در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مجتبی حیدری
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 22:41:23
 

سپاس که میخوانید

 ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۹
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مشهدی واره

مو سیریش توُوُمو همیشه و هرجایی توم
مو سر تعظیم وُ قامت خَم بر درگاهی توم

تو همو منظره ی گلایِ توی تصویری
تویی قندم تو نباتوم، مو《 لیوان چایی توم》

تو دلار مویی وُ تو پوند انگلیسومی
موهم او یه قرونوم پن زاریتوم ده شاهی توم

تو مثل او مامانا که با مگس کش مِزنن
مویم او سیبل هدف ... دیدن ادامه ›› های رد دمپایی توم

مو شوهر عمه ی تفلون تو فامیلوم ولی
عاشق خواهرزاده ی شوهر زندایی توم

یک نگاه به شنتیا کن جای دوری نمره
مو گرفتار نگاه خوشگله گه گاهی توم

تو بره ی مو یک اقیانوس آرامی و مو
خوش به حالوم که میون همه اینا ماهی توم


شنتیا🌹
مشهدی واره

مثل یه دروازه بان که صدتا شوت ره میگیره
دنیا با خوردن یک گل آبروت ره می گیره

شادی خوشی به دور بری هات هرچی دادی
مشه حُنّاق وُ میه راه گلوت ره می گیره

نم نمَک با حوصله سرت ره شیره مِماله
یک چار انگشتی فطیر مده کوکوت ره می گیره

مثلا به داداش بابات محبت مکنی
زن عموت در عوضش جلو ... دیدن ادامه ›› عموت ره می گیره

ِهمچو چوپونی که گرگی گلهِ اَش دِریده
توی بادیه دم نی و فلوت ره می گیره

شنتیا سرت ره بنداز پایین و راته برو
غم اینجه ره نخور که آرزوت ره می گیره

بیا باهم برم وُ یک شات قهوه بهت بدوم
کافئین مگن خوبه خواب قروت ره می گیره

شنتیا😅🌷🌱
مشَدی واره

آومدم خدمتتان بگوم یه چیز
بگوم ای خوشگلکوم یار عزیز

موره برزخ مکنه دوریه تو
انقدر که ندروم راه گریز

تو باشی تمام سال بهارومه
نبشی گیرم توی فصل پاییز

بخدا چی مشه گولت بزنم؟
تو ره عاشقت کنوم خیلی تمیز؟

اگه تو قسمت مو شدی که خب
اگه ... دیدن ادامه ›› نه که مکنوم دستومه جیز

بی تو سردیم مکنه با غوره ایی
با تو آتیش میگیروم بچه مویز

مو طرفدار پرو پاقرصتم
همه جز تو توی ذهنومن فریز

بیشتر از ایی جز به جزء مان نکن
دل شنتیا ره کردی ریز به ریز

بیا از خشکیه مزمن زمین
دست توی دستای هم برم ونیز


شنتیا🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از غم دوریِ یارِ زندگی
آمدم این نقطه از درماندگی

دل نمی بندم دگر بر غیر حق
چون که شیرین باشد او را بندگی

141❤

شنتیا🌹
گوگرد

تو چی دری که همش بگردتوم
عاشق پختگی و شگردتوم

ماهرانه دل ماره مبری
تویی استاد و مویم شاگردتوم

تو طلایی طلای سیاه خاورمیانه
ها اتیش پاره موهم گوگردتوم

مرکز پرگاری قربونت بُرُم
مو چی اُم خطی به گرداگردتوم

جادو کردی شنتیاره بد رقم
مات و مبهوت دعا و وردتوم


شنتیا🌱🌷
یَره به ما نُمُخُوری بُخوری قِل مخوری
شوخی کِردُم باباجان، یک چایی هِل مُخوری؟

چای ما تازه دمه، لب دوز و لب سوزه رفیق
داغه داغه بُخوری انگاری فِلفل مُخوری

بعد این بار که ما اینجه چاشنی خورِت مُکُنِم
هرچی هرجا بُخوری زهرِ هلاهل مُخوری

دیگه هیجا به طریقه یِ درستش نمیری
مثلا توی بدنسازی مُکَمِل مُخوری

یا نهایتش تو ایی کِشمَکِشایه ... دیدن ادامه ›› روزگار
موتور قراضه ایی وُ بازَم هِندِل مُخوری

یا که اِسقاط میشی وُ تو جاده های سرنوشت
به تور یک آدمه عاطِل و باطِل مُخوری

دل بهت دادوم که دل بجاش بدی دلبرکوم
ولی تو بی بی میای پایین، آسِ دل مُخوری

شعر شنتیاره یک بار دیگه جدی تر بخوان
شوخی کردوم باباجان، یک چایی هِل مُخوری؟

شنتیا🌺
مدرسه میناب


دوای درد بی درمونه موره خواب مِدِنه
تو بیداری دردومه کودک بی تاب مِدِنه

وقتی خوابوم انقدر فارغ از هیاهویوم
حالومه الاغی با خوردن تیتاب مِدِنه

تو اون شونزده ساعته عادیه هر روزه ی مو
جنگ با خودم ره مدرسه ی میناب مِدِنه

ایی که تو هم نبشی ... دیدن ادامه ›› کارد مرسه به استخون
تا جایی که عمقشه حاج علی قصاب مِدِنه

