شاهزاده شهر دچار غرور و آز شده و این سیاهی در درون او هر روز بزرگ و بزرگتر، تا تبدیل به یک دیو سیاه میشود، وقتی شاهزاده میبیند که مردم شهر پهلوان سهراب را دوست دارند و احترام او پیش مردم بیش از شاهزاده است تصمیم میگیرد کشتی در میدان شهر برگزار کند و او را خار و خفیف کند و برای این کار دیو درون خود را احظار میکند تا با پهلوان بجنگد اما...
توجه: شماره تماس از سوی گروه محترم اجرایی درج شده است و تیوال نقشی در عملکرد و پاسخ دهی آن ندارد.
- از همراه داشتن فرزندان زیر ۹ سال خودداری نمایید.