۴ روز پیش، یکشنبه ساعت ۲۲:۰۸
نمایشنامه آنقدری خوب بود که کتاب خوب بود اما،،، اجرای نمایشنامه خوانی این اثر چیزی فراتر از خوب بود.
تفکیک آسان و آشکار دو مولفه عقل و احساس را به سادگی در بازی و دیالوگهای دو خواهر میشد دید.
پس از آن اما لذت بردن بود و تفکر. اینکه بفهمی دنیا درد را به هر دو کاراکتر روا میدارد. لذا احساس، عقوبت میبیند چون سورپرایز میشود و عقل باقی میماند چون آمادگی دارد.
در مکتب رواقیگری فیلسوفی به نام سنکا چنین میگوید که همواره در نهایت خوشی نیم نگاهی به درد داشته باشید.
زیرا سورپرایز شدن از درد گاهی زمینگیر مان میکند.
با فاکتور گرفتن از کلام بسیار این اجرای زیبا را به شخص خانم کارگردان یا سرکار خانم بیرانوند و البته مابقی عوامل تلاشگر تبریک میگویم.