در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمد حسن درباغی فرد
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:13:14
 

فعال هنری

 ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۹
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۸ ساعت پیش
درباره نمایش «میزری» به کارگردانی توحید معصومی؛

دو نفر، یک اتاق، و مقدار زیادی ترس

برای خوب بودن یک نمایش، همیشه لازم نیست اتفاق زیادی بیفتد. گاهی کافی است دو نفر را در یک اتاق حبس کنید و مطمئن شوید که هیچ‌کدام‌شان حاضر نیستند دیگری را به حال خودش بگذارد. «میزری» دقیقاً از همین امکان ساده اما خطرناک استفاده می‌کند. پل شلدون نویسنده است؛ آنی ویلکس خواننده. اما خیلی زود این نسبت ساده به هم می‌ریزد. خواننده می‌خواهد نویسنده را وادار کند آن چیزی را بنویسد که او می‌خواهد و نویسنده تلاش می‌کند از نوشتن آنچه به او تحمیل شده فرار کند. ادبیات، در اینجا، دیگر امر بی‌خطری نیست؛ تبدیل می‌شود به ابزار اعمال قدرت. شاید جذاب‌ترین ویژگی «میزری» همین باشد که جنگ اصلی نمایش، جنگ بدن‌ها نیست؛ جنگ اراده‌هاست.

توحید معصومی هم به جای آنکه تمام ظرفیت نمایش را صرف بازی رفت و برگشتی قدرت میان این دو کند، وزن بیشتری به آنی داده است. در نتیجه، آنچه ... دیدن ادامه ›› بیشتر از همه در اجرا باقی می‌ماند، نه فقط رابطه قربانی و شکنجه‌گر، بلکه حضور دائمی یک ذهن کنترل‌گر است؛ ذهنی که می‌خواهد همه‌چیز را، از بدن پل گرفته تا داستانی که می‌نویسد، تحت اختیار خودش نگه دارد. این انتخاب، فضای نمایش را به سمت نوعی اضطراب ممتد می‌برد. حتی وقتی آنی کاری نمی‌کند، احساس می‌کنیم چیزی در حال رخ دادن است. انگار خطر، قبل از آنکه در رفتار شخصیت دیده شود، در خودِ فضا مستقر شده است. و اینجاست که الهه زحمتی اهمیت پیدا می‌کند. بازی او را نمی‌شود فقط با «خ
وب» توصیف کرد؛ چون مسئله اصلی در بازی او، کیفیت حضور است. آنی زحمتی مدام در حال تغییر است. گاهی کودکانه، گاهی مهربان، گاهی مضحک و ناگهان ترسناک. این تغییرات البته تصادفی نیستند. پشت آنها یک طراحی دقیق بدنی و صوتی وجود دارد؛ از نحوه حرکت و راه رفتن تا مکث، تغییر ریتم جمله، شدت صدا و تغییر ناگهانی وضعیت حسی. همین جزئیات است که شخصیت را از یک «دیوانه خطرناک» معمولی جدا می‌کند. زحمتی اجازه نمی‌دهد آنی فقط یک تیپ باشد. او برایش رفتار، عادت، ریتم و بدن ساخته است. شخصیت به واسطه همین جزئیات، کم‌کم صاحب یک منطق مستقل می‌شود؛ منطقی که ممکن است از بیرون غیرعقلانی به نظر برسد، اما در جهان ذهنی خودش کاملاً قابل پیگیری است. به همین دلیل، به نظرم این بازی یکی از بهترین تجربه‌های بازیگری الهه زحمتی است. او به جای اینکه دیوانگی را نمایش بدهد، آن را در رفتار شخصیت توزیع کرده است.

سامان دارابی نیز وظیفه دشوارتری از آنچه در نگاه اول به نظر می‌رسد دارد. پل اگر فقط قربانی باشد، نمایش خیلی زود یک‌طرفه می‌شود. دارابی اما به شخصیتش مقاومت می‌دهد؛ ترس، ضعف، تلاش برای بقا و در عین حال نوعی سرسختی که اجازه نمی‌دهد رابطه میان این دو کاملاً تک‌قطبی شود. مهم‌تر اینکه او می‌فهمد بازیگر دوم، بخشی از میزانسن اوست. واکنش‌هایش به زحمتی صرفاً واکنش نیستند؛ به بازی او جهت می‌دهند و در مقابل، بازی زحمتی را هم تغذیه می‌کنند. برای نمایشی که عملاً تمام بار خود را روی دو بازیگر گذاشته، این هماهنگی حیاتی است.

