در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
همراهان گرامی، با توجه به راهپیمایی مناسبتی جشن میلاد پیامبر (ص) در تاریخ یکشنبه ۸ شهریور در محدوده مرکز شهر، لطفا حتما در زمانبندی حضور خود در سالنها، پیش‌بینی‌های لازم را در نظر بگیرید.
تیوال عمومی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:54:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
حالتون خوش نیست واقعا ..
تیوال .. شما چجوری میذارید با این قیمت‌ها تبلیغ بدن؟!
هیشکی دیگه رحم نداره! همه میگیم مملکت خرابه! همش خودمونیم
امیرمسعود فدائی، سپهر، سالار ناجی، سینا و حسام؟ این را خواندند
حسین مولانیا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تو درخشان ترینی دختر بهت افتخار میکنم❤️
حسام؟ و یاسین پازکیان این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام دیروز برای تماشای نمایش شاخ نامه( شاخنامه) "چون در ۲ تا پوستر نوع نگارش متفاوت بود" رفته بودیم سالن
اونچه ارزش نداشت برای عوامل وقت و زمان تماشاچیان بود چون بعد ۳۰ دقیقه تآخیر بدون حتی یه عذرخواهی ساده شروع شد
تخصصی در زمینه تئاتر ندارم
اما ایکاش یه نفر اهل فن یه سری بزنه و نظر کارشناسی بده راجع به این نمایش
فکر میکنم برای شعور مخاطب هم متآسفانه ارزشی قائل نبودن( جسارت به مخاطبین نشده باشه)
به هر روی به نظر میاد این گونه نمایش ها سهم زیادی در محجور ماندن تئاتر شهر ما داره...
بازیگری خوش آتیه ودرخشان.در تئاتر خانواده گودرمیدان بسیار بازی خوبی رو از خودشون ارائه دادن و بسیار از بازی ایشان من لذت بردم
امیر مسعود این را خواند
بالتازار و حسام؟ این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام وقت بخیر پیامکی برای من ارسال نشده
درود بر شما
مورد بررسی شد. پیامک با متن زیر حاوی کد تخفیف استفاده از تپسی ۱۴۰۵٫۰۶٫۰۶-۱۷:۳۲:۰۸ برای شما ارسال شده است.
تیوال: بلیت شما + تخفیف تپسی!
https://tiw.al/ride?r=13271563&tn=890237
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چرا تیوال خود‌بخود من رو در کستِ نمایشی قرار داده که هیچ‌وقت بازیگرش نبودم؟؟؟؟
من هیچ‌وقت بازیگر اجرایی به نام مریم نبودم و حالا میبینم چنین پوستری در صفحه‌ی پروفایلم هست .
اما از اون طرف بازیگر اجراهایی بودم که هیچ نشانی ازشون در تیوال نیست . دستمم به کارگردان‌هاشون نمیرسه که اینو بگم بهشون .
خیلی جالبه ...
یه روز صبح از خواب پا میشی و میای توو تیوال و یهو می‌بینی بازیگرِ یه اجرایی بودی که در واقع هیچ‌وقت بازیگرش نبودی !!!
چطور ممکنه؟
گاهی به خاطر تشابه اسمی این اتفاق می‌افته. به پشتیبانی ایمیل بزنین اصلاح می‌کنن.
۲ روز پیش، جمعه
گزارش رو زدم. خودتون هم حتما تیم همیاری رو درجریان بگذارید و اگر نمایش هایی که در آنها حضور داشتید، درتیوال لینک دارند رو برای تیم همیاری ارسال نمایید تا در پروفایلتون درج شود.
۲ روز پیش، جمعه
درود بر شما
این مورد فقط به دلیل تشابه اسمی شما با هنرمند محترم دیگری رخ داده است و بابتش متاسفیم.. مورد اصلاح شد.
با احترام
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرایه دیشبتون خیلی زیبا بود
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مسئولین محترم عمارت هما

آیا کسی هست که صدای این همه اعتراض هر روزه رو بشنوه؟!
مگه میشه در اکثر نظراتی که در صفحه‌ی هر نمایشی که در این تماشاخانه روی صحنه میره، تماشاگران در کنار نکته‌اشون در خصوص نمایش، انقدر گلایه کنند نسبت به وضعیت سالن‌ها و شما انگار نه انگار؟!

دیگه چیدن صندلی که نیاز به مهندسی عجیب و غریب یا مدیریت مدبرانه نداره! یک استانداردی هست.
شما اون 50 درصد تخفیف دوشنبه‌هاتون رو بردارید، جاش از هر ردیف دو تا سالنتون، دو تا صندلی کم کنید. والله برایندش برای شما سوده.
هم تماشاگری که میاد اذیت نمیشه، هم وجهه خودتون رو حفظ می‌کنید.
دقیقا یکی از عواملی که من در ۹۰٪ مواقع از این مرکز نمایشی پرهیز می‌کنم همین هست. چون به نظرم فاصله صندلی‌هایش در هر کدام از جهات برای انسان بالغ و رشد یافته طراحی نشده است.
۰۱ شهریور
والا فاصله‌ی صندلی‌های ۲۰۶ صد هیچ از فاصله‌ی صندلی‌های این‌جا و یکی دو تا از سالن‌های دیگه جلوتره.
۰۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی نظر تماشاگر جای نقد می‌نشیند؛ بحران تازه در اقتصاد تئاتر با سامانه فروش اینترنتی بلیت


پلتفرم‌های فروش و معرفی آثار نمایشی در سال‌های اخیر، به تدریج به فضایی تبدیل شده‌اند که در آن تجربه شخصی تماشاگر، گاه بدون هیچ تفکیک روشنی از نقد حرفه‌ای، در جایگاه داوری درباره کیفیت یک اثر قرار می‌گیرد؛ مساله‌ای که در ظاهر نشانه مشارکت دموکراتیک مخاطب در حیات تئاتر است، اما در عمل می‌تواند مرز میان سلیقه، تجربه شخصی، بازخورد مخاطب و نقد هنری را از میان بردارد.

اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم پژوهش‌های متعدد درباره نظام‌های نقد آنلاین نشان داده‌اند که امتیازها و نظرهای کاربران واقعاً بر تصمیم مخاطبان اثر می‌گذارند و این اثرگذاری با سوگیری‌های انتخاب، هیجانی‌بودن تجربه، فشار اجتماعی، اغراق و حتی نقدهای جعلی پیچیده‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، مساله فقط این نیست که یک تماشاگر حق دارد درباره نمایشی که دیده نظر منفی بدهد؛ مساله بنیادی‌تر این است که آیا ما برای مخاطب امکان تشخیص نظر شخصی ... دیدن ادامه ›› از نقد معتبر را فراهم کرده‌ایم یا نه.

تئاتر پیش از آنکه وارد سالن شود، در جهان امروز وارد یک فضای دیگری نیز شده است؛ فضایی که دیگر صحنه، تنها محل مواجهه اثر و تماشاگر نیست و تجربه نمایش از لحظه‌ای که مخاطب بلیت می‌خرد تا زمانی که پس از خروج از سالن تلفن همراه خود را باز می‌کند و درباره آن می‌نویسد، امتداد پیدا می‌کند. این تغییر در ذات خود نه تهدید است و نه فرصت مطلق؛ یک واقعیت تازه در زیست فرهنگی است. تماشاگر امروز دیگر فقط مصرف‌کننده خاموش اثر نیست، بلکه می‌تواند روایت خودش از تجربه تماشای یک نمایش را عمومی کند، به آن امتیاز بدهد، درباره بازیگر و کارگردان اظهار نظر کند و حتی بر تصمیم تماشاگر بعدی اثر بگذارد. از این منظر، حذف یا محدودکردن صدای مخاطب نه ممکن است و نه مطلوب. مساله از جایی آغاز می‌شود که حق اظهار نظر با اعتبار داوری اشتباه گرفته می‌شود؛ یعنی چون یک نفر حق دارد چیزی را دوست نداشته باشد، تصور کنیم هر توضیحی که درباره علت دوست‌نداشتن او ارائه می‌شود الزاماً نقد است، و چون یک نظر در یک پلتفرم عمومی منتشر شده، پس باید آن را هم‌وزن یک نقد تحلیلی، پژوهش هنری یا ارزیابی حرفه‌ای دانست.

