در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سجاد آل داود
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:02:38
 

تاریخ من طولانی ست، اما دستانم کوتاه بود و دهانم دور، نه آنقدر توانی که عرق از جبین پاک کنم و نه آنچنان که خشمم دلیری کند.

 ۲۲ اردیبهشت ۱۳۷۶
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۶ ساعت پیش
اگر بخوام اول از جمع بندی شروع کنم باید عرض کنم که به نظرم مادرکیو اسب تروا‌یی است که هزل را در پوشش "تئاتر کمدی" و به قول یکی از پیامک‌های تبلیغاتی‌اش "کمدی ترین تئاتر سال"، از "کمدی آزاد" به "تئاتر" وارد کرده است.

قبلا از محمد متین اوجانی در تئاتر شهر نمایش توو را دیده بودم که به نظرم کار ارزشمندی بود و چنین تغییر فازی به این اثر برایم کمی عجیب بود.

هفته گذشته به تماشای این نمایش نشستم و به نظرم با تقریب خوبی یکی از ضعیف ترین کمدی‌هایی بود که در زندگی‌ام تماشا کرده بودم. (حتی خانم والده یا صدام از رضا عطاران از این اثر ارزش بیشتری برای تماشا دارند با اینکه این دو کمدی‌های ضعیفی هستند.)

به نظر من این نمایش در چند زاویه اصلی ضربه کاری خودش را به مخاطب وارد میکند:

زاویه اول: این نمایش به نظر من سعی می‌کند به زور تولید ... دیدن ادامه ›› خنده کند که این زور را با خلق کمدی‌های موقعیت و فیزیکی بسیار بسیار دم دستی، شوخی‌های جنسی پسا بلوغی بی پایان و تقریبا نامرتبط که به صورت خلق الساعه در نمایش حضور دارند، سردرگمی در بین اینکه با چه لهجه و گویشی دقیقا شوخی کند و در نهایت اگر بخواهم در یک کلمه بگویم با هزل به مخاطب وارد می‌کند.

زاویه دوم: شوخی‌های این نمایش (عمدتا شوخی‌های جنسی زورچپان شده! آن هم با زور زیاد) شاید به مدت نزدیک به یکساعت اطراف داستانی قرار گرفته بودند که به اندازه ده دقیقه هم محتوا نداشت.

زاویه سوم: این زاویه به نظرم تعدد شاگردان استاد خردلی بود (که هر کدام سعی کرده بودند به نحوی خل و چل باشند تا شاید مخاطب بخندد!) که به نظرم کارکرد نمایشی خاصی به جز شلوغ کردن صحنه و پرت کردن حواس مخاطب از محتوای ضعیف نمایش نداشتند و شاید نهایت کارکرد آنان در صحنه‌ پایانی بود که صحنه درگیری را شلوغ‌تر نمایش دهند.

زاویه چهارم: تقریبا هیچ درامی برای مخاطب ایجاد نمی‌شود، از همان اول و با اولین واکنش شخصیت نمایش به موقعیت پیش رویش مشخص است که در پایان چه اتفاقی خواهد افتاد و تقریبا بعد از 20 دقیقه اول نمایش واضح است که قرار است صرفا به تماشای رگباری از شوخی‌های سخیف و بی‌مایه بنشینیم تا به پایانی که همه پیش بینی می‌کنند برسیم.

در کنار این زوایا، انتخاب‌های غیرقابل توضیح مثل کش دار صحبت کردن استاد خردلی هم وجود داشت که هر چقدر فکر کردم حتی دلیلی کمدی آزاد گونه هم برای خنده دار بودنش پیدا نکردم و مسائل دیگری از این دست.

و البته از حق نگذریم، به نظرم محمد هادی عطایی واقعا بازیگر خوبی است و تنها نکته مثبت این نمایش بود.

اگر تا به اینجای متن را مطالعه کردید شما را به بازگشت به خط اول و مطالعه جمع بندی ارجاع میدهم.

موفق باشید.
۱۸ ساعت پیش
حیف این نمایش خوب که مجبور شدم در محاصره چهار بلاگر ببینمش.

فکر کنم باید کم کم با داشتن حق تماشای یک اثر بدون مزاحمت دوربین دیگران خداحافظی کنیم.

دیدن این حال و روز که اقتصاد تئاتر لنگ این حجم از بلاگری در هر اجرا باشد واقعا ناراحت کننده است.

واقعا متاسفم و فقط همین رو میتونم در مورد تجربه امشبم بگم.
خدا بهت صبر بده که اسیر بلاگر شدی . فقط تئاتر رو به لجن نکشونده بودن که به اینجا هم رسیدن
۱۷ ساعت پیش
والا رضا
سلام خسته نباشید یه پیشنهاد دارم برای رفع این تجربه های بد که ایجاد میشه میتونین قبل از اجرا اعلام کنید مثلا امشب 4 تا بلاگر قرار فیلمبرداری کنن برن رو مختون و تمرکز و حواستون رو داغون ...
حتی به نظرم بلاگرا هم از پیشنهادی که گرفته بودند راضی نبودن چون همه شون لب و لوچه شون آویزون بود و انگار به عنوان خدمات اجتماعی در دادگاه محکوم شدن که از این اجرا فیلم برداری کنند :))))))
۵ ساعت پیش
سجاد آل داود
حتی به نظرم بلاگرا هم از پیشنهادی که گرفته بودند راضی نبودن چون همه شون لب و لوچه شون آویزون بود و انگار به عنوان خدمات اجتماعی در دادگاه محکوم شدن که از این اجرا فیلم برداری کنند :))))))
🤣🤣
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، شنبه ساعت ۱۲:۳۱
وضعیت باز شدن فروش جالب بود :)))
در شروع فروش فقط 4 صندلی وجود داشت.
هنوز خرید بلیط باز نشده چطور فقط ۴ تا بلیط مونده بود واقعا جای تاسف داره ، هر کسی که ….. حیف که اینجا جاش نیست….
۲ روز پیش، شنبه
سلام سانس های جدید کی باز میشه؟؟
۱۷ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۳ مهر ساعت ۱۸:۵۶
هفته گذشته به تماشای این اثر نشستم و آن را اثری یافتم که با اینکه با موضوعش آنچنان ارتباط برقرار نکردم اما اثر محترم و از نظر فنی خوبی بود.
تلاش بازیگران و میزانسن ستودنی بود ولی کلیت نمایش برای من کمی خسته کننده بود و احساس میکنم در یک سوم پایانی دچار مشکل ریتم شد.

یک نکته هم که به نظرم ذکرش خالی از لطف نیست این است که من معمولا به علت اینکه می‌خواهم بدون اینکه شخصی جلویم باشد نمایش را ببینم و البته فضای پای مناسب داشته باشم، سعی می‌کنم بلیط ردیف یک را تهیه کنم اما در عمل ردیف یک (همانطور که توسط عوامل اجرا در آغاز نمایش ذکر شد) ردیفی کمتر مناسب برای تماشای این نمایش از حیث گردن درد‌های احتمالی بود و انتظار داشتم اگر قرار است چنین باشد در صفحه نمایش اعلام شود و نه به صورت یک سورپرایز در آغاز نمایش چرا که اگر در صفحه نمایش این موضوع را می‌خواندم شاید در خرید بلیط تجدید نظر می‌کردم.

به هر حال، این از احترام من برای تلاش صورت گرفته برای این نمایش کم نمی‌کند و به نظرم با توجه به اینکه از نظر فنی چیزی کم ندارد اگر مخاطبی با موضوعش ارتباط برقرار کند قطعا تجربه کم نقصی خواهد داشت.

خسته نباشید.
۱۳ مهر ساعت ۱۲:۲۱
دیالوگ‌های ماندگار:

نقی معمولی: "به ایکس گفتن شاهدت کیه گفت وای زد"

پایتخت فصل 4



داستان حال نظرات (مظلوم نمایی‌های) عوامل یکی از نمایش‌های روی صحنه هست.
۰۹ مهر ساعت ۱۸:۵۱
چند وقتی بود که در شب اول به تماشای یک نمایش ننشسته بودم و دیشب، به تماشای شب اول این اثر نشستم و در نهایت شاید تنها چیزی که من را راضی خارج ... دیدن ادامه ›› کرد، خود ایده و نمایشنامه بود.

نمیدانم اثر شب اول بود و یا واقعا تمرین فرشته حسینی برای اینکار کم بوده است اما واضح ترین چیزی که میشد دید نیاز به تمرین بیشتر بود.

چیزی که من مشاهده کردم این بود که بازیگر اصلی نمایش حتی در پیدا کردن جای صحیح خودش نسبت به نور هم در بخش های اندکی از نمایش دچار مشکل بود و این ظرایف بعضی از خوبی‌هایی هم که در بخش هایی از نمایش در بازی او مشاهده میشد را برای من تحت تاثیر قرار داد.

نمیدانم آیا نمایشنامه کاملا تالیفی بوده است و یا تحت تاثیر اثری دیگر، اما به هر حال به نظرم نمایشنامه جالبی برای من بود که توانست شاید زاویه‌ای آلترناتیو از به اصطلاح زندگی پس از مرگ را به نمایش بکشد. زاویه‌ای که اساسا خیلی الوهیت خاصی در آن نبود و به صورت جالبی به تلاقی نیاز‌های اولیه انسانی با این زندگی پس از مرگ با استفاده از برخی تمثیل‌های جالب پرداخته بود، زاویه‌ی نگاهی که تعارضش با مرده بودن شخصیت نمایش چیزی بود که در نهایت مرا به دنبال کردن نمایش با وجود انتقاد فوق تشویق کرد.

به نظرم جا داشت نمایش از نظر تعداد پرده‌هایش پخته‌تر عمل کند و این میزان تعویض پرده را به صورت بهینه‌تری مدیریت کند تا ارتباط مخاطب با نمایش کمتر دچار انقطاع شود.

نحوه پیاده سازی کرم، به نظرم خوب بود تا جایی که در جزئیات دچار مشکل شد، من شخصا دوست نداشتم مدام دو نفری که کرم را حرکت می‌دهند را ببینم و یا پرده‌های آویزان اتصال بخش‌های کرم را به این وضوح ببینم، ولی خب میدیدم و خیلی خوشایند نبود، شاید بهتر است در ساخت کرم نمایش کمی ظرافت بیشتری به خرج داده شود تا موارد این چنینی توی ذوق نزنند.

