در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:48:19
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دیشب سه شنبه ۲۶ خرداد، حین تماشای این نمایش جذاب، انگار که وارد دنیای دیگری شده بودم. نمیخوام از بازی عالی، نورپردازی، داستان و ... صحبت کنم، بجاش میخوام یه نکته دیگه ای درمورد آخر اجرا (بعد از تموم شدن اجرا) بگم.
وقتی اجرا تموم شد تماشاچی ها دست نزدن، حتی زمانی که نور تماشاچی ها روشن شد هنوز کسی تشویق نمیکرد. بعد که بازیگر خانم شروع کرد به خندیدن و دست زدن، تازه تماشاچی ها بصورت نشسته و کم قدرت شروع به تشویق کردند.
میخوام اینجا به بازیگران و کارگردان این نمایش یه نکته ای بگم: من شخصا آخر اجرا در بهت فرو رفته بودم. بنظر من دلیل تشویق ضعیف تماشاگران این بود که عمیقا در اجرا فرو رفته بودند. فشار احساسی ای که داستان و اجرای عالی بازیگران ایجاد کرده بود همه تماشاگران را طوری در اعماق وجودشون فرو برده بود که حتی متوجه پایان نمایش نشدند. این توضیح را برای این نوشتم که به عوامل این نمایش بگم خیلی خیلی ازتون ممنونم، عالی بودید و اجراتون برای من خیلی جذاب و تاثیرگزار بود و الان که از بهت بیرون اومدم ایستاده و طولانی و با حرارت تشویقتون میکنم......
👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود بر همگی ..
به تماشای اژدهاک نشستم . یک کلام ،به معنای واقعی کلمه (نفس گیر) بود ..
کل اجرا نه زیاد پلک زدم نه نفس زیادی کشیدم .. این اتفاق فقط ۳ بار در طول تئاتر دیدن در این زندگانی برایم پیش آمده و اژدهاک ۴مین باری بود نفسم رو بند آورد ..
فک میکنم عالی تر از این نمیشد اژدهاک رو به تصویر کشید ، کیفیت صحنه ها کاملا با تئاترهای اونور مرزی که برابری میکرد ..
و جالب این که وقتی متن اژدهاک نوشته بیضایی عزیز رو میخوندم دقیقا همونطور که در ذهنم چیده بودم و تصور کرده بودم ، به همون اندازه و حتی اعجاب انگیزتر و فوق‌العاده ترش رو روی صحنه دیدم..
تمام آنچه که یک اجرای عالی و درجه یک باید داشته باشه رو اژدهاک داره.. جناب بابایی صحنه رو به آتیش کشیدن با اجرایی فوق‌العاده و زیست درست ،مشخص بود که بارها و بارها اژدهاک رو زندگی کردند ،خدا قوت میگم ... دیدن ادامه ›› خدمتشون ..
بازی بانوان عزیز و پادشاه رو هم دوست داشتم، در جایی یکی از بانوان بیانش از حالت اساطیری کمی خارج و شبه محاوره میشد اما در جایی دوباره به حالت اساطیری باز می‌گشت ( ابداً اذیت کننده نبود البته فقط هدف از بیانش صرف آگاهی بود) وگرنه بازیها کاملا به جا ،درست و به اندازه بود ..
تعلیق هایی که کرکتر پادشاه ایجاد می‌کرد با شکست زمان باستانی رو دوست داشتم.. دکور هوشمندانه ، گریم حیرت آور ..
نکته:چشم ها در این نمایش با شما بیش از کلام حرف می‌زنند پس توجه کافی رو لحاظ کنید..
درکل همه چیز این اجرا سراسر پر از اعجاب و حیرت بود و همینطور بسیار دوست داشتنی .. هرچه گفته شود کم و ناچیز است ، ببینید، اژدهاک رو ببینید تا سراسر شعف و حیرت درونتان را پر کند ..
دستمریزاد 🌹❤️ .. تشکر میکنم از تک تک اعضا و تیم اجرایی ، لذت بردم و حیرت کردم بعد از مدتها .. درخشان و پیروز باشید همیشه 🌹🌱
یاسی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش افلیا با میزانسن‌هایی سیال و زنده، فضایی می‌سازد که مدام در حرکت است و تماشاگر را در دلِ تجربه‌ای ناپایدار و پرتنش نگه می‌دارد. بازی‌ها با اتکا به لایه‌های روانی عمیق، شخصیت‌ را از سطح روایت فراتر می‌برد و به جهان درونی و زخمی آنان جان می‌بخشند.

آنچه بیش از همه در این اثر برجسته است، هم‌خوانی دقیق و دردآلود آن با رنج‌های زنانه و تجربه‌های سرکوب‌شده‌ای است که در متن و اجرا بازتابی پرقدرت یافته‌اند. در کنار این‌ها، طراحی لباس نیز با دقت و هوشمندی، کاملاً در خدمت شخصیت‌پردازی و فضای نمایشی قرار گرفته و به‌خوبی با نقش‌ و بار عاطفی اثر هماهنگ است.

افلیا نمایشی است که با ظرافت، درد را به تصویر و سکوت را به معنا تبدیل می‌کند.
نمایش بسیار زیبا و اثری جان بخش متناسب با اثر هری پاتر بود.
بازی پسر خانواده به بازیگری محمدنقی اظهری خیلی به دل همه نشست.
Solmaz (solmaz.sheikhi)
درباره نمایش زار i
کار عالی و تاثیرگذاری بود.بازی ها هم قوی بود.من واقعا از تماشای این تئاتر لذت بردم و خوشحالم از اینکه هنوز تئاتر و موسیقی دارن نفس میکشن و حرف میزنن و فرهنگ میسازن.حال و هوای این روزهاست این نمایش.ارزش تماشا و وقت گذاشتن داره.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عااالی بود،تنها نمایشی بود ک ب جرعت میتونم بگم یکبار دیدنش کمه
از خودِ موزیک ناخدا جلال هم زیباتر بود و هنرنمایی آقای ایزدی و خانوم زارع نژاد تو ی لول دیگه بود و واقعا دست مریزاد به دانش ، تفکر و خلاقیت آقای زارعی ک ب تک ب تکه جزئیات نمایش دقت کرده بودن،از موسیقی تا دکور و گویش جذاب بازیگرا ک کاملا وارد حال و هوای جنوب میشی و انگار یکساعت تو اون حال و هوا زندگی می‌کنی و فقط بیننده ی نمایش نیستی
درکل خداقوت و خسته نباشید میگم به تمامی عوامل و اعضای این گروه که باعث شدن اثری ب این بی نظیری خلق بشه
نمایش درباره دروغ‌های کوچک و بزرگ، پنهان‌کاری‌های بی‌حاصل و تأثیر آنها بر زندگی انسان‌ها.
متن نمایش سرشار از تعلیق بود؛ تعلیق‌هایی که بارها نفس را در سینه حبس می‌کرد و در کنار پیچش‌های منطقی داستان، کشش روایت را تا پایان حفظ می‌کرد. خوشبختانه اثر هیچگاه به دام تکرار و کسالت نمی‌افتاد و مخاطب را پیوسته با خود همراه نگه می‌داشت. قلم‌تون ابدی آقای رضوانی
چقدر شیفته بازی محمد شاکری شدم. باور اینکه بازیگری با این سن و سال که به تازگی بیست سالش تمام شده؛ چنین تسلطی بر نقش داشته باشد، چندان ساده نیست. حضوری کنترل شده در خدمت اثر.
ایده استفاده از تصاویر از پیش ضبط شده در قالب آنچه در نگاه اول شبیه به نمایش زنده حیاط خانه به نظر می‌رسید، برای من جذاب و خلاقانه بود.
آرزوی موفقیت برای تمامی هنرمندان این نمایش.

پ.ن: در پایان اجرا، استاد یحیوی از مخاطبان خواستند که اجازه ندهیم نمایش با پایین آمدن پرده به پایان برسد؛ درباره‌اش گفتگو کنیم، برایش بنویسیم ... دیدن ادامه ›› و آن را به دیگران معرفی کنیم. این خواسته کاملاً به جا و قابل احترام است و به سهم خودم چنین خواهم کرد زیرا معتقدم این نمایش ارزش دیده شدن را دارد. اما در کنار همه نقاط قوت نمایش، اتفاقاتی که در اجرای روز سه‌شنبه مورخ 1405/03/26 رخ داد نیز نباید نادیده گرفته شود. جناب یحیوی عزیز شما فرمودید که خوشحالید این اثر را برای "آدم‌حسابی‌ها و اهل فرهنگ" اجرا کرده‌اید. همچنین اشاره کردید که در این روزگار سخت، بسیاری از افراد، تئاتر را به عنوان منطقه امن خود انتخاب می‌کنند؛ جایی برای فاصله گرفتن از هیاهوی بیرون. متأسفانه دیشب حضور برخی تماشاگران ناآشنا با آداب تماشای تئاتر، بارها تمرکز سالن را بر هم زد. مسئله‌ای که بیش از هر چیز، ضرورت توجه جدی‌تر به فرهنگ تماشا و همچنین دقت بیشتر در مدیریت سالن را یادآوری می‌کند. به عنوان مثال عرض می‌کنم که پیش از آغاز اجرا، خانواده‌ای 4 نفره که بلیط سفارشی دریافت کرده بودند (خواستید اسم بزرگواری که بلیط‌ها رو تحویل این خانواده داد را هم می‌گویم)، در تلاش برای ورود به سالن با چیپس و پفک بودند! اتفاقی که به خودی خود عجیب بود. اما مشکل اصلی زمانی آغاز شد که یکی از فرزندان آن خانواده در طول نمایش بارها و بارها با بازیگران وارد دیالوگ می‌شد، به اتفاقات صحنه واکنش‌های بلند و پی‌در‌پی نشان می‌داد و عملاً به عضوی ناخواسته از اجرا تبدیل شده بود. طبیعتاً نمی‌توان از یک کودک انتظار داشت قواعد تماشای تئاتر را بداند. از پدر و مادری که به دنبال آوردن چیپس و پفک به داخل سالن هست هم انتظار چنین درکی واقعاً انتظاری بیهوده است. بنابراین مسئولیت متوجه مدیریت سالن و عوامل اجرایی است که بلیط را به هر دلیلی به آن خانواده هدیه داده است. لابد از منظر مدیریت و عوامل، صلاحیت این 4 نفر تأیید شده بود. تلخ‌تر آنکه پس از پایان اجرا این مسئله به درگیری‌های لفظی میان برخی تماشاگران و عوامل ایجاد کنندهِ این وضعیت کشیده شد. اتفاقی که اگر مدیریت سال در همان ابتدا برخورد مناسبی انجام می‌داد، اساساً نیازی به وقوع آن نبود.
به همین دلایلی که عرض کردم اگر قرار است گفتگو درباره نمایش ادامه پیدا کند، بد نیست درباره فرهنگ تماشای تئاتر نیز گفتگو کنیم. از همین رو خواهش من این است که این موضوع به گوش مدیریت محترم تئاتر شهر نیز برسد. شاید یک تذکر ساده، یک نظارت دقیق‌تر یا بازنگری در نحوه تخصیص بلیط‌های مهمان بتواند از تکرار اتفاقاتِ مشابه جلوگیری کند. احترامِ دو‌طرفه قشنگ‌تر است. همان‌طور که مخاطب برای تئاتر احترام قائل می‌شود، تئاتر نیز باید برای مخاطبی که با عشق و اشتیاق به سالن آمده، احترام قائل باشد.
درود و احترام فراوان.
یاسین رضوانی این را دوست دارد
کاملا به جا گفتید و کاش فقط به همین موضوع ختم میشد . تعجب بیشتر از بزرگوارانی بود که وسط اجرا تلفن همراهشون زنگ می خورد و بلند با گوشی صحبت می کردند یا وسط اجرا بلند بلند تحلیل می کردند و حرف میزدند. بارها زنگ رسیدن پیامک گوشیشون بلند میشد و بازهم صدای گوشیشون رو قطع نمی کردند و این باعث میشد تمرکز و توجه از اجرا برداشته بشه .
۴ ساعت پیش
متاسفم برای تجربه ناراحت‌کننده‌‌ای که داشتید.
بعد از تجربه جلسات متعددی که در طی سالیان متمادی با گروههای نمایشی مختلف، رؤسای سالنهای نمایش خصوصی و دولتی داشتیم، بنده به این نتیجه رسیدم که داشتن همچین درخواستی از مسئولین سالنها و عوامل اجرایی گروههای نمایشی، رنج بیهوده‌ست و سعی‌ بی‌فایده. دهها بار شنیدیم که "واای چقدر درست میگید، خوراکی؟ اصلااا، کودک در نمایش بزرگسال؟ محاله....، عکاس نابلد؟ اصلا ما خودمون نمیذاریم... و، و، و..."
اما دوباره فردا همون آش و همون کاسه.
فقط خواستم خدمت شما تماشاگر محترم برسونم که مطمئن باشید بگوششون رسیده.
آقا جلوگیری از ورود خوراکی و کودکان در نمایش بزرگسالان آخه ... دیدن ادامه ›› دیگه واقعا نیاز به مثلا تمهیدات خاصی داره؟ دستورات خاصی باید از ارگان خاصی صادر شه؟ جایی باید تصویب شه؟
چی بگم که همه گفتنیهارو بارها گفتیم و...
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ما*
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

* اصل کلمه در شعر یغمای جندقی کلمه "من" است
خواستم زبانحال عمومی ما باشه.

۵ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زار از نظر فنی اجرای بسیار منسجمی است. میزانسن‌ها دقیق طراحی شده و حرکت بازیگران روی صحنه کاملاً با ریتم کار هماهنگ است. طراحی نور و صدا هم به‌خوبی فضای آیینی و خاص نمایش را ساخته است. اما نقطه قوت ویژه کار، موسیقی آن است؛ موسیقی در اینجا فقط پس‌زمینه نیست، بلکه با انتخاب درست ریتم‌ها و سازها، خودش به یک کاراکتر پیش‌برنده تبدیل شده که تعلیق فضا را به‌خوبی منتقل می‌کند. به عنوان کسی که در حوزه رسانه فعالیت می‌کنم، دقت در جزئیات فنی و هماهنگی بالای موسیقی و کارگردانی در این اثر برایم بسیار قابل توجه بود.
آروشا خمسه این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من اینجارو ترک میکنم 🌝
نمایش خوبی بود.
خسته نباشید به کارگردان، نویسنده و گروه هنری تندیس!
سپاس از اینکه چراغ سنگلج را روشن نگاه داشتید. 💚🙏
خسته نباشید به تیم زار
خداقوت میگم
بسیار عالی بود
دمتون گرم.
آروشا خمسه این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عالی بود
اجرای حرفه ای و موضوع بی نظیر
تمامی بازیگران عالی بودند
محمدسجاد رشیدی این را خواند
سارا طلائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محسن سُروری (moh3ensorouri)
درباره نمایش ژوژمان i
ضمن خسته نباشید به تک تک عوامل
نور و موسیقی بی نظیر
اَکت بدن بازیگر خانم در اول اجرا عالی و بی نقص

بازی بازیگران در جایگاه خودشون همگی خوب و به جا بودن و در اینکه تلاش خودشون رو در صحنه انجام میدادن کاملا واضح و مشخص بود

در مجموع نمایش خوب و دل چسب
(( اگر صبور باشید و تا آخر اجرا رو تماشا کنید))

خسته نباشید به تمام عوامل ژوژمان به امید درخشش مُککر شما عزیزان در تمام مراحل زندگی

امیرمحمد قیصری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خداقوت
کار به شدت خوش ریتم با بازیها درخشان و روان
به امید درخشش بیشتر برای کل گروه ✨🌱
علی اکباتانی و یاسین رضوانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه فیلم فوق العاده ای واقعا🥰
با خودم در تناقض‌ام من؟ باشد، خودم را نقض می‌کنم
سترگم من، کثرت‌ها را در بردارم.

شاید اول یکم گیج کننده باشه ولی از جایی به بعد که موضوع رو متوجه میشید واقعا جذابه. اون صحنه ی رقص تو خیابون رو میشه بارها و بارها دید و لذت برد😊
مرگ یک نفر مرگ یک جهانه🥺
هزاران ساله که از این وطن جدا شدم
هزاران ساله که متعلق به هیچ جا نیستم
پرشین تئاتر این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اصلا پیشنهاد نمیشه. متن هیچ جوره چندگانگی های نویسنده اصلی رو انتقال نمیداد. بازی ها هیچ حسی رو انتقال نمیدادن و بیشتر حالت از روی کاغذ خوانی دیالوگ یا حالت جیغ شدن صدا بودند. موسیقی هیچ هم افزایی و ارتباطی با اجرا نداشت. نورپرداز در بعضی مواقع جا میموند. طراحی صحنه مینیمال و بدون هم خوانی با نمایش.
بنظر تمام اعضای مربوط به این نمایش، برای پختگی و اجرای نمایش در چنین سالنی، نیاز به یادگیری و بازخوردگیری خیلی زیاد از افراد با تجربه و اجرای حداقل ۱۰۰ ها نمایش آسون تر و در مقیاس کوچکتر دارند.

جدای از خود نمایش، صندلیهای سالن راحت نبودن. برای این محتوا تعدادی بچه کوچک هم توی سالن بودن که طفلی ها خیلی اذیت شدن و مدام میپرسیدن کی تموم میشه.
محمدسجاد رشیدی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
انتظارم خیلی بیشتر بود ازین تئاتر واقعا
و خیلی بازی ها اغراق امیز بود👎🏽
مهزاد (mahzadhrs)
درباره اکران و نقد فیلم هیولا i
"هیولا" رو واقعا دوست داشتم. روند فیلم آهسته ست اگر از سینمای هیاهو خوشتون میاد فیلم براتون جذاب نخواهد بود. اما برای مخاطب فیلم بین واقعا قشنگه🙂
خطر اسپویل: فیلم از ۳ زاویه مادر و معلم و بچه ها به یک موضوع نگاه میکنه و بیننده رو ناچار میکنه که حدس هایی بزنه و قضاوت هایی بکنه اما در نهایت متوجه میشید که تقریبا هیچکس هیولا نیست! هیولا در واقع همون تابوها و قضاوتیه که بچه ها رو به کام مرگ میفرسته🥺
امیر ناصری این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید