در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | علی سلطانی درباره نمایش شنبه ساعت ده و ده دقیقه: دیشب به تماشای نمایش « شنبه ساعت ۱۰:۱۰ دقیقه » نشستم. تماشای این نمای
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:56:09
دیشب به تماشای نمایش « شنبه ساعت ۱۰:۱۰ دقیقه » نشستم.
تماشای این نمایش ، تجربه‌ای بود که در دو سطح کاملاً متفاوت به مخاطب ارائه میشود ؛‌ سطحی از فرم و اجرای تکنیکی که بی‌نقص و چشم‌نواز است و سطحی از محتوا و پیام که به شدت بحث‌برانگیز و تک‌بعدی است. نمی‌توان از تلاش ستودنی تیم هنری و کارگردانی این اثر در خلق فضایی بصری و حسی قدرتمند چشم‌پوشی کرد ؛ دکور، سبک بازیگری ، طراحی میزانسن و ایجاد فضاسازی ، همگی دست به دست هم داده‌ اند تا بستری فاخر و تأثیرگذار برای روایت فراهم آید. این جنبه از کار ، نشان‌دهنده تسلط و خلاقیت بالای هنرمندان در جنبه‌های فرمال و اجرایی است ؛ جایی که تئاتر به عنوان یک رسانه بصری و حسی ، تمام توانایی‌های خود را به نمایش می‌گذارد. اما در بطن این زیبایی فرمال ، روایتی قرار دارد که با سیاه‌نمایی افراطی و تقلیل‌گرایی ، مخاطب را با جریانی یک‌طرفه درگیر می‌کند. نمایش با نمایش دادن مرگ‌ها ، قساوت و فجایع متعدد زنانی که همگی قربانی مردان معرفی می‌شوند ، دست به تعمیم و کلیشه‌سازی می‌زند. این تراژدی‌های منفرد ، هرچند واقعی و دردناک هستند و بازتاب‌دهنده‌ی بخش‌هایی از واقعیت تلخ جامعه‌ی ما مثل ازدواج اجباری - سلب اختیار - خشونت جنسی - خیانت و پیامدهای روانی آن ، اما وقتی همگی زیر چتر سنگین « مرد » قرار می‌گیرند و هویت مستقلی جز قربانی مرد پیدا نمی‌کنند ، قدرت تأثیرگذاری خود را از دست داده و به سمت شعار نزدیک می‌شوند. چتری که زیر سلطه و ستم بودن زن را نشان می‌دهد ، در کنار نمایش دهشتناک مرگ‌ها ، به ابزاری تبدیل می‌شود برای تأکید بیش از حد بر یک نقطه. این نمایش ، نه تنها مظلومیت اغراق شده زن را نشان می‌دهد ، بلکه همزمان مرد را در قالب اهریمنی عریان و بی‌رحم تصویر می‌کند که هیچ تلاشی برای نشان دادن طیف‌های دیگر مردانگی ، پیچیدگی روابط یا حتی توانایی و عاملیت زنان در مواجهه با این ستم‌ها ، صورت نمی‌گیرد. حضور نویسنده‌ای که در حال نگارش این سرنوشت‌هاست و زنی که با هر واژه انگار خنجری بر قلبش فرو می‌رود خود یک لایه اضافی و تأمل‌برانگیز است. این ایده که روایت می‌تواند خود عامل درد و رنج باشد ، پتانسیل فلسفی بالایی دارد ؛ اما در این نمایش ، به نظر می‌رسد این لایه نیز صرفاً در خدمت تأکید بر پیام اصلی نمایش به کار رفته ؛ یعنی ایجاد حس خفقان و شرح رنجی که ظاهراً پایانی ... دیدن ادامه ›› ندارد و همه چیز را فراگرفته است. وقتی اثری هنری ، در صدد بیان پیام خود ، جامعه و روابط را به دو قطب کاملاً متضاد تقسیم می‌کند و تمامیت یک جنسیت را عامل تباهی دیگری قرار می‌دهد ، مخاطب ناخودآگاه به دنبال نقاط مشترک ، پیچیدگی‌ها ، و حتی نوری از امید یا درک متقابل می‌گردد. این نمایش ، با حذف این پیچیدگی‌ها ، نه تنها نتوانسته مخاطب مخالف خود را با خود همراه کند ، بلکه ممکن است باعث مقاومت و دوری او شود.
به جای همدلی ، نوعی رویارویی ایجاد می‌شود.
اجرای تکنیکی و خلاقیت‌های بصری این نمایش تماشاگر را شگفت‌زده می‌کند اما پیام صریح و بدون پرده‌ی آن ، که به دنبال برجسته کردن ستم بر زنان است ، از طریق یک قاب‌بندی بسیار سیاه و سفید که حتی در نوع پوشش بازیگران هم کاملا مشخص و مشهود است ( مردی سیاه پوش و زنان قربانی سفید پوش ) و تقلیل‌گرایانه ارائه می‌شود. این رویکرد ، هرچند ممکن است با نیت خیر و روشنگری همراه باشد ، اما در نهایت به جای ایجاد گفتگوی سازنده و درک عمیق‌تر ، به شعار و تقابل می‌رسد و بسیاری از لایه‌های ظریف و پیچیده‌ی واقعیت انسانی را نادیده می‌گیرد. تماشاگر در نهایت با اثری روبرو می‌شود که در فرم غنی است اما در محتوا ، شاید بیش از حد در دام تصویر یگانه‌ی خود گرفتار شده است. ضمن تشکر از کارگردان خوش سلیقه و کاربلد که مسلما و مشخصاً زحمات زیادی را برای خلق این اثر کشیده و همچنین بازیگرانی پرانرژی که خستگی زیادی را بر روی صحنه متحمل می‌شوند و دیگر عوامل این نمایش قابل تامل ، در انتها لازم میبینم به یک ناهماهنگی اجرایی قبل از شروع نمایش اشاره کنم که شأن و زمان تماشاگر را نادیده میگیرد. اینکه تماشاگر پس از انتظار در زمان مقرر شده برای ورود به سالن ، مجبور به معطلی شود کار چندان حرفه‌ای و درستی نبود و این تاخیر در نظم دهی و اسکان که گمان میرود به دلیل انتظار برای مهمان خاصی بوده ، در تئاتر از دید بنده به هیچ وجه و منظوری قابل قبول نیست و در واقع نوعی بی احترامی به وقت مخاطب محسوب می‌شود.

پی نوشت :
بازی خانم آیدا باستانی ، سارا رضایی و پیمان افراسیابی رو دوست داشتم ،
قابل تحسین و تمجید بود.

خیره
ارادت.
درود بر شما
سپاس از حضور و نگاه زیباتون
تاخیر در شروع نمایش به دلیل انتظار برای حضور داوران در سالن بود که از تاخیر پیش آمده پوزش میطلبیم.
وحید معینی دانشمندی (director83)
فاطمه حسنی
درود بر شما سپاس از حضور و نگاه زیباتون تاخیر در شروع نمایش به دلیل انتظار برای حضور داوران در سالن بود که از تاخیر پیش آمده پوزش میطلبیم.
سپاس از وقتی که گذاشتید و تحلیل درست و نقد بجایی را که نوشتید. بابت کاستی های فنی ما را ببخشید و همچنین تاخیر پیش آمده که به واسطه تاخیر داوران جشنواره این اتفاق رخ داد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید