در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمدحسین ناصری
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 10:55:19
 

فعال هنری

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
هشدار! خطر حضور انسان!

شهید سید مرتضی آوینی (دربارۀ آلفرد هیچکاک و فیلم‌هایش):

ارتباط لازمی که بین تماشاگر و فیلم‌های هیچکاک برقرار می‌شود، متعلق به سینما است. […] این ارتباط باعث می‌شود که تماشاگر سهیم در فضای فیلم، همراه با سیر داستانی اغلب آثار هیچکاک به نوعی از «پالایش روانی یا روحی» دست یابد. این پالایش روحی نه به معنای تزکیۀ مذهبی است و نه «کاثارسیس ارسطویی»، اگرچه می‌تواند کم و بیش هر دو مفهوم را در خود داشته باشد. تزکیۀ اخلاقی به معنایی که ما در فرهنگ تشیع در نظر داریم، تنها متعلق به همین فرهنگ است و افقی که هیچکاک در پیش چشم دارد، چیزی قریب به این مضمون است که در یک کنفرانس مطبوعاتی در سال ۱۹۴۷ ابراز کرده است / تماشاگران حتی اگر خود گناهکار باشند، اما فطرتاً به عدالت و انصاف عشق می‌ورزند و هیچکاک برای این میل فطری اعتبار بسیاری قائل است / هیچکاک ما را از آنچه در روانمان نهفته است می‌ترساند؛ ترسی آمیخته با طنز – حتی در فیلمی چون روانی – و پالایشگر. ترس از گناه همراه با ترحم نسبت به گناهکاران. (برگرفته از مقالۀ «عالم هیچکاک»، از کتابِ «همیشه ... دیدن ادامه ›› استاد»)

پی‌نوشت: عنوانِ آمیخته با طنزِ این نوشته (که ترجمه‌ای از عبارتِ انگلیسیِ درون تصویر می‌باشد)، نباید باعث این سوء تفاهم شود که نگارنده، کم‌ترین همراهی را با این تصورات دارد که سگ‌ها به نوعی برتر و حتی الگویی برای انسان هستند! نگارنده به سهم خود، در تکه‌فیلم «صُلحِ سگی!» (که پیش از این آن را در تیوال نیز به اشتراک گذاشته‌ام) خط بطلانی بر این تصورات کشیده است.

#سینما #فیلم #هنر
نیما این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اَصلِ نور

داشتم آثارِ «اِزرا ایرانزی» را در صفحۀ مجازی‌اش تماشا می‌کردم که به این اثرِ مفتون‌کننده برخوردم. سیل «پسند»ها و نظرات تحسین‌آمیز هم نشان می‌داد که در علاقه به این اثر تنها نیستم. خانمی نوشته بود: «این یک نقاشی فوق‌العاده است، چنان کششی نسبت به آن حس می‌کنم اما مطمئن نیستم چرا. می‌توانم بپرسم وقتی آن را کشیدی چه حسی داشتی؟» تا آن لحظه «ایرانزی» (که یکی از مخاطبینش او را «ایران» صدا کرده بود!) جوابی به این سوال نداده بود، اما من در جواب این خانم نوشتم: «منبعِ نور واقعاً به خورشید شباهت ندارد و در عین حال، به جز خورشید چیزی مشابه آن وجود ندارد! و این واقعیت که (نقاشی) به نوعی تار است بر این تاکید می‌کند که رویاگونه و غیر واقعی‌ست. باعث می‌شود به این توجه پیدا کنی که تو مشتاقِ نور هستی، اما نه هر نوری؛ اَصلِ نور.» و آن خانم نظر من را «پسند» کرد.

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (قرآن کریم، سورۀ نور)

#خدا #هنر #نقاشی #نور #ایران
موسیقی فیلم ممنوع! مگر...

