در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال سینمای جهان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 01:14:18
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۳ روز پیش، شنبه ساعت ۱۷:۰۲
یه رمان قدیمی هست the war of the roses سال ۱۹۸۹ یه فیلم به همین نام از روش ساختن. این فیلم the roses بازنویسی شده ی کمدی و در واقع کلیشه برعکس اون اثر قدیمی هست.
خیلی فیلم خاصی نیست اما ارزش یکبار دیدن رو داره. برای من بازی اغلب هنرپیشه های انگلیسی از جمله کامبربچ و کلمن جذابه. فقط یکم به نظرم سنشون برای این فیلم متناسب نبود که اونم میتونه تصمیم کارگردان در راستای همون کلیشه برعکس باشه🤔
۳ روز پیش، شنبه ساعت ۰۹:۲۰
پس از مرگ یزدگرد، پسرش پیروز تلاش بسیاری برای جلب حمایت دربار تانگ برای مقابله با اعراب نمود. پیروز توانست برای مدتی در شهر «پی لینگ» حکومتی ایرانی بر پا نماید.

پس از پیروز، پسرش نرسه نیز به تلاشها برای بازپس گیری ایران از اعراب ادامه داد که همه به شکست منجر شد.

شاهزادگان ساسانی پس از تلاش های فراونی که همگی منجر به شکست می شود راهی دورترین سرزمین ها همچون ژاپن می شوند.

از جمله «دارا» فرمانروای تخارستان که پس از فرار از ایران در نهایت ساکن ژاپن شده و در آنجا دختر او یعنی «دارای دخت» به ... دیدن ادامه ›› دنیا می آید.

دختری که نه تنها شاعر بوده بلکه اشرافی عمیق بر جنبه های تفکری نیز داشته است.

گیکیو ایتو Gikyō Itō ایران شناس ژاپنی در مجموعه شعر مان یوشو Man’yōshū که قدیمی ترین مجموعه شعر ژاپنی است به دو قطعه شعر بر خورده که ساختار آنها با سایر اشعار متفاوت بوده و بر گرفته از مضامین و واژه های زرتشتی و اوستایی بوده است

او این دو شعر را منسوب به دارای دخت از شاهزادگان ساسانی می داند که پس از فرار از ایران راهی ژاپن شده اند

ترجمه دو قطعه شعر از دارای دخت
حتی آتش فروزان

پیام اندیشه انگیز نیکان را (مانسرَدَهمَ)

رباید و پنهان کند در انبان

آیا چنین نگویند؟

……….

ابر آبی رنگ

شاید بالاتر رود

همان ابری که

بر فراز کوه شمال

گسترده است

از ستارگان گذر کند،از ماه بگذرد

تا بالاترین آسمان

تا بالاترین آسمان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۴ روز پیش، جمعه ساعت ۲۰:۰۶
داستان های موازی، شاهکار یا فاجعه؟
فیلم سینمایی داستان های موازی آخرین ساخته اصغر فرهادی بینندگان را به دو بخش تقسیم کرده آنهایی که نمی پسندند و آنهایی که دوستش دارند در این قسمت از نقد با زیرشلواری به این سوال جواب می دهیم که چرا هر دو طرف حق دارند! و اصغر آقا چه می خواهد بگوید؟ و آیا توانسته بگوید؟

00:01داستان های موازی، شاهکار یا فاجعه؟
00:53چی میخواد بگه؟
02:27دید زدن خونه همسایه ایده اصلی فیلم
03:54ملت چی گفتن ... دیدن ادامه ›› فحش یا تعریف؟
06:09چرا اصغر آقا+18 بسته
08:05به نظرت فنیش سالمه یا نه؟
10:14چرا فرهادی به همه چیز ور رفته
13:13چطور یه فیلم میتونه خوب باشه ولی فحش بخوره؟
14:13چیزی که یادم رفته بود یادم آمد!

