در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | فاطمه زارع درباره کنسرت-نمایش کلنل: بد. واقعا بد. پاره‌های از هم گسیخته‌ای که اصلا شکل نگرفته بودن. فق
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 20:45:13
بد. واقعا بد.

پاره‌های از هم گسیخته‌ای که اصلا شکل نگرفته بودن. فقدان گره. فقدان داستان.

کاراکترهای سطحی که هیچ همراهی و عاطفه‌ای رو برنمی‌انگیختن. انقدر تخت بودند که توی هیچ مرحله‌ای از نمایش، احساساتشون برای مخاطب مهم نمی‌شد. ارتباط‌هاشون ذره‌ای شکل‌ نگرفته‌بود. (نوع ارتباط عارف و کلنل واقعا روی مخ بود:) از بس به یک شکل تکرار می‌شد. با خنده‌های یکسان واداهای یکسان و...:) ارتباط عاطفی کلنل با هردوتا نازنین بیاتی‌ها (!) خیلی سطحی و شتابزده شکل گرفته بود.)

ریتم کند و یکنواخت از اول تا آخر نمایش.

فرم‌های مثلا نمادین خیلی ابتدایی. و عنصر «اسب»! افکت صدای خنده‌دار اسبها، بسیار خام و حل‌نشده ... دیدن ادامه ›› در اثر، پرفرمنس تکرارشونده‌ی ضعیف اسبها. -ولی سرهای اسبی که ساخته بودند واقعا جذاب بود و رعب‌آور؛ حیف.-

پرفرمنس سربازها با لغزش و ناهماهنگی و سادگی ابتدایی ضعیفش.

مونولوگ، مونولوگ، مونولوگ. مونولوگ‌های خام، بیشتر راوی‌گونه، رو به تماشاچی، هرلحظه از هر کاراکتری، طوری که بیشتر نمایانگر ناتوانی نویسنده در ایجاد کنش و دیالوگ و جنبش در داستان بود تا هنری بودن و مثلا مدرن بودن.

تپق‌ها و سوتی‌هایی که تموم نمی‌شدن متاسفانه. مشکلات‌ هاش‌اف‌ و روشن موندنش و پخش واضح صدای پشت صحنه!

و حال و هوای مارول‌گونه و ابرقهرمانی سالن، با لیزرهای سبزی که عوامل مینداختن سمت گوشی‌هایی که تصویربرداری می‌کردن! از پایین به بالا و از ته سالن به جلوی سالن نشونه‌گیری می‌کردن. هیجان‌انگیزترین بخش نمایش بود به نظرم.

صدای آقای معتمدی بی‌نقص و فوق‌العاده بود.

متن شعری که آخر نمایش خوانده شد واقعا ضعیف بود و ضعفش در کنار تصنیف‌های ماندگار و مهمی که در نمایش خوانده شد بیشتر هم به چشم می‌اومد و آزاردهنده‌تر می‌شد.

در مجموع کارگردانی و نویسندگی کار بسیار ضعیف بود و بازی‌ها هم تحت تاثیر این عوامل آسیب‌ دیده‌بودن. (اگرچه تپق‌ها و حفظ‌نبودن‌ها و در زمان اشتباه‌ دیالوگ‌ گفتن‌ها، بحث دیگری است که به خود شخص مربوط می‌شه.)