این تفکیک در هنر از همیشه مهم‌تر است، زیرا اثر هنری برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، الزاماً برای پاسخ‌دادن به یک معیار واحد تولید نمی‌شود. ممکن است تماشاگر از ریتم نمایشی ناراضی باشد، در حالی که کندی ریتم دقیقاً بخشی از منطق زیبایی‌شناختی اثر بوده است؛ ممکن است بازیگری را بی‌حس بداند، در حالی که کارگردان عمداً از بیان عاطفی مستقیم فاصله گرفته باشد؛ ممکن است طراحی صحنه را خالی توصیف کند، در حالی که خلأ فضایی یکی از عناصر اصلی میزانسن باشد؛ یا برعکس، ممکن است پشت واژه‌هایی مانند تجربی، مینیمال، فرم‌گرا یا مدرن ضعف‌هایی واقعی در ساختار اثر پنهان شده باشد. بنابراین مشکل در این نیست که مخاطب ممکن است اشتباه کند؛ منتقد حرفه‌ای هم ممکن است اشتباه کند. مشکل در این است که نظام انتشار و مصرف نظرها معمولاً ابزار کافی برای فهمیدن تفاوت میان این دو نوع داوری در اختیار مخاطب قرار نمی‌دهد.

این مساله البته اختصاصی به تئاتر ایران یا یک پلتفرم خاص ندارد. ادبیات پژوهشی گسترده درباره نقدهای آنلاین نشان داده است که کاربران به‌طور معناداری از این نقدها در تصمیم‌گیری خود استفاده می‌کنند و حتی یک فراتحلیل بر پایه ۱۵۶ مطالعه و ۶۹ هزار مشاهده نشان داده است که جهت‌گیری نظرها یا همان مثبت و منفی‌بودن آنها، یکی از قدرتمندترین عوامل اثرگذار بر قصد خرید است. پژوهش‌های دیگری نیز نشان داده‌اند که نظام‌های نقد آنلاین از سوگیری انتخاب رنج می‌برند؛ به این معنا که کسانی که تجربه بسیار مثبت یا بسیار منفی داشته‌اند، احتمال بیشتری دارد که نظر خود را ثبت کنند و در نتیجه صدای تجربه‌های افراطی می‌تواند در میان نظرهای منتشرشده بیش از تجربه‌های میانه دیده شود. این نکته برای تئاتر اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا یک نمایش ممکن است در یک شب با تماشاگرانی روبه‌رو شود که دقیقاً با زبان و زیبایی‌شناسی آن ارتباط برقرار نمی‌کنند و همان تجربه شخصی، بعداً در فضای عمومی به صورت گزاره‌ای درباره کیفیت نمایش بازتولید شود.

نسخه کامل این مطلب در رسانه منتشرکننده در دسترس است. برای مطالعه ادامه، از لینک زیر استفاده کنید:

https://irna.ir/xjY2rf
نظر یک مخاطب عام > نظر کل کارشناسان و منتقدین
سجاد خلیل زاده
سلام و ارادت ممنون از توضیحی که دادید. فکر می‌کنم برای اینکه بحث از سوتفاهم خارج شود، بهتر است یک تفکیک را روشن کنیم. اول اینکه متن منتشرشده یک مقاله دانشگاهی یا گزارش پژوهشی نبوده، بلکه ...
درود متقابل

طبیعتا من انتظار مقاله علمی/دانشگاهی که ندارم و اون خبرگزاری و امثال اون خبرگزاری یا حتی تیوال خودمون که جای مقاله علمی نیست ولی حتی مقاله ژورنالیستی هم باید روشن به منبعی که بهش استناد میکنه اشاره کنه وگرنه استناد چه ارزشی داره؟ مخصوصا که ادعای تحلیلی بودن هم داشته باشه...تحلیل رو چه زمینی؟ رو چه زمینه‌ای؟

من این نمونه هایی رو که آوردین مطالعه میکنم بنابراین الان نمیدونم چه استفاده ای ازشون کردین و فکت ها و روش تحلیل یا حتی نتایج ... دیدن ادامه ›› شون چه بازتابی تو نوشته شما داشتن. آیا دال و مدلول درستی رو می سازن یا نه و....

ولی به صورت کلی تر عرض کنم که الان من و هر کس دیگه ای میتونه با چند جستجو و مخصوصا به یاری ایجنت های هوشواره مقالاتی از سراسر وب که به منابع دانشگاهی یا پژوهشی هم متصل هستن پیدا و ردیف کنه در ((رد یا انکار)) ادعای اصلی مقاله شما. این یه نکته شه ولی مهمتر اونه که من بتونم به خواننده "نشون بدم" که چه جوری از اون منابع تحقیقاتی و آماری که ردیف می‌کنم به انکار یا رد ادعای شما میرسم. کاری که شما تو اون مقاله نکردین. یعنی نشون ندادین چه جوری اون منابع غایب نشون میدن که...

البته میفهمم که به احتمال زیاد به خاطر مطالعات قبلی و زمینه کاری و شغلی با چنین ادعاهایی و حتی اثبات اون ها تو منابع مختلف مواجه شدین و این مفروض و مقبول بوده براتون ولی مهم اینه که تو یه مقاله تحلیلی این به خواننده نشون داده بشه تااااا اصل مقاله وارد محدوده اعتبار بشه.


در مورد فرع قضیه هم زیر پست دیگه ای از شما مطلبی نوشتم که دیگه اینجا مشابه اون رو نمیارم.
باز هم از حوصله و متانت شما متشکرم.
۰۲ شهریور
جمشید پی‌درپی
درود متقابل طبیعتا من انتظار مقاله علمی/دانشگاهی که ندارم و اون خبرگزاری و امثال اون خبرگزاری یا حتی تیوال خودمون که جای مقاله علمی نیست ولی حتی مقاله ژورنالیستی هم باید روشن به منبعی که بهش ...
سلام و ارادت

ممنونم از توضیح دقیق‌ترتان. نکته‌ای که درباره تفاوت وجود منبع با نشان دادن نسبت دقیق منبع با گزاره و مسیر تحلیل مطرح کردید، برای من روشن است و به نظرم نقد قابل تاملی است. اینکه چند منبع در اختیار خواننده قرار بگیرد، به‌تنهایی کافی نیست و در یک متن تحلیلی، ideally باید روشن باشد هر منبع دقیقا کدام بخش از استدلال را پشتیبانی می‌کند و نویسنده چگونه از یافته‌های آن به گزاره مورد نظر خودش رسیده است.
از طرف دیگر، همان‌طور که خودتان اشاره کردید، ممکن است منابع دیگری هم پیدا شوند که از زاویه‌ای متفاوت، بخشی از ادعاهای مقاله را تایید ... دیدن ادامه ›› یا حتی نقد کنند. بنابراین اصل مواجهه با منابع و نسبت‌سنجی آنها با ادعاها، خودش بخش مهمی از فرایند تحلیل است و نه چیزی که بخواهم با چند لینک موضوع را درباره‌اش تمام‌شده تلقی کنم.
منابعی را که فرستادم مطالعه می‌کنید و احتمالا از دل آنها نکات موافق و مخالفی هم بیرون می‌آید. اگر بخواهم در این مرحله دوباره وارد توضیح و دفاع شوم، همان‌طور که در پیام قبلی‌مان گفتیم، احتمالا فقط بحث را به همان دایره قبلی برمی‌گرداند.
بنابراین فعلا بحث را همین‌جا جمع می‌کنم. ممنونم که با دقت خواندید، منابع را مطالبه کردید و مهم‌تر از آن، بحث را از سطح منبع هست یا نیست به مسئله مهم‌تر منبع چگونه وارد استدلال می‌شود رساندید. فکر می‌کنم همین بخش از گفت‌وگو برای من هم قابل استفاده است.

