«آگنیتاژ» اثری درباره مهاجرت، رویای آزادی و رسیدن به آرزوهایی است که شخصیت اصلی نمایش در سرزمین خیالی آگنیتاژ به دنبالش میگردد. داود که حالا نام دیوید را برای خود انتخاب کرده برای رسیدن به آرزوهایش، خانه پدری را گرو گذاشته و حالا در کمپ مهاجران آگنیتاژ منتظر روز مصاحبه برای پذیرفته شده در این دنیای جدید است، غافل از اینکه اینجا آخر خط است و باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کند. با آمدن دریا خواهر داود به کمپ، پرده از رازهای برداشته میشود و قصه مهاجرت و رویای پرواز شخصیتها به نقشهای شوم گره میخورد که راه بازگشتی برایش نیست.