چرا خلق شده ام ؟
همه می گویند کمال، من می گویم لذت. شیعه می گوید کمال، مسیحی، بودایی، کلیمی و ...
آتئیست، حتی کسانی که دین، به معنای داشتن برنامه ای برای زندگی ندارند، به دنبال کمال هستند، آن گاهی که نیچه می گوید خدا مرده است، او می گوید در دنیای که خدا مرده است برای رسیدن به کمال باید چه کرد؟ نیهیلیسم نیز در هیچ به دنبال آرامش است. او که خود را میکشد به سمت رهایی می رود، او که می گوید خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود هم رو به سوی کمال دارد. هنرمند و کسی که هنر را دوست دارد به سوی کمال میرود. پادشاهان، سلاطین، سربازان، انسان ها اگر کمال را از آنها بگیری ساکن و ثابت می شوند و می میرند.
یک لحظه از کشتن یکدیگر دست بکشید، حرف من برای زمان خیلی قبل تر از این حرف ها است. به قول نیچه فرض کنید که ذهن شما خالی از آنچه که بر اساس آن تصمیم می گیرد باشد، شما به دنبال چه هستید؟ برگرد به زمان حضرت آدم یا زمانی که هنوز انسان نبودید و یا گونه ای از میمون بودید. به دنیا نگاه کنید، چه می خواهید، هنوز پیامی دریافت نکرده اید، هنوز چیزی یاد نگرفته اید، هنوز تربیت نشده اید، به قول ابن سینا برگرد به خلاء، شما یک انسان معلق در خلاء هستید، چه میخواهید؟
چرا خلق شده ام؟
{ قسمت اول }