ارادتمند
۰۲ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هنر و بازی شما رو خیلی دوست داریم
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باسلام خسته نباشید لطف کنید وسایل سرمایشی مورد نیاز برای همه طبقات فراهم کنید کولر و پنکه جواب گو نیست ایشالا که پشت گوش نمیندازید
امیر مسعود، علیرضا و یاسین پازکیان این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا درخشان بود بازی شما و همه بچه ها در نمایش دشمن‌ خدا
خدا قوت. خسته نباشید
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا جالب بود هم بازی شما و هم بقیه تیم تون
خیلی خوب بود . خدا قوت
سلام به دوستان عزیزی که برای دیدن نمایش تئاتر تشریف میارند.
بیاید کمی آداب دیدن تئاتر رو باهم مرور کنیم.
۱- هنگام ورود به سالن نمایش، لطفاً صحبت های مسئولین نمایش دقت فرمائید تا بعداً به مشکل برخورد نکنید.
۲- تلفن همراه خود را در این سه حالت قرار دهید سایلنت، خاموش یا حالت پرواز بگذارید.
۳- نخوردنِ خوراکی و چیپس و ساندویچ با صدای بلند و شکستن قولنج انگشتان دست و گردن در سالن تئاتر ممنوع می باشد.
۴-هرگونه تأکید میکنم هرگونه فیلمبرداری و عکاسی در هنگام اجرای نمایش تئاتر ممنوع بوده و به هیچ عنوان به هیچ عنوان کار درستی نمی باشد و در صورت مشاهده با شخص خاطی برخورد لازم صورت میگیرد.
۵- لطفاً سکوت مطلق (صحبت کردن، چک کردن گوشی، پچ پچ کردن، مسخره کردن بازیگر، مسخره بازی در آوردن، خنده های بی مورد، داستان برای هم تعریف کردن، قصه گفتن، آدامس با صدای بلند جویدن) ممنوع میباشد و باعث از بین رفتن تمرکز بازیگران و تماشاچی ها می شود و در صورت مشاهده با فرد مورد نظر برخورد ... دیدن ادامه ›› شدید به عمل می‌آید.
۶- نکوبیدنِ پا به صندلی جلویی و کنترل کردن احساسات و آرام کردن بچه های خودتون در هنگام اجرای نمایش (درباره نمایش هایی که بچه در آن هستش) خودداری کنید.
۷- نخوردن سیر و پیاز و بو دار هنگام ورود به تئاتر ممنوع می باشد.
۸- استفاده بیش از اندازه عطر و ادکلن با بوی تند به مقدار زیاد بپرهیزید.
۹- قبل از حضور در نمایش لطفاً از استحمام هم قافل نشید.
۱۰- رفتن دستشویی قبل از شروع شده نمایش الزامیست.
با سپاس فراوان.
شادی ناجی این را خواند
پونه ٢٥ این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من دیشب نمایش مغازه خودکشی در سالن شیشه ای دیدم . صندلی ها خیلی بد بود و سالن به شدت گرررررم و غیر قابل تحمل بود .

درجه کولر 25 درجه بود با اون حجم جمعیت و محل نصب کولر اسپلیت هم أصلا مناسب سالن نبود .

فقط باد به ردیف اول تا سوم میخورد که اعتراض داشتند که خاموش کنند و ما که ردیف 5 بودیم چون ارتفاع بالاتر بود نه باد میخورد و خیلی گرم بود و به این ترتیب واقعا اجراهای دیگه در اون سالن ها باشه از دست خواهم داد !
من یه نمایشی رو ردیف اول بودم باد مستقیم میخورد پشت سرم ... واقعا اذیت کننده بود!
۲۸ مرداد
حسین مولانیا
من یه نمایشی رو ردیف اول بودم باد مستقیم میخورد پشت سرم ... واقعا اذیت کننده بود!
دقیقا همین مورد بود . دو سه ردیف اول اذیت میشم بابت کولر اسپلیت و بقیه ردیف ها از گرما
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
متاسفانه سالن های هما از لحاظ صندلی فوق العاده کیفیت پایینی دارند و این باعث می شود که حتی اگر بهترین اجراها هم در مجموعه هما روی صحنه برود، رغبتی برای رفتن نباشد.
لطفا به گوش مسئولین محترم مجموعه رسانده شود که گویا آقای سام درخشانی متولی مجموعه هستند و نام سالن هم از روان شاد سرکار خانم هما روستا گرفته شده است.
امیدوارم مجموعه به حد شان نامش برسد.
(سالن شیشه ای رو نرفتم و نظرات صرفأ پیرو سالن های شماره 1 و 2 عرض شد)
امیدوارم ببینن و توجه کنن.
دیروز توی یکی از کامنت‌ها به شوخی نوشتم ولی بعدش فکر کردم چندان شوخی هم نیست... و اون اینه که اگه خودِ آقای سامِ درخشانی که از قد بیشتر از حدِ کفایت بهره بردن روی صندلی‌های سالن [به جز ردیفِ اول] بشینن و در هر دو طرفشونم کسی نشسته باشه، احتمالاً بعد از یک ساعت با زانودرد از روی صندلی بلند می‌شن.
بعید می‌دونم اینجا رو بخونن، ولی امیدوارم کسی این پیشنهاد رو بده بهشون که متوجهِ وضعیتِ وخیمِ صندلی‌ها بشن.