کارگردانی معصومی را باید از همین زاویه دید. «میزری» در سالن بزرگ، می‌توانست به‌راحتی از نفس بیفتد. نمایش دو نفره اگر نتواند تنش تولید کند، خیلی زود تبدیل به مجموعه‌ای از دیالوگ‌های پشت سر هم می‌شود. این اتفاق در این اجرا نمی‌افتد، چون معصومی برای صحنه فقط د
یالوگ طراحی نکرده؛ حرکت، نور، صدا، فاصله و جایگاه بازیگران هم در ساختن کشمکش دخالت دارند. دکور هم به همین دلیل اهمیت پیدا می‌کند. فضای خانه صرفاً محلی برای اتفاق افتادن داستان نیست؛ بخشی از مناسبات قدرت است. نور با دکور کار می‌کند، عمق صحنه را تغییر می‌دهد و به فضای نسبتاً محدود نمایش امکان تنفس بصری می‌دهد. بعضی میزانسن‌ها هم دقیقاً زمانی اثرگذار می‌شوند که از توضیح دادن فاصله می‌گیرند. حرکت آنی در صحنه باران، مثلاً، فقط یک جابه‌جایی روی صحنه نیست. اضطراب شخصیت را از کلمه جدا می‌کند و به بدن می‌دهد. این همان لحظه‌ای است که کارگردانی از «چگونه گفتن» عبور می‌کند و به «چگونه دیدن» می‌رسد. البته «میزری» نمایش بی‌دردسری نیست. اساساً نمایشنامه‌ای که بخش عمده کشش خود را از رابطه دو شخصیت می‌گیرد، در اجرا ریسک بزرگی دارد. اگر یکی از دو بازیگر کم بیاورد، اگر ریتم از دست برود یا اگر میزانسن‌ها نتوانند فضای بسته را زنده نگه دارند، کل ساختمان فرو می‌ریزد. اما اینجا ساختمان سرپا می‌ماند. نه به این دلیل که نمایش می‌خواهد با ترفندهای بزرگ تماشاگر را غافلگیر کند؛ بلکه چون روی چیزهای کوچک حساب کرده است: مکث، نگاه، تغییر وضعیت بدن، فاصله دو بازیگر، نور، صدا و البته بازی.

در نهایت، شاید مهم‌ترین امتیاز «میزری» همین باشد که محدودیتش را به نقطه قوت تبدیل کرده است. دو بازیگر، یک فضای محدود و داستانی که اساساً بر کشمکش روانی بنا شده؛ همین‌ها اگر درست کنار هم قرار بگیرند، برای ساختن یک اجرای تماشایی کافی‌اند. «میزری» چنین اجرایی است. نمایشی که تماشایی بودنش را از شلوغی صحنه نمی‌گیرد؛ از این واقعیت می‌گیرد که در یک اتاق، دو نفر حضور دارند و هر دو می‌خواهند دیگری را کنترل کنند. و وقتی یکی از آن دو، الهه زحمتی باشد، این اتاق دیگر چندان جای امنی برای نشستن تماشاگر هم نیست.

«سعید محبی »عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران

عکس از رضا جاویدی
دیروز ساعت ۱۴:۰۴
پیرامون نمایشنامۀ کورش اثر نادر برهانی‌مرند

ارمغان بهداروند

احضار دوبارۀ «کورش» فراتر از طرحِ فضیلت‌های اسطوره‌ای و روایات فتح، گرامی‌
داشت گفت‌وگو است. فهم این‌زمانی شخصیتی که در «سفر قهرمان» از مَرد به اَبَرمرد تبدیل می‌شود، منتهی‌الیۀ ارادۀ ذهنی نویسنده است. در این زمان‌آگاهی و ضرورت، کورش به یک صورت فرهنگی قهرمان بدل می‌شود که در تعیین نسبت خود با سرنوشت و قدرت، جانبِ «اخلاق» را نگاه می‌دارد و در جدال خیر و شر، خود را به پیروز میدان تقلیل نمی‌دهد بلکه قرائتی نو از قهرمان ابراز می‌دارد. قرائتی که میل به معاصرت و هم‌زمانی در آن مورد تاکید قرار گرفته است. نادر برهانی‌مرند قهرمان نمایش خود را نه بر اساس «آزمون» که بر اساس «انتخاب» برمی‌گزیند. کورش در این نمایش، از امکان پیروزی خود، مناسبات اجتماعی جدیدی می‌آفریند و درصدد استحالۀ شر و ارائۀ نسخۀ متمدنانه‌ای از قدرت برمی‌آید. نسخه‌ای که آسایش دو گیتی را در «با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا» جست‌وجو می‌کند. در متن ... دیدن ادامه ›› نادر برهانی‌مرند اگر چه حرکتِ روایت، منطبق بر منطق مطالعات تاریخی می‌باشد اما نویسنده و در ادامه کارگردان با برجسته‌سازی‌هایی در زبان گفتاری و زبان بصری تلاش می‌کند نسبتی خونی میان شباهت‌های آن روزگار و این روزگار برقرار کند. آرمان کورش، نه در بند کردن که رهایی مردمان است و تکیۀ متن بر این مقصد، نه صرفاً اعتزاز کورش که اقرار به تاریخ تمدن ایران و فلسفۀ حکمرانی ایرانیان بوده است. برای انسان این عصر که در جهانی متراکم از رنج و خشم و ستم نفس می‌کشد، مواجهۀ با جهانی چنین مطلوب، موید تمدن متعالی ایران و فرهنگ پرفضیلت ایرانیان است: اگر روزی شمشیر برداشتم برای گشودن بند مردمان خواهد بود نه دروازه کشورها.
در این نمایش انسان بودن مزیت نیست که انسان ماندن شرط است. کورش؛ فاتح هگمتانه، در صحنۀ پایانی از میانۀ مردم به صحنه بازمی‌گردد. در این صحنه موکداً می‌توان نقطۀ عطف سفر قهرمان را که همان «بازگشت» است مرور کرد. او جهان عادی را از پس دعوت‌ها، تردیدها، آزمون‌ها و تصمیم‌ها پشت سر می‌گذارد و به مثابۀ قهرمانی اسطوره‌ای به جهان عادی باز می‌گردد. برهانی‌مرند در این متن، گزارشگر قهرمانی کورش نیست بلکه مخاطب را در فرآیندِ «کورش شدن» سهیم می‌دارد.
اگر چه آن چه از آن به عنوان پیش‌آگاهی یاد می‌کنیم مانع از التذاذ غایی از کلیت اثر می‌شود اما مواجهۀ عاطفی مخاطب با تاریخ و شخصیت‌های اسطوره‌ای، هم تاریخ را از شکل موزه‌ای و انغطاف‌ناپذیر خارج می‌سازد و هم به ترمیم ارتباط نسلی کمک می‌کند. نسلی که حافظۀ فرهنگی خود را به دلیل الگوهای تحمیلی رسانه و موانست با قهرمانان دیجیتالی و بالاخره قصورات نظام آموزشی از دست داده است.
نادر برهانی‌مرند در پاسخ به این پرسش که: «از تاریخ چه می‌خواهیم؟» یک پاسخ داده است: کورش آغاز من است؛ آغاز راستی که تو از آن می‌هراسی.

