شاید این روز ها بیشتر با خشم قلمبه ای مواجه شویم...
شیم شنگولی ها و خیم خنگولی ها (اگر درست به یاد آورده باشم😄)
داستان ما را روایت می کنند.
شاید کمی نفس عمیق،تمام آن چیزی بود که نیاز داشتیم.
همه ی ما نیاز به مراقبه داریم،کوچک و بزرگ ندارد!
چه کودک خردسال،چه سالمند...
گاهی نیاز داریم،کسی دست نوازش بر سرمان بکشد و کمی آرامش را در لحظه به ما هدیه دهد.
خشم،مسیر انحرافیست
خشم،قابل پیش بینی بودن است
خشم،هیزم خشک در کوره ریختن است...
ابتدا نفسی عمیق بکش و گلویی تر کن.
«در این روزهای
... دیدن ادامه ››
بسیار دشوار، بیشتر حواسمون به خودمون و اطرافیانمون باشه»
______
شاید لازم بود زودتر خودم رو به تماشای نمایش کودکان دعوت کنم.
چقدر دنیای زیبایی دارن...
بی آلایش،بی تکلف،بدون دغذغه
تمام آن چیزی که در نهایت از والدین خود می پرسند،محدود به صحنه می شود.
همین و بس!!
چقدر کنار کودکان نشستن زیباست.
نه از صحنه عکس می گیرند،نه نور موبایلشان کسی را اذیت می کند!
اگر هم صحبت می کنند،با یک تذکر سکوت را رعایت می کنند🙂
نمایش بسیار دلنشین بود.
گاهی برای انتقال یک مفهوم،نیازی به نسخه پیچی خاصی نیست.
سادگی،خود بیان کننده ی همه چیز خواهد بود.
موسیقی بسیار به دل نشست.
هدایت متن و بازی ها بسیار روان و بدون آلایش بود.
سپاس از تک تک شما عزیزان و به امید درخشش هر چه بیشترتون.🌷