یک ساعت و ۱۵ دقیقه اجرا می‌شود.

در خلاصه نمایش آمده است مامان، بهشون بگو بیدار بشن! بدونِ اینا… من دق میکنم.

عوامل این اثر نمایشی عبارتند از:
نویسنده: کیاوش زارع طلب، دراماتورژ: کوروش رجایی، کارگردان: حسین فردوسی، تهیه‌کننده: حسین ظریف کار، بازیگران: شاهین ‌زرگر، مبینا ‌مستعان، نعیم ‌شیخ ‌محبوبی، آوا ‌گنجی، محمدعلی ‌حق ‌شناس، نیلوفر ‌پناهی، مسعود ‌بهمنی، علی ‌اسدیان، عرشیا ‌کربلایی، دنیا دهقانی، کوروش ‌رجایی، امین ‌ناطقی، آراس ‌علیجان ‌زاده، مالک ‌خادمی، بابک بهارستان، مهران ‌ویسی، فاطمه ‌سلیمانی ‌لنگری، غزاله ‌جعفرپور، الهام ‌علیزاده، عرفان ‌اخلاصی، فاطیما ‌توکلی، کیانا ‌عمادی، یحیی ‌ایزدپناه، یسری ‌جوان، صبا مظفری، ملودی ‌حاجیان، روژینا ‌جمالپور ‌مطلق، سعید ‌اکبری، شیما ‌خسروی، ایمان ‌دربانی، مشاور کارگردان: مسعود ‌بهمنی، مجری طرح: علی ‌نصر، سرپرست گروه: شبنم ‌وطن ‌پور، ساخت موسیقی: رضا قاسمی، طراح گریم: شانا ‌زیودار، مجری گریم: شیدا بیگی، طراح دکور: حسین ‌فردوسی، طراح پوستر، طراح بروشور: مهدی ‌توشه ‌جو، طراح نور: رضا ‌خضرایی، ساخت موشن: امین افضلی، روابط عمومی: شبنم ‌وطن ‌پور، منشی صحنه: سجاد ‌طیبی، تیم کارگردانی: محدثه رحیمی، فاطمه ‌سلیمانی ‌لنگری، نعیم ‌شیخ ‌محبوبی، غزاله ‌جعفرپور، وحید کوه شکاف، مشاور رسانه: رومینا سندگل زاده

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت و کسب اطلاعات بیشتر درباره این نمایش می‌توانند به سامانه «تیوال» مراجعه کنند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش هملت قاتل i
«هملت قاتل»: سایکودرامای شکست‌خورده و تئاترِ تکرارِ تروما | عکس «هملت قاتل»: سایکودرامای شکست‌خورده و تئاترِ تکرارِ تروما
فریال آذری در یادداشتی تحلیلی برای صبا، نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی را اثری می‌داند که با وارونه‌سازی جهان شکسپیر، از روایت انتقام فاصله می‌گیرد و به بازنمایی ذهنی می‌رسد که در چرخه بی‌پایان گناه، تروما و بازاجرای جنایت گرفتار مانده است؛ نمایشی که بیش از آنکه به رهایی و کاتارسیس برسد، تماشاگر را در اتاق بازجویی روان رها می‌کند. اقتباس از متون کلاسیک زمانی واجد اهمیت می‌شود که صرفاً به بازگویی داستان اصلی اکتفا نکند و بتواند از دل یک اثر شناخته‌شده، جهان معنایی تازه‌ای خلق کند. نمایش «هملت قاتل» به نویسندگی ...
دیدن ادامه ››

فریال آذری در یادداشتی تحلیلی برای صبا، نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی را اثری می‌داند که با وارونه‌سازی جهان شکسپیر، از روایت انتقام فاصله می‌گیرد و به بازنمایی ذهنی می‌رسد که در چرخه بی‌پایان گناه، تروما و بازاجرای جنایت گرفتار مانده است؛ نمایشی که بیش از آنکه به رهایی و کاتارسیس برسد، تماشاگر را در اتاق بازجویی روان رها می‌کند.

اقتباس از متون کلاسیک زمانی واجد اهمیت می‌شود که صرفاً به بازگویی داستان اصلی اکتفا نکند و بتواند از دل یک اثر شناخته‌شده، جهان معنایی تازه‌ای خلق کند. نمایش «هملت قاتل» به نویسندگی و کارگردانی مسعود طیبی نیز با چنین رویکردی، یکی از مشهورترین تراژدی‌های ادبیات جهان را به بستری برای واکاوی مفاهیمی چون تروما، گناه، فروپاشی خانواده و بحران هویت بدل کرده است. فریال آذری، منتقد تئاتر، در یادداشت اختصاصی خود برای صبا با نگاهی روانکاوانه و نشانه‌شناسانه به این اثر پرداخته و «هملت قاتل» را نه بازخوانی ساده‌ای از شکسپیر، بلکه سایکودرامایی شکست‌خورده می‌داند که در آن گذشته هرگز به خاطره تبدیل نمی‌شود و خشونت، در قالبی بی‌پایان، مدام خود را بازتولید می‌کند.

«هملت قاتل»: سایکودرامای شکست‌خورده و تئاترِ تکرارِ تروما
نمایش «هملت قاتل»، اثر مسعود طیبی، در نخستین مواجهه ممکن است اقتباسی آزاد، وارونه یا حتی هجوآمیز از «هملت» شکسپیر به نظر برسد؛ اما نسبت آن با متن کلاسیک، به اقتباس خطی یا بازگویی دوبارهٔ داستان محدود نمی‌شود. این نمایش سازوکار بنیادین تراژدی شکسپیری را می‌گیرد، آن را واژگون می‌کند و سپس در فضای روانی، خانوادگی و آیینیِ تازه‌ای به حرکت درمی‌آورد. در «هملت» شکسپیر، پسر در جست‌وجوی قاتل پدر است؛ در «هملت قاتل»، خودِ هملت قاتل والدین خویش است. در شکسپیر، مسئله کشف حقیقت و انتقام است؛ در اینجا حقیقت تقریباً از پیش معلوم است و مسئله اصلی، زیستن با جنایت، ناتوانی از سوگواری و گرفتارشدن در بازاجرای بی‌پایانِ حادثه است.

بنابراین، نمایش دربارهٔ قتلی نیست که باید کشف شود، بلکه دربارهٔ ذهنی است که نمی‌تواند قتل را به گذشته منتقل کند. واقعه پایان یافته، اما در روان هملت پایان نیافته است. او همچنان در اتاق جرم، اتاق بازجویی، اتاق بازی و اتاق خانواده زندگی می‌کند؛ اتاق‌هایی که در نهایت یکی بیش نیستند. او هر بار می‌کوشد با اجرای دوبارهٔ مراسم، گفت‌وگو، بازی، اعتراف یا محاکمه، راهی برای خروج از گذشته پیدا کند، اما هر تلاش برای پایان‌دادن به ماجرا، خود به بازتولید همان ماجرا تبدیل می‌شود. از همین‌جاست که می‌توان نمایش را نوعی سایکودرامای شکست‌خورده یا ضدسایکودرام دانست: متنی که بسیاری از سازوکارهای سایکودرام را به کار می‌گیرد، اما به پالایش و رهایی نمی‌رسد.

وارونگیِ هملت و فروپاشیِ قهرمان
در نمایش شکسپیر، هملت با شبح پدر مواجه می‌شود. شبح حامل حقیقتی پنهان است و پسر را به سوی انتقام هدایت می‌کند. شبح، اگرچه نماد وضعیت ناپایدار و آلودهٔ جهان است، هنوز کارکردی روایی دارد: اطلاعاتی می‌دهد و مسیر کنش را تعیین می‌کند. در «هملت قاتل»، این رابطه وارونه می‌شود. هملت خود منبع جنایت است و والدین نه به صورت شبح، بلکه به شکل سرهای بریده و اشیای حاضر در صحنه بازمی‌گردند. این‌بار مردگان راز را به قاتل نمی‌گویند؛ قاتل مجبور است در برابر مردگان، راز و مسئولیت خودش را دوباره اجرا کند.
این وارونگی، هملت را از قهرمان انتقام‌جو به ضدقهرمانِ ترومازده تبدیل می‌کند. او هم‌زمان چند جایگاه متعارض دارد: قاتل است، اما خود را قربانی نیز می‌داند؛ فرزند است، اما نقش والد را بازی می‌کند؛ قاضی است، اما باید در جایگاه متهم بایستد؛ و عزادار است، اما امکان سوگ‌واریِ سالم برایش وجود ندارد. به همین دلیل، هویت او یک نقش ثابت نیست، بلکه میدان درگیریِ نقش‌هاست.
هملت شکسپیر با تأخیر در عمل مواجه است؛ او می‌داند چه باید بکند، اما نمی‌تواند به‌سادگی دست به عمل بزند. هملت این نمایش، پس از عمل گرفتار است. جنایت انجام شده، اما عمل به پایان نرسیده است، زیرا ذهن او مدام آن را به اکنون بازمی‌گرداند. اگر هملت شکسپیر در آستانهٔ عمل متوقف می‌شود، هملت این اثر در پسِ عمل زندانی می‌ماند. او نه از جنایت عبور می‌کند و نه می‌تواند آن را به خاطره‌ای بسته تبدیل کند.

ساختار شش‌صحنه‌ای و آیین بیست‌وهشت‌روزهٔ نمایش نیز در همین راستا عمل می‌کند. عدد و تکرار، زمان را از حالت خطی خارج می‌کنند. اینجا زمان پیش نمی‌رود تا حادثه‌ای تازه رخ دهد؛ زمان دور خودش می‌چرخد. هر روز یا هر مرحله، شکل دیگری از یک موقعیت واحد است. این زمان را می‌توان «زمانِ تروما» نامید: گذشته‌ای که هنوز به گذشته تبدیل نشده و در هر بار بازگشت، خود را به شکل اکنون نشان می‌دهد.

سایکودرام: صحنه به‌مثابه اتاق روان
سایکودرام، در معنای کلاسیکِ مورنو، بر بازسازیِ موقعیت‌های عاطفی و تعارض‌های حل‌نشده در صحنه استوار است. فرد یا «پروتاگونیست» تجربه‌ای را که نتوانسته در زندگی روزمره بیان یا حل کند، در فضای اجرا بازسازی می‌کند. افراد غایب می‌توانند به‌وسیلهٔ دیگران نمایندگی شوند، نقش‌ها جابه‌جا شوند، گفت‌وگوهای ناتمام دوباره شکل بگیرند و فرد از طریق دیدن خود در بیرون، به شناختی تازه برسد.
«هملت قاتل» دقیقاً چنین سازوکاری را به سطح دراماتیک می‌آورد، اما آن را در شکل فردی، بیمارگون و بی‌فرجام به کار می‌گیرد. هملت پروتاگونیستِ سایکودرام خویش است. او مسئلهٔ مرکزی خود را روی صحنه می‌آورد: رابطهٔ ناتمام با والدین، قتل، گناه، میل به مجازات و ناتوانی از جداشدن از مردگان. والدین حضور جسمانیِ زنده ندارند، اما از طریق سرها، صداها، خطاب‌ها و بازی‌های هملت در صحنه باقی می‌مانند. آنان اشخاص غایب و در عین حال ابژه‌های روانیِ حاضرند.
هملت به‌جای آن‌که دربارهٔ والدین سخن بگوید، با آن‌ها وارد رابطه می‌شود. به آن‌ها نگاه می‌کند، خطابشان قرار می‌دهد، برایشان مراسم برگزار می‌کند و آن‌ها را در موقعیت‌های خانوادگی قرار می‌دهد. این رفتار، از نظر سایکودراماتیک، بازاجرای یک رابطهٔ ناتمام است.
او نمی‌تواند والدین را در جایگاه مرده نگه دارد؛ بنابراین آنان را دوباره روی صحنه می‌آورد تا شاید این‌بار چیزی در رابطهٔ میانشان تغییر کند. اما هیچ تغییری رخ نمی‌دهد، زیرا هملت نمی‌تواند از نقش قاتل فاصله بگیرد.
یکی از عناصر اصلی سایکودرام، جابه‌جایی نقش یا role reversal است. فرد در این تکنیک جای دیگری می‌ایستد و از موضع او سخن می‌گوید. هملت در نمایش چنین می‌کند: جای پدر می‌ایستد، صدای مادر را بازسازی می‌کند، کودک می‌شود، قاضی می‌شود، شاکی می‌شود، متهم می‌شود و سپس دوباره به قاتل بازمی‌گردد. او یک بازیگر است، اما در سطح روانی، چندین شخصیت در بدن او حضور دارند. به همین دلیل، نمایش از نظر ظاهری مونودراماتیک است، اما از نظر روانی، یک درام چندصدایی و چندپاره محسوب می‌شود.
در این وضعیت، مرز میان «من» و «دیگری» از میان می‌رود. پدر و مادر تنها شخصیت‌هایی بیرونی نیستند؛ آن‌ها در روان هملت درونی شده‌اند. قاتل، قربانی و مقتول در یک دستگاه روانی به هم پیوند خورده‌اند. او والدین را کشته است، اما هم‌زمان آنان را در بدن و ذهن خود حمل می‌کند. کشتن، به‌جای آن‌که جدایی ایجاد کند، نوعی پیوند ابدی ساخته است.

سرهای بریده و نقشِ خودِ کمکی
سرهای بریده در این نمایش صرفاً عناصر دکوراتیو یا نشانه‌های خشونت نیستند. آن‌ها جایگزینِ شخصیت‌های غایب و شکل مادی‌یافتهٔ رابطه‌های درونی هملت‌اند. در منطق سایکودرام، افراد غایب گاهی به‌وسیلهٔ «خودهای کمکی» یا ابژه‌های نمایشی وارد صحنه می‌شوند. سرها در «هملت قاتل» چنین نقشی را بر عهده دارند: شاهدند، مخاطب‌اند، موضوع گفت‌وگو هستند و در عین حال، بخشی از خود هملت را بازنمایی می‌کنند.
هر سر می‌تواند هم‌زمان چند معنا داشته باشد. سرِ پدر نشانهٔ اقتدارِ از دست‌رفته، داوری و قانون است؛ سرِ مادر می‌تواند با مفهوم مراقبت، زایش، وابستگی و منشأ عاطفه پیوند بخورد. اما این معناها در نمایش ثابت نمی‌مانند. سرها در عین آن‌که والدین‌اند، شواهد جنایت نیز هستند. هملت نمی‌تواند از آن‌ها مراقبت کند، چون خود عامل نابودی‌شان بوده است؛ نمی‌تواند آنان را دور بیندازد، چون بدون آن‌ها هویت خویش را از دست می‌دهد.
از این منظر، سرهای بریده نوعی «ابژهٔ روانی» هستند؛ نه انسان‌های کامل، نه اشیای بی‌جان. آن‌ها در منطقه‌ای میان زنده و مرده قرار دارند. همین وضعیت مرزی، ماهیت تروما را بازتاب می‌دهد: امر آسیب‌زا نه کاملاً حاضر است و نه کاملاً غایب. در خاطره باقی می‌ماند، اما به صورت خاطره‌ای آرام و منظم نه؛ به شکل تصویر، صدا، شیء و تکرار بازمی‌گردد.

دوبرابرشدن، چندصدایی و آینه‌سازی
در سایکودرام، تکنیک «دوبرابرکردن» به شخصیت اجازه می‌دهد چیزی را که نمی‌تواند بر زبان آورد، از طریق صدایی دوم بیان کند. در این نمایش، هملت خودش دوبرابرکنندهٔ خویش است. او با صداهای مختلف سخن می‌گوید، نقش‌های دیگر را به‌وجود می‌آورد و بخش‌های سرکوب‌شدهٔ روان خود را بیرونی می‌کند. صدای مادر، پدر، کودک، قاضی و حتی خدا در گفتار او به هم می‌پیوندند.
اما این چندصدایی، به شناخت روشن منتهی نمی‌شود. صداهای دوم و سوم، به‌جای آن‌که گفتار هملت را کامل کنند، آن را آشفته‌تر می‌سازند. هر صدا حقیقتی جزئی را حمل می‌کند، اما هیچ صدایی قادر نیست روایت نهایی را تثبیت کند. هملت در میان صداهایی که خودش تولید کرده، گم می‌شود.
نمایش همچنین با منطق آینه‌سازی کار می‌کند. هملت باید بتواند خود را از بیرون ببیند تا شاید نسبتش را با جنایت درک کند. سرها، تماشاگران، صندلی‌ها، زنجیر و آیین‌های تکرارشونده، آینه‌های متفاوت او هستند. اما این آینه‌ها تصویر سالم و کامل به او بازنمی‌گردانند؛ آینه‌ها ترک‌خورده‌اند. او خود را می‌بیند، اما هر بار در نقش دیگری. به همین علت، خودشناسی جای خود را به خودمحاکمه و خودآزاری می‌دهد.

ضدسایکودرام و کاتارسیسِ ناممکن
تفاوت اساسی «هملت قاتل» با سایکودرام درمانی در این است که بازاجرا در آن به رهایی نمی‌انجامد. در سایکودرام، بازسازیِ حادثه می‌تواند راهی برای نام‌گذاری عاطفه، تجربهٔ نقش‌های تازه و دستیابی به کاتارسیس باشد. اما هملت نه می‌تواند مسئولیت جنایت را به‌طور کامل بپذیرد، نه می‌تواند خود را از نقش قاتل جدا کند و نه می‌تواند فقدان والدین را به رسمیت بشناسد.
او اعتراف می‌کند، اما اعترافش به آرامش منتهی نمی‌شود. گریه می‌کند، اما گریه سوگ را کامل نمی‌کند. والدین را به صحنه بازمی‌گرداند، اما این بازگشت به گفت‌وگوی واقعی نمی‌انجامد. او در آستانهٔ حقیقت قرار می‌گیرد، اما با تغییر نقش، فریاد، شوخی یا بازسازیِ یک مراسم، دوباره از آن فاصله می‌گیرد.
از این نظر، نمایش یک ضدسایکودرام است: تمام امکانات درمانی را به کار می‌گیرد، اما امکان درمان را از درون آن‌ها حذف می‌کند. صحنه به جای آن‌که اتاق درمان باشد، به اتاق بازجوییِ روان تبدیل می‌شود.
هملت هر روز خود را به دادگاه می‌برد، اما قاضی، متهم، شاکی و شاهد، همه خود او هستند. چنین دادگاهی نمی‌تواند حکم نهایی صادر کند، زیرا هیچ جایگاه بیرونی و مستقلی وجود ندارد.
تفاوت میان یادآوری و بازاجرا در اینجا اهمیت دارد. یادآوری، حادثه را در گذشته قرار می‌دهد؛ بازاجرا، آن را دوباره در اکنون فعال می‌کند. هملت خاطرهٔ قتل را تعریف نمی‌کند؛ قتل را از طریق بدن، اشیا، صدا و آیین دوباره زندگی می‌کند. بنابراین چرخهٔ نمایش چنین است: گذشته به حال می‌آید، حال دوباره به گذشته تبدیل می‌شود و سپس همان گذشته از نو اجرا می‌شود. هیچ آینده‌ای از این چرخه بیرون نمی‌آید.

اسطوره، بلعیدن و والدکشی
والدکشی در نمایش فقط یک جنایت خانوادگی نیست؛ لایه‌ای اسطوره‌ای و کهن‌الگویی نیز دارد. در بسیاری از اسطوره‌ها، رابطهٔ نسل‌ها با خشونت، بلعیدن و حذف همراه است. کرونوس فرزندانش را می‌بلعد تا قدرتش را حفظ کند؛ در «هملت قاتل»، این منطق در شکلی وارونه و فرزندمحور ظاهر می‌شود. هملت منشأ خود را نابود می‌کند و سپس برای تصاحب آن، به شکل نمادین یا جسمانی، آن را در خود فرو می‌برد.
کنش خوردن مغز و در اجرا خوردن دست مادر، از همین منظر، تنها تصویری شوک‌آور نیست. این کنش می‌تواند استعاره‌ای از میل به درونی‌کردن والد، تصاحب منشأ مراقبت و در عین حال نابودکردن آن باشد. هملت می‌خواهد والدین را از میان ببرد، اما نمی‌تواند بدون آنان ادامه دهد؛ پس آنان را به بدن خود منتقل می‌کند. این انتقال، نه آشتی، بلکه نوعی بلعیدنِ دردناک است.
در کنار این لایه، می‌توان پژواک‌هایی از اسطورهٔ اورستیا را نیز دید: خانواده به محلِ تولید و انتقال خشونت تبدیل می‌شود؛ خون، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و عدالت بیرونی جای خود را به انتقام درون‌خاندانی می‌دهد. اما هملتِ این نمایش برخلاف قهرمانان اسطوره‌ای، به نظمی تازه نمی‌رسد. قتل او چرخهٔ خشونت را متوقف نمی‌کند؛ فقط آن را به درون روان منتقل می‌سازد.
از نظر الگوی سفر قهرمان نیز هملت در مسیر کمبلی قرار نمی‌گیرد. او از خانه خارج نمی‌شود، از آستانه عبور نمی‌کند و با دانشی تازه بازنمی‌گردد. خانه، هم‌زمان زندان، صحنه، قبر و دادگاه است. او در همان نقطهٔ آغاز باقی می‌ماند. آزمون‌ها به‌جای آن‌که دانایی به همراه بیاورند، تکرار را بیشتر می‌کنند. ارمغانِ این سفر ضدقهرمانانه، شناخت نیست؛ آگاهی دردناک از ناتوانی در رهایی است.

زبانِ پس از تراژدی
زبان «هملت قاتل» نیز مانند شخصیت و صحنه، در وضعیت فروپاشی قرار دارد. این زبان دیگر از انسجام بلاغی و تفکر فلسفیِ هملت شکسپیر برخوردار نیست. در شکسپیر، حتی زمانی که هملت گرفتار تردید و تعویق است، می‌تواند بحران خود را در قالب جمله‌های بلند، چندلایه و اندیشمندانه بیان کند. زبان او هنوز ابزار اندیشه است.
اما در «هملت قاتل»، زبان به قطعاتی فرسوده و تکرارشونده تبدیل می‌شود. جمله‌ها گاه ناتمام، جهشی و شکسته‌اند. گفتار میان اعتراف، بازی، شوخی، اتهام، خطابه و فریاد حرکت می‌کند. این شکستگی فقط نشانهٔ اختلال روانی فردی نیست؛ صورتِ زبانیِ جهانی است که پیوستگی خود را از دست داده است.
ترجیع‌بندهایی مانند «ای خدا، یک درد وحشی…» در همین ساختار معنا پیدا می‌کنند. این جمله، هم شکایت است، هم اتهام، هم اعتراف و هم تلاش برای توجیه. خدا در آن واحد مخاطب، شاهد غایب و مرجع داوری است. اما هیچ پاسخ الهی یا اخلاقی قطعی وجود ندارد. در نتیجه، جمله به‌جای آن‌که به نیایش تبدیل شود، در فضای خالی تکرار می‌شود.
ارجاع به جمله‌های مشهور شکسپیر، مانند «بودن یا نبودن» یا «چه شاهکاری است انسان»، تضاد دیگری می‌سازد. شکوه زبان کلاسیک در کنار جنایت خانوادگی و زبان پاره‌پارهٔ هملت قرار می‌گیرد. این جملات دیگر همان قدرت نخستین را ندارند؛ به بقایای یک سنت تبدیل شده‌اند. گویی نمایش قطعاتی از ادبیات بزرگ را از میان ویرانه بیرون می‌کشد و در دهان شخصیتی قرار می‌دهد که دیگر قادر نیست آن‌ها را در یک نظام معنایی کامل جای دهد.
از این نظر، زبان نمایش را می‌توان «زبان پس از تراژدی» نامید: زبانی که از تراژدی عبور کرده، اما به رستگاری یا شناخت نرسیده است. در آن، فرم‌های قدیمی هنوز حضور دارند، ولی از درون تهی شده‌اند.

تاریخِ فرسوده و بازگشتِ بقایا
نمایش تاریخ را به‌صورت مستقیم و روایی بازنمایی نمی‌کند؛ اما منطق تاریخیِ فرسایش را در سطح خانواده و زبان نشان می‌دهد. تاریخ در اینجا مجموعه‌ای از رخدادهای گذشته نیست، بلکه چیزی است که به شکل بقایا بازمی‌گردد: سرهای بریده، تکرار مراسم، اشیای خانگیِ خشونت‌بار، جمله‌های ادبیِ ازریخت‌افتاده و نقش‌هایی که دیگر کارکرد سابق خود را ندارند.
خانواده باقی مانده است، اما به فرمِ ناقص و ترسناکِ خود. جشن، بازی و غذا همچنان وجود دارند، اما به جای پیوند و آرامش، خشونت و گناه را بازتولید می‌کنند.
دادگاه وجود دارد، اما عدالت بیرونی در کار نیست. سوگ وجود دارد، اما به پذیرش فقدان نمی‌رسد. شکسپیر حضور دارد، اما نه به‌صورت یک متن زنده، بلکه به شکل صدای شبح‌وارِ سنتی فرسوده.
این همان معنای تاریخِ اضمحلال‌یافته است: چیزی نابود نشده، اما دیگر در شکل سالم خود نیز حضور ندارد. تاریخ مانند جسدی است که هنوز از صحنه خارج نشده است. به همین دلیل، می‌توان گفت نمایش در عین تاریخ‌زدایی، با تاریخ نیز درگیر است. اثر شکسپیر را از دربار دانمارک، سیاست سلطنتی و زمینهٔ تاریخی‌اش جدا می‌کند و آن را در فضایی بی‌زمان قرار می‌دهد؛ اما همین فضای بی‌زمان، مملو از بقایای تاریخ است. گذشته از زمینهٔ مشخص خود جدا شده، ولی به‌صورت تروما و تکرار بازگشته است.

نشانه‌شناسیِ اجرا: زنجیر، هدفون و موسیقی
اشیای صحنه در «هملت قاتل» نقش تزئینی ندارند؛ آن‌ها ادامهٔ روان شخصیت‌اند. زنجیر فلزی، که در اجرا جایگزین طنابِ متن شده، معنای خاصی تولید می‌کند. طناب بیشتر می‌تواند با اعدام، خودکشی و پایان پیوند داشته باشد؛ اما زنجیر، بر ماندگاری، حبس و پیوندی طولانی‌مدت تأکید می‌کند. زنجیر هملت را فقط به مرگ نزدیک نمی‌کند؛ او را به مردگان متصل نگه می‌دارد. این زنجیر، هم ابزار کیفر است و هم بندِ گناه.
هدفون نیز نشانهٔ قطع ارتباط با جهان بیرونی و فرورفتن در هیاهوی درونی است. هملت با قرارگرفتن در جهان صوتیِ هدفون، از گفت‌وگوی مستقیم فاصله می‌گیرد، اما این فاصله به آرامش منتهی نمی‌شود. صداهای بیرونی خاموش می‌شوند تا صداهای درونی شدت بگیرند. موسیقی متال، در این زمینه، جای موسیقی سوگ را می‌گیرد. سوگ سنتی با نغمه، سکوت و آرامش همراه است؛ موسیقی متال خشونت، اضطراب و فشار را منتقل می‌کند. مرگ در این نمایش امکان آرام‌شدن ندارد؛ حتی موسیقیِ آن نیز زخمی و خشن است.
غذا و بدن نیز در همین شبکهٔ نشانه‌ای قرار می‌گیرند. غذا، که معمولاً نشانهٔ مراقبت، خانواده و تداوم زندگی است، در اینجا با جسد، عضو بدن و بلعیدن پیوند می‌خورد. خانواده از طریق خوردن بازسازی نمی‌شود؛ بدن والد به ماده‌ای برای تصاحب و نابودی تبدیل می‌شود. مراقبت، در لحظه‌ای هولناک، به خشونت بدل می‌گردد.
فضای صحنه نیز نه خانه‌ای واقعی، بلکه ترکیبی از خانه، زندان، سردخانه، دادگاه و تئاتر است. هر عنصر آشنا در این فضا تغییر کارکرد می‌دهد. خانه دیگر محل امنیت نیست؛ بازی کودکانه دیگر بی‌خطر نیست؛ صندلی دیگر فقط وسیلهٔ نشستن نیست؛ و آیین خانوادگی دیگر به پیوند نمی‌انجامد. همه‌چیز به نسخه‌ای فرسوده و تهدیدآمیز از خود تبدیل شده است.

پایان: شلیک در تاریکی
صدای شلیک در تاریکی پایان قطعی نمایش را تضمین نمی‌کند. این شلیک می‌تواند نشانهٔ مرگ، خودکشی، اعدام یا بازگشت دوبارهٔ جنایت باشد؛ اما اهمیت اصلی آن در ابهامش است. تاریکی نه‌تنها چیزی را پنهان می‌کند، بلکه نشان می‌دهد چرخه هنوز از نظر ذهنی بسته نشده است.
اگر نمایش با روشن‌شدن صحنه و ارائهٔ نتیجه‌ای نهایی به پایان می‌رسید، می‌توانستیم از داوری، مرگ یا رهایی سخن بگوییم. اما شلیک در تاریکی، ما را در وضعیت تعلیق نگه می‌دارد. هملت شاید مرده باشد، اما تروما لزوماً نمی‌میرد. ممکن است جنایت دوباره رخ داده باشد، یا تنها در ذهن او تکرار شده باشد. بنابراین پایان، بیش از آن‌که نقطه باشد، ادامهٔ همان اتاق جرم است.
در اینجا تئاتر خود به سازوکار تروما تبدیل می‌شود. هر بار که نمایش اجرا می‌شود، حادثه دوباره زنده می‌شود؛ هر بار که هملت سخن می‌گوید، والدین دوباره به صحنه بازمی‌گردند؛ و هر بار که شلیک شنیده می‌شود، پایان دوباره به آغاز پیوند می‌خورد.
جمع‌بندی
«هملت قاتل» را می‌توان نمایشی دربارهٔ گناه، والدکشی، فروپاشی خانواده و تنهایی وجودی دانست؛ اما هستهٔ اصلی آن در ساختار بازاجرای روانی و سایکودراماتیکش قرار دارد. هملت پروتاگونیستِ سایکودرام خویش است. او اشخاص غایب را با اشیا جایگزین می‌کند، نقش‌ها را عوض می‌کند، با صداهای مختلف سخن می‌گوید، خود را در آینهٔ صحنه می‌بیند و جنایت را بارها بازسازی می‌کند. با این حال، این روند به شناخت و درمان نمی‌رسد، زیرا او نمی‌تواند از نقش قاتل فاصله بگیرد و فقدان والدین را بپذیرد.
نمایش از همین‌جا به ضدسایکودرام تبدیل می‌شود: بازسازی به‌جای درمان، تروما را تثبیت می‌کند؛ اعتراف به‌جای رهایی، خودمحاکمه را شدت می‌دهد؛ و تکرار به‌جای آن‌که به خاطره منتهی شود، گذشته را در اکنون زنده نگه می‌دارد.
در سطح اسطوره‌ای، هملت در چرخهٔ والدکشی، بلعیدن و خشونت نسلی گرفتار است؛ در سطح زبان، او با قطعاتی از تراژدی شکسپیری و گفتاری فرسوده و پاره‌پاره مواجه می‌شود؛ در سطح اجرا، زنجیر، سرهای بریده، هدفون، موسیقی متال و شلیک، بدن و اشیای صحنه را به نشانه‌های یک روانِ محبوس تبدیل می‌کنند.
ازاین‌رو، دقیق‌ترین تعریف برای این اثر شاید چنین باشد:
«هملت قاتل» سایکودرامای شکست‌خوردهٔ ذهنی است که جنایت را بازاجرا می‌کند، اما نمی‌تواند آن را به خاطره بدل سازد؛ نمایشی دربارهٔ تاریخی که پایان یافته، اما در قالب بقایا، صداها، اشیا و خشونت، همچنان بازمی‌گردد.

سارا داوودی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش تو در تو i
مجید یارندی پور و محمد فروزنده این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش کلوچه‌های خدا i
خبر
درباره نمایش هملت قاتل i
گفت‌وگو با مسعود طیبی و علی یعقوبی درباره‌ تبعیض و سانسور در تئاتر | عکس ‌شکسپیر لایه‌هایی از حال و آینده را پیش روی ما باز می‌کند.گفت‌وگو با مسعود طیبی و علی یعقوبی درباره‌ تبعیض و سانسور در تئاتر
تئاتر ایران در سال‌های اخیر، میدان تضادها بوده است، جایی که هم مسیرهای میان‌بُر برای برخی هموار شد و هم هنرمندانی با سال‌ها تلاش، برای حفظ اعتبار هنر صحنه ایستادگی کردند. مسعود طیبی از چهره‌های این ایستادگی است، کارگردانی که نامش به عنوان تنها ایرانی ثبت‌شده در آرشیو جهانی شکسپیر دیده می‌شود، اما در خانه خود برای به رسمیت شناخته شدن، همچنان با موانعی جدی روبه‌روست. مسیری که او پیموده، روایت فاصله میان جایگاه هنری و شرایط زیست یک هنرمند در ایران است، از ستایش جهانی تا بی‌مهری‌های داخلی. در این گفت‌وگو، طیبی از سال‌های آموختن، تجربه‌هایش ...
دیدن ادامه ››

تئاتر ایران در سال‌های اخیر، میدان تضادها بوده است، جایی که هم مسیرهای میان‌بُر برای برخی هموار شد و هم هنرمندانی با سال‌ها تلاش، برای حفظ اعتبار هنر صحنه ایستادگی کردند. مسعود طیبی از چهره‌های این ایستادگی است، کارگردانی که نامش به عنوان تنها ایرانی ثبت‌شده در آرشیو جهانی شکسپیر دیده می‌شود، اما در خانه خود برای به رسمیت شناخته شدن، همچنان با موانعی جدی روبه‌روست. مسیری که او پیموده، روایت فاصله میان جایگاه هنری و شرایط زیست یک هنرمند در ایران است، از ستایش جهانی تا بی‌مهری‌های داخلی. در این گفت‌وگو، طیبی از سال‌های آموختن، تجربه‌هایش در مواجهه با آثار شکسپیر، دشواری‌های فعالیت حرفه‌ای و نسلی می‌گوید که تلاش می‌کند چراغ تئاتر اندیشه‌محور را روشن نگه دارد.

شکسپیر لایه‌هایی از حال و آینده را پیش روی ما باز می‌کند
مسیر حرفه‌ای مسعود طیبی از سال‌هایی آغاز می‌شود که در کنار بزرگان تئاتر، تجربه می‌اندوخت و نگاه هنری خود را شکل می‌داد. او درباره این مسیر و رسیدن به ایده «هملت قاتل» می‌گوید: «جرقه این کارها روی آثار شکسپیر در سال ۱۳۸۳ خورد، زمانی که دستیار آقای محمود صباحی در نمایش «هملت به روایت تارکوفسکی» بودم. من سال‌های طولانی روی کارهای اکبر رادی کار کردم و افتخار می‌کنم که آخرین شاگردشان بودم. اما حس کردم نیاز به خلق دنیای خودم دارم. دغدغه‌های من برای بیان آنچه از جامعه استنباط می‌کردم، قالب متفاوتی می‌طلبید.»
طیبی با اشاره به تاثیر «یان کات» (منتقد بزرگ آثار شکسپیر) بر نگاهش ادامه می‌دهد: «دیدم شکسپیر چه دنیای باشکوهی را توصیف می‌کند و چه لایه‌هایی از حال و آینده را پیش روی ما باز می‌کند. تمام شخصیت‌های شکسپیر مثل هملت، جوانان امروزی واخورده‌ای هستند که نمی‌دانند از دنیا چه می‌خواهند و بین دنیای دیجیتال و فلسفی گم شده‌اند. فشارهای اجتماعی که خانواده‌ها روی بچه‌ها می‌آورند باعث واکنش‌های وحشتناکی می‌شود. وقتی خواندم پسری پدرش را برای ۵۰ میلیون تومان کشته است، این ایده‌های اجتماعی با دنیای شکسپیر گره خورد. در آثار من زبان کلاسیک است اما فضا به شدت مدرن و امروزی است.»

سانسورهای مدیریتی و سندرم بی‌عدالتی
اما خلق آثار درخشان تنها روی سکه نبود. طیبی با تلخی از بی‌عدالتی‌ها و مدیریت‌های سلیقه‌ای یاد می‌کند که مسیر اجرای آثارش را ناهموار کرده است. او از مدیرانی می‌گوید که با تصمیمات کودکانه، چوب لای چرخ تئاتر می‌گذارند: «پارسال قرار بود در پارت دوم اجرا، علی یعقوبی جایگزین من بشود. اما مدیر وقت تئاتر شهر کاملا بی‌دلیل مخالفت کرد. گفت من کار را به تو اجازه دادم! من سال‌هاست روی صحنه هستم، این حرف‌ها مسخره است. با یک لجبازی بچگانه جلوی کار را گرفتند.»
این کارگردان معتقد است تبعیض در تئاتر بیداد می‌کند: «برای فلان کارگردان سالن را ۵ ماه خالی نگه می‌دارند تا دکورش آماده شود، اما من نمی‌توانم بازیگرم را برای اثری که روی صحنه است عوض کنم. مدیرانی که ادعای استادی دارند، نالایق‌ترین مدیرانی هستند که تئاتر به خود دیده است. کمک هزینه اجرای مرا یک سال ندادند تا زمانی که مدیر تغییر کرد و با یک شکایت ساده پولم را دادند. در حالی که پول‌های چند میلیاردی به راحتی به کارهای دوستان و نورچشمی‌ها تزریق می‌شود.»

کپی‌کاری‌های پر زرق و برق
بخش دردناک گفت‌وگوی ما جایی است که مسعود طیبی از کپی‌کاری‌های آشکار در تئاتر پرده برمی‌دارد. او با جسارت از فضایی انتقاد می‌کند که در آن آثار دزدی جایزه می‌گیرند و آثار اصیل نادیده گرفته می‌شوند: «چه اتفاقی افتاده که گاوچران‌ها و بسازبفروش‌ها تهیه‌کننده تئاتر شده‌اند؟ در جشنواره فجر به کارهایی جایزه بزرگ دادند که بعدا ثابت شد موبه‌مو از روی فیلم‌های خارجی کپی شده‌اند. اگر کار این همه آدم که شکسپیر کار می‌کنند کپی نیست، چرا نتوانسته‌اند یک اثر در آرشیو جهانی شکسپیر ثبت کنند؟ در بخش خاورمیانه فقط نام من ثبت شده است، چون آنجا ۷ پروفسور نشسته‌اند و کار کپی را تشخیص می‌دهند.»
طیبی گریزی هم به اشتباه ناخواسته خود می‌زند تا صداقتش را نشان دهد: «سال ۱۳۹۸ نمایشی داشتم و بعد فهمیدم طراحم پوستر را از یک بازی پلی‌استیشن کپی کرده است. من هزاران بار در فضای عمومی عذرخواهی کردم و پای اشتباهم ایستادم. اما آقایانی که دکور نمایشنامه‌هایشان مو به مو از روی کارهای آمریکایی کپی کرده‌اند گردن نمی‌گیرند و وقتی اعتراض می‌کنی، آدم‌هایشان را می‌فرستند تا توهین کنند. متاسفانه ما از این بی‌در و پیکری رنج می‌بریم.»

استانداردها برای آدم‌ها فرق دارد
وقتی از او درباره فضای ممیزی و تفاوت برخوردها می‌پرسیم، مکث می‌کند و می‌گوید: «استانداردها برای آدم‌ها فرق دارد. فلان کارگردان که روزگاری در کارگاه نمایش تئاتر مذهبی روی صحنه می‌برد، حالا با بودجه‌های کلان و نامعلوم، مجموعه‌های بزرگ را در اختیار می‌گیرد. بازیگرانش در خارج از کشور هر کاری می‌کنند و آب از آب تکان نمی‌خورد. کارگردان دیگری در جشن امضای کتابش هنجارشکنی می‌کند و هیچکس کاری با او ندارد.»
او ادامه می‌دهد: «اما من برای یک تار موی بازیگرم باید جواب پس بدهم. به من می‌گویند کارگردان حکومتی! من که در تمام عمرم کمترین کمک‌هزینه‌ها را گرفته‌ام حکومتی هستم، یا شمایی که در بهترین سالن‌ها با بودجه‌های کلان و اسپانسرهای عجیب جولان می‌دهید؟ ما در فضایی کار می‌کنیم که مجبوریم قبل از رسیدن به شورای نظارت، خودمان را سانسور کنیم.»

دانشجویان من، استادان من هستند
در میان تمام این تلخی‌ها، نقطه روشن زندگی طیبی دانشجویانش هستند. او با عشقی عمیق از آنها حرف می‌زند: «سال‌هاست تمرکزم روی کار با دانشجویانم است. تمام بچه‌هایی که برای من روی صحنه رفتند اکثرا کار اولی بودند. همین آدم‌ها با من به جشنواره‌های جهانی آمدند. آموزشگاه من کاملا در دست دانشجویانم است و مدیریت و درآمدش برای آنهاست.»
طیبی تاکید می‌کند که برای او مهمترین اتفاق حمایت از این جوانان است. آنها باعث شدند دیده شود، نه بازیگران چهره و سلبریتی‌ها. آنها پا به پای او جنگیدند و سپس با محبت ادامه می‌دهد: «من جلوی دانشجویانم تعظیم می‌کنم؛ آنها دانشجوی من نیستند، استادان من هستند. با آنها توانستم پایم را در عرصه‌های جهانی بگذارم.»

اقتصاد ما از طریق هنر نمی‌چرخد
در پایان گفت‌وگو، طیبی با نگاهی واقع‌گرایانه به اقتصاد هنر در ایران اشاره می‌کند: «بازیگری کار بسیار سختی است. بعد از ۱۸ شب اجرای هملتِ قاتل، از نظر روحی و روانی فرسوده شده بودم؛ اما مسئله مهم‌تر اقتصاد است، چون زندگی ما از مسیر هنر نمی‌گذرد. شغل اصلی من مربیگری تنیس است.» مسعود طیبی امروز، پس از سال‌ها تجربه و مواجهه با دشواری‌های مسیر هنر، پخته‌تر شده اما همچنان به تئاتر مستقل وفادار مانده است. او می‌گوید برای تامین هزینه‌های زندگی ناچار است در زمین تنیس کار کند تا بتواند به فعالیت هنری‌اش ادامه دهد: «علی یعقوبی هم بازیگر فوق‌العاده‌ای بود و جایگزین من شد. این واقعیت زندگی ماست.»

صحنه در تسخیر فقط یک بازیگر
علی یعقوبی می‌گوید اجرای مونولوگ، بازیگر را وادار می‌کند تمام بار روایت  ریتم و احساس نمایش را به دوش بکشد.
تئاتر ایران مهد تقلا برای خلق شگفتی در دل محدودیت‌ها بوده است. صحنه‌هایی که در تاریکی سالن‌های خصوصی جان می‌گیرند و بازیگرانی که تمام بار یک اثر را به تنهایی بر دوش می‌کشند. در میان اجراهای اخیر، حضور علی یعقوبی در نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی، یکی از همان اتفاقات قابل تامل است. بازیگری که جسارت به خرج داده تا در قالب شخصیتی فرو برود که پیش از او، خود کارگردان آن را در ابعاد جهانی روی صحنه برده بود.

این هملت، داستان تروما و کمبودهاست
مواجهه علی یعقوبی با «هملت قاتل» از جایی شکل می‌گیرد که یک متن پست‌مدرن، به بستری برای بازتاب دردها و لایه‌های پنهان انسانی تبدیل می‌شود. او درباره نخستین برخوردش با این نقش و دلیل انتخاب آن می‌گوید: «همه چیز به یک شناخت و اعتماد قبلی برمی‌گردد. مسعود طیبی استاد دانشگاه و متخصص ادبیات نمایشی است و تنها کارگردان ایرانی به شمار می‌رود که آثار شکسپیر با نام او ثبت جهانی شده است. وقتی اجرای این نمایش را که پیش‌تر توسط او در کارگاه نمایش تئاتر شهر و تورهای جهانی روی صحنه رفته بود دیدم، عمیقا آرزو کردم که روزی فرصت بازی در آن را پیدا کنم.»
یعقوبی معتقد است جنس این هملت، با تمام خوانش‌های کلاسیک متفاوت است. او با اشاره به ابعاد سایکولوژیک اثر می‌گوید: «اتفاق ویژه‌ای که در این کاراکتر وجود داشت، مسائل روانشناختی عمیق آن بود. مسائلی که شاید هر انسانی درگیرش باشد؛ آنچه در دوران کودکی و نوجوانی رخ نداده، تروماها، نداشته‌ها، عقده‌ها و کمبود توجه از سوی خانواده. مسعود طیبی با یک اقتباس نوین، چالش‌های سنتی نمایشنامه شکسپیر را با کنش‌های امروز جامعه ما تطبیق داد و در قالب یک مونولوگ ارائه کرد. این واکاوی ریشه‌های کودکی در قالب یک انسان امروزی، برای من چالشی بی‌نهایت جذاب بود.»


در مونولوگ، همه چیز بر دوش بازیگر است
اما اجرای تک‌نفره تنها روی سکه نبود. یعقوبی با دقت خاصی از چالش‌هایی یاد می‌کند که سرنوشت یک اجرای مونولوگ را تعیین می‌کنند. او توضیح می‌دهد که بازی در چنین قالبی، نیازمند آمادگی بی‌رحمانه‌ای است: «وقتی نمایشی در قد و قامت مونولوگ ارائه می‌شود، بازیگر تنها نقطه اتکای صحنه است. همه ضرب‌آهنگ‌ها، ریتم‌ها و هماهنگی‌های عناصر صحنه بر دوش یک نفر است. در نمایشی که تعویض صحنه ندارد، بیننده از ثانیه صفر تا دقیقه آخر فقط شما را می‌بیند. اینجا دیگر همه چیز به هوش، ذکاوت، آمادگی جسمانی، بدن و بیان بازیگر بستگی دارد.»
این هنرمند با اشاره به سختی‌های حفظ مخاطب می‌گوید: «وظیفه بازیگر در اینجا به شدت سخت است. او باید علاوه بر حفظ ریتم و ابلاغ درست منظور درام، مخاطب را خسته نکند. در «هملت قاتل»، تنوع لحظات احساسی، تغییر محتوا و نوسانات روانی بسیار بالاست. ما می‌خواستیم تماشاگر در هر لحظه دچار چالش شود و به فکر فرو برود. برای رسیدن به این نقطه، راهنمایی‌ها و دراماتورژی مسعود طیبی بسیار راهگشا بود تا تجربیات من با ایده‌های او تلفیق شود و به این شخصیت نهایی برسیم.»

خورجین پربار بازیگر، اثر را قدرتمندتر می‌کند
یکی از بحث‌های مهم در روانشناسی بازیگری، مواجهه با نسبت میان تکنیک‌های آکادمیک و تجربیات شخصی است. یعقوبی این موضوع را با پوست و گوشت لمس کرده است. او می‌گوید: «این مسئله کاملا به خواسته کارگردان برمی‌گردد. خیلی از نمایش‌ها بر مبنای تکنیک پیش می‌روند و برخی بر مبنای تجربیات؛ اما تلفیق این دو خروجی بسیار جذابی دارد. تجربه زیسته یک بازیگر به شدت به داد کارگردان می‌رسد. هرچقدر خورجین بازیگری پربارتر باشد و ژانرهای مختلف را بشناسد، کار کارگردان راحت‌تر و اثر نهایی قدرتمندتر می‌شود.»
وقتی از او درباره بازخورد مثبت تماشاگران می‌پرسیم، مکث می‌کند و می‌گوید: «من در طول دوره اجرا، سعی می‌کنم فقط به درست کار کردنم فکر کنم. با اینکه احترام بی‌نهایتی برای لطف مخاطبان و منتقدان قائلم، اما در زمان اجرا خودم را از نظرات دور نگه می‌دارم. این نمایش به شدت سایکو و بر مبنای روابط روانشناختی است؛ اگر یک لحظه فیدبک مثبت باعث غرورم شود یا فیدبک منفی تمرکزم را به هم بریزد، اجرا آسیب می‌بیند. من درس پس می‌دهم، اما ترجیح می‌دهم پس از پایان تمام اجراها به سراغ نظرات بروم.»

تئاتر امروز بیش از هر چیز به حمایت نیاز دارد
تلخ‌ترین نقطه گفت‌وگوی علی یعقوبی، جایی است که از حال‌وهوای امروز تئاتر ایران حرف می‌زند؛ از مسیری که به باور او، بیش از هر چیز به کمبود حمایت و نبود زیرساخت‌های درست آسیب دیده است. او می‌گوید «هملت قاتل» می‌توانست در ابعاد گسترده‌تری دیده شود، اما مشکلاتی مانند نبود سالن‌های استاندارد، حمایت ناکافی و بی‌قاعدگی در ساختار تئاتر، فرصت حضور بسیاری از هنرمندان جوان را محدود کرده است: «امروز ارائه هنر تا حد زیادی به بخت و اقبال گره خورده است. با این حجم از استعدادهای جوان در حوزه بازیگری و کارگردانی، باید بستر بسیار گسترده‌تری فراهم شود. تئاتر ما نیازمند حمایت واقعی است تا شانس دیده شدن برای همه کسانی که در تاریکی صحنه‌ها عرق می‌ریزند، به طور برابر وجود داشته باشد.»

مجید یارندی پور این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش کلوچه‌های خدا i
«کلوچه‌های خدا» ثابت کرد تئاتر حرفه‌ای کودک، مرز جغرافیا نمی‌شناسد. | عکس آرش شریف‌زاده:«کلوچه‌های خدا» ثابت کرد تئاتر حرفه‌ای کودک، مرز جغرافیا نمی‌شناسد.
آرش شریف‌زاده، نویسنده و کارگردان نمایش «کلوچه‌های خدا» با اشاره به استقبال گسترده مخاطبان از این اثر در تهران، شهرستان‌ها و جشنواره‌های داخلی و خارجی، معتقد است راز ماندگاری این نمایش، پرهیز از شعارزدگی، اتکا به درام و احترام به مخاطب کودک است؛ نمایشی که پس از نزدیک به یک دهه اجرا، همچنان نسل‌های تازه‌ای از کودکان را به سالن‌های تئاتر می‌کشاند. به گزارش اداره‌کل روابط‌ عمومی و امور بین‌الملل کانون، نمایش «کلوچه‌های خدا» پس از درخشش در شهرهای مختلف ایران و کسب موفقیت‌های متعدد در جشنواره‌های ...
دیدن ادامه ››

آرش شریف‌زاده، نویسنده و کارگردان نمایش «کلوچه‌های خدا» با اشاره به استقبال گسترده مخاطبان از این اثر در تهران، شهرستان‌ها و جشنواره‌های داخلی و خارجی، معتقد است راز ماندگاری این نمایش، پرهیز از شعارزدگی، اتکا به درام و احترام به مخاطب کودک است؛ نمایشی که پس از نزدیک به یک دهه اجرا، همچنان نسل‌های تازه‌ای از کودکان را به سالن‌های تئاتر می‌کشاند.

به گزارش اداره‌کل روابط‌ عمومی و امور بین‌الملل کانون، نمایش «کلوچه‌های خدا» پس از درخشش در شهرهای مختلف ایران و کسب موفقیت‌های متعدد در جشنواره‌های ملی و بین‌المللی، به درخواست خانواده‌ها بار دیگر به مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران بازگشته است.

این نمایش با اقتباس از کتابی به همین نام نوشته کلر ژوبرت و منتشرشده از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به نویسندگی، طراحی و کارگردانی آرش شریف‌زاده روی صحنه رفته است.

شریف‌زاده با بیان اینکه «کلوچه‌های خدا» از سال ۱۳۹۵ روی صحنه است، گفت: این نمایش بر اساس آمار اجراها و میزان استقبال مخاطبان، یکی از پرمخاطب‌ترین آثار تئاتر کودک ایران به شمار می‌رود. در تمام این سال‌ها تلاش کرده‌ام نمایش را با هزینه شخصی به شهرهای مختلف ببرم، زیرا اعتقاد دارم کودک در هر نقطه از ایران شایسته دیدن یک اجرای حرفه‌ای است.

وی تأکید کرد کیفیت اجرای نمایش در تهران و شهرستان‌ها هیچ تفاوتی ندارد و افزود: ممکن است به دلیل محدودیت‌های مالی، شرایط سالن یا تعداد عوامل، برخی نقش‌ها توسط تعداد کمتری از بازیگران اجرا شود، اما هیچ‌گاه صحنه، دیالوگ یا کیفیت اثر را قربانی این محدودیت‌ها نکرده‌ام.

این کارگردان با اشاره به تجربه اجرا در شهرها و روستاهای مختلف، از جمله اجرای نمایش در مسجدی در یکی از روستاهای رفسنجان، گفت: استقبال مخاطبان در همه این اجراها یکسان بوده است. کودکان در هر نقطه‌ای از کشور با لحظه‌های طنز نمایش می‌خندند و در بخش‌های احساسی با داستان همراه می‌شوند. این نشان می‌دهد اگر درام درست شکل بگیرد، مخاطب فارغ از محل زندگی با اثر ارتباط برقرار می‌کند.

شریف‌زاده درباره اقتباس از کتاب «کلوچه‌های خدا» توضیح داد: در نمایش، پیام اصلی کتاب حفظ شده اما برای زبان تئاتر بازآفرینی شده است. امروز کودک با رسانه‌های نوین، اینترنت و فناوری رشد می‌کند و نمی‌توان او را تنها با گفت‌وگوهای طولانی روی صندلی نگه داشت؛ بنابراین نمایش باید سرشار از تصویر، رنگ، موسیقی، ریتم و اتفاق‌های نمایشی باشد.

وی ادامه داد: پیام‌هایی مانند کمک به دیگران یا شناخت خدا نباید به شکل مستقیم و شعاری بیان شوند. کودک این مفاهیم را می‌شناسد و آنچه او را درگیر می‌کند، تجربه کردن این مفاهیم در دل داستان است. در «کلوچه‌های خدا» تنها در چند لحظه کوتاه به این مفاهیم اشاره می‌شود و ادامه مسیر را درام و اتفاق‌های نمایشی پیش می‌برند.

نویسنده «کلوچه‌های خدا» در پاسخ به پرسشی درباره ویژگی‌های ماندگاری این نمایش گفت: مهم‌ترین عامل، متن و درام است. رنگ، موسیقی، طراحی صحنه و بازی‌ها اهمیت دارند اما اگر متن نتواند مخاطب را با خود همراه کند، هیچ‌یک از این عناصر به تنهایی اثرگذار نخواهند بود.

وی درباره حضور این نمایش در جشنواره‌های ملی و بین‌المللی نیز اظهار کرد: «کلوچه‌های خدا» بازخوردهای بسیار مثبتی در جشنواره‌ها داشته است. در جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان، داور ایتالیایی پس از تماشای نمایش گفت احساس کرده یک انیمیشن زنده دیده است و از گروه برای حضور در ایتالیا دعوت کرد؛ هرچند این سفر به دلیل صادر نشدن ویزا محقق نشد.

شریف‌زاده با اشاره به تغییرهای جزیی نمایش در اجراهای مختلف گفت: گاهی متناسب با فضای اجرا یا شرایط سالن، برخی جزئیات اجرایی تغییر کرده است، اما ساختار اصلی نمایش، طراحی صحنه، موسیقی و هویت اثر همواره حفظ شده است.

این کارگردان درباره استقبال خانواده‌ها در شرایط امروز نیز گفت: خانواده‌ها بیش از گذشته به اهمیت تئاتر برای کودکان پی برده‌اند. تئاتر می‌تواند برای مدتی کوتاه کودکان و حتی والدین را از نگرانی‌های روزمره دور کند و تجربه‌ای شیرین و ماندگار برای آنها رقم بزند.

وی در پایان با دعوت از خانواده‌ها برای تماشای این اثر گفت: استقبال گسترده مخاطبان در سال‌های گذشته نشان می‌دهد «کلوچه‌های خدا» تنها یک نمایش سرگرم‌کننده نیست، بلکه اثری است که با اتکا به متن، بازی، موسیقی، طراحی صحنه و کارگردانی، تجربه‌ای کامل برای کودکان و خانواده‌ها فراهم می‌کند و می‌تواند برای دقایقی آنها را از دغدغه‌های روزمره دور سازد.

نمایش کلوچه‌های خدا  تا پایان مرداد هر روز ساعت ۱۸ در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در پارک لاله تهران اجرا می‌شود.

علاقه‌مندان میتوانند جهت تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مجید یارندی پور این را خواند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش کلوچه‌های خدا i
امیرمسعود فدائی و مجید یارندی پور این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگار امیری و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش برای فروش i
با استقبال چشمگیر مخاطبان
اجرای نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی که از چهارشنبه ۱۰ تیرماه در بلک‌باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته است، به دلیل استقبال مخاطبان یک هفته دیگر تمدید شد.این نمایش که طی ۲۴ اجرا بیش از ۲۵۰۰ تماشاگر داشته است، تا جمعه ۱۶ مرداد ماه روی صحنه باقی خواهد ماند.علاقه‌مندان می‌توانند بلیت سانس‌های جدید این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند. مهرانه مهین‌ترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعت‌پیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند. عوامل این نمایش عبارتند از:  نویسنده: سهند ...
دیدن اطلاعات ››

اجرای نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی که از چهارشنبه ۱۰ تیرماه در بلک‌باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته است، به دلیل استقبال مخاطبان یک هفته دیگر تمدید شد.
این نمایش که طی ۲۴ اجرا بیش از ۲۵۰۰ تماشاگر داشته است، تا جمعه ۱۶ مرداد ماه روی صحنه باقی خواهد ماند.
علاقه‌مندان می‌توانند بلیت سانس‌های جدید این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.

مهرانه مهین‌ترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعت‌پیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند.

عوامل این نمایش عبارتند از: 
نویسنده: سهند خیرآبادی، کارگردان: علی تصدیقی، مجری طرح: میثم میرزایی، مدیر اجرایی: حمیده وحیدی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: پانیا تمری، دستیار کارگردان و مدیر صحنه: مهدی قمر، طراح لباس: حمیده وحیدی، دستیار لباس: ماه‌آفرید عنایتی، طراح صحنه: علی تصدیقی، ساخت دکور: حمید سلطانی،‌ طراح گریم: نازنین امینی ،‌دستیار گریم: پارمیس موسوی، طراح نور: آراد شاکری ، دستیار صحنه: یزدان شوشتریان، منشی صحنه: پانیا تمری، اپراتور صدا: ایلیا درگاهی، مدیر تبلیغات: رعنا نوری، مشاور رسانه‌ای: مریم قربانی‌نیا

محسن مسموعی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش ایرلندی i
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش میکروچیپ i
آیدا سرمست این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایشنامه‌خوانی گردنبند i
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش کلوچه‌های خدا i
ویدیو
درباره نمایش میکروچیپ i
امیرحسین محامد، محمد فروزنده، امیر مسعود و مجید یارندی پور این را خواندند
آیدا سرمست این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش السا ملکه برف‌ها i
ویدیو
درباره نمایشنامه‌خوانی گردنبند i
حسام?09031840464 و مجید یارندی پور این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حمیدرضا نعیمی با «مده‌آ» به تماشاخانه‌ی ایران‌شهر می‌آید | عکس حمیدرضا نعیمی با «مده‌آ» به تماشاخانه‌ی ایران‌شهر می‌آید
حمیدرضا نعیمی، نویسنده و کارگردان تئاتر، تازه‌ترین اثر خود را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه‌ی ایران‌شهر روی صحنه می‌برد.به گزارش روابط‌عمومی تماشاخانه‌ی ایران‌شهر، این نمایش که جدیدترین اثر حمیدرضا نعیمی در مقام نویسنده و کارگردان است، با اقتباس از تراژدی «مده‌آ» اثر اوریپیدوس، نمایشنامه‌نویس یونان باستان، تولید شده است.«مده‌آ» نخستین تجربه حضور نعیمی در سالن استاد سمندریان خواهد بود و اجرای آن به‌زودی آغاز می‌شود.جزئیات مربوط به زمان آغاز اجرا، بازی‌گران، عوامل و طراحان این نمایش، متعاقباً‌ ...
دیدن ادامه ››

حمیدرضا نعیمی، نویسنده و کارگردان تئاتر، تازه‌ترین اثر خود را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه‌ی ایران‌شهر روی صحنه می‌برد.

به گزارش روابط‌عمومی تماشاخانه‌ی ایران‌شهر، این نمایش که جدیدترین اثر حمیدرضا نعیمی در مقام نویسنده و کارگردان است، با اقتباس از تراژدی «مده‌آ» اثر اوریپیدوس، نمایشنامه‌نویس یونان باستان، تولید شده است.
«مده‌آ» نخستین تجربه حضور نعیمی در سالن استاد سمندریان خواهد بود و اجرای آن به‌زودی آغاز می‌شود.

جزئیات مربوط به زمان آغاز اجرا، بازی‌گران، عوامل و طراحان این نمایش، متعاقباً‌ اعلام خواهد شد.

امیر مسعود، سینا، حسام?09031840464، مجید یارندی پور و حامدرضا بشیری این را خواندند
عباس ذکرعلی و Paria_brh این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش مرگ اشرف غنی i
ابراهیم پشت کوهی در گفت‌وگو با پلاتو هنر: تئاتر امروز به سمت کالایی شدن پیش می‌رود | عکس ابراهیم پشت کوهی در گفت‌وگو با پلاتو هنر: تئاتر امروز به سمت کالایی شدن پیش می‌رود
به گزارش پلاتوهنر، نمایش «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت کوهی این روزها در تماشاخانه هیلاج روی صحنه است. این اثر که با نگاهی به شب سقوط کابل و پیامدهای سیاسی و اجتماعی آن روایت می‌شود، داستان زندگی خانواده‌ای را در حاشیه کابل در شب سقوط دولت اشرف غنی به تصویر می‌کشد.این نمایش تا ۱۰ مرداد هر شب ساعت ۱۹:۰۰ به مدت ۱ساعت و ۲۰ دقیقه میزبان علاقه‌مندان تئاتر است.به همین بهانه، با ابراهیم پشت کوهی، نویسنده و کارگردان این اثر به گفت‌وگو نشستیم.«مرگ اشرف غنی» اقتباسی آزاد از «مرگ یزدگرد»ابراهیم پشت کوهی در ابتدای این ...
دیدن ادامه ››

به گزارش پلاتوهنر، نمایش «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت کوهی این روزها در تماشاخانه هیلاج روی صحنه است. این اثر که با نگاهی به شب سقوط کابل و پیامدهای سیاسی و اجتماعی آن روایت می‌شود، داستان زندگی خانواده‌ای را در حاشیه کابل در شب سقوط دولت اشرف غنی به تصویر می‌کشد.
این نمایش تا ۱۰ مرداد هر شب ساعت ۱۹:۰۰ به مدت ۱ساعت و ۲۰ دقیقه میزبان علاقه‌مندان تئاتر است.
به همین بهانه، با ابراهیم پشت کوهی، نویسنده و کارگردان این اثر به گفت‌وگو نشستیم.
«مرگ اشرف غنی» اقتباسی آزاد از «مرگ یزدگرد»
ابراهیم پشت کوهی در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به نمایش «مرگ اشرف غنی» عنوان کرد: این اثر روایتگر شب سقوط کابل است؛ داستانی که در شب چله یا یلدا اتفاق می‌افتد و وقایع آن از شب تا صبح، هم‌زمان با سقوط دولت اشرف غنی و روی کار آمدن طالبان، دنبال می‌شود. در این نمایش به بهانه این رخداد، زندگی خانواده‌ای در حاشیه کابل روایت می‌شود تا مخاطب پیامدهای یک اتفاق هولناک سیاسی و اجتماعی را از زاویه‌ای انسانی مشاهده کند.
پشت کوهی درباره انتخاب این سوژه تصریح کرد: «مرگ اشرف غنی» در واقع اقتباسی آزاد از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» اثر بهرام بیضایی است. وجه اشتراک این دو اثر در فرار شخصیت اصلی پس از شکست است؛ همان‌طور که یزدگرد پس از شکست به آسیابی پناه می‌برد، اشرف غنی نیز پس از سقوط کابل می‌گریزد. با این تفاوت که مقصد او در تاریخ مشخص نشده و از همین نقطه، تخیل نمایش در امتداد واقعیت تاریخی شکل می‌گیرد.
همکاری با هنرمندان افغانستانی، شناخت مرا عمیق‌تر کرد.
این کارگردان درباره تأثیر تولید این نمایش بر نگاهش به مردم افغانستان اظهار کرد: پیش از آغاز این پروژه نیز شناختی از مردم و تاریخ افغانستان داشتم و درباره آن مطالعه کرده بودم، اما همراهی با بازیگران و اعضای افغانستانی گروه در طول بیش از یک سال تمرین، باعث شد شناخت عمیق‌تری از فرهنگ و جامعه افغانستان پیدا کنم. این تجربه، اشتراکات فرهنگی میان دو ملت را بیش از گذشته برایم آشکار کرد.

ابراهیم پشت کوهی: ما محکومیم که کار کنیم و شهادت تاریخ خواهد گفت
پشت‌کوهی درباره شرایط اقتصادی و دشواری تولید آثار نمایشی گفت: همه می‌دانیم که زیستن در این روزگار بسیار سخت شده است، اما چاره‌ای جز کار کردن نداریم. تاریخ گواه خواهد بود که اهالی تئاتر در این روزگار دست از کار نکشیدند و هرکدام به سهم خود برای حفظ هنر و فرهنگ این سرزمین تلاش کردند.
هر اثر همانند بچه انسان برای ما گران‌بهاست
وی در خصوص افزایش هزینه‌های تولید، دکور و لباس و تأثیر آن بر کیفیت اجرا افزود: خوشبختانه در این پروژه تهیه‌کننده‌ای حرفه‌ای در کنار ما حضور داشت و هیچ عجله‌ای برای روی صحنه رفتن نمایش وجود نداشت. از آغاز تولید تا اجرای این اثر بیش از یک سال زمان صرف شد، زیرا کیفیت برای من از هر موضوع دیگری مهم‌تر است. من و گروه‌ام تئاتر تولید نمی‌کنیم که صرفاً اثری را اجرا کنیم و به سراغ کار بعدی برویم؛ هر نمایش برای ما مانند یک فرزند ارزشمند است و تا زمانی که به کیفیت مطلوب نرسد، حاضر به اجرای آن نخواهیم بود.
تئاتر بدون حمایت، به سمت کالایی شدن پیش می‌رود
پشت‌کوهی درباره نقش حمایت‌های دولتی و نهادهای فرهنگی در تولید آثار نمایشی بیان کرد: بدون تردید این حمایت‌ها نقش بسیار مهمی دارند، اما امروز تقریباً دیگر خبری از آن‌ها نیست. وقتی از تولید آثار غنی و فاخر فرهنگی حمایت نشود، تئاتر به سمت کالایی شدن حرکت می‌کند و سرمایه به تعیین‌کننده اصلی تبدیل می‌شود؛ مسیری که به اعتقاد من بسیار خطرناک است.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی تنها هنرمندان دغدغه‌مند به سراغ آثاری می‌روند که مسائل اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و ملی را دنبال می‌کنند، اما ادامه فعالیت برای همین گروه نیز هر روز دشوارتر می‌شود. در بسیاری از کشورهای جهان، دولت‌ها و شهرداری‌ها از تولیدات نمایشی حمایت می‌کنند و امکانات لازم را در اختیار گروه‌های تئاتری قرار می‌دهند، اما متأسفانه در کشور ما چنین حمایتی وجود ندارد.
این کارگردان در پایان خاطرنشان کرد: اگر مسئولان فرهنگی، به‌ویژه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، این صحبت‌ها را بشنوند، باید بگویم مسیری که امروز تئاتر ایران در آن قرار گرفته، مسیر درستی نیست. تئاترهای خصوصی برای ادامه حیات خود ناچارند به هر شیوه‌ای فعالیت کنند و در این میان، بیشترین آسیب متوجه تئاتر، فرهنگ، هنر و در نهایت جامعه‌ای خواهد بود که از طریق این آثار تغذیه فرهنگی می‌شود.

محسن مسموعی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ابراهیم برفرازی هم‌زمان با اجرای «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» نقاشی زنده خلق می‌کند. | عکس ابراهیم برفرازی هم‌زمان با اجرای «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» نقاشی زنده خلق می‌کند.
همزمان با اجرای نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، پروژه‌ای با محوریت هنرهای نمایشی و هنرهای تجسمی در بوتیک هنر ایران برگزار می‌شود.به گزارش راوی هنر، به نقل از به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه؛ هم‌زمان با اجرای نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری و تهیه‌کنندگی فواد امیری، پروژه‌ای ویژه با عنوان «مده‌آ اجرا نمی‌شود» با اجرای زنده ابراهیم برفرازی، هنرمند نقاش، برگزار خواهد شد.در این رویداد، ابراهیم برفرازی ...
دیدن ادامه ››

همزمان با اجرای نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، پروژه‌ای با محوریت هنرهای نمایشی و هنرهای تجسمی در بوتیک هنر ایران برگزار می‌شود.
به گزارش راوی هنر، به نقل از به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه؛ هم‌زمان با اجرای نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری و تهیه‌کنندگی فواد امیری، پروژه‌ای ویژه با عنوان «مده‌آ اجرا نمی‌شود» با اجرای زنده ابراهیم برفرازی، هنرمند نقاش، برگزار خواهد شد.
در این رویداد، ابراهیم برفرازی از لحظه ورود تماشاگران به سالن، خلق یک بوم نقاشی بزرگ را آغاز می‌کند؛ اثری که هم‌زمان با شکل‌گیری تجربه مخاطبان از نمایش، پیش چشم آنان تکامل می‌یابد و در پایان اجرا به اثری مستقل و کامل تبدیل می‌شود.
«مده‌آ اجرا نمی‌شود» بخشی از تجربه اجرایی این نمایش است که با تلفیق نقاشی زنده، پرفورمنس و تئاتر، مرز میان این هنرها را از میان برمی‌دارد و مخاطب را پیش از آغاز نمایش، در فرآیند خلق یک اثر هنری سهیم می‌کند. این پروژه با هدف ایجاد گفت‌وگویی میان هنرهای نمایشی و هنرهای تجسمی طراحی شده و تلاش دارد تجربه‌ای متفاوت از مواجهه با تئاتر را برای مخاطبان رقم بزند؛ تجربه‌ای که در آن زمان، اجرا و نقاشی به‌صورت هم‌زمان معنا پیدا می‌کنند.
نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری و تهیه‌کنندگی فواد امیری، از شهریورماه ۱۴۰۵ در بوتیک هنر ایران روی صحنه خواهد رفت.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فریور خراباتی گفت: «موش‌های بلفاست» کمدی پوچ نیست بلکه نقد اجتماعی آگاهانه است.  | عکس گفتگو با کارگردان «موش‌های بلفارست» از دغدغه‌های یک اجرا تا نقدی آگاهانهفریور خراباتی گفت: «موش‌های بلفاست» کمدی پوچ نیست بلکه نقد اجتماعی آگاهانه است.
به گزارش ایسنا، نمایش «موش‌های بلفاست» به نویسندگی و کارگردانی فریور خراباتی، اثری است که با وجود گذار از مسیرهای پرچالش تولید و اجرا، اکنون در دور دوم خود در تماشاخانه هما به صحنه رفته است.خراباتی در گفت‌وگویی با ایسنا، از دغدغه‌های نویسندگی خود، چالش‌های اقتباس در فضای ایران، نقد به سیستم سالن‌دهی و نگاهش به مخاطب امروزی می‌گوید.عبور از خشونت ایرانی به سمتِ بستر ایرلندفریور خراباتی درباره چرایی انتخاب فضای ایرلند برای روایت داستانش گفت: من همواره به کمدی‌نویسانی چون مارتین مک‌دونا و سبک کوئنتین تارانتینو علاقه‌مند بوده‌ام. ...
دیدن ادامه ››

به گزارش ایسنا، نمایش «موش‌های بلفاست» به نویسندگی و کارگردانی فریور خراباتی، اثری است که با وجود گذار از مسیرهای پرچالش تولید و اجرا، اکنون در دور دوم خود در تماشاخانه هما به صحنه رفته است.

خراباتی در گفت‌وگویی با ایسنا، از دغدغه‌های نویسندگی خود، چالش‌های اقتباس در فضای ایران، نقد به سیستم سالن‌دهی و نگاهش به مخاطب امروزی می‌گوید.

عبور از خشونت ایرانی به سمتِ بستر ایرلند
فریور خراباتی درباره چرایی انتخاب فضای ایرلند برای روایت داستانش گفت: من همواره به کمدی‌نویسانی چون مارتین مک‌دونا و سبک کوئنتین تارانتینو علاقه‌مند بوده‌ام. اما مشکل اصلی در اقتباس این سبک‌ها در ایران، "خشونت کلامی و فیزیکی" است؛ موضوعی که در جامعه ایران به راحتی پذیرفته نمی‌شود و واکنش‌های شدیدی (همچون ماجرای بابک خرمدین) را برمی‌انگیزد. من تجربه نوشتن رمان‌های طنز تاریخی در جغرافیاهای مختلف را داشتم و ابتدا تصمیم داشتم نمایشنامه‌ای با فضای ایرانی در دهه ۵۰ بنویسم. اما وقتی دیدم الگوی مبارزات مسلحانه ما با آن فضای چریکی همخوانی ندارد و حساسیت‌های موجود مانع از نقد صریح می‌شود، ایده را به ایرلند سوق دادم؛ الهام‌بخش من خبری از سه چریکی بود که پول‌های بانک را صرف نیازهای شخصی، مثل خرید ماشین فورد به جای سلاح می‌کردند.

او درباره سختی‌های پذیرش متن توسط کارگردانان دیگر بیان کرد: سه کارگردانی که در ابتدا متن را برای آن‌ها ارسال کردم، به دلیل ایرانی نبودن اسامی شخصیت‌ها (مایکل، آرتور، ریچارد) و تصور اینکه اثر باید «ایرانیزه» شود، کارگردانی آن را نپذیرفتند و اصرار من بر این بود که نمایشنامه از ابتدا بر اساس ایرلند نوشته شده بود و تلاش برای «ایرانی کردن» آن، منجر به شکست می‌شد.

تجربه‌ای که با حمایت «رضا گوران» شکل گرفت
خراباتی با اشاره به ورود خود به عرصه کارگردانی افزود: بعد از عدم استقبال کارگردانان، رضا گوران تهیه‌کننده کار، پیشنهاد داد خودم کارگردانی را بر عهده بگیرم. با اینکه تجربه کمی در کارگردانی داشتم، با حمایت او این مسئولیت را پذیرفتم. در اجرای اول، سالنِ «کاخ هنر» را به صورت شانسی و به دلیل انصراف گروهی دیگر به دست آوردیم اما متاسفانه سالن برای ما که نیاز به حس زیرزمینی و نزدیکی تماشاگر به صحنه داشتیم، مناسب نبود؛ صحنه پهن بود و فاصله با تماشاگر زیاد بود. به همین دلیل استقبال از نمایش در ابتدا کم بود، اما پس از شناخت اثر از طرف مخاطب استقبال بالاتر رفت. او ادامه داد: پس از دور اجراها در کاخ هنر تصمیم بر آن شد که دور دوم اجراها را در دی ماه در تماشاخانه هما از سر بگیریم که متاسفانه در دی‌ماه نیز به دلیل حواشی زمانه، اجرا منتفی شد.

تئاتر؛ فراتر از «تیکه» انداختن و خنداندن
نویسنده «موش‌های بلفاست» با اشاره به تحسینِ پارسا پیروزفر و علیرضا کوشک‌جلالی متن این اثر، تصریح کرد: نکته جالب برای من این بود که در ابتدا تصور شد این نمایشنامه یک ترجمه است و پارسا پیروزفر و علیرضا کوشک‌جلالی از کیفیت و ترجمه روان آن تمجید کردند و از آن جایی که نویسنده «موش‌های بلفاست» خودم هستم و متن را طوری می‌نویسم که هم تاریخ را منعکس کند و هم برای مخاطب ملموس باشد، از این نگاه لذت بردم.
او ادامه داد: باید بگویم از اینکه مخاطب احساس کند مستقیم به او طعنه می‌زنیم پرهیز می‌کنم، اما نقد را صریح بیان می‌کنم. همچنین کمدی را پایین‌تر از درام نمی‌دانم و کارهای پیمان قاسم‌خانی را فاخر می‌دانم. من معتقدم در کار کمدی، تئاتر آزاد محکوم به خنداندن است که کارشان از ما سخت‌تر است؛ اما ما در «موش‌های بلفاست» از کلمات رکیک یا موقعیت‌های نامناسب (مانند کلمه خاص ایرلندی) صرفاً برای خنده استفاده نکردیم، بلکه هدف، انتقال حس و واقعیتِ فضا بود. به گروه گفتم خندیدن یا نخندیدن تماشاگر برای ما اولویت نیست؛ ما یک داستان با نقد اجتماعی روایت می‌کنیم و هدف اصلی، روایت یک موقعیت دراماتیک درست است.

نگاه از بالا به مخاطب؛ خطای استراتژیک تولیدات نمایشی
خراباتی تأکید کرد: همه مفاهیم زیرمتنی توسط همه دریافت نمی‌شود، اما برخلاف باور غلط رایج، مخاطب امروزی را ۱۲ ساله فرض نمی‌کنیم. سازندگان فیلم و سریال در ایران به اشتباه فکر می‌کنند مخاطبشان یک آدم ۱۲ ساله است؛ در حالی که مخاطب امروز به لطف پلتفرم‌ها، سینمای جهان را می‌شناسد و بسیار هوشمندتر شده است. اگر زمانی مخاطب از سالن‌های سینما یا سریال‌ها قهر کرد، دقیقاً به خاطر همین نگاه از بالا به پایین بود.

ترس از نگارش اثر بعدی و اهمیت «برندینگ»
او درباره دور دوم اجراها عنوان کرد: در دور دوم مخاطب جنس کار را فهمیده است. در تئاتر ایران، «چهره» و «برند بودن» برای جذب مخاطب در اجراهای اولیه حیاتی است و یک گروه حداقل به ۲۰ اجرا نیاز دارد تا خود را معرفی کند. من به دلیل انتظارات مخاطب برای کارهای بعدی دچار ترس شده‌ام؛ اگر کار بعدی موفق باشد، شاید دیگر اثر سومی ننویسم! چرا که حالا مخاطب انتظارات بالاتری دارد و باید پخته‌تر عمل کرد.

گلایه‌های زیرساختی و پیشنهادات صنفی
نویسنده «موش‌های بلفاست» در پایان به مشکلات صنفی اشاره کرد و گفت: کمبود سالن استاندارد با مشکلات صندلی و تهویه، بی‌عدالتی در تخصیص سالن‌ها (سخت‌گیری برای جوانان و سهل‌گیری برای بی‌سابقه‌ها) و عدم حمایت مالی نهادهای دولتی از جمله اداره تئاتر و وزارت ارشاد، از دردهای تئاتر است. پیشنهاد من ایجاد سامانه پیامکی یکپارچه برای اطلاع‌رسانی گروه‌ها، کاهش سخت‌گیری در ممیزی و دعوت از مخاطب برای درک مختصات ژانر است. باید از نسل فعلی تئاتر حمایت کرد تا چراغ این هنر خاموش نشود.

نمایش «موش‌های بلفاست» به کارگردانی و نویسندگی فریور خراباتی و با تهیه‌کنندگی رضا گوران شب‌های پایانی دور دوم اجراهای خود را در تماشاخانه هما پشت سر می‌گذارد و محمد صدیقی مهر، مسعود میرطاهری، محسن نوری و عارفه معماریان بازیگر این کار هستند.

نویسنده و کارگردان: فریور ‌خراباتی، تهیه‌کننده: رضا ‌گوران، بازیگران: (به ترتیب ورود صحنه) محسن ‌نوری، مسعودمیرطاهری، محمد ‌صدیقی ‌مهر، عارفه ‌معماریان، با صدای: محمد ‌بحرانی، پیمان قریب پناه، محمد ‌عسگری، احمد ‌افشاری و پوریا فرهادی، مجری طرح:  علی ‌اکباتانی، مشاور پروژه:فواد ‌خراباتی، دستیار کارگردان، برنامه ریز: نادره ‌نادری، طراح صحنه:سینا ‌ییلاق ‌بیگی، طراح نور:علی ‌کوزه ‌گر، طراح لباس: مهرنوش ‌بیانی، طراح گریم: سعید ‌کروندی، مدیر تبلیغات: حسن ‌خودنگاه، روابط عمومی: فاطمه ‌شوقی، طراح پوستر:میثم ‌میرزائی، عکاس:رضا ‌جاویدی، منشی‌صحنه:سیده ‌پری ‌ناز ‌نجفی، مدیر صحنه: یاسین ‌پازکیان، دستیار صحنه: حمید ‌صولتی، صبا ‌شیبانی، دستیار طراح صحنه: حمیدرضا ‌صابری، دستیار لباس: صبا ‌شیبانی، دوخت لباس: سمیه ‌خواسته، مجری گریم: نعیمه ‌مهدوی، کیانا ‌درویشی، ساخت عروسک: علی افشاری، ساخت (انگشت‌های دست): سعید ‌کروندی، دستیاران نور: فاطمه ‌پور ‌جعفر ‌دوست، نازنین ‌یارویسی، محمد کوزه‌گر.

شاهین محمدی، سپهر و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش هملت قاتل i
نیما، محسن مسموعی و مجید یارندی پور این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش مرگ اشرف غنی i
کارگردان تئاتر: فرار اشرف غنی مرا به یاد فرار یزدگرد سوم انداخت | عکس کارگردان تئاتر: فرار اشرف غنی مرا به یاد فرار یزدگرد سوم انداخت
کارگردان تئاتر گفت: ایده نمایش «مرگ اشرف غنی» از شباهت میان فرار اشرف غنی و فرار یزدگرد سوم نشات گرفت؛ اثری که اقتباسی آزاد از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی است و محور اصلی نمایش بر حول رنج انسان، ترس، دروغ و خیانت می‌چرخد. ابراهیم پشت‌کوهی، کارگردان تئاتر در گفت‌وگو با ایران۲۴ درباره شکل‌گیری ایده اولیه نمایش «مرگ اشرف غنی» بیان کرد: در حقیقت ایده مرگ اشرف غنی، اقتباسی آزاد از «مرگ یزدگرد» است که سال‌ها با من زندگی کرده بود. همیشه به این موضوع فکر می‌کردم که چگونه می‌توان روایتی جدید را درباره مرگ ...
دیدن ادامه ››

کارگردان تئاتر گفت: ایده نمایش «مرگ اشرف غنی» از شباهت میان فرار اشرف غنی و فرار یزدگرد سوم نشات گرفت؛ اثری که اقتباسی آزاد از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی است و محور اصلی نمایش بر حول رنج انسان، ترس، دروغ و خیانت می‌چرخد.

ابراهیم پشت‌کوهی، کارگردان تئاتر در گفت‌وگو با ایران۲۴ درباره شکل‌گیری ایده اولیه نمایش «مرگ اشرف غنی» بیان کرد: در حقیقت ایده مرگ اشرف غنی، اقتباسی آزاد از «مرگ یزدگرد» است که سال‌ها با من زندگی کرده بود. همیشه به این موضوع فکر می‌کردم که چگونه می‌توان روایتی جدید را درباره مرگ یزدگرد ایجاد کرد. بدون آنکه نمایش تکراری شود. روایت فرار اشرف غنی و ماجرای چمدان‌های دلار، ناخودآگاه مرا به یاد فرار یزدگرد سوم انداخت؛ همان نقطه‌ای که «بهرام بیضایی» در آغاز مرگ یزدگرد تأکید می‌کند که از تاریخ، تنها همین واقعه را گرفته و باقی نمایش زاییده‌ی تخیل اوست. این نمایش نیز از همین ایده آغاز شد تا اینکه احساس کردم زمان آن رسیده این نمایشنامه متولد شود.

این کارگردان تئاتر با اشاره به برداشتی که از نمایشنامه مرگ یزد گرد سوم به قلم «بهرام بیضایی» کرده است، درباره نمایشنامه «مرگ اشرف غنی» اظهار کرد: در تمامی سال‌های فعالیتم در حوزه تئاتر، جز اقتباس از کار شکسپیر، هرگز سراغ نمایشنامه نویسنده دیگری نرفته بودم. اما این اثر بیضایی جایگاه ویژه‌ای داشت و به نوعی دوست داشتم ادای دین انجام شود، اما در عین حال نمی‌خواستم صرفا تکرار دوباره مرگ یزدگرد باشد، به همین دلیل روایت را به سمت افغانستان بردیم؛ اگر چه خط اصلی نمایشنامه حفظ شده ولی تفاوت‌هایی با نمیشنامه مرگ یزگرد دارد.

وی در ادامه درباره دغدغه مهم نمایشنامه «مرگ اشرف غنی» گفت: در حقیقت، دنبال ارائه یک پیام مشخصی نیستم. بیشترین هدفی که داشتم نشان دادن احوالات روحی انسان‌ها در موقعیت‌های بحرانی است؛ آدم‌های معمولی که ادعای قهرمان بودن ندارند، اما در دل یک بحران سیاسی و اجتماعی ناچار به انتخاب می‌شوند و همین انتخاب‌ها زندگی‌شان را به چالش می‌کشد. بیش از هر چیزی این نمایش روایت رنج انسانهاست؛ در کنار آن بخشی از آیین و فرهنگ مردم افغانستان نیز به تصویر کشیده می‌شود. 

پشت کوهی با بیان اینکه هدف اصلی این نمایشنامه درباره رخداد سیاسی امروز است یا اشاره به وقایع تاریخی دارد، تصریح کرد: قدرت دیکتاتوری و سرکوب فارغ از اینکه کجای جهان رخ دهد، الگوی تکرار شونده‌ای دارد. به همین دلیل این نمایش فقط به یک دوره خاص تاریخی مرتبط نیست و آن رویداد فقط بهانه‌ای است برای اینکه در شرایط بحرانی روان انسان را بشناسیم و اینکه چگونه قدرت استبداد باعث ایجاد ترس و خفقان می‌شود و انسان‌ها را به دروغ، خیانت، دزدی و انتخاب‌هایی سوق می‌دهد که در شرایط زندگی معمولی شاید هرگز به انجام دادن آن فکر نکنند. 

کارگردان تئاتر در ادامه بیان کرد: من از این بابت خوشحالم که بعد از سال‌ها کار در تئاتر، به سراغ مهمترین نمایشنامه بیضایی رفتم. در عین ادای دینی که داشتم اثر متفاوت و جدیدی را روی صحنه آورده‌ام. فکر می‌کنم هر نویسنده‌ای از اینکه اثرش به شکل‌های مختلف به حیاتش ادامه دهد بسیار خوشحال خواهد شد. امروز تماشاگران افغانستانی با این نمایش ارتباط بر قرار می‌کنند، با آن می‌خندند، گریه می‌کنند و غم و رنجی که کشیده‌اند را همچون آینه میبینند که بخشی از آن به قدرت بیضایی بر می‌گردد. بخشی مهمی نیز حاصل تلاش بازیگران و همه‌ی عوامل نمایش است که تلاش کردند آینه‌ای در برابر تماشاگر قرار دهند که بازتابی از روح زمانه‌ی باشند.

منبع: ایران‌۲۴

محمد فروزنده، نازنین چگینی، نیما و محسن مسموعی این را خواندند
art_acting این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش میت i
نمایش «مِیّت» به کارگردانی سپهر واعظیان از هفتم مرداد اجرای خود را درخانه نمایش مهرگان آغاز می‌کند. | عکس نمایش «مِیّت» به کارگردانی سپهر واعظیان از هفتم مرداد اجرای خود را درخانه نمایش مهرگان آغاز می‌کند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اثر، «مِیّت» نمایشی در ژانر کمدی با فضایی ابزورد است که داستان مردی را روایت می‌کند که به‌تازگی به خاک سپرده شده، اما همچنان باور دارد که زنده است. او در قبر با دو کرم مواجه می‌شود؛ موجوداتی که مأموریت تجزیه بدنش را بر عهده دارند. گفتگوهای میان این مرد و کرم‌ها، بستری برای طرح مفاهیمی همچون مرگ، زندگی، خاطره، قضاوت، فراموشی و معنای زیستن فراهم می‌کند. این اثر با بهره‌گیری از طنزی تلخ و موقعیت‌های کمیک، تلاش دارد مواجهه انسان با مرگ را از زاویه‌ای متفاوت به تصویر بکشد و در عین حال نگاهی انتقادی ...
دیدن ادامه ››

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اثر، «مِیّت» نمایشی در ژانر کمدی با فضایی ابزورد است که داستان مردی را روایت می‌کند که به‌تازگی به خاک سپرده شده، اما همچنان باور دارد که زنده است. او در قبر با دو کرم مواجه می‌شود؛ موجوداتی که مأموریت تجزیه بدنش را بر عهده دارند. گفتگوهای میان این مرد و کرم‌ها، بستری برای طرح مفاهیمی همچون مرگ، زندگی، خاطره، قضاوت، فراموشی و معنای زیستن فراهم می‌کند.

این اثر با بهره‌گیری از طنزی تلخ و موقعیت‌های کمیک، تلاش دارد مواجهه انسان با مرگ را از زاویه‌ای متفاوت به تصویر بکشد و در عین حال نگاهی انتقادی و انسانی به روابط، باورها و تناقض‌های رفتاری انسان معاصر داشته باشد.

سپهر واعظیان علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، در این نمایش نیز به ایفای نقش می‌پردازد و مجید نرمانی و محمدمهدی منصوری‌مهر دیگر بازیگران این اثر هستند.

در گروه اجرایی نمایش «مِیّت» همچنین آیدین محمدپور به‌عنوان طراح گرافیک و مسئول اتاق فرمان، بهار اسلامی طراح صحنه، مهشید کابلی طراح گریم، امیرعباس طالبی طراح لباس، الیاس عابدی عکاس، حمید سلامی طراح نور، ابوالفضل غفاری مدیر صحنه، میلاندرمدیا دپارتمان رسانه، امین اسلامی مدیر رسانه و عکاس، و محمد سجاد رشیدی مجری طرح این نمایش را تشکیل می‌دهند. این اثر با حمایت خانه نمایش مهرگان تولید شده است.

نمایش «مِیّت» از ۷ تا ۲۰ مرداد هر شب ساعت ۱۹ به مدت یک ساعت در سالن ۳ خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود و علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت به صفحه اختصاصی این نمایش در تیوال و سینما تیکت مراجعه کنند.

خبر
درباره نمایش خوی حیوانی i
سه شب نخست اجرا با ظرفیت کامل به پایان رسید | عکس آغاز پر فروش نمایش «خوی حیوانی» در تالار محرابسه شب نخست اجرا با ظرفیت کامل به پایان رسید
نمایش «خوی حیوانی» به نویسندگی بهنام ترابی با اقتباسی از نمایش‌نامه ماندگار «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک و به کارگردانی و تهیه‌کنندگی هلیا خادم، اجراهای عمومی خود را از روز پنج‌شنبه، اول مردادماه، در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب آغاز کرد و در سه شب نخست، با استقبال چشمگیر مخاطبان و فروش کامل تمامی بلیت‌ها، شروعی موفق را در نخستین روزهای اجرای خود رقم زد. به گزارش روابط‌ عمومی گروه، این اثر نمایشی از نخستین اجرای خود تا پایان اجرای روز یک‌شنبه، چهارم مردادماه، با تکمیل ظرفیت سالن روی صحنه رفت و توانست در همان روزهای ابتدایی، توجه ...
دیدن ادامه ››

نمایش «خوی حیوانی» به نویسندگی بهنام ترابی با اقتباسی از نمایش‌نامه ماندگار «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک و به کارگردانی و تهیه‌کنندگی هلیا خادم، اجراهای عمومی خود را از روز پنج‌شنبه، اول مردادماه، در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب آغاز کرد و در سه شب نخست، با استقبال چشمگیر مخاطبان و فروش کامل تمامی بلیت‌ها، شروعی موفق را در نخستین روزهای اجرای خود رقم زد.

به گزارش روابط‌ عمومی گروه، این اثر نمایشی از نخستین اجرای خود تا پایان اجرای روز یک‌شنبه، چهارم مردادماه، با تکمیل ظرفیت سالن روی صحنه رفت و توانست در همان روزهای ابتدایی، توجه علاقه‌مندان تئاتر را به خود جلب کند. استقبال مخاطبان از این نمایش، در حالی رقم خورده که «خوی حیوانی» نخستین تجربه کارگردانی هلیا خادم و در مقام تهیه‌کننده نیز به شمار می‌رود و اجرای آن از هفته‌های گذشته مورد توجه فعالان و مخاطبان تئاتر قرار گرفته بود.

نمایش «خوی حیوانی» با اقتباس از یکی از مهم‌ترین آثار نمایشی قرن بیستم، یعنی «تانگو» نوشته اسلاومیر مروژک، نگاهی فلسفی و اجتماعی به مفاهیمی همچون قدرت، آزادی، ایمان، ایدئولوژی، نظم، فروپاشی ارزش‌ها و مناسبات پیچیده انسانی دارد. این اثر تلاش می‌کند با بهره‌گیری از زبانی استعاری و فضایی نمادین، نسبت میان قدرت و انسان را در قالب یک خانواده روایت کند؛ روایتی که در عین سادگی، مخاطب را با پرسش‌هایی بنیادین درباره اختیار، سلطه، اخلاق و مسئولیت فردی روبه‌رو می‌کند.

در خلاصه‌ داستان این نمایش آمده: «خوی حیوانی» روایت مردی است که برای حفظ نظم و باورهای خود، اعضای خانواده‌اش را در خانه‌ای زندانی می‌کند؛ خانه‌ای که در این نمایش تنها یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه و ساختار قدرت است؛ جایی که مناسبات انسانی، ایمان، ایدئولوژی، ترس، آزادی و میل به سلطه، سرنوشت شخصیت‌ها را رقم می‌زنند و هر تصمیم، تعادل ظاهری این جهان بسته را بیش از پیش دستخوش تغییر می‌کند.

هم‌زمان با آغاز اجراهای عمومی، جمعی از هنرمندان و فعالان حوزه تئاتر نیز به تماشای این اثر نشستند. در نخستین شب اجرای نمایش، شهروز دل‌افکار، بازیگر و کارگردان تئاتر، و بهنام حبیبی، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد تئاتر، از مهمانان این اجرا بودند.

شهروز دل‌افکار پس از تماشای نمایش گفت: «خوی حیوانی» اجرایی جمع‌وجور، خوش‌ریتم و سرشار از انرژی است. بازیگران با هماهنگی و تمرکز قابل توجهی روی صحنه حضور دارند و نتیجه، نمایشی منسجم و تأثیرگذار است. خوشحالم که فرصت دیدن این اجرا را داشتم و تماشای آن را به علاقه‌مندان تئاتر و دوستان هنرمند پیشنهاد می‌کنم».

در این نمایش امیرعباس حیدری، هنگامه معلم، تانیا بیات، صادق فخاری، عماد تدوینی و ملیکا حیدری به ایفای نقش می‌پردازند؛ بازیگرانی که با تکیه بر بازی‌های گروهی، ریتم مناسب اجرا و فضاسازی صحنه، روایت این نمایش را پیش می‌برند.

دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: اسدالله عسگری خادم (مدیر پروژه)، محمد لهاک (مجری طرح و طراح پوستر)، ایمان مهرعلی و عماد تدوینی (گروه کارگردانی)، ایمان مهرعلی (برنامه‌ریز)، علی اعتمادی (ساخت دکور)، ترانه راوشی (طراح موسیقی و نوازنده ویولن)، پوریا سالخورده (اتاق فرمان)، نسیم حسینی (عکاس) و احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاع‌رسانی).

نمایش «خوی حیوانی» این روزها در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب روی صحنه است و با توجه به استقبال مخاطبان در سه شب نخست، پیش‌بینی می‌شود اجراهای پیش رو با استقبال علاقه‌مندان همراه باشد.

علاقه‌مندان برای اطلاع از زمان اجراها، مشاهده جزئیات و تهیه بلیت این اثر می‌توانند به صفحه اختصاصی نمایش «خوی حیوانی» در سایت تیوال مراجعه کنند.

محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش السا ملکه برف‌ها i
زهرا پرهون بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» عنوان کرد که بازیگر در آثار سوررئال باید در جهان نمایش زندگی کند. | عکس بازیگر نباید سورئال بازی کند؛ باید در جهان نمایش زندگی کندزهرا پرهون بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» عنوان کرد که بازیگر در آثار سوررئال باید در جهان نمایش زندگی کند.
زهرا پرهون، بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» که این شب‌ها در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه است، در گفت‌وگو با خبرنگار صبا به تشریح رویکرد هنری خود در مواجهه با شخصیت‌پردازی و تحلیل جهان زیستِ این اثر به کارگردانی تارا برزی پرداخت. پرهون درباره هویت پیچیده نقشی که بر عهده دارد، گفت: «شخصیتی که من بازی می‌کنم، شخصیتی است که نمی‌توان به‌راحتی برایش یک عنوان مشخص انتخاب کرد؛ شاید رسپشنیست باشد، شاید مدیر هتل، شاید گارسن، یا شاید همه این‌ها. او به‌تنهایی تمام امور این هتل قدیمی را انجام می‌دهد؛ هتلی ...
دیدن ادامه ››

زهرا پرهون، بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» که این شب‌ها در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه است، در گفت‌وگو با خبرنگار صبا به تشریح رویکرد هنری خود در مواجهه با شخصیت‌پردازی و تحلیل جهان زیستِ این اثر به کارگردانی تارا برزی پرداخت.

پرهون درباره هویت پیچیده نقشی که بر عهده دارد، گفت: «شخصیتی که من بازی می‌کنم، شخصیتی است که نمی‌توان به‌راحتی برایش یک عنوان مشخص انتخاب کرد؛ شاید رسپشنیست باشد، شاید مدیر هتل، شاید گارسن، یا شاید همه این‌ها. او به‌تنهایی تمام امور این هتل قدیمی را انجام می‌دهد؛ هتلی که انگار از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز، در زمان متوقف مانده و هنوز با همان نظم و قواعد خودش نفس می‌کشد.»

او با اشاره به پیوند عمیق میان شخصیت و مکان رویداد، ادامه داد: «برای من، این شخصیت بیش از آنکه یک شغل یا جایگاه مشخص داشته باشد، بخشی از هویت این مکان است؛ گویی سال‌هاست با این هتل یکی شده و حافظ نظم و تداوم آن است. وسواس، دقت و انضباطی که در انجام کوچک‌ترین کارها دارد، صرفاً یک ویژگی رفتاری نیست، بلکه بخشی از منطق وجودی اوست؛ نظمی که در جهانی پر از ابهام، تنها چیزی است که هنوز پابرجاست. آنچه این نقش را برای من جذاب کرد، کیفیت حضورش بود. او شاید در ظاهر شخصیتی کم‌حرف و کم‌ادعا باشد، اما حضورش در تمام لحظات جریان دارد و بر ریتم، انرژی و پیشبرد نمایش تأثیر مستقیم می‌گذارد.»

بازیگر نمایش «باران نم نم خواهد بارید» درباره چالش‌های اجرایی و ضرورت‌های حضور روی صحنه افزود: «از نظر اجرایی، حفظ ریتم صحنه یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های این شخصیت است؛ بسیاری از انتقال‌ها، سکوت‌ها، جابه‌جایی‌ها و تغییر انرژی صحنه از مسیر او شکل می‌گیرد. به همین دلیل، این نقش بیش از هر چیز به دقت، زمان‌بندی، تمرکز و حضور مداوم نیاز دارد. جذابیت این شخصیت دقیقاً در همین ظرافت‌هاست؛ اینکه بدون تأکید و اغراق، بتواند جهان نمایش را زنده نگه دارد.»

او در مواجهه با اتمسفر سورئال نمایش و نحوه عبور از فضای واقع‌گرایانه توضیح داد: «به نظر من، بازیگر قرار نیست سورئال بازی کند. وظیفه ما این است که منطق جهان نمایش را بپذیریم و در همان جهان زندگی کنیم. اگر بازیگر به این منطق وفادار باشد، حتی موقعیت‌هایی که در نگاه اول غیرواقعی به نظر می‌رسند، برای مخاطب باورپذیر می‌شوند. نمایش ما درباره تنهایی انسان معاصر است؛ موضوعی کاملاً واقعی که در بستری سرد، انتزاعی و سورئال روایت می‌شود. برای همین سعی می‌کنم به‌جای تأکید بر فرم، کیفیت حضور شخصیت را حفظ کنم؛ حضوری که از دل سکوت، نظم، ریتم و رفتار شکل می‌گیرد.»

پرهون درباره همکاری با تارا برزی و فرآیند رسیدن به لحن مشترک در اجراهای زنده گفت: «همکاری با تارا برزی برای من تجربه‌ای مبتنی بر اعتماد و گفت‌وگوی مستمر بود. در تمرین‌ها، بداهه‌پردازی و طراحی دقیق میزانسن دو عنصر مهم در شکل‌گیری شخصیت‌ها بودند و بسیاری از جزئیاتی که امروز روی صحنه دیده می‌شود، در دل همین فرآیند کشف شد. حالا که اجراها آغاز شده، نمایش به ساختار مشخصی رسیده است، اما تئاتر ذاتاً هنری زنده است و هیچ اجرایی دقیقاً شبیه اجرای شب قبل نیست. ممکن است کیفیت یک مکث، یک نگاه یا ریتم یک حرکت، متناسب با انرژی همان شب تفاوت‌های ظریفی پیدا کند، اما این تغییرات همیشه در چهارچوب جهان نمایش و نگاه کارگردان اتفاق می‌افتد. هدف ما تغییر دادن اجرا نیست، بلکه زنده نگه داشتن آن در هر شب اجراست.»

او با تأکید بر سختی‌های حفظ ریتم در لحظات سکوت و تعلیق بیان کرد: «به نظر من، مهم‌ترین چالش، حفظ ریتم است. در این نمایش، ریتم فقط به دیالوگ مربوط نمی‌شود؛ ریتم حاصل نسبت درست میان سکوت، حرکت، کنش و واکنش است. اگر این نسبت به هم بخورد، حتی یک سکوت هم دیگر تأثیر خودش را نخواهد داشت. از آنجا که شخصیت من در حفظ ریتم و جریان نمایش نقش مهمی دارد، باید در تمام لحظات، حتی زمانی که دیالوگی ندارم، نسبت به اتفاقات صحنه و بازی دیگر بازیگران کاملاً هوشیار باشم. در کنار آن، مخاطب هم هر شب انرژی متفاوتی وارد سالن می‌کند و این از ویژگی‌های تئاتر زنده است. هنر بازیگر این است که این انرژی را دریافت کند، اما اجازه ندهد کیفیت اجرا و ریتم نمایش دچار نوسان شود.»

زهرا پرهون در پایان، صداقت در بازیگری را کلید ارتباط با مخاطب دانست و تاکید کرد: «من معتقدم حتی در یک جهان سرد و انتزاعی، آنچه مخاطب را با نمایش همراه می‌کند، صداقت بازیگر است. اگر بازیگر به‌جای نمایش دادن احساسات، آن‌ها را در رفتار، سکوت و کنش شخصیت زندگی کند، تماشاگر راه خودش را برای ورود به جهان اثر پیدا می‌کند.
تلاش من این است که شخصیت را بدون قضاوت و با وفاداری به منطق جهان نمایش اجرا کنم. فکر می‌کنم وقتی بازیگر به حقیقت نقش وفادار باشد، مخاطب هم بدون اینکه چیزی به او تحمیل شود، با نمایش همسفر خواهد شد. در روزگاری که آدم‌ها بیش از هر زمان دیگری تنهایی را تجربه می‌کنند، تئاتر هنوز یکی از معدود فضاهایی است که می‌تواند تجربه‌ای مشترک خلق کند. امیدوارم «باران نم‌نم خواهد بارید» برای تماشاگر فقط یک اجرا نباشد، بلکه تجربه‌ای باشد که بعد از خروج از سالن هم در ذهن و احساسش ادامه پیدا کند.»

محمد فروزنده و محسن مسموعی این را خواندند
زهرا پرهون این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش برای فروش i
چند برداشت از نمایش «برای فروش» | عکس خنده‌ای که درد دارد! چند برداشت از نمایش «برای فروش»
بعد از یک دوره رخوت، سالن‌های تئاتر رمقی تازه یافته‌اند و این روزها کار تماشایی کم یافت نمی‌شود؛ از جمله «برای فروش».احمد رنجبر| سردبیر: «برای فروش» را علی تصدیقی بر اساس نمایشنامه سهند خیرآبادی کارگردانی کرده و در بلک باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه است. تماشای آن به‌رغم برخی کاستی‌ها توصیه می‌شود چون:۱) نمایش از همان دقایق ابتدایی تماشاچی را وارد دنیای خود می‌کند و مقدمات اعصاب‌خردکن ندارد. یک زن و شوهر برای فروش ملک پدربزرگ به ایران آمده‌اند؛ اما شرط جد محترم، مرگ مستأجران سالخورده آن بوده است. سن آن‌ها ...
دیدن ادامه ››

بعد از یک دوره رخوت، سالن‌های تئاتر رمقی تازه یافته‌اند و این روزها کار تماشایی کم یافت نمی‌شود؛ از جمله «برای فروش».

احمد رنجبر| سردبیر: «برای فروش» را علی تصدیقی بر اساس نمایشنامه سهند خیرآبادی کارگردانی کرده و در بلک باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه است. تماشای آن به‌رغم برخی کاستی‌ها توصیه می‌شود چون:

۱) نمایش از همان دقایق ابتدایی تماشاچی را وارد دنیای خود می‌کند و مقدمات اعصاب‌خردکن ندارد. یک زن و شوهر برای فروش ملک پدربزرگ به ایران آمده‌اند؛ اما شرط جد محترم، مرگ مستأجران سالخورده آن بوده است. سن آن‌ها به ۱۳۰ سالگی تنه می‌زند؛ ولی قبراق هستند و زوج جوان مستأصل مانده‌اند که با این آدم‌های عجیب و شرایط پیچیده چه کنند.

۲) داستان نمایش سرراست است و خیلی زود شوخی‌هایش می‌گیرد. حتی اگر زیاده از حد عبوس باشید، بالاخره سگرمه مبارک در برابر دیالوگ و موقعیت‌های خنده‌دار باز می‌شود. «برای فروش» البته اثری تمام کمدی نیست و فاصله‌ای معنادار با نمایش‌های صرفاً خنده‌دار ایجاد کرده است.

۳) از دل خنده و فضای سرخوش نمایش، حرف‌هایی بیرون می‌آید که دردناک است. «برای فروش» برای نسل امروز دل می‌سوزاند و ویژگی‌های مثبت نسل قدیم را یکسره نادیده نمی‌گیرد. حرفش این است که هر نسل باید خودش سرنوشت خودش را تعیین و این «خانه» را آباد کند. نمایش چنین مفاهیمی را باظرافت و در دل قصه منتقل می‌سازد و هر مخاطب با زاویه نگاه خود می‌تواند اقدام به برداشت شخصی کند و یا آن‌ها را تعمیم دهد.

۴) بازیگران حضوری موفق روی صحنه دارند. نورا هاشمی و مهبد قناعت‌پیشه همان زوجی هستند که از هند به ایران آمده‌اند تا به میراثی گران‌بها دست یابند. دوئل ناتمام زن‌وشوهری و بگو – مگوی آن‌ها به دل می‌نشیند و تا لحظه آخر بانشاط و جذاب است. هاشمی و قناعت‌پیشه اجرایی تمیز و پرانرژی دارند و میزان بالای حضور روی صحنه و فریاد و تحرک، اثر منفی روی بازی‌شان نمی‌گذارد. نادر فلاح بازیگری که چندی پیش با سریال «دروتخته» مخاطبان را با وجه کمدی خود آشنا کرد، خوب می‌خنداند. او خاک صحنه خورده است و مقابل چشم تماشاگران نقش‌ها را زندگی می‌کند. «برای فروش» قدمی روبه‌جلوی دیگری برای این بازیگر است. مهرانه مهین‌ترابی پس از سال‌ها روی صحنه رفته است و هوشمندانه اکت و بیان شخصیت را در خدمت جذابیت او قرار داده. بازیگر ظاهراً کاری نمی‌کند؛ اما واقعاً همه کار می‌کند و به همین خاطر است که تماشاچی به واکنش و خنده می‌افتد. محمد معتضدی که با اجرای استندآپ‌کمدی در «خندوانه» به شهرت رسید، روی صحنه «برای فروش» درخشان است. او را ابتدا در نقش پیرمردی آذری‌زبان می‌بینیم که می‌خواهد وصیت‌نامه را اجرایی کند. رفتار و گفتار بازیگر فراتر از کلیشه‌ها است و همدلی سالن را تا انتها با خود دارد. معتضدی یک نقش دیگر هم ایفا کرده که جوانی است برازنده و همین فرصت مضاعفی است تا تماشاچی پی به توانمندی‌اش ببرد.

۵) «برای فروش» صحنه‌ای پیچیده ندارد و با ساده‌ترین ابزار فضایی باورپذیر از یک ساختمان عجیب و پرماجرای قدیمی ترسیم می‌کند. نور نیز در خدمت دکور است و موسیقی بر غنای کار می‌افزاید.

منبع: سایت سینما ۱۲۰

محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش این همه تلق و ملق i
محسن مسموعی و مجید یارندی پور این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش این همه تلق و ملق i
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش کمدی سیاه i
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش برای فروش i
مجید یارندی پور این را خواند
Heliye این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش دستان او i
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش برای فروش i
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی +حقوق i
«+حقوق»؛ روایتگر نبرد ذهن انسان در قالب یک درخواست ساده است | عکس امین کشاورز در گفت‌وگو با پلاتو هنر مطرح کرد؛«+حقوق»؛ روایتگر نبرد ذهن انسان در قالب یک درخواست ساده است
به گزارش پلاتو هنر، نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی ‌امین کشاورز، از تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه روی صحنه رفته است و ۱ و ۲ مرداد ماه ۱۴۰۵ همچنان در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.نمایشنامه‌خوانی «+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پست‌مدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدت‌زمان ۵۰ دقیقه است.در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، می‌خواهد نزد رئیس خود برود.»نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقش‌خوانان ...
دیدن ادامه ››

به گزارش پلاتو هنر، نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی ‌امین کشاورز، از تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه روی صحنه رفته است و ۱ و ۲ مرداد ماه ۱۴۰۵ همچنان در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.
نمایشنامه‌خوانی «+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پست‌مدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدت‌زمان ۵۰ دقیقه است.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، می‌خواهد نزد رئیس خود برود.»
نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقش‌خوانان این اثر به ترتیب خوانش، هستند.
نمایشنامه‌خوانی «+حقوق»؛ یک ارتباط انسانی در قالب یک درخواست ساده اضافه حقوق به بهانه اجرای این نمایشنامه‌خوانی با ‌امین کشاورز، تهیه‌کننده و کارگردان به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
‌امین کشاورز درباره دلیل انتخاب نمایشنامه «+حقوق» عنوان کرد: ژرژ پرک، یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان ادبیات نمایشی پست مدرن است ولی در ایران، کمتر شناخته شده است.
با انتخاب این متن، می‌خواستم یکی از سخت‌ترین و پیچیده‌ترین متن‌های اجرایی پست مدرن را کار کرده باشم و از طرف دیگر، حرف مهم متن که یک ارتباط انسانی در قالب یک درخواست ساده اضافه حقوق است را مطرح کنم.
این کارگردان درباره نسبت این نمایشنامه با شرایط امروز جامعه گفت: این نمایشنامه، فقط درباره شرایط امروز جامعه ایران نیست، بلکه روندی جهان‌شمول دارد. می‌تواند همه دوران و همه زمانی را دربرگیرد. کاراکترهای نمایش به نحوی درگیر مجموعه استدلال‌های منطقی هستند. دقیقا مثل جامعه و هر انسانی که در هر زمانی، ممکن است درگیر این استدلال‌ها در ذهن خود برای هر تصمیم، شود.
وعده اجرای صحنه‌ای بعد از چند جلسه آموزش، به هنرجوی تئاتر آسیب می‌زند
امین کشاورز درباره نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» تصریح کرد: این اثر در ادامه کلاس‌های آموزشی است که برای نوجوان‌ها برگزار و اجرا شد، سعی کردم روند مشخصی را برای کلاس‌ها در نظر بگیرم و تا جای ممکن اصول حرفه‌ای تئاتر را رعایت کنم.‌ متاسفانه، روندی باب شده است که بعد از یک دوره آموزش کوتاه و بعضا چند جلسه‌ای، اجرای صحنه‌ای را به هنرجوها، قول می‌دهند ولی این اصل، فراموش می‌شود که هدف آموزش نیازمند گام به گام جلو رفتن است.
او ادامه داد: در این مدل که مواجهه یک‌باره هنرجو با اجراست، کمکی به او نمی‌شود و بعضا ضربه هم می‌خورد. برای همین سعی کردم در گام اول با نمایشنامه‌خوانی، ابتدا هنرجویان نوجوان را با محیط، شرایط و فضای نمایش و اجرا اماده کنم.
نوجوانان با متن پست‌مدرن، فراتر از یک نمایشنامه‌خوانی در صحنه ظاهر شدند
مخاطب در اجرای نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» با چه تجربه‌ای روبه‌رو خواهد شد؟
‌امین کشاورز اظهار کرد: مخاطب با یک متن بزرگ‌سال و پست مدرن به شدت سنگین مواجه است که توسط نوجوان‌ها، خوانش و اجرا می‌شود. این توضیح لازم است که ما سعی کردیم با پویاتر کردن حرکات و اضافه کردن بعضی اکت‌ها به اجرا، فضای اثر از نمایشنامه‌خوانی صرف فاصله بگیرد. این کار باعث شد مخاطب عمیق‌تر ببیند، بشنود و در نهایت متن را  بهتر درک کند.
این کارگردان درباره تغییرات در بازنویسی متن مطرح کرد: متن یک فضای جهان‌شمول دارد و نیازی به تغییر و یا آدابته کردن با فضای ایران را نداشت. در واقع تغییرات لازم، کوتاه کردن متن و روان کردن دیالوگ‌ها بود تا هنرجوها دیالوگ‌ها را راحت‌تر  بگویند و مخاطب هم درک بهتری از متن داشته باشد.
آموزش تئاتر به نوجوانان باید از فضای کودکانه فاصله بگیرد
چرا اجرای این اثر را به گروهی از نوجوانان سپردید؟
امین کشاورز خاطرنشان کرد: این اثر پایان دوره کارگاه ایده تا اجرا بود و اینکه مواجهه نوجوانان و هنرجویان با متن‌های سنگین به شکلی باشد که خود را در فضای حرفه‌ای ببینند. آموزش متناسب با اجرای بزرگ‌سال به هنرجوها داده می‌شود و قطعا هدف آموزش، تربیت نسل جدید تئاتر بود و به زعم من تا زمانی که فقط با این نسل، هم‌سن خود و شرایط سنی برخورد شود، رشد و تجربه مفیدی، اتفاق نمی‌افتاد.
این کارگردان درباره چالش با نسل نوجوان گفت: تفاوت نسل، نوع دیدگاه خاص این نسل، بسیار متفاوت است و چالش‌های بسیار زیادی را در پی دارد. به نظر من به خاطر نوع خاص فضاها و نوع آموزش که با نوجوانان مثل یک کودک برخورد می‌شود، در برخی از موارد مجبوریم آموزش را از اول شروع کنیم. چون این نسل آموزش صحیحی ندیده‌اند، در صورتی که فضای حرفه‌ای تئاتر، یک فضای بسیار جدی و بانظم است. این چالش نه فقط با نوجوان‌ها بلکه با خانواده‌ها هم پیش می‌آید ،چون والدین هم به فضای کودکانه عادت کردند که بسیار از فضای اصلی تئاتر، دور است.
پشت یک درخواست ساده، نبرد ذهن انسان برای گرفتن حقش جریان دارد
امین کشاورز درباره تاثیر این نمایش بر تجربه هنری این نوجوانان بیان کرد: به نظر من تاثیر مثبت یک کار خوب و منظم، فقط برای نوجوان‌ها نیست بلکه خانواده‌ها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. توضیح ساده آن این است که کارهای پیشین نوجوانان، معمولا از کیفیت قابل قبولی برخوردار نبود و قطعا خانواده‌ها، چشم و سطح سلیقه‌ای متناسب با آن کار را پیدا کرده‌اند. کارهای بی‌کیفیت به‌شدت به سطح سلیقه نوجوان و خانواده ضربه می‌زند ولی در کارهایی که نظم حرفه‌ای تئاتر وجود دارد و اجرا برای افراد بزرگ‌سال اجرا می‌شود دیگر خبری از آن نگاه وجود ندارد، پس فرایند اجرا کاملا متفاوت می‌شود.
امین کشاورز در پایان گفت: بهتر است اشاره کنم که زیر متن اثر بسیار درخشان است. در ظاهر ما با یک درخواست اضافه حقوق مواجه هستیم، ولی متن حرف مهمتری را در لایه‌های زیر متن خود می‌زند. بحث استدلال، فرضیه‌هایی که در ذهن یک انسان برای گرفتن حق طبیعی خود جریان دارد. حس‌های مختلف و حالت‌های بسیار متفاوتی که در طول یک عمر زندگی، بارها و بارها از ذهن همه ما گذشته و به زبان نیاوردیم.
عوامل نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» عبارتند از: بازنویسی، تهیه‌کننده و کارگردان: امین کشاورز، نویسنده: ژرژ پرک، مترجم انگلیسی: دیوید بلوس، کاری از گروه تئاتر رویای سفید، مشاور کارگردان و مترجم: ویدا کشاورز، گروه کارگردانی: بیتا شاهرضایی، صدرا سلطانیان، طراح نور: امین کشاورز و مشاور رسانه‌ای: علی کشاورز.

امیر مسعود، مجید یارندی پور و Heliye این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گزارش تصویری نمایش «مغازه خودکشی» | عکس گزارش تصویری نمایش «مغازه خودکشی»
نمایش «مغازه خودکشی» به نویسندگی حمیدرضا رحیم متولی، بر اساس کتاب «مغازه خودکشی» با ترجمه احسان کرم‌ویسی و به کارگردانی حسین نصیری، با تهیه‌کنندگی سید محمد میرمحمدی، این روزها در عمارت هما، سالن ۱ روی صحنه است. در این نمایش داوود گراوند، مهتاب کیوان‌جو، آرزو صراف رضائی، رضا همتی، یگانه واقفی، الناز شاکری، آرزو اکبری، محمدجواد اله‌دادی، حمیدرضا اسفندیاریان، عرفان شاهرخی‌پور، فاطمه‌زهرا باغچیقی و کیان مؤید به ایفای نقش می‌پردازند. «مغازه خودکشی» با فضایی انیمیشنی، داستان خانواده «تواچ» را روایت می‌کند ...
دیدن ادامه ››

نمایش «مغازه خودکشی» به نویسندگی حمیدرضا رحیم متولی، بر اساس کتاب «مغازه خودکشی» با ترجمه احسان کرم‌ویسی و به کارگردانی حسین نصیری، با تهیه‌کنندگی سید محمد میرمحمدی، این روزها در عمارت هما، سالن ۱ روی صحنه است.

در این نمایش داوود گراوند، مهتاب کیوان‌جو، آرزو صراف رضائی، رضا همتی، یگانه واقفی، الناز شاکری، آرزو اکبری، محمدجواد اله‌دادی، حمیدرضا اسفندیاریان، عرفان شاهرخی‌پور، فاطمه‌زهرا باغچیقی و کیان مؤید به ایفای نقش می‌پردازند.

«مغازه خودکشی» با فضایی انیمیشنی، داستان خانواده «تواچ» را روایت می‌کند که نسل‌هاست مغازه‌ای عجیب را اداره می‌کنند؛ اما تولد فرزند متفاوت این خانواده، مسیر زندگی و کسب‌وکار آن‌ها را دگرگون می‌کند. این اثر در بیست‌ونهمین جشنواره تئاتر استان تهران موفق به کسب جوایز متعددی از جمله جایزه اول کارگردانی، جایزه اول بازیگری مرد، جایزه اول بازیگری زن، جایزه اول طراحی لباس و جایزه اول طراحی گریم شده است.

عکاس: محمد زارع

طنزِ مغازه خودکشی ؛ ابزار فرار از تلخی نیست! | عکس حسین نصیری در گفت‌وگو با سینما رسانه:طنزِ مغازه خودکشی ؛ ابزار فرار از تلخی نیست!
حسین نصیری، کارگردان نمایش «مغازه خودکشی» باور دارد که در این نمایش طنز یک ابزار فرار از تلخی نیست؛ خودش بخشی از تلخی است. به گزارش سینما رسانه، نمایش «مغازه خودکشی» به کارگردانی حسین نصیری که این شب‌ها در سالن شیشه‌ای عمارت هما روی صحنه است، تلاش می‌کند تا یکی از دشوارترین مضامین ادبیات مدرن را به صورت فانتزی و انیمیشن‌وار روی صحنه ببرد.  این نمایش  بر اساس رمانی با همین عنوان (Le Magasin des suicides) اثر ژان تولی، نویسنده فرانسوی شکل گرفته است که نخستین‌بار در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و از آثار شناخته‌شده در فضای ...
دیدن ادامه ››
حسین نصیری، کارگردان نمایش «مغازه خودکشی» باور دارد که در این نمایش طنز یک ابزار فرار از تلخی نیست؛ خودش بخشی از تلخی است.

به گزارش سینما رسانه، نمایش «مغازه خودکشی» به کارگردانی حسین نصیری که این شب‌ها در سالن شیشه‌ای عمارت هما روی صحنه است، تلاش می‌کند تا یکی از دشوارترین مضامین ادبیات مدرن را به صورت فانتزی و انیمیشن‌وار روی صحنه ببرد. 

این نمایش  بر اساس رمانی با همین عنوان (Le Magasin des suicides) اثر ژان تولی، نویسنده فرانسوی شکل گرفته است که نخستین‌بار در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و از آثار شناخته‌شده در فضای ادبیات ایران به شمار می‌رود که با ترجمه‌های متعددی در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد، در این میان اما ترجمه احسان کرم‌ویسی از نشر چشمه از نسخه‌های پرمخاطب این اثر ادبی محسوب می‌شود؛ نسخه‌ای که تبدیل به متن نمایش «مغازه خودکشی» شده است.

حسین نصیری درباره بزرگ‌ترین چالش تبدیل این رمان به اجرا روی صحنه گفت: «بزرگ‌ترین چالش، انتقال جهان ذهنی کتاب به زبان صحنه بود. این اثر در اصل با تخیل خواننده کامل می‌شود اما تئاتر ناچار است همه‌چیز را عینی کند. ما باید کاری می‌کردیم که نه تنها داستان گفته شود، بلکه فضای مرگ‌محورِ طنزآلود هم حس شود. این یعنی طراحی صحنه، ریتم بازی و حتی میزان اغراق بازیگران باید طوری تنظیم می‌شد که مرگ در اثر، واقعی نباشد بلکه یک کُد فرهنگی و استعاره باشد. همین مرز، سخت‌ترین بخش کار بود.»

او در پاسخ به این پرسش که چگونه تعادل میان مرگ‌طلبی و امید را حفظ کرده است، بیان کرد: «ما از ابتدا تصمیم گرفتیم به جای اینکه بین این دو قطب انتخاب کنیم، آن‌ها را هم‌زمان زنده نگه داریم. در این اثر، طنز یک ابزار فرار از تلخی نیست؛ خودش بخشی از تلخی است. برای همین ریتم نمایش طوری طراحی شد که هر لحظه‌ای که تماشاگر به سمت تاریکی کشیده می‌شود، یک شکاف کوچک از زندگی و امید باز شود—نه به شکل شعار، بلکه به شکل رفتار انسانی، نگاه، یا یک مکث ساده. هدف این بود که تماشاگر خسته یا دلزده نشود، بلکه مدام بین دو حس معلق بماند؛ درست مثل خود زندگی.»

این هنرمند درباره میزان وفاداری به شخصیت «آلن» و دخالت نگاه شخصی‌اش گفت: «آلن در متن اصلی یک نماد است اما روی صحنه اگر فقط نماد بماند، بی‌اثر باقی می‌ماند. ما سعی کردیم به او جسم و خون بدهیم. یعنی وفاداری به هسته شخصیت حفظ شد—او حامل تغییر و روشنایی است—اما در جزئیات رفتاری، لحن و حتی مکث‌ها، نگاه شخصی من و برداشت بازیگر وارد شد. در واقع ما آلن را بازنویسی نکردیم، بلکه او را قابل زندگی کردن روی صحنه کردیم.»

کارگردان نمایش «مغازه خودکشی» درباره پیام این اثر برای مخاطب امروز بیان کرد: «اگر بخواهم صادقانه بگویم، این نمایش قرار نیست جواب بدهد؛ قرار است سوال ایجاد کند. در زمانه‌ای که فشار، اضطراب و ناامیدی در لایه‌های مختلف زندگی وجود دارد، این اثر یادآوری می‌کند که تاریکی همیشه مطلق نیست. تماشاگر وقتی از سالن بیرون می‌رود، شاید با جواب قطعی بیرون نرود، اما اگر حتی یک لحظه با خودش فکر کند که می‌شود جور دیگری هم دید، برای ما کافی است.»

نصیری در پایان سخنان خود با جمع‌بندی نگاهش به نمایش تأکید کرد: «برای من «مغازه خودکشی» درباره مرگ نیست؛ درباره انتخاب نگاه به زندگی است. ما سعی کردیم روی صحنه یک جهان بسازیم که هم خنده داشته باشد، هم تلخی و مهم‌تر از همه صادق باشد. اگر تماشاگر در پایان اجرا حتی برای چند ثانیه مکث کند و به زندگی خودش دوباره نگاه کند، یعنی تئاتر کار خودش را درست انجام داده است.»

گاهی یک گفت‌وگوی ساده، گذشته‌ای را بیدار می‌کند که تصور می‌کردیم تمام شده است. | عکس زندگی ادامه دارد؛ در حالی که نه چیزی حل شده و نه بحران به پایان رسیدهگاهی یک گفت‌وگوی ساده، گذشته‌ای را بیدار می‌کند که تصور می‌کردیم تمام شده است.
«باران نم‌نم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. او می‌گوید این اثر درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمی‌شوند.به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «باران نم‌نم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. برزی برای کارگردانی این نمایش که در خلاصه داستان آن چنین آمده است: «نمایشی از جهان رازآلود و تامل‌برانگیز هاروکی موراکامی که روایتی است ...
دیدن ادامه ››

«باران نم‌نم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. او می‌گوید این اثر درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمی‌شوند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «باران نم‌نم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. برزی برای کارگردانی این نمایش که در خلاصه داستان آن چنین آمده است: «نمایشی از جهان رازآلود و تامل‌برانگیز هاروکی موراکامی که روایتی است از حافظه، فقدان و مرز باریک میان زندگی و مرگ.» از حضور آرش دادگر به عنوان مشاور کارگردان بهره می‌برد. هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی بیش از هر چیز به نثر جادویی و داستان‌های سورئالش شهره است و این دو ویژگی، بیش از هر ویژگی دیگری، را نویسنده‌ای منحصربه‌فرد کرده است. تارا برزی، کارگردان نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» در گفت‌وگو با خبرآنلاین در پاسخ به این که نمایشنامه شهرام احمدزاده را چگونه تبدیل به اثری صحنه‌ای کرد تا فضای سورئال و رازآلود الهام‌گرفته از جهان موراکامی در قالب اجرا دیده شود؟ گفت: «سورئالیسم در جهان موراکامی از ایجاد شکاف در واقعیت آغاز می‌شود، درواقع، بی آن که نمایش وارد سورئالیسم آشکار شود، مرز میان خاطره، اکنون و معنا، آرام آرام محو می‌شود. در این اثر، منطق همچنان واقعی است؛ فقط لایه‌های ناخودآگاه آرام‌آرام به سطح می‌آیند. این‌جا جهان، کاملا واقعی است: هتل، باران، دو غریبه، گفت‌وگو؛ آن‌چه اهمیت دارد سفر درونی شخصیت‌هاست نه اتفاقات بیرونی. اتفاقی می‌افتد که نظم ذهن شخصیت را به هم می‌ریزد. از این لحظه جهان دیگر کاملا واقعی نیست و من فکر کردم در این اجرا، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره است که می‌تواند چنین فضایی را تداعی کند.»

او در پاسخ به این که چالش اصلی‌اش با تبدیل مفاهیم انتزاعی موجود در متن به زبانی بصری و اجرایی چه بود؟اشاره کرد: «همان‌طور که گفتم، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره، می‌توانست این مفاهیم را در صحنه زنده کند؛ این‌جا سکوت به معنای مکث نیست. حافظه هم خطی نیست. آدم ناگهان وسط یک جمله متوقف می‌شود، بعد ادامه می‌دهد، بعد چیزی به خاطر می‌آورد، بعد نظرش عوض می‌شود. این یعنی ریتم حافظه، خطی نیست. اگر بازیگرها این ریتم را پیدا کنند، دیگر لازم نیست مدام سکوت کنند. اشیایی که شخصیت با آن‌ها زندگی کرده است و تکرار. تکرارها فقدان را نشان می‌دهند بدون آنکه کسی درباره آن حرف بزند.»

 

این کارگردان تئاتر در توضیح این که تولید یک اثر نمایشی در تئاتر خصوصی یا نیمه‌خصوصی با چه چالش‌ها و محدودیت‌های اجرایی همراه است، افزود: «به نظرم در چنین روزهای دشواری چندان نمی‌توان از چالش‌های تولید تئاتر گفت؛ چالش‌هایی که ذات فرآیند تولید تئاتر نهادینه شده است. البته که بارها و بارها نیز بازگو شده و با حرکتی لاکپشت‌وار تلاش شده است تا جای ممکن مرتفع شود. اساسی‌ترینش این که تئاتر همواره، به شکل عام در سطح جامعه و به شکل خاص در حوزه فرهنگی، اولویت چندم بوده است. در همین نمایش، من طراحی صحنه متفاوتی داشتم اما به علت اجرا شدن دو نمایش در یک شب در یک سالن و با اختلاف کمتر از یک ساعت، رو به مینیمالیسم آوردم که البته بد نشد و باید گفت یک انتخاب زیبایی‌شناختی شد نه یک اجبار.»
تارا برزی که از حضور زهرا ‌پرهون، فروزان ‌حسینی و محمد ‌دهملایی به عنوان بازیگر اسفاده می‌کند در پاسخ به این که آیا برای هدایت بازیگران در مسیر رسیدن به نقش با چالشی در طول تمرین مواجه بود؟ گفت: «هدایت بازیگر در این‌جا، هدایت کشفی است. بازیگر به صورت کنترل‌شده رها می‌شود تا به کشف برسد. شاید در ابتدا از هدایت احساسی و هدایت فرمی استفاده شود ولی در کشف است که بازیگر و حتی کارگردان به نتیجه می‌رسند. کارگردان همراه با بازیگر، مسیر را طی می‌کند تا با هم به نتیجه برسند. در این اثر و متن، زندگی درونی بازیگر یعنی حرکت اصلی از ذهن و احساس شخصیت رخ می‌دهد و بعد بدن به حرکت درمی‌آید. ما این‌جا باید واقعیت‌های درونی یک انسان را به نمایش بگذاریم؛ با هدایت احساسی که این‌جا دلت می‌شکند یا آن‌جا غمگین می‌شوی و یا این که با هدایت فرمی و میزانسنی، ما فقط به درونی تهی می‌رسیم. حتی سکوت در این اثر از جریانی درونی تغذیه می‌شود.»

او در مورد حضور آرش دادگر، کارگردان شناخته‌شده تئاتر به عنوان مشاور کارگردان و نقش و تاثیر او در مدیریت چالش‌های اجرایی، برقراری توازن میان فرم و محتوا و رسیدن به انسجام نهایی در اجرا گفت:«مشاور من، آرش دادگر، جهان‌بینی و شیوه اجرایی مشخص خود را دارد که ازجمله شامل ساختار و طراحی صحنه، بدن بازیگر، میزانسن، ریتم و انرژی بیرونی و فاصله گرفتن از احساس‌گرایی مستقیم و... است. دغدغه‌های من در این اثر به عنوان کارگردان؛ سکوت‌های معنادار، ابهام به جای پاسخ، تغییرات درونی شخصیت، اعتماد به تماشاگر و مینیمالیسم در اجرا بود. در مورد مینیمالیسم در اجرا سریع به نتیجه رسیدیم و در مورد بقیه موارد آرش دادگر سعی در درک این موارد داشت چرا که مجبور نبود مثل من فکر کند. او می‌دانست چه زمانی نباید در هویت اثر دخالت کند. مطمئنا با سلیقه شخصی‌اش متفاوت است و سعی نکرد اثر را شبیه آثار خودش کند و «البته ردپایی از خودش به جا گذاشت.» به عبارتی پی برد نمی‌تواند جهان موراکامی را به جهان خودش تبدیل کند. موراکامی نتیجه نمی‌گیرد، او شخصیت را در درون خودش رها می‌کند، در جایی که زندگی ادامه دارد، در حالی که نه هیچ‌چیز حل شده و نه بحران به پایان رسیده است.» 

 

تارا برزی در پایان در پاسخ به این که چرا تماشاگر باید به تماشای این اثر نمایشی بنشیند، گفت: «همه ما چیزی را از دست داده‌ایم که هنوز در زندگی‌مان حضور دارد. گاهی یک گفت‌وگوی ساده، گذشته‌ای را بیدار می‌کند که تصور می‌کردیم تمام شده است. «باران نم‌نم خواهد بارید» درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمی‌شوند. نمایشی آرام، شاعرانه و عمیق، برای کسانی که دوست دارند بیش از تماشا، تجربه کنند و اگر اهل پرسش باشند، این نمایش ناامیدشان نخواهد کرد.»

نمایش "مرثیه ای برای سه دلقک" با کارگردانی مشترک سارا حدادی و مصطفی پوریوسف در استانبول به روی صحنه می‌رود."مرثیه‌ای برای سه دلقک" در استانبول روایت می شود.
«مرثیه‌ای برای سه دلقک» روایتی استعاری از انتخاب، هویت و تعلق است؛ جایی که سه شخصیت در آستانه تصمیمی قرار می‌گیرند که هیچ پاسخ ساده‌ای برای آن وجود ندارد. میان ماندن و رفتن، عشق و بقا، هر انتخاب بهایی دارد و هر سکوت، پرسشی تازه می‌آفریند. در خلاصه‌ی داستان چنین آمده است: " شاید هیچ تصمیمی درست یا غلط نباشد؛ فقط هر انتخاب، مرثیه‌ای برای چیزی است که پشت سر می‌ماند." در این اثر نمایشی امیر جنانی، ساغر تاجیک و مصطفی پوریوسف ایفای نقش می‌کنند. این نمایش تعاملی، مخاطب را تنها به تماشای یک داستان دعوت نمی‌کند؛ او را به بخشی از این ...
دیدن ادامه ››

«مرثیه‌ای برای سه دلقک» روایتی استعاری از انتخاب، هویت و تعلق است؛ جایی که سه شخصیت در آستانه تصمیمی قرار می‌گیرند که هیچ پاسخ ساده‌ای برای آن وجود ندارد. میان ماندن و رفتن، عشق و بقا، هر انتخاب بهایی دارد و هر سکوت، پرسشی تازه می‌آفریند.
در خلاصه‌ی داستان چنین آمده است: " شاید هیچ تصمیمی درست یا غلط نباشد؛ فقط هر انتخاب، مرثیه‌ای برای چیزی است که پشت سر می‌ماند."

در این اثر نمایشی امیر جنانی، ساغر تاجیک و مصطفی پوریوسف ایفای نقش می‌کنند. این نمایش تعاملی، مخاطب را تنها به تماشای یک داستان دعوت نمی‌کند؛ او را به بخشی از این مواجهه تبدیل می‌کند تا شاید پاسخ خود را به یکی از دشوارترین پرسش‌های زندگی پیدا کند.

این گروه فعال نمایشی پیش‌تر در ترکیه با نمایش هایی نظیر " بخش زنان"، " بندناف"، "خوب باش" فعالیت تئاتری ایرانیان در خارج از ایران را ادامه دادند. اجرای نمایش
" مرثیه‌ای برای سه دلقک" جمعه ۰۲ مرداد اجرای خود را در استانبول آغاز خواهد کرد.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خانه نمایش مهرگان همزمان با آغاز ماه مرداد میزبان ۹ اثر نمایشی در سه سالن این مجموعه می‌شود. | عکس اعلام اجراهای مرداد؛ ۹ نمایش در تماشاخانه مهرگان به صحنه می‌روندخانه نمایش مهرگان همزمان با آغاز ماه مرداد میزبان ۹ اثر نمایشی در سه سالن این مجموعه می‌شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه، خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیت‌های اجرایی خود و با هدف حمایت از تولیدات نمایشی مستقل، ایجاد فرصت برای حضور گروه‌های مختلف تئاتری و گسترش تنوع در برنامه‌های اجرایی، مرداد ۱۴۰۵ را با اجرای ۹ اثر نمایشی در سه سالن خود آغاز می‌کند.بر اساس برنامه‌ریزی انجام‌شده، سالن شماره یک خانه نمایش مهرگان میزبان نمایش‌های «سه سانتی» به کارگردانی حسین میلانی در ژانر کمدی، «بزم پادشاه پروانه» به کارگردانی امیرحسین سرخیان با رویکرد دیجیتال، «شیش و بش» به کارگردانی عبدالرضا اکبری در ...
دیدن ادامه ››

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه، خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیت‌های اجرایی خود و با هدف حمایت از تولیدات نمایشی مستقل، ایجاد فرصت برای حضور گروه‌های مختلف تئاتری و گسترش تنوع در برنامه‌های اجرایی، مرداد ۱۴۰۵ را با اجرای ۹ اثر نمایشی در سه سالن خود آغاز می‌کند.

بر اساس برنامه‌ریزی انجام‌شده، سالن شماره یک خانه نمایش مهرگان میزبان نمایش‌های «سه سانتی» به کارگردانی حسین میلانی در ژانر کمدی، «بزم پادشاه پروانه» به کارگردانی امیرحسین سرخیان با رویکرد دیجیتال، «شیش و بش» به کارگردانی عبدالرضا اکبری در گونه کمدی و «طبقه اضافی ۲» به کارگردانی سلکان سامنی با فضایی کمدی - اجتماعی است.

در سالن شماره ۲ نیز نمایش‌های «برلین» به کارگردانی متین فرهنگ در ژانر درام اجتماعی و «فقط خدا» به کارگردانی محمود رشیدی با رویکردی روان‌شناختی روی صحنه می‌روند.

همچنین سالن شماره سه خانه نمایش مهرگان میزبان نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی با نگاهی اقتباسی به اثر شناخته‌شده ویلیام شکسپیر، «مِیِت» به کارگردانی سپهر واعظیان در ژانر تریلر روان‌شناختی و «اگر گربه را ببینم» به کارگردانی ارشیا پورهاشمیان ویژه مخاطبان کودک و نوجوان با فضایی کمدی - فانتزی خواهد بود.

خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیت‌های خود تلاش کرده است با میزبانی از آثار متنوع و فراهم‌کردن بستری برای حضور هنرمندان جوان و حرفه‌ای، سهمی در پویایی جریان تئاتر خصوصی کشور داشته باشد. برنامه مرداد این مجموعه نیز در همین راستا و با هدف گسترش ارتباط میان هنرمندان، گروه‌های نمایشی و مخاطبان تئاتر طراحی و برنامه‌ریزی شده است.

علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاع از زمان و ساعت اجراها، دریافت اطلاعات تکمیلی و تهیه بلیت نمایش‌های این مجموعه، به صفحه اختصاصی خانه نمایش مهرگان در تیوال مراجعه کنند.