رنگ خونین جگریه دله بی صاحابومه
همو رسیده ترین دانه ی اناب مدنه

مزه ی لحجه ی مشهدی و شعر سردومه
بستنیه سنتیه تویه طلاب مِدِنه

شنتیا اینجه گرفتار چیه نمدونوم
ای گیر و گوره ماهیه سر قلاب مِدِنه

شنتیا🌱🌷
النا مقدم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

شنتیا دور شو از معرکه ی آدمیان
کار این خلق به غیر از زدنِ نیش تو نیست

شنتیا🌹
النا مقدم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مُوشُدی

یک شبی تو خیابون تهِ بازاره تَعبُدی
یک دوکون مونده به حجره یِ حاجیِ عَضُدی

سیخَکی کُنج دیوار تویِ خودوم قدم زَنون
یکی آشنا به نظروم آمد اویَم تو بودی

به ایی نشونی که شلوارِ مام استایله به پات
بالا تَنَه رَم پوشوندی خودته با یک هودی

تو خیالوم آمدوم توی چشات به گفتگو
از مو اصرار ... دیدن ادامه ›› و تو انکار، خاتونِ لنگرودی

یکهو حال روزای اول رفتنت شدوم
سیگارِ چهارُم کون به کونِ بعدِ سه دودی

ما که قاپته ندزدیم مخت ره نزدم
ولی تو مغز نداشتمان ره از ما ربودی

آخرش بهشت رضا مخوابوننُم افقی
مویی که سقف افق عشقه دیدوم عمودی

به عقیق سفید و کبوده دست شنتیا
حالا ما موندِم و یاد تو وُ قلبی کبودی

شنتیا🌹
طَرَقدَر

رگ خواب دلمو فقط یه دختر بلده
دختری که حالمو از همه بهتر بلده

روی قلبم رد انگشتشو آسون میشه دید
دقیقا حفظه منو، از همه بیشتر بلده

منو از کف همین لمکده که داخلشم
چون کف دست قشنگش تا طَرَقدَر بلده

گاهی وقتا نیت خیر یه خیریه ی شهر
گاهی وقتا هم شِرّارت می باره ... دیدن ادامه ›› شَرّ بلده

کوچه ی آشتی کنانِ باهاشو خوب بَلَدم
پیش چشم گریونم رقص با خنجر بلده

راه آگاهی و دیدن اصلا اون خط بریل
راه سمعک شدن سمعِ منه کر بلده

نرخ ما خیلی پایین و تورم داره اون
زربلاچه این تورم شدن از زر بلده

سرتونو درد نمی آرم عزیزای دلم
خلاصه شنتیارو ایشون سراسر بلده

شنتیا🌷
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به هر دری زدم که بگویم دلم کشیده برایت
دلم کشیده کنار تویی که می شوم بفدایت

تو می کُشی به دلبری ها و بنده می میرم
برای ناز و عشوه و کرشمه های به جایت

(مجتبی حیدری) شنتیا🌹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مگه ما چه چیزی از دنیا می خواستیم، که نداد؟
خواستن اونی که باید بود
وُ
تنها خوده اون👍
می تونست اینجوری مارو سوق بده رو به جنون
بودنش یه جوری درد داد بهم وُ نبودنش..
وای بیخیال

چه بگم من یا نگم درد داره والا به خدا
حالا از اینور بوم
افتاده دل اونور بوم💔✌

شنتیا🌱🌷




برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نیروی محرک

دلیلِ حرفِ مویه که شعروُمه شیک مُکُنه
مثل یک گلوله به مغز مُو شِلیک مُکُنه

هی میام پرهیزِ از زیاده گویی ها کنوُم
دو تا لبهای قِشَنگِش مارِه تحریک مُکُنه

مصرعِ بالایی وُ پایینِ هر بیتِِ موُره
بالا وُ پایینِ لبهاش پُرِ ماتیک مُکُنه

او تمامِ ثانیه هایه مدامه فکرُومه
پشت هم تویه سروُم ... دیدن ادامه ›› تاک مُکُنه تیک مُکُنه

تشنه مِبِره لبِِ چِشمه وُ تشنه میِرِه
عمریه که مارِه مغلوب با ایی تاکتیک مُکُنه

با دو تا دست مِزِنه پَس با پاهاش پیش مِکِشِه
موُره با خرجِ خُودُوم دعوته شیشلیک مُکُنه

شنتیاره با همی قد وُ قواره که دیدی
می گیره وُ تویه یک فِلَشِ شیش گیگ مُکُنه

او بِره یِ مُو عجیب غریب ترین جاذبه یِه
حِسُومه تبدیله به، یک عشقه آنتیک مُکُنه

شنتیا🌱🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زدم به هر دری که بگویم
دلم کشیده برایت

(مجتبی حیدری) شنتیا🌷🌱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای تولدم
اردیبعشق

به به از این آب انگوری که ساقی می دهد
پیک گبری و سبویم را به چاقی می دهد

آنقدر احساس نزدیکی به او دارم، مدام
حس یک همسنگر و یک هم اتاقی می دهد

از بهار اردیبهشتی در دل اردیبعشق
شامه ام را هدیه از عطر اقاقی می دهد

گاه گاهی آنقدر ابیات شعرم ... دیدن ادامه ›› خسته است
مزه ی یک جرعه ی تلخ عراقی می دهد

می رسد روزی که می آید به دنبالم اجل
هرچه باشد خاک من بر عمر باقی می دهد

روز هجده شنتیا را منتِ منت روا
زادروزش از کرامت اتفاقی می دهد


(مجتبی حیدری)شنتیا🌱🌷
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به ما روایِه بُخدا

پارتی بیچاره ها خودِ خدایه بُخدا
حساب ما از همه عالم سوایه بُخدا

عاشق جناب شهریار شعر پارسیوم
ولی سینه م خانقاهِ مولانایه بُخدا

اگه تشبیه نِبِشه، مثل حسین منزوی
غزلام گوشه ی دِنجِ اِنزوایه بُخدا

گاهی وقتا یک چیزایی روی کاغذ میاروم
که تو پنداری که مغزُم و ... دیدن ادامه ›› جابجایه بُخدا

دو تا از ابیات مارَم اگه گاهی بخوانِن
جای دوری نِمِره به ما روایه بُخدا

جایی دنبال کلام مُو نگردِن که هَمش
آخرش امضا به نام شنتیایه بُخدا


مجتبی حیدری(شنتیا)🌱🌷
حسین چیانی این را خواند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اینان که به ظاهر نگرانند
سوگند کم از جانورانند


مجتبی حیدری(شنتیا)🌱🌷
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
#کارگرم

بر بدن باز پری خسته ام
پاشنه چوبی به دری خسته ام

شش زبر سی پس اردیبهشت
بین ادیبان پسری خسته ام

پله ی توفیق ترقی تان
کارگرم کارگری خسته ام

روی به رقص نوک شمشیر قهر
تیربلا خور سپری خسته ام

مبدا من تیره و مقصد سیاه
عازم ... دیدن ادامه ›› در یک سفری خسته ام

اشرف مخلوق خداوندگار؟
نی بخدا کآن بشری خسته ام

دلخوشی قند چغندر به کشت
کام تهی از شکری خسته ام

صبر بنتوان که وعیدم دهند
بر بن دندان جگری خسته ام

نام و تخلص شده در شنتیا
قافیه ی باروَری خسته ام

بین درختان نکرده گناه
دست قلم در تبری خسته ام

شنتیا🌱🌷
حسین چیانی این را خواند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عزم را جزم کنان آمده پیرم شده او
خون دل خورده وُ از میل اسیرم شده و

چون رسولانِ رسالت به مسیرم شده او
انبیا گونه ترین نوعِ دبیرم شده او

شنتیا🌷🌱

روز معلم رو به عموی عزیزم و همه معلمان گرانقدر تبریک میگم
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مو سپاس گزار لطف بی کران اَحدوم
که رگ خواب شماره یاد گرفتوم بِلَدوم

مو همو کارگرِ باغِ قانعِ ساده دلوم
تویی سیب سرخ لبنانیِ توی سِبَدوم

با تو شاد و سرخوشوم از تو بیفتوم اگه دور
دو تا چشمِ خیسِ آبشارِ تَهِ اَخلِمَدوم

با تو حُرُّم یا حبیبِ بن مظاهر، وهَبوم
بی تو شمر و عمرعاصوم خولیوم عَبدُوَدوُم

یِک زِمین ... دیدن ادامه ›› بی صاحابیُوُم که افتاده کنار
تویی شیش تا دُنگ پایِ مُهر و مومِ سِندوم

نِمِدِنوم که دقیقا اینا چیه می نویسوُم
غزله؟ قصیده یِ؟ مثنویه؟ مُرَدَدُوم!

نِمخوام که من بُشُوم مُخوام که با تو ما بِشم
بِرء شنتیا شدن کنار تو در صَدَدُوم

خیلی گمنام تو خراسانوُم وُ شعر مُو تویی
شعرِ لهجه یِ غلیظِ شاعرایِ مَشهَدُوم

مجتبی حیدری(شنتیا)🌱🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات

تماس‌ها

mojtabaheydari708@gmail.com
09304016120