در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | رِزا درباره نمایش بی‌هوده: نمایش درباره دروغ‌های کوچک و بزرگ، پنهان‌کاری‌های بی‌حاصل و تأثیر آنها
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 00:49:40
نمایش درباره دروغ‌های کوچک و بزرگ، پنهان‌کاری‌های بی‌حاصل و تأثیر آنها بر زندگی انسان‌ها.
متن نمایش سرشار از تعلیق بود؛ تعلیق‌هایی که بارها نفس را در سینه حبس می‌کرد و در کنار پیچش‌های منطقی داستان، کشش روایت را تا پایان حفظ می‌کرد. خوشبختانه اثر هیچگاه به دام تکرار و کسالت نمی‌افتاد و مخاطب را پیوسته با خود همراه نگه می‌داشت. قلم‌تون ابدی آقای رضوانی
چقدر شیفته بازی محمد شاکری شدم. باور اینکه بازیگری با این سن و سال که به تازگی بیست سالش تمام شده؛ چنین تسلطی بر نقش داشته باشد، چندان ساده نیست. حضوری کنترل شده در خدمت اثر.
ایده استفاده از تصاویر از پیش ضبط شده در قالب آنچه در نگاه اول شبیه به نمایش زنده حیاط خانه به نظر می‌رسید، برای من جذاب و خلاقانه بود.
آرزوی موفقیت برای تمامی هنرمندان این نمایش.

پ.ن: در پایان اجرا، استاد یحیوی از مخاطبان خواستند که اجازه ندهیم نمایش با پایین آمدن پرده به پایان برسد؛ درباره‌اش گفتگو کنیم، برایش بنویسیم ... دیدن ادامه ›› و آن را به دیگران معرفی کنیم. این خواسته کاملاً به جا و قابل احترام است و به سهم خودم چنین خواهم کرد زیرا معتقدم این نمایش ارزش دیده شدن را دارد. اما در کنار همه نقاط قوت نمایش، اتفاقاتی که در اجرای روز سه‌شنبه مورخ 1405/03/26 رخ داد نیز نباید نادیده گرفته شود. جناب یحیوی عزیز شما فرمودید که خوشحالید این اثر را برای "آدم‌حسابی‌ها و اهل فرهنگ" اجرا کرده‌اید. همچنین اشاره کردید که در این روزگار سخت، بسیاری از افراد، تئاتر را به عنوان منطقه امن خود انتخاب می‌کنند؛ جایی برای فاصله گرفتن از هیاهوی بیرون. متأسفانه دیشب حضور برخی تماشاگران ناآشنا با آداب تماشای تئاتر، بارها تمرکز سالن را بر هم زد. مسئله‌ای که بیش از هر چیز، ضرورت توجه جدی‌تر به فرهنگ تماشا و همچنین دقت بیشتر در مدیریت سالن را یادآوری می‌کند. به عنوان مثال عرض می‌کنم که پیش از آغاز اجرا، خانواده‌ای 4 نفره که بلیط سفارشی دریافت کرده بودند (خواستید اسم بزرگواری که بلیط‌ها رو تحویل این خانواده داد را هم می‌گویم)، در تلاش برای ورود به سالن با چیپس و پفک بودند! اتفاقی که به خودی خود عجیب بود. اما مشکل اصلی زمانی آغاز شد که یکی از فرزندان آن خانواده در طول نمایش بارها و بارها با بازیگران وارد دیالوگ می‌شد، به اتفاقات صحنه واکنش‌های بلند و پی‌در‌پی نشان می‌داد و عملاً به عضوی ناخواسته از اجرا تبدیل شده بود. طبیعتاً نمی‌توان از یک کودک انتظار داشت قواعد تماشای تئاتر را بداند. از پدر و مادری که به دنبال آوردن چیپس و پفک به داخل سالن هست هم انتظار چنین درکی واقعاً انتظاری بیهوده است. بنابراین مسئولیت متوجه مدیریت سالن و عوامل اجرایی است که بلیط را به هر دلیلی به آن خانواده هدیه داده است. لابد از منظر مدیریت و عوامل، صلاحیت این 4 نفر تأیید شده بود. تلخ‌تر آنکه پس از پایان اجرا این مسئله به درگیری‌های لفظی میان برخی تماشاگران و عوامل ایجاد کنندهِ این وضعیت کشیده شد. اتفاقی که اگر مدیریت سال در همان ابتدا برخورد مناسبی انجام می‌داد، اساساً نیازی به وقوع آن نبود.
