«خم بار» تاوانیست که انسان بهخاطر گوش سپردن به زمزمههای تاریک ذهنش میپردازد؛ همان صدایی که بیوقفه میگوید «کافی نیستی»، «نمیرسی». این نجواهای سایهوار، آرامآرام بر آرزوها غبار مینشانند و مسیر رسیدن را خم میکنند.
این نمایش روایتِ کسانی است که جهان بیرون برایشان کمرنگ شد و زندگیشان بیشتر در راهروهای خیال و حافظه گذشت؛ جایی که هر قدم میان واقعیت و خیال معلق میماند.»