جالب است که اینگمار برگمان و سیدمرتضی آوینی، با دلایل مشابه اما متفاوت، در ارتباط با استفاده از موسیقی در فیلم، خطر مشابهی را گوشزد می‌کنند:

«هر موزیکی را نمی‌توان به عنوان موسیقی فیلم برگزید، چرا که موسیقی خود هنر کاملی است و نیاز به تصویر ندارد. […] تاثیر موسیقی بر «تجزیه و تحلیل عقلانی» متکی نیست، حال آن‌که سایر عوامل بیانی در سینما بر تجزیه و تحلیل عقلانی اتکا دارند. […] بنابراین، شما از میان عوامل بیانی، موسیقی را سریع‌تر جذب می‌کنید و بدین ترتیب، موسیقی در فیلم اصالت پیدا می‌کند و از همۀ عوامل دیگر مهم‌تر می‌شود. در این حالت موسیقی برای آن‌که محتوای خود را بیان کند نیازی به تصویر و یا سایر عوامل ندارد، اما تصویر محتاج به موسیقی می‌شود؛ حال آن‌که موسیقی فیلم نباید اصالت پیدا کند بلکه باید مکمل سایر عوامل باشد. / با موسیقی جذب کردن هنر نیست. اگر هم هنر باشد، هنر موسیقی‌دان است نه سینماگر.» سیدمرتضی آوینی

#سینما #فیلم #موسیقی
امیر ناصری این را خواند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بانوی خندانِ جنگجو

گفتگوی این خبرنگار مسیحی از لبنان را تماشا می‌کردم، با آن می‌خندیدم و گریه می‌کردم؛ خواستم دیگران را نیز در لذت تماشای آن شریک کنم و نتیجه شد این تکه‌فیلمِ شش دقیقه‌ای.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهید سیدمرتضی آوینی:

سینما، به عنوان هنر، وسیله‌ای است در خدمت بیان هنری، اگرچه آنچه که در تاریخ بشر منشأیت اثر دارد «سینمای تجارتی» است. «سینمای هنری» – به تعبیر مصطلح – می‌تواند با پرهیز از جلوه‌فروشی‌های روشنفکرمآبانه نوعی «محادثه و همزبانی» باشد در میان کسانی که زبان یکدیگر را می‌فهمند؛ در این صورت، سینما باید آن «مخاطب عام» را که گفتیم، رها کند و از «قیمومت تجارت» خارج شود. آن مخاطب عام که گفتیم، سلایق خود را از روزنامه‌ها و مجلات ژورنالیستی، ترانه‌های روز، سینمای تجارتی، برنامه‌های مصرفیِ روزمرۀ رادیو و تلوزیون و… می‌گیرد، و این همه غرقابی است از ابتذال، سطحی‌نگری، بی‌دردی، تفنن، بی‌مایگی و نان را به نرخ روز خوردن. […] فیلمساز می‌تواند مخاطب خاصی برای خویشتن برگزیند، مشروط بر آنکه راهی برای نجات از تجارت‌گرایی و اصالت گیشه پیدا کند. […] جذابیت از لوازم ذاتی سینماست و از این نظر بین سینمای تجارتی و غیر تجارتی تفاوتی نیست. سینمای غیرتجارتی و بالاخص سینمایی که می‌خواهد در خدمت اسلام قرار بگیرد، اگرچه نمی‌تواند مسئلۀ جذابیت را به طور کامل نفی کند، اما باید بتواند از آن «عبور کند.» […] هنرمندان باید روی به حق بیاورند و چون اینچنین شد، هنرشان «ذکر» خواهد شد و مخاطبِ ذکر، فطرت الهی بشر است. (از مقالۀ «تأملاتی در ماهیت سینما»)

#آوینی #هنر #سینما #فیلم #هنرمند #فیلمساز
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پس از حملۀ رژیم «بایگانی» شد

دیگر تهاجمِ دشمن به واقعیت پیوسته بود و ساختنِ این فیلمنامۀ کوتاه بی‌معنی بود؛ با وجود گرفتنِ مجوز، همراه کردنِ دو برادرِ عزیزم ابوفاضل امیر و محمد صالح آهنگر برای نقش‌آفرینی در فیلم، راضی کردنِ مدیرِ یک درمانگاه برای کاشتن دوربین بر روی پشت‌بام و… باید «بایگانی» می‌شد. پیش از آن اما، این تهاجم بعید می‌نمود و برای نگارنده نفرت‌انگیز بود که کسانی، به فکر فدا کردنِ امنیتِ خود نیستند؛ انگار نه انگار که مردم غزه یک سال و اَندی است دارند تکه‌تکه می‌شوند، اینان همچنان زندگیشان را می‌کنند. خواستم پلیدیِ زندگی در چنین امنیتی را به رویشان بیاورم و دعوتشان کنم به شرافت داشتن، به انسان بودن. و خواستم به روی خودمان بیاورم (خودِ ما، ما «انقلابی‌ها») که اگر پستیِ این جماعت را بهانه می‌کنیم برای بی‌تفاوتی، زندگیمان را می‌کنیم و مانند آن کسی که هنگامِ جان دادن دست و پا می‌زند دست و پا نمی‌زنیم و برای فدا کردنِ امنیت‌مان کاری نمی‌کنیم، عملاً با این جماعت چه تفاوتی داریم؟

«و در راه خدا چنان که حق جهاد [در راه‌] اوست جهاد کنید، اوست که شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است. آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است‌] او بود که قبلًا شما را مسلمان نامید، و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است‌] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم ... دیدن ادامه ›› گواه باشید. پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید. او مولاى شماست؛ چه نیکو مولایى و چه نیکو یاورى.» (قرآن کریم، آیه آخر سوره حج ، ترجمۀ فولادوند)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شغلِ تو؟ مُعذّب کردنِ مردم!

شهید آوینی (درباره اشعار حضرت امام): به راستی چرا حضرت روح‌الله استعاراتی را به عاریت گرفته که در آنها چنین تناقضی میان ظاهر اشعار و معانی‌شان موجود است؟ ظاهر اشعار حکم بر تشبیب و تعشق و باده‌گساری کند و باطن اشعار بر معانی دیگری که اصلاً با حکم ظاهر جمع نمی‌آیند؛ چرا؟ [...] نخست آنکه وضع این اصطلاحات استعاری نه بر اساس قرارداد، بلکه در جواب به یک نیاز فرهنگی و تاریخی انسان، در تناسب باحالات و مقامات و حقایقی باطنی رخ داده است که کلام، مگر بر همین سیاق، از بیان آن حالات و مراتب و حقایق ناتوان است. [...] و دیگر آنکه، در استفاده از این استعارات نوعی «رندی و خلاف‌آمدِ عادات» نیز نهفته است [...] تقوای حقیقی در آزادی از عادات و تعلقات است و انسانِ متقی «عتیق از ملکات» (اشاره به خطبه 230 نهج البلاغه). پس تیشۀ انکار بر‌می‌دارد و به جان قواعد و معاقد سستِ خانۀ عقل و وهم و عادات می‌افتد تا مردمان را به تفکر حقیقی و حقیقتِ تفکر بکشاند.

#سینما #فیلم #هنر #شعر #آوینی #گیبسن
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مستندِ بلندِ «چه خبر است در ایران؟»

۹ ماهِ پیش که ساختِ این اثر را شروع کردم، نه سوریه سقوط کرده بود و نه یحیی سنوار و سید حسن نصرالله به شهادت رسیده بودند؛ حوادثِ جهان به این اثر شکل داد و آن را به یک مستندِ ۷۵ دقیقه‌ای تبدیل کرد که تلاش می‌کند برای مُخاطبِ ایرانی و غیر ایرانی کمی این موضوع را روشن‌تر کند که در ایران چه خبر است و نحوۀ پیشرفتِ امور و نقشِ مردم در آن‌ها چگونه و چیست.

ضمناً ارجاعی در فیلم وجود دارد که احتمالا هر ایرانی متوجه آن خواهد شد، اما باید برای مخاطبِ غیر ایرانی توضیح بدهم که فاطمه (سلام الله علیها) که بود و چگونه به تنهایی، در مقابلِ خلافِ امرِ خدا ایستاد، برای تبیین قیام کرد و مسیر را برای یکایکِ ما روشن.

می‌توانید این اثر را از طریقِ «سینما از سینما» تماشا و دریافت کنید:
https://www.cinemafromcinema.com/?p=1394
امیر مسعود این را خواند
نمایش سه سانتی واقعا قشنگه
اسم آقای ماهر تو هر نمایشی که هست واقعا دیگه شک نمیکنیم که حتما باید نمایش دیدنی و قشنگی باشه
دیدن این نمایش رو به شدت پیشنهاد میکنم
تنها مشکل گرمای سالن بود که اونم قابل چشم پوشی بود
خدا قووووووت
۲۰ تیر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آتشِ اِراده

وقتی سخن از یک «اثرِ بزرگِ هنری» نیست، چرا اصرارْ به پذیرفته شدنْ از جانبِ جامعۀ سینمایی؟ و آیا، هنگامِ سخن گفتن از «بیانِ واقعاً خوبِ یک موضوعِ با اهمیت» نباید به میزانِ موفقیتْ در «بیانِ اهمیت» اشاره شود؟ و در نهایت، مگر بیان یا ترسیمِ اهمیتِ یک موضوع جز با یک اثر بزرگ هنری ممکن است؟ به عنوانِ مثال غزه؛ می‌توان روایت را به مخاطب و جهان‌بینیِ او واگذار و به انتشارِ ارقام، اطلاعات و اخبارِ مربوط به جنایات قناعت کرد، یا می‌توان با کاشتنِ بذرِ نگاهِ خود در اَذهانِ پذیرا، مخاطب را بَرانگیخت و در آتشِ اِرادۀ او دَمید.

#هنر #سینما #مستند #فیلم #سارا_پولی
ایمن مَباش

اینکه جیمز منگولدِ فیلمساز در پایبندی به این اندیشه چه نمره‌ای می‌گیرد در درجۀ دوم اهمیت است؛ نکته، سر خم نکردن در مقابلِ مخاطب است. اما سوال اینجاست: چگونه می‌توان اصالتِ این سرکشیِ هنرمندانه رو حفظ کرد؟ پاسخ، سر خم نکردن در مقابلِ «خود» است:

بر بهترین افراد این امّت از عذاب الهى ایمن مباشید، زیرا که خداى بزرگ فرمود: «از کیفر خدا ایمن نیستند جز زیانکاران» و بر بدترین افراد این امّت از رحمت خدا نومید مباشید زیرا که خداى بزرگ فرمود: «همانا از رحمت خدا نومید نباشند جز کافران». (نهج البلاغه، حکمت ۳۷۷، ترجمه از دشتی)

به مردمِ یمن و لبنان و هزینه‌هایی که برای مقاومت پرداخت کرده‌اند نگاه کنیم و خود را زیر سوال ببریم؛ غزه نباید تنها گذاشته شود…

#جیمز_منگولد #سرکشی #سینما #فیلم
محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«آتش» حق است

سخنِ دیوید لین از شکستِ اجتناب‌ناپذیرِ فیلمساز در مواجهه با واقعیت نیست؛ سخنِ او از پیروزی است، آن پیروزی که از پذیرفتن واقعیت و حتی غنیمت شمردن آن سرچشمه می‌گیرد؛ واقعیت به مثابۀ منبعِ الهام. در عینِ حال، این بدان معنا نیست که نمی‌توان با واقعیت دغل‌کاری کرد:

و شاعران را گمراهان پیروى مى‌کنند (۲۲۴) آیا ندیده‌اى که آنان در هر وادیى سرگردانند (225) و آنانند که چیزهایى مى‌گویند که انجام نمى‌دهند (226) مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‌اند یارى خواسته‌اند و کسانى که ستم کرده‌اند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت (227) (سورۀ الشعراء، ترجمه ... دیدن ادامه ›› فولادوند)

