در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | Heliye درباره نمایش اولین نامه چطور نوشته شد: شگفتانه‌ای دیگر از مریم کاظمی امشب، آخرین اجرای نمایشِ شگفت‌انگ
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 11:02:20


شگفتانه‌ای دیگر از مریم کاظمی

امشب، آخرین اجرای نمایشِ شگفت‌انگیزِ «آخرین نامه چگونه اختراع شد» بود؛ اثری که بار دیگر ثابت کرد تئاتر کودک، فراتر از یک سرگرمی ساده، میتواند دریچه ای به عمق تاریخ، تخیل و احساسات انسانی باشد.

دکورِ ساده اما هوشمندانه، با کمترین عناصر، بیشترین مفاهیم را به تماشاگر منتقل میکرد. طراحی لباس نیز به‌شکلی شایسته و درخورِ موضوع نمایش، نه تنها هماهنگ با فضای تاریخی اثر، بلکه الهام‌بخش و خیال‌انگیز بود و شخصیت‌ها را بدون اغراقِ بصری، به تماشاگر میشناساند. نورپردازیِ دقیق و حساب‌شده، ... دیدن ادامه ›› با سایه‌روشن‌هایی ظریف، لحظاتِ احساسیِ نمایش را چند برابر میکرد و موسیقیِ متن، با صدایی شفاف و دلنشین، همچون نبضی نامرئی، فضای سالن را با ریتمِ درونیِ اثر هماهنگ می‌ساخت.

دیالوگ‌های نمایش، روان، شیرین و در عین حال پرمعنا بودند؛ زبانی که هم برای کودکان جذاب بود و هم لایه‌های پنهانِ داستان را به بزرگ‌ترها منتقل میکرد. اما آنچه بیش از هر چیز تماشاگر را میخکوب میکرد، اجرایِ بی‌پیرایه و صمیمیِ کودکانِ بازیگر بود. بی‌گمان هدایتِ این گروه از نونهالان در یک نمایشِ روبه‌رو (فیس تو فیس) و خارج از قابِ امنِ سینما، کاری بس دشوار و ستایش‌برانگیز است. مریم کاظمی، با شناختی عمیق از روحیاتِ کودکان، توانسته بود استعدادهای نهفتهٔ هر یک را شکوفا کند؛ گویی کودکِ درونِ خود را در کالبدِ آنها جاری ساخته و با آنها نفس کشیده است. هر حرکت، هر مکث، هر نگاهِ این بازیگرانِ خردسال، نه از روی تمرینِ صرف، که از باوری درونی سرچشمه می‌گرفت و تماشاگر را غرق در شگفتی میکرد.

در این میان، بازیِ درخشانِ محمدطاها ابوالقاسم، آرنیکا درودیان، آنوشا زمانی، فاطمه‌زهرا زندیه، پویان عبادی، نازگل قاسمی‌سپرو، مرسانا کریمی، بهار مجرد و کورش نوری، چنان طبیعی و جاندار بود که انسان را به آینده‌ای روشن برای تئاترِ این مرزوبوم امیدوار میکرد. هر یک از این کودکان، با هوش و استعدادِ ذاتی خود، نقشی فراتر از سن و سالشان آفریدند و ثابت کردند که نسلِ نو، نه تنها بیننده، که خالقِ صحنه‌های نابِ تئاتر خواهد بود.

با این حال، کاش موسیقیِ اثر اندکی پررنگ‌تر بود و حرکاتِ موزونِ گروهی، که گاه در لابه‌لای صحنه‌ها به زیبایی می‌درخشید، فرصتِ ظهورِ بیشتری می‌یافت؛ چرا که بسیاری از این کودکان به‌جرأت انعطاف‌پذیری بدنیِ چشمگیری داشتند و همان قطعاتِ کوتاهِ موسیقاییِ موجود نیز تماشاگران را به وجد می‌آورد. به نظر می‌رسد افزودنِ اپیزودهایی با حرکت‌های هماهنگ و ریتمیک، می‌توانست بر جذابیتِ بصری و شادابیِ اثر بیفزاید و آن را به تجربه‌ای کامل‌تر تبدیل کند.

در پایان، تماشای این نمایش نه تنها یک عصرِ دلپذیرِ فرهنگی، بلکه یادآوریِ این حقیقت بود که تئاترِ کودک، اگر با عشق، دانش و درکِ عمیق از جهانِ کودکی همراه باشد، می‌تواند به ژرف‌ترین شکل ممکن بر روح و ذهنِ مخاطب تأثیر بگذارد. مریم کاظمی و گروهِ جوانش، امشب ثابت کردند که آیندهٔ تئاترِ ایران در دستانِ توانمندِ همین نونهالانِ امروز، و کارگردانانی که به آنان بها می‌دهند، درخشان و امیدبخش خواهد بود.