سیاههای برای بی همه چیز ؛ فیلمی که همه چیز دارد و به معنای حقیقی کلمه فیلم سینماییست. اثری که داستانسرایی را با زیباییشناسی درهم آمیخته و محتوای فکری را به ارمغان میآورد البته برای آنانی که متفکراند. مفاهیم اجتماعی را بطوری در بروز ایجاد واقعه مطرح میکند که برای جامعه ایرانی دور از ذهن نیست چرا که اگر خود باعث بروز آن نباشیم ، شاهد بودهایم. از روابط انسانی، خیالی، رفتاری، خانوادگی که میتواند منجر به ایجاد عدالت یا انتقام شود. از قدرت فیلم همان بس که نمایشنامهای آلمانی را به فیلمنامهای ایرانی بدل کرده ، میزانسن را حقیقی بنا کرده و فرم توان ایجاد تعلیق را دارد. فیلمساز ریز به ریز همه چیز را چیده بطوری که نیازهای گذشته را با دیالوگ و وقایع پیش رو را با اتفاق به پیش میبرد اما مخاطب تا انتها نباید توان قضاوت داشته باشد.
مفاهیم روانی تاریخ معاصر ایران در مقیاس اجتماعی کشوری ، شهری، روستایی و حتی خانوادگی هیچ تفاوتی ندارد چون جامعه همان است چه کوچک و چه بزرگ فقط نیازهای متفاوت باعث تغییر زمانبندی رفتاری افراد میشود حتی در نوع برخورد شخص اول با درستترین شخصیت موجود داستان چون همه با نیاز زندهاند و ترس معمولا با فراغ بال و مجموعا بالاجبار ، دست به خواسته یک نفر میزنند چون هرچیزی را به هرطریقی به دست آوردن بهتر است.
اما احد جان عزیز داستان، شاید در معادل به معنای یکتا بودن باشد و در فیلم نماینده صافی و صدق چرا که آن کوچکترین عضو ناسالم در بین ناسالمترین افراد خود باعث تلنگری در فضای فکری و هنجار رفتاری ما شود که تنها بودن درهرصورت بهتر است.