در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مجتبی حیدری
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:24:50
 

سپاس که میخوانید

 ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۹
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۱۲:۵۶
خدایا از جهان سیرم
وزین دامی که درگیرم

از این نا رو به سامانی
از این آشفته تقدیرم

تو دلسوز همه عالم
رهایم کن ز زنجیرم

رضایم در رضای تو
بیا بگذر ز تقدیرم

نه بد هستم نه مطلوبم
نه ناپاکم نه تطهیرم

گریبان چاک و پا کوبان
به زیر ... دیدن ادامه ›› رقص شمشیرم

خطاکارم خطاکارم
سراپا عذر تقصیرم

تو گر دعوت کنی من را
پر از لبیک و تکبیرم

اگر آید اجل سمتم
هزاران بار می میرم

نظر بر شنتیا بنما
کماکان طفلکی پیرم

برس بر دادم آن لحظه
که گردون می کشد زیرم

شنتیا🌹
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۰ شهریور ساعت ۲۰:۰۳
مردکی آن سوی آب و جمعکی این سوی آب
هر دو مغرورند اما این کجا و آن کجا

سازمانی در سیا و سازمانی رو سیاه
هر دو مامورند اما این کجا و آن کجا

کله ی آن کله زرد و مخرج مدفوع نوَرد
هر دوتا بورَند اما این کجا و آن کجا

با سر و ریش سپید و آن یکی کاخ سفید
هر دو کیفورند اما این کجا و آن کجا

عده ایی در قونیه و حوزه ... دیدن ادامه ›› های علمیه
صاحب تورند اما این کجا و آن کجا

جمع اینان یک طرف آن نا مسلمان یک طرف
هر دوشان زورند اما این کجا و آن کجا

از امورات چو من وز حال و احوال وطن
هر دوتا دورند اما این کجا و آن کجا

از یثار و از یمین بر مردم این سرزمین
هردو ناجورند اما این کجا و آن کجا

آن یکی گردن کلفت و شیخ ما اندر بلف
هر دو مشهورند اما این کجا و آن کجا

این احادیث دروغ و خارش پشت نبوغ
وحی وافورند اما این کجا و آن کجا

از تولد تا به مرگ بنشین بفرما بتمرگ
جمله دستورند اما این کجا و آن کجا

جبر در جغرافیا و جبر شعر شنتیا
هر دو مجبورند اما این کجا و آن کجا

شنتیا🌱🌷
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۱ شهریور ساعت ۰۰:۲۶
مو که اصلا از هم هیچ چیزی سروم در نمیه
هی مگوم خداره شکرش همی بهتر نمیه

دو کلام حرفه دلوم ره مثل یک شعر مخوانوم
مدنوم که پر طاووس به کبوتر نمیه

ولی خواهشا بیا ذوق موره کورش نکن
عزیزوم از مو دیگه بیشتر از ایی بر نمیه

ایی که از مو تو توقعات بیشتری دری
مثل مرغیه که هرچی بگی بپر نمیه

"تکیه بر جای بزرگان ... دیدن ادامه ›› نتوان زد به گزاف"
ایی کت گشادیه به تن اَنتر نمیه

اگه باهم ماره توی یک ترازو بذرن
هر چی باسکول بکنن بازم برابر نمیه

تویی استاد و مو از عمق دلوم شاگردتوم
ولی ایی ضعیف کشی ها به سکندر نمیه

خلاصه شاعری از ایی شنتیا در نمیه
شعر او توی کتاب هیچ که تو دفتر نمیه

شنتیا🌹
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مرداد ساعت ۲۳:۳۸
سرسام

از نور خداوند خود الهام گرفتیم
تا اشرف مخلوق خدا نام گرفتیم

در سر هوس گپ زدنی بود که پا داد
اینگونه قلم در ید اقدام گرفتیم

از قدرت ما فوق بشر گونه ی یار است
نیروی عجیبی که در اندام گرفتیم

هر جا که قمر بود در عقرب به توسل
افتاده به درگاهش و بس وام گرفتیم

گفتند که مستی و تو را حد الهی است
ای بی خبران از خود او جام گرفتیم

ای شیخ شده گوش من از این سخنان پر
بس کن بخدا جان تو سرسام گرفتیم

شنتیا🌹
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۰ مرداد ساعت ۲۳:۴۲
نگین روی انگشتر تو هستی
میان تاج اندر سر تو هستی

تو ای شیرین زبان ای با نمک جان
برایم از همه بهتر تو هستی

شنتیا🌹
۰۲ مرداد ساعت ۲۰:۴۶
پسرها و دخترهامون

میگی اصلا که جهان جای ما نیست
مُردِم وُ هیچکی تو دنیای ما نیست

جای خیلیاره انگار که ما اشغال مُکُنِم
اگه ایجوریی باشه کسی به پهنای ما نیست

ایی چی بخت نادَخیه بره دخترای ما
کفشی اندازه ی پایِ سیندرلای ما نیست

آخ الهی مو بمیروم که ایی روز نبینوم
انگیزه ایی بره ی بچه پسرهای ... دیدن ادامه ›› ما نیست

هی از ایمان و امید بره ی ما حرف نزَنِن
ایی حروفی که مِگِن توی الفبای ما نیست

نمدِنوم بابا نان داد تو کتابا هست هنوز؟
ولی تو واقعیت تو دست بابای ما نیست

همی اسم توی شعروم مِمانه وُ آخرش
اثری از رد اَنگشتم وُ امضای ما نیست

هر موقع که یاد شنتیا اومد خاطرتان
حمد و توحیدی که بیش از ایی تمنای ما نیست

شنتیا🌹
۲۸ تیر ساعت ۱۸:۴۲
جون جدت

مُخوام اینجه بُدُومِت یک نَمه پَندِت، خفه شو😳
بالا نَنداز خَم اَبرویِ کِمندِت 🤨خفه شو

گوش کن اول ببین اصلاً که چیا بهت مُگوُم
قبل ایی که بیشینی تویِ سِمَندِت🚘 خفه شو

چِل وُ چار گَزَم زبون دِری ماشالله بُوخُدا😒
باشه خاطروُم که دود کُنوُم سِپَندِت🙄 خفه شو

سرِ سبزِت ره زِبونِ سُرخ تو به باد مِده
پس ... دیدن ادامه ›› بیا هیچی نگو وُ جونِ جَدِت👳‍♂🧌 خفه شو

گول هیکلِ تو خالیت ره نِخوری یک زِمان
دست زیاده رویِ دستِ تَنومَندِت💪 خفه شو

اگه مِخِی که همیشه احترامِت بِذِرَن
نره بالا فشارت، نَیُفته قَندِت🤒 خفه شو

سر به سر شنتیا نذار که یک وقت وا نشه
سِگَکِ رویِ کِمَربَندِ بلَندِت😜خفه شو🗣😂

شنتیا😅🤚
۲۶ تیر ساعت ۱۳:۵۸
چل بهار

یک درخت چِل بهاروُم حسرتِ میوه دِروُم
بره که سرپا بمونوُم بگو چی شیوه دِروم؟

بُخدا که عمریه با کفش پاره دوییدُم
از همی نون حلال فقط دو جفت گیوه دِروُم

مثل یک زن شوهر مُرده تو فامیل شلوغ
خاطرات خیلی تلخ از واژه ی بیوه دِروُم

از همو کودکی پیرمردِ زندگی شدوُم
خون دل خوردوُم وُ جای ... دیدن ادامه ›› جیگروُم جیوه دِروُم

قد ایران کهن غم دِروُم وُ بازم کمه
غصه جکیگور وُ بمپور وُ میرجاوه دِروُم

رفقا از حال و روز شنتیا چی مِدِنِن؟
مو درخت چِل بهاروُم حسرت میوه دِروُم

شنتیا🌱🌷
۲۵ تیر ساعت ۲۱:۰۲
مشهدی واره

بِزِنِم باغچهء خودمان ره با بیلِ خودمان
نِبِشِم قاضیِ دیگران، وکیلِ خودمان

بیِن وُ ایی چشم و هم چشمی ره بِذِرِم کنار
نون ماست سَق بِزِنِم ما از پاتیلِ خودمان