همچنین نمایش 20 دقیقه طولانی‌تر از زمان نوشته شده در صفحه تیوال بود و پس از شروع در ساعت 19:16 در ساعت 20:50 به اتمام رسید. در این مورد هم به نظرم نمایش برای همین ایده‌ی ستودنی طولانی شد و شاید اگر حرفش را می‌توانست در زمان بین همان یک ساعت و ربع و یا یک ساعت بزند می‌توانست باز هم برای من نمایش بهتری باشد. اصلی ترین چیزی که شاید باعث این طولانی شدن بود به نظرم برخی صحنه‌های اضافه و غیر ضروری (به خصوص برخی صحنه‌هایی که بیشتر شبیه جنس جوری مغازه بود تا اینکه اثر خاصی در مسیر درام داشته باشد) بود که کاملا جای حذف شدن در نمایش را داشتند.

در مورد سالن شماره 4 لبخند بعد از تماشای دومین نمایش در آن باید عرض کنم که شاید هنوز خیلی کار دارد تا سالن قابل قبولی برای من باشد و راستش صندلی‌های این سالن برای انسان بالغی که پیش از مالیات 750 هزار تومان برای یک نمایش پرداخت کرده است اصلا حتی نزدیک به قابل قبول هم نیست و من را یاد انتظار در ادارات می‌اندازد و شاید مهم ترین نقطه ضعفی باشد که می‌توانم در مورد مجموعه لبخند به آن اشاره کنم.

فعلا این نمایش برای من یک نمایش دو ستاره است اما جا دارد با تمرین بیشتر، قوی تر شدن میزانسن، افزایش تنوع طراحی نور و البته تغییر سالنش به اجرایی حتی 5 ستاره تبدیل شود.

موفق باشید.
۰۹ مهر ساعت ۱۷:۲۷
هفته گذشته بعد از تقریبا دو سال مجددا به تماشای امان نشستم و اینبار برای بار اول سعی می‌کنم دیدگاهم در مورد این نمایش را مستند کنم.
تصور می‌کنم ... دیدن ادامه ›› امان در شروع بیشتر حس یک نمایش ایده محور را به من داد که شخصیت هایش در یک روایت واحد به یکدیگر متصل نیستند و هر کدام بخشی از یک مسئله مرکزی هستند. مسئله رنج های زنان در یک ساختار سنتی (یا در واقع مردسالار سمی)؛ روایت هایی که با وجود تفاوت چند ویژگی مشترک دارند: اینکه رنج آن ها در رابطه میان مرد و زن شکل می‌گیرد، اینکه نسبت رنج و قدرت در میان مرد و زن در آن ها برابر نیست و زن را در موقعیتی قرار می‌دهد که رنج سنگین تر و جبران ناپذیر تری را تجربه می‌کند. باید بگویم داستان های نقل شده در امان به صورت متنوعی تکان دهنده و رنج آور برای تماشا و شنیدن هستند.
اول از هر چیز باید بگم که امان به نظرم نقطه قوت اصلی خودش را در بازیگری و سپس در میزانسن و در نهایت در نمایشنامه می‌یابد.
به نظرم نمایش از نظر دوز رنج، در اوج شروع می‌کند و روایت نخست با بازی زینب ایزدپناه، هم از نظر خود روایت و هم از نظر بازی، تکان‌دهنده است و گویی یک مینی درام برای خودش است! به نحوی که شاید به خاطر وزن رنجی که به من انتقال می‌داد و در عین حال تضاد آن رنج با معصومیت ظاهری بازیگرش، واقعا تحمل چند دقیقه بیشتر آن برای من ممکن نمی‌بود .
یاسمن نصیری نفش زنی که آن را زن به واقع مجبور و درگیر جبر خواهم خواند درخشان ظاهر می‌شود، نازنین حشم‌دار که اخیرا نیز یک بازی خوب از او در قصاب دیده بودم، شمای زنی مدرن‌تر و همچنان رنج‌دیده از ساختار سنتی را برای ما به تصویر می‌کشد و در نهایت سمیرا زائری به نظرم هنرمندانه نقش یک زن مجهز به ادبیات مدرن ولی مجبور به لوندی در جهان سنتی را ایفا می‌کند. اما به نظر من بازیگری که قرار بوده است حلقه‌‌ی اتصال تمام این بازی‌های خوب باشد، یعنی بهاره رهنما مشابه آن چیزی که از مهسا بهروزی در سال 1403 دیدم، آن میزان تاثیرگذاری را ندارد و به نظر من بیشتر شبیه یک میم از یک خانم جلسه‌ای است و به نظر من اولین انتقاد من از امان سال 1403، یعنی انتخاب بازیگر این نقش هنوز برطرف نشده است. شاید حتما بخشی از تماشاگران با این انتخاب ارتباط گرفته باشند اما حداقل تصور می‌کنم برای من درنیامده بود!
