در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال عمومی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 14:04:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

دیروز ساعت ۰۲:۱۵
خیلی فضا شادی بود کلی بازی کردیم و خندیدیم 👌
۱۲ مهر ساعت ۲۲:۲۰
من سانس اول رفتم و اجرا خیلی به دلم نشست کلا جو صمیمی توی سالن حاکم بود
۰۹ مهر ساعت ۱۷:۴۳
اگر در تهران نشت گذاشتید من طالب هستم.
۰۹ مهر ساعت ۱۳:۵۵
بلوچ
۰۸ مهر ساعت ۱۰:۰۲
عثمان مروندی و یا عثمان مرندی (زادهٔ ۵۸۳ – درگذشتهٔ ۶۷۳ هجری قمری) زاده شهر مرند در ایران است، که به نام شهباز لعل قلندر شهرت دارد .در خانواده‌ «سید کبیر» در مرند متولد شد. از عرفا و شاعران پارسی‌گوی، عارفی دانشمند، درویشی صاحب کرامات بود و اشعارش عارفانه است. عارف ایرانی ناشناخته در ایران و قطب العارفین در شبه قاره هند . در سال ۶۲۲ ه.ق به شرق هجرت و در مولتان اقامت گزید و در نهایت در ۲۱ شعبان ۶۷۳ پس از عمری فعالیت در عرفان و خدمت در نشر اسلام در شبه قاره، جان به جان آفرین تسلیم کرد و در «سهوان» به خاک سپرده شد.

اما اکثر مورخان خارجی او را اهل مروند (میوند) در 70 کیلومتری قندهار افغانستان می‌دانند. خود شهباز لعل قلندر خود را مروندی معرفی می‌کند. حال آنکه اگر او اهل مرند بود خود را مرندی معرفی می‌کرد. هرگز به مرندی، مروندی نمی‌گویند
صبا کیانی این را خواند
کژال این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ مهر ساعت ۱۰:۳۰
دلم مشتاق دیدار جمال یار می ماند

همیشه منتظر لطف و نوال یار می ماند

پُر آفت وادی عشق ست آسائش درین مشکل

دل مضطر بتفتیش کمال یار می ماند

نه آسانست تسخیر خیال حسن دلبر را

کند آن کو همیشه در خیال یار می ماند

جگنؔ نات از وی می خواهی چو نزدیکی خیالش کن

که دلبر هر نه گه غافل زحال یار می ماند


شاعر جگن نات آزاد پونجابی پاکستانی
صبا کیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ مهر ساعت ۱۰:۳۴
شاعر ناطق مکرانی بلوچ پاکستانی

کوفتد یک‌رَه نگه آن چشم جادو را/ کند موج رم وحشی غزالان جادهٔ او را
زکام از نکهت گل‌های باغ خلد می‌آید/ دماغ عندلیبان قفس‌پروردهٔ او را
خدا را چون کشی نقاش تصویر گلستانی/ ز مژگان اسیران قفس کن خامهٔ او را
مدار از تربیت چشم اثر چون قابلیت نیست/ کجا باران تواند سبز کردن شاخ آهو را
به خرگوش این سخن شیر به‌چاه‌افتاده می‌گوید/ که روز حمله عاجز می‌نماید زور بازو را
سپهر دون‌نواز آن دم که بر کام خسان گردد/ درآرد همچو یوسف شاهدی در بر ترازو را
نمی‌دانم شهید تیر مژگان که شد ناطق/ کفن از پرده‌های چشم ... دیدن ادامه ›› تو کردند آهوان او را

میرزا گل‌محمدخان مکرانی مشهور به ناطق مکرانی (درگذشتهٔ ۱۲۶۴ هـ. ق) ادیب، عارف، شاعر و متکلم پارسی‌گوی بلوچ سده سیزدهم قمری بود. جز آنچه در «تذکره شمع انجمن»، تألیف حسن خان قنوجی و چند تذکره و فرهنگ دیگر به اجمال دربارهٔ زندگی ناطق مکرانی یاد شده‌است اطلاعات دقیق و مفصلی از زندگی او در دست نیست. اما آنگونه که از سال درگذشت وی (۱۲۶۴ هـ. ق) و معاصر بودن و دوستی و مراوده ادبی وی با غالب دهلوی بر می‌آید مسلماً میرزا ناطق مکرانی در سده نوزده میلادی معادل سده سیزدهم قمری می‌زیسته‌است.

وی در نیمه دوم سده دوازدهم در مکرانِ بلوچستان در شهر پنجگور دیده به جهان گشوده‌است.

آنچه مسلم است میرزا گل‌محمد‌خان نخستین سال‌های زندگی خود را در شهر پنجگور بلوچستان سپری کرده‌است. اما در جوانی زادگاه خود را ترک گفته و به قصد تحصیل راهی اصفهان می‌شود و پس از سال‌ها با اندوخته‌ای پربار در حوزه زبان و ادبیات فارسی به موطن خود بازمی‌گردد. گویند پس از بازگشت به بلوچستان به دلیل بلاغت و سلاست وی در ادبیات فارسی در تمام منطقه شهره می‌شود تا جایی که میان مردم به پارسی‌وان (به بلوچی در معنای فارسی‌خوان یا آنکه بسیار در زبان فارسی بلیغ است) شناخته می‌شود. اما پس از مدتی به سوی سند راهی می‌شود. دربارهٔ دلیل هجرت وی از سرزمین مادری نظرات مختلفی وجود دارد. به عقیده برخی در دوران فرمان‌روایی میر نوری نصیر خان بر کلاتِ بلوچستان، و درگیری‌های متمادی وی با حکمرانان محلی کیچ ناطق مکرانی همچون خیل عظیمی از بلوچ‌ها در اثر تباهی ناشی از این جنگ‌ها به میرفاتح‌علی‌خان از پادشاهان بلوچ سلسلهٔ تالپور در ناحیه سند پناه برد.

میرزا ناطق در مدت اقامت در حیدر آباد سند امیر صوبدارخان دوم فرمانروای جوانِ دانشمند و دانش‌دوست سلسله تالپور را درک کرده و به دربار او راه می‌یابد. گویند صوبدارخان سخت او را گرامی داشته و هم او بوده‌است که به میرزا ناطق لقب «دِل‌وَش» (خوش‌دل) داده‌است. صوبدارخان برای میرزا ناطق منصب و مقرری درخور و مداومی در نظر گرفته اما آن‌گونه که می‌گویند ناطق از بلندهمتی آن را نپذیرفته و دیری هم نمی‌پاید که از بلاد سند در حدود سال ۱۲۴۵ هـ. ق به لاهور مهاجرت می‌کند.

ناطق پس از حدود چهار سال اقامت در لاهور در حوالی سال ۱۲۵۰ هـ. ق به لکهنو عزیمت کرده و در آنجا نیز به دربار محمدعلی شاه و امجدعلی شاه از پادشاهان سلسله اود راه یافته و ارج و قربی بلند می‌یابد. وی در همین ایام قصایدی نیز در مدح امرای دولت و درباریان سلسله اود سروده‌است.

عمدهٔ تذکره‌نویسان تاریخ درگذشت میرزا ناطق مکرانی را به سال ۱۲۶۴ هـ. ق ذکر کرده‌اند.
منبع اینترنت
کتاب ناطق مکرانی
https://archive.org/details/NatiqMakraniBalochEDariPardaz-InaamUlHaqKausar/page/n3/mode/1up
صبا کیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۷ مهر ساعت ۰۷:۳۰
سلمان هراتی تنکابنی

پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت/ شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت

بسیار بود رود در آن برزخ کبود/ اما دریغ زهرهٔ دریا شدن نداشت

در آن کویر سوخته، آن خاک بی بهار/ حتی علف اجازهٔ زیبا شدن نداشت

گم بود در عمیق زمین شانهٔ بهار/ بی تو ولی زمینهٔ پیدا شدن نداشت

دل‌ها اگر چه صاف، ولی از هراس سنگ/ آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت

چون عقده‌ای به بغض فرو بود حرف عشق/ این عقده تا همیشه سر واشدن نداشت
رِزا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۵ مهر ساعت ۱۵:۳۶
سلام وقت بخیر
اخه هیچ جای ثبت نامی وجود نداره.
امیرمسعود فدائی و هَم این را خواندند
نوشته: حضور در این نشست برای همه آزاد است و شرکت‌کنندگان مهمانِ «هَم» هستند.

تماس‌ها
اینستاگرام:its.haem
تلگرام:itshaem

فقط لوکیشن نقشه و آدرس نوشته شده تطابق ندارن ظاهراً
فائزه
نوشته: حضور در این نشست برای همه آزاد است و شرکت‌کنندگان مهمانِ «هَم» هستند. تماس‌ها اینستاگرام:its.haem تلگرام:itshaem فقط لوکیشن نقشه و آدرس نوشته شده تطابق ندارن ظاهراً
سلام،
این نشست داخل خانه تئاتر واقع در خیابان سمیه برگزار خواهد شد.
ممنون از توجه شما
هَم
سلام وقت بخیر. از نشست های بعدی از طریق تیوال میتونید رزرو صندلیتون رو انجام بدید. برای این اخلال بوجود آمده متاسفم🙏 برای شرکت در این ایونت در لینک زیر ثبت نام رو انجام بدید ممنونم از توجه ...
ممنونم از پاسخگوییتون
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ مهر ساعت ۱۸:۵۶
چند ماه تو کف این اجرا موندم بسته دیگه
۰۴ مهر ساعت ۰۹:۳۸
به خون گر کشی خاک من، دشمن من

بجوشد گل اندر گل از گلشن من.

تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی

جداسازی ای خصم، سر از تن من.

کجا می‌توانی، ز قلبم ربایی

تو عشق میان من و میهن من.


تجلّیِ هستی ست، جان کندن من.

مپندار این شعله افسرده گردد

که بعد از ... دیدن ادامه ›› من افروزد از مدفن من.


بتازد به نیرنگ تو، توسن من.

کنون رود خلق است دریای جوشان

همه خوشه خشم شد خرمن من.

من آزاده از خاک آزادگانم

گل صبر می‌پرورد دامن من.

زنی گر به تیغ ستم گردن من.
حسام؟ این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ مهر ساعت ۰۹:۳۰
عشق او باز اندر آوردم به بند

کوشش بسیار نامد سودمند

عشق دریایی کرانه ناپدید

کی توان کردن شنا ای هوشمند

عشق را خواهی که تا پایان بری‌

پس بباید ساخت با هر ناپسند
۰۴ مهر ساعت ۰۸:۴۹
سیاوش کسرایی
صبا کیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۳ مهر ساعت ۲۰:۱۵
نعیمی گرگانی شاعر
۰۳ مهر ساعت ۲۰:۵۵
لامعی گرگانی شاعر
۰۳ مهر ساعت ۱۹:۱۷
بدرالدین هلالی استرآبادی
رِزا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۳ مهر ساعت ۱۸:۴۵
مختوم‌قلی فراغی گنبدی
۰۳ مهر ساعت ۱۶:۱۵
شاعر فهمی استرآبادی
۰۳ مهر ساعت ۱۵:۳۴
شاعر طالب آملی
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۳ مهر ساعت ۱۵:۴۱
امیری فیروزکوهی
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید