نمایشنامهی "موقتیها" نوشتهی الیاس کانتی به جامعهی خیالی میپردازد که دیگر از مرگ غافلگیر نمیشوند، بلکه زمان مرگ خود را میدانند و میتوانند از آن به طور مؤثر استفاده کنند. هر کسی آویزی بر گردن دارد که تاریخ مرگ خود در آن نوشته شده و هیچ کس به جز مامور قانون حق ندارد آن را بر ملا سازد. تا اینکه یک نفر شک کرده و این وضعیت را زیر سوال میبرد و... او ادیپ وار به دنبال حقیقت میگردد و آیا پیدا کردن حقیقت شادی و آزادی را به جامعه بر میگرداند؟