#کارگرم
بر بدن باز پری خسته ام
پاشنه چوبی به دری خسته ام
شش زبر سی پس اردیبهشت
بین ادیبان پسری خسته ام
پله ی توفیق ترقی تان
کارگرم کارگری خسته ام
روی به رقص نوک شمشیر قهر
تیربلا خور سپری خسته ام
مبدا من تیره و مقصد سیاه
عازم
... دیدن ادامه ››
در یک سفری خسته ام
اشرف مخلوق خداوندگار؟
نی بخدا کآن بشری خسته ام
دلخوشی قند چغندر به کشت
کام تهی از شکری خسته ام
صبر بنتوان که وعیدم دهند
بر بن دندان جگری خسته ام
نام و تخلص شده در شنتیا
قافیه ی باروَری خسته ام
بین درختان نکرده گناه
دست قلم در تبری خسته ام
شنتیا🌱🌷