در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال عمومی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:51:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
چه جالب است
ناز را می کشیم
آه را می کشیم
انتظار را می کشیم
فریاد را می کشیم
درد را می کشیم
ولی بعد از این همه سال
آنقدر نقاش خوبی نشده ایم
که بتوانیم دست بکشیم
از هر آنچه که آزارمان می دهد
امیرمسعود فدائی
از ظاهرش هم مشخصه این شعر از شاملو نیست، ولی: https://t.me/jaliyat/385 https://t.me/jaliyat/528
بنده در جایی دیدم این رو خودم مطالعه نکردم🙏🏽
۸ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پنج سال حضور مستمر در مسیر ولایت؛ غرفه فرهنگی انجمن «طلیعه آفتاب» در جشن کیلومتری غدیر درخشید
همزمان با فرارسیدن عید سعید غدیر خم، غرفه فرهنگی، هنری *«انجمن طلیعه آفتاب»* برای *پنجمین سال پیاپی*، با برپایی پایگاهی در مسیر جشن کیلومتری غدیر، میزبان خیل عظیم عاشقان ولایت بود.
این پایگاه که با همت و حضور دکتر سمیه ولیان، دبیرکل انجمن و جمعی از اعضای فرهیخته و نخبگان این مجموعه همراه بود، امسال با تنوع برنامه‌های بیشتری نسبت به سال‌های گذشته به اجرا درآمد و با توزیع بستنی، شربت و ذرت بوداده (پاپ‌کورن) فضایی با نشاط را برای خانواده‌ها و شرکت‌کننده‌ها را فراهم آورد.
توزیع کتاب کودک و نوجوان
در بخش فعالیت‌های محتوایی، انجمن طلیعه آفتاب با تمرکز بر نسل آینده، اقدام به اهدای کتاب‌های حوزه کودک و نوجوان کرد. این هدایا در قالب برگزاری مسابقات قرآنی به کودکان و نوجوانان اهدا شد تا خاطره‌ای خوش از معارف دینی در ذهن آنان نقش ببندد.
ختم کلام الله مجید به نیت ... دیدن ادامه ›› شادی روح شهدا
همچنین، فضای غرفه با طنین تلاوت قرآن کریم معطر گشت؛ آیاتی که به نیت شادی روح شهدای گرانقدر و تعجیل در امر فرج و ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) قرائت شد.
*دکتر سمیه ولیان*، دبیرکل انجمن طلیعه آفتاب، در حاشیه این مراسم اظهار داشت: «به فضل و لطف الهی، امسال پنجمین سالی است که افتخار خدمت‌گزاری در این حماسه مردمی را داریم. حضور در این میهمانی بزرگ، لبیک به وصیت و تأکید رهبر شهیدمان است که همواره بر برپایی هرچه باشکوه‌تر و مردمی‌تر رویداد غدیر تأکید داشتند.»
وی در ادامه افزود: «ما در انجمن طلیعه آفتاب، این حضور را یک وظیفه شرعی و تشکیلاتی برای خود می‌دانیم. علیرغم تمامی دشواری‌ها و پیچیدگی‌های اجرایی، عهد بسته‌ایم که هر سال، با توان مضاعف و برنامه‌هایی کیفی‌تر از سال قبل در این رویداد حاضر شویم تا پیام غدیر را در قالب هنر و خدمت‌رسانی به جامعه منتقل کنیم.»
گفتنی است غرفه انجمن طلیعه آفتاب طی سال‌های اخیر به یکی از پایگاه‌های فعال فرهنگی در مسیر جشن‌های غدیر تبدیل شده و هرساله با استقبال گسترده شهروندان مواجه می‌شود.

نویسنده: فاطمه سادات واثق
#عید_غدیر #دکتر_سمیه_ولیان #انجمن_طلیعه_آفتاب #جشن_۱۰_کیلومتری #ایران_قوی
سمیه ولیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هماهنگ کننده گروه کودک و نوجوان نمایش الیورتوییست آقای حسین پارسایی ۱۴۰۴ استادیوم تنیس انقلاب
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هر آدمی باید علاوه بر تنهایی، که از نظر من خالص‌ترین همدمِ یک انسانه، یک «دوستِ خیالی» هم تو زندگیش داشته باشه. از همون تدی‌ها که شبا بچه‌ها موقع خواب بغل می‌گیرن. از همون فیگورها که رو داشپورت ماشین بهت زل می‌زنن. از همون پلاک‌ها که فوتبالیست‌ها وقت گل زدن می‌بوسنش. از همون عکسای سه‌درچار که تو کیف‌پول می‌ذارن…

از اونا که می‌شه تَه‌مَه‌های دلتو باهاش قسمت کنی، بی ترس اونکه یه‌وقتی بهش برنخوره، یه‌وقتی بهش گرون نیاد، یه‌وقتی تو رو تحلیل و قضاوت و سرزنش نکنه. از اونا که انقدر حس‌ات باهاش امنه، که ترجیح می‌دی دستِ دنیای واقعی ازش دور بمونه. بمونه تو همون خیالاتِ خوش‌ات و هرازچندگاهی بکِشی‌اش بیرون و قد دو قطره اشک باش اختلاط کنی و سیراب شی و حال‌ات جا بیاد و بعدش باز برگردی سروقتِ مشغله‌های زندگی. از اونا که هم داریش و هم خوب می‌دونی که نداریش! از اونا که به‌ زبونِ چهرازی؛ «دانی که چیست دولت، دیدارِ یار دیدن، ولی ندیدن بهتر از نبودنش». از اونا که به‌ قول ابتهاج؛ «این همه قصّه فردوس و تمنّای بهشت، گفتگویی و خیالی زِ جهان من و توست». از اونا که حتّی اگه پای رسیدن بهش هم وسط بیاد، تو پاتو پس می‌کشی که مبادا، اون لایف‌تایم گارانتی بودنش رو اکسپایر کنی. که مبادا مبتلا‌ بشه به خودخواهی و عادی‌شدن و عیب‌جویی و توقّع و رنجیدن ... دیدن ادامه ›› و دوری.

بماند که ‏‎خیلی‌ها این حس رو توی کتاباشون، گل‌وگیاه‌شون، حیوونِ خونگی‌شون، سازشون، یا اصلاً در شکل مدرن هوش مصنوعی یا بطور کلاسیک، خدای بالاسرشون پیدا می‌کنن. ولی حالا، چه یه عکس باشه چه اون خدای تو آسمون، من اسمشو گذاشتم «یارِ تو جیبی»!! که نه فقط توی گرمابه و گلستان، وقت خواب و بیدار کنارته و فارغ از خلأهای اجتناب‌ناپذیر روابط انسانی، حفره‌های درونت رو، درست قدِ نیاز پر می‌کنه.

این ماگِ قدیمی و لب‌پر شده، سال‌هاست که شده یار تو جیبی من!
بهم بگین که شمام از این قِسم دوستای خیالی دارین؟!
ایمانِ صفا تویِ مسابقه‌ی "ناتو" می‌گفت چند تا عروسک داره که باهاشون حرف می‌زنه و دردِدل می‌کنه 😄 اگه چنین چیزی منظورتونه که یه پایِ ثابت و یه هم‌صحبتِ همیشگیِ غیرِانسانی وجود داشته باشه... من چنین هم‌صحبتی ندارم... ولی تا دلتون بخواد با خودم حرف می‌زنم 😅🤭😄 طولانیاااا... یعنی یه جوری که گاهی از یه کاری عقب افتادم یا به یه قراری دیر رسیدم یا مثلاً غذا تا مرزِ سوختن رفته 😄😅 همیشه هم برام سواله که بقیه‌ی آدما چقدر در روز با خودشون حرف می‌زنن؟ و یا سوال درست‌تر، آیا بقیه هم با خودشون حرف می‌زنن؟
به جز خودمم، اگه هوس کنم، ممکنه یه حال‌ و احوالی از درخت و گل و گربه و این چیزا بپرسم 🤭
۱۲ ساعت پیش
صبا صالحیان
اوا چه عجیب ☺️ من امروز رسیدم به اولین برخوردها با هیولا... با اینکه در مقایسه با اُوه حسِ من اینجوره که توی این داستان یه جاهایی جزئیات خیلی زیاده و زیادی کش‌دار شده، ولی در کل خیلی حسِ آشنا ...
همه‌مون همینیم صبا جان. من راهشو پیدا کردم. یه جوری بخون و ببین که انگار بعدش بخوای واسه یکی تعریف کنی. وقتی یه چیزی رو تعریف می‌کنی، مثل آدرسی می‌مونه که بجای اینکه رو صندلی شاگرد نشسته باشی، خودت پشت فرمون مسیر رو پیدا کنی. دیگه اون راهو بلد می‌شی.
۶ ساعت پیش
ایمان شکاری
باورم نمی‌شد انقدر ابعاد عمیقی می‌تونست بخودش بگیره. صرفاً چون در سواد من نمی‌گنجید به همون اولین تعابیر ذهنیم بسنده کردم. فقط اگه بگم شنیده‌ام، تو جواب نمی‌گه: «زنهار از این امید درازت که در ...
چرا...همینو میگه...

