به من چه تمام فصلهای سال
دنیا گل و گلزار شود؟!
هیچ توفیری برای من ندارد
و انگار کنج زندان است جهان
حتا اگر زمستانش نیز بهار باشد
...
به من چه که در سرمای زمستان
لالههای سرخ بشکفند
بهار هم برای من خزان است
و هیچ زیبایی در آن نمیبینم
...
من زمانی که از تو دورم
نه لذت و نه زیبایی در بهار
... دیدن ادامه ››
نمیبینم
حتا لحظهای
تن و روحم رنگ آرامش به خود نمیبینند
...
اما هرگاه که با تو باشم
در زمستان هم گلبوتهها جوانه خواهند زد
هرکس که چنین چیزی را باور ندارد
بیشک انسانی دروغگو و ریاکار است.
شعر: #پشتیوان_میرعزیز
ترجمه: #زانا_کوردستانی