برای این نمایش زحمت و انرژی زیادی صرف شده بود و این تلاش کاملاً مشهود بود. با این حال، شخصاً نتوانستم ارتباط خوبی با ساختار اثر برقرار کنم. خط داستانی برایم چندان شفاف و منسجم نبود و جابهجایی میان فضای کمدی، ملودرام و تراژدی گاهی آنقدر ناگهانی بود که مانع شکلگیری یک هویت مشخص برای نمایش میشد. در نتیجه، اثر بیشتر شبیه مجموعهای از صحنههای پراکنده بود تا روایتی یکپارچه.
همچنین برخی شوخیها بیش از حد دمدستی و متکی بر شوخیهای کلامی ساده بودند. بهویژه استفاده از نقص بیان یکی از شخصیتها بهعنوان دستمایهی طنز برایم خوشایند نبود؛ زیرا احساس میکنم این دست شوخیها نهتنها به کیفیت کمدی اثر اضافه نمیکنند، بلکه مخاطب را از فضای نمایش دور میکنند. به نظرم میشد برای خلق موقعیتهای کمیک، از ایدههای خلاقانهتر و ظریفتری بهره گرفت.
در مجموع، اگرچه تلاش گروه اجرایی قابل احترام است، اما نمایش در دستیابی به روایتی منسجم و لحنی یکدست موفق نبود و با بازنگری جدیتر در ساختار داستان و جنس شوخیها، میتوانست بهتر از آنچه که اکنون هست باشد.