خسته نباشید میگم به تیم خوش ذوق و دوست داشتنی مخاطرات.
با عنوان کردن این موضوع که پیش از تجربه این اجرا ، چند باری نمایشنامه ی جذابش رو خونده بودم، قدرت خلاقیت و تفاوت بینش کارگردان منو متحیر کرد، کلمات و رخداد ها در یاد من بود، اما اتفاقی که روی صحنه افتاد تمام اون کلمات داخل ذهنم رو بی اعتبار کرد.
متن همون متن، ایده همون ایده، اما چیزی که تصور میکردم تحت هیچ شرایطی قابل قیاس با چیزی که دیدم نبود و در عجبم که چه مهارت و اندیشه ای در بازیگر و کارگردان تونست تا این حد من رو غافلگیر کنه.
هماهنگی و توازن بازیگر ها با هم به قدری عجیب بود که گویا صرفا یک اگاهی بودن در دو کالبد ، از تسلط و انتقال احساساتی ماورایی به مخاطب که تصور وجودشون حتی در وجود خود بازیگر هم عجیب بود بگذریم، از بیان درست و جذاب دیالوگ هایی که بیان کردنشون در حالت عادی و از روی متن هم دشواره چه برسه به حفظ و اجرای بدون اشتباه اونها با چنین سرعت و صراحتی به هیچ عنوان نمیشه گذشت.
عملکرد درست و دقیق صدا و نور باتوجه به همراستایی محل قرارگیری پنجره اتاق فرمان، بازیگر و تلوزیون، فقط و فقط نشون دهنده ی تمرکز و تسلط اتاق فرمان بود و بنظرم عدم اشتباه و تاخیر در این مورد شایسته ی تقدیره.