https://www.aparat.com/v/tyd5tia
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۶ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۱۶:۴۳
یه ایده ی خیلی قدیمی هست که نیچه خوب مطرحش کرده "بازگشت جاودان" میگه اگر فکر کنیم زندگیمون و هر اتفاقی، فقط یک بار رخ میده، بار و ارزش واقعیش رو درک نمیکنیم باید جوری زندگی و انتخاب کنیم که اگر تا بی نهایت اون لحظه تکرار بشه بتونیم تحمل کنیم و بپذیریمش. من که تاحد زیادی جبرگرا هستم و اساسا فکر نمیکنم انتخاب های خیلی مهم و تاثیرگذاری باشه که انجام بدیم😉 ولی سر انتخاب های محدودم زیاد به این قضیه فکر کردم🤔
بر اساس این ایده، کوندرا کتاب فوق العاده ی "سبکی تحمل ناپذیر هستی" رو نوشت (با ترجمه به عنوان "بار هستی" واقعا شکوه عنوان از دست رفت). اثار کوندرا رو خیلی دوست دارم این کتاب که شاهکارشه🤩 فیلم با اینکه به کتاب وفاداره ولی بخش مهمی از کتاب که بحث های روانشناسی و فلسفیش هست از دست رفته. کاش برای فیلم راوی میذاشتن. مطمئن نیستم کسی بدون خوندن کتاب فیلم رو ببینه عمق داستان رو متوجه بشه. اما به هرحال بازی دی لوییس و بینوش در کنار هم جذابیت ایجاد میکنه.
پ.ن۱: حافظه ی خوبی برای داستان ها و موضوعات دارم اما در مورد اسم ها به طرز عجیبی افتضاحم. فیلم رو میدیدم هی فکر میکردم چقدر بعضی صحنه ها شبیه آثار برگمانه خودم رو متهم کردم که توهم زدم چون سبک اروپایی ها و آمریکایی ها خیلی فرق میکنه بعد متوجه شدم که فیلمبردار برگمان فیلمبردار این فیلم بوده! قبلش نمیدونستم اینقدر فیلمبردارها مهمن🙈
پ.ن۲: برای ساختن صفحه فیلم تو تیوال عکس قابل انتشاری نبود به سختی چیزی پیدا کردم😐
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۱ شهریور ساعت ۰۴:۴۸
بخوام صرفا به عنوان یه فیلم بهش نگاه کنم خیلی خوبه، ولی با ایده اصلی به شدت مشکل دارم. اصلا نمیفهمم یه زن مهاجرِ رویا زده ی فقیر با مشکل بینایی فقط به خاطر خودخواهی خودش یه بچه مریض رو به دنیا آورده و فاز مادر فداکار رو هم میگیره😐 حتی به قولش با یه دزد پایبند میمونه!
تقریبا شبیه همین ایده رو تازه خیلی منزجر کننده تر تو فیلم "میم مثل مادر" داریم. عقل و شعور یه آدم کجا میره که در حالی که میدونه خودش میمیره یه بچه معلول یتیم رو به دنیا بیاره؟! در مادر بودن به هر بهایی چه فضیلتی هست؟!
وقتی فشار تبلیغات روی هر موضوعی خیلی زیاد باشه، نتیجه این میشه مرز حماقت و فضیلت گم میشه😡
۳۰ شهریور ساعت ۱۹:۵۰
با "داگویل" با سینمای فون تریه آشنا شدم و بعدش دیگه هیچ فیلمی از این کارگردان برام به این حد جذاب نبود🙂 فضای دکوری و تئاتری فیلم اولش باعث شد خیلی جدی نگیرمش بعد دیدم نه اتفاقا خیلی هم جدیه و از اون فیلم هاست میشه کلی راجع بهش حرف زد.
امکان اسپویل: اینکه تو دهکده هیچ دیواری وجود نداره و در واقع مرزی بین خصوصی و عمومی نیست این توجیه رو از آدم ها میگیره که من نمیدونستم!
روابط مردم با گریس به طرز معنا داری تغییر میکنه از بی تفاوتی شروع میشه بعد به کمک کردن میرسه، بعد ازش میخوان لطف هایی بهشون بکنه، بعد باهاش وارد معامله میشن و در نهایت کاملا استثمارش میکنن.
اینجا دو تا موضوع مطرحه اول نقش گریس که با تسلیم و بخشش کار رو به اونجا میرسونه و دوم اینکه صاحب قدرتی که هیچ وقت لازم نباشه پاسخگو باشه و برای سوءاستفاده ش از قدرت هزینه پرداخت کنه خیلی راحت میتونه به سمت فساد و خشونت بره. حالا فرقی نمیکنه اون صاحب قدرت یه باغدار بی سواد باشه یا یه به اصطلاح روشنفکر تحصیل کرده.
سینما و هنر اسکاندیناوی اغلب یه رنگ و بوی نقد فرهنگ آمریکایی رو داره و خیلی ها این فیلم رو در اون راستا میدونن ولی به نظر من موضوع خیلی عمومی تره! یاد پرفورمنس "ریتم صفر" از مارینا آبروموویچ می افتم🤔 یا آزمایش زندان استنفورد! انگار اون هیولا درون همه انسان ها هست🥺
من بعد از دیدن فیلم تمارض عبد آبست رفتم سراغ این فیلم
یکی از دوستانم گفت ایده فیلم از داگویل اومده و عجب فیلم بی‌نظیریه

از فون‌‌تریه رقصنده در تاریکی رو هم دوست دارم
۳۰ شهریور
سپهر
من بعد از دیدن فیلم تمارض عبد آبست رفتم سراغ این فیلم یکی از دوستانم گفت ایده فیلم از داگویل اومده و عجب فیلم بی‌نظیریه از فون‌‌تریه رقصنده در تاریکی رو هم دوست دارم
به ندرت فیلم ایرانی میبینم کنجکاو شدم "تمارض" رو ببینم🙂
کاملا موافقم بعد از داگویل، رقصنده در تاریکی و مالیخولیا هم خیلی خوبن.
۳۰ شهریور
این فیلم که فوق العادست،
اما از این کارگردان عاشق فیلم Melancholia هستم شدیداً👌
۳۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۰ شهریور ساعت ۰۱:۲۹
فیلم خوبیه حتی مدل خاص فیلبرداریش که دوربین روی دست حمل میشه، لرزش داره و فقط از نور عادی استفاده شده (دگما ۹۵) به نظرم جالبه. کلا هم وینتربرگ هم فون تریه کارگردان های خاص دانمارکی هستن.
خطر اسپویل: جالبه که موضوع فیلم جنایتی که زیر سایه قدرت و سرکوب اتفاق افتاده نیست بلکه رسوایی برخورد عجیب اطرافیان نسبت به قربانی و جنایتکار و تلاش برای عادی پیش بردن مراسمه😐 درسته که فیلم ظاهرا در مورد یه رسوایی خانوادگیه ولی الآن که بهش فکر میکنم میشه در مقیاس بزرگتری بهش نگاه کرد🤔 حالا نمیدونم من زیادی حساس شدم یا چی😅
این فیلمو ندیدم و حتما میبینمش.
ممنون برای معرفیتون.
از این سبک فیلمبرداری، Enter the void گاسپار نوئه هم شاهکاریه و جزو فیلمای محبوبمه.
۳۰ شهریور
حامد سعیدفعال
این فیلمو ندیدم و حتما میبینمش. ممنون برای معرفیتون. از این سبک فیلمبرداری، Enter the void گاسپار نوئه هم شاهکاریه و جزو فیلمای محبوبمه.
خواهش میکنم🙂
خیلی فرق میکنه نوع فیلمبرداری با enter the void. جریان مانیفست دگما ۹۵ این بود که فون تریه و وینتربرگ یه جنبش سینمایی رو شروع کردن که میگفتن باید تکنولوژی حذف بشه از سینما و فقط داستان و موقعیت واقعی و بازیگرا بمونن یعنی کاملا شبیه زندگی عادی. با اینکه ایده جالبیه ولی خیلی زیادی رادیکال شد برای همین هم دوام چندانی نیاورد حالا فیلم "جشن" رو ببینید کاملا حس میکنید.
اما تو فیلم برداری enter the void کلی تکنولوژی استفاده شده. البته که من خیلی اون فیلم رو دوست دارم هم فرم فیلمبرداری هم نگاهش به مرگ رو‌. مطمئن نیستم ولی فکرمیکنم به خاطر تابوهایی که رد میکنه یا به خاطر زیادی طولانی بودنش کمتر دیده و بهش پرداخته شده با اینکه خیلی جا داشت.
برم صفحه اون فیلم رو هم بسازم.
۳۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ شهریور ساعت ۰۶:۲۵
تو این ویدئو ، به تحلیل و بررسی داستان، شخصیتها و سکانسهای فیلم  داستان های موازی،  آخرین ساخته اصغر فرهادی، می پردازم .
ابتدا خلاصه کوتاهی از داستان را بدون اسپویل برای کسانی که هنوز فیلم را ندیدند ، میگم و در ادامه ضمن نقد اثر، به مقایسه اون با اپیزود ششم از ده فرمان کریستف کیسلوفسکی فیلمساز لهستانی می پردازم که این فیلم، اقتباسی آزاد از آن اثر هست 👇
https://youtu.be/x3r6OO1tsdo
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۸ شهریور ساعت ۱۳:۴۱
ترجمه بهتر اسم فیلم "دور" هست.
چقدر دوره شهر از روستا
چقدر دورند آدم ها از همدیگه
چقدر دوریم از گذشته و آرزوهامون
چقدر دوریم از خود واقعیمون
فیلم به شدت تلخ و طعنه آمیز و بی رحمه ولی ارزش چندبار دیدن رو داره به نظر من. تکیه اصلی روی دغدغه های "تنهایی" و "پوچی"ه. فکر میکنم برای بار سوم دیدنش تو این شرایط شخصیم یه جور تصمیم مازوخیستی بود🤦🏻‍♀️
خطر ... دیدن ادامه ›› اسپویل:
ادمی که رویای هنرمند واقعی بودن رو داشته حالا یه عکاس تجاریه. خونه که قرار بود پناهگاه باشه حالا شده زندانی با یک عالمه قانون. شهری که قرار بود اجتماع بزرگتری از ادم ها باشه فقط به تنهایی و دوری ادم ها از هم دامن زده.
دوتا صحنه از فیلم رو خیلی دوست دارم، یکی صحنه ای که محمود داره استاکر تارکوفسکی رو میبینه🙂 و یکی هم صحنه ی گرفتن موش بدبخت😔
۲۷ شهریور ساعت ۲۱:۴۹
عربستان
عربستان با هر قطار روزانه زمینی نود هزار بشکه نفت ،بدون نیاز به تنگه هرمز جابه جا میکند. با پنجاه رام قطار روزانه پنج میلیون بشکه نفت جابه جا میشود.

مالک قطار باری سه کیلومتری ، کدام کشور است؟
در عربستان طول قطار سه کیلومتر و دارای ۱۶۰ واگن است که هر واگن آن، باری به وزن ۱۰۰ تن یعنی در مجموع ۱۶۰۰۰، شانزده هزار تن بار را حمل و جابجا می کند.

لینک فیلم قطار

https://www.tinn.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-130/273281-%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9-%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
۲۴ شهریور ساعت ۱۳:۰۳
داستان نویسنده کتاب ناطوردشت هستش. فیلم معمولیه ولی برای من شناخت ذهنیت پشت نوشته های کتاب جالب بود. نویسنده لحن محاوره ای و ساده ای در بیان افکارش داره و کتاب درباره مشغولیت های ذهنی یک نوجوانه و به ظاهر با متنی خیلی ساده ولی در باطن تاریک. ولی بدون اینکه بدونم نویسنده چه چیزهایی رو از سر گذرونده متوجه تاریکی های عمیق ذهنش شدم و دیدن فیلم همه چیز را شفاف کرد.

دیالوگ برتر از نظر من:
If I can truly do this, if I can dedicate my life to writing and
get nothing in return, then I think I can find some happiness
۲۳ شهریور ساعت ۰۹:۲۹
نوجوان پسند هست بیشتر ولی برای بزرگسال هم بد نیست.
۲۲ شهریور ساعت ۰۹:۱۰
جورج کلونی برنده اسکار فیلم سیریانا

در طول فیلم بیننده از مکانی به مکان دیگر کشانیده می‌شود که این سفر از تهران شروع شده و مدام در حال رفت‌وآمد بین واشینگتن، بیروت و کشور عربی می‌باشد.
سیریانا (به انگلیسی: Syriana) فیلمی در ژانر دلهره‌آور سیاسی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی استیون گیگان است. بازیگران اصلی آن شامل جرج کلونی و مت دیمون هستند. جرج کلونی برای ایفای نقش خود در این فیلم برنده جایزهٔ اسکار و گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. موضوع اصلی فیلم حول محور سیاست نفت و تأثیرات جهانی صنعت نفت بر اقتصاد و سیاست می‌باشد

