بنام خالق معنا
ابتدا باید به علی بهراد و مجید کریمی برای ساخت فیلم «تهران کنارت» خستهنباشید گفت؛ فیلمی که شاید در ظاهر ادعای بزرگی نداشته باشد، اما میتواند اثری فراتر از ابعاد رواییاش بر سینمای امروز ایران بگذارد. اهمیت این فیلم بیش از آنکه در بلندپروازیهای مضمونی یا فرم پیچیدهاش باشد، در نوع نگاه آن به زیست جوانان تهرانی نهفته است؛ نگاهی که در سینمای ایران کمتر مجال بروز پیدا کرده است.
فیلم روایت رابطهی عاطفی دو جوان با بازی علی شادمان و آناهیتا افشار است؛ رابطهای که از هیجان، کشف متقابل، صمیمیت، آسیب، تلخی و لحظههای شیرین ساخته شده است. «تهران کنارت» در سطح داستان، دربارهی یک رابطه است، اما در لایهای عمیقتر، دربارهی نحوهی زیستن نسلی در تهران امروز است؛ نسلی که میکوشد در دل محدودیتها، برای خود امکان تجربه، عشق، خطا، فرار و بقا بسازد.
یکی از مهمترین امتیازهای فیلم این است که از الگوهای آشنای بازنمایی جوانان در سینمای ایران فاصله میگیرد. فیلم نه در امتداد گفتمان رسمی حرکت میکند و نه بهتمامی در قالب سینمای معترض میگنجد. به بیان دیگر، «تهران کنارت» نه میخواهد نسخهای اخلاقی برای زیستن ارائه دهد و نه با شعارزدگی، خود را بهعنوان بیانیهای اجتماعی عرضه کند. فیلم بیشتر میکوشد تجربهای زیسته را صادقانه بازنمایی کند؛ تجربهی بخشی از جوانان نسبتاً متمول تهران که جهان عاطفی و اجتماعیشان معمولاً یا نادیده گرفته میشود یا با قضاوتهای شتابزده به تصویر درمیآید.
ادامه متن را میتوانید در مجله انلاین دنیای تصویر بخوانید.