نامهی دیگری به دستت رسیده: راه دور و درازی رو برای رسیدن به این نقطه طی کردی. در ایستگاه بعدی تمام قطعات این پازل کنار هم قرار میگیرن.
اما قبل از آن، این ایستگاه سرنخ آخر رو به تو هدیه میده: خانواده. تا انتهای پارک برو و در شمال غربی پارک وارد کوچه هشتم بشو و وارد کوچه هشتم شو، این کوچه پره از خانوادههایی که توی تکتک این خونهها زندگی میکنن. خانوادههایی که شاید عاشقانه کنار هم زندگی میکنن و یا شاید هم از سر اجبار و ناراحتی.
اینجا این فرصت رو داری تا به پیوندهای مهم زندگیت فکر کنی. شاید درست همینجا، توی سکوت این کوچه، متوجه بشی که چطور وجود آن خاطرات کوچک تورو ساختن و بهت شکل دادن.
خوب به جزییات خونهها دقت کن و گزینهای که میتونی پیداش کنی رو انتخاب کن.
به در خونهها خوب دقت کن.
نامهای به دستت میرسد، بدون آدرس فرستنده که در آن نوشته شده: تو اینجا غریبه نیستی. اما برای اینکه منظور اون رو بفهمی باید قدم برداری. هر ایستگاه چیزی به تو خواهد گفت که مدتها از یادت رفته بود. میدان کاج اولین نقطه است. این سفر رو شروع کن و خودت رو پیدا کن.
برای شروع به میدان کاج مراجعه کن.