برای چندمین بار رفتم و دیدم؛ باز هم غافلگیر شدم، خندیدم، گریه کردم و لذت بردم. مگه کارکرد نمایش - هنر - چیزی جز اینه که قلاب نجاتی باشه به وقت سقوط؟!!! این نمایش دقیقا همون قلاب محکم و امنی هست که مخاطب - خسته و درمونده از روزگار - رو از سقوط به درهی ناامیدی و استیصال نجات میده. روایتی که روی صحنه گفته میشه روایت هر کدوم از ما ست؛ مایی که یه روزی یه جایی سر دوراهی عقل و احساس، منطق و عشق، رفتن و نرفتن، تسلیم شدن یا جنگیدن رسیدیم، راهی رو رفتیم و حسرت راه نرفته رو به جون خریدیم.
یه روزی « عشق یعنی حالت خوب باشه » و امروز « عشق یعنی پای انتخابت بمونی »