«ارمغان بهداروند»
این عکسها در حد اون اجرا نیست و واقعا ضعیف است
۱۵ ساعت پیش
ایمان کارجو
این عکسها در حد اون اجرا نیست و واقعا ضعیف است
به نظرم جای عکس های اقای رضا جاویدی از این نمایش خیلی خالیه🥲
۵ ساعت پیش
زینب محسنی
به نظرم جای عکس های اقای رضا جاویدی از این نمایش خیلی خالیه🥲
دقیقا. امیدوارم از این کار عکاسی کنند. عکسهاشون همیشه دیدنیه
۴ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۰۴:۳۴
پیش فروش روزهای جدید نمایش «میزری» هم اکنون در سایت تیوال آغاز شده است .

نمایش «میزری» نوشته « ویلیام گلدمن » به کارگردانی « توحید معصومی » بر اساس« رمان میزری از استفن کینگ» با بازی سامان دارابی ، الهه زحمتی و عباس موسوی هر شب ساعت ۱۹:۰۰ در سالن سمندریان مجموعه ایرانشهر به روی صحنه می رود .
۳ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۰۳:۱۵
درباره نمایش « میزری » به کارگردانی توحید معصومی .

یادداشتی از « مهدی نصیری » عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران.

اینجا جنون‌روی صحنه راه می رود.
می‌خواهید یک نمایش خوب ببینید؟ «میزری» یکی از بهترین نمایش‌هایی‌ست که این روزها اجرا می‌شود؛ نمایشی با یک درام حساب‌شده، کارگردانی دقیق و دو بازیگر توانمند که در کنار هم اجرایی کامل و تماشایی ساخته‌اند.
هسته اصلی نمایش، رابطه قدرت میان نویسنده و مخاطب‌ست؛ رابطه‌ای که از دل وسواس، کنترل، خشونت و اسارت شکل می‌گیرد. نمایشنامه گلدمن اساساً بر بازی روانی میان پل و آنی استوارست و بخش مهمی از کشش آن از جابه‌جایی مداوم قدرت میان این دو می‌آید. اما توحید معصومی در اجرا، این جابه‌جایی را تا حدی ... دیدن ادامه ›› کاهش داده و بیشتر روی کنترل و وسواس جنون‌آمیز آنی تمرکز کرده. نتیجه کار فوق‌العاده است.
«میزری» دیدنی است. خیلی دیدنی. اما چرا؟ چون فقط قصه یک نویسنده و زنی که او را در خانه‌اش حبس کرده نیست. قصه، روی کاغذ، ساده‌تر از آن چیزی‌ست که روی صحنه اتفاق می‌افتد: نویسنده‌ای گرفتار مخاطبی می‌شود که دیگر فقط مخاطب نیست؛ صاحب اثر می‌شود، صاحب نویسنده می‌شود، صاحب جان او. هسته اصلی نمایش همین‌جاست: قدرت! و بعد، قدرتی که آرام‌آرام شکل عوض می‌کند؛ از علاقه به وسواس، از وسواس به کنترل و از کنترل به خشونت.
توحید معصومی در اجرایش از این بازی قدرت کمی از آن چیزی که در ساختار درام گلدمن می‌بینیم فاصله گرفته و وزن بیشتری به آنی داده. جابه‌جایی قدرت میان دو شخصیت کمتر شده و در عوض، جنونِ کنترل‌گر آنی بیشتر به چشم می‌آید. نتیجه، اجرایی‌ست که خشونت در آن فقط اتفاق نمی‌افتد؛ هواست. در فضای نمایش پخش شده. در نگاه است، در مکث است، در صداست، در راه رفتن است؛ حتی در لحظه‌هایی که ظاهراً هیچ خشونتی اتفاق نمی‌افتد. و اینجاست که الهه زحمتی کار مهم‌تری می‌کند و ناگهان همه‌چیز کمی خطرناک‌تر می‌شود. او آنی را بازی نمی‌کند؛ آن را می‌سازد. با نحوه راه رفتن، چرخش بدن، مکث، تغییر لحن، تغییر ناگهانی شدت صدا، یک حرکت اضافه، یک حرکت حذف‌شده، یک نگاه که کمی بیشتر از حد معمول طول می‌کشد. و بازیگری دقیقاً همین‌جا اتفاق می‌افتد؛ جایی که شخصیت از مجموع همین «ریزها» ساخته می‌شود. زحمتی شخصیت را از بیرون به درون نمی‌برد؛ انگار از درون به بیرون نشتش می‌دهد. برای همین آنی او فقط یک زن دیوانه و خشن نیست. چیزی در او مدام درحال تغییرست و همین تغییر، خطرناکش می‌کند. نمی‌دانیم لحظه بعد قرارست آرام باشد، عصبانی شود، محبت کند یا منفجر شود. و این ندانستن، یکی از مهم‌ترین منابع تعلیق اجراست. الهه زحمتی واقعا بازیگر خوبی‌ست و به نظرم این یکی از بهترین بازی‌های اوست؛چون اینجا تکنیک دیده نمی‌شود، اثر تکنیک دیده می‌شود.
سامان دارابی هم در سوی دیگر این میدان، فقط قرار نیست قربانی خوبی باشد. پل او شخصیت دارد، ریتم دارد و مهم‌تر از همه، پارتنر دارد. دارابی می‌داند که در چنین نمایش دوپرسوناژی، بازیگر اگر فقط خودش را بازی کند، خیلی زود بازی تمام می‌شود. باید دیگری را هم بازی کند. باید چیزی برای دیگری بسازد تا او بتواند از آن بالا برود، علیه آن بایستد یا در آن فرو برود. و این اتفاق میان دارابی و زحمتی می‌افتد.
«میزری» از آن نمایش‌هایی است که سالن بزرگ می‌تواند بلای جانش شود. دو بازیگر، یک فضای محدود و نمایشی که قرار نیست هر پنج دقیقه با یک اتفاق بزرگ تماشاگر را تکان بدهد. اگر ریتم درست نباشد، اینجا همه‌چیز خیلی زود لو می‌رود. اما معصومی ریتم را هم پیدا کرده است. نه با تند کردن نمایش، بلکه با زنده نگه داشتن رابطه.
ریتم این اجرا از دیالوگ نمی‌آید؛ از برخورد دو بدن، دو صدا، نور، سکوت، افکت صوتی، میزانسن و حتی فاصله‌ای که دو بازیگر از هم می‌گیرند یا نمی‌گیرند ساخته می‌شود. به همین دلیل نمایش، حتی وقتی ظاهراً اتفاقی نمی‌افتد، در حال اتفاق افتادن است.
دکور هم در این میان فقط «دکور» نیست. معصومی آن را با نور ترکیب می‌کند، عمق می‌دهد، قاب می‌سازد و فضای خانه را از یک محل وقوع حادثه به بخشی از وضعیت روانی نمایش تبدیل می‌کند.
گاهی هم میزانسن‌ها به‌خودی‌خود حرف می‌زنند. مثل همان صحنه باران و اضطراب آنی؛ حرکت او در عرض دیوار، حرکتی ساده است، اما همزمان هم تصویر می‌سازد، هم اضطراب را مجسم می‌کند و هم تعلیق را بالا می‌برد. اینجا کارگردانی یعنی چیزی را که می‌توانست فقط در دیالوگ گفته شود، به حرکت تبدیل کردن.
«میزری» در نهایت نمایش خوش‌ساختی است؛ اما جذابیتش فقط در خوش‌ساخت بودنش نیست. نمایش جایی موفق می‌شود که عناصرش شروع می‌کنند به همدیگر تبدیل شدن: بازیگر به میزانسن، میزانسن به اضطراب، نور به فضا و فضا به روان.
و در مرکز همه اینها، الهه زحمتی ایستاده است؛ با شخصیتی که آن‌قدر جزئیات دارد که گاهی به نظر می‌رسد آنی از نمایشنامه بیرون آمده، از روی کاغذ پایین آمده و حالا روی صحنه راه می‌رود. شاید برای همین است که بعد از تمام شدن «میزری»، چیزی از آنی هنوز روی صحنه مانده باشد.
جنون، وقتی خوب بازی شود، همه چیز هم که تمام بشود چیزی از خود را در ذهن تماشاگر باقی می‌گذارد.