باب بارنز (جرج کلونی) کهنه سربازی آمریکایی، افسر عملیاتی سیا که تلاش می‌کند جریان تجارت غیرقانونی اسلحه در خاورمیانه را بگیرد. او هنگامی که در تهران دو دلال اسلحه ایرانی را می‌کشد متوجه می‌شود یکی از بمبهای ضد تانکی که قرار بود در کشتن دلالان ایرانی بکار رود توسط یک فرد مصری ربوده می‌شود. باب این مورد را به واشینگتن گزارش می‌دهد ولی به صورت غیرمنتظره او را به واشینگتن منتقل کرده و یک کار دفتری به او می‌دهند. او دوباره به صورت غافلگیرانه‌ای ... دیدن ادامه ›› دوباره به خاورمیانه، لبنان، فرستاده می‌شود تا شاهزاده ناصر را به قتل برساند. پیش از مسافرت به لبنان از مأمور سابق سیا در لبنان می‌خواهد تا سوابق کار او با حزب‌الله را پاک کند تا آن‌ها تصور نکنند که باب قصد انجام کاری علیه آن‌ها را دارد. در لبنان باب مسیر امنی از طرف حزب اله دریافت می‌کند و با مزدوری به نام موسوی آشنا می‌شود و قرار می‌شود تا موسوی، باب را در ترور شاهزاده ناصر کمک نماید غافل از اینکه موسوی اکنون برای ایران کار می‌کند. موسوی به جای کمک به باب او را دزدیده و مورد شکنجه قرار می‌دهد. رهبر حزب‌الله بلافاصله از ماجرا باخبر شده و درست هنگامی که موسوی قصد جدا نمودن سر باب را دارد از راه می‌رسد و جلو موسوی را می‌گیرد.

هنگامی که سیا از قصد موسوی برای افشای تلویزیونی قصد باب برای ترور شاهزاده ناصر آگاهی می‌یابد از باب فاصله گرفته و او را به عنوان مأموری سرکش معرفی می‌کند. وایتنینگ با این تصور که باب می‌خواهد دربارهٔ ترور شاهزاده ناصر و با آگاهی از قصد ناصر برای کودتا احساس خطر کرده و ....

منبع اینترنت
نشاط خسروی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۲ شهریور ساعت ۰۹:۵۴
بسیار با مفهوم، خوش ساخت و حال خوب کن.
ارزش دیدن بالایی دارد.
۱۷ شهریور ساعت ۱۴:۱۴
این فیلم رو به عنوان اولین فیلم از یکی از بزرگترین کارگردانان حال حاضر سینمای جهان یعنی "نوری بیلگه جیلان" حدودا دو ماه پیش دیدم.
شاهکاری که کارگردان آن تماما متاثر از "عباس کیارستمی" است و با این فیلم توانست جایزه "Palme d'Or" یا همان نخل طلای جشنواره کَن را از آن خود کند.

بعد از این فیلم به سراغ دو شاهکار دیگر از این کارگردان رفتم به نام های "About Dry Grasses" و "Once Upon a Time in Anatolia" که آنها هم جوایز معتبر زیادی دریافت کرده اند.
اما چرا اینبار تصمیم گرفتم که در مورد یک فیلم آن هم خواب زمستانی بنویسم؟
پاسخ: فاصله گذاری برشتی
موردی که در این اثر رخ میدهد و برگرفته از ایده ی کارگردان بزرگ تئاتر یعنی "برتولت برشت" است و با شناخت این تکنیک و متوجه شدن ... دیدن ادامه ›› آن در حین دیدن یک نمایش، به مراتب درک ما از آن اثر و دانش کارگردان آن بالاتر میرود.
فیلم را ببینید، حتما بخشی از فیلم که این تکنیک در آن استفاده شده را یا متوجه می شوید و یا برایتان گیج کننده است.
امیرمسعود فدائی و مریم اسدی این را خواندند
حامد حسینیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۵ شهریور ساعت ۱۶:۵۲
سلام ، دوستان این فیلم و به تازگی دیدم به جرئت میگم شاهکاره ، از دست ندهید..
۱۵ شهریور ساعت ۱۴:۴۶
فیلم خوبی بود آنهم بدون ستاره ساخته شد.
فیلمنامه و کارگردانی و چهره‌پردازی خوب بود. بازی امیر جدیدی خوب بود.
۰۸ شهریور ساعت ۱۷:۳۲
📝نگارش،تخت خواب برادر کوچک و وزش مستقیم باد پنکه🛏️

درود و مهر 🌱
چکیده و مختصر 🤏
شاید هم مفید ⚡

🎬 نقد فیلم «پرستار خوب»
عنوان: وقتی قاتل، نظام است

The Good Nurse (2022)
کارگردانی: توبیاس لیندهولم
سازنده کمپانی: نتفلیکس

برخی فیلم‌ها ترس را از جیغ ... دیدن ادامه ›› و فریاد می‌سازند و برخی از سکوت. «پرستار خوب» از جنس دوم است؛ درام جنایی مبتنی بر داستان واقعی چارلز کالن ، پرستاری که طی شانزده سال در نه بیمارستان مختلف مظنون به قتل صدها بیمار بود—که به‌جای هیجان‌زده کردن، به‌آرامی خون را در رگ تماشاگر سرد می‌کند.

💔 دوئل دو چهره؛ شاهکار بازیگری

قلب تپنده فیلم، مواجهه دو بازیگر بزرگ است. جسیکا چستین در نقش ایمی لافرن، پرستاری فرتوت از کار شبانه‌روزی که قلبش—هم به‌معنای واقعی و هم استعاری—در حال شکستن است، بازی‌ای برخاسته از خاک و خون ارائه می‌دهد؛ زنی که همه انرژی‌اش را به بیمارانش می‌دهد و چیزی برای خودش باقی نگذاشته. ادی ردمین اما خلاف انتظار چهره‌های محبوبش، در نقش چارلی کالن پرده‌ای از آرامش خزنده می‌کشد؛ مهره‌ای که با لحن مهربان و لبخند صمیمی، خطرناک‌ترین آدم اتاق است. همین تقابل «رحمت بی‌منطق»با «شر بی‌صدا» است که فیلم را از یک پرونده جنایی به یک تراژدی انسانی ارتقا می‌دهد.

🏥 قاتل اصلی، پرستار نیست؛ نظام است

اینجا راز نبوغ فیلمنامه نهفته است: چارلی کالن تنها سم روی میز است؛ زهر اصلی، خود نظام سلامت است. نه بیمارستان طی سال‌ها به رفتارهای مشکوک او پی برده بودند، اما هیچ‌کدام او را به پلیس معرفی نکردند؛ او را بی‌سروصدا اخراج کردند و با یک توصیه‌نامه معمولی، «سم» را به بیمارستان بعدی فرستادند. چرا؟ چون گزارش رسمی یعنی دعوی قضایی، رسوایی و ضرر مالی. مدیر و رئیس بیمارستان از پلیس در حال تحقیق، خون انسانی را پشت اصل «امنیت مجموعه» قربانی می‌کند.

لیندهولم با ظرافت نشان می‌دهد که در این نظام، حتی مراقبان نیز قربانی‌اند: ایمی برای اینکه به بیمه درمانی عمل قلبش برسد، باید دست‌کم چهار ماه دیگر دوام بیاورد—یعنی با بدنی در حال فروپاشی کنار قاتلی که نمی‌داند کنارش است. تصویری از ستم خاموش نهاد و نظام سلامت انسان‌زدایی‌شده نمایان می‌کند... ‌‌

⚖️ وجدان منفرد در برابر بی‌تفاوتی سازمانی

نکته جذاب فیلم برای من این بود:
این قهرمان داستان یک کارآگاه تنومند نیست، یک زن خسته و بیمار است که رفاقت را به جرم تبدیل می‌کند. لحظه‌ای که ایمی میان وفاداری به دوستش و حق بیماران گمنام گیر می‌افتد، فیلم به پرسشی اخلاقی می‌رسد که پاسخ ساده‌ای ندارد: اگر خاموشی ما به نظام گناهکار وفادارتر از صدای ماست، مقصر کیست؟

🌫 آنچه کم دارد و آنچه زیاد دارد این فیلم :
منتقدان نیز بر این نکته اتفاق‌نظر دارند:
ریتم فیلم در بخش‌های رویه‌ای گاهی افت می‌کند و برخی دیالوگ‌ها گرفتار ایستایی‌اند؛ امتیاز ۷۴٪ منتقدان و ۷۶٪ تماشاگران در راتن تومیتوز نیز گواه همین توازن است. ((کمک گرفته شده از هوش مصنوعی))

اما این خویشتن‌داری عامدانه—پرهیز از اغراق تابلوویی و خشونت نمایشی—همان انتخابی است که فیلم را در یادها ماندگار می‌کند. ترس واقعی اینجا نه در صحنه‌های تاریک، که در گزارش‌های اداری و جلسات حقوقی جریان دارد.

✨ حکم نهایی

«پرستار خوب» صرفا روایت یک قاتل زنجیره‌ای نیست؛ آینه‌ای است رو به هر نظامی که ترجیح می‌دهد قاتل بعدی را جابه‌جا کند اما رسوایی امروز را نپذیرد. فیلمی درباره تنهایی وجدان، قیمت سکوت و این حقیقت تلخ که گاهی کشنده‌ترین آدم اتاق، همان است که بیش از همه مراقب تو می‌نماید.

**امتیاز: ۴ از ۵ ** ⭐

پیشنهاد می‌کنم پیش از تماشا، در جریان جزئیات داستان واقعی قرار نگیرید؛ دلبستگی‌ای که فیلم میان شما و ایمی می‌سازد، تازه آنگاه داغ‌تر می‌شود که بدانید همه این‌ها واقعا رخ داده است. 🍿
و نکته آخر موسیقی متن این فیلم در لحظات اوج درام حیرت آور است که به شدت میتوان گفت شما در دنیای فیلم با خود غرق میکند......
سپاس از توجه شما 🌹


میلاد فراهانی و امیر مسعود این را خواندند
بالتازار این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۶ شهریور ساعت ۰۳:۰۲
فهمیدم که میتونم فیلم های مورد علاقه م رو که جاشون تو تیوال خالیه اضافه کنم😃 جدا نمیشه از سینما حرف زد و اسم لینچ نیاد🥰
"من دوست دارم چیزها را به روش خودم به یاد بیاورم، نه الزاماً همان‌طور که اتفاق افتاده‌اند." همین جمله کلید فیلمه.
موضوع اینه که هیچ انسانی "واقعیت" رو نمیدونه! ما با حواس محدود داده های ناقصی به مغز میدیم. مغز با توجه به تجربه های قبلی و احساسات و هورمون ها جاهای خالی رو پر میکنه بعد تازه هر بار که خاطره ای رو به یاد میاریم در واقع اون خاطره رو بازسازی و بر اساس وضعیت جدید مغز تحریف میکنیم!
مولانا خیلی تو اشعارش به این موضوع پرداخته:
"این قفس چون چاه و جان چون یوسف است
عقل را هر لحظه در صد مذهب ... دیدن ادامه ›› است"
یا
"عقل جزوی همچو برق است و درخش
در درخشی کی توان شد سوی وخش"
حالا اینکه دونستن اون "حقیقت نهایی و واقعی" چه اهمیتی داره و چه تاثیری میتونه روی کیفیت زندگی انسان بذاره بحث جدایی هست.
پ.ن: دروغ نگم وقتی فیلم رو دیدم یاد مولانا نیفتادم الآن قبل از نوشتن نظرم رفتم بلیت "اونامه" رو بگیرم (که البته منصرف شدم😉) اون باعث شد یاد مولانا بیفتم.
اگر سریال Twin peaks لینچ رو ندیدید پیشنهادش می‌کنم
۰۶ شهریور
حامد سعیدفعال
دیگه برای اون دوره کار خوبی بوده، توی این ژانر مخصوصاً. موسیقیشم که محشره. موسیقی بیشتر فیلمای لینچ از همین آهنگسازه. لینچ یه فیلم هم داره که جنس داستان و فضاش متفاوته با این دو سه تا فیلم ...
ممنونم اقای فعال فیلم the straight story رو دیدم🙏 اگر نمیدونستم اصلا حدس نمیزدم لینچ ساخته باشدش!!! بیس داستان هم واقعیه😮 نصفه شبی قلبم اکلیلی شد🥺🥰
۵ روز پیش، پنجشنبه
مهزاد
ممنونم اقای فعال فیلم the straight story رو دیدم🙏 اگر نمیدونستم اصلا حدس نمیزدم لینچ ساخته باشدش!!! بیس داستان هم واقعیه😮 نصفه شبی قلبم اکلیلی شد🥺🥰
ممنون از شما که باعث میشین فرصتی برای صحبت درباره فیلمها به وجود بیاد🌺
سلامت باشین.
۵ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۳ شهریور ساعت ۲۲:۱۴
یک ساعت اول فیلم با تدوین به یک ربع تبدیل می‌شد.
در حد فیلم تلویزیونی بود.

این همه جفنگ چطور به ذهن نویسنده رسید!
نویسنده محمدرضا اصلانی

پگاه سیب خورد از بهشت رانده شد.
برای هر تجربه باید تاوان داد بار جهان