در «باران نم‌نم خواهد بارید» رنج، مستقیم بیان نمی‌شود | عکس در گفتگو با آنا مطرح شددر «باران نم‌نم خواهد بارید» رنج، مستقیم بیان نمی‌شود
بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» براین باور است که رنج در این اثر هرگز به شکل مستقیم بیان نمی‌شود بلکه در سکوت‌ها و رفتار‌های ظریف شخصیت‌ها خودش را نشان می‌دهد.فروزان حسینی بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده با کارگردانی تارا برزی که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه است، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره نقش خود در این اثر توضیح داد و در تشریح ابعاد شخصیتی که ایفاگر آن است، گفت: «شخصیتی که بازی می‌کنم، زنی است که سال‌ها با زخمی از گذشته زندگی کرده؛ ترومایی ...
دیدن ادامه ››

بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» براین باور است که رنج در این اثر هرگز به شکل مستقیم بیان نمی‌شود بلکه در سکوت‌ها و رفتار‌های ظریف شخصیت‌ها خودش را نشان می‌دهد.
فروزان حسینی بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده با کارگردانی تارا برزی که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه است، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره نقش خود در این اثر توضیح داد و در تشریح ابعاد شخصیتی که ایفاگر آن است، گفت: «شخصیتی که بازی می‌کنم، زنی است که سال‌ها با زخمی از گذشته زندگی کرده؛ ترومایی که ریشه در کودکی او دارد و هنوز بر انتخاب‌ها، روابط و نگاهش به جهان تأثیرگذار است. جذابیت این نقش برای من در این بود که این رنج هرگز به شکل مستقیم بیان نمی‌شود، بلکه در سکوت‌ها، مکث‌ها و رفتار‌های ظریف شخصیت، خودش را نشان می‌دهد.»
این بازیگر درباره نحوه مواجهه با فضای سورئال نمایش و حفظ پیوستگی اجرا، توضیح داد: «تلاش می‌کنم موقعیت و احساس شخصیت را کاملاً واقعی تجربه کنم. وقتی احساس واقعی باشد، جهان سورئال نمایش هم برای مخاطب باورپذیر می‌شود. برای من ورود به این فضا بیشتر از طریق ریتم، سکوت‌ها و تمرکز روی لحظه اتفاق می‌افتد.»
او تعامل با تارا برزی در مقام کارگردان برای رسیدن به نگاهی مشترک در اجرا‌ها را مثبت ارزیابی کرد و گفت: «تارا برزی از همان ابتدای تمرین‌ها نگاه مشخصی نسبت به جهان نمایش داشت، اما در عین حال فضای گفت‌و‌گو و کشف را برای بازیگر باز می‌گذاشت. در طول اجرا‌ها هم مدام جزئیات را مرور می‌کنیم و اگر تغییری قرار باشد اتفاق بیفتد، در راستای حفظ جهان اثر است، نه صرفاً متفاوت بودن. همین گفت‌وگوی مداوم باعث شده نقش همچنان زنده و پویا بماند.»
بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» در پاسخ به پرسشی درباره چالش‌های حفظ تمرکز در لحظات تعلیق و انرژیِ متغیر مخاطبان، سکوت را عنصری فعال در این اثر خواند و گفت: «هر دو چالش وجود دارد، اما فکر می‌کنم تفاوت انرژی مخاطبان جذاب‌ترین بخش اجرای زنده است. سکوت در این نمایش یک عنصر فعال است و اگر تمرکز از بین برود، تأثیر آن هم از دست می‌رود. در عین حال، هر شب مخاطبان واکنش متفاوتی دارند و همین باعث می‌شود هر اجرا تجربه‌ای تازه باشد.»
حسینی در پایان با تأکید بر لزوم صداقت در بازیگری به عنوان ابزاری برای ایجاد پیوند میان تماشاگر و فضای انتزاعی نمایش بیان کرد: «فکر می‌کنم صداقت مهم‌ترین ابزار بازیگر است. اگر احساسات شخصیت را بدون تصنع و با باور اجرا کنم، مخاطب حتی در فضایی انتزاعی هم می‌تواند با او همدلی کند. هدف من این است که فضایی ایجاد شود که هر تماشاگر بتواند تجربه و برداشت شخصی خودش را از نمایش داشته باشد. این نقش برای من صرفاً یک شخصیت نمایشی نیست؛ سفری است به لایه‌هایی از انسان که شاید در زندگی روزمره کمتر فرصت دیدنشان را داشته باشیم. اگر نمایش بتواند حتی برای لحظه‌ای مخاطب را به تأمل درباره خاطره، تنهایی و امید دعوت کند، فکر می‌کنم به هدفمان رسیده‌ایم.»

محمد فروزنده این را خواند
فروزان حسینی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دهملایی: بازیگر باید جزیره تنهایی شخصیت را حفظ کند | عکس دهملایی: بازیگر باید جزیره تنهایی شخصیت را حفظ کند
محمد دهملایی، بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» با اشاره به چالش‌های بازی در فضایی انتزاعی و مینی‌مالیستی گفت: بازیگر باید بتواند جزیره تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند و با تمرکز بر زیرمتن، سکوت‌ها و مفاهیم اثر، ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کند.به گزارش خبرنگار هنر و موسیقی باشگاه خبرنگاران توانا؛ محمد دهملایی بازیگر تئاتر این شب‌ها با نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده و کارگردانی تارا برزی در سالن استاد انتظامی روی صحنه است.دهملایی که با درکی عمیق از اتمسفر سرد و فضای مینی‌مالیستی ...
دیدن ادامه ››

محمد دهملایی، بازیگر نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» با اشاره به چالش‌های بازی در فضایی انتزاعی و مینی‌مالیستی گفت: بازیگر باید بتواند جزیره تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند و با تمرکز بر زیرمتن، سکوت‌ها و مفاهیم اثر، ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کند.
به گزارش خبرنگار هنر و موسیقی باشگاه خبرنگاران توانا؛ محمد دهملایی بازیگر تئاتر این شب‌ها با نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده و کارگردانی تارا برزی در سالن استاد انتظامی روی صحنه است.
دهملایی که با درکی عمیق از اتمسفر سرد و فضای مینی‌مالیستی این اثر، چالش‌های بازیگری در چنین بستری را واکاوی کرده است، درباره شخصیت خود در این نمایش می‌گوید: «نقش یک نویسنده گوشه‌گیر به اسم جان را ایفا می‌کنم که موقع نگارش اثر جدیدش به یک گره فکری برخورد کرده است.»
او با اشاره به دشواری‌های مواجهه با جهان انتزاعی اثر و حفظ ارتباط با تماشاگر در عین رعایت ایجاز نمایشی می‌افزاید: «با تمرکز روی زیرمتن و مفهوم و ارجاعات نمایش، می‌توان بر فضای جاری غلبه کرد و آن را به شکلی ملموس برای مخاطب بازتعریف کرد. در واقع، آنچه به این فضای انتزاعی جان می‌بخشد، نه تکیه بر دیالوگ‌های پرطمطراق، که توجه به عمق مفاهیمی است که در پسِ هر سکوت نهفته است.»
این بازیگر همچنین درباره فرآیند همکاری با تارا برزی و نحوه تعامل گروهی برای تحقق نگاه کارگردان در مقام خالق اثر تصریح می‌کند: «هم من و هم کل گروه تعامل بسیار خوبی با ایشان داریم. نگاه تارا برزی به متن، نگاهی جست‌وجوگرانه و در عین حال دقیق است. مثل روند خلق هر اثر هنریِ اصیل، ما همواره مشغول بازنگری و اعمال تغییرات جزئی هستیم تا روح اثر در هر اجرا زنده‌تر و پویاتر از شب گذشته جریان یابد.»
به گفته دهملایی، یکی از چالش‌های اصلی در نمایش‌هایی با فرم انتزاعی، حفظ ریتم درونی و تمرکز بر جزئیات رفتاری در مواجهه با انرژی غیرقابل پیش‌بینی مخاطبان است. او می‌گوید: «به‌خاطر ویژگی‌های خاص این نمایش و ساختار به‌شدت درونی آن، حفظ تمرکز بر متن و اجرا، انرژی به‌مراتب بیشتری طلب می‌کند. در واقع، بازیگر باید بتواند جزیره‌ تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند.»
این هنرمند با اشاره به اهمیت صداقت در بازیگری و چگونگی ایجاد پیوند حسی میان تماشاگر و شخصیت‌هایی که در فضایی سرد و غریب زندگی می‌کنند، توضیح می‌دهد: «هرچه تلاش برای زیستن در شرایط دشوار کاراکتر بیشتر باشد، تماشاگر بیشتر همذات‌پنداری می‌کند و پیوند حسی با او مستحکم‌تر می‌شود. هدف نهایی ما این است که مخاطب، نمایش را نه به مثابه یک ساختار انتزاعی بیگانه، بلکه به عنوان تجربه‌ای انسانی و مشترک درک کند؛ تجربه‌ای که او را به لایه‌هایی از خود و خاطراتش بازمی‌گرداند.»
محمد دهملایی در پایان سخنانش می‌گوید: «نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» کوششی است برای گشودن دریچه‌ای تازه به جهان پر ابهام انسان معاصر؛ نمایشی که در آن سکوت، بلندتر از فریاد سخن می‌گوید و مخاطب را در تعلیقی میان واقعیت و خیال با خود همراه می‌سازد.»
نمایش «باران نم‌نم خواهد بارید» هر شب ساعت ۱۹ در سالن استاد انتظامی روی صحنه است و علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این اثر به سایت تیوال مراجعه کنند.

حسین چیانی، امیر مسعود و محمد فروزنده این را خواندند
فروزان حسینی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش کلوچه‌های خدا i
ویدیو
درباره نمایش برلین i
امیر مسعود و محمد فروزنده این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش کلوچه‌های خدا i
نمایش «کلوچه‌های خدا» میزبان کودکان و خانواده‌ها | عکس گیتی‌خامنه، مجری پیش‌کسوت شما را به دیدن این نمایش دعوت می‌کند؛نمایش «کلوچه‌های خدا» میزبان کودکان و خانواده‌ها
نمایش «کلوچه‌های خدا»، بر اساس کتابی به همین نام نوشته کلر ژوبرت، به نویسندگی، طراحی و کارگردانی آرش شریف‌زاده، دوباره به صحنه مرکز تئاتر کانون بازگشته است. در خلاصه این نمایش آمده است: خرس کوچولو در سفری پر از شگفتی، معنای مهربانی، همدلی و دوستی را کشف می‌کند؛ قصه‌ای شیرین که هم کودکان را سرگرم می‌کند و هم لبخند را به چهره بزرگ‌ترها می‌آورد.گیتی‌خاننه، مجری پیش‌کسوت کودک و نوجوان از هانواده‌ها خواسته‌ها بچه‌ها را به تماشای این نمایش زیباببرند. زمان‌اجرای این نمایش تا پایان مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ در مرکز تولید تئاتر ...
دیدن ادامه ››

نمایش «کلوچه‌های خدا»، بر اساس کتابی به همین نام نوشته کلر ژوبرت، به نویسندگی، طراحی و کارگردانی آرش شریف‌زاده، دوباره به صحنه مرکز تئاتر کانون بازگشته است. در خلاصه این نمایش آمده است: خرس کوچولو در سفری پر از شگفتی، معنای مهربانی، همدلی و دوستی را کشف می‌کند؛ قصه‌ای شیرین که هم کودکان را سرگرم می‌کند و هم لبخند را به چهره بزرگ‌ترها می‌آورد.
گیتی‌خاننه، مجری پیش‌کسوت کودک و نوجوان از هانواده‌ها خواسته‌ها بچه‌ها را به تماشای این نمایش زیباببرند.
زمان‌اجرای این نمایش تا پایان مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پارک لاله تهران خواهد بود.
منبع: پایگاه خبری کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودک و نوجوان

خبر
درباره نمایش هملت قاتل i
دور دوم «هملت قاتل» در خانه نمایش مهرگان | عکس دور دوم نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی از ۳۱ تیرماه در خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود.دور دوم «هملت قاتل» در خانه نمایش مهرگان
نمایش «هملت قاتل» به نویسندگی یگانه محمدی و مسعود طیبی و کارگردانی مسعود طیبی، پس از یک دوره اجرای موفق در مجموعه تئاتر شهر و اجرا در جشنواره بین المللی تئاتر ETHOS، در دور دوم اجراهای خود، از چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ در خانه نمایش مهرگان میزبان مخاطبان می‌شود. تهیه کنندگی این اثر نمایشی را سمیه طیبی بر عهده دارد. علی یعقوبی تنها بازیگر این دور از اجراهای این نمایش ۴۰ دقیقه‌ای است. این اثر نمایشی در دور اول اجراهای خود با بازی خود مسعود طیبی روی صحنه رفته بود. «هملتِ قاتل» روایت معاصر و فشرده‌ای از تراژدی شکسپیر است که مناسبات قدرت، خشونت نمادین، ...
دیدن ادامه ››

نمایش «هملت قاتل» به نویسندگی یگانه محمدی و مسعود طیبی و کارگردانی مسعود طیبی، پس از یک دوره اجرای موفق در مجموعه تئاتر شهر و اجرا در جشنواره بین المللی تئاتر ETHOS، در دور دوم اجراهای خود، از چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ در خانه نمایش مهرگان میزبان مخاطبان می‌شود. تهیه کنندگی این اثر نمایشی را سمیه طیبی بر عهده دارد.

علی یعقوبی تنها بازیگر این دور از اجراهای این نمایش ۴۰ دقیقه‌ای است. این اثر نمایشی در دور اول اجراهای خود با بازی خود مسعود طیبی روی صحنه رفته بود.

«هملتِ قاتل» روایت معاصر و فشرده‌ای از تراژدی شکسپیر است که مناسبات قدرت، خشونت نمادین، و مسئولیت فردی را در بستر شهریِ امروز بازمی‌سنجد. اجرا با طراحی صحنه مینیمال و تمرکز بر بازی بازیگر و موسیقی/افکت‌های آکوستیک، تجربه‌ای نزدیک و پرتنش برای تماشاگر رقم می‌زند.

دیگر عوامل این این نمایش عبارتند از گروه کارگردانی: سپهر رضایی، یاس ‌یابنده‌‌ذر، طراح نور: رضا خضرایی، طراح صحنه: مسعود ‌طیبی، طراح لباس: علیرضا ‌بهروز، طراح ماسک، ساخت ماسک، قطعات: بتثابه ‌نعیمائی، میکس و مسترینگ موسیقی: محمدجواد ‌بهروز، عکاس: علیرضا ‌آذری ‌راد، طراح پوستر: محمدجواد ‌بهروز، مدیر روابط عمومی: پارسا اسماعیلی و مجری طرح: آکادمی ‌هنرهای ‌نمایشی ‌میزانسن.

پیش فروش ۳ روز نخست دور دوم «هملت قاتل» با ۲۵٪ تخفیف در سایت تیوال آغاز شده و علاقمندان این نمایش می‌توانند جهت تهیه بلیت اقدام کنند.

اجرای آغازین این اثر نمایشی چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۵ در خانه نمایش مهرگان، سالن شماره ۳ روی صحنه خواهد رفت.

خبر
درباره نمایش بزم پادشاه پروانه i
روایتی کوتاه از یک تخریب و نوسازی «بزم پادشاه پروانه» این‌بار متفاوت اجرا می‌شود | عکس یک کارگردان تئاتر در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛روایتی کوتاه از یک تخریب و نوسازی «بزم پادشاه پروانه» این‌بار متفاوت اجرا می‌شود
کارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه گغت: تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحی‌های قدیمی را کنار بگذاریم و بیشتر به جای فروش یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید به مخاطب تقدیم کنیم. به گزارش خبرنگار ایلنا؛ امیرحسین سرخیان، طراح و کارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه» به مناسبت باز اجرای این اثر با ایلنا گفتگویی کوتاه داشت. در خلاصه این اثر که سینا سلیمی نویسنده آن است، آمده: سفر دو طبیعت گرد به جنگلی خیالی و ورود به جهان کابوس وار امپراطوری پادشاه پروانه. سرخیان با اعلام خبر اجرای مجدد  نمایش «بزم پادشاه پروانه» ...
دیدن ادامه ››

کارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه گغت: تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحی‌های قدیمی را کنار بگذاریم و بیشتر به جای فروش یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید به مخاطب تقدیم کنیم.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ امیرحسین سرخیان، طراح و کارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه» به مناسبت باز اجرای این اثر با ایلنا گفتگویی کوتاه داشت.

در خلاصه این اثر که سینا سلیمی نویسنده آن است، آمده: سفر دو طبیعت گرد به جنگلی خیالی و ورود به جهان کابوس وار امپراطوری پادشاه پروانه.

سرخیان با اعلام خبر اجرای مجدد  نمایش «بزم پادشاه پروانه» گفت:
گیمرها برای بازی‌های قدیمی اصطلاحی دارند؛ آنها می‌گویند وقتی یک بازی، بعد از مدت‌ها با گرافیک بهتر، مهره‌های بهتر، کنش و واکنش‌های بهتر و حتی طراحی بهتر، به روز می‌شوند به این اتفاق «remake» می‌گویند. با این حساب شاید در رابطه با نمایش بتوان گفت؛ ما در واقع تخریب و نوسازی کرده‌ایم. 

سرخیان درباره دلایل باز اجرای نمایش نیز گفت:
از آنجایی که اسم من برای اولین بار در بخش کارگردانی قرار گرفته نمی‌خواستم زمان‌های طلایی را از دست بدهم.از طرفی اگر می‌خواستیم در سالن‌های برتر تهران اجرا داشته باشیم، چاره‌ای جز ساعت ۶ عصر به بعد نداشتیم و خب این ساعت نسبت به ژانر و طراحی اثرم (که  در تهران کمتر تجربه شده) مناسب نبود. همچنین در چنین ساعتی، رسیدن به اجرای ما، برای مخاطب‌ان غیر حرفه‌ای تئاتر و افرادی که هدفشان صرفا  لذت بردن است، بسیار دشوار بود. بنا به همین دلایل بعد از موفقیت‌های نسبی و با سختی‌های پیش آمده (از طرح ترافیک گرفته تا نداشتن تجهیزات کامل و غیره) تصمیم گرفتیم دور دوم اجراها را داشته باشیم. 

او درباره تغییرات صورت گرفته در نمایش برای دور دوم اجراها گفت:
نمی‌توانم بگویم بخش خاصی تغییر کرده چون نوسازی به طور کامل انجام شده است. ما از ساده ترین موارد، تا brand book و لوگوسازی را تغییر داده‌ایم. حتی ریزترین کنش‌های صحنه تغییر کرده؛ تا آنجا که در مقطعی تصمیم داشتیم نام نمایش را هم تغییر دهیم.

او در پاسخ به این سوال که ضعف‌های اجرای قبل را چه مواردی می‌داند، توضیح داد:
نمی‌توان کلمه ضعف را به کار برد؛ زیرا ضعف از نظر هر شخص و در هر نقطه‌ای، متفاوت خواهد بود. ما طی اجراها، بیشتر با موانع مواجه بودیم تا اینکه ضعف‌هایی داشته باشیم. بنابراین تلاش ما بیشتر برای برداشتن موانع بود و در ادامه نیز توانستیم به آنچه در ذهن داشتیم نزدیک‌تر شویم.

کارگردان نمایش «جهان بزم پادشاه» بیان کرد:
این اثر به اندازه‌ای بزرگ است که من گاهی به نویسنده کار می‌گویم باید قسمت‌های جدید داشته باشد؛ چرا که نگاه  این نمایش قابل تغییر نیست، اما در عوض می‌توان بازتر و کنجکاوانه‌تر، در این رابطه صحبت کرد؛ همانند جهان‌ سریال «ارباب حلقه‌ها» یا فانتزی‌های دیگر که مخاطبان در سینما تماشا کرده‌اند. 

این فعال عرصه تئاتر در پاسخ به این سوال که برای تیم اجرایی چه مواردی اولویت بوده‌اند، خاطرنشان کرد:
تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحی‌های قدیمی را کنار بگذاریم و  به جای تلاش برای فروش بیشتر یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید را تقدیم مخاطبان نماییم. 

او با اشاره بر اینکه اجرای دوباره یک اثر همیشه خطر مقایسه با نسخه قبلی را به همراه دارد، گفت:
اتفاقا تیم ما به دنبال همین موضوع است و از چنین مقایسه‌ای استقبال می‌کنیم. مخاطب باید بداند هر نمایش یا اثر اگر یک گروه همدل و منسجم باشد و حمایت شود تا چه اندازه امکان پیشرفت دارد، اتفاقا ما آمده‌ایم که بگوییم بسیار بهتر و حرفه‌ای تر بازگشتیم.

امیرحسین سرخیان در پاسخ به این سوال که از مخاطبان پس از اجرای اثرش چه توقعی دارد، گفت:
قطعا یک حس جدید. دوست داریم بشنویم که یک تجربه جدید و یک حس جدید دریافت شده است. مطمئنم این اتفاق خواهد افتاد.

او در پایان بیان کرد:
  قطعا مخاطب با یک تجربه نمایشی جدید مواجه خواهد شد. او پس از دیدن نمایش در رابطه با آموخته‌ای که از ارتباطات بین افراد نادیده گرفته شده، در یک جریان فانتزی به اوج روابط رئال می‌رسد و در اینباره صحبت خواهد کرد. 

امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش بزم پادشاه پروانه i
«بزم پادشاه پروانه» با روایت ترس، تنهایی و جست‌وجوی معنا روی صحنه می‌رود | عکس نویسنده نمایش در گفتگو با آنا«بزم پادشاه پروانه» با روایت ترس، تنهایی و جست‌وجوی معنا روی صحنه می‌رود
سینا سلیمی معتقد است «بزم پادشاه پروانه» از دل دغدغه‌های امروز متولد شده، اما مفاهیمی چون ترس، تنهایی، قدرت و جست‌وجوی معنا، فراتر از زمان و جغرافیا هستند و می‌توانند با هر مخاطبی ارتباط برقرار کنند. سینا سلیمی، نویسنده نمایش «بزم پادشاه پروانه» در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره شکل‌گیری ایده این اثر و بازنویسی آن برای اجرای دوباره، گفت: «بزم پادشاه پروانه» از یک داستان آغاز نشد؛ از یک تصویر آغاز شد. تصویری که مدت‌ها در ذهنم ماند و مرور شد و به‌تدریج شخصیت‌ها، روابط و جهان نمایش را با خودش آورد. او درباره ...
دیدن ادامه ››

سینا سلیمی معتقد است «بزم پادشاه پروانه» از دل دغدغه‌های امروز متولد شده، اما مفاهیمی چون ترس، تنهایی، قدرت و جست‌وجوی معنا، فراتر از زمان و جغرافیا هستند و می‌توانند با هر مخاطبی ارتباط برقرار کنند.

سینا سلیمی، نویسنده نمایش «بزم پادشاه پروانه» در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره شکل‌گیری ایده این اثر و بازنویسی آن برای اجرای دوباره، گفت:
«بزم پادشاه پروانه» از یک داستان آغاز نشد؛ از یک تصویر آغاز شد. تصویری که مدت‌ها در ذهنم ماند و مرور شد و به‌تدریج شخصیت‌ها، روابط و جهان نمایش را با خودش آورد.

او درباره تغییرات نسخه جدید نمایش پس از اجرای نخست، اظهار کرد:
بعد از اجرا، بیشتر از اینکه متن را بازنویسی کنم، دوباره به آن گوش دادم. اجرای اول به من نشان داد بعضی لحظه‌ها هنوز ظرفیت بیشتری برای نفس کشیدن دارند. تغییرات نسخه جدید بیشتر در مسیر عمیق‌تر شدن روابط و دقیق‌تر شدن ریتم نمایش بود، نه تغییر کلی جهان آن.

سلیمی در پاسخ به سوالی درباره محو شدن مرز میان واقعیت و استعاره در این نمایش، بیان کرد:
از ابتدا تصمیم نداشتم مرز روشنی میان واقعیت و استعاره بکشم. جهان نمایش خودش این مرزها را کم‌رنگ کرد. وقتی شخصیت‌ها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که با منطق روزمره قابل توضیح نیست، استعاره دیگر یک ابزار نیست؛ بخشی از واقعیت آن جهان است.

این نویسنده درباره آنچه دوست دارد پس از پایان نمایش در ذهن مخاطب باقی بماند، گفت:
پاسخ‌ها عمر کوتاهی دارند؛ پرسش‌ها ماندگارترند. دوست دارم نمایش، به جای یک جواب، پرسشی را با تماشاگر به خانه بفرستد.

او درباره تعامل نویسنده و کارگردان در روند تولید این اثر نیز توضیح داد:
تمرین‌ها برای من ادامه نوشتن بودند. متن در طول تمرین تغییر کرد، اما نه برای اینکه عوض شود؛ برای اینکه دقیق‌تر شنیده شود. هر اجرا چیزهایی را به نویسنده یادآوری می‌کند که پشت میز نوشتن دیده نمی‌شوند.

سلیمی در معرفی «بزم پادشاه پروانه» به مخاطبانی که هنوز آن را ندیده‌اند، عنوان کرد:
«بزم پادشاه پروانه» دعوتی است به سفری میان رؤیا و واقعیت؛ جایی که هیچ‌چیز آن‌قدر که به نظر می‌رسد، قطعی نیست.

او درباره جهان‌شمول بودن دغدغه‌های این نمایش نیز گفت:
«بزم پادشاه پروانه» از دل امروز متولد شده، اما دغدغه‌هایی مثل ترس، تنهایی، قدرت و جست‌وجوی معنا به زمان یا جغرافیای خاصی تعلق ندارند. اگر نمایش بتواند این دغدغه‌های انسانی را صادقانه روایت کند، می‌تواند در هر زمان و برای هر مخاطبی معنا پیدا کند.

 

سینا سلیمی در پایان، در پاسخ به این پرسش که اگر قرار باشد مخاطب تنها یک جمله از نمایش را با خود به خانه ببرد، آن جمله چه باشد، گفت:
اگر قرار باشد فقط یک جمله با مخاطب بماند، دوست دارم این باشد: «گاهی برای عبور از رنج‌های بیرون، باید از مرزهای درونمان عبور کنیم.»

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم!» به کارگردانی مرجان آقانوری از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود. | عکس «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم!» به صحنه می‌رودنمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم!» به کارگردانی مرجان آقانوری از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود.
به گزارش ایران تئاتر به نقل از مشاور رسانه‌ای، نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم!» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، پس از تجربه همکاری او با فواد امیری در نمایش «هتل»، از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران اجرای عمومی خود را آغاز می‌کند.تهیه‌کنندگی این نمایش را فواد امیری بر عهده دارد و خانه تمرین شمس به‌عنوان مجری طرح، این پروژه را همراهی می‌کند.از دیگر عوامل این اثر می‌توان به طراح نور: رضا خضرایی، آهنگساز و خواننده: فواد امیری، طراح صحنه: مرجان آقانوری، طراح لباس: مهتاب شاهلو و طراح موشن‌گرافی و تصاویر: سهیل ...
دیدن ادامه ››

به گزارش ایران تئاتر به نقل از مشاور رسانه‌ای، نمایش «مده‌آ اجرا نمی‌شود! خب چیکار کنم!» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، پس از تجربه همکاری او با فواد امیری در نمایش «هتل»، از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران اجرای عمومی خود را آغاز می‌کند.
تهیه‌کنندگی این نمایش را فواد امیری بر عهده دارد و خانه تمرین شمس به‌عنوان مجری طرح، این پروژه را همراهی می‌کند.
از دیگر عوامل این اثر می‌توان به طراح نور: رضا خضرایی، آهنگساز و خواننده: فواد امیری، طراح صحنه: مرجان آقانوری، طراح لباس: مهتاب شاهلو و طراح موشن‌گرافی و تصاویر: سهیل صادقی اشاره کرد.
علاقه‌مندان میتوانند جهت خرید بلیت به سایت تیوال مراجعه نمایند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش اَم‌پاس i
«ام‌پاس» از ایده‌ای منسجم تا اجرایی که جهان خودش را می‌سازد. | عکس در نشست نقد و بررسی؛«ام‌پاس» از ایده‌ای منسجم تا اجرایی که جهان خودش را می‌سازد.
نشست نقد و بررسی نمایش «ام‌پاس»با حضور محمد مساوات، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر، و مجتبی کریمی، نویسنده و کارگردان، برگزار شد. در این نشست، هر دو منتقد ضمن اشاره به برخی کاستی‌های اجرا، «ام‌پاس» را اثری ایده‌محور با هویتی مستقل ارزیابی کردند که توانسته است جهان نمایشی خود را با انسجام شکل دهد.محمد مساوات در ابتدای صحبت‌هایش با اشاره به تجربه تماشای آثار حسین اناری گفت در مواجهه نخست با «ام‌پاس» نیز مانند اثر قبلی او، در ابتدا نسبت به مسیر اجرا تردید داشته اما هرچه نمایش پیش رفته، ایده مرکزی آن برایش روشن‌تر و جذاب‌تر ...
دیدن ادامه ››

نشست نقد و بررسی نمایش «ام‌پاس»با حضور محمد مساوات، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر، و مجتبی کریمی، نویسنده و کارگردان، برگزار شد. در این نشست، هر دو منتقد ضمن اشاره به برخی کاستی‌های اجرا، «ام‌پاس» را اثری ایده‌محور با هویتی مستقل ارزیابی کردند که توانسته است جهان نمایشی خود را با انسجام شکل دهد.

محمد مساوات در ابتدای صحبت‌هایش با اشاره به تجربه تماشای آثار حسین اناری گفت در مواجهه نخست با «ام‌پاس» نیز مانند اثر قبلی او، در ابتدا نسبت به مسیر اجرا تردید داشته اما هرچه نمایش پیش رفته، ایده مرکزی آن برایش روشن‌تر و جذاب‌تر شده است. او معتقد بود مهم‌ترین ویژگی نمایش، شکل‌گیری یک ایده واحد است که از متن آغاز می‌شود و در تمامی اجزای اجرا، از طراحی صحنه و میزانسن گرفته تا بازی بازیگران و ریتم اثر، امتداد پیدا می‌کند.

به اعتقاد مساوات، نمایش تلاش نمی‌کند صرفاً داستانی را روایت کند، بلکه بر پایه یک منطق فرمی پیش می‌رود و همین ویژگی باعث شده زبان اجرا با جهان اثر همخوانی پیدا کند. او همچنین از طراحی برخی موقعیت‌های نمایشی، به‌ویژه صحنه درگیری میان شخصیت‌ها و پایان‌بندی نمایش، به عنوان لحظاتی یاد کرد که ایده‌های کارگردان به شکلی دقیق و مؤثر به اجرا رسیده‌اند.

این نمایشنامه‌نویس در عین حال تأکید کرد که برخی از ایده‌های اجرایی هنوز ظرفیت پرداخت بیشتری دارند و با پالایش و دقت بیشتر می‌توانند به تأثیرگذاری بالاتری برسند، اما جسارت گروه در انتخاب یک مسیر فرمال و پایبندی به آن را از مهم‌ترین امتیازهای «ام‌پاس» دانست.

مجتبی کریمی نیز در ادامه، «ام‌پاس» را نسبت به اثر پیشین حسین اناری گامی رو به جلو توصیف کرد و گفت نمایش از یک ایده روشن آغاز می‌شود و تا پایان، نسبت خود را با آن حفظ می‌کند. او این انسجام را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای اثر دانست؛ ویژگی‌ای که سبب شده مخاطب با جهانی مواجه شود که قواعد خودش را می‌سازد و به آن وفادار می‌ماند.

کریمی همچنین معتقد بود بخش میانی نمایش، نقطه اوج اجراست؛ جایی که ریتم، بازی‌ها و میزانسن‌ها در هماهنگی کامل قرار می‌گیرند و رابطه میان دو شخصیت اصلی به شکلی باورپذیر و تأثیرگذار شکل می‌گیرد. او بازی بازیگران را یکی از نقاط قوت اصلی اثر دانست و تأکید کرد شیمی میان آن‌ها نقش مهمی در جان گرفتن ایده‌های متن و کارگردانی داشته است.

این منتقد تئاتر در کنار نکات مثبت، به برخی ضعف‌های بخش آغازین و پایانی اجرا نیز اشاره کرد و معتقد بود با سخت‌گیری بیشتر در شکل‌گیری برخی موقعیت‌ها و حذف بخش‌های اضافه، نمایش می‌تواند به اثری منسجم‌تر و اثرگذارتر تبدیل شود.

نشست با گفت‌وگوی حاضران و پاسخ‌های حسین اناری، نویسنده و کارگردان «ام‌پاس»، ادامه پیدا کرد و درباره روند شکل‌گیری نمایش، انتخاب فرم اجرایی و مسیر تولید اثر تبادل نظر شد.

کیمیا شیخ و علی فتحی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش این همه تلق و ملق i
ویدیو
درباره نمایش این همه تلق و ملق i
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش بالکن: کابین i
نمایش «بالکن: کابین» به نویسندگی و کارگردانی شاهین رفیعی از ۱۶ تیرماه در خانه نمایش مهرگان، روی صحنه رفته است. | عکس نمایش «بالکن: کابین» روی صحنه خانه نمایش مهرگاننمایش «بالکن: کابین» به نویسندگی و کارگردانی شاهین رفیعی از ۱۶ تیرماه در خانه نمایش مهرگان، روی صحنه رفته است.
نمایش تجربی «بالکن: کابین» به نویسندگی و کارگردانی شاهین رفیعی این روزها در خانه نمایش مهرگان روی صحنه است. در این نمایش، محمد وفائیان، رضوان بخشی، رژینا جودت و شروین باقری بی‌صفر به ایفای نقش می‌پردازند. این اثر که آلیاژی از نمایشنامه‌های «بالکن» اثر ژان ژنه، «احضار» اثر واتسلاو هاول و داستان «پانسیون» از مجموعه «دوبلینی‌ها» اثر جیمز جویس است با رویکردی فمینیستی، به بن‌بست تاریخی و اجتماعی مسئله زن می‌پردازد و در شیوه اجرا نیز بر ساختاری پارادوکسیکال و تجربه‌گرا استوار است. این اثر نمایشی ...
دیدن ادامه ››

نمایش تجربی «بالکن: کابین» به نویسندگی و کارگردانی شاهین رفیعی این روزها در خانه نمایش مهرگان روی صحنه است. در این نمایش، محمد وفائیان، رضوان بخشی، رژینا جودت و شروین باقری بی‌صفر به ایفای نقش می‌پردازند.

این اثر که آلیاژی از نمایشنامه‌های «بالکن» اثر ژان ژنه، «احضار» اثر واتسلاو هاول و داستان «پانسیون» از مجموعه «دوبلینی‌ها» اثر جیمز جویس است با رویکردی فمینیستی، به بن‌بست تاریخی و اجتماعی مسئله زن می‌پردازد و در شیوه اجرا نیز بر ساختاری پارادوکسیکال و تجربه‌گرا استوار است.

این اثر نمایشی با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی، به واکاوی مسائل اجتماعی و ماهوی انسان معاصر می‌پردازد. مواجهه با این مسائل در بستری از کمدی ابزورد و تلخی، فضایی دوگانه خلق می‌کند و می‌کوشد مخاطب را درگیر مواجهه‌ای مستقیم و بی‌واسطه با پرسش‌های اثر سازد.

«بالکن: کابین» از ۱۶ تیرماه، ساعت ۱۹ با همکاری خانه نمایش مهرگان در سالن شماره‌۳ این مجموعه درحال اجراست. علاقمندان جهت تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه فرمایند.

ویدیو
درباره نمایش برای فروش i
امیر مسعود، مجید یارندی پور و Heliye این را خواندند
مهشید این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی خدای کشتار | GOD OF CARNAGE i
نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا با کارگردانی پرهام پاسیار در قالب اجرای نمایشنامه‌خوانی روی صحنه می‌رود. | عکس «خدای کشتار» در خانه نمایش مهرگان خوانش می‌شودنمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا با کارگردانی پرهام پاسیار در قالب اجرای نمایشنامه‌خوانی روی صحنه می‌رود.
نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا، با ترجمه مائده طهماسبی و کارگردانی پرهام پاسیار در قالب اجرای نمایشنامه‌خوانی در خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود. دراماتورژی این اجرا بر عهده عرشیا صدری است. در خلاصه این اثر آمده: دو زوج برای گفت‌وگویی متمدنانه و حل یک اختلاف در کنار هم قرار می‌گیرند؛ اما هرچه زمان می‌گذرد، فضای آرام جلسه به چالشی پیچیده و غیرمنتظره بدل می‌شود و مرز میان ظاهرِ آراسته و واقعیتِ پنهان روابط انسانی کم‌کم از بین می‌رود. عرشیا صدری، پانیذ حامدی، شهریار کریمیان و نسیم نیکو نقش خوانان این نمایشنامه‌خوانی هستند. دیگر ...
دیدن ادامه ››

نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا، با ترجمه مائده طهماسبی و کارگردانی پرهام پاسیار در قالب اجرای نمایشنامه‌خوانی در خانه نمایش مهرگان روی صحنه می‌رود. دراماتورژی این اجرا بر عهده عرشیا صدری است.

در خلاصه این اثر آمده: دو زوج برای گفت‌وگویی متمدنانه و حل یک اختلاف در کنار هم قرار می‌گیرند؛ اما هرچه زمان می‌گذرد، فضای آرام جلسه به چالشی پیچیده و غیرمنتظره بدل می‌شود و مرز میان ظاهرِ آراسته و واقعیتِ پنهان روابط انسانی کم‌کم از بین می‌رود.

عرشیا صدری، پانیذ حامدی، شهریار کریمیان و نسیم نیکو نقش خوانان این نمایشنامه‌خوانی هستند.

دیگر عوامل این اجرا عبارتند از مشاور کارگردان: پانیذ ‌حامدی، دستیاران کارگردان: عرشیا ‌صدری، مهنوش ‌سلیمانی، برنامه ریز: ابوالفضل ‌شریفی، مجری طرح: امین ‌اسلامی، مدیر هنری: محمدسجاد ‌رشیدی، روابط عمومی: ابوالفضل شریفی، عرشیا صدری، مشاور رسانه: پارسا ‌اسماعیلی، گروه هنری: بازی به وقت شب، سرپرست گروه: پرهام ‌پاسیار، مدیر پروژه: علیرضا ‌ابوطالبی، اتاق فرمان و عوامل فنی: حمید ‌سلامی، امیرحسین ‌محمدی.

نمایشنامه‌خوانی «خدای کشتار» به کارگردانی پرهام پاسیار، شنبه ۲۷ تیر، ساعت ۲۱ در سالن شماره۳ خانه نمایش مهرگان روی صحنه خواهد رفت و علاقه‌مندان جهت تهیه بلیت این اثر می‌توانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.

ویدیو
درباره نمایش میان دو نفس i
امیر مسعود، مجید یارندی پور و Heliye این را خواندند
محمد لشگری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش میان دو نفس i
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش برای فروش i
اولین مجموعه تصاویر از نمایش «برای فروش» | عکس اولین مجموعه تصاویر از نمایش «برای فروش»
نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از چهارشنبه ۱۰ تیرماه در بلک‌باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته و با استقبال بی نظیر مخاطبان روبه‌رو شده است.تمامی بلیت‌های شش اجرای نخست این نمایش به فروش رسیده و بلیت اجراهای آینده در سایت تیوال در دسترس علاقه‌مندان است. مخاطبان می‌توانند با مراجعه به این سامانه نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.مهرانه مهین‌ترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعت‌پیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند. عوامل این نمایش عبارتند از:  نویسنده: سهند خیرآبادی، ...
دیدن ادامه ››

نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از چهارشنبه ۱۰ تیرماه در بلک‌باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته و با استقبال بی نظیر مخاطبان روبه‌رو شده است.

تمامی بلیت‌های شش اجرای نخست این نمایش به فروش رسیده و بلیت اجراهای آینده در سایت تیوال در دسترس علاقه‌مندان است. مخاطبان می‌توانند با مراجعه به این سامانه نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.

مهرانه مهین‌ترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعت‌پیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند.

عوامل این نمایش عبارتند از: 
نویسنده: سهند خیرآبادی، کارگردان: علی تصدیقی، مجری طرح: میثم میرزایی،‌ مدیر اجرایی: حمیده وحیدی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: پانیا تمری، دستیار کارگردان و مدیر صحنه: مهدی قمر، طراح لباس: حمیده وحیدی، دستیار لباس: ماه‌آفرید عنایتی، طراح صحنه: علی تصدیقی، ساخت دکور: حمید سلطانی، طراح گریم: نازنین امینی ، دستیار گریم: پارمیس موسوی، طراح نور: آراد شاکری ، دستیار صحنه: یزدان شوشتریان، منشی صحنه: پانیا تمری، اپراتور صدا: ایلیا درگاهی، مدیر تبلیغات: رعنا نوری، مشاور رسانه‌ای: مریم قربانی‌نیا، عکاس: الهه شهریاری

خبر
درباره نمایش هری پاتر i
اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد  | عکس اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد
نمایش «هری‌پاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی از ۶ خرداد اجرای خود را در خانه ‌نمایش ‌مهرگان آغاز کرده و باتوجه به استقبال مخاطبان، همچنان پذیرای مخاطبان است. به گزارش روزنه هنر، این اثر روایتی از زندگی هری پاتر بر اساس رمان اول تا چهارم هری‌پاتر اثر جی.کی رولینگ است. سینا سلیقه‌دار، مانیا ‌مقدم، علی ‌افتخاری، مهرزاد ‌جعفری، سپهر ‌فرزاد، افشین داوودی، نگین پروا، پدرام صادقی، میلاد ‌مرتضوی، امیرحسین ‌فارسی، سینا ‌باقری، سارا ‌رحیم ‌دشتی، نیوشا آذر کیوان، فریبا حسینی نسب، علیرضا ‌حافظی، عرفان ...
دیدن ادامه ››

نمایش «هری‌پاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی از ۶ خرداد اجرای خود را در خانه ‌نمایش ‌مهرگان آغاز کرده و باتوجه به استقبال مخاطبان، همچنان پذیرای مخاطبان است.

به گزارش روزنه هنر، این اثر روایتی از زندگی هری پاتر بر اساس رمان اول تا چهارم هری‌پاتر اثر جی.کی رولینگ است.

سینا سلیقه‌دار، مانیا ‌مقدم، علی ‌افتخاری، مهرزاد ‌جعفری، سپهر ‌فرزاد، افشین داوودی، نگین پروا، پدرام صادقی، میلاد ‌مرتضوی، امیرحسین ‌فارسی، سینا ‌باقری، سارا ‌رحیم ‌دشتی، نیوشا آذر کیوان، فریبا حسینی نسب، علیرضا ‌حافظی، عرفان گل محمدی، مرتضی طهرانی، امید ‌آزادخانی، ایمان ‌رحیم دل، محراب ‌رضائی، کیمیا ‌کسنویه، رنلی بختیاری، علی شجاعی، علی ‌یاور، محمدنقی ‌اظهری، آیناز جلیلی، نازنین اهرانی، مهسا ‌صفری، امیر محسن رجب‌پور، ایلیا ‌شکرگزار، کیان دلدوست، مهدی ‌کبیری، حسین ‌کبیری، هومن ‌مردانی، پرنیا آبیاری بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش پرداختند.

از دیگر عوامل این اثر می‌توان به: امین شوشتری (مدیر پروژه)، محمدجواد‌شیخ (طراح دکور)، علیرضا ‌حافظی (آهنگساز و انتخاب قطعه)، مهسا ‌صفری (طراح گریم)، علی زندیه (طراح گرافیک، پوستر و تبلیغات)، غزاله ‌نیّر (طراح حرکت و کروگراف)، مهرزاد جعفری (مشاورکارگردان)، سروا طبسی (دستیار کارگردان)، سپهر‌فرزاد (بازیگردان)، کیمیا ‌کاظم‌‌دخت (دستیار برنامه‌ریز)، الناز جعفری‌پور، سروش ‌نیکوسخن، مهدی دهقان، مهیار هاشمی جوان، آرتین رامتین (گروه ساخت دکور)، شبنم زواریان، نگین طهماسبی، می‌گل ایمانی‌پور (دستیاران گریم)، حسن ‌نیک‌‌زاد، محمد خاکزاد (دستیاران صحنه)، فرشته جاوید (دستیار لباس)، معصومه ‌خوش ‌اندام (اتاق فرمان)، فروشگاه فانتازیو (اسپانسر لباس و اکسسوری) و حامد ‌قریب (مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه و تبلیغات) اشاره کرد.

نمایش «هری‌پاتر» ازچهارشنبه، ۶ خرداد اجرای خود را در سالن۱ خانه نمایش مهرگان (واقع در خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه، خیابانوحید نظری، پلاک ۶۰) آغاز کرده و هر شب ساعت ۱۸:۴۵ برای مخاطبان به نمایش گذاشته می‌شود.

منبع

 

آرزو احمدیان و امیر مسعود این را خواندند
محمدسجاد رشیدی و سارا اراني این را دوست دارند
پیشنهاد میدهم ماه شهریور هم دوباره اجرای این نمایش جذاب اونهم با تایم طولانی و طراحی چهره ها و لباس های خوشرنگ باشه ، من قول می‌دهم شهریور ماه حتما به تماشا بیایم.
در حال حاضر شرایط تئأتر آمدن ندارم ولی نمایش هری پاتر قسمت های یک تا شش را حتمآ باید ببینم
سپاس از اجرای خوب شما
پاینده بااشید 🌷✨️🥇
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش میان دو نفس i
مجید یارندی پور و Heliye این را خواندند
شکیبا و ژینا احمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هشتمین دوره جشنواره نمایشنامه خوانی مولوی | عکس هشتمین دوره جشنواره نمایشنامه خوانی مولوی
...
دیدن ادامه ››

فراخوان هشتمین دوره جشنواره نمایشنامه‌خوانی مولوی منتشر شد.

- دانشجویان و فارغ‌التحصیلان علاقه‌مند به هنر تئاتر دعوت می‌شوند، در این رویداد هنری شرکت نمایند.

- جشنواره در آبان ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد و اثار تالیفی، اقتباسی و ترجمه‌ای در بخش رقابتی با هم به رقابت خواهند پرداخت.

- متقاضیان لطفا جهت کسب اطلاعات دقیق، فایل فراخوان را مطالعه نمایند.

فایل فراخوان

- جهت دریافت فایل کامل فراخوان، مطلع شدن از برنامه‌های آتی جشنواره، و ارتباط با دبیرخانه، ما را در فضای مجازی دنبال کنید:

Telegram: @molavi_festival
Instagram: instagram.co/molavi_festival

Email: Molavitheaterfestival@gmail.com

مجید یارندی پور و Heliye این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش کمدی سیاه i
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی صداها i
«صداها» اثر سوزان گریفین روی صحنه نمایشنامه‌خوانی می‌شود | عکس «صداها» اثر سوزان گریفین روی صحنه نمایشنامه‌خوانی می‌شود
نمایشنامه «صداها» اثر سوزان گریفین، که برای نخستین‌بار به زبان فارسی ترجمه شده در قالب یک اجرای نمایشنامه‌خوانی با کارگردانی آریو راقب کیانی، در بوتیک هنر ایران، پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایشنامه «صداها» (Voices) اثر سوزان گریفین، نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس و نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی، برای نخستین‌بار به زبان فارسی ترجمه شده و در قالب یک اجرای نمایشنامه‌خوانی با کارگردانی آریو راقب کیانی، روز جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۳۰ در بوتیک هنر ایران، سالن ۴، پیش روی مخاطبان قرار ...
دیدن ادامه ››

نمایشنامه «صداها» اثر سوزان گریفین، که برای نخستین‌بار به زبان فارسی ترجمه شده در قالب یک اجرای نمایشنامه‌خوانی با کارگردانی آریو راقب کیانی، در بوتیک هنر ایران، پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایشنامه «صداها» (Voices) اثر سوزان گریفین، نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس و نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی، برای نخستین‌بار به زبان فارسی ترجمه شده و در قالب یک اجرای نمایشنامه‌خوانی با کارگردانی آریو راقب کیانی، روز جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۳۰ در بوتیک هنر ایران، سالن ۴، پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
سوزان گریفین از چهره‌های تأثیرگذار ادبیات و اندیشه معاصر آمریکا است که آثارش در مرز میان ادبیات، فلسفه، روان‌شناسی، تاریخ و مطالعات زنان قرار می‌گیرد.
او از پیشگامان جریان انسان‌گرایی‌ بومی به شمار می‌آید؛ جریانی که بر پیوند میان سلطه بر انسان و بهره‌کشی از طبیعت تأکید دارد و ریشه هر دو را از ساختارهای قدرت قلمداد می‌کند. گریفین در آثار خود با نگاهی زنانه، شاعرانه و انسان‌گرایانه، به مفاهیمی چون هویت، حافظه، خشونت، عشق، صلح، بدن، طبیعت و کرامت انسان می‌پردازد و تلاش می‌کند صدای تجربه‌های خاموش و نادیده‌گرفته‌شده، به‌ویژه تجربه زنان، را به ادبیات بازگرداند.
از شناخته‌ شده‌ترین آثار او می‌توان به «زن و طبیعت؛ غرش درون او»، «همسرایی سنگ‌ها»و «آنچه بدن او می‌اندیشید» اشاره کرد؛ آثاری که هر یک از زاویه‌ای متفاوت، رابطه انسان با طبیعت، تاریخ، خشونت، قدرت و تجربه زیسته زنان را واکاوی می‌کنند و جایگاه ویژه‌ای در ادبیات اندیشه‌ورز معاصر دارند. باید گفت نمایشنامه "صداها" نیز در امتداد همین جهان فکری شکل گرفته است. این اثر، بیش از آنکه بر روایت کلاسیک و خطی استوار باشد، بر گفت‌وگو، چندصدایی، خاطره و لایه‌های پنهان ذهن شخصیت‌ها تکیه دارد. نگاه تمثیل آمیز «صدا» در این نمایشنامه صرفا به منظور ابزار بیان نیست، بلکه استعاره‌ای از تجربه‌های زیسته، سکوت‌های تاریخی، کشمکش‌های درونی و جست‌وجوی هویت است. گریفین در این اثر نیز با حساسیت ویژه خود نسبت به تجربه انسانی و به‌ویژه تجربه زنان، فضایی شاعرانه و تأمل‌برانگیز خلق می‌کند که مخاطب را به بازاندیشی درباره روابط انسانی، مسئولیت، همدلی و معنای زیستن دعوت می‌کند.
ترجمه و کارگردانی این نمایشنامه را آریو راقب کیانی عهده‌دار است و این اجرا، نخستین معرفی رسمی این اثر به مخاطبان فارسی‌ زبان به شمار می‌رود. در این اجرا، آرام محمدخانی، ندا خدابخش، مهرو ذبیحی، خاطره گواه و ویدا وکیل نوین به عنوان نقش‌خوان حضور دارند و امیر پارسائیان‌مهر به عنوان مشاور رسانه و سمیرا رحمتی به عنوان دستیار کارگردان گروه را همراهی می‌کند. علاقه‌مندان می‌توانند بلیت این اجرا را از طریق سایت تیوال تهیه کنند.

خبر
درباره نمایش مرگ اشرف غنی i
رونمایی از پوستر «مرگ اشرف غنی» | عکس همزمان با آغاز پیش‌فروش روزهای جدید اجرا از پوستر نمایش «مرگ اشرف غنی» رونمایی شد.رونمایی از پوستر «مرگ اشرف غنی»
در آستانه آغاز اجرای «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی با تهیه‌کنندگی مهدی طوفانی در تماشاخانه هیلاج از پوستر این نمایش با طرحی از محمدحسن آزادگان رونمایی شد. آرزو غلامی، عیسی حسینی، نادر محمودی، فرشته محمدی، بشیر احمد نیکزاد، فریماه پروانی و مبینا صافی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.این اثر پیش‌ از این در چهل‌ و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین نمایشنامه اقتباسی شده و همچنین نامزد دریافت جایزه برای بهترین موسیقی و بهترین بازیگر زن بوده است.از دیگر عوامل «مرگ ...
دیدن ادامه ››

در آستانه آغاز اجرای «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی با تهیه‌کنندگی مهدی طوفانی در تماشاخانه هیلاج از پوستر این نمایش با طرحی از محمدحسن آزادگان رونمایی شد. 
آرزو غلامی، عیسی حسینی، نادر محمودی، فرشته محمدی، بشیر احمد نیکزاد، فریماه پروانی و مبینا صافی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.
این اثر پیش‌ از این در چهل‌ و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین نمایشنامه اقتباسی شده و همچنین نامزد دریافت جایزه برای بهترین موسیقی و بهترین بازیگر زن بوده است.
از دیگر عوامل «مرگ اشرف غنی» عبارتند از مجری طرح: پژمان برزگر، خوانندگان: عرفان مبینی، مجتبی خاوری و مبینا صافی، نوازندگان: پیمان اکبری و متین سعیدی، دستیاران کارگردان: هدی حاجی‌زاده و یاشار نادری، طراحان صحنه: ابراهیم پشت‌کوهی و حسین طاهربخش، طراحان لباس: ابراهیم پشت‌کوهی و مرجان خرمی، طراح گریم:  شبنم روزبهانه، طراح گرافیک، موشن‌گرافیک و ساخت تیزر: محمدحسن آزادگان، طراح نور: پژمان برزگر، طراح حرکت:  هدیه شیخان، مدیر اجرایی: محمد لهاک، مدیر صحنه:  سام جانملکی، منشی صحنه: فرانک ورکیانی، عکاسان: پرتو جغتایی و امیر ناصری، مدیر روابط عمومی: امیرعباس حیدری، مدیر رسانه: نگار امیری، جلوه‌های ویژه: آرش آقابیک، نماینده اجرایی: هلیا خادم و تبلیغات مجازی: مهتاب بیات
در پی اتمام بلیت‌های روزهای نخست، امکان تهیه بلیت برای سانس‌های جدید این نمایش فراهم شده است. 
«مرگ اشرف غنی» از یکشنبه ۲۱ تیر، ساعت ۱۹ در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌رود و علاقه‌مندان می‌توانند جهت تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
در خلاصه داستان نمایش «مرگ اشرف غنی» می‌خوانیم: «در شب چله، کابل سقوط می‌کند و طالبان برای یافتن اشرف غنی به خانه‌ای در حاشیه کابل هجوم می‌برند.»

منبع

نسیم حسینی، مجید یارندی پور و Heliye این را خواندند
محمد لهاک، گروه روانشناسی اثر، ثور، سوبژه، محمد لهاک، آرزو غلامی، فاطمه احمدی و محمد لشگری این را دوست دارند
بازیگرای بسیار حرفه‌ای بودن و داستان و نمایش‌نامه خیلیی قوی بود. من به شخصه بسیار بسیار لذت بردم. مرسی ازتون.❤️
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش مرز i
ویدیو
درباره نمایش سه سانتی i
امیر مسعود این را خواند
محمدرضا رمضانی و مهدی علی‌نژاد این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«راز دیوارهای فروریخته» در تالار محراب به روی صحنه می‌رود | عکس سفری به عمق سکوت و تردید«راز دیوارهای فروریخته» در تالار محراب به روی صحنه می‌رود
نمایش جدید شکیبا علیزاده با بازی علی مربی، هیوا پورشفقی و جمعی از هنرمندان، روایتی معمایی از یک عمارت متروکه را روایت می‌کندنمایش «راز دیوارهای فروریخته» به نویسندگی و کارگردانی شکیبا علیزاده و تهیه‌کنندگی موسسه «شکیبا مهر هنر»، از ۲۱ تیرماه در سالن استاد جمیله شیخیِ تالار محراب به روی صحنه می‌رود. این اثر نمایشی که در ژانر وحشت- معمایی تولید شده است، هر شب ساعت ۱۹:۰۰ به مدت ۵۵ دقیقه میزبان علاقه‌مندان به هنرهای نمایشی خواهد بود.در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «دو معمار برای مرمت آسایشگاهی متروکه قدم به ساختمانی می‌گذارند که ...
دیدن ادامه ››

نمایش جدید شکیبا علیزاده با بازی علی مربی، هیوا پورشفقی و جمعی از هنرمندان، روایتی معمایی از یک عمارت متروکه را روایت می‌کند
نمایش «راز دیوارهای فروریخته» به نویسندگی و کارگردانی شکیبا علیزاده و تهیه‌کنندگی موسسه «شکیبا مهر هنر»، از ۲۱ تیرماه در سالن استاد جمیله شیخیِ تالار محراب به روی صحنه می‌رود.

این اثر نمایشی که در ژانر وحشت- معمایی تولید شده است، هر شب ساعت ۱۹:۰۰ به مدت ۵۵ دقیقه میزبان علاقه‌مندان به هنرهای نمایشی خواهد بود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «دو معمار برای مرمت آسایشگاهی متروکه قدم به ساختمانی می‌گذارند که گذشته‌اش هنوز در سکوت دیوارها جریان دارد، جایی که هر قدم، مرز میان واقعیت و حقیقت را مبهم‌تر می‌کند.»

در این نمایش هنرمندانی همچون علی مربی، هیوا پورشفقی، حنا جعفری، صابر خرم‌بخت، آرمین حسن‌زاده و شیوا کوشکانی به ایفای نقش می‌پردازند. همچنین عوامل این نمایش عبارتند از: مشاور کارگردان علی مربی، گروه کارگردانی عسل داوودی، عطاالله رادپور ، مدیر تولید حمیدرضا محمدحسینی، طراح لباس، طراح صحنه و سازنده تیزر ماهک سلیمانی، گریم شکیبا علیزاده، مدیر رسانه پیام احمدی کاشانی، عکاس پیام احمدی کاشانی، روابط عمومی طیبه محرمی و...

علاقه‌مندان برای تهیه بلیط می‌توانند به سایت تیوال مراجعه فرمایند.

امیر مسعود، مجید یارندی پور و Heliye این را خواندند
آرمین حسن زاده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش چشم های بسته از خواب i
«چشم‌های بسته از خواب» به تالار محراب می‌آیند  | عکس روایتی از تنش‌های خانوادگی و روابط اجتماعی «چشم‌های بسته از خواب» به تالار محراب می‌آیند
مجید یاراحمدی نمایشنامه محمد چرم‌شیر را با بازی فاطمه زمانی، سهیلا قیدی و علی پیله‌ور روی صحنه می‌برد.نمایش «چشم‌های بسته از خواب» به نویسندگی محمد چرم‌شیر و کارگردانی و تهیه‌کنندگی مجید یاراحمدی، از تاریخ ۲۱ تیرماه تا ۸ مردادماه، در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب روی صحنه می‌رود. این نمایش که هر شب از ساعت ۲۰:۳۰ اجرا می‌شود، در مدت ۵۰ دقیقه به موضوع استفاده ابزاری فرزندان توسط مادر برای مقابله با پدر و پنهان کردن واقعیت‌های روابط اجتماعی می‌پردازد.در این اثر نمایشی، فاطمه زمانی، سهیلا قیدی و علی پیله‌ور به ایفای نقش ...
دیدن ادامه ››

مجید یاراحمدی نمایشنامه محمد چرم‌شیر را با بازی فاطمه زمانی، سهیلا قیدی و علی پیله‌ور روی صحنه می‌برد.
نمایش «چشم‌های بسته از خواب» به نویسندگی محمد چرم‌شیر و کارگردانی و تهیه‌کنندگی مجید یاراحمدی، از تاریخ ۲۱ تیرماه تا ۸ مردادماه، در سالن استاد جمیله شیخی تالار محراب روی صحنه می‌رود. این نمایش که هر شب از ساعت ۲۰:۳۰ اجرا می‌شود، در مدت ۵۰ دقیقه به موضوع استفاده ابزاری فرزندان توسط مادر برای مقابله با پدر و پنهان کردن واقعیت‌های روابط اجتماعی می‌پردازد.
در این اثر نمایشی، فاطمه زمانی، سهیلا قیدی و علی پیله‌ور به ایفای نقش می‌پردازند. عوامل این نمایش عبارتند از: مشاور کارگردان غلامحسین شاه‌علی، مدیر برنامه‌ریزی مرضیه دهقان‌پور، دستیاران کارگردان طاها سعیدی و سمیه باباوند، نریشن سحر امیری، طراح صحنه اکرم بایه، طراح لباس آیدا فاضلی، طراح گریم ندا میرزایی، مجری گریم الیا موسوی، طراح پوستر و بروشور مینا قانع، طراح نور مجید احمدآبادی، مجری طرح آرمینا عباس‌زاده، روابط عمومی طیبه محرمی، مدیر رسانه پیام احمدی کاشانی، مدیر صحنه امیررضا آبی، عکاسان سیروس رستم‌پور، پیام احمدی کاشانی و حسن رستم‌پور، ساخت تیزر عرشیا مرادی، دستیار صحنه فاطمه (دریا) اسدی و انتخاب موسیقی پارمیدا یاراحمدی.
علاقه‌مندان می‌توانند جهت تهیه بلیط به سایت تیوال مراجعه نمایند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی کچل کفترباز i
اجراخوانی «کچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده در مرکز تئاتر توانش | عکس یکم و دوم مردادماه در مرکز تئاتر توانش نمایش‌نامه‌ی «کچل کفترباز» اجراخوانی می‌شوداجراخوانی «کچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده در مرکز تئاتر توانش
نمایش‌نامه‌ی «کچل کفترباز» روز پنج‌شنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، در مرکز تئاتر «توانش» اجراخوانی می‌شود.به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش‌نامه‌ی «کچل کفترباز» با اقتباسی آزاد از داستان «صمد بهرنگی» و به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز پنج‌شنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، ساعت ۱۹:۴۵ در مرکز تئاتر توانش برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها اجراخوانی خواهد شد.این نمایش‌نامه، اقتباس آزاد از داستانی به همین نام، نوشته‌ی «صمد بهرنگی»، نویسنده‌ی فقید ایران است.در اجراخوانی ...
دیدن ادامه ››

نمایش‌نامه‌ی «کچل کفترباز» روز پنج‌شنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، در مرکز تئاتر «توانش» اجراخوانی می‌شود.
به گزارش روابط‌عمومی گروه، نمایش‌نامه‌ی «کچل کفترباز» با اقتباسی آزاد از داستان «صمد بهرنگی» و به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز پنج‌شنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، ساعت ۱۹:۴۵ در مرکز تئاتر توانش برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها اجراخوانی خواهد شد.
این نمایش‌نامه، اقتباس آزاد از داستانی به همین نام، نوشته‌ی «صمد بهرنگی»، نویسنده‌ی فقید ایران است.
در اجراخوانی «کچل کفترباز»، نقش‌خوانیِ شخصیت‌ها را (به ترتیب ورود)، هانیه تفکری، عطیه پژم، آناهیتا رضایی، نرگس اصغری، عرشیا صادقی‌نیا، امیرسجاد دبیریان، امیرمهدی طایفه‌نفر، کیمیا حیدری، آناهیتا زحمتکش، سارینا ابراهیم‌زاده و مهدیار حبیب‌تبار بر عهده دارند.
سایر عوامل گروه عبارتند از: نگار دولت‌آبادی (دستیار کارگردان)، ساغر معین‌فرد (نوازنده‌ی تنبک)، احمدرضا حجارزاده (انتخاب موسیقی)، سهیلا انصاری (ساخت عروسک کاغذی)، ریحانه زارع (طراح پوستر)، احسان رأفتی (عکاس)، امیر پارساییان‌مهر (امور رسانه و اطلاع‌رسانی).
در خلاصه‌داستان این نمایش آمده:«کچلِ کفترباز با مادرش در خانه‌ای کوچک اما باصفا، زندگی آرامی دارند. پادشاه زورگو،که مدام قصر خود را بزرگ‌تر می‌کند، حالا به همسایگیِ کچل و مادرش رسیده است. دختر پادشاه، هر روز از تراس قصر به زندگیِ ساده‌ی کچل و مادرش نگاه می‌کند و حسرت خوشبختی آن‌ها را می‌خورد. وقتی ندیمه به پادشاه خبر می‌دهد که دخترش به افسردگی مبتلا شده، پادشاه به فکر انتقام از کچل و کفترهایش می‌افتد».
حجارزاده پیش از این، تجربه‌ی کارگردانی چند نمایش‌نامه‌خوانی و فیلم کوتاه را داشته است. او همچنین در شهریورماه سال گذشته، نمایش «جوادیه» را به نویسندگی کهبد تاراج روی صحنه برد که با استقبال خوب تماشاگران روبه‌رو شد.
گفتنی‌ست نمایش‌نامه‌ی «کچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز پنج‌شنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، ساعت ۱۹:۴۵ در مرکز تئاتر «توانش» برای گروه سنی بالای ۵ سال و کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها اجراخوانی خواهد شد.
علاقه‌مندان به تماشای این اجرا، برای رزرو و تهیه بلیت می‌توانند به سایت‌ تیوال مراجعه کنند.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی +حقوق i
«+حقوق» در بوتیک هنر ایران  | عکس نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» به کارگردانی امین کشاورز در بوتیک هنر ایران، روی صحنه می‌رود.«+حقوق» در بوتیک هنر ایران
به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی ‌امین کشاورز، در تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه و ۱ و ۲ مردادماه ۱۴۰۵، در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.«+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پست‌مدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدت‌زمان ۵۰ دقیقه است. در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، می‌خواهد نزد رئیس خود برود.»نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقش‌خوانان این اثر به ترتیب ...
دیدن ادامه ››

به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی ‌امین کشاورز، در تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه و ۱ و ۲ مردادماه ۱۴۰۵، در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.
«+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پست‌مدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدت‌زمان ۵۰ دقیقه است. 
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، می‌خواهد نزد رئیس خود برود.»
نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقش‌خوانان این اثر به ترتیب خوانش، هستند. 
عوامل نمایشنامه‌خوانی «+حقوق» عبارتند از: بازنویسی، تهیه‌کننده و کارگردان: امین کشاورز، نویسنده: ژرژ پرک، مترجم انگلیسی: دیوید بلوس، کاری از گروه تئاتر رویای سفید، مشاور کارگردان و مترجم: ویدا کشاورز، گروه کارگردانی: بیتا شاهرضایی، صدرا سلطانیان، طراح نور: امین کشاورز و مشاور رسانه‌ای: علی کشاورز.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر مسعود، مجید یارندی پور و Heliye این را خواندند
نسیبه افسری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش مرز i
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر مسعود و محمد لشگری این را خواندند
مهران تقوی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش خطرنج i
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمد فروزنده و Masoud این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایشنامه‌خوانی گنبد کبود (قسمت دوم قتلی از کلاغ ها) i
ادای احترام به کودکان شهید میناب با برگزاری یک جلسه نمایشنامه خوانی | عکس ادای احترام به کودکان شهید میناب با برگزاری یک جلسه نمایشنامه خوانی
دومین بخش از پروژه سه گانه «قتلی از کلاغ ها» در قالب جلسه نمایشنامه خوانی «گنبد کبود» با ادای احترام به ۱۶۸ کودک شهید مدرسه شجره طیبه میناب در عمارت نوفل لوشاتو پیش روی مخاطبان قرار می گیرد.به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه نمایشنامه‌خوانی «گنبد کبود» به عنوان دومین بخش از سه‌گانه نمایشی «قتلی از کلاغ‌ها» با نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی مهدی امیری، ساعت ۱۷ روز سه‌شنبه ۱۶ تیر در عمارت نوفل‌لوشاتو برگزار می‌شود.در این اجرا به یاد ۱۶۸ کودک شهید مدرسه میناب، از ۱۶۸ کودک کار نیز میزبانی خواهد شد.نخستین بخش این ...
دیدن ادامه ››

دومین بخش از پروژه سه گانه «قتلی از کلاغ ها» در قالب جلسه نمایشنامه خوانی «گنبد کبود» با ادای احترام به ۱۶۸ کودک شهید مدرسه شجره طیبه میناب در عمارت نوفل لوشاتو پیش روی مخاطبان قرار می گیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه نمایشنامه‌خوانی «گنبد کبود» به عنوان دومین بخش از سه‌گانه نمایشی «قتلی از کلاغ‌ها» با نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی مهدی امیری، ساعت ۱۷ روز سه‌شنبه ۱۶ تیر در عمارت نوفل‌لوشاتو برگزار می‌شود.
در این اجرا به یاد ۱۶۸ کودک شهید مدرسه میناب، از ۱۶۸ کودک کار نیز میزبانی خواهد شد.
نخستین بخش این سه‌گانه با عنوان «قتلی از کلاغ‌ها» قرار بود ۹ اسفند سال گذشته اجرا شود، اما هم‌زمانی آغاز اجرا با جنگ تحمیلی رمضان مانع از اجرای آن شد.
از این‌رو «گنبد کبود» به‌عنوان ادامه این روایت، نخستین اثری است که مخاطبان از جهان نمایشی این سه‌گانه تماشا خواهند کرد.
«گنبد کبود» روایت گر نویسنده‌ای نامدار است که باور دارد اندیشه‌هایش دیگر کارایی گذشته را ندارند. هراس از کشته شدن به دست گروه‌هایی که روزگاری آنان را نقد کرده است، او را در موقعیتی قرار می‌دهد که مرز میان زندگی و مرگ هر لحظه باریک‌تر می‌شود. این اثر با فضایی گروتسک، انتزاعی و روایتی غیرخطی، گره‌های دراماتیک خود را شکل می‌دهد.
کرامت رودساز، روزبه اختری، میترا مقدمی و علی برجی بازیگران این نمایشنامه‌خوانی هستند و مدیسا رژهم نیز به‌عنوان راوی حضور دارد. همچنین عرفان سعیدی به‌عنوان دستیار کارگردان و برنامه‌ریز، ترلان شیرعلی طراح پوستر و محمد دانشور مدیر و مشاور رسانه‌ای این اثر هستند.
مهدی امیری، تهیه‌کننده اثر، اعلام کرده است که به یاد ۱۶۸ کودک شهید مدرسه میناب، در این اجرا از ۱۶۸ کودک کار میزبانی و به آنان کمک‌هزینه تحصیلی اهدا خواهد شد.
علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایشنامه‌خوانی به سامانه تیوال مراجعه کنند.

محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش بدن بی نقص i
گفت‌وگوی ایو انسلر با ایمی گودمن در برنامه دموکراسی‌نو | عکس مصاحبه‌ای که در ادامه می‌خوانید، برگرفته از گفت‌وگوی ایو انسلر با ایمی گودمن در برنامه دموکراسی‌نو! است که در مه ۲۰۱۹ و هم‌زمان با انتشار کتاب «عذرخواهی» (The Apology) انجام شده استگفت‌وگوی ایو انسلر با ایمی گودمن در برنامه دموکراسی‌نو
در این کتاب، انسلر به‌عنوان نویسنده‌ی نمایشنامه‌ی مشهور «مونولوگ‌های زنانه» (The Monologues) و بنیان‌گذار کمپین «روز وی» (V-Day)، روایت‌گر تلاشی بی‌نظیر برای عبور از یک زخم کهنه‌ست: نوشتن عذرخواهی‌ای از زبان پدرش که او را در کودکی به شدت آزار داده بود. ایمی گودمن: ایو انسلر، نویسنده‌ی برنده‌ی جوایز تئاتر و نویسنده‌ی «مونولوگ‌های زنانه» و بنیان‌گذار «روز وی» به برنامه خوش آمدید. کتاب جدید شما به سادگی «عذرخواهی» نام دارد. می‌توانید از مقدمه‌ی کتاب ...
دیدن ادامه ››

در این کتاب، انسلر به‌عنوان نویسنده‌ی نمایشنامه‌ی مشهور «مونولوگ‌های زنانه» (The Monologues) و بنیان‌گذار کمپین «روز وی» (V-Day)، روایت‌گر تلاشی بی‌نظیر برای عبور از یک زخم کهنه‌ست: نوشتن عذرخواهی‌ای از زبان پدرش که او را در کودکی به شدت آزار داده بود.

ایمی گودمن: ایو انسلر، نویسنده‌ی برنده‌ی جوایز تئاتر و نویسنده‌ی «مونولوگ‌های زنانه» و بنیان‌گذار «روز وی» به برنامه خوش آمدید. کتاب جدید شما به سادگی «عذرخواهی» نام دارد. می‌توانید از مقدمه‌ی کتاب برایمان بخوانید؟

ایو انسلر: از انتظار خسته شده‌ام. پدرم سال‌هاست که مرده است. او هرگز کلماتی را که من نیاز دارم، به من نخواهد گفت. او عذرخواهی نخواهد کرد. پس این عذرخواهی باید تصور شود. چرا که در تخیل است که ما از مرزها عبور می‌کنیم، روایت را عمیق‌تر می‌کنیم و نتایجی جایگزین طراحی می‌کنیم. این نامه، یک فراخوان است. سعی کرده‌ام به پدرم اجازه دهم آن‌طور که خودش حرف می‌زد، با من حرف بزند. هرچند من کلماتی را که نیاز داشتم پدرم به من بگوید، نوشته‌ام، اما مجبور بودم فضا بدهم تا او از درون من عبور کند.

 

ایمی گودمن: شما در این کتاب از زبان پدرتان می‌نویسید؛ عذرخواهی‌ای به خودتان از طرف مردی که شما را سال‌ها، از سن ۵ سالگی، آزار داده و مورد تجاوز قرار داده است. درباره‌ی مسئله‌ی «همدستی» یا «چشم‌پوشی» در خانواده بگویید. چگونه ممکن است چنین اتفاقی سال‌ها پنهان بماند؟

ایو انسلر: منظورم این است که چطور زندگی می‌کنیم و آنچه را می‌بینیم، نمی‌بینیم؟ ما مدام در حال ندیدن چیزهایی هستیم که می‌بینیم. در خانواده‌ها، اتفاقی می‌افتد که همه وانمود می‌کنند اتفاقی نمی‌افتد. مثل آن فیل توی اتاق است. ما آن را نمی‌بینیم. به این کشور (آمریکا) نگاه کنید که چقدر چیزها را تازه داریم یاد می‌گیریم نبینیم. به تغییرات اقلیمی نگاه کنید. من فکر می‌کنم انکار واقعاً قدرتمند است.

 

ایمی گودمن: خب، صحبت را طور دیگری مطرح می‌کنم. به اعضای خانواده‌ات چه می‌گویی؟ چون اغلب، فرد آزارگر یک نفر را در خانواده هدف قرار می‌دهد...

ایو انسلر: دقیقاً. فکر می‌کنم وقتی مادرم با این موضوع روبرو شد، به من گفت نشانه‌های زیادی وجود داشته که من مورد آزار بودم. من عفونت‌های مزمن مثانه داشتم، شب‌هراسی‌های شدید و هر شب جیغ می‌زدم، شخصیتم به شدت تغییر کرده بود. من فکر می‌کنم والدین و اعضای خانواده باید به هم توجه کنند. اگر تغییر ناگهانی در رفتار برادر یا خواهرتان دیدید، با آنها صحبت کنید. به عنوان یک مادر، به دخترتان بگویید: «این حقوق جنسی توست. این حقوق بدن توست. هیچ‌کس حق ندارد بدون رضایت تو به بدنت دست بزند.» با بچه‌ها مستقیم باشید. از حرف زدن درباره‌ی بدنشان نترسید. اگر در مدرسه هستند به آنها بگویید اگر کسی تو را به اتاقی برد و گفت به کسی نگو، تو به خانه بیا و به من بگو. ما در جامعه‌ای هنوز بسیار پاکدامن‌مسلک زندگی می‌کنیم که همه از حرف زدن درباره‌ی سکس می‌ترسند. حقیقت این است که در ۵ سالگی، ممکن است مورد تجاوز قرار بگیری. در ۵ سالگی، بدنت از نظر جنسی بیدار است. باید کسی باشد که به تو بگوید سکس چیست و چیست نیست. این تو را خراب نمی‌کند؛ به تو آگاهی می‌دهد و از تو محافظت می‌کند.

 

ایمی گودمن: درباره‌ی خشونت عاطفی‌ای که پدرت به تو وارد کرد، می‌نویسی که او به نامزدت گفته تو بچه‌ی وحشتناکی بوده‌ای و آینده‌ی عشق تو را نفرین کرده است. درباره‌اش توضیح بده.

ایو انسلر: به نظر من وقتی کسی در اوایل کودکی به بدنت تجاوز می‌کند، چنان گیج می‌شوی که انگار مغزت خاموش می‌شود. این شخص، کسی است که در دنیا بیشتر از همه دوستش داری. پس یک حس لذت عجیب هم در کار است، اما در عین حال می‌دانی کاملاً اشتباه است. احساس می‌کنی داری به مادرت خیانت می‌کنی. احساس می‌کنی مورد تعرض قرار گرفته‌ای. از طرفی تو انتخاب شده‌ای و این تو را خاص می‌کند و از این بابت هیجان‌زده‌ای. همه‌ی این احساسات متناقض، توانایی تو را برای صمیمیت با هر کس دیگری نابود می‌کند. آرزوی عشق را در تو می‌کشد، چون آرزوی دختر برای پدر، بخشی از رشد جنسی ماست. اگر کسی از این آرزوی طبیعی سوءاستفاده کند، اشتیاق را از تو می‌گیرد. انگار در ۵ سالگی به اوج رسیده‌ای و در عین حال نابود شده‌ای. و وقتی او مرا پس زد، من برای همیشه «هیچ‌کس» شدم. بعداً چطور می‌توانستم با کسی رابطه‌ای داشته باشم؟

 

ایمی گودمن: چطور توانستی از این بحران عبور کنی؟

ایو انسلر: سال‌ها طول کشید. قدم به قدم. روان‌درمانی، کار روی بدن، برنامه‌های دوازده‌قدمی، حضور در یک جامعه، کنشگری و نوشتن. من خودم را با نوشتن از این مهلکه نجات دادم. نوشتم، نوشتم و نوشتم تا از آن بیرون آمدم.

 

ایمی گودمن: از روند نوشتن این کتاب بگو. تو برای پدرت که ۳۰ سال پیش مرده، از زبان خودش عذرخواهی می‌نویسی.

ایو انسلر: این یک روند شگفت‌انگیز و دیوانه‌وار بود. من برای چهار ماه کامل، تقریباً در یک حالت خلسه‌وار فرو رفتم. در خانه‌ای در حومه‌ی شهر، هر روز، هر ظهر و هر شب فقط مشغول این کار بودم. خیلی جالب بود چون کشف کردم که مرده‌ها واقعاً نیاز دارند با ما در گفت‌وگو باشند. آنها به ما نیاز دارند تا با آنها ارتباط برقرار کنیم تا خودشان آزاد شوند.


ایمی گودمن: در کتاب می‌نویسی که در این عذرخواهیِ خیالی، پدرت نه فقط به خاطر آزار جنسی، بلکه به خاطر ندادنِ حقِ «خشم» به تو عذرخواهی می‌کند. این یعنی چه؟

ایو انسلر: یکی از مخرب‌ترین کارهایی که پدرم کرد، این بود که اجازه نداد از دستش عصبانی باشم. چون اگر عصبانی می‌شدم، باید او را متهم می‌کردم. و اگر او را متهم می‌کردم، باید حقیقت را فاش می‌کردم. و اگر حقیقت فاش می‌شد، خانواده از هم می‌پاشید. پس من خشم خودم را به درون ریختم و تبدیل به افسردگی، خودتخریبی و انزوا شد. او در این عذرخواهی می‌گوید: «حق خشم تو را از تو گرفتم. تو حق داشتی فریاد بزنی، حق داشتی مرا متهم کنی، حق داشتی مرا ترک کنی. من آن حق را دزدیدم.»

 

ایمی گودمن: اما این عذرخواهی را تو نوشتی، نه او. چطور توانستی از پسِ نوشتنِ کلماتی بربیایی که قرار است از طرفِ مردی باشد که بیشترین آسیب را به تو زده؟

ایو انسلر: (خنده‌ای تلخ) جالب اینجاست که وقتی شروع کردم، فکر کردم دارم به او اجازه می‌دهم که بالاخره حرفش را بزند. اما خیلی زود فهمیدم که دارم از خودم عبور می‌کنم. من برای سال‌ها سعی کرده بودم روایتِ قربانی را کنار بگذارم و فقط «بازمانده» باشم. اما در این پروژه، مجبور شدم دوباره وارد آن فضای تاریک شوم، این بار نه برای شکایت، بلکه برای بازپس‌گیریِ صدا. نوشتن از زبانِ متجاوز، سخت‌ترین کارِ خلاقانه‌ای بود که تا به حال کردم. چون باید بدونِ دفاع کردن از او، به او اجازه می‌دادم که حقیقت را بگوید. و حقیقتِ یک آزارگر این است: «می‌دانستم چه می‌کنم. انتخاب کردم که این کار را بکنم. و حالا پشیمانم.»

 

ایمی گودمن: منتقدانی می‌گویند که تو با این کار، بارِ مسئولیت را از دوشِ متجاوز برداشته‌ای و خودت را جای او گذاشته‌ای. پاسخ‌ات به آنها چیست؟

ایو انسلر: من اصلاً نمی‌گویم که قربانی باید عذرخواهیِ متجاوز را تصور کند. این کارِ من بود، یک انتخابِ شخصی و درمانی. من این کار را نکردم تا او را تبرئه کنم. من این کار را کردم تا از قفسِ او بیرون بیایم. تا وقتی او دیگر زنده نیست و هرگز عذرخواهی نکرد، من دیگر منتظرِ یک کلمه از طرفِ او نباشم. من عذرخواهی را از او قرض گرفتم تا خودم را آزاد کنم. این کتاب یک نسخه‌ی روان‌درمانی برای همه نیست؛ روایتِ شخصیِ من است.

 

ایمی گودمن: تو با کمپین «روز وی» و «مونولوگ‌های زنانه» صدای میلیون‌ها زن را به صحنه آوردی. این کتاب را چقدر در ادامه‌ی همان مسیر می‌بینی؟

ایو انسلر: دقیقاً ادامه‌ی همان مسیر است. «مونولوگ‌های زنانه» درباره‌ی بازپس‌گیریِ زبانِ بدن بود. «عذرخواهی» درباره‌ی بازپس‌گیریِ زبانِ خشم و بخشش است. من باورم این است که تغییرِ فردی و تغییرِ اجتماعی از هم جدا نیستند. اگر من نتوانم با پدرِ مرده‌ام روبه‌رو شوم، چطور می‌توانم با یک سیستمِ مردسالارِ زنده روبه‌رو شوم؟ اگر نتوانم عذرخواهی را برای خودم تصور کنم، چطور می‌توانم برای همه‌ی زنانی که هرگز عذرخواهی نمی‌شنوند، عدالت بخواهم؟

 

ایمی گودمن: در بخش‌هایی از کتاب، پدرت درباره‌ی پشیمانی‌اش از سکوتِ مادرت هم حرف می‌زند. می‌گوید: «مادرت را هم بخشیدم که ندید.» آیا تو مادرت را بخشیده‌ای؟

ایو انسلر: (مکث) این سخت‌ترین سؤال است. مادرم هم قربانی بود، هم ناظرِ خاموش. من سال‌ها از او عصبانی بودم. اما در این کتاب، پدرم می‌گوید که او هم در دامِ همان نظام گیر کرده بود؛ نظامی که به زنها یاد می‌دهد چشم‌هایشان را ببندند تا خانواده از هم نپاشد. من مادرم را نه به خاطرِ نادیده‌گرفتنِ من، بلکه به خاطرِ نادیده‌گرفتنِ خودش بخشیدم. او هم یک زنِ ترسیده بود. این بخشش، التیام‌بخش نبود، اما رهاکننده بود.

 

ایمی گودمن: و حالا، بعد از نوشتن این کتاب، چه احساسی داری؟ آیا پدرت را بخشیده‌ای؟

ایو انسلر: (آه می‌کشد) بخشیدنِ او، هدفِ این کتاب نبود. هدف، بازپس‌گیریِ داستانم بود. اما به طرز عجیبی، وقتی آن عذرخواهی را از زبانش نوشتم، برای اولین‌بار احساس کردم که او را می‌بینم. نه به عنوانِ یک هیولا، بلکه به عنوانِ یک مردِ شکسته که شکست‌اش را روی من پیاده کرد. بخشش؟ شاید نه به معنایِ سنتی‌اش. اما رهایی؟ بله. من از آرزویِ یک عذرخواهی که هرگز نمی‌آید، رها شدم. و این، بزرگ‌ترین هدیه‌ای بود که به خودم دادم.

 

ایمی گودمن: ایو انسلر، از تو سپاسگزارم که این روایتِ صمیمی و شجاعانه را با ما درمیان گذاشتی.

ایو انسلر: از تو ممنونم، ایمی. و از همه‌ی کسانی که این مصاحبه را می‌خوانند، می‌خواهم: اگر زخمی کهنه دارید، به خودتان اجازه دهید که خشم‌تان را بنویسید. حتی اگر طرفِ مقابل هرگز آن را نخواند. نوشتن، خودش یک دادگاهِ منصفانه است.

ترجمه از دکتر بهنام ترابی

 

محمد فروزنده و محمدرضا ریاحی‌پناه این را خواندند
ندا حسنی این را دوست دارد
به عقیده من اغلب ما دختران، زخم های کهنه ای در طول زندگی خود داریم، چه عمیق و چه سطحی و زود گذر ... اینکه چگونه و کجا بتوانیم آن ها را بازتاب دهیم و البته سانسور نشویم، مهم است که تا کنون چنین فضای امنی لا اقل برای خود من ایجاد نشده است!!
ندا حسنی
به عقیده من اغلب ما دختران، زخم های کهنه ای در طول زندگی خود داریم، چه عمیق و چه سطحی و زود گذر ... اینکه چگونه و کجا بتوانیم آن ها را بازتاب دهیم و البته سانسور نشویم، مهم است که تا کنون چنین ...
دقیقا و یاد دادن این مورد یه کودکان که در پشت شرم پنهان نشن و حرفشون رو بزنن
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش برای فروش i
آغاز فروش بلیت اجراهای جدید | عکس سه سانس نخست نمایش «برای فروش» سولد اوت شدآغاز فروش بلیت اجراهای جدید
تمامی بلیت‌های سه سانس نخست نمایش «برای فروش» به کارگردانی علی تصدیقی با استقبال چشمگیر مخاطبان به فروش رسید و شب گذشته اجرای افتتاحیه این نمایش نیز با استقبال مخاطبان مواجه شد. همزمان با تکمیل ظرفیت سه اجرای نخست، بلیت اجراهای جدید این نمایش برای چهارشنبه و جمعه هفته آینده (۱۷ و ۱۹ تیر) در سایت تیوال در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته و مخاطبان می‌توانند با مراجعه به این سامانه نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از روز گذشته (چهارشنبه ۱۰ تیرماه) در بلک‌باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر ...
دیدن ادامه ››

تمامی بلیت‌های سه سانس نخست نمایش «برای فروش» به کارگردانی علی تصدیقی با استقبال چشمگیر مخاطبان به فروش رسید و شب گذشته اجرای افتتاحیه این نمایش نیز با استقبال مخاطبان مواجه شد.

همزمان با تکمیل ظرفیت سه اجرای نخست، بلیت اجراهای جدید این نمایش برای چهارشنبه و جمعه هفته آینده (۱۷ و ۱۹ تیر) در سایت تیوال در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته و مخاطبان می‌توانند با مراجعه به این سامانه نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.

نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از روز گذشته (چهارشنبه ۱۰ تیرماه) در بلک‌باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته است.

مهرانه مهین‌ترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعت‌پیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند.

امیر مسعود این را خواند
بسیار تئاتر جالب بود، ایهام و معنا محوریت اصلی این نمایش بودند من توصیه می‌کنم از دوستان که به دیدن این تاتر بروند.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش خوی حیوانی i
بلیت‌فروشی نمایش «خوی حیوانی» آغاز شد | عکس هم‌زمان با رونمایی از پوستربلیت‌فروشی نمایش «خوی حیوانی» آغاز شد
نمایش «خوی حیوانی» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی هلیا خادم، هم‌زمان با رونمایی از پوستر رسمی این اثر، وارد مرحله فروش بلیت شد و از اول مردادماه در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه می‌رود. به گزارش روابط‌ عمومی نمایش «خوی حیوانی»، صفحه فروش بلیت این اثر هم‌زمان با رونمایی از پوستر رسمی نمایش در سامانه تیوال در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت. نمایش‌نامه «خوی حیوانی» را بهنام ترابی با اقتباسی از نمایش‌نامه «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک نوشته است. این نمایش با نگاهی فلسفی و تاریخی، مفاهیمی چون قدرت، ...
دیدن ادامه ››

نمایش «خوی حیوانی» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی هلیا خادم، هم‌زمان با رونمایی از پوستر رسمی این اثر، وارد مرحله فروش بلیت شد و از اول مردادماه در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه می‌رود. به گزارش روابط‌ عمومی نمایش «خوی حیوانی»، صفحه فروش بلیت این اثر هم‌زمان با رونمایی از پوستر رسمی نمایش در سامانه تیوال در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت. نمایش‌نامه «خوی حیوانی» را بهنام ترابی با اقتباسی از نمایش‌نامه «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک نوشته است. این نمایش با نگاهی فلسفی و تاریخی، مفاهیمی چون قدرت، ایمان، ایدئولوژی، آزادی و مناسبات انسانی را در قالب یک روایت نمایشی به چالش می‌کشد.
هلیا خادم، کارگردان و تهیه‌کننده این اثر، درباره روند تولید نمایش «خوی حیوانی» می‌گوید:«تولید نمایش خوی حیوانی نزدیک به یک سال به طول انجامید. در این مسیر، گروه با تغییرات و چالش‌های متعددی روبه‌رو شد اما تلاش کردم این دشواری‌ها را نه به‌ عنوان مانع، بلکه به‌عنوان بخشی از فرآیند خلق اثر بپذیرم. آن‌چه امروز با عنوان «خوی حیوانی» روی صحنه می‌رود، حاصل نزدیک به یک سال ایستادگی، هم‌دلی، اعتماد متقابل و ادامه‌دادن یک گروه در تمام فراز و نشیب‌های این مسیر است.
در خوی حیوانی کوشیده‌ایم جهانی را ترسیم کنیم که در آن خانه صرفاً یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه، ساختار قدرت و روابط انسانی است؛ فضایی که مرز میان ایمان، ایدئولوژی، آزادی و سلطه را به پرسش می‌کشد».
در خلاصه‌ داستان این نمایش آمده:«نمایش «خوی حیوانی» روایت مردی است که برای حفظ نظم و باورهای خود، خانواده‌اش را در خانه‌ای زندانی می‌کند. خانه در این نمایش، تنها یک مکان نیست، بلکه بازتابی از جامعه و ساختار قدرت است، جایی که مناسبات انسانی، ایمان، ایدئولوژی و میل به سلطه، سرنوشت شخصیت‌ها را رقم می‌زند.» امیرعباس حیدری، هنگامه معلم، تانیا بیات، صادق فخاری، عماد تدوینی و ملیکا حیدری بازیگران نمایش «خوی حیوانی» هستند. دیگر عوامل این اثر عبارتند از: اسدالله عسگری خادم (مدیر پروژه)، محمد لهاک (مجری طرح و طراح پوستر)، ایمان مهرعلی و عماد تدوینی (گروه کارگردانی)، ایمان مهرعلی (برنامه‌ریز)، علی اعتمادی (ساخت دکور)، ترانه راوشی (طراح موسیقی و نوازنده ویولن)، مهرزاد عسکری (نریشن)، پوریا سالخورده (اتاق فرمان)، نسیم حسینی (عکاس)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاع‌رسانی).
نمایش «خوی حیوانی» از اول مردادماه در تالار محراب، سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه خواهد رفت.
علاقه‌مندان می‌توانند برای رزرو و تهیه بلیت نمایش «خوی حیوانی» به برگه اختصاصی این اثر در سامانه تیوال مراجعه کنند.

کژال این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شاهین محمدی، امیر مسعود و محمد فروزنده این را خواندند
مهران تقوی و محمد لشگری این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر مسعود و محمد فروزنده این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش خطرنج i
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش بدن بی نقص i
آغاز دور دوم اجرای «بدن بی‌نقص» در سالن شماره هفت بوتیک ایران | عکس دور دوم اجرای نمایش «بدن بی‌نقص» به نویسندگی ایو انسلر و کارگردانی دکتر ترابی در سالن شماره هفت بوتیک ایران آغاز شد.آغاز دور دوم اجرای «بدن بی‌نقص» در سالن شماره هفت بوتیک ایران
نمایش «بدن بی‌نقص» مونولوگی تأمل‌برانگیز درباره بدن است؛ بدنی که در طول تاریخ، همواره در معرض قضاوت، کنترل، شرم و در عین حال مقاومت قرار داشته است. این اثر با عبور از خاطره‌ها، هراس‌ها و تجربه‌های زیسته راوی، به رابطه پیچیده انسان با بدن خود می‌پردازد و می‌کوشد بدن را نه به‌عنوان ابژه‌ای منفعل، بلکه به‌مثابه میدانی برای بازتعریف هویت و بازپس‌گیری صدا روی صحنه احضار کند.   در این اجرا، دکتر ترابی با نگاهی نظری و اجرایی، متن ایو انسلر را در پیوند با اندیشه‌های جودیت باتلر و ژولیا کریستوا بازخوانی کرده است؛ رویکردی ...
دیدن ادامه ››

نمایش «بدن بی‌نقص» مونولوگی تأمل‌برانگیز درباره بدن است؛ بدنی که در طول تاریخ، همواره در معرض قضاوت، کنترل، شرم و در عین حال مقاومت قرار داشته است. این اثر با عبور از خاطره‌ها، هراس‌ها و تجربه‌های زیسته راوی، به رابطه پیچیده انسان با بدن خود می‌پردازد و می‌کوشد بدن را نه به‌عنوان ابژه‌ای منفعل، بلکه به‌مثابه میدانی برای بازتعریف هویت و بازپس‌گیری صدا روی صحنه احضار کند.

 

در این اجرا، دکتر ترابی با نگاهی نظری و اجرایی، متن ایو انسلر را در پیوند با اندیشه‌های جودیت باتلر و ژولیا کریستوا بازخوانی کرده است؛ رویکردی که بدن را همچون متنی سیال میان زبان، جنسیت و قدرت تعریف می‌کند. بر همین اساس، نمایش از سطح یک روایت شخصی فراتر می‌رود و به تجربه‌ای مفهومی و انتقادی در باب نسبت بدن، هویت و ساختارهای اجتماعی بدل می‌شود.

بدن بی‌نقص» از یک سو نخستین اجرای این اثر از ایو انسلر در ایران به‌شمار می‌آید و از سوی دیگر، نخستین بخش از سه‌گانه زنانه و فمینیستی دکتر ترابی است؛ سه‌گانه‌ای که بر سه مفهوم بنیادین بدن، شرم و آزادی متمرکز شده و می‌کوشد از خلال زبان اجرا، نسبت زن، حافظه، اجتماع و رهایی را مورد واکاوی قرار دهد.

 

دکتر ترابی که در کارنامه هنری و پژوهشی خود همواره به پیوند میان اندیشه، اجرا و تجربه‌های نو در تئاتر توجه داشته، در این اثر نیز رویکرد آوانگارد و تحلیلی خود را دنبال کرده است؛ رویکردی که به‌ویژه در مواجهه با مسائل هویتی، جنسیتی و بدن‌مند، واجد امضای شخصی او در مقام کارگردان و پژوهشگر تئاتر است.

 

دور دوم اجرای «بدن بی‌نقص» اکنون در سالن شماره هفت بوتیک ایران آغاز شده و علاقه‌مندان می‌توانند برای تماشای این اثر به وب سایت تیوال  مراجعه کنند.

 

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«شعله‌های سرکش تاریکی» و «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابون ولیعصر» روی صحنه می‌روند | عکس «شعله‌های سرکش تاریکی» و «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابون ولیعصر» روی صحنه می‌روند
  همزمان با آغاز فصل تازه اجراهای تماشاخانه ایران‌شهر، دو نمایش «شعله‌های سرکش تاریکی» به کارگردانی هوشمند هنرکار و «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابون ولیعصر» به نویسندگی و کارگردانی احمد سلگی در سالن‌های استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان روی صحنه خواهند رفت. به گزارش روابط عمومی تماشاخانه‌ی ایران‌شهر، نمایش «شعله‌های سرکش تاریکی» نوشته آنتونیو بوئرو با ترجمه مهین اسکویی و طراحی و کارگردانی هوشمند هنرکار، از ۷ تیر، هر شب ساعت ۲۱ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا می‌شود. در این نمایش ناهید مسلمی، کاظم ...
دیدن ادامه ››

 

همزمان با آغاز فصل تازه اجراهای تماشاخانه ایران‌شهر، دو نمایش «شعله‌های سرکش تاریکی» به کارگردانی هوشمند هنرکار و «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابون ولیعصر» به نویسندگی و کارگردانی احمد سلگی در سالن‌های استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان روی صحنه خواهند رفت.

به گزارش روابط عمومی تماشاخانه‌ی ایران‌شهر، نمایش «شعله‌های سرکش تاریکی» نوشته آنتونیو بوئرو با ترجمه مهین اسکویی و طراحی و کارگردانی هوشمند هنرکار، از ۷ تیر، هر شب ساعت ۲۱ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا می‌شود.

در این نمایش ناهید مسلمی، کاظم هژیرآزاد، سیاوش خادم حسینی، امید معاوی، امیرحسین کفائی، سارینا شیاسی، پریسا شریفی، سارینا سلطانلو، باران عبیری، هومهر بیاتیان، مهیار میرزائی، هومن لواسانی‌کیا، بهار مهدوی و مهرگان طهرانی به ایفای نقش می‌پردازند.

این اثر با مدت زمان یک ساعت و ۴۰ دقیقه، داستان دانش‌آموزان یک آموزشگاه شبانه‌روزی نابینایان را روایت می‌کند که زندگی شاد و آرامشان با ورود «ایگناسیو» دستخوش تغییر و نظم آموزشگاه برهم می‌خورد.

همچنین نمایش «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابون ولیعصر» به نویسندگی و کارگردانی احمد سلگی، از ۱۶ تیر، هر شب ساعت ۱۹ در سالن استاد سمندریان میزبان مخاطبان خواهد بود.

سارا بهرامی و مجتبی پیرزاده بازیگران این نمایش هستند که با مدت زمان یک ساعت و ۲۰ دقیقه اجرا می‌شود.

در خلاصه این نمایش آمده است: «به هم‌دیگه قول داده بودیم که فصل آخرش رو با هم می‌سازیم؛ پس اگه اینجا فصل آخره، در رو باز کن و بیا تو...»

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت و کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

سینا دهقان و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش مرگ اشرف غنی i
«مرگ اشرف غنی» روی صحنه تئاتر | عکس «مرگ اشرف غنی» روی صحنه تئاتر
ابراهیم پشت‌کوهی نویسنده و کارگردان تئاتر، به‌زودی نمایش «مرگ اشرف غنی» را که روایتی اقتباسی از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» به قلم زنده‌یاد بهرام بیضایی است در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌برد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مدیر رسانه اثر، ابراهیم پشت‌کوهی نویسنده و کارگردان تئاتر، به‌زودی نمایش «مرگ اشرف غنی» را که اقتباسی مدرن و متفاوت از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» به قلم زنده‌یاد بهرام بیضایی است، روی صحنه تماشاخانه هیلاج می‌برد.پشت‌کوهی که پیش از این اقتباسی از رمان‌های «مثل آب برای ...
دیدن ادامه ››

ابراهیم پشت‌کوهی نویسنده و کارگردان تئاتر، به‌زودی نمایش «مرگ اشرف غنی» را که روایتی اقتباسی از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» به قلم زنده‌یاد بهرام بیضایی است در تماشاخانه هیلاج روی صحنه می‌برد. 
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مدیر رسانه اثر، ابراهیم پشت‌کوهی نویسنده و کارگردان تئاتر، به‌زودی نمایش «مرگ اشرف غنی» را که اقتباسی مدرن و متفاوت از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» به قلم زنده‌یاد بهرام بیضایی است، روی صحنه تماشاخانه هیلاج می‌برد.
پشت‌کوهی که پیش از این اقتباسی از رمان‌های «مثل آب برای شکلات» و «آخرین انار دنیا» را در فضای آمریکای لاتین و کردستان اجرا کرده بود، این بار قصه خود را در حاشیه کابل و به زبان فارسی دری به صحنه می‌آورد.
در خلاصه داستان «مرگ اشرف غنی» آمده است: «در شب چله، کابل سقوط می‌کند و طالبان برای یافتن اشرف غنی به خانه‌ای در حاشیه کابل هجوم می‌برند.»
این نمایش که تهیه‌کنندگی آن را مهدی طوفانی برعهده دارد، پیش از این در چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین نمایشنامه اقتباسی شده و در بخش‌های بهترین موسیقی و بهترین بازیگری زن نیز نامزد دریافت جایزه بوده است.
جزئیات تازه‌ترین اثر ابراهیم پشت‌کوهی به‌زودی اعلام می‌شود.

امیر مسعود این را خواند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش فقط خدا | only god i
«فقط خدا… onlyGod»؛ در جست‌وجوی معنا در عصر تنهایی انسان معاصر | عکس «فقط خدا… onlyGod»؛ در جست‌وجوی معنا در عصر تنهایی انسان معاصر
نمایش «فقط خدا» به نویسندگی آرمان مهرابی، شاهین بامداد و محمود رشیدی و کارگردانی محمود رشیدی، با تکیه بر فضایی مینیمال و رویکردی فلسفی ـ روان‌شناختی، مخاطب را به سفری درونی برای مواجهه با تنهایی، بحران هویت و جست‌وجوی امر مطلق دعوت می‌کند؛ سفری که در نهایت به این پرسش بنیادین می‌رسد که پس از فرو ریختن همه تکیه‌گاه‌ها، چه چیزی باقی می‌ماند؟ نمایش «فقط خدا… onlyGod» روایت نوع بشر است در رینگ مبارزه زندگی؛ انسانی که گاه غالب است و گاه مغلوب، گاه زخمی و گاه ایستاده، گاه شادمان و گاه مغموم. شخصیتی که محمود رشیدی در هیأت بوکسور، ...
دیدن ادامه ››

نمایش «فقط خدا» به نویسندگی آرمان مهرابی، شاهین بامداد و محمود رشیدی و کارگردانی محمود رشیدی، با تکیه بر فضایی مینیمال و رویکردی فلسفی ـ روان‌شناختی، مخاطب را به سفری درونی برای مواجهه با تنهایی، بحران هویت و جست‌وجوی امر مطلق دعوت می‌کند؛ سفری که در نهایت به این پرسش بنیادین می‌رسد که پس از فرو ریختن همه تکیه‌گاه‌ها، چه چیزی باقی می‌ماند؟

نمایش «فقط خدا… onlyGod» روایت نوع بشر است در رینگ مبارزه زندگی؛ انسانی که گاه غالب است و گاه مغلوب، گاه زخمی و گاه ایستاده، گاه شادمان و گاه مغموم. شخصیتی که محمود رشیدی در هیأت بوکسور، پیک موتوری و دیگر صورت‌های انسانی پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد، نه صرفاً یک فرد، بلکه تصویری از انسان در مسیر پر فراز و نشیب زیستن است؛ انسانی که از تولد تا مرگ، با صورت‌های مختلف رنج، امید، شکست، ترس و ایمان روبه‌رو می‌شود تا سرانجام نسبت خود را با حقیقتی بزرگ‌تر بازشناسد.

نمایش را می‌توان روایتی از همین مسیر دانست؛ مسیری که از تردید آغاز می‌شود، از رنج و تنهایی عبور می‌کند و در نهایت به مواجهه‌ای بی‌واسطه با حقیقت وجودی انسان می‌رسد. در این جهان نمایشی، انسان نه قهرمانی بی‌نقص است و نه قربانی مطلق؛ او موجودی است در حال کشف، در حال فرو ریختن و دوباره برخاستن.

این اثر که برای سومین بار روی صحنه می‌رود، در امتداد تجربه‌های پیشین خود در بوتیک تئاتر ایران و تالار محراب، همچنان بر حذف پیرایه‌های روایی و تمرکز بر یک مسئله بنیادین تأکید دارد؛ مسئله‌ای که نه در قالب داستانی کلاسیک، بلکه در هیأت یک پرسش وجودی پیش روی مخاطب قرار می‌گیرد.

در جهان «فقط خدا»، انسان معاصر با همه اضطراب‌ها، شکست‌ها، امیدها و ترس‌هایش به تصویر کشیده می‌شود. شخصیت محوری نمایش در ظاهر تنهاست، اما در واقع نماینده انسان امروز است؛ انسانی که در میان هیاهوی جهان مدرن، بیش از هر زمان دیگری با خلأ معنا و نیاز به تکیه‌گاهی پایدار مواجه شده است.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اجرای سوم نمایش، انتخاب سالن دوسویه خانه نمایش مهرگان است؛ انتخابی که فراتر از یک تصمیم صحنه‌ای، کارکردی معنایی پیدا می‌کند. حذف دیوار چهارم و قرار گرفتن تماشاگر در موقعیتی هم‌سطح با بازیگر، مخاطب را از جایگاه ناظر صرف خارج کرده و او را به بخشی از تجربه نمایشی تبدیل می‌کند.

نمایش با زبانی مینیمال و اجرایی مبتنی بر اقتصاد عناصر صحنه، تلاش می‌کند مسیر تأویل را برای مخاطب باز بگذارد. در اینجا خبری از پاسخ‌های قطعی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، مواجهه هر فرد با لایه‌های پنهان ذهن، خاطرات، ترس‌ها و امیدهای خویش است.

«فقط خدا» همچنین کوششی برای بازتعریف نسبت انسان معاصر با مفهوم خداست. خدا در این اثر، صرفاً مفهومی متافیزیکی نیست، بلکه حضوری وجودی است که انسان در مواجهه با آن یا به فروپاشی می‌رسد یا به خودشناسی. از این منظر، نمایش بیش از آنکه تنها درباره خدا باشد، درباره انسان و نسبت او با امر مطلق است.

محمود رشیدی در مقام نویسنده، کارگردان و بازیگر، جهانی خلق کرده که مرز میان واقعیت بیرونی و جهان ذهنی را در هم می‌شکند. نتیجه این رویکرد، اثری است که مخاطب را نه فقط به تماشای یک روایت، بلکه به مشارکت در یک تجربه درونی دعوت می‌کند.

در نهایت، مهم‌ترین دستاورد «فقط خدا… onlyGod» زنده نگه داشتن پرسشی است که تا پایان اجرا همچنان در ذهن مخاطب باقی می‌ماند: وقتی همه چیز فرو می‌ریزد، چه چیزی باقی می‌ماند؟ پاسخی که نمایش پیش روی مخاطب می‌گذارد، همان اندازه ساده است که عمیق؛ فقط خدا.

منبع: خبرگزاری پانا

محمدسجاد رشیدی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش اَم‌پاس i
نمایش «اَمپاس» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری، از ۲۱ تیرماه در سالن شماره ۳ مجموعه تئاتر لبخند میزبان مخاطبان خواهد بود. | عکس «اَمپاس» به کارگردانی حسین اناری از ۲۱ تیرماه در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه می‌رودنمایش «اَمپاس» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری، از ۲۱ تیرماه در سالن شماره ۳ مجموعه تئاتر لبخند میزبان مخاطبان خواهد بود.
حسین اناری درباره شکل‌گیری این اثر می‌گوید: «ابتدا یک مکان در ذهن داشتم و متن را بر اساس آن نوشتم.» او در روند تولید اثر، «ندانستن» را بخشی از فرآیند کشف می‌داند و معتقد است اگر کارگردان از ابتدا بداند قرار است در پایان به چه چیزی برسد، ویژگی زنده و بکر تمرین از بین می‌رود.به گفته اناری، «اَمپاس» در بازی‌ها به واقع‌گرایی نزدیک است، اما در فرم اجرایی و مداخله عناصر صحنه، به ساختاری پست‌دراماتیک می‌رسد. این کارگردان نسبت اصلی اثر با دغدغه‌های شخصی خود را «ادبیات» و به طور مشخص «شعر» ...
دیدن ادامه ››

حسین اناری درباره شکل‌گیری این اثر می‌گوید: «ابتدا یک مکان در ذهن داشتم و متن را بر اساس آن نوشتم.» او در روند تولید اثر، «ندانستن» را بخشی از فرآیند کشف می‌داند و معتقد است اگر کارگردان از ابتدا بداند قرار است در پایان به چه چیزی برسد، ویژگی زنده و بکر تمرین از بین می‌رود.
به گفته اناری، «اَمپاس» در بازی‌ها به واقع‌گرایی نزدیک است، اما در فرم اجرایی و مداخله عناصر صحنه، به ساختاری پست‌دراماتیک می‌رسد. این کارگردان نسبت اصلی اثر با دغدغه‌های شخصی خود را «ادبیات» و به طور مشخص «شعر» عنوان می‌کند و سه واژه «شک»، «اعتماد» و «خویش» را نزدیک‌ترین کلمات به جهان نمایش می‌داند.
او درباره تجربه مخاطب پس از تماشای نمایش، پاسخی قطعی ندارد و معتقد است تجربه زیسته‌ای که هر تماشاگر با خود از سالن خارج می‌کند، امری شخصی و کشف‌ناشدنی است. اناری همچنین در پاسخ به جمله‌ای که پیش از ورود به سالن به مخاطبان می‌گوید، تنها یک عبارت را برمی‌گزیند: «شک خود حقیقت است.»
علی تاریمی، محمد عبدالوند و عارف کبیری بازیگران این نمایش هستند.
دیگر عوامل «اَمپاس» عبارت‌اند از: دستیار کارگردان عارف کبیری، طراح نور علیرضا میرانجمی، طراح صحنه و لباس حسین اناری، طراح گریم شیرین منصوری، طراح گرافیک محمد حمامی، عکاس امید حیدری، تمرین‌نگار و مجری نور کیمیا شیخ، ساخت دکور احمد اناری، گرافیک صحنه محمدحسن خبیری، مدیر صحنه ادیب پورموسوی، برنامه‌ریز اجرا علی فتحی، مدیر تبلیغات و روابط عمومی آیدا سرمست، ویدئو آرتیست عمران هاشمی، موشن آرتیست مجتبی روحامیان و ای‌آی آرتیست Damien.
نمایش «اَمپاس» از ۲۱ تیرماه، هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در سالن شماره ۳ مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه خواهد رفت.

سپهر، امیرمسعود فدائی، نرگس رضوی و امیر مسعود این را خواندند
من به خاطر علاقه به کار قبلی حسین اناری این اجرا رو حتماً خواهم دید، اما نمی‌فهمم بلیت‌فروشی یک‌ماه پیش از آغاز نمایش چه معنی‌ای داره؟! باز گروهی باشن که سالن ظرف دو دقیقه پر میشه یه توجیهکی داره!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش برای فروش i
مهرانه مهین‌ترابی که آخرین بار در تابستان سال ۱۳۸۲ با نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» به کارگردانی علی رفیعی روی صحنه تئاتر رفته بود، پس از ۲۳ سال در نمایش «برای فروش» به کارگردانی علی تصدیقی ایفای نقش می‌کند.او که دانش‌آموخته بازیگری و کارگردانی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است، نخستین بار در سال ۱۳۵۶ با نمایش پرمخاطب «تله» به نویسندگی محسن یلفانی و کارگردانی دیانا روی صحنه رفت و پس از آن وارد سینما و تلویزیون شد. در آثار متعددی از جمله فیلم‌های «دادستان»، «شور زندگی»، «برگ برنده»، «آتش ...
دیدن اطلاعات ››

مهرانه مهین‌ترابی که آخرین بار در تابستان سال ۱۳۸۲ با نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» به کارگردانی علی رفیعی روی صحنه تئاتر رفته بود، پس از ۲۳ سال در نمایش «برای فروش» به کارگردانی علی تصدیقی ایفای نقش می‌کند.

او که دانش‌آموخته بازیگری و کارگردانی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است، نخستین بار در سال ۱۳۵۶ با نمایش پرمخاطب «تله» به نویسندگی محسن یلفانی و کارگردانی دیانا روی صحنه رفت و پس از آن وارد سینما و تلویزیون شد. در آثار متعددی از جمله فیلم‌های «دادستان»، «شور زندگی»، «برگ برنده»، «آتش بس ۲»، «دو» و... و سریال‌های «آژانس دوستی»، «داستان یک شهر»، «نرگس»، «صاحبدلان»، «شمس‌العماره»، «زمانه»، «بچه‌های نسبتا بد»، «در مسیر زاینده‌رود»، «آنام» و... بازی کرد و با نقش‌آفرینی در مجموعه‌های «همسران» و «خانه سبز» به اوج محبوبیت رسید.

نمایشنامه «برای فروش» را سهند خیرآبادی نوشته، مجری طرح میثم میرزایی و مشاور رسانه‌ای آن مریم قربانی‌نیا است.

نمایش «برای فروش» اوایل تیرماه در بلک باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه می‌رود و علاقه‌مندان به زودی می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.

سایر بازیگران و عوامل این نمایش به‌زودی معرفی می‌شوند.

عکس از: مجتبی شهرآبادی

محمد فروزنده، امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
صبا صالحیان، Helga و ارزو ع این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دور دوم «روایت معلق بعد بازگشت» در بوتیک هنر ایران | عکس دور دوم «روایت معلق بعد بازگشت» در بوتیک هنر ایران
دور دوم اجرای «روایت معلق بعد بازگشت» به کارگردانی محمد علیدادی در بوتیک هنر ایران به صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری مهر، دور دوم اجرای نمایش «روایت معلق بعد بازگشت» به نویسندگی احسان جواهری و کارگردانی محمد علیدادی از یکشنبه ۱۷ خرداد ساعت ۲۰:۳۰ در سالن ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود. در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «یه یادگاری، یه خاطره، یه گذشته، یه چیزی شبیه به اینکه بخوای روایت معلق بعد از بازگشت یا روایتی معلق از رفتن یا نبودن بهت این خبر رو بده.» احسان جواهری، کتایون شجاعی، میترا سلیمانی، رضوان بخشی، محمد وفائیان، ونوس ...
دیدن ادامه ››

دور دوم اجرای «روایت معلق بعد بازگشت» به کارگردانی محمد علیدادی در بوتیک هنر ایران به صحنه می‌رود.

به گزارش خبرگزاری مهر، دور دوم اجرای نمایش «روایت معلق بعد بازگشت» به نویسندگی احسان جواهری و کارگردانی محمد علیدادی از یکشنبه ۱۷ خرداد ساعت ۲۰:۳۰ در سالن ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «یه یادگاری، یه خاطره، یه گذشته، یه چیزی شبیه به اینکه بخوای روایت معلق بعد از بازگشت یا روایتی معلق از رفتن یا نبودن بهت این خبر رو بده.»

احسان جواهری، کتایون شجاعی، میترا سلیمانی، رضوان بخشی، محمد وفائیان، ونوس اسدی، محمد امین بندرزاده، کیمیا شول و امیرعلی انتخابی نیکو بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

نگار امیری به عنوان مجری طرح و سونیا اسماعیلی به عنوان مشاور کارگردان و بازیگردان در این نمایش حضور دارند.

از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به روابط عمومی: علی یونسی، مدیر تبلیغات: مریم رازقی، طراح پوستر: ایمان جواهری، مدیر اجرایی: ویدا دستورانی و منشی صحنه: نیایش دستورانی اشاره کرد.

علاقه‌مندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال یا گیشه بوتیک هنر ایران تهیه کنند.

 

امیر مسعود و محمد لشگری این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش تل‌خاب i
نشست تحلیل و بررسی نمایش «تل‌خاب» با حضور کارشناسان این حوزه در موسسه روان‌ تحلیلی همراه برگزار می‌شود. | عکس نشست بررسی نمایش «تل‌خاب» برگزار می‌شودنشست تحلیل و بررسی نمایش «تل‌خاب» با حضور کارشناسان این حوزه در موسسه روان‌ تحلیلی همراه برگزار می‌شود.
به گزارش تئاترآنلاین، نشست تحلیل و بررسی نمایش «تل‌خاب» نوشته رها پوررحمتی به کارگردانی عباس اقسامی با تهیه‌کنندگی سعید آقاخانی و محسن عباسی روز جمعه بیست‌ونهم خرداد ساعت ۱۱ تا ۱۳ در موسسه روان تحلیلی همراه برگزار می‌شود. در این نشست تحلیلی، میثم پورغلامی (روانپزشک و روان‌درمانگر روانکاوانه)، امین خیراللهی (روانپزشک و روان‌درمانگر روانکاوانه) و رها پوررحمتی (روانشناس و نویسنده نمایش تل‌خاب) به نقد و بررسی این اثر که در تالار مولوی روی صحنه است، خواهند پرداخت. این نمایش روایتی از زندگی زنی در دربار قاجار است که مفاهیمی همچون اسارت در میل ...
دیدن ادامه ››

به گزارش تئاترآنلاین، نشست تحلیل و بررسی نمایش «تل‌خاب» نوشته رها پوررحمتی به کارگردانی عباس اقسامی با تهیه‌کنندگی سعید آقاخانی و محسن عباسی روز جمعه بیست‌ونهم خرداد ساعت ۱۱ تا ۱۳ در موسسه روان تحلیلی همراه برگزار می‌شود.

در این نشست تحلیلی، میثم پورغلامی (روانپزشک و روان‌درمانگر روانکاوانه)، امین خیراللهی (روانپزشک و روان‌درمانگر روانکاوانه) و رها پوررحمتی (روانشناس و نویسنده نمایش تل‌خاب) به نقد و بررسی این اثر که در تالار مولوی روی صحنه است، خواهند پرداخت.

این نمایش روایتی از زندگی زنی در دربار قاجار است که مفاهیمی همچون اسارت در میل دیگری، شرم و ترس از نداشته‌ها را به تصویر می‌کشد.

علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این نشست به موسسه روان تحلیلی همراه به آدرس خیابان شریعتی، پایین تر از حسینه ارشاد، خیابان کوشا، پلاک ۵ مراجعه کنند.

محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی از زندگی زیر سایه جنگ | عکس گفت‌وگو با محمد علیدادی، کارگردان «روایت معلق بعد از بازگشت»نمایشی از زندگی زیر سایه جنگ
محمد علیدادی، نویسنده و کارگردان نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» براین باور است که این اثر روایتی از جنگ است که به یک زمان و یک جغرافیا محدود نمی‌شود و به زندگی‌هایی می‌پردازد که در سایه این اتفاق شوم، مسیر طبیعی خود را از دست می‌دهند. نگار امیری: تئاتر در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی تلاش کرده روایت‌گر تجربه‌های انسانی در مواجهه با بحران باشد؛ تجربه‌هایی که گاه در دل جنگ‌ها شکل گرفته و به بخشی از حافظه جمعی یک جامعه تبدیل شده‌اند. نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» به نویسندگی و کارگردانی محمد علیدادی که این شب‌ها ...
دیدن ادامه ››

محمد علیدادی، نویسنده و کارگردان نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» براین باور است که این اثر روایتی از جنگ است که به یک زمان و یک جغرافیا محدود نمی‌شود و به زندگی‌هایی می‌پردازد که در سایه این اتفاق شوم، مسیر طبیعی خود را از دست می‌دهند.

نگار امیری: تئاتر در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی تلاش کرده روایت‌گر تجربه‌های انسانی در مواجهه با بحران باشد؛ تجربه‌هایی که گاه در دل جنگ‌ها شکل گرفته و به بخشی از حافظه جمعی یک جامعه تبدیل شده‌اند. نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» به نویسندگی و کارگردانی محمد علیدادی که این شب‌ها در بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود نیز با چنین رویکردی شکل گرفته است.

این اثر با بهره‌گیری از فضایی مینیمال و استفاده از تصاویر و ویدئوهای آرشیوی، تلاش می‌کند مخاطب را با تجربه‌ای احساسی و تأمل‌برانگیز از پیامدهای جنگ مواجه کند؛ تجربه‌ای که اگرچه ریشه در یک مقطع تاریخی دارد اما از مرز زمان و جغرافیا عبور می‌کند.

به بهانه اجرای این نمایش، با محمد علیدادی درباره شکل‌گیری ایده اثر و دلایل اجرای این نمایش در شرایط امروز جامعه گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید:

نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت»، اگرچه از دل یک موقعیت تاریخی مشخص شکل گرفته است، اما در واقع محدود به همان مقطع نیست. دلایل پرداختن به این نمایش را چگونه برمی‌شمارید؟

نمایش ما درباره انسان‌هایی است که جنگ آن‌ها را از ما گرفت؛ درباره ناگفته‌هایی که هرگز فرصت بیان پیدا نکردند و زندگی‌هایی که ناخواسته ناتمام ماندند. به نوعی می‌توان گفت این نمایش روایت تمام آن سرنوشت‌هایی است که در سایه جنگ، مسیر طبیعی خود را از دست دادند. برای من، جنگ تنها یک پس‌زمینه تاریخی نیست، بلکه بستری است برای روایت تجربه انسانی از فقدان، انتظار و ناتمامی.

به نظر می‌رسد ساختار اثر به گونه‌ای است که حتی با حذف عناصر مستقیم مرتبط با جنگ نیز می‌تواند در دوره‌های مختلف قابل اجرا باشد. چرا جنگ را محور اصلی کار قرار دادید؟   

بله، کاملاً. موضوعی که در این نمایش مطرح می‌شود، موضوعی انسانی است و به یک زمان یا جغرافیای خاص محدود نمی‌شود. جنگ در اینجا بیشتر به عنوان یک وضعیت انسانی مطرح است تا صرفاً یک واقعه تاریخی.  

به همین دلیل ما در نمایش، شخصیتی افغان را نیز اضافه کرده‌ایم. حضور این شخصیت در واقع اشاره‌ای است به جهانی که همچنان درگیر جنگ است. این انتخاب به مخاطب یادآوری می‌کند که مسئله جنگ، مسئله‌ای جهانی است و تجربه فقدان و ویرانی در نقاط مختلف جهان تکرار می‌شود.

با توجه به این ظرفیت، چرا به سمت بازنویسی نمایش و اشاره مستقیم‌تر به بحران‌های روز جامعه نرفتید؟

به باور من، یکی از ویژگی‌های مهم تئاتر لایه‌مند بودن آن است. تئاتر قرار نیست همه چیز را به شکل مستقیم و شعاری بیان کند. ما در نمایش از جنگ صحبت می‌کنیم، اما هر مخاطب می‌تواند با توجه به تجربه زیسته خود، برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. برای مثال، در همین جنگ دوازده‌روزه اخیر متوجه شدم که نگاه و برداشت بسیاری از اطرافیانم نسبت به مفهوم جنگ تغییر کرده است. این تغییر ناشی از همان ترس و اضطرابی است که در ذات جنگ وجود دارد. بنابراین تلاش کردیم فضایی ایجاد کنیم که مخاطب بتواند با تجربه شخصی خود به اثر نزدیک شود و معنای آن را در ذهن خود کامل کند.

طراحی صحنه در این نمایش بسیار مینیمال است و در کنار آن از ویدئو نیز استفاده شده است. این تصاویر آرشیوی هستند یا برای اجرا تولید شده‌اند؟ استفاده از ویدئو چه نقشی در روایت دارد؟

در این اثر از تصاویر و فیلم‌های آرشیوی استفاده کرده‌ایم. هدف ما این بود که بتوانیم حس و فضای مورد نظر را به شکل مؤثرتری به مخاطب منتقل کنیم. این تصاویر کمک می‌کنند حافظه جمعی تماشاگر فعال شود و او بتواند ارتباط عاطفی عمیق‌تری با موضوع برقرار کند. در کنار آن، طراحی مینیمال صحنه نیز انتخابی آگاهانه بود. ما نمی‌خواستیم صحنه پر از عناصر بصری باشد که تمرکز مخاطب را از روایت اصلی دور کند. به همین دلیل سادگی صحنه و استفاده از تصاویر آرشیوی در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا فضای ذهنی و احساسی اثر تقویت شود.

نمایش شما در سالن مهرگان اجرا می‌شود؛ سالنی که نسبت به برخی سالن‌های دیگر کمتر شناخته شده است. چرا این سالن را برای اجرا انتخاب کردید؟

انتخاب سالن مهرگان چند دلیل داشت. نخست اینکه شرایط مالی و توافقی که میان سالن و گروه تهیه و تولید شکل گرفت، امکان اجرای نمایش را برای ما فراهم کرد. از سوی دیگر، زمان اجرا برای ما اهمیت زیادی داشت. ما معتقد بودیم پیام این نمایش باید در همین مقطع زمانی مطرح شود. به همین دلیل ترجیح دادیم اجرای نمایش را به تعویق نیندازیم و در همان زمانی که امکانش فراهم شد روی صحنه ببریم.

با توجه به شرایط بحرانی جامعه، برخی گروه‌های نمایشی ترجیح می‌دهند اجرای آثار خود را به زمان دیگری موکول کنند. چرا شما چنین تصمیمی نگرفتید؟

از نگاه ما، تئاتر هنری است که در تمام دوره‌های بحران حرفی برای گفتن داشته است. در بسیاری از مقاطع تاریخی، تئاتر یکی از مهم‌ترین فضاها برای بیان دغدغه‌های اجتماعی بوده است. «روایت معلق بعد از بازگشت» نیز از همین منظر شکل گرفته است. البته حضور تماشاگر برای هر گروه نمایشی بسیار مهم و دلگرم‌کننده است، اما در کنار آن ما نوعی تعهد اجتماعی نیز احساس می‌کنیم.

به باور من، در شرایط بحرانی گفتن و روایت کردن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. تئاتر می‌تواند فضایی برای تأمل، همدلی و گفت‌وگو ایجاد کند و همین مسئله دلیل اصلی ما برای اجرای این نمایش در شرایط فعلی بود.

منبع

محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی زیبا و تاثیرگذار بود
حتما توصیه میکنم
رضا توکلی و مجید یارندی پور این را خواندند
لیلا مختاری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمدرضا و شادی عزیز ، واقعا و جدا میخواهید در جشنواره «فجر» اجرا برید..؟ 😊👀
با شرایط فعلی جامعه و در گذشت استاد بیضایی که نویسنده و جان بخش این روایت زیبا بودن،کل گروه مشخص بود که تمام توان و انرژی خودشونو گذاشتن که به طور کامل و زیبا از استاد بیضایی یاد کنن که تو این امر موفق بودن
همگی عالی بودن
لذت ببرید از تک تک لحظاتتون روی صحنه
بسیار از اجرا لذت بردم، تک تک بازیگران به خوبى نقش‌ها رو ایفا کردن و واضح بود که زحمت و تمرین زیادی انجام دادن...
اول از هر چیز سلام و خسته نباشید به تمامى عوامل و بازیگران خوب اجرا ى وزین و ایرانى شده ى "افرا".

دوم اینکه پیشنهاد مى کنم اگر براى مدتى طولانیست که اجرایى منطبق با فرهنگ ایران و ایرانى رو به تماشا ننشسته اید که در اون با بازى تک تک نقش ها خصوصا با دیزاین و لباس ها و دکور متناسب با فرهنگ اصیل و قدیمى ایرانى به طهران قدیم بازگشت نداشته اید، فرصت دیدن افرا رو از خودتون دریغ نکنید چرا که با دیدن این اجرا یه سفر زمانى به دهه هاى قدیم طهران خواهید داشت.
درست مثل یک ماشین زمان!

هر کدوم از عوامل اجرا خصوصا سرکار خادمى که یونیفرم، شکل و شمایل افراد نظامى اون زمان ها رو جلوى چشم ... دیدن ادامه ›› هاى ما میاره، اجرایى درخشان با دیالوگ هاى نوشته ى استاد بهرام بیضایى که خود اسطوره ى سناریو نویسى و متن ایرانى رو به نمایش میذارن؛ همانطور که مى تونیم استاد بیضایى و نمایشنامه هاش رو به عنوان نماینده ى همه ى نویسندگان و عوامل درخشان و بزرگ قدیمى ایران به کل دنیا خصوصا کشور هاى شرقى، خاورمیانه و اروپایى معرفى کرد.

حین تماشاى اجرا، با دیالوگ هاى هر کدوم از نقش ها مى تونیم خودمون رو در اون نقش و در اون زمان حس کنیم که این یکى از اعجاز هاى نمایش افراست. علاوه بر این، با تکیه بر دیالوگ ها، قدردان این هستیم که هر کدام از نقش ها حس شخصیت ها را به نحو احسن به بیننده منتقل میکنن؛ به طوریکه مى تونیم حس همزادپندارى عمیقى با نقش ها داشته باشیم و درک کنیم که هر کدام چه رنج ها، چه فکر ها و چه دغدغه هایى دارند!

افرا به عنوان نمایشى از تمامى جنبه ها معرفى میشه؛ رمانتیسم، اجتماع و سوسیولوژى و درام تلفیق شده با رئالیسم و این هم خودش یه معجزه ست!

بار دیگه به تمام عوامل و اجرا کنندگان درخشان تبریک میگم که تونستن به نحو احسن بهترین اجرا ى افراى استاد بیضایى رو به نمایش بذارن چرا که قبل از این گروه چندین گروه افرا را به نمایش گذاشته بردن اما نه به این درخشانى!

درخشان و مانا باشید
درود و عرض ادب
نمایش بی‌نظیر و فوق‌العاده ای بود خسته نباشید میگم به
تک تک بازیگران همگی عالی بودن افسر خانم با اجرای فوق‌العاده و پر از احساس شون بیننده رو با خودشون همراه میکردن
من با اجرای ایشون اشک ریختم اجرای شازده و خانم خانما هم فوق‌العاده بود
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من یه زنم نسل هر چی مرد نامرده از زمین برمیدارم
دستمریزاد خانم بازیگر نقش ننه نمیر که هرگز نمی‌میرد و جناب مجید قربانی و افشین خان هاشمی که بعض فروخورده ی این چند روز را در نور خدا به بار نشاندید
بسیار حرفه ای و نفس گیر بود
تک تک بازیگرها فوق و العاده بودن
یک اجرای بی نقص و عالی
خسته نباشید میگم به تک تک هنرمندان عزیز و کارگردانی بی‌نظیر استاد سیما شکری عزیز
و یک خسته نباشید دیگه هم میگم به برادر عزیز و پرتلاشم محمدعلی کرکانی(عرفان) دوستت دارم همیشه در اوج و موفقیت ببینمت❤️

آفرین به کارگردانی خانم سیما شکری و همچنان بازیگران خوب و خوش صدا که توانست این نمایشنامه تاریخی و بزرگ را اینقدر بخوبی به اجرا در بیاورد، گفتار و حرکات و همچنان عالی و اما بدون شک که مکبث یک نمایشنامه عمیق و تاثیر گذار است که خیلی قشنگ نشان می‌دهد قدرت و جاه طلبی چگونه یک انسان را به قهقرا می برند و از درون نابود می کند. داستانش پر از هیجان و تنش است و شخصیت هاش کاملا قابل لمس است و آدم را به فکر کردن حتی برای راهبرد زندگی شخصی وامی‌دارد. آفرین سیما شکری خانم هنرمند با اخلاق.

۰۶ اسفند ۱۴۰۴
واقعا عالی بود اجرای بچه ها
امیدوارم همیشه بدرخشید
۰۶ اسفند ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میگم، به خدا میگم، به خود خدا میگم با من چیکار کردید.....
نشد ، نشد ، نشد بمونم پیشش ، ولی نقاشیم موند 🥹
شین از رویدادهای تلخ حسی ، عاطفی و انسانی جنگ می گوید . از زخم هایی بی مرهم در عمق روح و جان انسانها که التیام نمی پذیرند و پیامد تغییر خلق و خو در هرجنگ خانمان سوزی ست . شین درامی ست ازبرخوردهای باژگونه ، روایتی ست از شقاوت جنگ از منظر زنان با زاویه دیدی متفاوت که در مرز میان واقعیت و خیال حرکت می کند تا به ما نشان دهد نه فقط مردان بلکه زنان نیز می‌توانند قهرمانان یک جنگ باشند چراکه نوع مواجهه و ایستادگی آنان چه بسا تاثیری شگرف تر بر نتیجه ی نبرد خواهد گذاشت آن هم نه در مقابل دیدگان بلکه در خفا و پنهان از نظرها ...
نگاه کن همه خونی شدن
استخوناشو که پیدا کنم دوباره شیرش میدم تا جون بگیره پوستو گوشتو استخون بگیره
پاک پلید است… 🎭

پاک پلید است… 🎭
نمایش بسیار جالبی بود ❤️‍🔥
شیوه بیان و حرکات بدن بازیگران بسیار حرفه ای بود💚
خیلی لذت بردم❣️
تنها باگ تهویه نا مناسب سالن بود که ارتباطی به کیفیت اجرا نداره و امیدوارم در سالن های بزرگ تر و با امکانات تر مجدد به روی صحنه بره این اثر هیجان انگیز💜
خسته نباشید میگم به همه عزیزانی که در خلق این اجرای زیبا دخیل بودند💛💛💛
سپاس
بابای منو ندیدین
دیشب نمایش شنبه ۱۰:۱۰ رو دیدم
ظلم به زنان رو شاهد بودم اما سوالی ذهنم رو درگیر کرده
در دوره و زمانه کنونی آیا زن اجازه میده تا این حد بهش ظلم بشه؟
لهجه ترکی خانم غزل جمشید آبادی رو دوست داشتم
با داستان خانم فاطمه امیری همدان پنداری داشتم
بازی خانم آیدا باستانی رو دوست داشتم چون حس رو به زیبایی منتقل کردن
بازی آقای پیمان افراسیابی در طول اجرا به پختگی رسید که بسیار جالب بود
مشتاقانه ؛ علیرغم تاخیر در ورود و شروع ؛ نمایش را دیدم .
دکور زیبا ، طراحی عالی ، اجرا بی نظیر و کارگردان ستودنی .
روایتها محرک ذهن بیننده ولی قابل پیش بینی .
به عنوان داستان ، در آن قالب زیبا بسیار جذاب و دیدنی بود ،
ولی در زمانه امروز ، باورپذیر نبود و
مردان به آن سیاهی و ستم گری و زنانی چنان ضعیف و جور کش ،
از این روزگار رفته اند.
اما در نهایت کاری قوی و درخور بود.
به شخصه از بازی نقشهای ترنس و شاعر بیشتر لذت بردم .
خسته نباشید و پرتکرار !
درود بر شما
سپاس از حضور و نگاه زیباتون
تاخیر در شروع نمایش به دلیل انتظار برای حضور داوران در سالن بود که از تاخیر پیش آمده پوزش میطلبیم.
۰۶ بهمن ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من تیر خوردم
دیشب به تماشای نمایش « شنبه ساعت ۱۰:۱۰ دقیقه » نشستم.
تماشای این نمایش ، تجربه‌ای بود که در دو سطح کاملاً متفاوت به مخاطب ارائه میشود ؛‌ سطحی از فرم و اجرای تکنیکی که بی‌نقص و چشم‌نواز است و سطحی از محتوا و پیام که به شدت بحث‌برانگیز و تک‌بعدی است. نمی‌توان از تلاش ستودنی تیم هنری و کارگردانی این اثر در خلق فضایی بصری و حسی قدرتمند چشم‌پوشی کرد ؛ دکور، سبک بازیگری ، طراحی میزانسن و ایجاد فضاسازی ، همگی دست به دست هم داده‌ اند تا بستری فاخر و تأثیرگذار برای روایت فراهم آید. این جنبه از کار ، نشان‌دهنده تسلط و خلاقیت بالای هنرمندان در جنبه‌های فرمال و اجرایی است ؛ جایی که تئاتر به عنوان یک رسانه بصری و حسی ، تمام توانایی‌های خود را به نمایش می‌گذارد. اما در بطن این زیبایی فرمال ، روایتی قرار دارد که با سیاه‌نمایی افراطی و تقلیل‌گرایی ، مخاطب را با جریانی یک‌طرفه درگیر می‌کند. نمایش با نمایش دادن مرگ‌ها ، قساوت و فجایع متعدد زنانی که همگی قربانی مردان معرفی می‌شوند ، دست به تعمیم و کلیشه‌سازی می‌زند. این تراژدی‌های منفرد ، هرچند واقعی و دردناک هستند و بازتاب‌دهنده‌ی بخش‌هایی از واقعیت تلخ جامعه‌ی ما مثل ازدواج اجباری - سلب اختیار - خشونت جنسی - خیانت و پیامدهای روانی آن ، اما وقتی همگی زیر چتر سنگین « مرد » قرار می‌گیرند و هویت مستقلی جز قربانی مرد پیدا نمی‌کنند ، قدرت تأثیرگذاری خود را از دست داده و به سمت شعار نزدیک می‌شوند. چتری که زیر سلطه و ستم بودن زن را نشان می‌دهد ، در کنار نمایش دهشتناک مرگ‌ها ، به ابزاری تبدیل می‌شود برای تأکید بیش از حد بر یک نقطه. این نمایش ، نه تنها مظلومیت اغراق شده زن را نشان می‌دهد ، بلکه همزمان مرد را در قالب اهریمنی عریان و بی‌رحم تصویر می‌کند که هیچ تلاشی برای نشان دادن طیف‌های دیگر مردانگی ، پیچیدگی روابط یا حتی توانایی و عاملیت زنان در مواجهه با این ستم‌ها ، صورت نمی‌گیرد. حضور نویسنده‌ای که در حال نگارش این سرنوشت‌هاست و زنی که با هر واژه انگار خنجری بر قلبش فرو می‌رود خود یک لایه اضافی و تأمل‌برانگیز است. این ایده که روایت می‌تواند خود عامل درد و رنج باشد ، پتانسیل فلسفی بالایی دارد ؛ اما در این نمایش ، به نظر می‌رسد این لایه نیز صرفاً در خدمت تأکید بر پیام اصلی نمایش به کار رفته ؛ یعنی ایجاد حس خفقان و شرح رنجی که ظاهراً پایانی ... دیدن ادامه ›› ندارد و همه چیز را فراگرفته است. وقتی اثری هنری ، در صدد بیان پیام خود ، جامعه و روابط را به دو قطب کاملاً متضاد تقسیم می‌کند و تمامیت یک جنسیت را عامل تباهی دیگری قرار می‌دهد ، مخاطب ناخودآگاه به دنبال نقاط مشترک ، پیچیدگی‌ها ، و حتی نوری از امید یا درک متقابل می‌گردد. این نمایش ، با حذف این پیچیدگی‌ها ، نه تنها نتوانسته مخاطب مخالف خود را با خود همراه کند ، بلکه ممکن است باعث مقاومت و دوری او شود.
به جای همدلی ، نوعی رویارویی ایجاد می‌شود.
اجرای تکنیکی و خلاقیت‌های بصری این نمایش تماشاگر را شگفت‌زده می‌کند اما پیام صریح و بدون پرده‌ی آن ، که به دنبال برجسته کردن ستم بر زنان است ، از طریق یک قاب‌بندی بسیار سیاه و سفید که حتی در نوع پوشش بازیگران هم کاملا مشخص و مشهود است ( مردی سیاه پوش و زنان قربانی سفید پوش ) و تقلیل‌گرایانه ارائه می‌شود. این رویکرد ، هرچند ممکن است با نیت خیر و روشنگری همراه باشد ، اما در نهایت به جای ایجاد گفتگوی سازنده و درک عمیق‌تر ، به شعار و تقابل می‌رسد و بسیاری از لایه‌های ظریف و پیچیده‌ی واقعیت انسانی را نادیده می‌گیرد. تماشاگر در نهایت با اثری روبرو می‌شود که در فرم غنی است اما در محتوا ، شاید بیش از حد در دام تصویر یگانه‌ی خود گرفتار شده است. ضمن تشکر از کارگردان خوش سلیقه و کاربلد که مسلما و مشخصاً زحمات زیادی را برای خلق این اثر کشیده و همچنین بازیگرانی پرانرژی که خستگی زیادی را بر روی صحنه متحمل می‌شوند و دیگر عوامل این نمایش قابل تامل ، در انتها لازم میبینم به یک ناهماهنگی اجرایی قبل از شروع نمایش اشاره کنم که شأن و زمان تماشاگر را نادیده میگیرد. اینکه تماشاگر پس از انتظار در زمان مقرر شده برای ورود به سالن ، مجبور به معطلی شود کار چندان حرفه‌ای و درستی نبود و این تاخیر در نظم دهی و اسکان که گمان میرود به دلیل انتظار برای مهمان خاصی بوده ، در تئاتر از دید بنده به هیچ وجه و منظوری قابل قبول نیست و در واقع نوعی بی احترامی به وقت مخاطب محسوب می‌شود.

پی نوشت :
بازی خانم آیدا باستانی ، سارا رضایی و پیمان افراسیابی رو دوست داشتم ،
قابل تحسین و تمجید بود.

خیره
ارادت.
درود بر شما
سپاس از حضور و نگاه زیباتون
تاخیر در شروع نمایش به دلیل انتظار برای حضور داوران در سالن بود که از تاخیر پیش آمده پوزش میطلبیم.
۰۶ بهمن ۱۴۰۴
فاطمه حسنی
درود بر شما سپاس از حضور و نگاه زیباتون تاخیر در شروع نمایش به دلیل انتظار برای حضور داوران در سالن بود که از تاخیر پیش آمده پوزش میطلبیم.
سپاس از وقتی که گذاشتید و تحلیل درست و نقد بجایی را که نوشتید. بابت کاستی های فنی ما را ببخشید و همچنین تاخیر پیش آمده که به واسطه تاخیر داوران جشنواره این اتفاق رخ داد.
۰۷ بهمن ۱۴۰۴
با عرض احترام
بازی همه رو دوست داشتم اما بازی اون خانومی که لباسش با بقیه متفاوت بود ( ملینا محمدی) و به نظر نقش تمام روح زن های قربانی رو در یک جسم داشت منو محو خودش کرد با اینکه در تمام صحنه ها حضور نداشت اما از عماق وجود بازی میکرد و خسته نباشید میگم به تمام عوامل این اجرای زیبا
۱۹ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مثل همیشه درخشیدید⭐️
به بودن در کنار تیم حرفه ای شما افتخار میکنم🙏
بازیگر دوست داشتنی و توانمندی که بسیار از بودن در کنارش لذت بردم
تو فهرمان زندگی خودت هستی 🥰🥰
۰۴ اسفند ۱۴۰۴
قهرمان زندگی خودت باش❤️
فوق العاده بودی نیکا جان❤️
به امید دیدار
۰۸ اسفند ۱۴۰۴
سینا عقیلی
قهرمان زندگی خودت باش❤️ فوق العاده بودی نیکا جان❤️ به امید دیدار
سینای عزیز
همسفر قهرمان راه دورم
چقدر خوشحالم که این جمله رو به خاطرت سپردی🏆
یادت نره تو بهترینی و لایق بهترین ها
به امید دیدار مجدد تو در بهترین لحظات زندگیت🧷

«کاش تموم نشه سفر با تو…»✈️
۰۸ اسفند ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این اجرا رو من قبلا تو دانشکده هنرهای زیبا دیدم،
خیلی جالب و خلاقانه است.
بنظرم حتما برین ببینین.
بسیار عالی
حمیدرضا طالبی و امیر مسعود این را خواندند
محمدرضا دلیر این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید