در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمد حسن درباغی فرد درباره نمایش میزری: «میزری»؛ جسارت انتخاب در روزگار تکرار یادداشتی بر نمایش میزری ابر
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 17:06:58
۰۲ آبان ساعت ۱۶:۰۹
«میزری»؛ جسارت انتخاب در روزگار تکرار

یادداشتی بر نمایش میزری
ابراهیم پشت کوهی

همین اول متن بگویم می خواهم از واژه نخ نمایی که تئاتری ها در هر حال مثل نقل و نبات به هم تعارف می کنند و از شدت تکرار و فقر کلمات ،معنای خود را از دست داده و پوچ شده فاصله بگیرم «درخشان بودید»
و به جای آن ، سعی می کنم در نوشته ای کوتاه به ویژگیهای اجرای ... دیدن ادامه ›› میزری بپردازم.
بیش از نود درصد کارگردانان ایرانی شناخت دقیقی از ژانر ندارند؛ ضعفی که در محدودیت تنوع ژانریک تئاتر و حتی سینمای ایران به‌وضوح دیده می‌شود. در چنین فضایی، انتخاب متن «میزری» از سوی توحید معصومی، انتخابی پرریسک و قابل‌تأمل است؛ انتخابی که او در مجموع از آزمون آن سربلند بیرون آمده است.
این اثر پیش‌تر با فیلم Misery محصول ۱۹۹۰، به کارگردانی راب راینر و بر اساس رمان استیون کینگ، به شهرت رسیده است. فیلم با بازی درخشان کتی بیتس و جیمز کان، نمونه‌ای شاخص از تبدیل وحشت روان‌شناختی به تعلیقی نفس‌گیر است. دشواری اجرای صحنه‌ای چنین متنی، یافتن زبانی مستقل برای انتقال همان تنش‌هاست؛ کاری که در تئاتر، بیش از هر چیز به فضاسازی، میزانسن، صدا و کیفیت بازی‌ها وابسته است.
در اجرای توحید معصومی، فضاسازی و طراحی صحنه و صدا از امتیازهای قابل‌توجه‌اند و به شکل‌گیری اتمسفری متناسب با جهان اثر کمک می‌کنند. در بخش بازیگری نیز الهه زحمتی و سامان دارابی در مجموع موفق‌اند. زحمتی به‌ویژه در بعضی لحظات، حضوری بسیار تأثیرگذار دارد و با انتقال تنش و پیچیدگی‌های روانی شخصیت، کیفیتی به اجرا می‌بخشد که می‌توانست در صورت استمرار و انسجام بیشتر، به یکی از نقاط درخشان آن تبدیل شود.
بااین‌حال، نمایش در برخی لحظات کش‌دار می‌شود و یکنواختی ریتم، از قدرت تعلیق می‌کاهد. در ژانر وحشت روان‌شناختی، طولانی شدن یک موقعیت تنها زمانی مؤثر است که به افزایش اضطراب یا تغییر مناسبات قدرت بینجامد؛ در غیر این صورت، تنش جای خود را به ملال می‌دهد. اگر معصومی در تنظیم ریتم و اقتصاد اجرایی وسواس بیشتری به خرج می‌داد، با اثری بسیار شاخص‌تر روبه‌رو بودیم.
با وجود این کاستی‌ها، «میزری» نمره قبولی می‌گیرد و توحید معصومی در انتخاب و مواجهه با این متن، موفق عمل کرده است. در بلبشوی بخشی از تئاتر امروز ایران، که بسیاری از اجراها به سمت شلوغی‌های صحنه‌ای و ناسیونالیسم سطحی و شعاری رفته‌اند، انتخاب اثری در قلمرو وحشت و روان‌شناسی، جسورانه و تحسین‌برانگیز است.
ارزش کار معصومی در بی‌نقص بودن اجرا نیست؛ در این است که خطر کرده، از مسیرهای آشنا فاصله گرفته و به سراغ ژانری رفته که تسلط بر قواعد آن، شناخت دقیق و جسارت اجرایی می‌طلبد. «میزری» نشانه‌ای امیدوار کننده از ضرورت تنوع ژانریک در تئاتر ایران است.