در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تئاتر | اخبار | نمایشی از زندگی زیر سایه جنگ
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 22:05:35
نمایش روایت معلق بعد بازگشت | نمایشی از زندگی زیر سایه جنگ | عکس

محمد علیدادی، نویسنده و کارگردان نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» براین باور است که این اثر روایتی از جنگ است که به یک زمان و یک جغرافیا محدود نمی‌شود و به زندگی‌هایی می‌پردازد که در سایه این اتفاق شوم، مسیر طبیعی خود را از دست می‌دهند.

نگار امیری: تئاتر در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی تلاش کرده روایت‌گر تجربه‌های انسانی در مواجهه با بحران باشد؛ تجربه‌هایی که گاه در دل جنگ‌ها شکل گرفته و به بخشی از حافظه جمعی یک جامعه تبدیل شده‌اند. نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت» به نویسندگی و کارگردانی محمد علیدادی که این شب‌ها در بوتیک هنر ایران روی صحنه می‌رود نیز با چنین رویکردی شکل گرفته است.

این اثر با بهره‌گیری از فضایی مینیمال و استفاده از تصاویر و ویدئوهای آرشیوی، تلاش می‌کند مخاطب را با تجربه‌ای احساسی و تأمل‌برانگیز از پیامدهای جنگ مواجه کند؛ تجربه‌ای که اگرچه ریشه در یک مقطع تاریخی دارد اما از مرز زمان و جغرافیا عبور می‌کند.

به بهانه اجرای این نمایش، با محمد علیدادی درباره شکل‌گیری ایده اثر و دلایل اجرای این نمایش در شرایط امروز جامعه گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید:

نمایش «روایت معلق بعد از بازگشت»، اگرچه از دل یک موقعیت تاریخی مشخص شکل گرفته است، اما در واقع محدود به همان مقطع نیست. دلایل پرداختن به این نمایش را چگونه برمی‌شمارید؟

نمایش ما درباره انسان‌هایی است که جنگ آن‌ها را از ما گرفت؛ درباره ناگفته‌هایی که هرگز فرصت بیان پیدا نکردند و زندگی‌هایی که ناخواسته ناتمام ماندند. به نوعی می‌توان گفت این نمایش روایت تمام آن سرنوشت‌هایی است که در سایه جنگ، مسیر طبیعی خود را از دست دادند. برای من، جنگ تنها یک پس‌زمینه تاریخی نیست، بلکه بستری است برای روایت تجربه انسانی از فقدان، انتظار و ناتمامی.

به نظر می‌رسد ساختار اثر به گونه‌ای است که حتی با حذف عناصر مستقیم مرتبط با جنگ نیز می‌تواند در دوره‌های مختلف قابل اجرا باشد. چرا جنگ را محور اصلی کار قرار دادید؟   

بله، کاملاً. موضوعی که در این نمایش مطرح می‌شود، موضوعی انسانی است و به یک زمان یا جغرافیای خاص محدود نمی‌شود. جنگ در اینجا بیشتر به عنوان یک وضعیت انسانی مطرح است تا صرفاً یک واقعه تاریخی.  

به همین دلیل ما در نمایش، شخصیتی افغان را نیز اضافه کرده‌ایم. حضور این شخصیت در واقع اشاره‌ای است به جهانی که همچنان درگیر جنگ است. این انتخاب به مخاطب یادآوری می‌کند که مسئله جنگ، مسئله‌ای جهانی است و تجربه فقدان و ویرانی در نقاط مختلف جهان تکرار می‌شود.

با توجه به این ظرفیت، چرا به سمت بازنویسی نمایش و اشاره مستقیم‌تر به بحران‌های روز جامعه نرفتید؟

به باور من، یکی از ویژگی‌های مهم تئاتر لایه‌مند بودن آن است. تئاتر قرار نیست همه چیز را به شکل مستقیم و شعاری بیان کند. ما در نمایش از جنگ صحبت می‌کنیم، اما هر مخاطب می‌تواند با توجه به تجربه زیسته خود، برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. برای مثال، در همین جنگ دوازده‌روزه اخیر متوجه شدم که نگاه و برداشت بسیاری از اطرافیانم نسبت به مفهوم جنگ تغییر کرده است. این تغییر ناشی از همان ترس و اضطرابی است که در ذات جنگ وجود دارد. بنابراین تلاش کردیم فضایی ایجاد کنیم که مخاطب بتواند با تجربه شخصی خود به اثر نزدیک شود و معنای آن را در ذهن خود کامل کند.

طراحی صحنه در این نمایش بسیار مینیمال است و در کنار آن از ویدئو نیز استفاده شده است. این تصاویر آرشیوی هستند یا برای اجرا تولید شده‌اند؟ استفاده از ویدئو چه نقشی در روایت دارد؟

در این اثر از تصاویر و فیلم‌های آرشیوی استفاده کرده‌ایم. هدف ما این بود که بتوانیم حس و فضای مورد نظر را به شکل مؤثرتری به مخاطب منتقل کنیم. این تصاویر کمک می‌کنند حافظه جمعی تماشاگر فعال شود و او بتواند ارتباط عاطفی عمیق‌تری با موضوع برقرار کند. در کنار آن، طراحی مینیمال صحنه نیز انتخابی آگاهانه بود. ما نمی‌خواستیم صحنه پر از عناصر بصری باشد که تمرکز مخاطب را از روایت اصلی دور کند. به همین دلیل سادگی صحنه و استفاده از تصاویر آرشیوی در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا فضای ذهنی و احساسی اثر تقویت شود.

نمایش شما در سالن مهرگان اجرا می‌شود؛ سالنی که نسبت به برخی سالن‌های دیگر کمتر شناخته شده است. چرا این سالن را برای اجرا انتخاب کردید؟

انتخاب سالن مهرگان چند دلیل داشت. نخست اینکه شرایط مالی و توافقی که میان سالن و گروه تهیه و تولید شکل گرفت، امکان اجرای نمایش را برای ما فراهم کرد. از سوی دیگر، زمان اجرا برای ما اهمیت زیادی داشت. ما معتقد بودیم پیام این نمایش باید در همین مقطع زمانی مطرح شود. به همین دلیل ترجیح دادیم اجرای نمایش را به تعویق نیندازیم و در همان زمانی که امکانش فراهم شد روی صحنه ببریم.

با توجه به شرایط بحرانی جامعه، برخی گروه‌های نمایشی ترجیح می‌دهند اجرای آثار خود را به زمان دیگری موکول کنند. چرا شما چنین تصمیمی نگرفتید؟

از نگاه ما، تئاتر هنری است که در تمام دوره‌های بحران حرفی برای گفتن داشته است. در بسیاری از مقاطع تاریخی، تئاتر یکی از مهم‌ترین فضاها برای بیان دغدغه‌های اجتماعی بوده است. «روایت معلق بعد از بازگشت» نیز از همین منظر شکل گرفته است. البته حضور تماشاگر برای هر گروه نمایشی بسیار مهم و دلگرم‌کننده است، اما در کنار آن ما نوعی تعهد اجتماعی نیز احساس می‌کنیم.

به باور من، در شرایط بحرانی گفتن و روایت کردن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. تئاتر می‌تواند فضایی برای تأمل، همدلی و گفت‌وگو ایجاد کند و همین مسئله دلیل اصلی ما برای اجرای این نمایش در شرایط فعلی بود.

منبع

درباره نمایش روایت معلق بعد بازگشت
۲۷ خرداد ۱۴۰۵