«مهدی نصیری »

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۶ مهر ساعت ۱۱:۵۹
سوگند میخورم که هیچ فرمانی از من بر دروغ استوار نخواهد بود، زیرا دروغ نخستین خشکسالی جان هاست …
.
روزبه حصاری در نقش کورش
.
.
روایتی دراماتیک و معاصر از مردی که نامش با عدالت، انسانیت و ایران گره خورده است.
.
این بار، کورش را نه فقط در تاریخ، که بر روی صحنه تماشا کنید.
..
تیزر:
میلاد جعفری،حمید رضائی

تماشای ویدئو کامل در آپارت👇
https://aparat.com/v/dnuy417

خرید ... دیدن ادامه ›› بلیت از سایت تیوال
tiwall.com/p/kourosh2

صفحه رسمی نمایش کورش در اینستا گرام
https://www.instagram.com/reel/ DdOJs0eofdW/?stkn=dzB4eGY4dGJod3c
۰۴ مهر ساعت ۰۳:۰۷
خواب دیدم از زهدان دخترم ماندانا، نهال تاکی سربرآورد. به چشم بر هم زدنی بالید و شاخه‌هایش چون مارانی آهنین به هفت سوی جهان خزید… این چه کابوسی‌ست که سه شب پیاپی رهایم نمی‌کند؟.
گاهی یک خواب، سرنوشت یک امپراتوری را تغییر می‌دهد…
.
«مرتضی اسماعیل‌کاشی » در «نقش آستیاگ»
.
تیزر: میلاد جعفری، حسین نشاطی، ... دیدن ادامه ›› حمید رضائی
.
نمایش «کورش»؛ روایتی معاصر از یکی از مهم‌ترین داستان‌های تاریخ ایران
.
تماشای ویدئو کامل در آپارات 👇

https://www.aparat.com/v/ybf4o5s
👇صفحه‌ رسمی نمایش کورش در اینستاگرام
https://www.instagram.com/reel/DdTCJCoIDTO/?stkn=MTFhZjdtNDdjOTU0NA==
۰۳ مهر ساعت ۱۴:۳۸
کورش آغاز من است
آغاز راستی، که تو از آن می هراسی …

گاهی تاریخ، چهره‌هایی را به یاد می‌آورد که سرنوشت
ک سرزمین را تغییر دادند…

حمیدرضا آذرنگ در نقش هارپاگ
.
روایتی تازه از یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ
؛روی صحنه‌

تیزر:
میلاد جعفری،حمید رضایی
.
تماشای کامل ویدئو در آپارت 👇
https://www.aparat.com/v/bxm102k

صفحه رسمی نمایش کورش در اینستاگرام👇
https://www.instagram.com/reel/DdMY-O7Riui/?stkn=ZXRiMmVtbnY3ZzZm

۰۳ مهر ساعت ۱۲:۱۱
فراسوى سنگ وستون؛ معمارى مدرن یک تراژدی کهن در تثاتر شهر

.
.
بردن زندگی کورش بزرگ روى صحنه، راه رفتن روى لبه تیغی باریک میان تحریف ناسیونالیستى و ملال سند نگاری تاریخى است ! آزمونى دشوار که نادر برهانى مرند در تالار اصلى تئاتر شهر تهران با سربلندى از آن عبور کرده و یکى از متفکرانه ترین، سنگین وزن ترین و درخشان ترین تولیدات صحنه اى سال هاى اخیر را پیش چشم تماشاگران گذاشته است. نمایش «کورش» به تهیه کنندگی امیرحسین شفیعى، اثرى نیست که در پوسته فتوحات و شمشیر بندى هاى مرسوم متوقف بماند، بلکه تلاشى دراماتیک و عمیق براى جست وجوى مفهوم «انسان بودن در بزنگاه قدرت» است. از منظر متنى و پژوهشی، تسلط برهانى مرند بر سنتز منابع دست اول تاریخى شگفت انگیز است؛ او موفق شده روایات دراماتیک وپرتنش کتاب اول «تواریخ» هرودوت (کابوس هاى آستیاگ, فرمان قتل نوزاد و گره خوردگی سرنوشت هارپاگ) را با تصویر خرد ورزانه وعدالت محور گزنفون در «کوروش نامه» پیوند بزند و درامى زنده پدید آورد که نقطه اوجش فتح هگمتانه است؛ فتحى که نه به کشتار و انتقام، بلکه به مدارا، بخشایش وهمزیستى مدنى ختم مى شود و این دقیقاً همان پیامى است که تاریخ را به ضرورت زیست امروز ما احضار مى کند. در ساحت اجرا و کارگردانى، نمایش با فرار هوشمندانه ... دیدن ادامه ›› از دکورهاى سنتى، ستون هاى سنگین گجى و آکسسوارهاى دست وپاگیر, صحنه را به کمک ویدئومپینگ و طراحى نورى چندلایه وسعت داده است! تصاویرى که صرفاً دکوراتیو نیستند، بلکه گذر از قصر سرد و جبار ماد به روشنایى دشتهای پارس را با ضرباهنگى سیال، مدرن و شاعرانه رقم می زنند و تنفس صحنه را باز نگه مى دارند. در بخش بازیگرى نیز اثر به قله هاى درخشانى دست یافته است: روزبه حصارى در نقش کورش، به درستى فهمیده که شمایل این شخصیت را نباید با فریاد وگزافه گویى خراب کرد؛ او با تکیه بر سکوت هاى باردار، ثبات نگاه ومتانتى درونى، پرتره اى خردمند، متفکر و اصیل از جوانى کورش خلق کرده که در عین صلابت فیزیکى، واجد وقار و تشخص شاهانه است؛ از سوى دیگر، حضور مرتضى اسماعیل کاشى یک کلاس درس بازیکرى تمام عیار در صحنه است؛ شکست هاى بدنى ریز، میمیک کنترل شده و نبوغ او در نمایش رنج فروخورده و تعلیق هاى روانى، ستون فقرات درام را استوار نگه مى دارد ودر کنار او حمیدرضا آذرنگ، فارغ از بازى پخته, عمیق و پر طنینش، با روحیه وتعهد مثال زدنى خود اعتبارواحترامى دو چندان به صحنه بخشیده است.

«احسان سَبُکتَکین»
۰۳ مهر ساعت ۱۰:۵۹
کورش آغاز من است
آغاز راستی، که تو از آن می هراسی …
.
گاهی تاریخ، چهره‌هایی را به یاد می‌آورد که سرنوشت یک سرزمین را تغییر دادند…
حمیدرضا آذرنگ در نقش هارپاگ
.
روایتی تازه از یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ؛ روی صحنه‌

تیزر:
میلاد جعفری،حمید رضایی
.
تماشای کامل ویدئو در آپارت 👇
https://www.aparat.com/v/bxm102k
۰۲ مهر ساعت ۰۱:۲۷
در روایت «کورش»، هیچ جزئیاتی اتفاقی نیست…

پیش از آن‌که تماشاگر با قصه روبه‌رو شود،
جهان این نمایش به دست گروهی از هنرمندان ساخته شده؛ از صحنه و نور تا لباس، گریم، موسیقی، حرکت و تصویر.

آشنایی با طراحان نمایش «کورش»:

▪️ سینا بیلاق‌بیگی | طراح صحنه
▪️ مهدی دوایی | مدیر هنری
▪️ پریدخت عابدین‌نژاد | طراح لباس
▪️ فرشاد فزونی | آهنگساز
▪️ نوید فرح‌مرزی | طراح گریم
▪️ مهدی آشنا | عکاس
▪️ رضا خضرایی | طراح نور
▪️ شروین عقیلی | طراح ویدیومپینگ
▪️ مهدیه نجف‌دری | طراح حرکت

۲۷ شهریور ساعت ۰۳:۱۳
مخاطب در نمایش «کورش» بیش از هر چیز با روایتى متفاوت، معاصر و با قصه اى دراماتیک رو به رو خواهد شد.
قصه اى که نوشته ی نادر برهانى مرند است...
•
نمایش «کورش» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانى مرند و تهیه کنندگی امیرحسین شفیعى از ۳۱ شهریور ماه در سالن اصلى مجموعه ی تئاتر شهر میزبان مخاطبین و علاقه مندان خواهد بود.
.
⚫️ مشاهده کامل ویدئو از « آپارات »👇 :

https://www.aparat.com/v/ucs12t1
۲۴ شهریور ساعت ۰۳:۰۷
آغاز بلیت فروشی / سه شنبه ۲۴شهریورماه / ساعت ۱۳ / از طریق سایت تیوال.
۲۴ شهریور ساعت ۰۳:۳۲
۱ روز مانده تا آغاز پیش فروش نمایش«کورش» به نویسندگی و کارگردانی «نادر برهانی مرند» و تهیه کنندگی امیر حسین شفیعی در سایت تیوال .
۲۴ شهریور ساعت ۰۳:۲۸
همزمان با آغاز پیش‌فروش بلیت سانس‌های آغازین نمایش «کورش» به کارگردانی نادر برهانی‌مرند عوامل و بازیگران این اثر برای اجرا در مجموعه تئاترشهر معرفی شدند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، پیش‌فروش خرید بلیت سانس‌های آغازین نمایش «کورش» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی‌مرند و تهیه‌کنندگی امیرحسین شفیعی که قرار است در روزهای پایانی شهریور جاری روی صحنه تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر برود، از روز سه‌شنبه ۲۴ شهریور در سامانه‌ تیوال آغاز می‌شود.

این نمایش، روایتی دراماتیک از زندگی کورش کبیر است و داستان این شخصیت تاریخی را از تولد تا فتح هگمتانه بازخوانی می‌کند.

حمیدرضا آذرنگ، مرتضی اسماعیل‌کاشی، محمودرضا رحیمی، باران نیکراه، امین میری، مهسا باقری، پیمان قریب‌پناه، حمید ایزدپناه، نیلوفر هوشمند، میثم صدرا، میثم شهاب، نیما زنده‌روحیان، داریوش برهانی مرند، متین صفرزاده و روزبه حصاری در نقش «کورش» هنرمندانی هستند که در این پروژه نمایشی به‌عنوان بازیگران ... دیدن ادامه ›› اصلی ایفای نقش می‌کنند.

سجاد استکی، شایان خانی، سید ایلیاقریشی، دانیال سلطانی، حمید صولتی، یاسین پازکیان، عرشیا اصغری، امیرمحمد رضائی، میلاد محبوبیان، محمدصادق البیان، مهران فنایی دیگر گروه بازیگران نمایش را تشکیل می‌دهند.

علی بیگدلی مجری طرح، محمد حسن درباغی‌فرد مدیرتولید، سینا ییلاق بیگی طراح صحنه و آکسسوار، مهدی دوایی مدیرهنری، فرشاد فزونی آهنگساز، پریدخت عابدین‌نژاد طراح لباس، نوید فرح مرزی طراح گریم، مهدیه نجف‌دری طراح حرکت، رضا خضرایی طراح نور، شروین عقیلی طراح ویدئو مپینگ، مهرداد ضیایی، مرتضی عبدالمالکی و میلاد جعفری گروه ویدئو مپینگ، مهدی آشنا عکاس، حسین طاهربخش مشاورفنی پروژه، امین رهبر دستیار کارگردان ،نیلوفر رازمند برنامه‌ریز و منشی صحنه، موژان باقریان مدیر صحنه، حمیدرضا صابری دستیار طراح صحنه، غزل عبدی و فاطمه رسولی‌نیا دستیاران طراح لباس، محبوبه شفیعی و پوریا برومند مجریان گریم، علی نظری ساخت دکور و حسین پناهی هم گروه طراحی، تولید و اجرایی نمایش «کورش» را تشکیل می‌دهند.

محمد امینی، نیلوفر سراجی، هلیا حسن‌زاده، رضا صادقی، صبا حمزه، دنیز علائین و امین اسماعیلی نیز اعضای گروه حرکت نمایش هستند.

محمدرسام رضوانی مدیریت روابط‌عمومی و تبلیغات این پروژه را بر عهده دارد و تولید محتوای نمایش نیز توسط میلاد جعفری، حمید رضائی، سجاد احمدی و امین دین‌پرور انجام می‌شود.

مخاطبان می‌توانند از ساعت ۱۳ روز سه‌شنبه ۲۴ شهریور با مراجعه به سامانه‌ تیوال نسبت به تهیه بلیت این اثر اقدام کنند.
۲۴ شهریور ساعت ۰۳:۵۹
نمایش‌نامه‌ی «کورش» برای من بازگشت به گذشته نیست؛ نگریستن به امروز از آینه‌ی تاریخ است. در نوشتن این نمایش‌نامه، بیش از آن‌که در پی ساختن چهره‌ای اسطوره‌ای از کورش باشم، به انسانی اندیشیده‌ام که در میانه‌ی قدرت، خشونت و هراس، با انتخابی دشوار روبه‌روست: شمشیر یا کلمه. تاریخ، برای من، انبوهی از نام‌ها و فتوحات نیست؛ حافظه‌ی انسان‌هایی است که در آن زیسته‌اند؛ انسان‌هایی که ترسیده‌اند، عشق ورزیده‌اند، خیانت کرده‌اند، ایستاده‌اند و در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز، انتخاب کرده‌اند. «کورش» تلاشی است برای شنیدن صداهای خاموش همین آدم‌ها؛ برای دیدن انسان‌هایی که پشت نام‌های بزرگ تاریخ گاه از یاد رفته‌اند. در مقام کارگردان نیز نخواسته‌ام تاریخ را بازسازی کنم؛ خواسته‌ام آن را به اکنون احضار کنم؛ تا شاید دریابیم فاصله‌ی میان آن روزگار و روزگار ما، چندان که می‌پنداریم، دور نیست. «کورش» روایت یک فاتح نیست؛ جست‌وجوی انسانی است که می‌خواهد قدرت را از معنای صرفِ غلبه فراتر ببرد. شاید از همین روست که برای من، «کورش» بیش از آن‌که درباره‌ی گذشته باشد، درباره‌ی امکانِ انسان ماندن در هنگامه‌ی قدرت است.
نادربرهانی مرند
۱۹ شهریور ساعت ۲۲:۰۷

لوگوتایپ نمایش «کورش» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی‌مرند، با طراحی مهدی دوایی رونمایی شد.
به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، نمایش «کورش» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی‌مرند، از روزهای پایانی شهریورماه ۱۴۰۵ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه خواهد رفت.
این اثر نمایشی به تهیه‌کنندگی امیرحسین شفیعی، روایتی دراماتیک از زندگی کورش بزرگ است و داستان این شخصیت تاریخی را از تولد تا فتح هگمتانه بازخوانی می‌کند.
طراحی های گرافیکی این نمایش را مهدی دوایی بر عهده دارد. دوایی، مدیر هنری، فیلمساز و طراح گرافیک، طی بیش از دو دهه فعالیت حرفه‌ای، طراحی پوستر بیش از ۲۰۰ عنوان نمایش صحنه‌ای را در کارنامه خود دارد.

جزئیات مربوط به گروه بازیگران و دیگر عوامل اجرایی نمایش، همچنین زمان آغاز پیش‌فروش بلیت «کورش»، به‌زودی اعلام خواهد شد.
۱۹ شهریور ساعت ۲۲:۱۹
نمایش «کورش» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی‌مرند، روزهای پایانی شهریورماه ۱۴۰۵ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه خواهد رفت
این اثر نمایشی به تهیه‌کنندگی امیرحسین شفیعی تولید شده است.
«کورش» روایتی دراماتیک از زندگی کورش بزرگ است که داستان این شخصیت تاریخی را از تولد تا فتح هگمتانه بازخوانی می‌کند.

آخرین اثر نادر برهانی‌مرند نمایش «هدویگ» است که در زمستان ۱۴۰۳، بر اساس نمایشنامه «مرغابی وحشی» اثر هنریک ایبسن، در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت.

جزئیات مربوط به گروه بازیگران و دیگر عوامل اجرایی، همچنین زمان آغاز پیش‌فروش بلیت «کورش» به‌زودی اعلام خواهد شد.

۲۸ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۳:۵۸
در ستایش تئاتر

یادداشتی از «حمیدرضا نعیمی »
نمایش نامه نویس، بازیگر و کارگردان

نمایش «سیندرلا» را نخستین بار در سالن اصلی تئاتر‌شهر و به نویسندگی و کارگردانی جلال تهرانی دیدم. تجربه‌ای که کارگردان اصرار به دو سویه داشتنِ اجرا داشت و به همین دلیل روی صحنه‌ی سالن اصلی هم تماشاگر وجود داشت. سال‌ها بعد، کارگردان خوش‌فکر، خلاق و جوانِ تئاتر ایران، احسان فلاحت‌پیشه این نمایش‌نامه را با رویکردی کاملاً متفاوت به روی صحنه برده است. آذرماهِ سرد ۱۴۰۴ با وجود این اثر حقیقتن گرم و زیباست. تجربه‌ای ناب، اجرایی عجیب و البته سخت ... دیدن ادامه ›› و نفس‌گیر.

- نمایش‌نامه‌نویسی:

با آثار جلال تهرانی آشنا هستم. تقریبن همه‌ی آن‌هایی که چاپ شده‌اند را خوانده‌ام و تعدادی را با کارگردانی خودِ نویسنده دیده‌ام. نمایش‌نامه‌ی سیندرلا داستانی پیچیده دارد و حال و هوای آن، کمی به اثری چون «ملاقات با بانوی سالخورده» نوشته‌ی فردریش دورنمات نزدیک است. البته که در این جا نویسنده با نام سیندرلا بازی نشانه‌گانی می‌کند و کفشِ او را که در تمام خانه‌های شهر رفته استفاده‌ی مفهومی جذابی می‌کند. این نمایش‌نامه در دیالوگ‌نویسی کم‌نظیر است. به عبارتی باید نوشتن آن را بلوغ یک نویسنده‌ی ایرانی دانست. ببینید، بشنوید، بخندید، بهت‌زده و غافلگیر شوید.

- کارگردانی:

احسان فلاحت‌پیشه، در آخرین تجربه‌ی کارگردانی خود، در جایگاهِ یک کارگردانِ صاحبِ سبک، نگاه و امضا ایستاده است. او به همه چیز در این اثر نگاهِ دقیق و حساب‌شده دارد. هیچ حرکت، بازی و طراحی در نمایشِ سیندرلا به حال خود رها نشده‌اند. تصاویر، فضاسازی، ریتم و هدایتِ بازیگران نشان از «کارگردانی مؤلف» در تئاتر ایران دارد. او ما را به یک جادو در تئاتر فرا می‌خواند و سرمست از شنیدن و دیدن و پرسش‌هایی که در ذهن ایجاد می‌شود به خیابان‌های سردی که از آن آمده‌ایم، باز می‌گرداند. اما در برگشت، دیگر خیابان‌های آذرماهیِ تهران سرد نیستند. احسان فلاحت‌پیشه زندگی را با نمایش‌هایش برای ما اگر نه زیبا اما قابل تحمل می‌کند.