به همین دلایلی که عرض کردم اگر قرار است گفتگو درباره نمایش ادامه پیدا کند، بد نیست درباره فرهنگ تماشای تئاتر نیز گفتگو کنیم. از همین رو خواهش من این است که این موضوع به گوش مدیریت محترم تئاتر شهر نیز برسد. شاید یک تذکر ساده، یک نظارت دقیق‌تر یا بازنگری در نحوه تخصیص بلیط‌های مهمان بتواند از تکرار اتفاقاتِ مشابه جلوگیری کند. احترامِ دو‌طرفه قشنگ‌تر است. همان‌طور که مخاطب برای تئاتر احترام قائل می‌شود، تئاتر نیز باید برای مخاطبی که با عشق و اشتیاق به سالن آمده، احترام قائل باشد.
درود و احترام فراوان.
کاملا به جا گفتید و کاش فقط به همین موضوع ختم میشد . تعجب بیشتر از بزرگوارانی بود که وسط اجرا تلفن همراهشون زنگ می خورد و بلند با گوشی صحبت می کردند یا وسط اجرا بلند بلند تحلیل می کردند و حرف میزدند. بارها زنگ رسیدن پیامک گوشیشون بلند میشد و بازهم صدای گوشیشون رو قطع نمی کردند و این باعث میشد تمرکز و توجه از اجرا برداشته بشه .
۲ روز پیش، چهارشنبه
sahar dolatdoost
کاملا به جا گفتید و کاش فقط به همین موضوع ختم میشد . تعجب بیشتر از بزرگوارانی بود که وسط اجرا تلفن همراهشون زنگ می خورد و بلند با گوشی صحبت می کردند یا وسط اجرا بلند بلند تحلیل می کردند و حرف ...
ممنون از وقتی که گذاشتید و دیدگاهتان را مطرح کردید.
نظر شما را کاملاً تایید می‌کنم. اتفاقاً نکته جالب اینجاست که بنده در ردیف اول سالن حضور داشتم (مهمان شخصی خودم بودم و نه فرد یا گروه دیگری) و به همین دلیل بخشی از مشکلاتی که مخاطبان ردیف‌های بالاتر با آن مواجه بودند، روی تجربه شخصی من تاثیر مستقیم نمی‌گذاشت اما در طول اجرا به وضوح متوجه ناراحتی و به‌هم‌ریختگی تمرکز عزیزان می‌شدم و احساس کردم بد نیست از زاویه نگاه آن‌ها نیز موضوع بررسی شود.
به هر حال امیدوارم شرایط بهتر شود و شاهد توجه بیشتری به فرهنگ تماشای تئاتر باشیم. آرزو کردن که هزینه‌ای ندارد؛ فقط گاهی برآورده نشدن آرزو‌هاست که آدم را کمی آزرده می‌کند :)
۲ روز پیش، چهارشنبه
سیدمهدی
متاسفم برای تجربه ناراحت‌کننده‌‌ای که داشتید. بعد از تجربه جلسات متعددی که در طی سالیان متمادی با گروههای نمایشی مختلف، رؤسای سالنهای نمایش خصوصی و دولتی داشتیم، بنده به این نتیجه رسیدم که داشتن ...
ممنونم از بیان نظرتان
صحبت‌های شما بسیار درست است و متاسفانه این مسائل محدود به یک سالن یا نمایش خاص هم نیست و سال‌هاست که بسیاری از مخاطبان تئاتر با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. فقط برای رفع سوء تفاهم عرض کنم که موضوع تنقلات در عمل رخ نداد و مسئولان امر از ورود خوراکی جلوگیری کردند. اشاره بنده به آن ماجرا صرفاً برای نشان دادن نوع رویکرد آن خانواده بود وگرنه اگر قرار بود خوراکی هم وارد سالن شود که دیگر واقعاً "وامصیبتا" بود!
اصل گلایه بنده بیشتر به رفتار‌هایی بر‌می‌گشت که در طول اجرا تمرکز بخش قابل توجهی از تماشاگران را به هم زد و بی‌شک این اتفاق به دفعات برای همه ما رخ داده است و آخرین بار نیز نخواهد بود و دیشب به حدی این موضوع من را عصبانی کرد که اگر مطلبی در موردش نمی‌نوشتم، اذیت می‌شدم. اینقدر اصول غلط داریم که دیگر اصلاحات جوابگو نیست و راه‌حل فقط یک سیل است. حال هزاران بار این مشکل بیان شود اما کو گوش شنوا!
به هر روی از ... دیدن ادامه ›› اینکه دغدغه‌مندانه نظرتان را مطرح نمودید، سپاسگزارم و امیدوارم روزی رعایت حداقل آداب تماشای تئاتر آن‌قدر بدیهی شود که دیگر نیازی به چنین گفتگو‌هایی نباشد.
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید