در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال عمومی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 06:29:26
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تئاتر:
عتیقه فروشی فرزاد
آرایشگر
کمدی پیرمرد
مرد فقیر تنها
قدیما
نه!؟
استند آپ کمدی عید نوروزی
سلطان مار
علاالدین و غول چراغ جادو


نمایش نامه خوانی:
جزیره گنج
خونه
و مجموعه آثار علی حاتمی و مجموعه ... دیدن ادامه ›› آثارنوئل دانفلد

دوبله:
طوطی و بازرگان
گربه سگ
باب اسفنجی
پاندای کونگ فو کار۴
بدگایز۲
زوتوپیا۲
پشت صحنه:
کمک کارگردان فیلم مثل یک معجزه
چاپ و وصل پوستر نمایش خونه مادربزرگه
دکور نمایش عتیقه فروش
و نقالی های آموزشگاه سروش
عکاسی:
نمایش کلاه فروشی
نمایش دو خواهر عشق
عروسک ها
جعبه خاطره و بعضی از نمایش های بزرگسال هفت
کمک فیلمبردار:
کمک فیلم بردار نمایش خونه مادربزرگه و نمایش جزیره گنج

تدارکات:
تئاتر عتیقه فروشی
مونولوگ کمدی پیرمرد
تئاتر نه؟!
خونه مادربزرگه
مدیر تدارکات فیلم کوتاه مثل یک معجزه
کمدیه شیطان
پوستر:
چاپ پوستر نمایش عتیقه فروشی فرزاد
طراحی پوستر فیلم کوتاه مثل یک معجزه
نسب پوستر نمایش خونه مادربزرگه
نسب پوستر نمایش های بزرگسال
نسب و چاپ پوستر جزیره گنج

حضور:
حضور در تست بازیگری موزیک رضا صادقی
حضور در پشت صحنه فیلم مثل یک معجزه
حضور در آموزشگاه هفت
حضور در چشنواره های سروش
حضور در استودیو هنر۶۶
حضور در پشت صحنه خونه مادربزرگه
حضور در نمایش معرکه در معرکه
من یک سربازم. سربازی عاشق وطن. { هملت}
چقدرررر درخشاااان بودی در نمایش ادم ها مکان ها چیزها.

حتی وقت تشویق تماشاگران نوع مواجهه و هیجان و احساساتت درخور توجه و جذاب بود
اشکان شاپوری جایزه پاریس را برای «قصه‌ی پری» به کودکان میناب تقدیم کرد

اشکان شاپوری، نویسنده و کارگردان سینما، بار دیگر در عرصه جشنواره‌های بین‌المللی درخشید و جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم پاریس را برای فیلمنامه فیلم سینمایی «قصه‌ی پری» از آن خود کرد؛ اشکان شاپوری به پاس مقاومت ساکنین میناب این جایزه بین المللی را به شهدای مظلوم مدرسه میناب که در جنگ رمضان به شهادت رسیدند تقدیم کرد.
این کارگردان پرآوازه ایرانی در اقدامی مؤمنانه، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره تمامی شهدای مدرسه شجره طیبه میناب، تأکید کرد: این جایزه قطره‌ای ناچیز در برابر ایثار و فداکاری شهدایی است که امنیت و عزت امروز ایران اسلامی مدیون خون پاک آنهاست و کودکان معصوم مدرسه میناب، نوک پیکان این فداکاری و ایثار هستند.
هیئت داوران جشنواره فیلم پاریس، «قصه‌ی پری» را اثری قدرتمند، عاطفی و متفاوت توصیف کرده و این فیلمنامه را «یک حماسه ی عاشقانه» دانستند؛ روایتی که به باور آنان، از عاشقانه‌ترین آثار سینمایی یک دهه اخیر به شمار می‌رود.
این موفقیت، تازه‌ترین دستاورد اشکان شاپوری در کارنامه حضور بین‌المللی آثارش محسوب می‌شود. او پیش از این نیز موفق به دریافت جایزه بهترین ... دیدن ادامه ›› کارگردانی از جشنواره میلان، جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره گلدن و جایزه بهترین فیلمنامه از جشنواره آتن شده است.
اشکان شاپوری تاکنون برای فیلم «قصه‌ی پری» بیش از ده جایزه بین‌المللی به دست آورده و این اثر را به یکی از موفق‌ترین تجربه‌های کارنامه سینمایی خود در عرصه جشنواره‌های جهانی تبدیل کرده است.
او این روزها نیز به عنوان داور بخش اصلی جشنواره بین‌المللی عشق حضور دارد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نشست خبری اعلام برنامه های روز گرامیداشت سینما در خانه سینما
نشست خبری اعلام برنامه های خانه سینما به مناسبت روز گرامیداشت سینما برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی خانه سینما ، همزمان با ۲۱ شهریور روز سینما نشست خبری اعلام برنامه های بزرگداشت این روز در خانه سینما برگزار می شود .
در این نشست که از ساعت ۱۰ صبح روز شنبه ۲۱ شهریور در سالن سیف الله داد خانه سینما آغاز خواهد شد ، مدیر عامل و هیات رئیسه خانه سینما جزییات برنامه های بزرگداشت روز سینما را به اطلاع اهالی رسانه و علاقمندان می رساند.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این خون آشام دنبال ساخت یه اقتباس تصویری از دنیای داستانیشه. اگه تو زمینه های تئاتر، فیلم یا سریال کار می کنین و دوست دارین با همدیگه همکاری کنیم، بهم ایمیل بزنین:
sadaf.alinia7777@gmail.com
بالتازار این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشنامه خانی خواستگاری آسان تا صف صرافی
تئاتر احتکار تا قتل
فیلم کوتاه جشنواره
صبا کیانی این را خواند
علی محمدزاده و Amir این را دوست دارند
Nova
شما از الان دارید با اکانت فیک خودتون رو پروموت می‌کنید وای بحال اجراهای آیندتون
درود بر شما
قضاوت کردن، همیشه آسان‌تر از خلق کردن است.
ما ترجیح می‌دهیم انرژی‌مان را صرف خودِ اثر، صحنه و مخاطب کنیم، نه جدل در حاشیه.
اگر اجرا حرفی برای گفتن داشته باشد، خودش پاسخ همه‌ی قضاوت‌ها را خواهد داد؛ اگر هم نداشته باشد، هیچ اکانتی نمی‌تواند نجاتش دهد.
اما یک چیز را مطمئنم؛ تئاتر را باید روی صحنه نقد کرد، نه با حدس و اتهام در کامنت.
۶ ساعت پیش
ویگن اوانسیان
نمایشنامه خوانی* چه خوب از عملکرد خودتون راضی هستید.
نمایشنامه‌خوانی هم بخشی از زیست تئاتر است؛
و رضایت از مسیر، با توهمِ بی‌نقص بودن تفاوت دارد.
ما از آنچه خلق کرده‌ایم راضی‌ایم، اما همچنان خودمان را در مسیر یادگیری و تجربه می‌دانیم.
تئاتر برای ما میدانِ اثبات خود نیست؛ میدانِ جست‌وجوست.
قضاوت نهایی را هم، نه ما و نه شما؛ زمان و صحنه خواهند کرد.
۶ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بد ذات اگرچه گاه خوش رفتار است
از پشت نقاب در پی آزار است
صد بار اگر پوست بیاندازد مار
در باطن خود هنوز هم یک مار است
حامد سعیدفعال و امیرمسعود فدائی این را خواندند
پریسا و رِزا این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای بار دوم اجراتون رو (در نمایش من او ان ) دیدم خانم شمیم عزیز
بی نظرید و روی صحنه مثل جواهر میدرخشید
احسند به این استعداد و بازی زیبا 👏👏
شمیم معین این را دوست دارد
خیلی ممنونم از محبت و لطفتون🙏🏻💐
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای ایرانی بودن از سه‌شنبه ساعت ۱۸:۳۰
شادی ناجی، امیرمسعود فدائی و مریم اسدی این را خواندند
ویگن اوانسیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیوید آر. هاوکینز

چطور میشود ذهن را ساکت کرد؟ ذهن برای اینکه بتواند زنده بماند همیشه باید به آینده فکر کند و یا از گذشته حسرت بخورد. ذهن از همه چیز تغذیه میکند از فکر کردن، پشیمانی، ترس و خیال.