بعدشم "سایه"میگه :

کز آتشِ دلِ ما پخته گشت،خامِ شما
۱۵ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
استاد عزیزم دل سوز مهربان بهترین حامدآقایی عزیز یک روز عالی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با دیدن نمایشتون تو نقش شماره ده در دوازده خشمگین گویی سنگینی گروه سمت شما میچرخید و هر بار با خیزش و اکتو صدا چشمهارو خیره به خود میکردید ساعتها میشد نشستو نگاه کردو خسته نشد .منتظر اجرای بعدیتون هستیم .
حسین مشکاتی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من سال‌هاست شب‌ها تا روشنایی روز بیدارم،
چند سالیه‌ بین این شب بیداری‌ها یه غلط‌نویسی‌هایی هم انجام می‌دم.
برای اولین بار ۲تا از این نوشته‌ها رو کنار هم چاپ کردم.
.
بُزُرگونِ قلم ببخشن🙋🏻‍♂️.
حسین مشکاتی این را خواند
پریا سلگی این را دوست دارد
تبریک و خسته نباشید👏
جناب مهراندیش از کجا میتونم کتابتون رو تهیه کنم؟
۱۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باسلام خدمت شما دوستان عزیز من خواستم بلیط بگیرم نشد میشه شما یه کاری کنید
محمدسجاد رشیدی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چند اصطلاح حمامی


*آغاز فروش بلیت دور دوم اجراها از شنبه*
امیر مسعود و حسین مشکاتی این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عید غدیر بر همه شیعیان مبارک 🌺🎉

https://kopolart.ir/a/6343

علی یوسفی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آخرین باری که خدا را صدا زدم:

«خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم...
خدایا تو شاهدی من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم...
خدایا تو شاهدی من از سهم کسی نزدم...
خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم...
خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم...»

شاهد من خدا بود و جایگاه شاهد خالی
و من بی دفاع

#برسد به دست قاضی
به خودش قسم که خیلی وقته نمیشه روش حساب کرد
۲ روز پیش، پنجشنبه
شقایق مطیع
به خودش قسم که خیلی وقته نمیشه روش حساب کرد
وقتی سرگرمی جدید بیاد قبلیا فراموش میشن
احتمالا یه آپدیت زده
کی با ورژن 50 هزار ساله دیگه کار میکنه
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گرفتن عکس یا فیلم بدون اجازه در هنگام اجرای نمایش تئاتر، اصلا درست نیست.
#من_یک_تماشاگرم
بازیگر و مترجم تئاتر وسوسه temptation, tentacion, bastan cikarma
به نویسندگی کارلس باتله
کارگردان گلناز اصل دینی
بازیگران نگار حشمت، محمد دهملایی، معین محب علیان
منشی صحنه و برنامه ریز طناز اسماعیلی
ساخت موسیقی سهیل جام افزون
طراح گریم زهرا بابایی
فیلم بردار حمید برزو
1399 تهران، سالن استاد جمشیدمشایخی، شرکت کرده در جشنواره بین المللی آرس الکترونیکا اتریش و فرینج استانبول ، کاری از گروه تئاتر تئا TTG
ترجمه نمایشنامه در تهران توسط انتشارات بوی کاغذ منتشر شده است.
بهنام ترابی این را خواند
ویگن اوانسیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
🔹رامبد جوان با جشنواره استعدادیابی «دوئت» بازگشت