باغ مردم مال مردم ایی ره از قدیم مِگَن
پس بیِن راضی باشم ما به شیتیل خودمان

ما چیکار دِرِم که باختره ی او چجوریه
سرمان باشه تو ... دیدن ادامه ›› خربزه وُ تیلِ خودمان

به کسی پیله ی بیجا نکنِم تو ره خدا
قول بدم که هر کدوم باشم زگیلِ خودمان

واه وُ واه، افاده ها طبق طبق، خب به توچه؟
خواهشاً بیفتِم از خرطومِ فیلِ خودمان

عیسی به دین خودش موسی به دین خودشان
یک عصا ور دِرِم وُ بِرِم به نیلِ خودمان

بیِن ای خوشگلَکام به حرف شنتیا کنِم
تا که زندگی ما بِشه شَکیلِ خودمان

شنتیا🌷🌱
۲۵ تیر ساعت ۱۲:۴۳
سربازان بمپور💔


ای راز ما ای ساز ما ای دلبر ممتاز ما
ای بنیه ی تک تاز ما، تنها تویی دمساز ما

ای آخر و آغاز ما، وی دست در اعجاز ما
پرودرگار ناز ما، بین حُزن در آواز ما،

شد سرنوشت ما مَثل، با دست دیوی بی بدَل
خود در جدالیم و جدَل، همسایه مرغش غاز ما

قهری تو با ... دیدن ادامه ›› شیران چرا؟ ویرانه شد ایران چرا؟
ِغزه چرا؟ لبنان چرا؟ جان در کف اهواز ما

با دیدن دریای خون شد واژگانم واژگون
انا الیه راجعون واویلتا سرباز ما

لعنت به چشم شور ما بر دیدگان کور ما
بر باعث بمپور ما بر جمع تیرانداز ما

در غم بخوان با شنتیا، لطفی کن وُ دیگر نیا
حاشا کمی شرم و حیا، در پیش چشم باز ما

شنتیا🖤
نوشین پیشوا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۸ تیر ساعت ۰۱:۱۷
آمَدوُم خدمتِتان بُگوُم《 2 》

آمدوم خدمتتانِ 2😅

آمدوُم خدمتِتان بُگوُم رِئیس🤳
مو مخوامت چرا ساکتی و هیس؟😢

اگه بگی که موره دوسوُم دِری🤨
مُدومِت جایزه ی خوب وُ نفیس💯

او سمرقند و بخارا ره مِداد🙄
مو ولی بهت مُدوُم دوغ آلیس🥹

حتی فکرشم دیوِنَم ... دیدن ادامه ›› مُکُنه🙃
از خجالت شده اندام مو خیس🫣

ببین تبخال زده بس که جوش زدوُم😞
تَن وُ بِدَنوُم گرفته لک و پیس😨

شده غمباد غم نادیدن تو😔
به رگ و عُروقوُم افتاده واریس🤒

یا بگو دوسوُم دِری یا بُخُدا🗣
همی الان مِزِنوُم زنگ به پلیس😡

موره نخوای خدا سوسکت بُکنه😁
بگیری الهی کِرم آسکاریس🤣

بیا ای جانِ تمام غزلوُم😭
قلمه بگیر وُ خودت بنویس🙌

یادته گفته بودوُم بِرِم وِنیز؟🫰
این دفعه برم پاریس؟یا انگلیس؟🤌

دوتایی به کوچه ی بابک بِرِم👣
بعد از او وَرَم باهم بِرِم تِنیس🎾🏸

بیا شنتیا ره خوشحالش بکن🤩
نذار آدما بگن که نَتِنیس!💔
۱۶ تیر ساعت ۰۱:۳۲
ای شام ما ای روز ما ای شمع شب افروز ما
آگه به حال و روز ما تنها تویی دلسوز ما

دانی چه باشد سوز ما؟ می دانی از فیروز ما؟
شد منقرض پیروز ما، کشتند اینان یوز ما

ای تو تمام روح و جان وی آشکارا و نهان
آن وعده های آب و نان شد قوزبالاقوز ما

آه و فغان و الاَمان بر لب رسیده صبر و جان
از شر این جانوران این دشمن مرموز ما

از مردم پیشین ... دیدن ادامه ›› بگو  خطی فرست و زین بگو
با آن نکونام این بگو بر خاک خورده پوز ما

بین حال خوراسانمان، وضع بلوچستانمان،
مظلوم کردستانمان، دیگر چه ماند از خوز ما؟

مُشتی خرافه کارشان مکر و دغل هم یارشان
اعدام ما اِمرارشان حکام کینه توز ما

صورت ز سیلی ها کبود از جور این قوم حسود
وای از غم زاینده رود وُ آتش آغوز ما

از شنتیا وُ یک عجب، کز پیش روی وز عقب
هر لحظه دارد یک رکب این شیخ دست آموز ما

ای واقف بر خیر و شر، محفوظمان دار از تشر
یک گوشه دور از این بشر، چون پیر پالان دوز ما

شنتیا🌷
۱۴ تیر ساعت ۲۳:۵۶
چالش بداهه

مرحبا سینه که از جور زمان داد نکرد
داد و بیداد نفرموده و فریاد نکرد

نام حق نام خداوند که چشمم خندید
بغض مان اشک نشد دشمن ما شاد نکرد

ما به ناکامی وابستگی عادت داریم
ذله پرویز که یک رحم به فرهاد نکرد

آه از دام بلایی که گرفتارم کرد
وای بر او که مرا از قفس آزاد نکرد

بی نهایت گله از طالع و بدبختی هاست
که معین رقمی را تن اعداد نکرد

شنتیا وقت حیاتش به تو می اندیشد
معرفت نیست کسی را که ز ما یاد نکرد

شنتیا🌱🌹
۱۲ تیر ساعت ۱۳:۱۲
اسپرم خوش شانس

هست شاید به صَلاحَت مُتوَلِد نشوی
شوخ طبعی خدا بوده که در جِد نشوی

بوده حتما همگی مصلحت دور اندیش
رو به رو با من بیچاره ی والِد نشوی

توی این پهنه ی جغرافی ما پا ننهی
شاهد این بَرِ دنیا و شواهِد نشوی

بین ملیون عدد این شانس برایت محفوظ
که نیایی و بسیجی مساجد نشوی

مثل ... دیدن ادامه ›› من کارگر و زیر مصالح نروی
یا که عابِد نشوی عبد معابِد نشوی

تو نمک گیر خدایی و نمک پرورده
شاید این امر دخیل است که فاسد نشوی

کله ات باد نگیرد به خیابان نروی
چون جوانان دگر بی سر و ساعد نشوی

بر نیاری سر از این جا و به مانند دلم
پاره پاره دلِ چون دانه ی کنجد نشوی

شنتیا در غزلش عذر موجه دارد
گرچه با شعر و غزل هم متقاعد نشوی

شنتیا🌹
۱۰ تیر ساعت ۱۸:۵۷
در عشق تو من جور و جفا می بینم
گسترده ترین دام بلا می بینم

افسوس که فکری نتوانم برداشت
بر خود که اسیر و مبتلا می بینم


شنتیا🌹
۰۶ تیر ساعت ۰۲:۱۰
مشهدی واره

آمدن کُت گشادی کِردن از پُشت تنمان
خرمان کردند و نم نم مثل لاک پشت تنمان

ما که نیستم از ایی بیدها که با ایی بادها بلرزم جِغِله
کم ندیده بودم و نخورده بود مُشت تنمان

ولی حالا چرا ما یک پاره استخون شدم؟
دیگه یک سیر هم نمانده بخدا گوشت تنمان

تا که دست شنتیا تو دست تو باشه، بشه
پنجه ی خونین و رد پنج تا انگشت تنمان

ما که عشق وطنم و تن به ذلت نمدم
خداره چه دیدی شاید ایی وسط کُشتنمان

شنتیا🌹
۰۵ تیر ساعت ۱۶:۴۱
وقتی با خندیدنش منم می خندم یعنی عشق
اگه دلگیر باشه نیشمو می بندم یعنی عشق

وقتی شکستشو اصلا نمی تونم ببینم
وقتی با بردن او منم برنده م یعنی عشق

من که کوه کندم وُ چندتا کوهِ دیگه بین ماست
اما هنوز که هنوز دل نکندم یعنی عشق

اومدم که بپرم اون بَر جوی زندگی
حالا توی هفتا آسمون پرنده م یعنی عشق

ننشوندم حرفمو به کرسی هیجا یعنی چی؟
سر تو لجبازمو خیلی یه دنده م؟ یعنی عشق

شنتیا آب که یه جا راکت بمونه، چی میشه؟
اینکه من یکجا بمونم وُ نگندم یعنی عشق


شنتیا🌹
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ تیر ساعت ۱۹:۳۲
رضای حسین

چه فخر از این بِه که از برایِ حسین
نوشته این قلم بنده در عزایِ حسین

من اول از همه راضی به رضای خدا
و بعد آن به خداوند من رضای حسین

شما که دم ز حسین می زنید بردارید
دست از سر بنده های خدای حسین

جدا از آل علی نیست نیت مردم
قسم به آن سر از تن شده جدای حسین

برای ... دیدن ادامه ›› ما که تمامی ندارد ایشان لیک
چه غارتی که نکردید منتهای حسین

شما که دعوی پیغمبَری کنید امروز
شما که شمر خوئید و ادعای حسین

چگونه ناله کنید از جفا کاران؟
به قدتان که نکرده کسی جفای حسین

چنین جنایت بی سابقه که می کردید
کجا پسند حسین بوده و روایِ حسین؟

مرا به عشق حسین زاده اند و می میرم
چه باک اگر بکُشند شنتیای حسین

دست به سینه از اینجا بلند می گویم
السلام و علیکم به کربُ بَلای حسین


شنتیا
۰۲ تیر ساعت ۰۲:۴۰
شما هرچی بگی مو گوش می گیروم
چون که تا نشه فراموش می گیروم

تویه دو مهارت خاصی ندروم ولیکن
همچی چارنعل مدوم بره تو خرگوش می گیرم

حاضرم اول صبح گشنه بروم به سنگکی
بعدشم تشنه مروم بره تو آبگوش می گیروم

توی جاده تو سفر با تو به هرجا که باشِم
تو اراده کن بزن کنار مو آبجوش می گیروم

برم یک خانه ... دیدن ادامه ›› ی ویلایی که سوسکی ندره
اونجه هم پنیر مشوم توی تله موش می گیروم

تو چراغ شنتیا تو شامِ تاریکی ولی
فقط از تو بوسه ایی تو شب خاموش
می گیروم

حالا اگه مشه ده دقیقه مهلتوم بِدِن
ایی روزا حسابی گرمه زود به زود دوش می گیروم😅

شنتیا🌹
۰۱ تیر ساعت ۱۶:۵۹
کدام مُحَرَّم؟

ای بیش و ای کم ما، شورِ دَمادم ما
هستی بر غم ما، تنها تو مَحرَم ما

بر مرد و بر زن ما، بر خاک و میهن ما
بر زخم در تن ما، تسکین و مرهم ما

یارب ببین چه زار است، احوالمان چکار است؟
پنجاهمین بهار است، اینجا جهنم ما

سیلابه ایی روان شد ، ایران بی جوان شد
شد غصه و بیان شد، ... دیدن ادامه ›› این اشک نم نم ما

از خون خواهرانم، جان برادرانم
دی ما شد عیانم اصلِ مُحَرَّم ما

ای عشق از تو صادر، از قدرت تو قادر
افشار همچو نادر، دژهای محکم ما

جز این زبان مگردان، پاینده باد ایران
ای شنتیایِ نادان، الله وُ اَعلَم ما

شنتیا🌷
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات

تماس‌ها

mojtabaheydari708@gmail.com
09304016120