- طراحی لباس:

در تئاترهای اخیر که دیده‌ام، طراحی لباسِ نمایش «سیندرلا» عالی است. به زمان خاصی اشاره ندارد. می‌توان در کنارِ لباس سیندرلا که می‌تواند کاملا امروزی باشد، لباس‌های شَمَنی، سیرک، و مُدهای قرنِ نوزده را هم دید. اما مقدی شامیریان به جزئیات و طراحیِ خاصِ خود رسیده است. بر تن یکی از کاراکترها لباس ده جیب دارد و دیگری شبیه لباس‌های تزارهای روس پوشیده است با آن رنگ سُرخ، و البته که همگی در یک هماهنگی جلوه می‌یابند.

- طراحی صحنه:

سینا ییلاق‌بیگی دریای لایزال طراحی صحنه‌ی تئاتر ایران شده است. به هر تئاتر که سر می‌زنید در یکی از سالن‌های اجرا نام او را می‌بینید. نمی‌دانم این ترافیک و پرکاری و پرسرعتی خوب است یا نه. اما عجیب آنست که هر کدام با توجه به بودجه‌ای که در اختیار می‌گیرد، حساب‌شده و خلاق هستند. او در این روزها یک‌تنه بار طراحی صحنه‌ی تئاتر ایران را به دوش می‌کشد و یاریگر کارگردان‌ها و نمایش‌هاست. بهترین و ساده‌ترین و کاربردی‌ترین طراحی را برای نمایش «سیندرلا» می‌توانید ببیند.
همه چیز با یک تابلوی نقاشی شروع می‌شود. تابلویی که آدم‌ها به درون آن رفته و بیرون می‌آیند و مدام ذهن ما را بین حقیقت و مجاز بازی می‌دهد. ایجاز در دکور و اشیا و دیگر آکسسوار در طراحی سینا ییلاق‌بیگی کاملا هوشمندانه و از سر اُستادی است. طراحی صحنه در اثر مدام در حال رشد است و صرفاً حضوری تزئینی و جانبی نمی‌یابد.

- طراحی نور:

نور، عروس صحنه است. و در نمایش «سیندرلا» چه جلوه‌ی رازآمیزی دارد. نور در این‌جا اصرار به پوشیدگی و پنهان کردن دارد تا آشکار کردن و نمایان شدن. خِساست رضا خضرائی، طراح نور، موجب شده ما به فضای جادویی اثر نزدیک شویم؛ اگر چه در پایان به صورت مستقیم و با شدتِ تمام چشمانِ تماشاگران شلیک می‌شود.

- بازیگری:

اوج و شکوه بازیگری در ایران را این روزها می‌توان در بازی محمدصادق ملک و آرش فلاحت‌پیشه در نمایش «سیندرلا» دید. این دو در کنار دیگر عزیزان چون مهدی نصرتی که گروهبان را عالی بازی می‌کند و بهناز توسلی و مصطفی احدی درخشان هستند، مرز بازیگری را جابجا کرده و یا یک پله ارتقاء می‌دهند. تمام مدعیانِ بازیگری تئاتر و سینما و علاقمندان و دانشجویان باید این مدرسه‌ی بازیگری را ببیند، حظ برده و یاد بگیرند. کاراکتر پردازی، اشراف دقیق بر لحن و بیان، بدن و ژست و میمیک استثنایی است. محمدصادق ملک را اگر بر سر و چشم ننشانیم، پس چه کنیم؟

نمایش سیندرلا را ببینیم، لذت ببریم و افسوس همیشگی برای مدیریتِ کلان فرهنگ و هنر و تئاتر ایران، که این عزیزان و دیگر گروه‌های توانمند باید برای زندگی‌شان چشم به گیشه و فروش داشته باشند. حال آن که مدت زمان محدود اجرا در یک سالن کوچک، شانسی برای موفقیت مالی نیست. فقط چند اجرا باقی مانده شانس دیدن نمایش «سیندرلا» را از دست ندهید.

حمیدرضا نعیمی
مصطفی احدی این را خواند
پویا اندیشه، فردین.alp، علی بهلولی و حامد سعیدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۷ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۳۵
نمایش « سیندرلا » به کارگردانی احسان فلاحت پیشه ، در روز جمعه نیز ۲ اجرایی شد .
لازم به ذکر است این نمایش در دو سانس ۱۷ و ۱۹ روی صحنه خواهد رفت که اجرای سانس اول شامل تخفیف ۵۰ درصدی ویژه دانشجویان (به صورت حضوری از گیشه مجموعه تئاتر شهر)خواهد بود.
۲۶ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۳:۵۹
نمایش « سیندرلا » به کارگردانی احسان فلاحت پیشه ، در روزهای پنجشنبه و جمعه ، ۲ اجرایی شد .
لازم به ذکر است این نمایش در دو سانس ۱۷ و ۱۹ روی صحنه خواهد رفت که هر دو‌ اجرای سانس اول شامل تخفیف ۵۰ درصدی ویژه دانشجویان (به صورت حضوری از گیشه مجموعه تئاتر شهر)خواهد بود.
محمد فروزنده این را خواند
سینا ییلاق بیگی و حامد سعیدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
تئاتر

تماس‌ها

09193117004