درود فراون
خسته نباشید میگم به تمام عوامل روی صحنه و پشت صحنهی این اجرا و برای همه آروزی موفیقیت دارم.
صحبتم رو با تئاتر فقر شروع میکنم.
در
... دیدن ادامه ››
این اجرا کارگردان سعی کرده بود از سبک و شیوه اجرایی تئاتر فقر بروک استفاده کند تا کمبودهای دکور و صحنه را پر کند. بازیهای کاملا رئالیته هم بیشتر این شیوه اجرایی رو نشون میداد. ولی خب چند عامل تماما این شیوه اجرایی رو خراب کرده بود.
۱- کارگردان تماما سعی کرده بود به زور هم که شده از امکانات صحنه استفاده کند. با این که فقط با قرارداد بین صحنه و مخاطب میتوانست نتیجه بهتری بگیرد.
۲- تعویض صحنه های طولانی و بیمورد(از این جهت بی مورد که دیوارها همون دیوار بودند ولی فقط زمین تغییر میکرد.
مبحث دومی که میخوام راجبش صحبت کنم ریتم روایت کارگردان از متن است.
روایت وجود داشت ولی بدون ریتم.نه اینکه ریتم بد باشه. ریتمی بر روی روایت وجود نداشت! و این باعث از بین رفتن تکه های مهمی از روایت میشود.
به طور واضح این نبود ریتم را بر روی روایت داستان قابل توضیح است.
اجرا حرکات بدن بازیگرها شروع میشود. بازیگران به صورت خطی در ۳ نقطهی پایانی صحنه ایستاده اند.
بازیگر سمت چپ(آقای حسنزاده) با تمپوی بالای بدنی است.و دو بازیگر بعدی به ترتیب کند تر میشوند.
بعد از اتمام این صحنه هیچ نقطه اتصالی و هیچ پیوستگی با صحنه وروود معماران ندارد.
ایجاد کنش های نمایشی بین فری و شادی کاملا تصادفی است و صرفا صحنه پر کن میشود.
سکوتها در بی دلیل شکسته میشوند و بی دلیل به وجود میآیند.
حرکات بازیگر ها روی صحنه بدون برنامه ریزی است وگاها دیالوگ ها از حرکات ۵ قدم عقب تر یا جلو تر اسست.
و باز هم نقطه ضعف اصلی این نمایش تعویض صحنههای خیلی طولانی همهی روایت را از بین میبرند.
بحث سوم متن هست.نویسنده عملا فقط همه چیز رو کنار هم چیده تا صحنه آخر پیش بیاید.
متنی خارج از علت و معلول های درست.
و با تمام اینها امیدوارم حال دلتون خوب باشه و روز به روز پیشرفت کنید.