اگر اینها از او سلب شود احساس میکند از بین میرود چون بیکار میشود و میترسد دیگر وجود نداشته باشد. برای همین مدام خودش را مشغول میکند و پیوسته برای آینده مشکل میسازد و برای گذشته، غم و پشیمانی بوجود می آورد درحالیکه نه گذشته واقعیت و نه آینده.

و ما با گوش دادن به این فکرها از زندگی واقعی دور میشویم. تنها راه ساکت شدن ذهن اینست که میل به فکر کردن را رها کنید یعنی به خودت بگویی ... دیدن ادامه ›› نمیخواهم الان چیزی تحلیل کنم فقط میخواهم باشم و ذهن میترساندت و میگوید: اگر فکر نکنی چطور زنده میمانی؟ اما حقیقت اینست که لازم نیست همه چیز را کنترل کنید فقط باید رها کنید و به خدا اعتماد کنید یا زنده میمانید یا نه و این مسئله ی خداست نه شما.
صبا کیانی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم کوتاه مُما

کارگردان :امیر حسین قدیری
تهیه کننده :محمد جواد اشتری

بازیگران :صحرا اسداللهی،منصوره ایلخانی،نیکان مولاپور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سریال خانگی مهمونی فصل ۱

کارگردان :ایرج طهماسب
تهیه کننده:حسن خدادادی

بازیگر کودک :نیکان مولاپور

قسمت ۲۹ آیتم عاشقانه ها
بهنام ترابی این را خواند
صبا صالحیان و ویگن اوانسیان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از زیباترین دعاهایی که شنیدم این بود:

«وَ لاتُعَنِّنی بِطَلَبِ مالَمْ تُقَدِّرْ لی فیهِ رِزْقاً.»‌
در جستجوی آن‌چه برایم مقدر نکرده‌ای، خسته‌ام مکن.
از بحران واژه تا جست‌وجوی زبان تازه در تئاتر/ گفت و گو با حامد رحیمی‌نصر

نگاهی به جهان فکری نویسنده و کارگردانی که هنر را کاتالیزور اندیشیدن می‌داند؛ از شیزوفرنی و نقد ساختار تئاتر ایران تا بهرام‌نامه که با زبان، حرکت و تکنولوژی در حال شکل‌گیری است. تئاتر برای حامد رحیمی‌نصر از صحنه آغاز نمی‌شود؛ از پرسش آغاز می‌شود. او خود را پیش از آنکه نویسنده بداند، پژوهشگر و جست‌وجوگری می‌داند که مسیرش از هنر به علوم انسانی و جامعه‌شناسی رسیده و دوباره از دل این تجربه‌ها به صحنه بازگشته است.
در جهان فکری حامد رحیمی‌نصر، اثر هنری قرار نیست صرفاً بازتاب یک جغرافیای مشخص یا تکرار یک الگوی آشنا باشد؛ باید بتواند از مرزها عبور کند و به تجربه‌ای انسانی برسد که برای مخاطبی در هر نقطه‌ای از جهان قابل ترجمان باشد. از همین منظر، شیزوفرنی تنها یکی از ایستگاه‌های این مسیر است؛ نمایشی که میان مولفه‌های علمی، ذهنیت پیچیده، موسیقی و طنز حرکت می‌کند، اما خود کارگردان اکنون بیش از آنکه در گذشته این اثر متوقف بماند، به تجربه‌های تازه‌ای چون دفعه صفر و بهرام‌نامه چشم دوخته است؛ آثاری که در آنها زبان، بدن، آرشیو و تکنولوژی قرار است امکان‌های دیگری برای مواجهه با تئاتر ایجاد کنند.
با این حال، گفت‌وگو با رحیمی‌نصر تنها به کارنامه و آثارش محدود نمی‌ماند؛ او از بحران واژه، غلبه رابطه بر ضابطه، فقدان معیارهای روشن برای سنجش صلاحیت حرفه‌ای و وضعیت نقد در تئاتر ایران نیز سخن می‌گوید؛ مسائلی که از نگاه او نه مشکلاتی منفرد، بلکه نشانه‌هایی از بحرانی گسترده‌تر در ساختار اجتماعی ... دیدن ادامه ›› هستند. این گزارش روایتی است از همین مسیر؛ از ذهنیتی که می‌خواهد تجربه و پژوهش را به اثر تبدیل کند تا هنرمندی که جریان‌سازی را هدف خود نمی‌داند، اما خود را بخشی از جریان فرعی هنر می‌بیند؛ جریانی که شاید در بهرام‌نامه یکی از فصل‌های تازه خود را روی صحنه تجربه کند.

از پژوهش تا صحنه؛ هنرمندی که خود را جزیی از یک جریان فرعی می‌داند

برای حامد رحیمی‌نصر، تئاتر ظاهراً از صحنه آغاز نمی‌شود؛ پیش از آنکه اثری شکل بگیرد، پرسشی در ذهن او شکل گرفته و پیش از آنکه نویسنده باشد، خود را پژوهشگر و جست‌وجوگری می‌داند که تلاش کرده میان دانش، تجربه زیسته، علوم انسانی و هنر، مسیری شخصی پیدا کند. او در گفت‌وگویی که درباره مسیر کاری و فکری خود داشت، پیش از آنکه از شیزوفرنی سخن بگوید، ترجیح داد جایگاه خودش را از منظر مسیری که طی کرده توضیح دهد؛ مسیری که از تحصیل در دانشگاه هنر آغاز شده و به حوزه علوم انسانی و جامعه‌شناسی رسیده است و در نگاه او، همین امتداد میان حوزه‌های مختلف، به‌تدریج ساختار ذهنی آثارش را شکل داده است.
رحیمی‌نصر خود را بیش از آنکه صرفاً نویسنده‌ای برای تولید متن بداند، سرچر و ریسرچر معرفی می‌کند؛ تعریفی که اگرچه در گفتار او رنگ و بوی شخصی دارد، اما برای فهم مجموعه آثاری که از آن‌ها نام می‌برد، اهمیت پیدا می‌کند. از نگاه او، قرار گرفتن هنر در کنار علوم انسانی و جامعه‌شناسی، صرفاً یک ترکیب دانشگاهی نیست، بلکه نوعی ضرورت برای شکل‌گیری اثر است؛ ضرورتی که باعث شده دغدغه‌های انسانی، ساختارهای اجتماعی و تجربه زیسته، پیش از آنکه به یک اثر هنری تبدیل شوند، در ذهن او مورد جست‌وجو و بازخوانی قرار بگیرند.
او می‌گوید همین رفت‌وآمد دائمی میان ذهنیت و عینیت، به‌تدریج دو مسیر عمده را در شیوه کارش پررنگ کرده است؛ ابزورد و گروتسک. دو رویکردی که برای او صرفاً انتخاب‌هایی فرمی نیستند، بلکه بخشی از زبان شخصی او برای مواجهه با جهانی هستند که به گفته خودش، نمی‌توان آن را تنها با یک منطق مستقیم و واقع‌گرایانه توضیح داد. در این میان، اورجینال‌نویسی نیز یکی از مؤلفه‌هایی است که رحیمی‌نصر بر آن تأکید دارد؛ اینکه اثر نه از مسیر تکرار الگوهای آشنا، بلکه از یک دستگاه فکری مستقل و تجربه شخصی نویسنده شکل بگیرد.
اما شاید مهم‌تر از این تعاریف، مفهومی باشد که او برای توضیح نسبت خود با درام به کار می‌برد: فرامرزی بودن. رحیمی‌نصر معتقد است موضوعی که قرار است به صحنه راه پیدا کند، نباید در محدوده جغرافیایی خاصی متوقف بماند. از همین منظر، او آثاری همچون اوردوز، آلزایمر، بیگانه‌خواران، VAR، ژن زامبی و شیزوفرنی را تجربه‌هایی می‌داند که قابلیت ترجمان برای انسان‌های خارج از مرزهای جغرافیایی ایران را نیز دارند. این ادعا البته به معنای کنار گذاشتن زمینه اجتماعی و فرهنگی نیست؛ مساله برای او پیدا کردن آن بخش از تجربه انسانی است که بتواند از یک جغرافیای مشخص عبور کند و در موقعیتی دیگر نیز قابل فهم باشد.

نسخه کامل این مطلب در رسانه منتشرکننده در دسترس است. برای مطالعه ادامه، از لینک زیر استفاده کنید:

https://irna.ir/xjY9HG
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جناب نیازی عزیز درود بر شما
حتما به دیدن نمایش POV جهت دیدن هنرنمایی شما می آیم.
امیدوارم در آینده نزدیک نمایش سوءتفاهم که هنوز بازی درخشان شما در خاطرم مانده، مجدد بر روی صحنه برود.
با عرض احترام
امیرمسعود فدائی و سینا دهقان این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام و احترام خدمت شما جناب کشفی اصل
در این لحظه در حال خواندن یکی از آثار کامو بودم و یاد نمایش درجه یک شما افتادم.
امیدوارم مجدد این نمایش رو بر صحنه ببرید که لازم است چندین بار خدمت برسم و با دقت ببینم.
با احترام فراوان
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
البوم عکس های نمایشنامه خوانی ملخ🦗
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سمفونی کمک۱۴۰۲
امیرمسعود فدائی و فائزه این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای محمد شعبان‌پور
یک ساعت روی صحنه، تنها، با یک نقش که باید همزمان بخنداند، بترساند، و قلب آدم را بشکند—این کاری نیست که هر بازیگری از پسش بربیاید. شمل توانستید در «مون‌واک» نشان بدهید که چه فاصله‌ی بزرگی هست بین کسی که بلد است بخنداند و کسی که بلد است با خنده، درد را قاچاقی وارد دل تماشاگر کند.
مونولوگ تک‌نفره، از آن فرم‌های بی‌رحم تئاتر است: جایی برای پناه‌گرفتن پشت بازیگر دیگر نیست، هیچ مکثی قابل جبران‌کردن با نگاه هم‌بازی نیست. تمام بار روایت، تمام تغییرات لحن، تمام گذار از یک کودکِ ترسیده به یک مرد در آستانه‌ی انفجار، باید فقط با صدا، بدن، و نگاه یک نفر منتقل شود. شعبان‌پور این بار را نه‌تنها به‌دوش کشید، بلکه طوری حملش کرد که تماشاگر یک لحظه هم اجازه نداد نفسش را جمع کند.
آنچه بازی‌شما را خاص می‌کرد، دقیقاً همان مهارتی بود که از سال‌ها استندآپ و کار روی صحنه با خودش آورده بود: توانایی نشستن روی لبه‌ی باریک میان خنده و بغض، بدون افتادن به هیچ‌کدام. خنداندن مخاطب و بعد، در کسری از ثانیه، بردنش به‌جایی که آن خنده در گلویش بماند—این جابه‌جایی لحن، وقتی حرفه‌ای اجرا شود، نه‌فقط بازیگری، بلکه هنر خواندن نفسِ سالن است. و شعبان‌پور دقیقاً همین کار را کرد: سالن را در مشتش گرفت و برای یک ساعت، رهایش نکرد.
این‌جور اجراها یادآور می‌کنند که تئاترِ تک‌نفره وقتی به دستِ درست می‌افتد، از هر فرم پرشخصیتی هم صمیمی‌تر و ماندگارتر می‌شود؛ چون تماشاگر تنها با یک نفر رو‌به‌رو می‌ماند، و آن یک نفر باید برایش کافی باشد. محمد شعبان‌پور در «مون‌واک» بیشتر از کافی بود.