چند روز قبلم گویا سوسکِ پرنده توی سالن بوده 😅

کاش بخونن.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نقدی بر نمایش کمدی-تراژدی «دوئل»
نویسنده و کارگردان: ابوالقاسم مهدوی

نمایش کمدی تراژدی «دوئل» تازه‌ترین تجربهٔ ابوالقاسم مهدوی در حوزهٔ کمدی تراژدیست ، اثری که با اتکا به موقعیت‌های کمیک، تعلیق روانی و شخصیت‌پردازی تیپ–محور ، اما چندلایه، تلاش می‌کند تصویری کوچک اما گویا از بحران انسان معاصر ارائه دهد. «دوئل» در یک آپارتمان کوچک، با امکانات محدود اما هوشمندانه، جهانی می‌سازد که در آن سه انسان درگیر دروغ‌ها، آرزوها و شکست‌های خود هستند. در واقع در پس ساختار دراماتیک؛ نبردی پنهان در زیر پوست طنز جاریست.
دوئل» نمایشیست که با وجود ایده جذاب، در بستری کم‌امکانات شکل گرفته اما تماشاگر را غافلگیر می‌کند؛ نه به‌دلیل فرم غیرمنتظره، بلکه به‌خاطر ضربه‌هایی که در لایه زیرین روایت فرود می‌آورد. این نمایش کمدی–تراژدی، بیش از آن‌که بخواهد سرگرم کند، قصد دارد از میان خنده، نیشی به انسان امروزی بزند؛ انسانی که در تقلای بقا، دست‌وپا می‌زند و در نهایت، مقابل ساختارهای بزرگ‌تر شکست می‌خورد.
نمایش کاملاً در یک آپارتمان کوچک می‌گذرد؛ انتخابی که هم فرصت است و هم دام. اگرچه کارگردانی در بسیاری از لحظات توانسته از این محدودیت به ... دیدن ادامه ›› نفع تعلیق و تنش استفاده کند، اما ریتم روایت در پاره‌ای از صحنه‌ها دچار افت انرژی و کش‌آمدگی می‌شود.
با این حال، هوشمندی متن در پوشاندن این ضعف‌ها با طنز موقعیت، باعث می‌شود تماشاگر از مسیر اصلی داستان جدا نشود.
در واقع طنز نمایش که بر کمدی موقعیت بنا شده ، هم نقطهٔ اوج کار است و هم محل جدی‌ترین نقد. در لحظاتی، شوخی‌ها به‌جا، به‌موقع و دقیقاً روی مرز جنایت و کمدی حرکت می‌کنند و تماشاگر را به هیجان می‌اندازند. اما گاهی دیالوگ‌ها از جنس «پُر کردن لحظه» هستند و ضربهٔ کمیک لازم را ندارند. این نوسان، ضربه‌هایی به ضرباهنگ کلی کار می‌زند.
«دوئل» برخلاف بسیاری از نمایش‌های واقع‌گرای داخلی، سعی نمی‌کند شخصیت‌ها را قربانی صرف شرایط اجتماعی نشان دهد. فری، ادی و خانم هارپر هر سه زخمی هستند، اما در عین حال خود بخشی از فاجعه‌اند.
فری با بازی مهدی کاویان، با گذشته‌ای آشفته و خشم فروخورده، ادی با بازی هومن صالحی ، با ساده‌لوحی خطرناک و گناهی درونی، و خانم هارپر با بازی آناهید شمالی ، با جاه‌طلبی بی‌پروا، هرکدام نماینده بخشی از جامعه‌اند که سقف بلند رویاهایشان با دیوارهای واقعیات خرد شده است که در طول نمایش در خواهیم یافت که هر سه قربانی جامعه بی رحمند و این تیزبینی در شخصیت‌پردازی، یکی از نقاط قوت اثر است.
درشخصیت‌پردازی این اثر ما شاهد تیپ‌هایی هستیم که در روند نمایش ، تبدیل به شخصیت می‌شوند.
فری، ادی و خانم هارپر در ابتدا به‌عنوان تیپ‌های آشنا معرفی می‌شوند ، فری مرد بدبین و خاموش که در مقابلش ادی مردی ساده‌دل و کودک‌وار است و اما خانم ماری هارپر در قامت زنی جذاب و فرصت‌طلب در مقابل آنهاست.در واقع ، متن ، با هوشمندی، سعی دارد لایه‌هایی از پیشینه و جراحت‌های عاطفی آنان را کم‌کم آشکار کند تا مخاطب پس از خندیدن، با حقیقتی تلخ مواجه شود: بله دوئل سعی دارد بما بگوید که هیچ‌کدام برندهٔ این دوئل نیستند و در دوئل همه قربانی و بازنده اند.
فری با گذشتهٔ خانوادگی زخمی، به‌دنبال حق‌خواهی است. ادی با گناهی مخفی زندگی می‌کند و خانم هارپر نمادی از طبقه‌ای است که قدرت را تنها ابزاری برای بقا می‌داند. این سه شخصیت، هم در تقابل و هم در نیاز مشترکشان به «نجات»، شالودهٔ انسانی نمایش را تشکیل می‌دهند.

در طراحی صحنه اگرچه تقریباً مینیمال است اما کارآمد و نمادین طراحی شده است و کارکردی دقیق دارد اما کاملاً محافظه‌کارانه.
قفسه‌های کتاب، میز وسط و پنجرهٔ مرکزی، کارکرد روایی و نمادین خوبی دارند، اما در هیچ لحظه‌ای تبدیل به عنصر «غافلگیرکننده» نمی‌شوند.
در واقع، صحنه از نمایش پیروی می‌کند، نه اینکه به آن نیرو بدهد. با این حال وجود دو قفسهٔ کتاب در دو سمت صحنه از یک‌سو فضای کتابفروشی را تداعی می‌کند و از سوی دیگر، خط تقابل دائمی دو شخصیت مرد را یادآور می‌شود و مهمتر دیوارهای هریک در طرفین با تصاویری که به شخصیتهای پنهان آندو هویت می‌بخشد . در این میان
پنجرهٔ میانی در انتهای صحنه، تنها نقطهٔ تنفس بصری صحنه، نمادی از دنیای خارج است. جهانی که نه به شخصیت‌ها امید می‌دهد و نه قرار است آنها را نجات دهد.
نورپردازی نیز با ترکیب سایه‌ و رنگ‌های محدود در تابلوهای جداگانه، تلاش کرده تا فضای تعلیق و جنایت را در دل کمدی حفظ کند.

و اما بازی‌ها که به زعم بنده ، به‌جهت کاراکتر های بازیگران و انتخاب درست آنان ، در جاهایی بسیار عالی بنظر میرسند. سه بازیگر اصلی نمایش ، با هدایت کارگردان و توانمندی که در آنها سراغ میرود، موفق شده‌اند دوگانهٔ «کمدی–تراژدی» را در اجرا نگه دارند. ریتم درست دیالوگ‌ها و استفاده از مکث‌های حساب‌شده، به خلق لحظه‌هایی منجر شده که تماشاگر در آن هم می‌خندد و هم نگران می‌شود.
بازیگر نقش خانم هارپر با حضور جسورانه و تسلط بر زبان بدن، نقش محوری نمایش را شکل می‌دهد و در لحظاتی ، تعادل صحنه را مدیریت می‌کند.
بازیگران مرد نمایش نیز با اجرای کنترل‌شده، از تیپ‌بودن عبور می‌کنند و به شخصیت‌هایی تبدیل می‌شوند که مخاطب به آنان باور پیدا می‌کند و در مواقعی با الهام از زوج کمدی لورل و هاردی ، گویی ادای دین کارگردان به آندو را بازی می‌کنند. بی‌شک دو کاراکتر فری و ادی ، با تسلط بر بازی و خودباوری شخصیت های قصه ، هریک پارتنر شایسته ای برای دیگری بوده است.
... در کل نمایش کمدی تراژدی دوئل با فریاد بیصدا می‌گوید که هیچ‌کس در عرصه دوئل ، پیروز نیست. در پایان بندی نمایش، قبل ازخود نمایش ، این نویسنده اثر است که با شکستن رؤیای سه شخصیت نمایش ، تابلوی تلخ نهایی را رقم می‌زند و ما را به نقطهٔ اوج پیام اجتماعی اثر میرساند و از دل کمدی ، یک تراژدی خلق می‌شود گویی در جهانی که قواعدش توسط قدرت تعیین می‌شود، رقابت بین انسان‌های آسیب‌دیده، تنها به فرسودگی بیشتر آنان می‌انجامد.
«دوئل» نمایشیست بی ادعا از ابوالقاسم مهدوی که قبل از کارگردانی ، در عرصه نمایشنامه نویسی سالها در حال فعالیت است . کارگردان اثر با انتخاب درست بازیگران در همان ابتدا ، کیفیت اثر خود را تضمین کرده است که ایکاش میتوانست با مدیریت در تایم نمایش به نمایش حساب شده تری می‌رسید.
نمایش دوئل اثریست که از دل کمدی، حقیقتی تلخ درباره شکست‌های فردی و اجتماعی بیرون می‌کشد.
این نمایش نشان می‌دهد حتی در محدودیت‌ها نیز می‌توان جهانی دراماتیک ساخت که مخاطب را بخنداند، نگران کند و در پایان، به فکر فرو ببرد.
«دوئل» اثری است که جسارت بیان دارد، طنز تلخ را می‌شناسد و تلاش می‌کند از دل محدودیت‌ها، نمایشی سرپا خلق کند.
این اثر به مخاطب یادآوری می‌کند که در جهان امروز، شکست همیشه نتیجهٔ نداشتن قدرت نیست؛ گاهی نتیجهٔ نداشتن همبستگی است.

آذر ۱۴۰۴ - الف - دشتی
ممنونم از نقد و نگاه منصفانه جناب دشتی عزیز دوست ناشناس 🙏
۲۷ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب، مبینا در «ملکه زیبای لنین» فقط نقش بازی نکرد؛ انگار بخشی از یک زندگیِ سال‌ها سرکوب‌شده را روی صحنه زندگی کرد.

خشونتی که گویی سال‌ها با آن زیسته و درگیر بوده، در خطوط چهره‌اش نشسته بود؛ خشونتی آمیخته با رنج، با خواستن، با نرسیدن… با «افعال بودن، خواستن و شدن» و در نهایت، سهمی از همیشه نرسیدن.

در نگاهش چیزی فراتر از دیالوگ جریان داشت؛ انگار هر سکوت، هر مکث و هر حرکت، روایتی ناگفته از سال‌هایی بود که در وجودش ته‌نشین شده بودند. و اشک‌هایش… آن اشک‌ها واقعی بودند؛ از جنس عشق، از جنس زخمی که هنوز تازه است و از جنس احساسی که نمی‌توان آن را بازی کرد.

مبینا، امشب تماشاگر را فقط با بازی‌ات تحت تأثیر قرار ندادی؛ بخشی از خودت را روی صحنه جا گذاشتی.

اما یک جمله از دل تماشاگر برایت دارم:
خیلی ... دیدن ادامه ›› به خودت فشار آوردی…
شب‌های دیگری هم در پیش است؛ با این شدت و این همه جان گذاشتن، نگرانم چیزی از تو برای خودت باقی نماند.

مراقب خودت باش…
این صحنه به بازیِ تو نیاز دارد، اما تو بیشتر از هر نقشی، به خودت نیاز داری. ❤️🎭
امشب بازی عالی شما رو در نمایش کافه نادری دیدم، به نظرم بهترین بازی و اجرا و بیان در این نمایش از آن شما بود.
یاسین پازکیان این را خواند
خاتون نوری این را دوست دارد
ممنونم از لطف و محبتتون
خوشحالم که مورد قبول شما بودم 🌹❤️✨️
۲ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید