کلونیها هزاران سال است که با یک سنت زنده هستند: «ژل میراث». مادهای مقدس که از اولین ملکه به جا مانده و حافظهی تمام ملکههای پیشین را در خود دارد. وقتی ملکهای پیر میشود، شروع به ساختن ژل میراث برای جانشینش میکند تا دانش، قدرت و حق سلطنت را به او منتقل کند.
ماجرا از یک کلونی شروع میشود که در یک کتابخانه قدیمی قرار دارد. روزی سقف آنجا فرو میریزد و ملکه پیر ناگهان میمیرد و «تَهمور»، لارو (نوزاد مورچه) منتخب کلونی، جانشین جوان، با تغذیهی ناقص از ژل میراث تنها میماند. حالا در برزخی گیر کرده؛ نه یک مورچه کارگر یا سرباز است و نه یک ملکهی کامل. عمرش از دیگران بیشتر است، اما دریافت حافظهی هزاران ساله و تعلیماتش نیمهکاره مانده است.
پیش از مرگ، ملکه از رازی برایش گفته بود که او خودش در پی یک ماجراجویی از سرزمین مادریاش جدا شد و سفری طولانی را طی کرد تا به این کتابخانه رسید. فضای کتابخانه و اطلاعات کتابها او را شیفته خود کرد. در همانجا ماند و با استفاده از دانش کتابها، این کلونی را ساخت. درنهایت سفرنامه و نقشه راه خود را در اختیار تهمور، مورچه منتخب قرار داد. ملکه تلاش کرده بود برای حفظ خاطرات خود، تمام مسیر سفر را علامتگذاری کرده و تمام ماجراجوییهایش را در سفرنامه خود یادداشت کند.
اکنون، این نقشه و سفرنامه تنها راه نجات جانشین جوان و کلونی است. باید راهی را که ملکه پیر پیمود، دوباره طی کند تا به سرزمین مادری برسد و فرمول ژل میراث را از آنها بگیرد تا خود را کامل کرده و کلونی را از نابودی نجات دهد.
فرصت کم است. سفر از همین لحظه آغاز میشود.