به گزارش راوی‌مدیا، رامبد جوان، بازیگر، مجری و کارگردان، از برگزاری رویداد جدید خود با عنوان «دوئت» خبر داد که بزرگترین جشنواره استعدادیابی کشور در حوزه‌های نمایشی محسوب می‌شود.

این رویداد نوآورانه با محوریت اجراهای دونفره در سه رشتهٔ بازیگری، کارگردانی و نمایشنامه‌نویسی برگزار خواهد شد.

جلسه توجیهی این برنامه، ساعت ۱۷ روز شنبه، ۱۶خرداد در باغ کتاب تهران برگزار می‌شود.
علی کیهانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حسین احمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قبول دارین وقتی به یه نفر چیزی رو هدیه می‌دین، اون خوشحالی و ذوق‌زدگی و قدرشناسی که بهتون برمی‌گرده، چقدررر باعث می‌شه کاری که کردین بهتون بچسبه؟ دیدین اندازه‌ی خوشحالیِ شما، با اون عکس‌العملی که از طرفتون می‌بینید، حتّی از خوشحالیِ خودش هم بیشتر می‌شه؟ طوری که دلتون می‌خواد باز هم جور بشه تا به یه مناسبت یا بهونه‌‌ی دیگه، قدمی به سمتش بردارین، که اون خوشحال کردنش، دوباره کیفِ دنیا رو بهتون بده؟!

من می‌دونم که افراد، کاری که انجام می‌دن در درجه‌ی اول واسه دل خودشونه. ولی نمی‌شه انتظار داشت نوعِ بازخوردی که می‌گیریم، در تداوم و کیفیتِ رفتار آدم تأثیر نذاره. درست نمی‌گم؟ مثلاً نشده که برخورد کسی، شما رو کلاً از کاری که کردین پشیمون ‌کنه؟ این‌که مخاطب، با عیب‌جویی و نادیده‌انگاری و کم‌لطفی باعث بشه، اگر حرکتی هم اَزتون سر می‌زنه، صرفاً به‌رسمِ ادب و از سر ادای وظیفه باشه…

حالا الان من داشتم در اِشِل انسانی و با محدودیت‌های مادّی حرف می‌زدم. ولی در یک میزانسن جهان‌شمول، اگه توی اون مثالِ هدیه دادنه، «خدا» رو جای خودمون بذاریم، آیا اون ستایش و شکرگزاریِ مخلوق، راه رو برای دریافت و جذب بیشتر باز نمی‌کنه؟! آیا نه اینکه همین غر زدن و مدام گیر دادنه است که باعث می‌شه فقط به اندازه‌ی همون حداقل‌ها سهم ببریم؟!

کم و زیادِ زندگی‌هامون، به زعم من، نه در گروِ تموّل و دارندگی، که حاصلِ اون ذوق و شوقیه که نسبت به هدیه‌هامون نشون دادیم. درست مثل نفس‌کشیدنِ ابرای آسمون و پشت‌بندش بارونی که مُزدِ ریسه‌رفتنت رو شُرشُر می‌پاشونه زیر پات.
جناب شکاری نوشته‌تون رو ۳-۴ بار خوندم.
ممنونم ازتون.
باعث شدین که بعد از ۵ ماه دوباره بخوام با خدا حرف بزنم و گل و شیرینی بگیرم و برم باهاش آشتی کنم؛ تا شاید روزای بهتر زودتر بیان.
مچکرم، از اینکه می‌نویسین..♥️🌲
۳ روز پیش، چهارشنبه
سحر کشفی
همینه که میگی ایمان جان.حتی اگه اون‌سمتِ داستان ام بودیم باز جزئیاتِ خودشو داره و نگاهِ ریز بینِ خودشو میخواد.اصلا دیدن،تمرین میخواد،بلد شدن میخواد. بذار با یه خاطره یه مثال بزنم . خیلی سال ...
توی اون ستون قدردانی از خودت، یه بند یازدهمی اضافه کن برای این فهم و فراستی که بی‌شک به قیمت عمر و به نقد جان، بهاشو دادی! الحق که بهم چسبید
۲ روز پیش، پنجشنبه
سالار ناجی
موهبت ‌اند این دوستان؛آن‌قدر که قلمشان غبار از جان می‌زداید و دل با هر سطر و واژه‌شان به پرواز درمی‌آید. در هر مقوله و موضوعی که قدم می‌گذارند، جویباری از اندیشه به جریان می‌افتد؛ زلال، گوارا ...
ز یزدان وُ از ما بر آن کس درود
که تارش خِرَد باشد وُ داد؛ پود
(شاهنامه، پادشاهی اردشیر)

درود بر شما. وقت خوش.

جناب ناجی، این کمترین کوچکتر از آنم که منشأ اثر باشم. هر چه هست، از مهر نگاه شما و دیگر سروران است، وگرنه ... دیدن ادامه ›› که بنده هیچم و در وصف دانش و هنر دوستانمان کمر حوصله خم است و به قول پیرِ بلخ: هرچه گویم کژ بُوَد.

هر روز به خودم نهیب میزنم: "هنوز امیدی هست، چون دوستانت هستند... پس میان این همه گُل، خسته‌ی خار و خفّت و خمودی نباش!" این درست که پناه بردن انسان به کلمه، امری‌ست فی‌نفسه تراژیک، امّا خواندن از کِلکِ مرصّع‌نگار رفقا هم نعمت خیلی بزرگی‌ست؛ میخواهد واژه‌هایشان لطیف باشد عین گلبرگ یا جان‌شکاف مثل زوبینِ آبداده. (هر دو را خریدارم!)

به قول شاعر:

تو همان درختِ تنومندی
که با ریشه‌هایش جهان را به زیر کشید
امّا مغرورانه در باد می‌لرزد

سپاسدار مهرتان –
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عااالی مثل همیشه . خدا قوت به همه عوامل و دوستان . پیشنهاد می کنم برید و به تماشای این نمایش خوب و جذاب بشینید
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام وقت بخیر تاریخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۱ از حسابم برداشت شد ولی بلیط برام صادر نشد و پول هم به حسابم‌بازگشت داده نشده
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مروارید افسری هرجا هستی بس کن ...
دارم فکر میکنم آخه اینجا خیر سرم فضای هنری اونم تئاتر که اوج روشنیه طرف با عنوان کارگردان چه ...بازی دراورده،(واقعا الان در توانم نیست فکر کنم اون کلمه ایی که میخوام چیه به جای نقطه چین)
من به جاش ولی بس میکنم و نمایشش رو نه میبینم نه میذارم دوستم بره😀
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://www.aparat.com/v/avhcu1n?refererRef=channel_page

«آمریکا...
فقط یک کشور نیست...
یک فیلمِ بی‌پایان است.»

«سرزمینی که موتور‌ها بلندتر از آدم‌ها حرف می‌زنند...
جایی که آهن، بنزین و آزادی...
تبدیل به افسانه شدند

«آنجا که افسانه‌ها وسطِ بیابان ساخته شدند..
با خاک روی چکمه‌ها...
و ترس، ... دیدن ادامه ›› پشت سرشان.»

«هارلی فقط یک موتور نیست...
صدای آزادی‌ست.
و وگاس...
شهری‌ست که هیچ‌وقت آن‌قدر نمی‌خوابد
که رویا دیدن را فراموش کند.»

«نیویورک...
بی‌خوابیِ زیبای دنیاست.
شهری ساخته‌شده از نور، شیشه،
بلندپروازی...
و تنهایی.»

«این آمریکاست...
نه آنی که روی نقشه‌ها می‌بینی...
آمریکایی که با فیلم‌ها، موسیقی،
موتورها...
و رویاها در ذهن ما ساخته شد.»
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید