با توجه به ساعتی که در پاسخ قبلی به آن رسیدید، اگر رو به سمت کوههای شمال تهران بایستید، عقربهی کوچک آن، مسیر حرکت شما را مشخص میکند.
هر یک از شما در یک سمتِ نهر در وسط بلوار، قرار بگیرید و همزمان حرکت کنید. چهار نیمکت بشمارید و وقتی به نیمکت چهارم رسیدید:
- نفر سمت چپ به نیمکت نگاه کند؛ یک حرف انگلیسی روی آن قرار دارد.
- نفر سمت راست به نزدیکترین تابلو در خیابان نگاه کند و سومین حرف از آخرین سطر را بردارد و به حرف نفر سمت چپ بچسباند.
با کنار هم گذاشتن این دو حرف، چه کلمهای به فارسی ساخته میشود؟
اگر جواب رو پیدا نکردی در راهنمایی سوم میتونی ببینیش.
سالها پیش، شاگرد کفاش دلباختهی دختر تاجری در شهر شد. او جسارت به خرج داد و به خواستگاری دختر رفت، اما پدر دختر با پرخاش او را از خانه بیرون کرد. پسرک خشمگین نزد جادوگری در شهر رفت و از سر عصبانیت از او خواست دختر تاجر را طلسم کند تا دیگر نتواند دل به کسی بسپارد.
جادوگر «طلسم شش قلب» را برایش اجرا کرد و گفت: این از نیرومندترین طلسمهاست و تنها به دست زوجی عاشق باطل خواهد شد. آنها باید شش طلسم کوچک را یکییکی باطل کنند تا طلسم اصلی از میان برود.
هر طلسم معمایی در دل دارد که تنها با یافتن پاسخ آن از بین خواهد رفت.