در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال عمومی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 17:45:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۷ دقیقه پیش
تمرین نمایش (امیر کبیر) با شهروز دل افکار
به کارگردانی بهزاد عبدی
تالار وحدت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ ساعت پیش
واگن ۱۵۰
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ ساعت پیش
پوستری از نمایش اجرا شده به روح پدرم
حسام؟ این را خواند
آرسام روستایی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ ساعت پیش
تصویری از نمایش به روح پدرم در ساوه به کارگردانی جواد روستایی
حسام؟ این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ ساعت پیش
هنر نمایانگر واقعی ظریف ترین احساسات ما است ….

اگنس مارتین
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۳ ساعت پیش
تا به خاک اندازی‌ام بر روح وجانم تاختی
رد زخم از چنگِ غم بر قلب زار انداختی

بر شکستن‌های قلبم آنچنان پرداختی
سخت؛ سردم کردی و کوهی از آهن ساختی

         به قلمِ🖋: پورِ مهر👇
         #مهردادپورانیان
حسام؟ این را خواند
امیرمسعود فدائی و مریم اسدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز ساعت ۱۵:۱۰
به مسیر هنری‌ات، به شوق و جسارتی که در این راه داری و به تمام تلاش‌هایی که پشت هر تجربه و هر اجرا پنهان است، افتخار می‌کنم.
آرزو می‌کنم صحنه، همیشه میدان درخشش رؤیاها و خلاقیتت باشد.❤️🌱
دیروز ساعت ۱۳:۵۷
آخرین چیلیک از آخرین شب کاری
دیروز ساعت ۱۳:۲۰
توی این شهر شلوغ یه آشنا کنارم نیست
حتی یه سرپناه واسه قلب بی قرارم نیست
نمیتونم باشم از غصه ها جدا
تو منو تنها نذار ای خدا خدا
دیروز ساعت ۱۲:۲۹
دو عکس کمتر دیده شده از مهدی فخیم زاده تقدیم به خودش و دوست داران این هنرمند بزرگ
حسام؟ این را خواند
علی عابدین پور این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز ساعت ۱۱:۱۴
عالی عالی عالی بهترین بازیگر بود عالی.
دیروز ساعت ۰۶:۲۹
با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما استاد گرامی و عزیز تینو جان صالحی،و خدا قوت جانانه به شما عزیزترین و خوشقلب ترین استاد دنیا بدرخشی تینو جان اون بالاها ببینمت تو اوج جایی که حق مسلمته، نه حرف داری نه حریف، نه تکرار میشی نه تکراری همیشه مثله اول جذاب و دوست داشتنی هستی استاد جان، هیچکی به گرد پاتم نمیرسه تو جذابیت و حرفه ایی بودن و استاد بودن و درجه یک بودنت فدایی داری یکی و تکی تینو جان👌🏻👍🏼🥰😍😘
دیروز ساعت ۰۳:۰۶
🏆 ۳۰۰۰ دلار جایزه؛ به بزرگی رؤیاهای بزرگ!
نمایشی که قلب‌ها را به تپش درآورد، احساسات را برانگیزد و ردپایی ماندگار در تاریخ تئاتر بر جای بگذارد، در انتظار جایزه‌ای بزرگ است.
دهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر خیابانی کرکوک
🎭 صحنه‌ای جهانی برای رؤیاهای بزرگ و اجراهای فراموش‌نشدنی
۲ روز پیش، پنجشنبه ساعت ۱۷:۳۱
شما بی نظیر بودید موفق و پیروز باشید
امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، پنجشنبه ساعت ۱۶:۳۶
راز ساچلی فاش نشد و همچنان راز باقی ماند
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، پنجشنبه ساعت ۱۴:۱۳
راز ساچلی
امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، پنجشنبه ساعت ۱۴:۵۰
خسته نباشی، انگار نقش کورالاین خلق شده برای شما ، عالی
امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، پنجشنبه ساعت ۰۹:۲۷
رقص با سایرن

از زبان سابیس

وقتی چشمانم را می بندم، تیغ را بر گلویم نمی بینم.
کاکتوس هایم را می بینم.

عظیم و خاموش.
وجودهای خشن و بی ظرافت پر از خاری که کسی جز من به آن ها اهمیت نمی دهد.
اشک در چشمانم جمع می شود.
می ترسم کسی برود و به ... دیدن ادامه ›› آن ها صدمه بزند.
شاید یک خون آشام آزاد.
مثل داریوس که مقابلم نشسته و انگار با نگاهش دارد حفره ای در من می کند.

می لرزم.
چرا در فکر کاکتوس هایم هستم؟
و نه در فکر انسان های بیچاره ام که با ریخته شدن خون من، انگل ها دیوانه وار در جسمشان می لولند و از آن ها می خورند و بقایایشان را نصیب گورهای جمعی می کنند؟
چون کاکتوس ها خاموشند؟
رنجشان را در سینه حبس کرده اند؟

یک اشتیاق عمیق برای کندن چیزی از خودم و کاشتنش در زیر خاک جهانی که مجنون می کند، حتی وقتی وجود ندارد.
انگل ها هم همین بودند.
بدون آن ها هنوز دنیایم را خالی می دیدم.
من آن ها را خلق کردم. بر آن ها رحمت نشاندم. ازشان مراقبت کردم.
و گذاشتم در مسیری بروند که خالقشان رفته.
نفوذ در گوشت و روح انسان های مرده ام.
بیرون کشاندن مرگ پوسیده و تقدیم حیات ابدی.

زمزمه هایی در گوش هایم.
داریوس دارد از پنجره ی کالسکه با یارانش حرف می زند.
می گوید نباید در مرز بمانیم.
می خواهیم پنهانی به نوکتیرا برویم و از آنجا خودمان را به اقیانوس برسانیم.
نگران نمی شوم.
لبخند می زنم.
با چشمان بسته جام دارویم را بالا می آورم و از آن می نوشم.
لوی مراقب کاکتوس هایم خواهد بود، حتی حالا که خود از هم پاشیده است.
من به اقیانوس عزیزم می روم.
همان که خلقش مرا به مرگ برد.
و همان که زیستگاه مخلوقات ویرانگر آوازه خوانم سایرن هاست.
آیا نمی خواستم با آن ها یک مهمانی بدهم؟

سنگینی نگاه داریوس را بر خودم حس می کنم.
چشمانم را باز می کنم.
با چهره ای منقبض به من خیره شده.
اکنون نفرتی در نگاهش نیست.
فقط انگار می خواهد بفهمد در درونم چه می گذرد.
من لبخند می زنم.
"تا به حال در آب با یک سایرن رقصیده ای؟"
امیر مسعود، حسام؟، امیرمسعود فدائی و مریم اسدی این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۲۳:۰۷
هنر تنها چیزی است که باعث می شود ما در آن واحد خود را فراموش کرده و پیدا کنیم ….

توماس مرتون

amirsajjadiofficial@
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۲۳:۵۰
پرواز 257 ✈️❤️
حسام؟ و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید