به به واقعا ادم کیف میکنه یسری جوانه خوش اتیه کنار هم جمع شدن و انقد پرتلاش به اجراشون انرژی میدن افرین به اقا ناصر صوفی بخاطر اینهمه ریز پردازی بکار خسته نباشین ، روزهای اینده هم میام ، ببینمتون و کیف میکنم🫡❤️❤️❤️
روایت خیلی زیبایی بود و جملات متن نمایش خیلی قوی و تاثیرگذار بود. بازی ها خیلی قوی و حرفه ای بود خصوصن زبان بدن و ایفای نقش بازیگری که در نقش نگهبان درخت بود ( نابینا) خیلی جذاب بود و اون صدای زنگی که در خلال نمایش اجرا میکرد حس دلهره و هم ذات پنداری در مخاطب رو به خوبی منتقل کرد. با وجود مفهومی بودن متن نمایش بسیار لذت بردم و از تک تک جملات نمایشنامه یادگرفتم. خسته نباشید میگم به بچه های گارِس.
قوی و رو به جلو ادامه بدین💪🏻❤️
روایت خیلی زیبایی بود و جملات متن نمایش خیلی قوی و تاثیرگذار بود. بازی ها خیلی قوی و حرفه ای بود خصوصن زبان بدن و ایفای نقش بازیگری که در نقش نگهبان درخت بود ( نابینا) خیلی جذاب بود و اون صدای ...
سلام و خسته نباشید به همه ی دوستانی که در برگذاری این تئاتر جذاب شرکت داشتند من تابه حال تئاتر نرفته بودم اولین تجربه ی من بود و برای اولین تجربه خیلی این تئاتر عالی بود تمام بازیگر ها نقش هاشونو خیلی عالی بازی کردند مخصوصا نگخبان درخت که از اول شروع تئاتر درصحنه حضور داشتند و توانسند تمامی اکت های خودشون رو ب درستی انجام بدهند.
موفق باشید
سناریو و نمایش:
در این تئاتر میتوان گفت که نمایشنامه در یک مسیر بین واقعیت و خیال (رویا ویا خواب) جا به جایی دارد. که در حین اجرا ممکن است مخاطب به صورت کامل متوجه آن نشود. اما در جابجایی شب و روز کاملا انجام کار دقیق و درست بود. تفاوت بین دو شهر در داستان از روی بازیها و دیالوگها کاملاً مشخص بود و نمایش به خوبی سفر به شهر خوشبختی و پر آبی دیسا را نشان داده بود. و در شخصیت پردازیها خیلی سلیقه به خرج داده شده بود. و برای ... دیدن ادامه ›› هر نوع تفکر و عقیدهای و شخصیتی رو به وجود آورده بود. و از همه جذابترین بود که مشکل و گره داستان به خوبی مشخص و به تصویر کشیده شده بود. اما برای من یک بخش مبهم مونده که داستان سوارکار ها چی بود آیا اونها بودن که باعث نابودی قلعه شهر گارس شده بودند. و جا داره بگم یلی جاها جدالهای بین بازیگرها چه با خودشون و چه با دیگران خیلی در فراز و فرود داستان جذابیت ایجاد کرده بود.
اکت ها و بازیگران:
متاسفانه من به دلیل نداشتن حافظه خوب اسم دقیق کاراکترها را به خاطر ندارم. اما باید بگم که فردی که ظاهرا سر کچل و نقش غلام پادشاه گارش رو داشت به معنای واقعی باعث دگرگونی و درون بنده شد که چگونه میشود یک آدم منجی نیاز و غلام باشد و در رابطه با نقش خانم در شهر دیسا خیلی خوب رفتار و بازی کردند که به من احساس مدیر بودن را منتقل کردن مخصوصاً زمانی که گفت «شما از خدمات اینجا استفاده کردین و حالا باید در ازای اون کار کنید». در رابطه با بازیگری که نقشی رو بازی میکرد که به ضد همه بود و از خدا و دیگر عوامل مثل اون درخت توقع نداشت و روی نیروی نفس و انسانی حساب باز میکرد اون زمانی که با مردم مخالفت میکرد دقیق بود و بینظیر در صدا و دیالوگ فراز و فرودهای دقیق و درستی رو به نمایش گذاشت در هنگامی که او همراه یکی از مردهای شهر گارس به شهر دیسا رفتن او توانست خیلی خوب به بنده حس تشنگی که میکشید رو انتقال کنه و به شدت روی من اثر گذاشت در رابطه با مخالفتهایی که با خواهر خود داشت هم بینظیر و درست عمل کرد. فردی که نقش روستا زده رو بازی میکرد در نظر من فرد بسیار توانمند آمد که با اکتهای خود در زمانهای شب نمایش بسیار خوب بود و در رابطه با دیالوگیهای او بسیار لذت بردم که تونسته بود خیلی دقیق اثرگذار دیالوگ بکنه. در رابطه با خانمی که نقش مادری را بازی میکردند که فرزند خود را به خاک سپرده بود و احساس گناه میکرد به قدری خوب به تصویر کشیده شده بود نقشش که من واقعاً این احساس رو کردم که ایشون داغ فرزند دیدند. در رابطه با خانمی که چشمبند داشت بگم که ایشون به همراه مردی که نقش همسرایشون رو داشت باید بگم که هر دو توانایی این رو داشتن که گرمی و خوشمزه شدن اجرا رو دوچندان بکنند و همینطور اجرا رو دلنشینتر بکنن و خب مرد که هم در اول اجرا خیلی تاثیرگذار بود و هم در آخر که شروع و پایان به اصطلاح با دیالوگهای. و دیگر بازیگران که در آن صحنه بودند تماماً تلاش خود را در بهترین بودن کردند و موفق هم شدند که بهترین باشند.
حس دریافتی من از نمایش:
من از این نمایش حسهای مختلفی گرفتم بعضی جاها حس تنفر از بعضی افراد حس خشم حس خشم آنها احساسهای دلخراش و ناراحت کننده که گاهاً مرا به گریه انداخت و از همه مهمتر حس تشنگی و از دست دادن مردم و عزیزان من از این نمایش دریافتم که چقدر اعتماد بیجا به ناشناسان میتواند آسیب زا باشد نه تنها برای من بلکه برای دیگران من دریافتم که چقدر میتونه تاب آوری و امید در شرایط بحران مفید و اثرگذار باشه دریافتم که حس خوشی پس از سختی چقدر باعث خودخواهی و خودپسندی میشه من یاد گرفتم که به جای تکیه کردن با تمام وجود به پروردگار از خودم و اطرافیانم نیز کمک بخواهم و دریافتم که چقدر از دست دادن عزیز حتی برای سنگدلان چه فشار و تاسیانی به همراه دارد.
با عرض پوزش بابت به یاد نداشتن نام نقشها و در آخر، باید بگم این اجرا بی بینظیر و کامل بود با تشکر از شما عزیزان که همچین چیزی رو خلق کرده بودید.
دست نوشتهای در رابطه با تئاتر شما از بازیگر تازه کار تئاتر امیر محمد عظیمی.
سلام و خسته نباشید خدمت همه عوامل گارس
بسیار لذت بردم از دیدن این کار متفاوت
طراحی صحنه مینیمال و جذاب
بازی خوب بعضی از بازیگرها
کارگردانی و نویسندگی عالی و تاثیر گذار بود
طراحی صحنه در بدو ورود خیلی تاثیر گذار
نمایشنامه نگاه خلاقانهای داره به خرافات، دیکتاتوری، ظلم پذیری و ظلم ستیزی. اکثر بازیگرا خوب ظاهر شدن و مشخصه برای نقش هاشون زحمت کشیدن. در مواردی بیان بازیگران ضعف جدی داره که عملا دیالوگ ها رو نامفهوم میکنه که امیدوارم اصلاح بشه. دم همه گرم