داستان دربارهٔ نوازندهٔ ویولنسلی است که پس از فروپاشی ارکسترش، به زادگاهش بازمیگردد و بهطور اتفاقی شغلی پیدا میکند که با آمادهسازی پیکر مردگان برای مراسم خاکسپاری سروکار دارد.
او ابتدا از ماهیت شغل جدیدش خجالت میکشد و با قضاوت اطرافیان روبهرو میشود؛ اما بهتدریج از طریق مواجهه با مرگ و خانوادههای سوگوار، نگاهش به زندگی، روابط انسانی و معنای وداع تغییر میکند.
جایزه: اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان در سال ۲۰۰۹