ما اشیاء نیستیم.
ساخته شده نیستیم... ادراک شده ایم... ادراک کنندهایم... دریافت کنندۀ پدیدههائیم. موجودیتِ روبرو شده... مواجهشده!
اما اشیاء حاصلِ فرایندی ساخته شده اند. کاربرد دارند. در مکان مصرف میشوند و در زمان محدود.
این به اشیاء کاربردی تبدیل شدن، محصولش اضطراب، وحشت، اختلال و بیهویتی است. زباناش اغلب خشم را میفهمد و خشم، کلمات و جملات را مخدوش میکند. پس در چنین جهانی آنچه زبان ادا میکند از هر تفکر و تأملی عاری است. این درحالیاست که موجودیت ذاتی ما به تخیل و آزادی عشق میورزد، به دنبال خلق جهانی است که انسانها را با یکدیگر و با طبیعت به هماهنگی دعوت میکند، نه به تسلط.
ما اشیاء نیستیم...
ما به جهت داشتن اصالت و موجودیتِ نشانه محور خود، در مکان هموارهایم؛ در زمان، نامحدود.