جمعی از مفسران گفته اند هنگامی که «اسماء بنت عمیس» همسر حضرت جعفر بن ابیطالب با شوهرش از حبشه بازگشت به دیدن همسران پیامبر (ص) آمد، یکی از نخستین سؤالاتی که مطرح کرد این بود: آیا چیزی از آیات قرآن درباره زنان نازل شده است؟
آنها در پاسخ گفتند: نه!
«اسماء» به خدمت پیامبر(ص) آمد، عرض کرد: «ای رسول خدا جنس زن گرفتار خسران و زیان است»!
پیامبر(ص) فرمود: «چرا؟»
عرض کرد: «به خاطر اینکه در اسلام و قرآن فضیلتی درباره آن ها همانند مردان نیامده است».
اینجا بود که آیه ۳۵ سوره احزاب نازل شد و به آنها اطمینان داد که زن و مرد در پیشگاه خدا از نظر قرب و منزلت یکسانند، مهم آن است که از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامی واجد فضیلت باشند.
از این رو مدتی بود این فکر، ذهن نویسنده را به خود مشغول کرده بود که، اگر خداوند میخواست با یک بانو سخن بگوید، به او چه میگفت؟
قرآن در مقابل بود و جستجوی آیاتی که مخاطبین آن دختران و بانوان باشند نویسنده را به دو دسته از آیات رهنمون گردید:
الف) آیاتی که بهطور مستقیم بانوان را مخاطب قرار میداد. (این دسته آیات از نظر تعداد در مقابل مجموع آیات قرآن، بسیار اندک است.)
ما به خوبی میدانیم که خداوند متعال، قرآن کریم را بهوسیله رسول امین خود جبرئیل به پیامبر امین خود حضرت محمد (ص) نازل فرمود و به این صورت باب گفتگوی خود با انسان را برای بار دیگر باز نمود. گفتگویی که در آن گاهی پیامبر را مخاطب قرار داده، گاهی از پیامبرش خواسته تا سخنش را به دیگران برساند، گاهی مستقیماً، انسانها، اهل ایمان، مردم و... را مخاطب قرار داده است!
👈در یک نگاه سادهلوحانه، امروز ما پیامبر اکرم ص را در میان خود نداریم تا بخش اول و دوم از آیات مذکور، کاربرد خود را داشته باشد، پس آنها را تنها از جهت کسب ثواب قرائت مینماییم. با این نگاه آیات بسیاری را در عمل، باید کنار بگذاریم که هیچیک از مفسرین و اندیشمندان قرآنی، این تفکر را نمیپذیرند.
👈در نگاهی پذیرفته تر، هر کسی که قرآن را میخواند، مخاطب قرآن است و خداوند در حال گفتگو با او میباشد. در واقع هر کجا خداوند از پیامبرش (ص) خواسته تا کاری را انجام دهد، اکنون ما هستیم که باید آن کار را انجام دهیم و اگر از پیامبرش ص خواسته تا پیامی را ابلاغ کند، امروز این وظیفه به گردن ماست که به ابلاغ آن پیام همت بگماریم.
🔹با پذیرش چنین دیدگاهی، از آنجا که گروهی از کسانی که به قرآن روی میآورند، بانوان میباشند، یک کمبود در ترجمههایی از قرآن، که در طول سالیان متمادی با تلاش و کوشش فراوان بزرگان و اندیشمندان و مفسران عالیقدر صورت گرفته، به چشم میخورد و آن کمرنگ بودن اشاره و خطاب به بانوان و مسئولیتهای آنان در میان ترجمهها میباشد.
... البته و صد البته که نباید به اسم شیوههای جدید، مرتکب خطا و انحراف شد و فهم ناصحیحی را به خواننده منتقل نمود ولی باید پذیرفت که محدود کردن قالب ارائه قرآن، برای آیندگانی که ما ذائقه و تمایلات آنان را در مطالعه نمیدانیم، قطعاً سنگی جلوی راه فهم و شناخت آنان از قرآن، خواهد بود.
✍شاید بتوان این نوشتار را بهگونهای از قبیل ترجمه آزاد، محتوایی و تفسیری محسوب نمود که اختصاصاً برای گروه خاصی (دختران و بانوان) نوشتهشده است. البته حجم این نوشتار از ترجمههای متداول بیشتر ولی هرگز به تفصیل و مبسوط بودن تفاسیر نمیرسد و نویسنده نیز قصد ارائه تفسیر را نداشته است.
ضمن آنکه نویسنده تلاش نموده تا مطالبی منسجمتر و آگاهیبخشتر از یک ترجمه تحتاللفظی را بهصورت مستقیم در اختیار مخاطبان خود قرار دهد و با مخاطب قرار دادن آنان، این گمان را، که شاید فلان آیه به بانوان مربوط نبوده و مسئولیتی متوجه بانوان نیست، نفی کرده و بر این تفکر خط بطلان بکشد.
این بود داستان کتاب «نامهای به دخترانم»
قطع کتاب: رقعی
تعداد صفحات : 238