در دهکدهای دورافتاده، نفرینی قدیمی نسلهاست که ذهن و سرنوشت مردم را به بند کشیده؛ دهکدهای که نادانی در آن به بخشی از زندگی تبدیل شده است.
با ورود لئون، معلم جوان، امیدی تازه در دل مردم جوانه میزند؛ اما شکستن این طلسم، به بهای رویارویی با ترسها، باورها و کسانی تمام میشود که نمیخواهند چیزی تغییر کند.
در سرزمینی که حقیقت زیر سایهی نفرین پنهان شده، آیا عشق و آگاهی میتوانند سرنوشت آدمها را تغییر دهند؟