میزانسن نمایش نیز در عین مینیمالیسم در خدمت مفهوم قرار دارد. استکان‌های روی زمین برای من از لحظه اول تداعی کننده مرز‌های باریک، محدود و حساسی هستند که برای زنان در چنین ساختار‌هایی تعریف می‌شود و البته این استکان‌های در نهایت مانند خانم جلسه‌ای این نمایشنامه از حجم رنج لبریز می‌شوند. لبریز شدنی که پس از 50 دقیقه توصیه ضمنی به تحمل و با ادبیات سرکوبگرانه حاصل می‌شود.
ولی، با تمام این گفته‌ها، به خیال من جدی ترین نقدم به این نمایشنامه نه در ساختار دراماتیک، بلکه در نسبت آن با زمانه خودش است. امان وجود رنج، میزان آن و تلخی آن را به خوبی به نمایش می‌کشد اما در جایگاه یک اثر دغدغه مند به نظر شاید بعد از این تعداد اجرا، نیاز به نسخه دوم دارد!
امان در نهایت به سراغ پرسش دشوار بعدی نمی‌رود، اینکه اگر تحمل کردن پاسخ این زنان نباشد، پس چه چیزی باید جای آن را بگیرد؟ و مهم تر اینکه سرکوبگر بعد از لبریز شدن چه تغییری می‌کند؟
باز هم عرض می‌کنم این‌ها انتظارات شخصی من از یک اثر دغدغه مند است و شاید این اثر در جایگاه یک اثر "هنر برای هنر"ی کمتر جای انتقاد به محتوا را داشته باشد. اما خب، از نظر من نمایشنامه از جامعه هدف خود عقب است (قطعا اگر در سال 1397 و در نوزدهمین جشنواره تئاتر تجربه آن را دیده بودم نظرم این نمی‌بود.) و هر چقدر سال‌ها بگذرند، عقب تر نیز خواهد رفت، چرا که به نظرم در این موضوع دیگر صرفا نمایش رنج کافی نیست، موضوع این است که نمایش حاضر با دانستن اینکه مخاطبش این رنج را می‌شناسند، چه چیز تازه‌ای و در واقع چه تعارض تازه‌ای به مفهوم آن اضافه می‌کند؟
خسته نباشید.
سجاد کاش میشد همه چیز رو به اون سالی برگردوند که امان بار اول اکران شد کاش زمان، امان میداد...
عرفان ضرغامی
سجاد کاش میشد همه چیز رو به اون سالی برگردوند که امان بار اول اکران شد کاش زمان، امان میداد...
حدس من این است که در آن سال احتمالا نه جلوتر از مخاطب بلکه حداقل همگام با مخاطبش بوده است.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۰ شهریور ساعت ۲۲:۴۵
امشب مجددا به تماشای این اجرای دوست داشتنی که قبلا در کاخ هنر دیده بودم نشستم و همچنان برایم بسیار دوست داشتنی بود.
البته، حس می‌کنم متن برخی تغییرات شامل حذفیات/اضافیات(!) داشت (به علت کهولت سن شاید هم اشتباه کنم) و البته مثلا ایده‌‌ی جالبی مثل “گلاب به روتون” بهش اضافه شده بود.
و به نظرم طبیعت طراحی صحنه‌ی این نمایش و بخشی از فلسفه‌ی تاثیرگذاری آن شاید منطبق با فضای کوچک سالن هامون نباشد و تاثیرگذاری این طراحی صحنه در فضای خالی بزرگ کاخ هنر برای من بیشتر بود.
موضوعی که دوستان در مورد پوشش فتاح مطرح کرده بودند برای من هم سوال شد و راستش برایش توجیه مناسبی نتوانستم پیدا کنم.
به نظرم انتخاب اجرای قبلی انتخاب خیلی بهتری بود.
همچنین، به نظرم تنوع طراحی‌ها و اجرای نور نمایش نسبت به کاخ هنر افت کرده بوده و باز هم باید بگویم آن اجرا برایم از این نظر هم دلچسب تر بود.
و اما، بازی‌هایی که به خوبی اجرای قبلی بودند خیلی مرا از تجربه‌‌ی قبلی خودم با این نمایش دور نکرد و باز هم در حالی که احساساتی شده بودم ... دیدن ادامه ›› سالن را ترک کردم.
این نمایش به نظرم هر چه بیشتر دیده شود مخاطبان بیشتری متوجه خواهند شد چقدر پربار و قدرتمند است و امیدوارم در شب‌های پیش رو خیلی از دوستانم-که در مورد این نمایش به آن‌ها گفتم ولی به دلیل اجرای محدود فرصت تماشایش در کاخ هنر را پیدا نکردند-امکان تماشایش را پیدا کنند ‌و از هنر هنرمندان این اجرا لذت ببرند.

راستش امیدوارم در اجراهای پیش رو بعضی چیز‌ها به تنظیمات اجرای کاخ هنر برگردند ولی به قول اون دیالوگه در هر صورت بری هم دوستتم بمانی هم دوستتم :))

موفق باشید.
درود بر شما
من این اجرا رو ندیدم هنوز
ولی خواستم بگم شاید، اجرا هایی که تاثیر احساسی دارن بر روی مخاطب، دیدنش برای دفعات بعدی از لذتش کم میکنه..
البته حتما به نکاتی که شما و دیگر عزیزان فرمودین برای دور دوم اجرا، دقت میکنم
۳۰ شهریور
مهدی صمیمی
خیلی ممنونم از نگاه همیشه دقیق و محترم شما دوست عزیزم حضور دوباره شما برای ما خیلی عزیز بود و هست
گروه دوست داشتنی‌ای هستید برای من.
امیدوارم این دور از اجرا بسیار برای شما و باقی هنرمندان این گروه خوب پیش بره.
۳۰ شهریور
سجاد آل داود
گروه دوست داشتنی‌ای هستید برای من. امیدوارم این دور از اجرا بسیار برای شما و باقی هنرمندان این گروه خوب پیش بره.
شما همیشه به ما لطف دارید 🙏🏻
۳۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۸ شهریور ساعت ۲۳:۴۱
دیشب به همراه دوست عزیزی به تماشای قصاب نشستم و باید عرض کنم نمایش قصاب، به عنوان نمایشی که صرفا برای گذران یک جمعه ملال‌آور انتخابش کرده بودیم، نمایشی بود که صادقانه انتظار نداشتیم میخکوبمان کند اما اینکار را کرد و این امر را مرهون تلاش تمامی ارکانش بود.
راستش را بخواهید کلا کم پیش آمده است در سالن ۲ هما نمایش میخکوب‌کننده‌ای دیده باشیم.
به نظرم این نمایش با استفاده از حداکثر امکانات دراختیارش و با اتکا به توانایی بازیگرانش و یک نمایشنامه که ساخت و پرداخت درام آن عمیقا برای من جذاب بود، اثری ساخت که شدیدا از تماشایش لذت بردم.
شاید اثر اولش کمی کم جان و با ریتم پایین آغاز شود و تناسب اولیه بین بازی بازیگران در حد ده دقیقه یا یک ربع وجود نداشته باشد که این احتمالا جدی ترین انتقاد من به اثر باشد، اما بعد از ساخت و پرداخت کافی درام نسبت به شروع نمایش، ایجاد سوالات درگیر کننده در ذهن مخاطب و همانطور که بالاتر گفتم با اتکا به نمایشنامه‌ای خوب، به مرور و خصوصا بعد از ورود نازنین حشم‌دار در نقش مترجم شروع به فتح قله‌های دراماتیک خودش می‌کند و هر چه می‌گذرد تمام بازیگران در سطح نزدیکی از درخشش به این موفقیت کمک می‌کنند. نکته‌ی خیلی خوب این نمایش از نظر من این است که بر خلاف برخی آثاری که اخیرا به تماشایشان نشستم بازیگران در هیچ کجای نمایش ضرب‌آهنگ درام را نمی‌کشند و این نمایش هر بار سعی می‌کند درام خود را به قله‌ی بعدی ببرد بازیگران نیز با تمام قوا همراه او هستند.

به نظرم این نمایش طراحی صحنه یا طراحی نور فوق‌العاده و یا عجیب غریبی هم ندارد اما با همان امکاناتش توانست مینیمالیسم فضایی خودش به جهت ... دیدن ادامه ›› تمرکز مخاطب روی اصل درام را ایجاد کند. حداقل برای من که در اومده بود!

در یک کلام کارگردان این نمایش به نظرم حداکثر کیفیت متن و حداکثر کیفیت بازیگرانش را از آن‌ها بیرون کشیده است و اثری را خلق کرده است که بعید است صرفا یکبار به تماشای آن بنشینم.

حتما توصیه به تماشای آن دارم.
موفق باشید.
۲۸ شهریور ساعت ۱۲:۵۸
باز شروع کردی شما؟
۱۵ شهریور ساعت ۰۰:۵۱
هفته گذشته به تماشای این نمایش نشستم و به نظرم جیره بندی پر خروس برای سوگواری برای من تقریبا از هر لحاظ در وسط می‌ایستد و یک اجرای معمولی است که می‌توانست بسیار بهتر باشد.
به نظرم نکته اولی که تجربه من رو از این اجرا متاثر کرد سالن اجرا بود که به نظرم بزرگ بودنش و کلا نوع فضاش اصلا مناسب این نمایش نبود و من ترجیح میدادم این نمایش رو در یک سالن کوچکتر ببینم تا کمکی به ایجاد فضا برای من بکنه.
به نظرم شیمی بازیگران هرچه از نمایش می‌گذرد باهم برایم تاثیرگذار تر می‌شود و در نهایت عدم تناسب نسبی‌ای بین آن‌ها وجود داشت که به طور خاص در عدم تناسب بازی نازیلا سلطانی با دو بازیگر دیگر برایم قابل مشاهده بود و باعث شد تراکنش بین مادر و پسر را راحت تر بتوانم دنبال کنم.
و البته اینکه نکته را هم ذکر کنم که شاید بعد از نیمه اجرا بود که کم کم ارتباطم با بازی‌ها محکم تر شد.
نمی‌توانم بگویم متن به سلیقه من از نمایشنامه نزدیک بود؛ نه واقعا. اما در نهایت پس از خروج از این نمایش ناراضی نبودم. ولی واقعا خیلی چیزها می‌توانست خیلی بهتر باشد.
با آرزوی موفقیت برای همه شما هنرمندان این اجرا.
سلام وقتتون بخیر . از لطف و توجه شما بسیار ممنونم🙏 همچنین از نقد سازندتون مچکرم و امیدوارم بتونیم نقاط ضعف رو برطرف کنیم🙏
۱۵ شهریور
مسعود احمدی
سلام وقتتون بخیر . از لطف و توجه شما بسیار ممنونم🙏 همچنین از نقد سازندتون مچکرم و امیدوارم بتونیم نقاط ضعف رو برطرف کنیم🙏
پاینده باشید 🙌🏻
۱۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۱ شهریور ساعت ۱۳:۴۷
چند میم مرتبط: (قسمت احتمالا اول)

سجاد جان فکر نکنم در این راستا میم ها به لحاظ تعداد پاسخگو باشن😂😂🤝🏻
۱۱ شهریور
سجاد آل داود
یک تعداد میم تهیه کرده‌ام که به مرور منتشر میکنم سینا جان 😂🤝🏻
👏👌
۱۱ شهریور
واقعاً در برخورد با هنر، هرگز و هرگز دانش جایِ حس رو نمی‌گیره...
ممکنه بشه هزار تحلیلِ فنی برای اثری ارائه کرد ولی وقتی حسِ من رو درگیر نکرده، نکرده دیگه! و یا بالعکس 🤷🏻‍♀️
۱۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۵ شهریور ساعت ۲۳:۰۶
روز دوشنبه بود که به تماشای این اثر نشستم و نه اینکه ناراضی از سالن خارج شده باشم، اصلا؛ ولی به نظرم کمدی سیاه به دلایلی یک نمایش کمدی هست که به شدت از معمولی بودن رنج میبرد.

به نظرم در ابتدای نمایش، ایده‌ی فرمی بازی با تاریکی و روشنایی و قرار دادن صحنه در روشنایی وقتی که قرار است در واقع برق رفته باشد ایده‌ای ساده اما خیلی خلاقانه است که ظرفیت زیادی را برای خلق موقعیت های کمدی در اختیار متن می‌گذارد؛ اما اگر این ایده فرمی را بیخیال شویم، خود داستان در واقع چیز چندان تازه‌ای برای ارائه نداشت و بیشتر تکرار برخی ایده‌هایی بود که در نمایش‌های کمدی این چنینی در گذشته هم دیده بودم، مجموعه‌ای از سو تفاهم‌ها، پنهان‌کاری‌ها و کمدی های فیزیکی که برای من تکراری جلوه کردند.

این نمایشنامه به نظرم ضعف مهم دیگری که دارد هم این است که انگار هر چقدر زمان می‌گذرد، بیشتر پیش نرفتن نمایشنامه به عمق دراماتیک شخصیت‌هایش باعث میشود به نوعی ایده‌هایش برای تولید طنز نیز بخشکد و البته قبول می‌کنم که شاید لزوما قرار نیست این نمایشنامه عمق دراماتیک خاصی به شخصیت‌هایش بدهد و قرار است از آن‌ها برای پیش برد کمدی اش استفاده کند اما وقتی این اتفاق نمی‌افتد و نمایشی 90 دقیقه به طول می‌انجامد، تصور می‌کنم طبیعی است اگر ایده‌هایش ... دیدن ادامه ›› به مرور تمام شوند (که واضح ترین نمونه آن در بین شخصیت‌ها، موضوعات مرتبط با پدر است، که واقعا هر چه به پایان نمایش نزدیک میشد بیشتر برای من منشا شرم نیابتی بود، با این وجود که در ابتدای نمایش واقعا با شوخی‌هایی که توسط او ایجاد میشد خندیدم)

اما اگر از نمایشنامه خارج شویم و به بازی‌ها بپردازیم، به نظرم مشکل بعدی این نمایش نمایان میشود و آن هم عدم توازن توانایی بازیگران است که برای من حداقل تا حدودی تو ذوق میزد.

به نظرم بازیگر نقش برندسلی با بازی فراز سرابی بهترین بازی‌ای بود که در این نمایش دیدم و باید عرض کنم که به نظرم میزان آمادگی او برای ایفای نقشش فرسنگ‌ها با بازیگران دیگر فاصله داشت و یکی از دلایلی بود که از تماشای این نمایش اصلا ناراضی نیستم با وجود تمام نقدهایی که به آن داشتم.


برای من این نمایش در محدوده بین 2 و 3 ستاره قرار می‌گیرد.
موفق باشید.
۲۶ مرداد ساعت ۱۱:۲۵
آتش سوزی‌ها: یک One Man Show از ریما رامین فر که البته کافی بود.

دیشب به تماشای این نمایش نشستم و نظرم آتش‌سوزی‌ها با اتکا به یک متن قدرتمند در نهایت تجربه خوبی رو برای من رقم زد.

در ابتدا اجرا داشت کمی برایم کند پیش میرفت و صادقانه شاید در نیم ساعت یا حتی چهل و پنج دقیقه اول خسته شده بودم اما به نظرم این نمایش داشت زیر پوست این 45 دقیقه نم نمک پخت و پزی انجام میداد که در پایان نتیجه اش برداشت. (البته ای کاش با کیفیت متوازن‌تری از بازی‌ها برداشت میشد.)

به نظرم درامی که این اجرا خلق کرد برای من شخص من خیلی تاثیرگذار بود و البته شاید کمی بی ربط من رو یاد حسی انداخت که در پایان فیلم Oldboy داشتم و دوست داشتم واقعا ایستاده در پایان تشویق کنم.

این نمایشنامه یک نمونه آموزشی هست که در یک نمایشنامه خوب باید درام رو خلق کنی نه اینکه با بارش ... دیدن ادامه ›› بدبختی‌های مکرر و روی هم انباشته شده بگی بیا اینم درام. (بله این تیکه بود.)

مشکلاتی حتما در مورد اجرا وجود داشت از جمله ناترازی محسوسی که بین کیفیت بازیگران بود، و البته همونطور که پایین تر خواندم و موافقم، انتخاب بازیگران (مثلا انتخاب علیرضا جعفری به عنوان بازیگر مقابل ریما رامین فر) و البته موضوعی که وجود داشت این بود که در مورد عباس جمالی، ستاره پسیانی و فرنوش نیک اندیش بازی‌ای ندیدم که قبلا ندیده باشم و خیلی در مورد بازی‌های آن‌ها خلاقیت مشاهده نشد، اما امان از ریما رامین فر که واقعا بازیش رو دوست داشتم و یک تنه بخش زیادی از بار نمایش رو به دوش کشید و یجورایی برای من این نمایش یک One Man Show از ریما رامین فر بود که باقی هنرمندان هم در کنارش داشتند تلمذی می‌کردند.

اجرا برای من قطعا اجرای کاملی نبود اما اجرایی بود که حتما تماشایش را پیشنهاد می‌کنم.
به نظر من هم علیرضا جعفری در مقابل ریما رامین‌فر انتخاب مناسبی نبود. نمی‌دونم علت این انتخاب چی بوده، اصلاً دلیلی پشتش هست یا نه، ولی کلیت اجرا کار خودش رو درست انجام داد👌🏻
میثم هنزکی
درباره ی علیرضا جعفری با شما هم نظرم حین اجرا هم مدام این عدم تطابق مزاحمم بود اما بیشتر که جلو رفت دیدم از نظر استایل خیلی شبیه جوانان عربی بود که در فیلم های عمدتا با موضوع فلسطین در دهه های ...
برای من متاسفانه در هیچ مرحله‌ای این مزاحمت حل نشد.
سجاد آل داود
به نظر من و با احترام کامل به روند این تصمیم و ترجیحات شخصی‌شان، به نظرم یک تصمیم خانوادگی و غیر هنری بوده است و شاید ترجیح آقای امیر جعفری و خانم ریما رامین فر این بوده است که با توجه به طبیعت ...
من هم با شما هم نظر هستم. واقعیت هم اینه که اصلاً هر دلیل و منطقی هم وجود داشته یا نداشته از نظرات مشخصه که نتیجه‌بخش نبوده.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۵ مرداد ساعت ۲۳:۴۵
از دیشب که این نمایش رو دیدم فکر کردم چه توصیفی در موردش داشته باشم که حق مطلب رو ادا کنه و می‌تونم بگم برای من پروازی بود با زمان اندک روی ابر‌ها در حالی که خودم را روی یک بار سیم خاردار به لبخند رسانده بودم.
ایده مرکزی نمایش مرا برد به سال‌های دور و وقتی که در حوالی سال ۹۵ احساس کردم تئاتر برایم راه فرار دلخواه است.
همه این احساسات خوب شب گذشته را مرهون ظرافت چشم‌نواز بازی دو بازیگر (به خصوص حسن معجونی) بودم که شب خاطره انگیزی را برای من ساخت.
عجب تجربه‌ی دل انگیزی.
لذت بردم
و
چیز بیشتری برای اضافه کردن ندارم.

۲۵ مرداد ساعت ۰۹:۰۹
جیمی کرگر یک جمله در مورد فوتبالیست‌ها داشت که میگفت:

فوتبال رو ترک کن قبل از اینکه فوتبال تورو ترک کنه.

و من مدام در حین ملغمه‌ای که دیشب تماشا می‌کردم به همین جمله فکر میکردم.

و ای کاش این تیم شیره کشیدن از این ایده رو در همان بخش دوم متوقف می‌کردند قبل از اینکه شیره این اثر خودش متوقف شود.

چیزی که من دیدم بیشتر شبیه یک تلاش "بیگ پروداکشن" گونه برای کسب درآمد بود و لاغیر.

که البته حتما از نظر اقتصادی من ایده ... دیدن ادامه ›› رو ستایش میکنم چرا که حتما درآمد بسیار خوبی برای ذی نفعانش ایجاد کرد اما ارزش هنری جدیدی نسبت به دو قسمت قبلی برای من خلق نکرد. (بگذریم که حتی به نظر من قسمت دوم هم نسبت به قسمت اول یک سقوط نسبی بود ولی نسبت به این اجرا کاملا قسمت دوم سرافراز است.)

به نظرم خون بس در بهترین حالت کلاژی از چندین ایده‌ی کارگردانی بود که شاید بتوانیم بعضی از آن‌ها را خوب تلقی کنیم و چندین بازی خوب از جمله در صدرشون بازی پانته‌آ ‌پناهی‌ها و شاید خود صابر ابر و اعضای این کلاژ واقعا کمترین همبستگی رو باهم داشتند.

متنی که به نظرم خیلی خیلی سعی کرده بود گل درشت باشد، اما مشکل این بود که گل‌های درشتش را از چندین نژاد ناهمگون انتخاب کرده بود و این ترکیب اصلا برای من خوشایند از آب در نیامد.

راستش را بخواهید، دیدنش را پیشنهاد نمی‌کنم به عنوان کسی که مجموعا 7 بار به تماشای دو قسمت قبلی نشسته بودم و آن‌ها را در مجموع دوست داشتم.

دوست دارم در این متن یک سوال هم از برخی مخاطبان عمدتا نوجوان مطرح کنم:

هموطن عزیزم، جوان دوست داشتنی، چرا انقدر در حالی که هر بار هم لیزر روی گوشی شما انداخته می‌شود در فیلمبرداری از اجرا مداومت و اصرار داری؟
می‌خواهی عکس یا فیلمی که گرفتی رو بگذاری رو طاقچه منزل؟
چرا از لحظه لذت نمی‌بری؟
و از آن بدتر
چرا انقدر با بغل دستی خودت حرف میزنی؟
انقدر پول دادی که صرفا بنشینید و باهم حرف بزنید؟
[چرا درست نمیشید؟]

برام جالب خواهد بود که انتشار این دیدگاه رو در سایت فیدیبو هم تست کنم ببینم اجازه انتشار خواهد داشت یا خیر.
سینا دهقان
الان از اکثر اجرا ها داره ویدیو پست و استوری میشه ولی بورش با اینکه تقریبا یک سال رو صحنه بود هیچی ازش پخش نشده.....من 17 بار دیدمش و هر دفعه یکی از دوستامو چَکی کردم بردم تا اونام ببینن و لذت ...
و البته قبلا با التماس هم کسیو وسط اجرا راه نمیدادن ولی دیشب وسط اجرا رفت و آمدی برپا بود که بیان و ببین :)))
ولی یدونه فیلم بردار هم از دستشون در نمیرفت.
سجاد آل داود
و البته قبلا با التماس هم کسیو وسط اجرا راه نمیدادن ولی دیشب وسط اجرا رفت و آمدی برپا بود که بیان و ببین :))) ولی یدونه فیلم بردار هم از دستشون در نمیرفت.
یعنی چقدر دلم میخواد وسط رد شدنشون از ردیف جلوم پاشم توو تاریکی یکی بزنم پس گردنشون بشینم حتی اگه بعدش کتک بخورم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مرداد ساعت ۲۱:۳۶
لبخند رضایتی که روی صورتم شکل گرفته بود بعد از پایان این اجرا منو یاد ادراکی از کیفیت انداخت که مدتی بود در تئاتر تجربه نکرده بودم.

یک‌ اجرای پر زحمت و با کیفیت که ارزش هر پنی‌ای که براش هزینه شده بود رو داشت.

من با توقع زیادی رفتم ولی خوب یه خورده توقعم بالا بود انگار.😊
۲۵ مرداد
Salar
من هم چندین بار با دوستان مختلف این نمایش رو تماشا کردم و واقعاً هر بار با تمام وجود لذت بردم. راستش امروز که چندتا کامنت (از جمله کامنت شما) رو دوباره خوندم، بازم دلتنگ دیوانه‌ خانه زری بوره ...
برای من خیلی اجرای با شکوهی بود.
سینا
حق داشتید اتفاقا! هزینه ی بلیت توقع رو بسیار بسیار بالا میبره.
👌👌👌😄
۲۶ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۹ مرداد ساعت ۱۲:۵۱
دیشب فرصتی شد در کنار دوستان این اجرا رو تماشا کنیم و باید بگم نظر من در مورد این اجرا در دو بخش مجزا قابل ارائه هست:

موضوع اول کیفیت فنی اجراست.
به نظر من میکروچیپ از نظر کیفیت فنی و ایده‌های کارگردانی هیچ کوتاهی‌ای نسبت به مخاطبش نداره و واقعا دین خودش رو به مخاطب حاضر در سالن ادا میکنه و همچنین، بازیگران، بسیار باکیفیت ظاهر شدند و برای شب اول نمایش کاملا هماهنگ بودند.

و به نظرم ترکیب طراحی صحنه مینیمال این اجرا با ایده‌هاش در طراحی نور واقعا شایسته ستایش هست و همه‌ی بستر‌های لازم رو آماده میکنه برای یک اجرا بی نقص.

اما موضوع دوم یعنی نمایشنامه هست که باعث میشه این ترکیب کامل نشه و به نظر من نمایشنامه این کار در بهترین حالت یک نمایشنامه قابل قبول ... دیدن ادامه ›› هست که بسیار با کیفیت اجرای این نمایش فاصله داره و فاصله هم از این جنس هست که به نظر من حرفی که این نمایشنامه قصد داره بزنه در زمانی بسیار کوتاه تر هم قابل بیان کردن هست و برای این نمایشنامه با این زمان و این کیفیت فنی و اجرایی، نمایشنامه‌ای لاغر هست.
حتما یکبار دیدن این نمایش رو به همه توصیه می‌کنم.

اگر قصد تماشای این نمایش رو داشتید به نظرم هر چه عقب تر و متمایل به وسط باشید تجربه بهتری خواهید داشت.

امتیاز من در مورد تجربه کلی خودم در این نمایش جایی بین 3 و 4 ستاره هست که البته با نمره من به بخش فنی اجرا که نزدیک به 5 ستاره است فاصله دارد.

* بروزرسانی: در تاریخ 26 مرداد ماه 1405، مجددا اجرا را تماشا کردم و به نظرم کیفیتش افت کرده بود.

خسته نباشید به همه هنرمندان این اجرا.
سلام.
خیلی ممنون که نظرتون رو راجع به کار ما نوشتید 🙏🏻
خوشحالیم که کار ما رو دوست داشتید.
ممنون که اینقدر با دقت نمایش رو دیدید و نظرتون رو باهامون به اشتراک گذاشتید و ممنونیم از نقد ارزشمندتون 😍
آیدا سرمست
ممنون که اینقدر با دقت نمایش رو دیدید و نظرتون رو باهامون به اشتراک گذاشتید و ممنونیم از نقد ارزشمندتون 😍
خواهش می‌کنم. موفق باشید 🙌🏻
۱۰ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۷ مرداد ساعت ۰۹:۲۰
یک کارگردان بزرگ می‌داند از هر کسی می‌تواند یاد بگیرد اما یک کارگردان کوچک در منتهی الیه سمت چپ این نمودار قرار دارد.
۰۶ مرداد ساعت ۲۳:۴۷
واقعا درود به Wayback Machine که به ما اجازه خواهد داد برخی اظهار نظر‌های شاهکاری که اینجا دیدیم را برای همیشه در گنجینه اینترنت حفظ کنیم.
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

09910794550