واقعیت به مثابۀ چراغی روشن‌کننده است که اصل را از بدل متمایز می‌سازد و «واقع‌بینی» هدفی آرمانی است. چه بسیار آثارِ هنری که واقعیت، آن‌ها را رسوا و در چشمِ مخاطبِ روشن‌دل بی‌ارزش می‌کند. به راستی چه تعداد از آثار دیروز و امروزِ سینما واقعیتی به نام «غزه» را تاب می‌آورند و مانند زباله‌ای بی‌ارزش و متعفنْ در شعله‌های آن نمی‌سوزند؟ فراتر رویم؛ واقعیتی به نامِ «غزه» در شیوۀ زندگیِ چه تعداد از ما لحاظ شده است؟ و چه تعداد از ما زباله‌هایی هستیم در مسیرِ حرکتْ به سوی آتشِ زباله‌سوزِ واقعیت؟ و أَشْهَدُ أَنَّ الْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ...

#سینما #فیلم #واقعیت #دیوید_لین
H.M.kiani2 این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لینکلیتر به نکتۀ جالبی اشاره می‌کند؛ مشکل اما آن بخشی است که نمی‌گوید. بله، پیش‌فرض‌های ذهنی و حُبّ و بُغضِ شخصی می‌تواند معنا کردنِ ما را معیوب کند تا آنجا که با اطلاعات ناکافی، به غلط نتیجه‌گیری کنیم؛ اما در عین حال می‌تواند باعث شود اطلاعاتِ موجود و واقعیاتِ مُسلَّم را نیز نادیده بگیریم؛ مثال؟ مرگ! به راستی اگر به مرگْ طبقِ اطلاعات موجود و واقعیات مسلم، آن‌گونه که شایستۀ آن است توجه می‌کردیم، نحوۀ زندگیِ ما تا چه میزان متفاوت می‌بود؟

«اگر بنده خدا أجل و پایان کارش را مى‌دید، با آرزو و فریب آن دشمنى مى‌ورزید.» (نهج البلاغه، حکمت ۳۳۴، ترجمۀ دشتی)

و شاید اصلی‌ترین قابلیتِ سینما در همین‌جاست: ترغیبِ مخاطب به دیدنِ آنچه که نمی‌خواهد ببیند؛ و نگارنده شخصاً قدرت و قابلیتِ شگفت‌انگیزِ سینما را در این زمینه تجربه کرده است.

#آرزو #داستان #ریچارد_لینکلیتر #سینما #فیلم #مرگ
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای فیلمبرداریِ یک فیلم کوتاه، به دنبالِ یک کلبۀ قدیمی (ترجیحاً چوبی) یا سازه‌ای که از داخل شبیه به یک کلبه باشه هستم. ممنون میشم اگر سراغ داشتین اطلاع بدین. خیر دنیا و آخرت نصیبتون.

#فیلم #سینما #فیلم_کوتاه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برگرفته شده از گفتگوی من با آقای مهدی الله‌یار بیگی در قسمتِ اول «پادکستِ ناوَرد». می‌تونین پادکستِ ناورد را از «سینما از سینما» دریافت کنین:

https://www.cinemafromcinema.com/?p=1265

#جیمز کامرون #اینگمار برگمان #ایتن هاوک #ژولی دلپی #سینما #هنرمند #هنر #فیلم #مسئولیت #سیاست #کُنشگری #حجاب #آزادی #فمینیسم
🎧قسمتِ اولِ پادکستِ ناوَرد

اولین گفتگوی من درقسمتِ اولِ پادکستِ ناورد، با آقای مهدی الله‌یار بیگی دربارۀ این سوال: «آیا هنرمند مسئولیتی دارد؟»؛ گفتگویی که به حوزه‌های مختلف و افراد گوناگون می‌پردازد؛ از هنر تا سیاست و از اینگمار برگمان تا شهید سید مرتضی آوینی:

https://www.cinemafromcinema.com/?p=1265

#هنر#تاریخ#سیاست#دین#شهید_آوینی#اینگمار_برگمان#جیمز_کامرون
محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آمادۀ مرگ هستی؟

تا به حال با مرگ روبرو شده‌اید؟ اشاره‌ام به یک حادثۀ بخصوص در زندگیِ شما نیست؛ سوال من این است که آیا هیچ‌وقت به خود آمده‌اید و با خود گفته‌اید که خواهید مُرد و باید با آن روبرو شوید؟ فکر می‌کنم برای این امر، سینما یک محلِ عالی و «ارتشِ سایه‌ها» یک نمونۀ عالی است. فیلمْ دربارۀ مقاومتِ فرانسه است در برابرِ اشغالِ نازی‌ها. این فیلم بطور خاص، به حال و هوای این روزهای ما نزدیک است چراکه دقیقاً در همین لحظه، در دو نقطه با اِشغال‌گران درگیر هستیم: فلسطین و سوریه.

می‌توانید فیلم را تماشا کنید، در «سینما از سینما» مطلبی را که در ارتباط با این فیلم نوشته‌ام بخوانید و نظرتان را به من بگویید:

فیلیپِ بی‌جایگزین

https://www.cinemafromcinema.com/?p=289

#ژان‌پیر_ملویل #سینما #مرگ #زندگی #فرانسه #نازی‌ها
محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«اَبله» نباش!

«اَبله» نوشتۀ داستایفسکی یکی از اولین رمان‌هایی است که خوانده‌ام و طبق آنچه در خاطر دارم، بهترین رُمان. در همان صفحاتِ ابتدایی، پرنس میشکین (شخصیتِ اصلی) در میانۀ یک گفتگو این جملات را بر زبان می‌آورد:

«من به این اعتقاد دارم، به قدری که رُک و راست می‌گویم: مجازات اعدام به گناه آدم‌کُشی، به مراتب وحشتناک‌تر از خود آدم‌کُشی است. کشته‌شدن به حکم دادگاه به قدری هولناک است که هیچ تناسبی با کشته‌شدن به دست تبهکاران ندارد. آن کسی که مثلاً شب، در جنگل یا به هر کیفیتی به دست دزدان کشته می‌شود تا آخرین لحظه امیدوار است که به طریقی نجات یابد، هیچ حرفی در این نیست. مواردی بوده است که کسی که سرش را گوش تا گوش می‌بریده‌اند هنوز دلش به فکر فرار گرم بوده یا التماس می‌کرده است که از خونش بگذرند. حال آنکه اینجا همین امیدی که تا آخرین دم دل را گرم می‌دارد و مرگ را ده بار آسان‌تر می‌کند بی‌چون و چرا از محکوم گرفته می‌شود. اینجا حکم صادر شده و همین که حکم است و قطعی است و اجباری‌ست و هولناک‌ترین عذاب است و بدتر از آن چیزی نیست. سربازی را در میدان جنگ جلو توپ بگذارید و شلیک کنید. او تا آخرین لحظه امیدوار است. ولی حکم ‘قطعی’ اعدام همین سرباز را برایش بخوانید، از وحشت ناامیدی دیوانه می‌شود یا به ... دیدن ادامه ›› گریه می‌افتد.»

کسانی که رُمان را خوانده‌اند از عاقبت چنین شخصیتی خبر دارند؛ کسی که امیدِ به زندگی را چنان بها می‌دهد که مجازاتِ اعدامِ یک آدم‌کُش را از خود آدم‌کُشی «به مراتب وحشتناک‌تر» می‌داند! او می‌پسندد انسان، تا آخرین دَم، به جای پذیرفتنِ مرگْ با غفلت از آن زندگی کند. او البته – همان طور که عنوان اثر به ما می‌گوید – «اَبله» است و به قول فروغِ فرخزاد «اَبلهانه می‌پندارد که حق زیستن دارد»:

بر او ببخشایید
بر او که گاه گاه
پیوند دردناک وجودش را
با آب های راکد
و حفره های خالی از یاد می‌برد
و ابلهانه می‌پندارد
که حق زیستن دارد

بر او ببخشایید
بر خشم بی تفاوت یک تصویر
که آرزوی دوردست تحّرک
در دیدگان کاغذیش آب می‌شود

زندگی یک فرصتِ کوتاه و رنج‌آور است برای پذیرفتن و طلبِ مرگ؛ آن را با غفلت از مرگْ تلف نکنیم:

به خدا سوگند، دلبستگى پسر ابو طالب به مرگ از دلبستگى کودک به پستان مادر بیشتر است. (نهج‌البلاغه، خطبۀ پنجمِ، ترجمۀ آیتی)

#داستایفسکی #فروغ_فرخزاد #مرگ #زندگی #اعدام
محمد فروزنده و تانیا این را خواندند
پویا فلاح این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بُن بستِ درماندگی

«...هنگامی که راوی به بهانه ای از نمایش درماندگی امتناع، فرصت مواجهه با آن را دریغ میکند، اصلی ترین خصوصیت آن را با فریب حذف میکند: ناپایداری. اگر راوی با نمایش درماندگی، آن را با محک زمان می آزمود، با عامل زنده ای طرف میشد که تعدیل میکند. زمان میتواند با گذر خود دغدغه و مشغولیت ذهن و دل را از اوج جدا کرده، جست و جو برای مشغولیت و ادامه‌ی زندگی را جایگزین کند. در این صورت لحظاتِ اوج در کنار لحظات جدا شده از اوج معنا پیدا کرده اهمیت پیدا میکنند. در یک کلام این نمودار است که اهمیت دارد و دل و ذهن را به اوج برده یا از آن جدا میکند نه اوج یا دوری از اوج. حذف این گرفتاری در نمودار نوعی لجبازیست با زمان و خاصیت تعدیل گرِ آن...» مطلبِ کامل در نشانی زیر:

https://www.cinemafromcinema.com/?p=202
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مستندِ بلندِ «تبادلِ آتش: گفتگویی با دُختران طرفدارِ زن، زندگی، آزادی»

آبان‌ماهِ سالِ ۱۴۰۱ ساختِ این فیلم رو شروع کردم. شناختم از غرب – که نتیجۀ دمخور بودنْ با آثار رسانه‌ایِ متنوعی بود که در فضای فرهنگیِ غرب تولید میشه – به هدفم از ساختِ این فیلم شکل داد: رَدگیری، طرح و مداقه در بُنیان‌هایی که شعارها و اتفاقات اون سال، بر اون‌ها بنا شده بود؛ بُنیان‌هایی که درک مشترک از اون‌ها، در درجۀ اول می‌تونست خیلی از سوء تفاهم‌ها رو برطرف کنه و در درجۀ دوم، یک تاثیرِ اساسی بر جهان‌بینی و ایدئولوژی همۀ ما بذاره. قضاوتِ میزانِ موفقیتِ این اثر در نیل به این هدف با شما.

برای اکرانِ دانشگاهی و غیرِ دانشگاهیِ «تبادُلِ آتش» به نشانی زیر مراجعه کنین، تکّه‌ای از فیلم رو تماشا کنین و در صورتِ تمایل، درخواست خود رو در قسمت نظرات اعلام کنین:

https://www.cinemafromcinema.com/?p=1221

مخاطبِ فیلم: بزرگسال
محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آزادی «حق» است یا «تکلیف»؟

شهید سید مرتضی آوینی در ارتباط با این نقلِ قول از کامو می‌گوید:

کامو می گوید که جامعۀ بازرگانی، آزادی را به مثابه «حقی از آن خویش» تلقی می کند نه «تکلیفی در برابر دیگران»، و این سخن است که نگارنده را جذب کرده است: اختیار و آزادی انسان فراتر از آنکه حقّ او باشد، تکلیف اوست. ما می‌گوییم «تکلیف در برابر خدا»؛ ماکسیم گورکی در «هدف ادبیات» می گوید «تکلیف در برابر مردم»…
(ترجمۀ نقل قولِ کامو از مصطفی رحیمی، به نقل از کتابِ «رستاخیزِ جان»)

#خدا #حق #تکلیف #هنر #آزادی #سیدمرتضی‌آوینی #آلبر‌کامو
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات
سینما

تماس‌ها

www.cinemafromcinema.com