مردی که نمی خواست ساکت بماند: در سال ۱۹۹۳ بوسنی و هرزگوین. یک قطار مسافربری توسط نیروهای شبهنظامی با هدف نسل کشی متوقف میشود. در حالی که آنها مسافران بیگناه را از قطار بیرون میکشند، تنها یک نفر از ۵۰۰ مسافر جرات میکند در برابر آنها ایستادگی کند.
یک داستان کوتاه: افسانه ای که رابطه بین انسان و گربه را دنبال می کند...
شغال ها و کرم های شب تاب:زنی در خیابانهای شهر نیویورک پرسه میزند، سوار اتوبوس و قطار میشود، در بارها و کافیشاپها مینشیند، محلههای متنوع شهر را تجربه میکند، در حالی که به زندگیاش، تنهاییاش، و عشق نافرجامش فکر میکند
لوکس کارنه: در این داستان، مصرف گوشت منوط به قبولی در یک آزمون شده است. یک خبرنگار جوان برای پوشش خبری این موضوع، با مشکلات و موانعی روبرو میشود