گاهی تو موسیقی ایران یهسری آدمها پیدا میشن که انگار نه عشق موسیقی دارن، نه صدایی که حال آدم رو خوب کنه؛ فقط دنبال اینن که معروف بشن. آهنگهاشون مثل خمیازهٔ صبح زود بیحال و کشدار، بدون حس، بدون حرف. انگار کسی روی یک ملودی نصفهنیمه فقط نوشته: «بچهها منو ببینین!»
اینجور خوانندهها معمولاً با سروصدا و تبلیغ و شلوغکاری بالا میان، اما وقتی نوبت آواز میرسه، صداشون مثل بادکنک بادشدهایه که اولین سوزنِ نقد میترکونه. نه عمقی، نه تکنیکی، نه حرفی پشت کارشونه. فقط یک مشت کلمات تکراری و ملودیهای دستدوم.
ولی خب، مردم گوششون کمکم گرم میشه؛ میفهمن چی واقعیه و چی مصنوعی. آخرش هم همین خوانندههای بیرمق جاشونو میدن به کسی که واقعاً برای موسیقی زندگی کرده. زمان همیشه تکلیف صداهای الکی رو روشن میکنه.