«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
به نظرم یکی از متفاوت ترین و جالبترین نمایشنامهخوانیایی بود که تا حالا دیدم✨️ مطمئنم هر کی ببینه تحت تاثیر اجرا و نمایشنامه قرار میگیره 👌🏼
کمانچه و دفی که تو حین اجرا نواخته میشه خیلی روی اجرا نشسته عااالی شده
آرش یه نمایشنامه خوانی ساده نبود
اجرای گروه عالی و منسجم
اجرای موسیقی مخصوصا کمانچه
فرم ها
با اینکه متن سنگینه مخاطب عادی باهاش همراه میشه
خصوصا پرده های آخر خیلی ها تحت تاثیر قرار گرفته بودن
دست مریزاد به این تیم کار درست
«من از خاک جدا شدهام، و خاک از من جدا نشده...»
آرش باز آمده از ویرانی و راوی یک بیانیه فرهنگی.
او شصت دقیقهی تمام با رقص کلمات بهرام بیضایی از اسطوره و تاریخ عبور کرد و تک تک اعضای گروه با صدا و اجرای گرم و گیرای خود و با تکنیک کارگردانی فوق العاده مرتضی صباحی از اجراهای مرسوم و معمول نمایشنامهخوانی گذر کردند.
لذت بردم.
خسته نباشید به همگی
نمایشنامهخوانی «آرش» تجربهای دلنشین و تأثیرگذار بود؛ جایی که قدرت کلام، بازیهای درخشان بازیگران و نوای دلنشین ساز سنتی در کنار هم جان تازهای به اسطورهای کهن بخشیدند. هماهنگی موسیقی با فضای اثر، عمق و شکوه خاصی به روایت داده بود و بازیگران با اجراهای باورپذیر و پرحس خود، مخاطب را به جهان آرش و معنای ایستادگی نزدیک کردند. در کنار همهی اینها، نگاه و هدایت هوشمندانهی کارگردان بود که توانست میان روایت، موسیقی و بازیها هماهنگی دلنشینی ایجاد کند. خسته نباشید به کارگردان و تمام گروه اجرایی که با عشق، هنر و ظرافت، چنین تجربهی ارزشمندی را رقم زدند.
نمایشنامهخوانیِ «اَرش»، آمیزهای دلنشین از ظرافتهای اجرایی، کارگردانیِ درخشان و نوای سحرانگیز ساز بود؛ همنواییِ کلام و موسیقی که از آغاز تا پایان، مرا به وجد آورد و ذوقی وصفناپذیر در جانم نشاند.
سپاس از کارگردان اثر و یکایک بازیگران که با خوانشِ اثری ماندگار، شبی بهیادماندنی آفریدند و با هنر خود، خاطرهای ارزشمند در ذهن و جان ما به یادگار گذاشتند.
تجربه خیلی خوبی بود، نقش خوانان به شدت با کاراکتر همخوانی داشتند و جدای از نقش خوانی خوب، بازی و اکت ماریان (فرشته سلیمانی) به شدت متفاوت و سطح بالا و تقریبا تئاتر بود. مرسی از تیم خوب خانم بیرانوند
نمایشنامه آنقدری خوب بود که کتاب خوب بود اما،،، اجرای نمایشنامه خوانی این اثر چیزی فراتر از خوب بود.
تفکیک آسان و آشکار دو مولفه عقل و احساس را به سادگی در بازی و دیالوگهای دو خواهر میشد دید.
پس از آن اما لذت بردن بود و تفکر. اینکه بفهمی دنیا درد را به هر دو کاراکتر روا میدارد. لذا احساس، عقوبت میبیند چون سورپرایز میشود و عقل باقی میماند چون آمادگی دارد.
در مکتب رواقیگری فیلسوفی به نام سنکا چنین میگوید که همواره در نهایت خوشی نیم نگاهی به درد داشته باشید.
زیرا سورپرایز شدن از درد گاهی زمینگیر مان میکند.
با فاکتور گرفتن از کلام بسیار این اجرای زیبا را به شخص خانم کارگردان یا سرکار خانم بیرانوند و البته مابقی عوامل تلاشگر تبریک میگویم.